نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 45 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 47

همراه با سنت، همگام با مدرنیته

همه کسب‌وکارها باید بپذیرند که در نظر گرفتن نیازهای کاربران و جلب اعتماد آنها بسیار مهم است. به باور بسیاری، این اعتماد نه از طریق تبلیغات آنلاین بلکه همچنان با شیوه‌های سنتی بازاریابی، تبلیغات محیطی، تلویزیونی و بیلبوردها آسان‌تر به دست می‌آید. اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است. تعداد اندکی از کسب‌وکارهای دیجیتالی در ایران به ندرت و تحت شرایط خاصی به سراغ تبلغیات سنتی و ATL می‌روند. اگر سرویسی همچون اسنپ از این شیوه تبلیغات در کنار فعالیت‌های آنلاین استفاده می‌کند، پیشتر اطلاعات لازم را بررسی و تحلیل کرده و با موقعیت‌سنجی دست به چنین کاری می‌زند.
هرچند اعتمادسازی برای کاربران باید از اولویت‌های هر کمپینی باشد، اما مزیت‌های غیرقابل اغماضی در حوزه تبلیغات آنلاین وجود دارد که قابل مقایسه با یک کمپین آفلاین نیست. با این حال و برخلاف تصور غالب، امروزه در تمام پنل‌ها اطلاعات مربوط به هر یک از بیلبوردها و تبلیغات آفلاین، نواقص و مزایای آنها را می‌توان به دست آورد و تحلیل کرد. بنابراین اهمیت تبلیغات آفلاین در یک کمپین برابر با اهمیت تبلیغات آنلاین است، اما به لحاظ یادآوری حضور برند در بازار می‌توانند کارایی بسیار بیشتری داشته باشند. با وجود تاثیرگذاری غیرقابل انکار شیوه‌های سنتی بازاریابی و تبلیغات، بسیاری از برندها در کشور سراغ تبلیغات سنتی و محیطی نرفته‌اند و بسیار موفق هم بوده‌اند. این برندها تنها در حوزه آنلاین فعالیت کرده‌اند و اپلیکیشن و تجربه کاربری بسیار خوبی نیز داشته‌اند. با این حال، ریسک بزرگی متوجه آنهاست.
در بی‌میلی به استفاده از شیوه‌های نوین، خلاقانه و فناورانه برای بازاریابی و تبلیغ یک محصول، به هیچ وجه نمی‌توان برند را مقصر دانست. چون گاهی رفتار و فرهنگ مردم می‌تواند نقش مستقیمی در اثربخشی کمپین‌ها داشته باشد. مردم ما بیش از آنکه از سرویس‌های آنلاین توقع دریافت خدماتی را داشته باشند که استفاده از آنها زندگی‌شان را راحت‌تر می‌کند و مزیت‌های بسیاری می‌تواند داشته باشد، به دنبال نفع مالی در آن هستند. آنها غالباً سرویس آنلاین را حیله‌گر تلقی می‌کنند و تنها به دلیل ارزان بودن ممکن است از آن استفاده کنند. چنین فضایی باعث می‌شود تیم بازاریابی دیجیتالی، که چندین ماه برای یک کمپین زمان گذاشته و در گفت‌وگو با هر مشاور و هر طیفی از جامعه بازخورد بسیار خوبی در مورد خلاقیت، جذابیت و دنباله‌داری کمپین دریافت کرده است، وقتی به مرحله اجرا می‌رسد نتواند بازخورد لازم را به دست آورد. وقتی در مورد کاستی‌های احتمالی کمپین، از نیروی انسانی گرفته تا زمان و بودجه، بررسی‌هایی صورت می‌گیرد، به این نتیجه می‌رسند اگر همان بودجه برای تخفیف گذاشتن در دوره مشخصی تقسیم می‌شد، بازخورد بیشتری می‌گرفت. به این ترتیب، کسب‌وکار از بالا به تیم بازاریابی فشار می‌آورد که چرا با مقیاس بزرگ، کار کمتری می‌کند و بازگشت کمتری برای سرویس می‌آورد.
در مقابل این فشارها، برخی از فعالان بازاریابی بی‌رغبت می‌شوند، چون هر کار خوبی انجام می‌دهند در انتها بازخورد مناسبی پیدا نمی‌کند. به ناچار سراغ تبلیغات سنتی می‌روند، چون بازخورد و اثربخشی بیشتری برایشان به ارمغان می‌آورد. برخی نیز به هر نحوی تلاش می‌کنند فرهنگ‌سازی کنند. این قبیل اقدامات شاید در سه سال آینده به اثربخشی برسد، اما نباید فراموش کرد که در کشوری همچون ایران که با وجود رشد قابل توجه کسب‌وکارهای دیجیتالی، به دلیل آسیب‌پذیری در مقابل تحولات سیاسی داخلی و خارجی، اعتماد به آینده تجارت الکترونیکی آن با ریسک‌هایی همراه شده است، مهم‌ترین هدف کسب‌وکارهای آنلاین رشد مالی و رشد کاربرمحور است. ضمن اینکه صنعت بازاریابی چه در حوزه آفلاین چه در حوزه دیجیتال هنوز با کاستی‌هایی مواجه است، کاستی‌هایی همچون دسترسی نداشتن به داده‌ها یا عدم تحلیل درست آنها‌ که در نهایت، نه تنها بازگشتی برای برند به ارمغان نمی‌آورد بلکه موفقیت آن را هم به چالش می‌کشد. بنابراین نمی‌توان برند را مقصر دانست چون به فکر اعتبار خود است و قصد انجام یک کار جالب اما پرریسک را ندارد. البته این نوع نگاه از منظر کسب‌وکاری هم پربیراه نیست.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz