نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 45 گزارش ماه خارج از محدوده صفحه 52

چگونه اخبار ما را در خود غرق کرد

کمی آهسته‌تر دانا… کمی آهسته‌تر رد شو*

سرآغاز: زندگی در جهانی که حالا از بُن جان با کثرت و تنوعی که حاصل حضور همه‌جا حاضر فناوری‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی است آمیخته شده، شکلی دارد که توصیفش نیازمند منطقی از همین جنس است. شاید تلاش برای رعایت همین منطق است که جهان امروز را با پسوندهایی چون اطلاعاتی یا ارتباطی عجین می‌کند. حالا دیگر سخن از حیرت ما از مواجهه با این جهان نیست که گویی چنان به این حیرت‌هایی که حالا روزمره می‌نماید خو گرفته‌ایم که اگر نباشد جای تعجب است؛ امروز ورای چنین حیرتی باید بی‌طرفانه به توصیف وضعیتی بپردازیم که اکنون ماست و با احتیاط از پیامدهایی بگوییم که این وضعیت جدید، درهم تنیده با آن است. آنچه هسته مرکزی این نوشته را تشکیل می‌دهد اشاره به یکی از همین پسوندهایی دارد که جهان جدید با آن شناخته می‌شود: جهان اطلاعاتی. جهانی که با جریان آزاد و فراگیر اطلاعات شناخته و توصیف می‌شود. هدف از نگارش این چند خط نیز توصیف جوانبی از پیامدهای این گردش سیال اطلاعات است.

نمونه‌ای تغییر داده‌شده از تابلوی «جیغ» اثر ادوارد مونش

جهان تشدید شده

تاریخ هنر تاریخ تلاش هنرمندان است برای بازسازی آنچه در واقعیت وجود دارد. از تحولاتی که حضور رنگ و کشف پرسپکتیو در نقاشی آغازگر آن بود و با تولد عکاسی و سینما ظاهراً به اوج خود رسیده بود. اما حالا دیگر سخن از بازنمایی واقعیت بیرونی در انواع گوناگون تصویر نیست که فناوری‌های دیجیتالی از تولد پدیده‌ای خبر داده‌اند که نه تنها واقعیت که حاد یا تشدیدشده آن به شمار می‌رود. واقعیت مشدد نه احساس نزدیکی به واقعیت بیرونی که بازسازی دوباره آن است.
اما مساله این نوشتار نه مطالعه اشکال و ساز و کار واقعیت‌های مجازی که تاکید بر وضعیتی است که نه تنها واقعیت که تمام وجوه زندگی روزمره این روزهای ما را مشدد کرده ‌است. گستره اخبار و اطلاعات، که حداقل در یک دهه گذشته سوار بر ابزارهایی چون تلفن‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها و شبکه‌هایی چون فیس‌بوک، وایبر ، واتس‌اپ، تلگرام و ده‌ها عنوان دیگر جریانی روان و همه‌گیر پیدا کرده،‌ به حالاتی که امکان دریافت و دسترسی به اخبار و اطلاعات را فراهم می‌کنند نیز شکلی حاد بخشیده ‌است.
برای توضیح بیشتر این ادعا، توصیف نقاشی بسیار معروف ادوارد مونش، نقاش بلژیکی، که با عنوان «جیغ» در سراسر دنیا شناخته شده و بازنمایی حالات انسان در جهان مدرن خوانده می‌شود راهگشا خواهد بود. در این نقاشی موجودی آدمیزادمانند با سر و صورتی شبیه به جمجمه، قناس و نه چندان موزون، در حالی که دست‌هایش را به دو گوشش چسبانده، در میانه پلی ایستاده و با دهان بازی که دارد گویی فریاد می‌زند. تحلیلگران این اثر را به استیصال انسان و اضطراب و وحشت او از هیاهوی سرعت و تغییرات موجود در جهان مدرن نسبت داده‌اند. اگر چنین تفسیری را چندان بدبینانه و افراطی قلمداد نکنیم، بیراه نیست اگر نسبت خود را با حجم یا هجمه عظیم اخبار و اطلاعاتی که روزانه به واسطه همین رسانه‌های ارتباطی با آن مواجه می‌شویم، با نسبت آن انسان جمجمه‌ای و محیط پیرامونش شبیه بدانیم. به غیر از تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای خبری و تحلیلی، کم نیستند اخباری که از سوی فرستندگان شناس و ناشناس تلگرامی، اینستاگرامی و فیس‌بوکی برایمان مخابره می‌شود. حالا دیگر بماند تکثر اخباری که در پروسه معروف به «شهروند خبرنگار»ی تولید و از طریق همین شبکه‌های ارتباطی مخابره می‌شود.
نکته اینجاست که هرچند ظهور و وفور همه‌جا حاضر رسانه‌ها و شبکه‌ها و رسانه‌های ارتباطی محدودیت‌های موجود در دسترسی‌های گفتمانی ما را که تا پیش از این چند سال کاملاً محسوس بود از میان برداشته است، اما مواجهه خواسته و ناخواسته با چنین حجمی از اخبار و اطلاعات نیز بدون شک سراسر خیر و برکت نخواهد بود.
در بسیاری از نظریه‌های روانکاوی ارتباطات اجتماعی بر این نکته تاکید شده که در حوزه دریافت اطلاعات دو رویکرد، که اتفاقاً در نقطه مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، برای مخاطب یا گیرنده خبر ایجاد نگرانی و اضطراب خواهند کرد. یکی «بی‌خبری» و دیگری آنچه به زبان ساده «پرخبری» خوانده می‌شود.
در روایات آمده است که در زندان‌های منسوب به رایش سوم- که با هدایت وزیر تبلیغاتش ژوزف گوبلز (که اتفاقاً تا پیش از حضور در دولت هیتلر روزنامه‌نگار بوده) اداره می‌شده- زندانیان با دو روش شکنجه و نهایتاً شست‌وشوی مغزی می‌شدند: اولی نگه داشتن زندانیان در بی‌خبری محض و دیگری ارائه اطلاعات و اخبار متنوع و متناقض که منجر به سردرگمی و تشویش آنها می‌شود در انتخاب خبر درست یا واقعی. هر چند اشاره به این روایت شکل اغراق‌شده ماجرا به نظر رسد، اما تجربه‌های علمی در حوزه ارتباطات و روانشناسی اجتماعی نشان داده‌اند مواجهه با کثرت اطلاعات، که در این نوشته از آن به عنوان حادّ اطلاعات یاد می‌شود، نیز می‌تواند به سلامت روان جامعه آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر وارد کند. چرا که این رویکرد فرد را در برابر اخبار و اطلاعاتی قرار می‌دهد که اولاً صحت و درستی آن به دلیل تکرار یا به اشتراک گذاشتن‌های بی‌اندازه در شبکه‌ و گروه‌های مختلف چندان مورد سوال قرار نمی‌گیرد؛ به این معنا اخبار آن‌قدر در بسترها و شبکه‌ّای مختلف دست به دست می‌چرخد و به اصطلاح به اشتراک گذاشته می‌شود که اساساً منبع خبر که از مهم‌ترین ارکان اطلاع‌رسانی است اهمیت حیاتی خود را در جریان انتقال خبر از دست می‌دهد. و این در حالی ‌است که منبع خبر سندی است برای اثبات صحت آن.
به این معنا ما شبانه‌روز با دریایی از اطلاعات و اخباری سر و کار داریم که اصلاً معلوم نیست از کجا آمده‌اند و اساساً درست هستند یا خیر. و این در حالی‌ است که هرچند در ابتدایی‌ترین اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای جریان انتقال اخبار با صحت و سرعت عجین می‌شود، اما همیشه بر این نکته نیز تاکید شده که هیچ گاه صحت خبر نباید فدای سرعت در انتقال آن شود.
در ثانی آگاهی از این حجم اخبار درست و غلط، که اتفاقاً حجم عظیمی از آنها را اخبار تلخ و فاجعه‌آمیزی به خود اختصاص داده‌اند که خیل زیادی از این مخاطبان در تغییر و اصلاح آن تلخی ناتوانند، حاصلی جز افسوس و اضطراب بیهوده به بار نخواهد آورد.
زیمل، جامعه‌شناس آلمانی‌تبار که به نظریه‌پرداز زندگی در کلانشهر شهرت دارد، در یکی از معروف‌ترین مقالات خود با نام «کلانشهر و حیات ذهنی» از مبارزه‌ای سخن می‌گوید که انسان شهری امروز در مواجهه با نیروهای سهمگین اجتماعی برای حفظ استقلال خویش انجام می‌دهد. همچنان‌که انسان‌های اولیه برای ادامه حیات محکوم به مبارزه با طبیعت بودند، انسان مدرن امروز در تلاش است خود را با نیروهای بیرونی اجتماعی، که در این نوشته از آن به مفهوم خبر و اطلاعات استفاده شده ‌است، سازگار کند. زیمل در این مقاله به این نکته اشاره می‌کند که:«بنیاد روانشناختی فرد نوع کلانشهری در شدت یافتن تحریکات عصبی نهفته است که ناشی از تغییر سریع و بدون وقفه محرک‌های بیرونی و درونی دارد.» فراموش نکنیم که زیمل این مقاله را در ابتدای قرن بیستم نوشته و در توصیف انسان این قرنی از تلاش او برای مقابله با فرو کشیده شدن و خرد شدن توسط مکانیسم‌های اجتماعی می‌گوید. «آگاهی تشدیدشده» و تحریکات عصبی مد نظر او نیز وقتی به قرن پیچیده بیست و یکم می‌رسد، بدون شک شکل حادتری پیدا می‌کند، هر چند تاریخدانان قرن نوزدهم را قرن جنگ‌افزارهای مکانیکی و قرن بیستم را قرن اطلاعات تلقی کرده بودند. حالا در دو دهه ابتدایی قرن بیست و یکم باید از زندگی در جهانی سخن گفت که همزمان، هم در تسلط جنگ‌افزارهای مکانیکی است و هم اطلاعات، اطلاعاتی که جهان مجازی و فناوری‌های نوین ارتباطی به حفظ و انتقال آن اشکالی پیچیده بخشیده است.
در چنین چشم‌اندازی ببینید که تک‌تک ما به عنوان شهروندان شهرهای قرن بیست و یکمی چگونه باید با محرک‌های عصبی بیرونی مقابله کنیم و به بیان زیملی‌اش در برابر قدرت سهمگین زندگی کلانشهری جان سالم به در ببریم.
زیمل اتکا به عقل و قدرت ذهن را پیشنهاد می‌کند:«آدمی موجودی است که دارای قوه ممیزه است. ذهن آدمی را «تفاوت» میان تاثرات لحظه‌ای و آنچه ماقبل آن است تحریک می‌کند. تاثرات پایدار که وابسته به عادت‌های روزمره‌اند، به اصطلاح نیازمند آگاهی کمتری هستند. مخصوصاً در مقایسه با تجاربی چون یورش سریع تصاویر متغیر و غیرمنتظره بودن هجوم تاثرات.»
زیمل در ستایش نوع عقل انسان کلانشهری می‌گوید این عقل خود اندامی را پرورش می‌دهد که از انسان در برابر وقایع تهدیدکننده و تناقضات محیط بیرونی، که می‌تواند او را ریشه‌کن سازد، محافظت کند. بنابراین اتکا به عقل و عقل‌گرایی می‌تواند از انسان در برابر هجوم بی‌رویه تکانه‌های عصبی بیرونی مراقبت کند. به این اعتبار، حساسیت به منبع و صحت خبر و از آن مهم‌تر بی‌توجهی به اخبار ضد و نقیض و پراکنده و به قولی«از هر دری» می‌تواند یکی از همین راهکارهای عقلانی باشد.

کمی آهسته‌تر

سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر که سال گذشته به انجام رسید از آغازین روزهای برگزاری، یعنی انتخاب فیلم‌ برای نمایش در بخش‌های مختلف جشنواره تا نشست‌‌های خبری و واکنش فیلمسازان و منتقدان و اصحاب رسانه به مدیریت جشنواره و محتوا و ساختار فیلم‌ها تا مراسم اختتامیه و داوری برای انتخاب فیلم‌ها و سینماگران برتر، به گفته بسیاری از تحلیلگران و منتقدان سینمایی از جنجالی‌ترین و پرحاشیه‌ترین جشنواره‌‌هایی به شمار می‌رفت که در این ۳۵ سالی که از برگزاری جشنواره فیلم می‌گذرد به انجام رسیده ‌است. حاشیه‌هایی که بعد از گذشت دو ماه از برگزاری جشنواره هنوز پس‌لرزه‌های آن در مطبوعات و نشریات سینمایی به چشم می‌خورد.
البته بحث من اینجا نه ارائه لیستی بلندبالا از حواشی و اخبار مربوط به جشنواره که تاکید بر حضور چشمگیر و تاثیرگذار رسانه‌های ارتباطی فراگیری چون تلگرام و اینستاگرام در جشنواره امسال است. جشنواره‌ای که هر چند سرعت دسترسی به اخبار در آن مثال‌زدنی بود، اما همین کثرت اخبار و جعل اطلاعات تهی از هر گونه ارزش خبری به عنوان خبر در صفحات و کانال‌های گوناگون بود که جشنواره امسال را جنجالی‌تر از انواع پیش از خود نشان می‌داد.
بحث بر سر سرپوش گذاشتن و جلوگیری از پخش اخبار و اطلاعات نیست. بحث بر سر شناخت سره از ناسره و استفاده درست از این ابزار است.
خوش به حال ما بود که بدون تحمل رنج ترافیک و شلوغی رسیدن به سالن‌های خبری، بعد از نمایش فیلم، همچنان ‌که در خانه نشسته بودیم، به صورت زنده فیلم‌های خبری را از کانا‌ل‌های تلگرام و اینستاگرام خود که به زحمت خبرنگاری ضبط می‌شد دنبال می‌کردیم. ضبط و پخش ماجراهای به ظاهر خبرساز، نه فقط ایجاد هیاهویی بود برای هیچ، که دامن می‌زد به حاشیه‌هایی که از متن مهم‌تر جلوه می‌کردند.
نکته اینجاست که بحث فقط به اشکال صحیح یا نادرست اطلاع‌رسانی و خبرنگاری مربوط نمی‌شود. جالب اینجا بود که بسیاری از منتقدان و فیلمسازان سینمای ایران نیز با واکنش سریع به بسیاری از این اخبار و حوادث در کانال‌ها و صفحات اینستاگرام خود، بر رعایت نکردن عقلانیت در مواجهه با تکانه‌های خبری صحه گذاشتند.
سالی که گذشت نه فقط برای جشنواره فیلم فجر که برای بسیاری از رویدادهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آمیخته بود با تاثیرات ناشی از ضریب نفوذ قابل اعتنای تلگرام و اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی. نفوذی که می‌تواند هم به هیجانی‌تر شدن رویدادها منجر شود و هم به اضطراب ناشی از تنوع و سرعت تحولات و رویدادها بیفزاید. کاری که از دست ما برمی‌آید نیز همین اتکا به قوه عقلانیت و تلاش برای تامل و عبوری آهسته از کنار وقایع است. وقایعی که تا دنیا دنیا بوده کم از اینها به خود ندیده ‌است

* برگرفته از ترجیع‌بند ترانه «رد‌شو» از گروه دنگ‌شو که می‌گوید: کمی آهسته‌تر زیبا، کمی آهسته‌تر رد شو

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz