نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 گزارش ماه رنج‌نامه صفحه 46

قسمت شانزدهم: بازاریابی‌های تلفنی

مواظب کلاهت باش

همیشه فکر می‌کنی که تو با دیگران متفاوت هستی و امکان اینکه کسی سرت کلاه بگذارد یا گول بخوری، وجود ندارد. مهم نیست که چند دفعه این اتفاق می‌افتد و تو مغموم می‌شوی اما هر دفعه این موضوع را فراموش می‌کنی و باز هم در مراودات روزانه متذکر می‌شوی که امکان اینکه سرت کلاه برود، وجود ندارد و به تمامی مسائل آگاه هستی و تا از چیزی مطمئن نشوی کاری انجام نخواهی داد. این فقط یک سوی ماجراست. اما با اولین تماس تلفنی که فکر می‌کنی سودی در آن نهفته است به سادگی دیگران می‌توانند کلاهت را بردارند و تو کمترین کاری جز شکایت از دستت برنخواهد آمد.
این تقریباً موجزترین شکل از اتفاقی بود که برای من افتاد. همیشه فکر می‌کردم کسی نمی‌تواند به ‌سادگی در مورد مسائلی که نسبت به آنها آگاه هستم سرم کلاه بگذارد. اما در کسری از ثانیه گول خوردم. حتی در آن زمان نیز می‌دانستم احتمال کلاهبرداری وجود دارد و احتمالاً آنها از حس طمع من بهره‌برداری می‌کنند اما با خودم گفتم در نهایت موضوعی برای صفحه رنجنامه خواهم داشت؛ موضوعی که ۶۸ هزار تومان هزینه داشت.
اما اصل ماجرا: هنوز چند دقیقه بیشتر از ورودم به تحریریه نگذشته بود که زنگ تلفنم به صدا درآمد؛ وقتی گوشی را برداشتم یک خانم بسیار مودب که بعد خود را «همتی» معرفی کرد، شروع به صحبت کرد. گفت شماره شما یکی از قدیمی‌ترین شماره‌های سیم‌کارت است و ما برای این سری از افراد سرویسی در نظر گرفته‌ایم. سیم‌کارت آنها را به سیم‌کارت ماهواره‌ای تبدیل می‌کنیم.
همان زمان می‌دانستم تنها اپراتوری که مجوز ارائه سرویس خدمات ماهواره‌ای را دارد «ثریا» است اما باز هم گول خوردم. خانم همتی با سرعت تمام صحبت می‌کرد و حتی اجازه نفس کشیدن به خودش هم نمی‌داد دیگر چه برسد به من. گفت در این صورت نرخ مکالمات درون‌شبکه‌ای من تقریباً نصف خواهد شد و هزینه پیامک نیز به همین میزان کاهش خواهد یافت.
در این میان از فرصتی که برای نفس کشیدن به خودش داد استفاده کردم و گفتم ببخشید خانم شما از کجا تماس می‌گیرید؟ گفت از مخابرات.
من پرسیدم: مخابرات کجا؟
گفت: مخابرات تهران.
و بعد دوباره شروع کرد به توضیح دادن. گفت اگر تاکنون سیم‌کارتم را به سیم‌کارت fg ارتقا نداده‌ام، این سرویس را نیز به من خواهند داد. خدماتی که به من می‌دادند به همین‌جا منتهی نشد. این خانم مودب گفت من به مدت شش ماه از اینترنت به صورت رایگان بهره خواهم برد و اگر شاغل در جایی باشم این مدت برای من به ۹ ماه افزایش خواهد یافت.
به محض اینکه احساس کرد در حال فکر کردن هستم گفت: البته برای شما یک سیم‌کارت هدیه نیز ارسال خواهد شد که شماره خودتان خواهد بود.
پرسیدم: آیا باید سیم‌کارتم تغییر کند؟
گفت: نه ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت سرویس روی سیم‌کارت شما فعال خواهد شد و پیامک مربوط به آن برایتان ارسال می‌شود.
قبول کردم و قرار شد فردا صبح سیم‌کارت هدیه را برایم ارسال کنند و ۶۸ هزار تومان از من بگیرند و ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت سرویس سیم‌کارت ماهواره‌ای‌ام فعال شود.
همین که گوشی تلفن را قطع کردم به دوستانم در تحریریه گفتم فکر کنم سرم کلاه رفته است. وقتی سرویس را توضیح دادم همه گفتند چنین سرویسی روی سایت اپراتور وجود ندارد و اگر اپراتور می‌خواست این سرویس را ارائه دهد حتماً ابتدا روی سایتش اعلام می‌کرد.
من با تمام سادگی گفتم: شاید طرح آزمایشی ‌است و می‌خواهند بدانند اگر خوب است اعلام عمومی کنند.
فردا سر ساعتی که اعلام کرده بودند سیم‌کارت هدیه را برایم آوردند و ۶۸ هزار تومان بابت فعال‌سازی آن دریافت کردند. وقتی توضیحات بیشتری از آقای پیک خواستم گفت با شماره پشتیبانی تماس بگیرم.
یادم افتاد که آن خانم محترم مودب هم شماره خودش و هم شماره پشتیبانی را به من داده بود تا اگر با مشکلی مواجه شدم بتوانم با آنها صحبت کنم.
سیم‌کارت هدیه را تحویل گرفتم و منتظر ارسال پیامک از سوی اپراتور شدم.
اما این پیامک به دستم نرسید. وقتی حدود ۲۴ ساعت از زمان وعده داده‌شده گذشت، با شماره کسی که خودش را همتی معرفی کرده بود تماس گرفتم، متوجه شدم شماره‌اش خاموش است. با شماره پشتیبانی‌ای که داده بود تماس گرفتم، اشغال بود. بعد از چند بار تماس گرفتن یک نفر گوشی را برداشت و ماوقع را برایش توضیح دادم. وقتی گفتم چه زمانی سیم‌کارت را دریافت کرده‌ام گفت هنوز دیر نشده و باید تا ۱۲ شب منتظر بمانم.
خب طبیعی است که نمی‌توانستم کاری جز انتظار انجام دهم. اما ساعت از ۱۲ شب هم گذشت و سرویس فعال نشد. فردای آن روز دوباره با شماره‌ای که از خانم همتی داشتم تماس گرفتم مجدداً خاموش بود. مطمئن شدم این خانم به ‌ظاهر مودب بدجوری سرم کلاه گذاشته ‌است. به شماره پشتیبانی تماس گرفتم و جریان را به صورت کامل توضیح دادم، گفت کد *۱۰۰۰# را وارد کن و عدد یک را بزن. به او گفتم اینکه طرح جدیدی نیست، این طرح هدف را بزن از مدت‌ها پیش آمده است و اصلاً نیازی نیست از من ۶۸ هزار تومان بگیرید. قرار بود سیم‌کارت من ماهواره‌ای شود. آن خانم گفت پیگیری می‌کند و با من تماس می‌گیرد.
حتماً می‌توانید حدس بزنید که چنین تماسی با من گرفته نشد. من دوباره خودم تماس گرفتم و گفتم ببخشید آنجا کجاست؟ گفتند قسمت ثبت سند مخابرات. تا موضوع را برایشان توضیح دادم مثل کودکان خردسال که متوجه خطایشان شده باشند سریع تلفن را قطع کرد و اجازه نداد صحبت من تمام شود. خیلی خنده‌ام گرفت. باز شماره تلفن را گرفتم و همان‌طور که حدس می‌زنید تلفن دیگر اشغال بود.
در این مرحله تنها کاری که کردم این بود که اتفاق را به بازرسی مخابرات استان تهران اطلاع دادم تا آنها بررسی کنند و نتیجه را اطلاع دهند.
اما آنچه می‌دانم این است که الان یک سیم‌کارت هدیه به قیمت ۶۸ هزار تومان خریده‌ام و مطمئن شده‌ام هر کسی می‌تواند با چند کلمه سر من کلاه بگذارد

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz