نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 45 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 148

مت مکینیس، مدیرعامل و موسس اینک‌ لینگ:

تبدیل ایده به تجارت

آیا ظهور کتابخوان‌های الکترونیکی به مرگ انتشارات منجر خواهد شد؟ مت مکینیس (Matt MacInnis)، بنیان‌گذار و مدیرعامل اینک لینگ (Inkling) معتقد است ضرورتاً این‌طور نخواهد بود. مک اینس شرکت خود را با یک هدف راه‌اندازی کرد: تولید کتابی بهتر. اما این نیروی قدیمی اپل قرار نیست چنین کتابی را بنویسد، بلکه او می‌گوید در حال «اختراع» کتاب از طریق افزودن اجزای تعاملی به آی‌پد و نسخه‌های مبتنی بر وب است. او کارش را با کتاب‌های متن‌محور آغاز کرد، اما امروزه این استارت‌آپ مستقر در سان‌فرانسیسکو کارش را به هر چیزی از هنر تا غذا و فرهنگ گسترش داده و از شرکت‌هایی مانند سکویا کپیتال و حتی ناشران برجسته‌ای همچون مک گراهیل و پیرسون نیز سرمایه جذب کرده است.

پیش از راه‌اندازی این استارت‌آپ چه کاری انجام می‌دادید؟

در شرکت اپل کار می‌کردم و آخرین کارم اداره توسعه بازارهای بین‌المللی برای تیم آموزش بود. من در مجموع هشت سال در این شرکت کار کردم و چیزهای زیادی درباره ساخت محصولات و معرفی آنها به بازار آموختم. این آموزه‌ها بنیانی عالی برای راه‌اندازی اینک لینگ بود.

تبدیل ایده‌تان به تجارت چقدر طول کشید؟

ما از سال ۲۰۰۹ وارد این تجارت شده‌ایم، اما معتقدم ایده‌ها با هیچ چارچوب واضحی تبدیل به تجارت نمی‌شوند. ایده تبدیل به نمونه اولیه می‌شود، همین نمونه اولیه تبدیل به ابزاری برای استخدام و جذب سرمایه می‌شود. نمونه‌های اولیه رشد می‌کنند و چالش‌های جدید تجاری خود را نشان می‌دهند. گاهی هم چشم‌انداز شما رشد می‌کند. مسلماً راهبردهایتان هم تغییر می‌کند.
در مورد ما، چشم‌انداز ما از یک مفهوم ساده برای کتاب‌های دیجیتالی به یک دیدگاه فراگیر برای آینده انتشارات تحول پیدا کرده است و ما نیز پیگیر همین چشم‌انداز هستیم. بسیاری معتقدند ما اکنون تجارتی رو به رونق داریم، اما همین که توانسته‌ایم ایده‌ای را به تجارت تبدیل کنیم بسیار خوشحال‌کننده است. از لحاظ فنی این تجارت است، لیکن هنوز سال‌ها کار برایمان مانده تا بتوانیم به سطحی از توانایی‌هایی برسیم که ایده اولیه‌مان قرار بود به بار آورد.

مهم‌ترین توصیه شما به کارآفرینان چیست؟

اگر واقعاً معتقدید در حال راه‌اندازی یک تجارت بزرگ هستید – باور واقعی دارید – پس باید تصمیماتی برای بهینه کردن نتایج خود بگیرید. سرمایه‌ای را که برای افکار بزرگ خود لازم دارید جمع می‌کنید. برای اهداف بلندمدت خود قمار می‌کنید. کارمندانی را پیدا می‌کنید که از پنج سال کار برای رسیدن به نتیجه مورد نظرشان خوشحال باشند نه از پنج ماه کار. طرح‌هایی برای محصولات‌تان پیاده می‌کنید که بتوان تا سه نسخه آن را ارائه کرد، زیرا باید باور داشته باشید که سه نسخه آنها با موفقیت عرضه خواهد شد. ریسک‌هایی می‌کنید که در کوتاه مدت احمقانه به نظر می‌رسد، اما در بلندمدت فراتر از انتظار همه نتیجه می‌دهد. نهایتاً باید به خودتان اعتماد داشته باشید و بدانید که هرچند شکست همیشه یک احتمال است، اما شما پیروز خواهید بود.
شاید در مجموع ساده و کلیشه‌ای به نظر بیاید، اما واقعیت این است که از لحظه‌ای که به نتایج بزرگ خود شک کنید، در واقع آن را پیش‌بینی می‌کنید. هیچ وقت چشم از افق خود برندارید.

اگر می‌توانستید از یک فرد درخواست توصیه کنید از چه کسی و درباره چه موضوعی درخواست توصیه می‌کردید؟

می‌خواستم از رئیس‌جمهور سابق، اوباما، بپرسم که در برخورد با تصمیمات دشوار چه می‌کند. مواردی که چه انجام دهی و چه انجام ندهی محکوم می‌شوی و هیچ حالت میانه‌ای هم وجود ندارد. شغل من در مقایسه با این، به اندازه قدم زدن در پارک ساده است. من با مرگ و زندگی سر و کار ندارم و با قطعیت نظام‌های سیاسی در ابعاد جهانی هم کاری ندارم. او هر روز از خواب بیدار می‌شود و با دشوارترین شغل جهان سر و کار دارد، با هر سازمانی، بزرگ و کوچک و مشکلات عظیمی که پیش می‌آیند. اگر سر میز غذا با او برخورد می‌کردم، می‌خواستم بدانم چطور این کار را انجام می‌دهد. چطور اولویت‌هایش را مدیریت می‌کند؟ بدون شک نوعی حس فرو افتادن هم دارد؛ می‌خواهم بدانم چطور با این تصمیمات دشوار مواجه می‌شود. آیا تا به حال برای تصمیم گرفتن شیر یا خط کرده است؟
من در مقیاس کوچک خودم و در مجموعه غیرمتوالی مشکلاتم احساس می‌کنم توصیه او بسیار راه‌گشا خواهد بود.

شرایط استخدام از سوی یک استارت‌آپ مثل استارت‌آپ شما چگونه است؟

ما در حال رشد هستیم، از این رو نیروی جدید استخدام می‌کنیم و مانند هر شرکت خوبی کسانی را استخدام می‌کنیم که کار متناسب با ارزش‌های خودشان را انجام دهند. حالت اول ساده است: تعداد بسیاری از افراد دارای مهارت هستند که می‌توانند طراح، مهندس، تدوین‌گر و بازاریاب باشند. اما وقتی تمامی مجموعه مهارت‌ها را با لایه‌ای از ارزش‌های خاص اینک لینگ بپوشانید، آن‌گاه این مجموعه بسیار محدود می‌شود.
استخدام شدن توسط یک استارت‌آپ بسیار ساده است اگر ارزش‌های آنها را بشناسید. همیشه می‌توان وانمود کرد، اما اگر ارزش‌های خاص یک استارت‌آپ را نمی‌شناسید می‌توانید با ارزش‌های خاص خودتان وارد آن شوید و سپس ببینید که آیا این ارزش‌ها با یکدیگر همخوانی دارند یا خیر. اگر همخوانی نداشتند هم اتفاق خوبی است که آنجا نروید، زیرا هرگز در آنجا خوشحال نمی‌بودید و آنها هم از دست شما راضی نمی‌بودند.
اگر احساس نکنید که شما را بر اساس ارزش‌هایتان بررسی کرده‌اند – مصاحبه‌های دشوار، مداخله و صحبت درباره کارهای سخت – این احتمال وجود دارد که استارت‌آپ اساساً مجموعه‌ای معین از ارزش ندارد و باید جای دیگری به دنبال کار باشید.
معمولاً در استارت‌آپ این‌گونه استخدام نمی‌شوید: استخدام شدن بر اساس اینکه در کارتان خوب باشید و درباره خودتان صداقت داشته باشید. این راهی برای خوشحالی از کارتان در هر شرکت کوچک یا بزرگی است، اما استارت‌آپ‌ها کمی سخت‌گیرتر هستند و دلیل جذابیت بیشترشان نیز همین است

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz