نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 29

نگاهی به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های خارجی در صنعت ICT ایران

یا حلال کن یا برو

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها

شرکت‌های خارجی و هیات‌های تجاری با سر و صدای فراوان می‌آیند و می‌روند. سرمایه‌گذارها در حال بررسی وضعیت بازار ایران و سبک سنگین کردن شرایط پسابرجام هستند. هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند تا کجا می‌توانند در این بازار پیش بروند و با تحریم‌های آمریکا روبه‌رو نشوند. به خصوص اکنون که فرمان سیاست در ایالات متحده در جهتی عکس هشت سال گذشته می‌چرخد. با همه این سر و صداها، آنچه به صورت مشخص اتفاق افتاده و می‌توان اندازه‌گیری کرد، هنوز تا رسیدن به ایده‌آل‌ها فاصله‌ای زیاد دارد.
ارقامی که در مورد سرمایه‌گذاری خارجی در ایران پس از برجام اعلام می‌شوند، معمولاً بیشتر در صنایعی مانند نفت و گاز هستند و صنعت ICT هنوز نتوانسته است ارقام بزرگی را به خود اختصاص دهد. تجربیات قبلی در زمینه سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران، عموماً یک نکته مهم دارند که لابه‌لای اعداد و ارقام گم می‌شود و آن، طرف ایرانی پروژه است.

بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری با حلال‌سازان

در حالی که سال‌ها از آغاز به کار اپراتور دوم تلفن همراه ایران می‌گذرد، مدیران دو سهامدار ایرانی این شرکت، هنوز هم معتقدند پروژه ایرانسل، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی پس از انقلاب (و شاید تمام تاریخ ایران) است. امروز افراد بسیاری هستند که مدعی‌اند MTN را آنها به ایران آورده‌اند. آن هم پس از جنجال‌هایی که بر سر حضور ترکسل به وجود آمد و سرانجام این شرکت ترک را از این راند. واقعیت این است که کسی به درستی نمی‌داند چه شد MTN پذیرفت با شرایطی متفاوت از آنچه در اسناد مزایده آمده، به ایران بیاید. این بخش از تاریخ همچنان در تاریکی مانده است. آیا سفر حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی آن روزها و رئیس‌جمهور امروز، به آفریقای جنوبی در این آمدن موثر بود یا لابی‌هایی که دلالان متعدد انجام دادند؟ هر چه بود، هیچ‌کس- از جمله مدیران ترکسل- تاکنون نتوانسته ثابت کند روندی غیرطبیعی در آمدن MTN‌ به ایران رخ داده است.
اما این ماجرا طرف دیگری هم داشت؛ طرف ایرانی که شرکت «گسترش الکترونیک ایران» است. شرکتی که در ابتدا سه بازیگر داشت و اکنون دو طرف دارد. بانک ملی ایران خیلی زود از گردونه کنار رفت و صاایران و بنیاد مستضعفان باقی ماندند. راز رفتن ترکسل و آمدن MTN‌ هر چه باشد، راز حضور یک شرکت خارجی در اپراتور دوم تلفن همراه ایران با میلیون‌ها مشترک و دسترسی به ارتباطات و اطلاعات حیاتی کشور، در شریک ایرانی آن نهفته است.
شرکت مخابراتی MTN در سال ۱۹۹۴ به عنوان دومین اپراتور تلفن همراه آفریقای جنوبی کار خود را آغاز کرد و خیلی سریع توانست در قاره آفریقا حضوری جدی داشته باشد. ایران نخستین کشور در خاورمیانه بود که MTN وارد آن شد و ۴۹ درصد سهام اپراتور دوم تلفن همراه را به ارزش دو میلیارد دلار تصاحب کرد. این شرکت در همان ابتدا بیش از ۵/۱ میلیارد دلار به ایران آورد. اما مهم‌ترین نکته درباره چنین حضوری این است که کدام طرف ایرانی می‌تواند اصل و سود سرمایه‌گذاری خارجی را تضمین کند؟ آن هم نه تضمین‌هایی از جنس آنچه در برخی پروژه‌ها توسط دولت صادر می‌شود. اگر به همان سال‌ها بازگردیم و جریانات روز افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) را به یاد آوریم، این جملات معنای بهتری می‌یابند.
شرکت «تاو» ترکیه در همان روزها از پروژه فرودگاه امام کنار گذاشته شد و این فرودگاه هنوز هم نتوانسته است به آنچه در برنامه‌ها بود برسد. در حقیقت آنهایی که حضور سلامت MTN را در ایران تضمین کردند، شاید قدرتی بیشتر از دولت دارند. توانایی شریک ایرانی پروژه اپراتور دوم، زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که توجه کنیم اپراتور سوم تلفن همراه ایران گرچه به یکی از زیرمجموعه‌های مهم و قدرتمند دولت (شستا) تعلق دارد، هیچ‌گاه نتوانسته است شریکی خارجی برای خود بیابد. پیش از تامین اجتماعی، شرکت تعاونی اسلامی مجتمع صنعتی رفسنجان نیز نتوانسته بود برای تالیا، شریکی خارجی داشته باشد. همه اینها برای نشان دادن قدرتمندی مالکان «گسترش الکترونیک ایران» کافی است؛ اما باز هم دلیل لازم است تا نشان دهد این گروه، مهم‌ترین حلال‌سازان پروژه‌های سرمایه‌گذاری خارجی در ایران (حداقل در حوزه ICT) هستند.

آنها که نتوانستند

بهمن سال ۸۲ وقتی شرکت تعاونی اسلامی مجتمع صنعتی رفسنجان به عنوان پیمانکار شرکت مخابرات ایران انتخاب شد، بازاری بکر در مقابل خود می‌دید. همین بازار به‌اضافه پسوند «رفسنجان» در نام شرکت بود که Tele2 سوئد را ترغیب کرد وارد ایران شود. اما خیلی زود ورق برگشت. دولت تغییر کرد و همان پسوند، این بار به ضرر مجتمع صنعتی عمل کرد. دیگر نه «تالیا» توانست سر بلند کند و نه Tele2 علاقه‌ای به حضور در بازار ایران نشان داد.
پس از Tele2 نوبت «ترکسل» بود که نتواند وارد بازار ایران شود. پروژه اپراتور دوم از همان ابتدای راه با مخالفت برخی روبه‌رو شد. رقمی که قرار بود به مشاور پروژه پرداخت شود و پروانه و مزایده و سهم شریک خارجی، همه و همه در دست‌انداز افتادند و سرانجام، زمانی که دولت هشتم در ضعیف‌ترین حالت به سر می‌برد و مخالفان دولت، اسب خود را برای در اختیار گرفتن همه چیز زین کرده بودند، از گردونه کنار گذاشته شد. ترکسل برای اولین بار، حضور خود را در هتل لاله تهران اعلام کرد و دوران حضورش در ایران از «عمر گل لاله» کمتر بود. چند سال بعد هتل لاله تهران یک بار دیگر میزبان یک اپراتور خارجی بود. «مگافون» روسیه این بار برای حضور در مزایده اپراتور سوم تلفن همراه وارد ایران شد اما خیلی زودتر از همتای ترک خود متوجه شد نمی‌تواند در این بازار حضور داشته باشد. گرچه مشکل ترکسل و مگافون یکسان نبود اما هر دو سرنوشتی مشابه داشتند. ترکسل شریک ایرانی مناسبی داشت ولی قربانی روابط نه‌چندان گرم ایران و ترکیه شد؛ اما مگافون، نتوانست شریک قدرتمندی برای خود بیابد.
به فاصله کمی از مگافون، «اتصالات» امارات وارد ایران شد و زمانی که گمان می‌کرد توانسته است ۴۹ درصد سهام اپراتور سوم را تصاحب کند، از گردونه کنار رفت. اتصالات، همه مشکلاتی را که دیگران داشتند، یک‌جا داشت.
خوش‌خیالی بود اگر کسی تصور می‌کرد یک اپراتور اماراتی در حالی که این کشور ادعای ارضی علیه ایران مطرح می‌کند و در بلوک دشمنی با ایران جاخوش کرده، می‌تواند وارد بخش ارتباطات کشور، آن هم در نسل ۳ شود. اما شرایط طرف ایرانی اپراتور سوم نیز به گونه‌ای بود که کسی تصور نمی‌کرد اگر به جای اتصالات، اپراتورهای خارجی دیگری بودند، امکان موفقیت بیشتر می‌شد. واقعیت این بود که توان تامین اجتماعی قابل مقایسه با بنیاد مستضعفان نبوده و نیست. «شستا» یک بار برای همیشه نشان داد نمی‌تواند پروژه‌ها را حلال کند. اما آیا دیگران می‌توانند؟

به دنبال نارنجی

اپراتور اول تلفن همراه ایران در میانه دهه ۸۰ توانست کم‌کم روی پاهای خود بایستد و از مالک اصلی‌اش (شرکت مخابرات ایران) جدا شود. همان روزها بود که این شرکت، صاحب نام و برند و لوگوی جداگانه‌ای شد؛ لوگویی که از همان ابتدا عده‌ای آن را به لوگوی «الجوال» عربستان شبیه می‌دانستند، از دو رنگ فیروزه‌ای و زرد پررنگ تشکیل شده بود. رنگ زرد در این لوگو در سال‌های اخیر کم‌کم تبدیل به نارنجی شده است که می‌تواند به منظور ایجاد تمایز بیشتر با اپراتور دوم باشد. اما سال گذشته خبری منتشر شد که نشان می‌داد مدیران همراه اول، رابطه خوبی با رنگ نارنجی دارند. اواخر تابستان سال گذشته اعلام شد «اورنج» فرانسه در حال مذاکره با یکی از اپراتورهای تلفن همراه ایران است. در آن زمان، شرکت مخابرات ایران اعلام کرد در سال‌های اخیر همکاری‌هایی با این اپراتور اروپایی داشته اما قصد فروش سهام خود را ندارد. بدین ترتیب بود که همه نگاه‌ها به سمت «رایتل» چرخید. اپراتوری که با گذشت چند سال از تولدش، هنوز نتوانسته است سهم مناسبی از بازار تلفن همراه ایران به دست آورد. مدیران رایتل در آن زمان پاسخ مشخصی به این حدس و گمان‌ها ندادند و سرانجام در میانه اخبار روز، «اورنج» گم شد. اما اواخر تابستان امسال اورنج دوباره به صدر اخبار بازگشت و این بار به وضوح اعلام شد همراه اول قصد دارد ۲۰ درصد سهام خود را به این اپراتور بفروشد؛ موضوعی که مدیرعامل همراه اول وعده داد تا پایان سال جاری به نتیجه برسد. اما همان زمان مدیران ارشد شرکت مخابرات ایران اعلام کردند همراه اول تا سال ۹۷ در شرکت مخابرات ایران ادغام خواهد شد؛ موضوعی که به مذاق مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار ایران خوش نیامد و وحید صدوقی به صورت تلویحی گفت در صورت چنین ادغامی، اپراتور اول را ترک خواهد کرد. در چنین شرایطی باید دید آیا اورنج به ایران خواهد آمد یا همانند دفعات قبل، چنین اتفاقی در حد مذاکره باقی می‌ماند که اگر چنین شود، بنیاد مستضعفان همچنان به عنوان تنها نهادی که توانایی شراکت با خارجی‌ها را دارد، باقی می‌ماند. هرچند در صورت ورود اورنج نیز چیزی از قدرت بازی‌سازی بنیاد کم نخواهد شد.

باز کردن گره

یکی از مواردی که بنیاد مستضعفان نشان داد می‌تواند به عنوان بازی‌ساز عمل کند، موضوع اپراتور چهارم بود. «ایرانیان نت» که از ابتدا به صورت شرکت سهامی همه فعالان مهم صنعت ICT ایران تاسیس شد، به دلایل متعددی نتوانسته است تاکنون اقدام مهمی در این صنعت انجام دهد. اپراتور چهارم که قرار بود زیرساخت شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات ثابت پرسرعت ایران را تامین کند، اکنون مانند دفترچه خاطراتی قدیمی، از یادها رفته است و اگر نبود، تمدید چندین‌باره دوره انحصارش، حالا تبدیل به تاریخ شده بود. با این همه به نظر می‌رسد بنیاد مستضعفان که خود یکی از شرکای این اپراتور است، این بار از MTN‌ نه به عنوان یک شریک، بلکه به ‌عنوان یک ابزار برای تغییر شرایط استفاده می‌کند.
در ماه‌های گذشته اخبار متعدد و موثقی درباره نهایی شدن حضور MTN در اپراتور چهارم شنیده شده است. حتی وزیر ارتباطات نیز در روز افتتاح تلکام امسال، گرچه از اپراتور آفریقایی نام نبرد اما حضور یک شریک خارجی را تایید کرد. با این حال هنوز خبر نهایی این شراکت و شکل آن اعلام نشده است. MTN که به دلیل تحریم بانکی ایران و تحریم معامله با دلار نتوانسته بود سود خود از محل اپراتور دوم را از ایران خارج کند، پس از برجام تلاش کرد این پول را به «ژوهانسبورگ» بازگرداند. حتی گفته می‌شد یکی از موضوعات مورد بحث در سفر رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی به ایران، همین مساله بوده است اما تاکنون مشخص نشده این تلاش‌ها چه نتیجه‌ای داشته‌اند. با اعلام خبر سرمایه‌گذاری MTN در اپراتور چهارم، به نظر می‌رسد حداقل بخشی از دارایی‌های این شرکت هنوز در ایران باقی مانده‌اند و این موضوع یکی از برگ‌های برنده بنیاد است. هرچند این تنها باری نیست که بنیاد در این ماه‌ها با برگ MTN‌ بازی می‌کند.

یک راکت سرانجام فرود می‌آید

آخرین حلقه از زنجیره حضور بنیاد مستضعفان در موضوع سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، باز هم استفاده از برگ MTN‌ شکل می‌گیرد. خبری که دو ماه پیش ابتدا در رسانه‌های خارجی منتشر و بعد سر و صدای زیادی در ایران به پا کرد، سرمایه‌گذاری ۲۰ میلیون یورویی ام‌تی‌ان در «گروه اینترنت ایرانیان (IIG)» بود که ۵۰ درصد سهام آن را در اختیار دارد. هرمن سینگ، مدیر ارشد بخش دیجیتال MTN مجموع سرمایه‌ای را که این شرکت تعهد کرده است در IIG سرمایه‌گذاری کند، ۴۰ میلیون یورو اعلام کرد و به این ترتیب می‌توان منتظر بود یک بار دیگر ۲۰ میلیون یورو توسط این شرکت، وارد ایران شود یا به بیان دیگر از ایران خارج نشود.
۵۰ درصد دیگر سهام گروه اینترنت ایرانیان متعلق به «راکت اینترنت» است که در سال ۲۰۰۷ توسط برادران اُلیور تاسیس شد و ده‌ها کسب و کار آنلاین را در دنیا توسعه داد. مدل کسب‌‌ و ‌کاری این شرکت، شناسایی استارت‌آپ‌‌های موفق اینترنتی در کشورهای دیگر (معمولاً در آمریکا) و تکرار آنها در بازارهای عمدتاً نوظهور است. راکت اینترنت در سال ۹۲ شرکت MEIH (Middle East Internet Holding) را با همکاری MTN تاسیس کرد. پیش از این استارت‌آپ‌هایی مانند بامیلو، موزاندو و زودفود، از سرمایه‌گذاری و مدیریت راکت بهره‌مند شده بودند اما اکنون مهم‌ترین نامی که از این شرکت شنیده می‌شود، «اسنپ» است. شاید به همین دلیل بود که بیشتر رسانه‌ها نوشتند ام‌تی‌ان در اسنپ سرمایه‌گذاری کرده است. هرچند با توجه به شفاف نبودن هزینه‌ها و درآمدهای استارت‌آپ‌ها و میزان سرمایه‌ای که هر کدام از آنها نیاز دارند، به درستی نمی‌توان گفت سرمایه‌ای که گروه اینترنت ایرانیان به کشور آورده، چقدر است و این سرمایه در کدام بخش هزینه می‌شود.*
فعالیت بی‌سر و صدا و بی‌حاشیه راکت اینترنت در ایران را اگر با همتایان دیگرش در ایران مقایسه کنیم، آن‌وقت به اهمیت داشتن یک شریک قدرتمند داخلی پی ‌می‌بریم.

انار ترش

هر قدر راکت اینترنت توانسته است به دور از نگاه‌ها و حاشیه‌ها کار کند، در سوی دیگر میدان، شتاب‌دهنده‌ای حضور دارد که هر روز با یک داستان جدید مواجه می‌شود. «سراوا پارس» که مالک شتاب‌دهنده «آواتک» است، با اینکه بزرگ‌ترین و موفق‌ترین کسب ‌و کارهای نوپای ایران را در زیرمجموعه خود می‌بیند اما آنچنان درگیر حواشی‌ای شده که حالا کمتر استارت‌آپی علاقه دارد به سراغش برود. «دیجی‌کالا» و «کافه بازار»، دو شرکت قدرتمندی هستند که با سهامداری آواتک اداره می‌شوند. در کنار اینها باید از «شیپور» و «ریحون» نیز نام برد که گرچه به اندازه آن دو موفق نبوده‌اند اما فعلاً در حال فعالیت‌اند.
مدتی پیش سراوا اعلام کرد بخشی از سهام خود را به شرکت سوئدی «پامگرنیت (Pomegranate)» واگذار کرده است. ارزش سهام واگذارشده بیش از ۶۰ میلیون یورو اعلام شد. شرکت سرمایه‌‌گذاری پامگرنیت در سال ۲۰۱۴ به منظور سرمایه‌گذاری در بازار اینترنت ایران توسط گروهی از سرمایه‌گذاران کشورهای سوئد، اتریش، سوئیس، انگلستان و اروپای شرقی و مرکزی تاسیس شده است.
مدیرعامل پامگرنیت، فلوریان هلمیش (Florian Hellmich) نام دارد و تحصیلکرده دانشگاه اقتصاد و کسب و کار وین است. او ۱۰ سال و ۱۱ ماه سابقه مدیریت در یک شرکت سرمایه‌گذاری روسی به نام Renaissance Capital را در کارنامه خود دارد که این به احتمال زیاد می‌تواند پایه شکل‌گیری ارتباط پامگرنیت با سرمایه‌گذاران روسی و اساس شکل‌گیری برخی صحبت‌ها مبنی بر سرمایه‌گذاری روس‌ها در ایران باشد. «شیپور»، «گریفون کپیتال» و «کاروانرو» سه شرکت ایرانی‌ای هستند که اعلام شده پامگرنیت در آنها سرمایه‌گذاری کرده است.
فعالیت آواتک به همراه شریک خارجی‌اش چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. هرچند تاسیس و حمایت از کسب‌ و کاری مانند شیپور در حالی که کافه بازار اپلیکیشن «دیوار» را عرضه کرده است و هر دو این شرکت‌ها متعلق به سراوا هستند، کمی غیرطبیعی است، اما شاید مدیران سراوا برای آن توجیهی داشته باشند. با این حال حاشیه‌های سراوا و مالکانش در این مدت بسیار زیاد بوده است.
چند ماه پیش یک کانال تلگرامی با هدف افشای پشت پرده فعالیت‌های مالکان سراوا تاسیس شد و مدتی بعد این کانال اعلام کرد مستندی با این موضوع ساخته است. پخش‌کننده این فیلم، همان مرکزی است که پیش از این فیلم‌های جنجالی‌ای مانند «من روحانی هستم» را ساخته بود. در همین مدت، یکی دو روزنامه که به مخالفت سرسختانه با دولت شهره هستند نیز تا توانسته‌اند به این موضوع پرداخته‌اند و حتی تا آنجا پیش رفتند که به صورت علنی از نصرالله جهانگرد، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، به عنوان یکی از اعضای باند نفوذ نام بردند. دستگیری و محکومیت چند نفر از فعالان عرصه آی‌تی که با مالکان سراوا رابطه گرم کاری داشتند نیز مزید بر علت شد تا همه حواس‌ها متوجه این شرکت و فعالیت‌های آن شود. موج آنچه افشاگری علیه مالکان سراوا خوانده می‌شود، معمولاً با فواصل زمانی مشخصی تکرار می‌شود و به نظر نمی‌رسد موضوع با دستگیری و محکومیت چند نفر به پایان رسیده باشد. در عین حال، سراوا تاکنون توانسته است به فعالیت خود ادامه دهد؛ هرچند مانند گذشته حضوری پررنگ ندارد.
از مجموعه آنچه در این مدت رخ داده و میزان پیشروی مخالفان سراوا می‌توان دریافت این شرکت، حامیانی در بدنه دولت دارد اما این حامیان آن‌قدر قدرتمند نیستند که بتوانند از این شرکت حمایت صد درصدی کنند و آن را پشت دیواری قرار دهند که راکت اینترنت در آن است.

در سایه بمانید

به جز آنچه اشاره شد، حتماً سرمایه‌گذاری‌های دیگری در بازار ICT ایران انجام شده است اما معمولاً کسی علاقه ندارد خود را به سیبل میدان تیر تبدیل کند. اکنون شتاب‌دهنده‌های بسیاری در ایران فعالیت می‌کنند. این شتاب‌دهنده گاه ارتباطات مستحکمی با طرف‌های غیرایرانی یا ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا دارند. از جمله آنها می‌توان به «دیموند» اشاره کرد که با «پلاگ‌اندپلی» (Plug and Play Tech Center)» ارتباط دارد. پلاگ‌اندپلی متعلق به یک خانواده ایرانی‌الاصل به نام «عمیدی» است که در «سیلیکون ولی» فعالیت می‌کند. همچنین پروژه‌هایی مانند «تپسی (TAP30)» در یک چهاردیواری قرار گرفته‌اند و مشخص نیست سرمایه‌گذار داخلی و خارجی آنها چه کسانی هستند. یا شبکه علمی ایران که گویا از حضور یک سرمایه‌گذار خارجی بهره می‌برد.
در این زمینه، اطلاعات «سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران» می‌تواند راه‌گشا باشد اما گویا این سازمان نیز علاقه‌ای به انتشار اطلاعات خود ندارد. گویا طی یک توافق نانوشته در ایران، همه به این نتیجه رسیده‌اند که اگر طرف داخلی پروژه از قدرت سیاسی بسیار بالایی برخوردار نیست، بهتر است همه چیز در سایه بماند.
با وجود تمام اینها به نظر می‌رسد چرخ صنعت ICT ایران برای گردش بهتر، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های بیشتری دارد و در این راه، نیاز است طرف‌های قدرتمند داخلی وارد جریان شوند؛ طرف‌هایی که بتوانند از شریک خارجی خود در برابر تندبادهای سیاسی حمایت کنند

* اطلاعات کامل در این رابطه را می‌توانید با خواندن گزارش
«۲۰ میلیون یورو دربست» در شماره ۴۰ پیوست به دست آورید.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz