نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 45 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 26

سفرنامه‌ای کوتاه برای نمایشگاهی که می‌خواهد فراتر از یک رویداد باشد

پارسیان به سبیت بازگشتند

نمایشگاه سبیت امسال در هانوفر آلمان رنگ و بوی متفاوتی داشت، هم برای جهانیان و هم برای ایرانی‌ها. از سویی امسال درست در پس‌لرزه‌های انتخابات آمریکا و اوج گرفتن احساسات ناسیونالیستی در سراسر غرب، افتتاحیه مهم‌ترین نمایشگاه فناوری اطلاعات اروپای غربی توأمان توسط آنگلا مرکل، ‌صدراعظم آلمان، و شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن که مهمان رسمی سبیت ۲۰۱۷ بود، انجام شد. جلوتر خواهید دید که چطور همین اتحاد معنی‌دار میان موتور اقتصادی و مفهومی اروپای غربی و پرچمداری فناوری و فرهنگ آسیا باعث شد همه آن را کنایه‌ای به «دونالد ترامپ»، پرزیدنت نوخاسته ایالات متحده برداشت کنند. به ویژه که ادوارد اسنودن هم مهمان مجازی این نمایشگاه بود و بیانیه‌ای سخت‌گیرانه علیه ایالات متحده و آقای رئیس‌جمهور قرائت کرد.
در سوی دیگر برای ایران این نمایشگاه بسیار خاص بود، چون بعد از قریب به یک دهه، مقارن با آغاز دولت محمود احمدی‌نژاد، شرکت‌های ایران رسماً با پرچم کشورشان به صحن عمومی نمایشگاه بازگشته بودند. مهم‌تر آنکه این بازگشت نه به لطف حمایت دولتی یا وام بلکه حاصل توافق سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور با دویچه مسه (Deuche Messe)، غول برگزاری نمایشگاه‌های آلمان، بود. درخشش بخش خصوصی ایران در بازگشت به این عرصه وقتی پررنگ‌تر شد که انتشار اخبار نشان داد ۱۰ استارت‌آپ ایرانی هم که در الکامپ سال گذشته برگزیده شده‌اند این هیات را همراهی می‌کنند تا هم ریش‌سپیدها و هم نسل آینده بر سر این خوان جهانی نشسته باشند. سفرنامه کوچکی را که حاصل این گردش سریع نوروزی است در ادامه بخوانید.

داستان یک شهر

به فرودگاه کوچک هانوفر که پا بگذارید خواهید دید شرکت نمایشگاهی دویچه مسه در همان بدو ورود، حضورتان در شهر نمایشگاهی جهانی را خوشامد می‌گوید. شهر در حقیقت روی کاغذ حرف زیادی برای گفتن ندارد. در سده چهاردهم میلادی پایتخت دوک‌نشین در ساکسونی سفلی بوده و بارها میان فرانسه، پروس و بریتانیا دست به دست شده است. حتی در ساکسونی سفلی که مرکز آن است هم اگر بخواهید در نظر بگیریدش، باز در قیاس با ولفسبورگ که خانه غول صنعتی آلمان، فولکس واگن، است، حرف چندانی برای گفتن نداشت اما بازی از سال ۲۰۰۰ برای همیشه برای این شهر کوچک شمال آلمان تغییر کرد.
کم و بیش دو دهه پیش «شرکت توسعه شهری هانوفر و حومه» با محوریت خانواده‌ها و تجار قدیمی هانوفر تصمیم گرفتند شهر را به بزرگ‌ترین مرکز نمایشگاهی جهانی تبدیل کنند و وقتی چند سال بعد نمایشگاه جهانی ۲۰۰۰ در این شهر برگزار شد، مشخص شد که این عنوان احتمالاً برای همیشه به این شهر سختکوش آلمانی تعلق گرفته است. شهر اکنون در حالی که ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و سیزدهمین مرکز شهر بزرگ ژرمن‌هاست، ولی در عین حال با خلق یکی از شهرهای بین‌المللی اروپا، میزبان بیش از ۵۰ رویداد نمایشگاهی و فرهنگی بین‌المللی در طول سال است که سبیت، نمایشگاه هانوفر، غذا، نوشیدنی و ده‌ها نمایشگاه دیگر در زمره آن هستند. همین امر نه تنها به توسعه اقتصادی کل شهر و استان کمک شایانی کرده بلکه توسعه فرهنگی شهر، آموزش زبان انگلیسی، یکی از بزرگ‌ترین باغ‌وحش‌های جهان، ۱۰ موزه بین‌المللی از هنر باستانی و معاصر همگی بخش‌هایی از این توسعه فرهنگی به شمار می‌روند.
شاید دانستن این موضوع خالی از لطف نباشد که زیرساخت اصلی نمایشگاه هانوفر به جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. در اصل شهر نمایشگاهی آلمان در زمان هیتلر و پیش از آن لایپزیگ بود، اما چون در تقسیم آلمان شرقی و غربی آن شهر سهم شوروی شده بود برای همین در نیمه غربی بریتانیایی‌ها به سراغ فرودگاهی نیمه‌مخروبه در حومه هانوفر رفتند که فضای خالی و چند سوله آماده داشت. حالا امروز وسعت نمایشگاه بیش از ۵۰۰ هزار متر مربع است که با داشتن ۲۷ سالن حدود ۶۰ هزار متر مربع آن مسقف است.
اگر بخواهید تجربه خودم را از دیدنی‌های شهر بدانید، بدون شک باغ وحش فوق‌العاده این شهر، که حتی توان رقابت با برلین و سیاتل را هم داشت، در نوع خود دیدنی است و اگر هم به تاریخ علاقه‌مندید کلیسای بازار، تالار جدید شهرداری و موزه فو‌ق‌العاده ارنست کرشنر در چند قدمی یکدیگر از دیدنی‌های شهر هستند. همین موزه در طول نمایشگاه میزبان رویدادی بود که طی آن با استفاده از فناوری پرینترهای سه‌بعدی و نقشه‌های دقیق یک باستان‌شناس مشهور آلمانی سعی می‌کردند بازمانده‌های تاریخی شهر ادلب یا همان تدمیر را بازسازی کنند. فناوری به کمک شهر و شهرهای دیگر آمده بود.

داستان یک زن

گرفتن هتل در هانوفر در زمان نمایشگاه کار بسیار دشواری است. امسال روز افتتاحیه نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر از نمایشگاه بازدید کردند که بخش عمده‌ای از آنها ساکن خود هانوفر نبودند و با بلیت‌هایی که هر کدام بیش از چند صد یورو قیمت دارند، می‌توان مطمئن بود که نمایشگاه هیچ بازدید‌کننده گذری‌ای نداشت. بسیاری از شرکت‌ها ماه‌ها قبل یا حتی در انتهای نمایشگاه سال پیش اقدام به رزرو جا برای نمایشگاه و هتل می‌کنند که در هزینه‌ها هم تاثیر چشمگیری دارد، برای همین اگر بعد از گذشتن از هفت‌ خوان سفارت آلمان در ایران و گرفتن ویزا-که عملاً بدون همکاری و مشاوره فوژان راهبر، نماینده سبیت در ایران، برای هیچ کس ممکن نبود- هم بتوانید هتل بگیرید، بدون شک در خود شهر هامبورگ نخواهد بود و همین هزینه و زمان رفت و آمد به نمایشگاه را به نحو چشمگیری کاهش می‌داد.
نتیجه اینکه تصمیم گرفتم اینترنتی اتاقی اجاره کنم که حتی اگر هتل هم نیست در نزدیکی محل نمایشگاه باشد. شانس آوردم و درست در فاصله یک ربع پیاده‌روی تا نمایشگاه آپارتمانی خالی موجود بود که بانویی میانسال به نام دورین ویسمن آن را روی بوکینگ دات‌کام و Airbnb به اجاره گذاشته بود و قیمت مناسبی هم داشت. موزه کاریکاتور، پارک مرکزی شهر و دانشگاه نیز در نزدیکی خانه‌اش روی نقشه بود.
وقتی از فرودگاه به خانه میزبانم رسیدم، مهمان‌نوازی، رفتار دوستانه شرقی و ظاهرش نشان داد شرقی است. دورین متولد سریلانکاست و در ۱۷ سالگی به دلیل درخشش در نویسندگی در رشته روزنامه‌نگاری بورسیه می‌گیرد تا به دانشگاه سیاتل برود. در آنجا با همسرش که یک دانشجوی آلمانی است آشنا می‌شود و پس از ازدواج به شهر همسرش، یعنی هانوفر، برمی‌گردد که ۲۵ سال پیش با شهری که این روزها می‌بینید زمین تا آسمان فرق داشت. در این شهر سه فرزندش را بزرگ می‌کند، زبان درس می‌دهد و دست‌کم چهار کتاب به زبان انگلیسی می‌نویسد که چندتایی را روی آمازون پیدا کردم.
من زمانی به هانوفر رسیدم که تازه یک سال از فوت همسرش می‌گذشت. در مراسم تدفین زمین خورده بود و جفت تاندون‌های پاهایش پاره شده بود و چون دیر از روی ویلچر بلند شده بود برایش غیرممکن بود بدون واکر راه برود. برایش یک اسکلت‌بندی کمکی طراحی کرده بودند که بتواند با یاری یک شبه‌روبات روی پای خودش بایستد و در سختکوشی‌اش همین بس که به تنهایی خرید می‌رفت، ورزش می‌کرد و برای شنا و کنسرت‌ها لحظه‌شماری می‌کرد. وقتی درباره سبیت حرف می‌زدیم گفت اگر اینترنت نبود زندگی‌اش فرق می‌کرد، حالا شاگردانش را با ویدئو کنفرانس درس می‌دهد، از فروش کتاب‌‌هایش و اجاره دادن خانه روی Airbnb کسب درآمد می‌کند و لازم نیست غیر از تفریح برای خرید بیرون برود، چون همه خریدهای روزانه و حتی غیرروزانه‌اش را از طریق اینترنت انجام می‌دهد و حتی از همان طریق قرارهایش با فیزیوتراپ و پرستار را تعیین می‌کند. ناخودآگاه یاد مادربزرگ خودم می‌افتم که چطور آخرین سال‌های زندگی‌اش بعد از یک تصادف ناگزیر شده بود بدون فناوری محتاج فرزندانش باشد. فرزندان دورین همگی در سراسر شهر پراکنده بودند و فقط هر روز از طریق فیس‌تایم با هم گپ می‌زدند.

داستان یک رویداد

سبیت امسال یک شروع توفانی داشت. درست در حالی که ترامپ با امضای دو دستور پیاپی، اول ساز خروج از معاهده پاریس در زمینه کنترل گازهای گلخانه‌ای را زده بود و سپس با ممنوعیت ورود اتباع شش کشور شمشیر را از رو بسته بود، دو ابرقدرت اروپایی و آسیایی، دو مغلوب و حالا متحد آمریکا در دو سر جهان، با هم سبیت را افتتاح کردند تا هر چند در ظاهر نخست‌وزیر ژاپن در رأس یک هیات بلندپایه از ۸۰ شرکت بزرگ ژاپنی کشور شریک در نمایشگاه سبیت ۲۰۱۷ باشد، اما در عمل سخنرانی افتتاحیه دو طرف شبیه به یک بیانیه سیاسی بود. به عنوان مثال مرکل طی سخنرانی خود در مرکز ارتباطات، دویچه مسه، به رئیس‌جمهور آمریکا کنایه زد که وظیفه هر دولتی توسعه تجارت آزاد و تجارت الکترونیکی به عنوان یکی از پایه‌های آن است و هر کشوری که این دو ستون از تجارت را درک نکند در تجارت جهانی‌شده امروز هیچ شانسی نخواهد داشت.
شینزو آبه هم خبر از یک توافق بزرگ تجاری بین کشور و اتحادیه اروپایی داد که در سال جاری میلادی عملیاتی خواهد شد و گفت:«در دوران اینترنت اشیا، واقعیت‌های مجازی و روبات‌های پرنده، صحبت کردن از جدایی، دوری و دیوار جایی ندارد. خوشحالیم نه ما و نه آلمان هیچ کدام چنین دغدغه‌ای نداریم.» همان شب وقتی در سالن زیبای شهر نمایندگان کشورها و رسانه‌ها مهمان شهرداری هانوفر بودند، استفان شوستوک برای چند جمله پشت تریبون رفت و از مفهوم «دیپلماسی نمایشگاهی» سخن گفت. به گفته این مرد خوشروی ساکسونی بسیاری از سرمایه‌های حال حاضر شهر خارجی هستند و طی همین نمایشگاه‌ها جذب شده‌اند. برای مثال خود شهر با مقامات ژاپنی ۱۰ قرار توسعه امضا کرده و بودن سالن اختصاصی ژاپن در سبیت فرصتی تاریخی برای سبیت است. حدود ۱۰ سال است که سبیت این پروژه «کشور شریک» (Partner Country) را اجرا می‌کند و وقتی به سالن ششم می‌روم تا باقر بحری، عضو هیات رئیسه سازمان نظام صنفی تهران، را در غرفه زیبای ایران ببینم با هم درباره همین جریان گپ می‌زنیم.
غرفه ۵۰ متری سازمان هرچند در قیاس با دژهای عظیمی که کشورهای دیگر و استان‌ها و دانشگاه‌های آلمانی ساخته بودند کوچک بود، اما به لطف سردری که از ورودی تخت‌جمشید الهام گرفته شده بود و حال و هوای ایرانی غرفه توانسته بود توجه خوبی به خودش جلب کند و هر وقت سر می‌زدید بساط مذاکره با یک شرکت یا نهاد خارجی به راه بود. مشخص بود بحری و همراهان‌شان خودشان به سالن‌ها و غرفه‌های دیگر سر می‌زنند و برای مذاکره و آشنایی با ایران مهمان دعوت می‌کنند. بحری علاوه بر ریاست غرفه ایران، مدیر ۱۰ استارت‌آپی است که از الکام استارز برای شرکت در نمایشگاه انتخاب شده‌اند و وقتی با هم در این‌باره صحبت می‌کنیم معتقد است استارت‌آپ‌های ایرانی با حضور در نمایشگاه سبیت توان فنی خود را نسبت به رقبای خارجی محک زده‌اند و مشخص شده از نظر ساختار و شکل استارت‌آپ‌های ایرانی راه درستی را رفته‌اند و در این زمینه حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند. با این وجود حمایت چشمگیر کشورهای دیگر به ویژه آلمانی‌ها از استارت‌آپ‌ها کمی رنگ غبطه به صحبت‌هایش داده است:«به نظرم توجه نهادهای دولتی و ارائه امکانات به استارت‌آپ‌ها از جمله تفاوت‌های مشهود در این نمایشگاه بود. استارت‌آپ‌هایی که از دیگر کشورها به سبیت آمده بودند به طور کامل از سوی دولت‌هایشان مورد حمایت قرار داشتند. در حالی که در این دوره از نمایشگاه سبیت هیچ نماینده‌ای از سوی دستگاه‌های دولتی یا سفارت ایران در آلمان برای بازدید از غرفه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای یا نمایشگاه الکامپ یا استارت‌آپ‌های ایرانی، که به طور کامل با حمایت سازمان در سبیت شرکت کردند، حضور نیافتند.
وقتی از این رجل صنفی کارکشته، که در زمره موسسان سازمان و هیات مدیره نخست این نهاد مردمی است، درباره دورنمای اینکه روزی ایران کشور شریک سبیت ایران باشد می‌پرسم لبخند تلخی می‌زند تا مصاحبه تمام شود.

داستان یک مرد

مهم‌ترین رویداد خبری نمایشگاه سبیت ۲۰۱۷ بدون شک سخنرانی و مصاحبه متفاوت ادوارد اسنودن، هکر و افشاکننده اسرار اطلاعاتی آمریکا، بود که در پی پناهنده شدن این چهره سرشناس جامعه وب به روسیه، این گفت‌وگو نیز از طریق ویدئوکنفرانس در سالن ۱۲ انجام شد. نیم ساعت پیش از اینکه مصاحبه شروع شود همراه بهناز آریا، مدیرعامل موسسه کهکشان و عضو هیات مدیره سازمان که از اعضای هیات رسمی سازمان برای سبیت ۲۰۱۷ بود، به سالن کنفرانس می‌رویم و صف طولانی مردمی که ایستاده، نشسته یا حتی از روی زمین دارند سخنرانی او را گوش می‌کنند شگفت‌زده‌مان می‌کند.
اسنودن در این گفت‌وگو نسبت به خطر رو به افزایش شنود اطلاعات در سراسر جهان توسط دولت‌ها هشدار داد و گفت:«تروریسم، توسعه ابزارهای اطلاعاتی و ورودشان به خانه‌ها همگی خطر نقض حریم شخصی افراد را به ویژه در کشورهای پیشرفته افزایش می‌دهند. خیلی از کشورها بعد از منتشر شدن اطلاعات سازمانی آمریکا این ماجرا را دستمایه‌ای کردند تا بگویند حتی کسانی که شعار دموکراسی می‌دهند هم خودشان ناقض آن هستند. در حالی که من هیچ وقت باور نداشتم با وجود نظام قضایی مستقلی که آمریکا دارد این کشور بدترین کشور در زمینه نقض حریم شخصی است، اما باور داشتم و دارم که خطرناک‌ترین کشور در این زمینه به شمار می‌آید چون ابزارها و قدرت بیشتری دارد.»
او هر گونه ارتباطی را با سرویس اطلاعاتی روسیه یا حتی ویکی‌لیکس تکذیب کرد و گفت:«من قهرمان نیستم. من نماد هیچ چیزی نیستم و دنبال کسب شهرت هم نیستم. من آدمی نیستم که سیاست دولت‌ها را بشناسد و تغییر دهد. من فقط یک کارشناسم که احساس کردم همه دولت‌ها از جمله دولت کشور خودم باید در برابر اعتمادی که مردم به آنها کرده‌اند پاسخگو باشند.»
اسنودن برخلاف انتظار، احتمال دستکاری انتخابات ایالات متحده توسط روسیه را رد کرد و گفت:«من خودم بارها از سمت رسانه‌های آمریکایی به موارد مشابهی متهم شدم که اساساً بی‌پایه بود، به همین دلیل در موارد مشابه برای زدن چنین تهمتی به ترامپ احتیاط می‌کنم.»
بخش پایانی مصاحبه اسنودن که توسط؟ انجام می‌شد بسیار شنیدنی بود؛ مثلاً در جواب برخی از کاربران که سوالات‌شان را با هشتگ #AskSnowdenCebit پرسیده بودند و می‌خواستند توصیه او به کودکان را در جهان زیر سلطه اینترنت بدانند گفت:«جادوگر باشید! شاید فکر کنید که دارم شوخی می‌کنم ولی باور کنید یا نه، جادو وجود دارد و همه استادان فناوری این را می‌دانند که به کمک فناوری می‌توان جهان را ورای واقعیت‌های تثبیت‌شده آن تغییر داد و این همان جادوست. هکرها جادوگرهای دنیا هستند و اگر باور می‌کنید که ما داریم انتخابات را تغییر می‌دهیم، پول جابه‌جا می‌کنیم و اسرار تاریکخانه قوی‌ترین دولت‌های جهان را افشا می‌کنیم، پس از جادوگرها چیزی کم نداریم. امکان ندارد که بدون درک اینترنت خودتان را در آن محافظت کنید. وقتی من به بچه‌ها می‌گویم هکر باشید منظورم این ایده خام از هک کردن نیست که پول یا اطلاعات کسی را بدزدید. درک فناوری نیاز دارد که آن را کنترل کنید، افسار بزنید و در مواقعی که علیه شماست غیرفعالش کنید.» گفت‌وگوی اسنودن در آخر با اعترافش به عاشق بودن و حیاتش به سبب این عشق تمام شد:«زنی را که من عاشقش هستم شاید خیلی‌‌ها بشناسند. وقتی که من پول و تحصیلات نداشتم او به من باور داشت. هنوز هم هیچ کدام از اینها را ندارم و او هنوز باورم دارد. او مرا دید و فهمید و وقتی زندگی‌ام را به خاطر آنچه باور داشتم فدا کردم، او هم پیشم آمد و به من ایمان داشت. بیشتر از این نمی‌توانم کسی را دوست داشته باشم.»

داستان من

هر انسانی در یک برهه از زندگی‌اش از خود می‌پرسد چرا یک کار را انجام می‌دهد. چرا می‌نویسد. چرا سفر می‌رود و چرا بخشی از تولد یک رسانه می‌شود وقتی شیوه‌های ساده‌تر، سریع‌تر و جاافتاده‌تری برای ماندن، کار کردن و گذران وجود دارد. خسته از یک سال سخت و پر محنت، سفر به سبیت ۲۰۱۷ درست در همین برهه اتفاق افتاد. جایی که میان سالن‌های باران‌زده و باغ ژاپنی زیبای مرکز نمایشگاه، میان پهپادهای اینتل و مینی‌بوس خودران آی‌بی‌ام دوباره کشف کردم چرا ما پیوست را می‌نویسیم و منتشر می‌کنیم.
ما به امید شهری می‌نویسیم که تجارت الکترونیکی‌اش زندگی یک بانوی سالخورده را نجات می‌دهد. موزه‌اش دارد با پرینتر سه‌بعدی تاریخی را که به دست توحش از بین رفته است دوباره احیا می‌کند. نمایشگاهش دارد دیپلماسی جهانی را شکل می‌دهد و مردمش هنوز به زندگی در جهان‌شهری مبتنی بر ارتباطات باور دارند. ما برای شما می‌نویسیم.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz