نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 45 حقوق فناوری حقوق فناوری صفحه 103

Ctrl+Z در مقررات بی طرفی اینترنت

همان‌طور که حدس هم زده می‌شد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، تلاش‌های خود را برای اعمال سیاست‌های مورد نظر خود در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات آغاز کرده است. یکی از نخستین ترکش‌ها ظاهراً قرار است به مساله بی‌طرفی در اینترنت بخورد. قاعده‌ای که دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ در محیط تکنولوژی و اینترنت آمریکا گذاشت و از همان زمان با مخالفت شرکت‌های بزرگ خدمات‌دهنده اینترنت و البته جمهوری‌خواهانی روبه‌رو شد که معمولاً لیبرال‌تر از دموکرات‌ها فکر می‌کنند.
در همین مدت که حرف از تغییر سیاست‌های بی‌طرفی اینترنت به میان آمده، چندین و چند مقاله در این زمینه نوشته شده است؛ مثل نوشته استیو لوهمارک که بیش از ۲۰ سال است برای نیویورک تایمز در زمینه اقتصاد و فناوری مطلب می‌نویسد یا نوشته دنیس پومبریانت، محقق حوزه CRM که در تک‌ورلد به بیان ایده‌های خود پرداخته است. در اینجا خلاصه‌ای از ترجمه مطلب اخیر را می‌خوانید.
دولت ترامپ در حال مقررات‌زدایی از حوزه خدمات پهنای باند اینترنت است و در این میان مقررات مربوط به بی‌طرفی اینترنت هم از بین خواهد رفت، مقرراتی که حدود دو سال پیش وضع شد تا شرکت‌های خدمات‌دهنده اینترنت نتوانند بابت خدمتی که اصولاً باید ارائه دهند پول بیشتری دریافت کنند.
ماجرا به طور ساده این است: یک شرکت خدمات‌دهنده اینترنتی باید پهنای باند یکسانی در اختیار تمامی تولیدکنندگان محتوا قرار دهد. با این حال در آمریکا غول‌های ارتباطی، سیستم جدیدی چیدند. آنها گفتند که بخشی از پهنای باند را فقط به بخشی از تولیدکنندگان محتوا اختصاص خواهند داد. به عنوان مثال طی توافقی با گوگل و نت‌فلیکس پهنای باند اختصاصی برای این دو سایت بزرگ پخش‌کننده ویدئو (گوگل از طریق یوتیوب) اختصاص می‌دادند و مشتری هم می‌توانست در زمان خرید اینترنت، فقط این پهنای باند را خریداری کند.
دنیس پومبریانت در مقاله خود، لزوم قواعدگذاری در این حوزه را از زاویه مفهوم Common Carrier توجیه می‌کند که مشخصاً مربوط به صنعت حمل و نقل است. او آن‌گاه شرکت‌هایی مانند AT&T یا Comcast را نوعی از Oligopoly می‌نامد؛ یعنی شرکت‌هایی که اگرچه تمام بازار را در دست ندارند، اما بخش بزرگی از بازار در دست آنهاست و به بیان دیگر انحصارگر مطلق نیستند، لیکن تقریباً نوعی از انحصار در بازار را دارند. به این ترتیب، او با ارجاع به کاری که دولت در خصوص خدمات‌دهندگان آب و سایر انشعابات عمومی انجام داده، می‌گوید که دولت باید با استفاده از پرچم حمایت از حقوق مشتریان در این زمینه ورود و اقدام به مقررات‌گذاری کند.
دنیس پومبریانت در ادامه به نکته جالب توجهی هم اشاره می‌کند و می‌گوید وقتی به طور دقیق بازار محتوای فروخته‌شده در وب را هم بررسی می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که ارائه‌کنندگان محتوا نیز به نوعی در اختیار خدمات‌دهندگان محتوا هستند و مثلاً همان شرکت Comcast بیشترین میزان درآمد را در حوزه رسانه‌ای (و به طور مشخص در تلویزیون‌های کابلی) جهان دارد. در اینجا مشخص می‌شود امتیازی که این شرکت در نظر گرفته عملاً به مزیتی برای خودش تبدیل می‌شود و در این میان کسی که ضرر می‌کند ارائه‌کنندگان کوچک و متوسط هستند که باید از پهنای باند عمومی در کنار بقیه ارائه‌کنندگان محتوا استفاده کنند.
البته باید گفت این مساله در نهایت از نظر مالی هم به نفع مشتری نیست. این مقاله مثال جالب توجهی در این زمینه دارد و می‌گوید در حال حاضر در برخی از هتل‌ها، اینترنت به دو صورت عرضه می‌شود. یک اینترنت کم‌سرعت که فقط برای چک کردن ایمیل مناسب است و اینترنت پرسرعتی که برای کارهای عمومی مناسب است. در این شرایط شما معمولاً متقبل پرداخت هزینه اضافی می‌شوید، چرا که ابتدا بسته کم‌هزینه را می‌خرید ولی بعد از اینکه می‌بینید به بسیاری از سایت‌ها دسترسی ندارید، مجبور می‌شوید با پرداخت هزینه دیگری یک بسته جدید خریداری کنید. در وضعیت بی‌طرف نبودن در اینترنت نیز با همین وضعیت روبه‌رو هستیم و می‌توان با کمی اغراق روزی را دید که مجبور باشیم برای دیدن هر سایت یک بسته اینترنت خاص بخریم (البته در حال حاضر هم تقریباً همین شرایط وجود دارد و در شرایطی که مقررات بی‌طرفی وضع نشده بود، شما باید بسته‌هایی را برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی یا تماشای ویدئوهای استریم خریداری می‌کردید و در صورتی که یکی را داشتید، دسترسی به دیگری عملاً غیرممکن بود).
البته دلایل دیگری هم برای مخالفت با قواعد مربوط به بی‌طرفی در اینترنت وجود دارد. مثلاً فکر کنید که در این شرایط کسب و کارهای کوچک آنلاین اساساً بستر لازم برای رقابت با غول‌ها را ندارند، زیرا هر کسی دوست دارد در کمترین زمان به محتوای مورد علاقه‌اش برسد و از این رو، وقت خود را برای سایت‌هایی صرف نمی‌کند که از محیط عمومی اینترنت استفاده می‌کنند. یا از سوی دیگر چرا به مساله بهره‌وری اشاره نکنیم؟ اگر ما حاضر نشویم از بسته‌های خاص استفاده کنیم، با اینترنت کندی روبه‌رو خواهیم بود که باعث می‌شود کارها را دیرتر انجام دهیم.
حالا یک سوال مهم این است که در چنین شرایطی چرا باید دولت ترامپ بر لغو این مقررات اصرار داشته باشد؟ به هر حال گفتیم که در این وضعیت منافع تجاری شرکت‌های بزرگ ارتباطی وجود دارد و گرایش‌های اقتصادی‌ای که جمهوری‌خواهان دارند؛ اما هر چه هست باید به جمله اول مقاله پومبریانت فکر کرد. به اینکه در یک مباحثه سیاسی وضعیتی که یک طرف حاضر نشود یک حرف حق را بپذیرد ابتدا کمی آزاردهنده است، ولی پس از مدتی این موضوع شکل خطرناکی به خود می‌گیرد، چرا که پای منافع مردم به میان می‌آید

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz