نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 139

علت از دست رفتن کاربران فعال توییتر

میدان دیجیتالی شهر

چه بر سر توییتر آمد؟ در گذشته‌ای نه‌چندان دور، توییتر را میدان دیجیتالی شهر می‌دانستند که در آن اندیشمندان و فعالان گرد هم می‌آیند تا بحث کنند و جنبش‌ها را سازمان دهند. ولی این هفته بالاخره تایید کردند که رشد توییتر از حرکت ایستاده است و سهام این شرکت نیز روند نزولی دارد. توییتر و تحلیلگران آن معتقدند علت افول توییتر، رقابت است – به همین علت است که ابزار جدید، دکمه‌ها و عملیات جدید را با سرعت زیادی اضافه می‌کند. ولی هیچ کدام موجب جذب کاربر نشده است. برعکس، صحنه باوقار اخبار و نظرها را به شهر تفریحی GIF و اخبار فوری و اسپم تبدیل کرده است. افول توییتر، ادامه دارد.
به نظر من جواب سوال بسیار روشن است. اگر از توییتر استفاده نمی‌کنید، متاسفانه واقعیت این است که امروزه این برنامه شباهتی با میدان شهر ندارد و بیشتر شبیه حفره درگیری است. علاوه بر حساب‌های کاربری بی‌هدف، بی‌برنامه، نامربوط و پرسر و صدا، مزاحمت، سوء‌استفاده، تهدید، ارعاب و غیره نیز رشد کرده است – خشونت احساساتی سطح پایین که هرگز قطع نمی‌شود.
پی بردن به علت افزایش سوء‌استفاده از توییتر – از نظر کمیت و خشونت – دشوار نیست. مسئولان توییتر نیز کمتر به این موضوع اهمیت داده‌اند.
رسانه‌های اجتماعی و آنچه زندگی واقعی می‌نامیم، از زمان آغاز به کار توییتر به هم نزدیک شده‌اند ولی هنوز تمایز مهمی در میان است. مساله فقط ناشناسی در وب نیست، که کم‌کم بی‌اهمیت می‌شود. مشوق‌های اجتماعی آنلاین هنوز هم برعکس عمل می‌کند. تصور کنید در زندگی واقعی به چند نفر غریبه توهین کنید، احتمال زیادی دارد که با مشت این افراد مواجه شوید. اگر به شش نفر مشت بزنید، احتمالش زیاد است که یکی از آنها به پلیس خبر بدهد. ولی اگر این کار را به صورت دیجیتال انجام دهید، هزار دوست جعلی ناگهان پدید می‌آیند و از شما حمایت خواهند کرد، و شرکت توییتر که میزبان این اراذل و اوباش است، هیچ تلاشی در پیشگیری از آنها ندارد. در نتیجه، به طور ظالمانه‌ای این شرکت رو به افول است.
مشکل اساسی توییتر، تعامل سطح پایین آن است: سوء‌استفاده. ولی این فقط مشکل توییتر نیست. همه جا می‌توان آن را مشاهده کرد. سوء‌استفاده یکی از ویژگی‌های دائمی زندگی است که می‌شناسیم، در این عصر نارضایتی انتظار داریم رفتار رئیس با ما نامناسب باشد، قراردادهایی که نمی‌خواهیم به ضرر ما تمام شود، قبض پرینت شود و بندهای مخفی آن پول ما را به یغما ببرد، سیاست‌مداران فریب‌مان دهد و نمایندگان ما به خوبی نمایندگی نکنند… و اکنون رسانه‌ای که بیشتر زندگی بیداری خود را در آن می‌گذارنیم، پر از غریبه‌های گردن‌کلفت است.
در عوض، درس‌های سوء‌استفاده را درونی می‌کنیم و خود به سوء‌استفاده کننده تبدیل می‌شویم. انتظار داریم با مشتریان خود بدرفتاری کنیم، از جوامع خود سوء‌استفاده کنیم، به همتاهای خود زور بگوییم، شرکت‌ها را دور بزنیم، همکاران خود را فریب دهیم، وظایف خود را انجام ندهیم، بی‌ارزش‌ترین کالا را با بالاترین قیمت ممکن به عنوان «معجزه در جعبه» بفروشیم… هدف این نیست که به درجات عالی برسیم، بلکه با نگرانی جریان را دنبال می‌کنیم. سوء‌استفاده اشکال مختلفی دارد ولی اساساً از دریچه‌های اینترنتی منتقل می‌شود، یا از ستادهای VW به آب‌های فلینت میشیگان. توییتر به عنوان شرکت فناوری، این وقایع را نادیده می‌گیرد. دادگاه‌ها از آن می‌گذرند. و سوء‌استفاده به امری عادی تبدیل و سرانجام، قانون می‌شود. نه تنها به خود سوء‌استفاده، بلکه به این واقعیت که قرار نیست با مجازات روبه‌رو شود نیز عادت می‌کنیم. نوعی مشکل سرویس مشتری یا بحران روابط عمومی تلقی می‌شود، نه مساله حساس تجاری. ولی امروز کسب و کار بیشتر شرکت‌های تجاری، محصولی با تولید انبوه (عصر صنعتی)، یا قرار دادن بسته‌بندی‌ای جذاب‌تر روی محصول (عصر برند و مد) یا انتقال سریع‌تر اطلاعات (عصر اطلاعات) نیست. کسب و کار بیشتر شرکت‌های تجاری، تعامل است. چرا؟ به علت اینکه مردم با موسسات طوری تعامل می‌کنند که در گذشته نمی‌توانستند – در توییتر، بله، به چند روش دیگر هم میسر است. ولی اگر قرار است این تعاملات، دردناک، سخت، خسته‌کننده، بی‌هدف، ترسناک، وحشتناک و خوف‌آور باشد، آیا عجیب است که مردم از این تعاملات روی برگردانند؟ امروزه در دنیایی با تعاملات به شدت کم‌کیفیت و بی‌آینده مواجه هستیم. آخرین باری که واقعاً از رفتن به فروشگاه، بانک، بیمارستان، دفتر پست، تئاتر، مرکز خرید یا سالن ورزشی لذت برده‌اید کی بود (مثلاً دقت کنید که چرا صف پرداخت خودکار در فروشگاه، ابزارفروشی یا داروخانه همیشه طولانی‌ترین صف است)؟ آخرین باری که انتظار نداشتید اپراتور تلفن همراه، شرکت خدمات تلویزیون، بانک و غیره شما را فریب ندهند، کی بود؟
در عصر تعامل، ساده‌ترین مسیر برای برتری، ارائه تعامل با کیفیت بالاست. سوء‌استفاده، امری حاشیه‌ای در کنار مسائل راهبردی واقعی نیست. مساله محوری راهبرد است. ارائه تعاملات کم‌کیفیت در دنیای متصل به هم شبیه فروش محصولات خراب است؛ مانند فروش قطعات خودرو خراب در عصر صنعتی و تبلیغات کذب در عصر برند و مد است. اگر قرار است توییتر بهتر شود، باید رفاه مردم را مقدم بر عملکرد نهادی خود بدانیم زیرا رفاه مردم، عملکرد نهادی را به پیش می‌راند. قانونی که همیشه باید به یاد داشته باشیم این است که تعامل باکیفیت، قدرت انسان‌ها را افزایش می‌دهد. تعاملات کم‌کیفیت، قدرت انسان‌ها را کاهش می‌دهد و به حداقل می‌رساند. بنابراین یادگیری نحوه تولید تعاملات باکیفیت و عدم قبول تعاملات کم‌کیفیت، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نهادهای امروزی است. قبلاً مجبور نبودند به این مساله بپردازند – ولی اگر امروزه چنین مسائلی را در نظر نگیرند، بیشترشان ممکن است در نهایت به سرنوشت توییتر دچار شوند: افت سهام در بازار بورس، کمرنگ شدن ارزش اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این نهاد و بی‌خبر از علت وضعیت پیش‌آمده

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz