نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 136

سیاست آمریکایی در 140 حرف

به دنبال چه کسی هستیم؟

توییتر طی ۱۰ سال حضورش، نیروهایی را فعال کرده است که مسیر گفت‌وگوی سیاسی را کاملاً تغییر شکل می‌دهد.
«تنها یک امضا با اتمام جنگ در عراق فاصله داریم.» سناتور باراک اوباما با این پیام در آوریل ۲۰۰۷، اولین تبلیغات توییتری برای ریاست جمهوری خود را آغاز کرد و در ادامه، یکی از اولین نمایش‌های قدرت رسانه‌های اجتماعی در تاثیرگذاری بر سیاست و بحث سیاسی را شروع کرد.
اولین توییت اوباما یک ‌سال پس از اولین توییت جک دورسی بنیانگذار توییتر، در ۲۱ مارس ۲۰۰۶ منتشر شد. در طول ۱۰ سال اخیر، توییتر به نیروی بنیادین گفت‌وگوها تبدیل شده است، سلسله ‌مراتب بالا به پایین رهبری و تفکر سیاسی را دگرگون کرده است و به گروهی که از دیرباز در حوزه سیاسی نامرئی بودند، قدرت نمایش بخشیده است. می‌توان این قضیه را نوعی انقلاب دموکراتیک‌سازی گفتمان دانست که بسیاری از آن سخن می‌گویند ولی چنین انقلابی با درگیری کامل و خونین بر سر هویت، قدرت و آینده سیاست روبه‌رو است. اولین دهه توییتر، چه چیزی به ارمغان آورده است؟
اولین تبلیغات ریاست جمهوری اوباما در طول مراحل اولیه کسب شهرت توییتر اتفاق افتاد. ولی آدام شارپ رئیس اخبار، اداره و انتخابات توییتر، معتقد است پیام و هدف توییتر در آن زمان نیز روشن بود. او گفت:«تاثیر توییتر در سیاست و تحرکات سیاسی از همان ابتدا بسیار روشن بود.»
تاثیر توییتر طبیعی و تدریجی بود، شارپ معتقد است:«فکر می‌کنم توییتر به طرف سیاست نرفت و این سیاست بود که به طرف توییتر آمد و آن را صحنه‌ای برای ارتباطات و سازماندهی موثر بدون هزینه‌های سنتی یافت.»
در برابر هر عملی، عکس‌العملی ا‌ست در جهت مخالف آن، و به نظر می‌رسد حتی سیاست نیز از قانون سوم نیوتون معاف نیست. با شهرت اوباما به وسیله توییتر، بلوکی از سیاسیون مخالف وی سر برافراشتند: جنبش تی پارتی. تی پارتی اولین ساختار سیاسی آمریکایی است که می‌توان گفت در واقع حضورش را به توییتر مدیون است. می‌توان استدلال کرد که تی پارتی، اولین جنبشی بود که قدرت کامل توییتر در همگرایی و تقویت گروه‌هایی از مردم را که از نظر جغرافیایی دور ولی از نظر ایدوئولوژیک به هم نزدیک بودند، نشان داد.
مایکل پاتریک لیهی بنیان‌گذار هشتگ #TCOT (محافظه‌کاران بزرگ در توییتر) و یکی از معماران اصلی جنبش تی پارتی، ریشه تی پارتی را ابراز غریزی جداماندگی و خشم توصیف کرد.
لیهی می‌گوید:«در واقع باید به ۲۰۰۸ برگردی. در آن زمان توییتر چند سال بود که حضور داشت ولی تا حدود زیادی توسط لیبرال‌ها تصاحب شده بود و محافظه‌کارها نقش زیادی نداشتند. البته در نوامبر ۲۰۰۸، رئیس‌جمهور اوباما برای اولین بار انتخاب شد. خشم و هیاهوی زیادی بین جمهوری‌خواهان و بیشتر محافظه‌کاران برپا شد:«وای بر من.» انتخاب اوباما و تبلیغات معتدل (و بازنده) جان مک‌کین و کمک مالی دولت در اواخر ۲۰۰۸ محیطی برای محافظه‌کاران – که حس می‌کردند رهبری جمهوری‌خواهان آنها را نمی‌شنوند و با رهبری دموکرات پیش رو، صدایشان خفه خواهد شد – ایجاد کرد تا به منبع غیرسنتی قدرت سیاسی روی بیاورند.

در طول ۱۰ سال اخیر، توییتر به نیروی بنیادین گفت‌وگوها تبدیل شده و سلسله ‌مراتب بالا به پایین رهبری و تفکر سیاسی را دگرگون کرده است.

فراگیر شدن تی پارتی در کشور نشانگر قدرت انتشار سریع پیام‌ها توسط توییتر است. لیهی اندکی پس از پیوستن به تی پارتی در سپتامبر ۲۰۰۸، لیستی از محافظه‌کاران ساخت تا آنها را دنبال کند. هشتگ #TCOT و لیست قبل از انتهای ۲۰۰۸، در فضای مجازی پخش شد و از لیست ۲۰ نفره به گروه بیش از ۳۵۰۰ نفر با کنفرانس هفتگی سازماندهی‌شده در اوایل ۲۰۰۹ رسید. زمانی که ریک سنتلی لفاظی مشهور «تی پارتی شیکاگو» را فوریه ۱۹ در طبقه همکف مرکز بورس شیکاگو، ارائه داد، گروه لیهی از چنان قدرت دیجیتالی‌ای برخوردار بود که می‌توانست آن را اجرا کند. روز بعد، کنفرانس جنبش تی پارتی برگزار شد و تا آوریل چندین تی پارتی محلی شکل گرفت و همین روند ادامه داشته است.
حرکت سریع به ۲۰۱۶: موفقیت آغازین توییتر به عنوان ابزار سیاسی وارد واقعیت سیاسی شده است. نامزد سیاسی بدون توییتر، نامزد بازنده است. متخصصان رسانه‌های اجتماعی و خطاهایشان در همه جا حضور دارند. اینکه نامزدها اکنون به صورت مستقیم در شبکه‌های اجتماعی به همدیگر توهین می‌کنند، چند سال پیش غیرقابل تصور بود. ناظران و رای‌دهنده‌ها به بالارتبه‌ترین مقامات با صداقت و هیجان – و اغلب با توهین و جدیت – پاسخ می‌دهند، حتی گاهی در گفت‌وگو نیز شرکت می‌کنند. این گفت‌وگوی باز، از جمله حضور گروه‌های ناظر نظیر پولیتیوپس، مسئولیت‌پذیری را افزایش داده است و باعث شده چندین سیاست‌مدار که قوانین جدید بازی را ملاحظه نمی‌کردند، سقوط کنند. میزان دسترسی به سیاست‌مداران در تاریخ صد سال اخیر آمریکا، بی‌سابقه بودن است.
دسترسی به سیاست‌مداران، بخشی از قدرت را از آنها گرفته است و در عوض، گروه‌ها و افرادی که در فضاهای جدید رسانه‌ها حضور دارند، به قدرت سیاسی رسیده‌اند چرا که فضای قدرت در حال تعدیل است. این‌ گروه‌ها قدرت استفاده از توییتر برای منافع خود را به خوبی یاد گرفته‌اند.
سازماندهی گروه‌های پوپولیستی فوق‌محافظه‌کار در توییتر چشمگیر است. استهزا، بحث و حملات پیامی علیه سیاست‌مداران، فعالان و شخصیت‌های عمومی، برخی لیبرال و برخی دیگر محافظه‌کار، نیز افزایش یافته است. تحقیقات نشان داده است توییتر تی پارتی در استفاده از پیام‌های اضافی و سامانه شلوغ ولی غیررسمی تقویت سیگنال برای به اشتراک گذاری پیام‌ها و درخواست تظاهرات، بسیار قدرتمند است. سرعت و گزیده‌گویی توییتر و همچنین باز بودن مباحث آن، شاید آن را به مناسب‌ترین رسانه اجتماعی برای انجام چنین کارهایی تبدیل می‌کند. از جهتی فضای دموکرات پخش آگهی و سخنرانی در مرکز شهر که دوران اولیه آمریکا را تعریف می‌کرد، امروزه با شدت زیادی بر توییتر متمرکز شده است.
در هر دوره انتخاباتی، محافظه‌کاران با موجی از خشم، بیگانه‌هراسی و ناامیدی از اقتصاد هجوم می‌آورند ولی اکنون، رسانه‌های اجتماعی گروه‌های در حاشیه و لیبرال، با این سیل مقابله می‌کنند. جنبش اشغال در اواخر ۲۰۱۱ برای هماهنگی اقدامات مستقیم و تقویت پیام‌ها بر توییتر متکی بود و موضوع اهمیت دادن به سیاه‌پوستان چند سال بعد، تاکتیک خود را به این سمت جهت داد.
جونتا الزی ۲۶ ساله، یکی از مشهورترین فعالان در جنبش سیاه‌پوستان است و به علت تجربه‌اش در تظاهرات فروگسن، توییتر را بخش مهمی از کار و گفتمان خود می‌داند. او گفت:«بیشتر امور به تقویت فضایی مربوط می‌شود که مردم بتوانند در آن حرف بزنند، چرا که در حالت عادی چنین فضای بزرگی در دسترس افراد نیست. به نوعی شخص میانجی و پیام‌رسان را برمی‌داریم و ری‌توییت پیام باعث می‌شود پیام به ۵۰۰ هزار نفر برسد. این، رقمی بزرگ است.»
الزی اشاره می‌کند که با تقویت قدرت توییتر، وی و سایر رهبران می‌توانند با رقبایی مبارزه کنند که ثروتمندتر هستند. در واقع با گفت‌وگوی سنتی و کانال‌های رسانه‌ها چنین امری ممکن نبود. الزی می‌گوید:«ما رسانه خود شده‌ایم. به صدای خود تبدیل شده‌ایم. در جاهایی اعتبار یافته‌ایم که رسانه‌های سفید نمی‌توانستند وارد آن شوند.» این موضوع نشانگر قدرت کلیدی توییتر در فراهم کردن فرصت‌های معنادار تنظیم خط‌مشی به طرفی است که گروه‌های حاشیه‌ای و اقلیت‌ها قبلاً به آن دسترسی نداشتند.
البته نیروهای آزاد و تقویت‌شده توسط توییتر، قدرت را تقسیم می‌کنند ولی اغلب به طور طبیعی، این قدرت به هر دو طرف می‌رسد. همان‌طور که در دوران رقابت دونالد ترامپ و سناتور تد کروز برای نامزدی جمهوری‌خواهان مشاهده شد، که از نظر لیهی دارای احساسات تی پارتی بود، توییتر قدرت‌ها را تقویت کرده و پایه سازمانی گروه‌های ناراضی مردم – اغلب متعصب و بیگانه‌ستیز – را فراهم ساخته است. به ویژه ترامپ موضوع استهزا و شخصیت خنده‌دار برخی گروه‌های محافظه‌کار توییتر است. همین گروه‌ها، اغلب با هشدار و انزجار غیرقابل وصفی اقدامات فعالان سیاه‌پوست و سایر فعالان مبارزه با نژادپرستی را محکوم می‌کنند که تلاش دارند الگوی جدیدی از مشارکت عمومی و تغییرات گسترده اجتماعی – اهداف اجتماعی وطن‌پرستان تی پارتی – را محقق سازند. سایر جنبش‌ها نظیر انقلاب سیاسی سناتور برنی سندرز، با این افراد و دیگر اتحادیه‌ها به صورت ۲۳ساعته با جدل، خشم، همدردی، اتحاد، همکاری و مهم‌تر از همه، استهزا همراهی می‌کند تا در راه شکل دادن به ایده‌های کشور، باورها و هویت آن مبارزه کند. همین فعالیت آنلاین در عوض نشانگر نیروهای واقعی است که در واقعیت جدید و آفلاین آمریکا، شرکت می‌کند. همان‌طور که همکار من رابینسون میر اشاره می‌کند، دنیا اکنون شاهد نتایج آزمایشی بزرگ است که به «فرضیه فرهنگی» جدید توییتر مبتنی است.
تشریح کامل نقش توییتر در نحوه شرکت آمریکایی‌ها در تبادل ایده‌ها طی دهه اخیر، دشوار است زیرا برخی مفاهیم اکنون وجود دارد که عملاً شاید در آن دوران وجود نداشت. همان‌طور که شارپ می‌گوید «هنگامی که ابزاری نظیر توییتر وارد مجموعه می‌شود، مردم تازه متوجه می‌شوند که تنها نیستند». رسانه‌های اجتماعی برای هر باوری، از والاترین تفکرها تا پست‌ترین آنها، فضایی فراهم می‌کند تا میان مردم به اشتراک گذاشته شود. در طول دهه اخیر، گروه‌هایی از مردم از جغرافیای متنوع کنار هم در سامانه جمع شده‌اند تا نشان دهند که هیچ کس مجبور نیست تنها باشد. توییتر به کاربران اجازه می‌دهد تنهایی را به اتحاد تبدیل کنند و ابزاری به آنها می‌دهد که حتی گاهی از صندوق رای نیز تاثیرگذارتر است.
مهم‌تر از همه توییتر، سکون محترمانه گفت‌وگوهای سیاسی مدرن را در جهت‌های خوب و بد تکان می‌دهد. قدرتی که قبلاً بیشتر در دستان نهادهای سیاسی بود، اکنون به مردم برمی‌گردد. یا همان‌طور که الزی می‌گوید، توییتر به ما کمک می‌کند «در وهله اول هر کسی که دنبالش هستیم را پیدا کنیم». ولی هنوز این سوال باقی است: به دنبال چه کسی هستیم؟

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz