نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 24 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 31

چگونه توسعه دهندگان ترمز رویای استارت‌آپ ها شدند

مرگ ایده‌ها

اسفندماه گذشته اتفاق عجیبی افتاد. برای نخستین بار در جهان یک شهر به ‌تنهایی میزبان پنج استارت‌آپ ویکند بود. لازم نیست راه دوری برویم؛ این شهر رکوردشکن، کالیفرنیا، سان‌فرانسیسکو، لو‌س‌آنجلس، بوستون یا یکی از این مناطق محبوب استارت‌آپی نبود. آن شهر تهران بود و مکان این پنج استارت‌آپ ویکند هم دانشگاه‌های امیرکبیر، شهید بهشتی، علم و صنعت تهران و شریف بودند. در این پنج رویداد در مجموع ۵۰۰ نفر شرکت کردند و اگر خوش‌بین باشیم در انتهای آن هفته ایران به‌ صورت بالقوه صاحب ۵۰ استارت‌آپ در حوزه فناوری و رایانه شد. اما در بین هیاهوهای استارت‌آپی جای یک‌ مهره کلیدی رو به فراموشی است. برنامه‌نویس و به معنای کامل‌تر آن توسعه‌دهنده و طراح کسانی هستند که به ایده‌های روی کاغذ جان می‌دهند. نتیجه این می‌شود که ما چند وقتی است با انبوهی از ایده‌های ناب و طرح‌های کسب ‌و کار فوق‌العاده و دقیق مواجه هستیم که هرگز فرصت زنده شدن نمی‌یابند و مراسم‌های استارت‌آپی پر شده از افرادی که با ایده‌هایشان آمده‌اند و تعداد کمی موفق می‌شوند توسعه‌دهنده‌ای را برای پیاده‌سازی ایده‌شان پیدا کنند.
در ایران ۶۰۰ هزار نیروی آماده‌به‌کار داریم که از رشته‌های کامپیوتری فارغ‌التحصیل شده‌اند. از این مقدار ۸۰ هزار نفر در مقاطع دکترا و کارشناسی ارشد و ۵۲۰ هزار نفر فارغ‌التحصیلان کارشناسی هستند. کافی است کمی به شرکت‌های نرم‌افزاری و محیط‌های دانشگاه‌ها نگاه کنیم تا متوجه شویم بیش از نیمی از این جمعیت هرگز وارد صنعت نمی‌شوند.

خوب: ایده می‌بارد

رضا برزگری دانشجوی سال آخر نرم‌افزار یک روز مانند خیلی‌های دیگر ایده‌ای به ذهنش می‌رسد و پس از بررسی‌های بسیار متوجه می‌شود این ایده هنوز به ‌صورت موفق پیاده‌سازی نشده است. برای همین تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. او تحت تاثیر از جو موجود در یکی از رویدادهای لین‌استارت‌آپ ماشین شرکت می‌کند تا پیش از شروع کار ایده‌اش را آزمایش کند و برای آن یک طرح کسب ‌و کار بنویسد. رضا در نهایت پس از چند روز کار و صحبت با چندین نفر مطمئن می‌شود ایده خواهان زیادی دارد و می‌تواند با کمی تغییر آن را تبدیل به یک استارت‌آپ موفق کند. او پر انرژی‌تر از همیشه به دنبال تحقق رویایش می‌رود. چند ماه به این شکل می‌گذرد، همه چیز برای شکل‌گیری یک استارت‌آپ آماده است اما هنگامی که تصمیم می‌گیرد کار را شروع کند حقیقت تلخی مثل پتک بر سرش می‌کوبد. رضا با اینکه دانشجوی کامپیوتر است اما دانشش از برنامه‌نویسی کافی نیست. بهناز آریا مدیر آموزش کهکشان نور می‌گوید:«از دانشگاه‌ها انتظار داریم مهندس نرم‌افزار به جامعه بدهند اما این اتفاق نمی‌افتد.» غدیری مدیرعامل بیان می‌گوید:«مشکل جدی کشور است که دانشگاه‌ها برای تربیت نیروی متخصص برنامه‌ریزی نشده‌اند و بعضی اساتید با دانشجوها شرط می‌کنند پایان‌نامه‌ها همه تئوری باشد و ارتباطی با صنعت نداشته باشد.»

بد: توسعه‌دهنده‌ها کجا هستند؟

رضا برزگری تصمیم می‌گیرد از میان آدم‌هایی که می‌شناسد تیمی تشکیل دهد. او با تصور اینکه بخش مهم هر استارت‌آپ طرح کسب ‌و کار و برنامه تجاری است گمان می‌کند قسمت اصلی کار انجام شده است. رضا چند برنامه‌نویس‌ و توسعه‌دهنده پیدا می‌کند اما هر بار مشکلی باعث می‌شود تا با هیچ کدام‌شان به نتیجه نرسد. هیچ کس وقت ندارد برای او کار کند و از طرفی هیچ کس حاضر نشد بدون حقوق ثابت در کار پرریسکی مانند راه‌اندازی یک استارت‌آپ او را همراهی کند.
به گفته حمیدرضا احمدی مدیر پروژه استارت‌آپ ویکند و نکست، در حال حاضر ۲۰ تا ۲۵ استارت‌آپ نسبتاً بالغ و هزاران استارت‌آپ نوپا و کمتر شناخته‌شده در ایران وجود دارد که به خاطر تعداد کم توسعه‌دهنده دارای پیشرفت کندی هستند و به زودی شکست می‌خوردند. حمیدرضا احمدی که جزو برگزارکنندگان دوره‌های مهمی مانند استارت‌آپ ویکند، هم‌فکر و جشنواره وب بوده است، می‌گوید:«متوسط هفته‌ای سه بار از من خواسته می‌شود برای استارت‌آپ‌ها توسعه‌دهنده‌ معرفی کنم. کمبود توسعه‌دهنده اکنون حاد است و در آینده حادتر هم می‌شود.»
حقیقت این است که فارغ از کیفیت، اصلاً تعداد کمی توسعه‌دهنده نرم‌افزار وجود دارد. این مساله علت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد. نخست مساله سربازی است. با توجه به اینکه برنامه‌نویسی مهارتی است که بیشتر جوانان و نوجوانان بین سنین ۱۶ تا ۳۰ سال به سراغ آن می‌روند، اکثر کسانی که در این حوزه فعالیت دارند با غول بی‌شاخ و دم سربازی دست و پنجه نرم می‌کنند. شاهین طبری رئیس هیات مدیره چارگون می‌گوید:«بارها شده نیروی کارمان به خاطر سربازی دو سال از شرکت دور شده‌اند و بعد که برگشته‌اند و دیگر مثل سابق نشده‌اند، شرکت عوض شده و آنها هم دیگر دل کار کردن نداشتند.» این محدودیت‌های بسیار منجر به این می‌شود که افراد برای باقی ماندن در یک شرکت از روش‌های مختلف معافیت استفاده کنند و اگر به این فکر کنیم که این کار را برای این انجام می‌دهند که بتوانند در کشور ارزش‌آفرینی کنند، قطعاً افسوس می‌خوریم. تیم کافه‌بازار به همین خاطر به زودی دو نفر از بنیانگذارانش را برای مدتی از دست می‌دهد. آرمندهی مدیرعامل کافه‌بازار می‌گوید:«تصمیم‌های کلان کشوری می‌تواند تا حدود زیادی مشکلات اصلی توسعه‌دهندگان را حل کند.»
مانع سربازی موجب می‌شود عده زیادی به صورت کاذب دست به ادامه تحصیل بزنند. نتیجه این می‌شود که بسیاری بدون اینکه بدانند چرا، در دانشگاه‌ها در حال درس خواندن هستند و سعی می‌کنند به امید قانون‌های یک‌شبه کشوری از روی این مرحله از زندگی بپرند. بسیاری هم که تمایلی به ادامه تحصیل ندارند سعی می‌کنند از کشور خارج شوند.
سربازی فقط یکی از علت‌های کوچک مهاجرت است. طبق یک نظرسنجی با جامعه آماری ۴۵۰۰ نفر، ۳۶ درصد کسانی که از ایران می‌روند به دلیل مشکلات فرهنگی و اجتماعی تصمیم می‌گیرند برنگردند. شرایط ناپایدار اقتصادی و شغلی نیز روی هم ۴۳ درصد از علت عدم بازگشت افراد را شامل می‌شود. طبق این نظرسنجی تنها چهار درصد کسانی که از کشور خارج شده‌اند، حتماً بازمی‌گردند و ۲۱ درصد به هیچ وجه قصد بازگشت ندارند. جادی میرمیرانی توسعه‌دهنده حوزه شبکه و مخابرات می‌گوید:««ایران باید قوانین تجارتش را اصلاح کند.» او اعتقاد دارد مشکل اصلی، قوانین تجاری ایران است که با محدودیت‌های بسیار مانع شروع کار شرکت‌های نوپا می‌شوند. او ادامه می‌دهد:«زمانی کره جنوبی هم با همین مشکل مواجه بود؛ دو شرکت سامسونگ و ال‌جی کل صنعت فناوری کره را می‌چرخاندند، بنابراین هیچ تیمی نمی‌توانست خارج از این دو شرکت به موفقیت برسد اما حدود سال ۲۰۰۰ کره جنوبی نزدیک به ۱۶۰ ماده از قوانینش را اصلاح کرد.»
مساله مهاجرت وقتی بحرانی‌تر می‌شود که به یاد آوریم افرادی که تصمیم می‌گیرند از ایران بروند، معمولاً جزو بهترین‌های این صنعت هستند. چون این افراد از توانایی بیشتری برای یافتن یک شغل و جایگاه موفق برخوردار هستند. شاهین طبری می‌گوید:«آدم‌های شاخص می‌روند.» حسام ‌آرمندهی هم در این‌باره می‌گوید:«ما ۱۰ نفر بودیم که در سال دوم دانشگاه فارسی وب‌شریف را پایه‌گذاری کردیم و از آن ۱۰ نفر الان پنج نفر در گوگل کار می‌کنند.» فارسی وب‌شریف پروژه‌ای بود که هر چند در نهایت تعطیل شد اما یادگاری‌های خوبی مخصوصاً برای زبان فارسی به جای گذاشت. استانداردسازی کیبورد فارسی و ارائه نرم‌افزارها و توزیع‌های مختلف متن‌باز و گنو/لینوکس از دستاوردهای این شرکت بود. وضعیت درآمد یک برنامه‌نویس در کشورهای خارجی به مراتب بهتر از ایران است. به گفته شاهین طبری در ایران عرف حقوق یک برنامه‌نویس خوب هزار دلار است در حالی که در کشورهای خارجی این مقدار به سه هزار دلار هم می‌رسد. با این حال بسیاری با وجود شرایط بهتر زندگی و حقوق بالاتر از ایران نمی‌روند. نیاز به خانواده و فرصت دیده شدن از مواردی است که بر نیاز به پول می‌چربد. عده‌ای به خاطر وفاداری و سهیم شدن در هویت یک برند ترجیح می‌دهند در شرکت ایرانی بمانند و شانس بیشتری در تاثیرگذاری داشته باشند. بهناز آریا می‌گوید:«در ایران شرح مشاغلی در حوزه فناوری اطلاعات نداریم، برای همین میزان حقوق استاندارد نیست. در سازمان نظام صنفی تا حدودی سعی کردیم این مساله را برطرف کنیم اما هنوز در اوایل راه قرار دارد.» طبق آمارهای سایت ایران‌تلنت یک برنامه‌نویس بسته به تجربه‌هایش بین ۷۰۰ هزار تومان تا دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می‌کند.
از سوی دیگر توسعه‌دهندگانی هستند که نه قصد مهاجرت دارند و نه مشکل سربازی. آنها احتمالاً دوره سربازی را گذرانده‌اند یا به نوعی با آن درگیر نیستند. عده‌ای از این افراد ترجیح می‌دهند به‌ صورت فریلنسر کار کنند. یعنی بیشتر مواقع در خانه بمانند، به‌ صورت پراکنده پروژه‌های شرکتی را از راه دور انجام دهند و بعد از آن به سراغ شرکت دیگر و پروژه‌ای دیگر بروند. شاهین طبری می‌گوید:«این روش را ترجیح می‌دهند چون با این کار بدون اینکه پاسخگو باشند می‌توانند با قیمت پایین برای شرکت‌های کم‌دانش پروژه اجرا کنند.» اکثر کسانی که خارج از یک تیم نرم‌افزاری به این صورت کار می‌کنند نمی‌توانند سرویس‌های خوبی را در ابعاد بزرگ ارائه دهند.
یکی از علت‌های روی آوردن به کار آزاد یا فریلنسر این است که توسعه‌دهنده‌ها تصور یا تجربه خوبی از شرکت‌های کامپیوتری ندارند. هانی حجت انصاری توسعه‌دهنده اپلیکیشن سرآشپز پاپیون محبوب‌ترین و پرنصب‌ترین اپلیکیشن آموزشی کافه‌بازار می‌گوید:«من قبل از این در سه شرکت دیگر کار کرده‌ام. مساله این است که شرکت‌ها برنامه‌نویس نمی‌خواهند، آنها یک برده می‌خواهند. کار کردن من در شرکت‌ها تجربه تلخی بود. اولین بار در یکی از شرکت‌های زیرمجموعه دانشگاه شریف کار کردم و یک هفته بیشتر آنجا نماندم.» او ادامه می‌دهد:«آنها می‌خواهند یک نفر با مهارت‌های بسیاری بیاید،‌ پول کمی بگیرد و تمام مشکلات‌شان را حل کند. برنامه‌نویس‌ها دوست دارند صاحب برنامه خودشان باشند اما حس مالکیتی که شرکت‌ها به تو و کدی که می‌زنی دارند، غیرقابل درک است. برنامه‌نویس‌ها دوست دارند کارفرما یک رهبر درون تیم باشد نه اینکه یک رئیس باشد که از بیرون از تیم دستور بدهد. همین نگاه بی‌ارزش به برنامه‌نویس باعث می‌شود فکر کنند چرا تمام کدها را برای خودشان نزنند. اکثر برنامه‌نویس‌ها دوست ندارند کارشان را در اختیار شرکت بگذارند، دوست ندارند روزی از آن برنامه دل بکنند.»
او برای صحبت‌هایش راه‌‌حل مناسبی هم ارائه می‌دهد. هانی می‌گوید:«آواتک می‌تواند ایده خوبی برای تمام شرکت‌ها باشد. شرکت‌ها باید آواتکی فکر کنند؛ یعنی به چشم یک مالک به برنامه‌نویس نگاه نکنند بلکه کمک کنند محصولات خودشان را داشته باشند و درصدی هم از آن محصولات سود ببرند. برنامه‌نویس‌ها دوست ندارند مثل یک ماشین با آنها برخورد شود، در حال حاضر با آنها مانند یک تابع برخورد می‌شود که موظفند ورودی بدهند و خروجی بگیرند.» شتاب‌دهنده آواتک مرکزی است که با در اختیار گذاشتن مشاوره و محل کار به تیم‌ها کمک می‌کند سریع‌تر رشد کنند. آواتک مدتی پیش نخستین حلقه شتاب‌دهی‌اش را به پایان رساند. در این حلقه ۱۱ استارت‌آپ شتاب‌دهی شدند که ۸۵ نفر در آنها کار می‌کردند. متوسط سن اعضای استارت‌آپ‌ها ۲۸ سال بود که ۴۴ درصدشان مدرک لیسانس و ۲۲ درصدشان مدرک فوق لیسانس داشتند.
همین فشارها باعث می‌شود توسعه‌دهنده‌ها به دنبال راه‌اندازی استارت‌آپ خود بروند؛ مخصوصاً این روزها که تب راه‌اندازی استارت‌آپ داغ‌تر از همیشه است. با این حال توسعه‌دهنده بودن برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ لازم است اما کافی نیست. طبق یک اصل معروف از هر ۱۰ استارت‌آپ ۹ مورد از آنها شکست می‌خورند. نداشتن دید تجاری درست یکی از عوامل شکست تیم‌هایی است که صرفاً با پشتوانه توانایی فنی شکل گرفته‌اند. بسیاری از توسعه‌دهندگان ذاتاً این توانایی تجاری در وجودشان هست اما بسیاری هم هرگز موفق نمی‌شوند از نگاه مشتری محصول‌شان را ببینند. جادی میرمیرانی می‌گوید:«گاهی طرف فقط توسعه‌دهنده است و فکر می‌کند صرفاً با کپی کردن یک کسب ‌و کار خارجی می‌تواند در ایران موفق شود، در حالی که چنین برنامه‌هایی در طولانی‌مدت ماندگار نمی‌شوند.» شاهین طبری نیز می‌گوید:«هر کس کار توسعه‌دهندگی انجام می‌دهد فکر می‌کند می‌تواند بدون ایده و دید تجاری استارت‌آپ بزند، آخر هم به هیچ جا نمی‌رسد چون استارت‌آپ شمشیر دولبه است.» حسام آرمندهی مدیر کافه‌بازار معتقد است که گزینه‌های درآمدی زیاد شده، وقتی کسی می‌تواند به راحتی از طریق یک اپلیکیشن روی کافه‌بازار درآمد میلیونی داشته باشد حاضر نمی‌شود در شرکتی کار کند.
رضا برزگری در نهایت موفق نشد کسی را برای کار در تیمش پیدا کند. او سرمایه زیادی در اختیار نداشت، در حالی که بسیاری از توسعه‌دهنده‌ها انتظار داشتند حقوق‌شان به موقع و سر هر ماه پرداخت شود. ناصر غانم‌زاده مربی و مشاور کارآفرینی می‌گوید:«توسعه‌دهنده‌ها دوست ندارند در استارت‌آپ‌ها کار کنند. چون حاضر نیستند در استارت‌آپ به جای حقوق درصد سهام بگیرند. برای همین technical funderها کم هستند.»

زشت: آموزش‌های معیوب

اینها مسائلی بود که منجر به نبود توسعه‌دهنده می‌شد اما بسیاری از این گله می‌کنند که آنهایی هم که هستند سواد و مهارت زیادی ندارند. در این راستا آموزش نقش مهمی در شکل‌گیری این مشکل دارد. به عقیده بهناز آریا، دانش صرف یک فرد را توسعه‌دهنده نمی‌کند. او می‌گوید:«باید یکسری مهارت داشته باشد، مثلاً نیاز مجموعه را درک کنند، برنامه‌ریزی انجام دهند، طراحی کنند و برنامه‌نویسی مرحله آخر است. خیلی اوقات آنالیز و طراحی بد انجام می‌شود. در دنیای آی‌تی مهارت به ‌صورت متوهمانه زود اتفاق می‌افتد.»‌ او ادامه می‌دهد:«یکی از ارکان شتاب‌دهنده‌ها این است که آموزش لازم را بدهند که بخشی از آن کسب تجربه از شرکت‌های موفق است.»
در ایران آموزش عالی به طور کلی بر گردن دو گروه است: یک دانشگاه‌ها و دو موسسات آموزشی. کسانی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند معمولاً بدون ذره‌ای مهارت از تئوری‌های مختلف پر شده‌اند. عده‌ای معتقد هستند دانشگاه‌ها خوب کار نمی‌کنند و عده‌ای می‌گویند اصلاً وظیفه دانشگاه‌ها نیست. از نظر جادی وظیفه پرورش توسعه‌دهنده تماماً بر عهده دانشگاه‌ها نیست. در کشورهای پیشرفته شرکت‌ها دانشجوهای با استعداد را می‌گیرند و آنها را به افراد توانمند تبدیل می‌کنند. او می‌گوید حلقه گمشده شرکت‌هایی هستند که به خوبی روی افراد سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که در ایران وجود ندارد. این مساله به مهاجرت افراد هم دامن می‌زند. احمدی می‌گوید:«دانشگاه و جامعه درک نکرده نرم‌افزار چقدر مهم است و دنیا را خورده.»
ناصر غانم‌زاده مربی و مشاور کارآفرینی معتقد است تیم‌ها اگر مشکل سرمایه را هم حل کنند از پس مشکل توسعه‌دهنده به راحتی برنمی‌آیند. او می‌گوید از دانشگاه‌ها تعداد کمی توسعه‌دهنده می‌شوند و این انگیزه است که فرد را توسعه‌دهنده می‌کند نه فقط دانش. ناصر غانم‌زاده علت دیگر کمبود توسعه‌دهنده را درآمد کم آنها در ایران می‌داند. او می‌گوید:«در همه جای دنیا کارهای مرتبط با فناوری اطلاعات جزو پنج مورد اول هستند اما در ایران از نظر درآمد جزو پنج شغل آخرند، برای همین آینده‌ای در آن نمی‌بینند.» ناصر غانم‌زاده می‌گوید:«برای مثال در سان‌فرانسیسکو که دانشگاه استنفورد آنجاست چندین بوت‌کمپ وجود دارد که برنامه‌نویسی را از صفر تا صد یاد می‌دهند. مشکل ما این است که دوره آموزشی فرادانشگاهی نداریم.»
با این حال عدم دسترسی برای شهرستان‌ها و گران بودن دوره‌های آموزشی از دیگر مشکلاتی است که وجود دارد. بهناز آریا از راه‌اندازی یک سیستم آموزش آنلاین ارزان‌قیمت برای اندروید خبر می‌دهد که یکی از برنامه‌های آینده سازمان فناوری اطلاعات است. حمیدرضا احمدی معتقد است در حال حاضر دانشگاه‌ها همچنان به شیوه‌ها و علوم ۲۰ سال پیش خود وفادار مانده‌اند. او یکی از مشکلات پیش روی افراد را این می‌داند که هیچ منبع آموزشی خوب و ساده‌ای برایشان وجود ندارد.
چارگون، کافه‌بازار و بیان سه شرکت نرم‌افزاری در ابعاد متفاوت هستند و هیچ کدام هنگام استخدام اهمیتی به مدرک تحصیلی فرد نمی‌دهند، بلکه سعی می‌کنند با انواع مصاحبه‌ها به شناختی از توانایی‌های فرد برسند. بالاترین برنامه‌نویس شرکت چارگون نزدیک به شش میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرد، در حالی که حتی مدرک دیپلم هم ندارند اما جزو قوی‌ترین برنامه‌نویس‌های ایران است. شرکت بیان ترجیح می‌دهد با برگزاری دوره‌های شش‌ماهه خود افراد برگزیده‌اش را از میان مصاحبه‌شدگان آموزش دهد. در شرکت بیان از بین ۳۰ نفر هر روز دو نفر به مرحله مصاحبه حضوری می‌رسند. غدیری ادامه می‌‌دهد:«تقریباً روزی نیست که از ما تقاضای نیروی کار نشود و ما چون ظرفیت این را نداریم تا از تمام کسانی که دوره‌های شش‌ماهه ما را گذرانده‌اند استفاده کنیم، تعدادی را در اختیار شرکت‌های دیگر می‌گذاریم.»

شاهین طبری می‌گوید:«بارها تلاش کردم پروژه وارد دانشگاه کنم اما دیدم این‌قدر پول‌های بادآورده دولتی را روی هوا زده‌اند که دیگر نه‌تنها دانشجو تحویل نمی‌دهند بلکه بخش خصوصی را هم خراب کرده‌اند، در حالی که در تمام دنیا بخش خصوصی به دانشگاه‌ها کار می‌دهد و متقابلاً از آنها کار می‌خواهد.»
هانی حجت انصاری می‌گوید:«روزی یک ایمیل به من ارسال می‌شود که می‌خواهند برنامه‌نویسی را شروع کنند. برنامه‌نویسی در وجود آدم‌هاست، دانشگاه‌ها یا موسسات آموزشی برنامه‌نویس تولید نمی‌کنند.»
توجه بیش از اندازه به برگزاری رویدادهای استارت‌آپی هم عامل دیگری است که باعث شده ساخت نرم‌افزار در حاشیه قرار گیرد. حسام آرمندهی می‌گوید:«ما که خروجی خوبی از رویدادهای استارت‌آپی ندیدیم، بیشتر نفع این قضایا را شرکت‌های سرمایه‌گذاری برده‌اند. شاید در بلندمدت اتفاق کوچکی بیفتد اما در آن زیاده‌روی شده است.» حمیدرضا احمدی می‌گوید در استارت‌آپ ویکندها بلیت‌های کسب ‌و کار در همان روزهای اول به سرعت فروخته می‌شود اما برای فروش بلیت‌های فنی خیلی باید تبلیغات کرد و در نهایت به سختی به فروش می‌روند. غانم‌زاده می‌گوید:«در اکوسیستم همه چیز باید به اندازه باشد، در دنیا ۴۰،۳۰ رویداد برای برنامه‌نویس‌ها وجود دارد اما اینجا جا نیفتاده است. کاری که با تشکیل لاگ‌ها برای لینوکس شکل گرفت، باید در حوزه‌های دیگر هم فراگیر شود.»

پایان

تعداد زیادی از توسعه‌دهندگانی که رضا برزگری پیدا کرد یا در شرکتی مشغول کار بودند یا به هیچ وجه حاضر نبودند ریسک یک استارت‌آپ را بپذیرند و صرفاً با تضمین درآمد ثابت کار می‌کردند. در کنار این موارد توسعه‌دهندگان معمولاً روحیه کار تیمی ندارند و همان‌طور که بهناز آریا گفت بسیاری از مهارت‌های ارتباطی را به خوبی یاد نگرفته‌اند. این اتفاق ناشی از آن است که امروزه یک فرد هم به ‌تنهایی می‌تواند نرم‌افزار کوچک و در عین‌ حال کاملی بنویسد و یک محصول به بازار عرضه کند. بنابراین برنامه‌نویس‌هایی با روحیه تیمی کم پیدا می‌شوند و معمولاً حوصله زمان گذاشتن روی کار پرریسک و نامعلومی مانند استارت‌آپ‌ها را ندارند.
اکنون کانون کارآفرینی مانند خیلی‌ها به این نتیجه رسیده که توسعه‌دهنده مشکل اصلی استارت‌آپ‌هاست نه سرمایه و شیوه کسب‌ و کار. دبیر کانون کارآفرینی می‌گوید:«این مشکل اکنون پس از دو سال واضح شده، قبل از این فکرش را نمی‌کردیم.»
«هکاتهران» یکی از رویدادهایی است که برای شرکت بیشتر توسعه‌دهنده‌ها و فعال کردن آنها تشکیل شده است. رویدادی سبک‌تر از «هکاتون» معروف که به جای سه روز سعی دارد در سه ساعت توسعه‌دهنده‌ها را دور هم جمع کند تا حین پیتزا خوردن کارهای کوچکی نیز با یکدیگر انجام دهند. البته کانون کارآفرینی بدش نمی‌آید دقیقاً مشابه رویداد سنتی هکاتون را هم پیاده‌ سازد و هکاتهران را قوی‌تر از حال حاضر کند. جشنواره وب نیز رویداد دیگری است که هدفش را بخش توسعه‌دهنده فعالان رایانه قرار داده است. در آخرین دوره این جشنواره سعی کردند ۸۰ درصد مراسم را فنی کنند. جشنواره وب و موبایل ایران یکی از تخصصی‌ترین و به‌روزترین جشنواره‌های کامپیوتری ایران از نظر محتوا بود که طی بهمن ۹۳ در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. گزارش کاملی از این رویداد در شماره ۲۲ ماهنامه پیوست به چاپ رسید.
کانون کارآفرینی قصد دارد به زودی دوره‌های برنامه‌نویسی را وارد مدارس کند. آنها برای این کار با موسسه code.org همکاری می‌کنند. این برنامه در صورت تحقق آینده‌ روشنی برای صنعت رایانه رقم خواهد زد. حمیدرضا احمدی نگاه منفی خانواده‌ها به فناوری و رایانه را یکی از مشکلات پیش رویشان در این طرح می‌داند. او می‌گوید:«حتی صدا و سیما هم تمام عزمش را جزم کرده که کامپیوتر و اینترنت را یک موجود ترسناک به تصویر بکشد. در جریان جشنواره وب سعی داشتند موقع مصاحبه دائماً از زیر زبان من بکشند که بگویم اینترنت بد است.»
حقیقت این است که جامعه استارت‌آپی ایران به بیراهه می‌رود. مانند بسیاری از موارد دیگر، استارت‌آپ‌های کامپیوتری هم مساله‌ای است که ناقص وارد ایران شده. حاصل این سزارین ناقص کودک زیبایی است که فلج به دنیا آمده. کودک است، زیباست اما قدرت تکان خوردن ندارد؛ اتفاقی که در کشورهای توسعه‌یافته افتاد این بود که برنامه‌نویس به وفور یافت می‌شد اما نمی‌توانستند این دانش را به ثروت تبدیل کنند. در حقیقت جامعه استارت‌آپی ایران به توسعه‌دهندگانی نیاز دارد که دید تجاری هم داشته باشند و آنچه اکنون روی می‌دهد انواع رویدادهایی است که شرکت‌کنندگان آن مهارت‌های کسب‌ و کار دارند اما حتی به خوبی نمی‌دانند ایده‌هایشان از لحاظ فنی قابل پیاده‌سازی نیست.
رضا برزگری در نهایت موفق نشد فردی آشنا به علم برنامه‌نویسی پیدا کند. او خیلی دیر اما در نهایت متوجه شد خودش باید کار را شروع کند و احتمالاً اگر می‌خواهد روزی مدیر یک استارت‌آپ نرم‌افزاری شود، خودش پیش از هر چیز باید در این زمینه خبره باشد. احتمالاً جادی بهتر از هر کس دیگری پاسخش را داده بود. او گفت:«استارت‌آپ چیزی جدا از توسعه‌دهنده نیست. معمولاً در همه جای دنیا به این صورت است که توسعه‌دهنده کار را شروع می‌کند و بقیه جلو می‌برند. صرف ایده داشتن منجر به تشکیل یک استارت‌آپ نمی‌شود.» او تاکید می‌کند:«ایده داشتن راحت است.»

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz