نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 52 حقوق فناوری حقوق فناوری صفحه 91

ترجمه مقاله‌ای از فرانسیس فوکویاما

رسانه‌های اجتماعی و دموکراسی

آن‌طور که ویکی‌پدیای فارسی گفته، فرانسیس فوکویاما با نام کامل یوشی‌هیرو فرانسیس فوکویاما (به انگلیسی:Yoshihiro Francis Fukuyama)، (متولد ۲۷ اکتبر ۱۹۵۲)، فیلسوف آمریکایی، متخصص اقتصاد سیاسی، رئیس گروه توسعه اقتصادی بین‌المللی مدرسه مطالعات پیشرفته بین‌المللی پال ایچ‌نیتس دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» است که به خاطر نظریه‌پردازی «پایان تاریخ» شهرت یافته. او در ۳۰ اکتبر (۸ آبان) امسال مقاله‌ای با عنوان رسانه‌های اجتماعی و دموکراسی در وب‌سایت امریکن اینترست، مجله معتبر آمریکایی در زمینه علوم سیاسی، منتشر کرد. ایده اصلی فوکویاما در این مقاله این است که قواعد سنتی مربوط به آزادی بیان نمی‌تواند در وضعیت فعلی ما را به سمت دموکراسی ببرد. نمونه‌ای هم که او بررسی کرده انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکاست. ترجمه کامل این مقاله را بخوانید:

چند هفته اخیر برای پلتفرم‌های بزرگ اینترنتی، فیس‌بوک، گوگل و توییتر، هفته‌های خوبی نبوده است. در حالی که مارک زاکربرگ، موسس فیس‌بوک، پیش از این مدعی شده بود که این یک دیوانگی است اگر فکر کنیم این شرکت کوچک‌ترین تاثیری در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا داشته، شریل سندبرگ (Sheryl Sandberg)، مدیر ارشد اجرایی فیس‌بوک، مجبور شد یک هفته در واشینگتن باشد تا در مورد اینکه اخیراً کشف شده روس‌ها تبلیغات سیاسی را در طول کمپین انتخابات اخیر در فیس‌بوک خریده‌اند توضیح دهد. توییتر مطلع شده یک حساب کاربری (@TEN_GOP) که وانمود کرده سخنگوی حزب جمهوریخواه از ایالت تنسی است در واقع یک خرابکار روس بوده و پیام‌های تفرقه‌برانگیزی را منتشر کرده و ماه‌ها بعد از آنکه سازمان واقعی حزب این شرکت را مطلع کرده از فعالیت آن جلوگیری نشده است. مدیران اجرایی بیشتری از این پلتفرم‌ها در هفته‌های آینده مقابل کمیته‌های کنگره حاضر خواهند شد تا در خصوص مسئولیت‌های خود در برابر دموکراسی آمریکا (با عنایت به ماجرای انتخابات آمریکا) توضیح دهند.

اینترنت و رشد رسانه‌های اجتماعی قواعد گفت‌وگو پیرامون آزادی بیان در سراسر جهان را تغییر داده است. در اینجا همیشه اطلاعات نادرست، پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی جهت‌دار و ارائه نکردن اطلاعات به صورت عامدانه روی مسائل سیاسی اثر می‌گذارند. دفاع سنتی از آزادی بیان تئوری بازار ایده است که می‌گوید: اگر در اینجا اطلاعات بدی وجود داشته باشد، راه‌حل این نیست که آنها را سانسور کنیم یا حتی مورد مقررات‌گذاری قرار دهیم، بلکه این است که اطلاعات خوب را بیرون بکشیم که ممکن است بد به حساب بیاید. اطلاعات بیشتر همیشه بهتر است. اما مشخص نیست که این استراتژی به خوبی در عصر اینترنتی کار کند. عصری که در آن هزاران روبات و خرابکار می‌توانند پیام‌های بد را با صدای بلند بدون اینکه کسی آنها را بشناسد بیان کنند. مدل‌های تجاری پلتفرم‌ها مشکل را با الگوریتم‌هایی تشدید می‌کنند که باعث می‌شود برای توزیع ویروسی و سرعت بخشیدن به توزیع محتوا استفاده شود و در نتیجه توهم‌های توطئه و پست‌های دردسرساز به گیرنده‌های این پیام‌ها فرستاده می‌شود.

این پلتفرم‌ها، به طور خاص در این حوزه، ادعا می‌کنند که آنها فقط پلتفرم‌های بی‌طرفانه فنی‌ای هستند که در آن کاربران به اشتراک‌گذاری اطلاعات مانند یک کمپانی مخابراتی می‌پردازند؛ درست مثل یک شرکت تلفن که کاربران تلفن را به هم وصل می‌کند. رژیم حقوقی باقیمانده از دهه ۱۹۹۰ این دیدگاه را تقویت می‌کند، چرا که این پلتفرم‌ها را از مسئولیت بر محتواهایی که آنها میزبانی می‌کنند معاف می‌کند و آنها را کانال انتقال محتوا می‌داند نه شرکت‌هایی رسانه‌ای. اما در واقع این رسانه‌ها بی‌طرف نیستند. مدل تجاری آنها بر اساس فهم علاقه‌مندی و سلیقه‌های کاربران است که به تناسب آن برای این کاربران تولید تبلیغات کنند. این دقیقاً چیزی است که موسسات سیاسی شبیه کمبریج آنالیتیکا، که موسسه کار روی دیتاهاست، عمداً به نفع ترامپ در طول کمپین انتخاباتی انجام داده است. فقط پلتفرم‌ها قدرت انجام این کار را در یک زمینه جهانی دارند.

آشنایی ناگهانی با شیوع خبرهای جعلی، تبلیغات هدفمند و دستکاری این سیستم‌ها به وسیله یک قدرت خارجی متخاصم، به صورت طبیعی باعث شکل‌گیری فراخوان‌ها شده و در برخی موارد ما را به سمت اقدام‌هایی برده تا اینترنت را مقررات‌گذاری کنیم. قابل توجه‌ترین مورد در این زمینه قانون آلمان است که در این تابستان توسط بوندستاگ، مجلس این کشور، به تصویب رسید تا خبرهای جعلی را جرم‌انگاری کند و در آن مجازات بسیار بالایی تا بیش از ۵۰ میلیون یورو برای پلتفرم‌هایی در نظر گرفته شده که اجازه دهند چنین محتوایی نمایش داده شود. در ایالات متحده مارک وارنر، جان مک‌کین و آمی کلوبوچار یک لایحه معرفی کرده‌اند که این پلتفرم‌ها را ملزم می‌کند اطلاعاتی درباره خریدهای تبلیغات سیاسی در اینترنت افشا کنند و این در حالی است که دیگران معتقد بودند خارجی‌ها باید از ارائه چنین تبلیغاتی منع شوند. این ابزارها به راحتی قواعد اینترنت را در مسیری برده‌اند که در حال حاضر برای تلویزیون وجود دارد، اگرچه اجرا کردن چنین قواعدی (در اینترنت) به صورت قابل فهمی بسیار دشوارتر است.

در مقابله چالش‌های شبکه‌های اجتماعی با دموکراسی یک شکاف سیاسی از قدیم‌الایام بین اروپا و آمریکا بوده است. در میان دموکراسی‌های توسعه‌یافته موضع اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا درباره آزادی بیان همیشه یک استثنا بوده است و کمترین محدودیت را در مورد بیان‌های سیاسی گذاشته، اگر نگوییم که هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. بسیاری از کشورهای اروپا در مقابل خواهان جرم‌انگاری انواع مشخصی از گفتارهای تنفرآمیز مثل انکار هولوکاست هستند. به طور عمومی اروپایی‌ها بر پایه دیدگاه خوش‌بینانه به دولت، به عنوان محافظ نفع عمومی، بیشتر خواهان استفاده از قدرت دولت برای مقررات‌گذاری در رفتار هستند. تلویزیون‌های عمومی که دولت هزینه آن را می‌دهد، یک راه آشکار برای مقابله با اخبار جعلی، در اروپا بسیار مرسوم‌تر از آمریکاست و علاوه بر این یکی از شرایط لازم برای عضویت در شورای اروپاست. آمریکایی‌ها در مقابل بیشتر آماده هستند که دولت را یک تهدید برای آزادی فردی ببینند. در این کشور سیستم عمومی پخش صوت و تصویر هرگز به عنوان تامین‌کننده بی‌طرف آزادی فردی دیده نشده است. محافظه‌کاران با این عقیده مخالف کردند و آن را ایده‌ای دانستند که چپ‌ها از آن سوءاستفاده کرده‌اند.

در حال حاضر روشن نیست که آیا مقررات‌گذاری دولتی حتی در آمریکا امکان‌پذیر است و باعث شده در این کشور دو نظر مختلف در این خصوص وجود داشته باشد. ممنوع کردن خارجی‌ها از خریدن تبلیغات سیاسی ممکن است عملی شود، اما هر اقدامی برای کنترل محتوا هم گرفتار حفاظت‌های مربوط به اصلاحیه اول قانون اساسی است و هم عدم توافق سیاسی. سخت است تصور مقررات‌گذاری دولتی در زمینه اخبار جعلی، وقتی خود رئیس‌جمهور یکی از بزرگ‌ترین تامین‌کنندگان این ژانر است و از آن سو با استفاده بیش از حد عبارت فیک‌نیوز را به ابزاری علیه انتقادات تبدیل کرده است.
این مساله به این معناست که مرز هر گونه حرکتی به سمت کنترل اطلاعات بد در ایالات متحده، اجباراً باید صرفاً بر پلتفرم‌ها اعمال شود. آنها تحت فشار سنگینی از طرف کاربران‌شان، تبلیغات‌دهندگان و کارمندان‌شان هستند تا به مسئولیت‌هایشان این را اضافه کنند که خود را نه فقط به عنوان پلتفرم‌های طبیعی بلکه به عنوان کمپانی‌های رسانه‌ای ببینند که مسئولیتی برای نظم و ترتیب دادن به محتوایی دارند که آنها فراهم می‌کنند. این همچنین باعث خواهد شد آنها مجبور شوند از طریق تغییراتی که در مقررات سرویس صورت می‌دهند چنین نقشی را در خصوص محتوای تروریستی، هرزه‌نگاری کودکان و نیز زورگیری مجازی (cyber-bullying) ایفا کنند. اگرچه آنها نیاز دارند تا با تغییر الگوریتم‌هایی که موارد مشخصی از داستان‌های حساس را -که اثر سیاسی مضر دارد- ارتقا می‌دهد فراتر از این هم بروند. این یک موضوع مربوط به آزادی بیان نیست.

در اینجا البته مشکل دیگری وجود دارد که به وسیله مقررات‌گذاری حل نمی‌شود و آن هم مشکل مقیاس است. در یک سیستم سیاسی دموکراتیک سالم، کمپانی‌های رسانه‌ای با یکدیگر در فراهم آوردن دیدگاه‌های متضاد و رقیب رقابت می‌کنند، آن هم بر اساس استانداردهای اساسی روزنامه‌نگاری. این کمپانی‌ها به سمت یک گروه سیاسی غش می‌کنند، اما تنوع لازم کافی برای مطمئن شدن از نوعی تعادل وجود دارد؛ یعنی اگر شما نیویورک تایمز را دوست ندارید، می‌توانید به وال‌استریت ژورنال مراجعه کنید.

اما این چیزی نیست که در وضعیت فعلی اینترنت جهانی وجود داشته باشد. در اینجا تنوعی از پلتفرم‌های رقیب با دیدگاه‌های متفاوت وجود دارد. در اینجا فیس‌بوک است که به یک کاربردپذیری جهانی رسیده. فیس‌بوک یک دستور کار مشخص سیاسی ندارد و انگیزه آن حداکثر سود است که امکان دارد باعث شود این شرکت علاقه نداشته باشد که با مشخص کردن عدم بی‌طرفی، گروه بزرگی از کاربران را از خود براند. در سوی مقابل این شرکت‌ها به طور عملی، مقدار قابل توجهی کنترل روی اینکه کاربران چه چیزی را مبنی بر یک انحصار مجازی ببینند وجود دارد. کشورهای مشخصی هستند که فیس‌بوک مسنجر در آن جانشین ایمیل به عنوان اولین بستری که مردم با هم ارتباط دارند شده است و ما نیاز داریم به اینکه به‌دقت فکر کنیم که آیا دموکراسی آمریکا می‌تواند پابه‌پای چنین قدرت‌های متمرکزی در رقابت‌های بزرگ‌تر (از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته) زیست کند؟

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz