نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 52 گزارش ماه خارج از محدوده صفحه 44

مرز کودکانگی و بزرگسالی در خانواده دیجیتالی کجاست؟

آنچه امروز در خصوص رسانه‌های جدید اهمیت دارد محدود به پیشرفت‌های تکنولوژیک نمی‌شود. برای تشریح بعد دیگری از آن که همان فرهنگ دیجیتالی است باید به این مساله نگاه کنیم که رابطه رسانه‌های جدید با ما چیست. در پی سوال رسانه‌های جدید چیستند باید بپرسیم رسانه‌های جدید چه چیز جدید برای جامعه دارند؟ ما با رسانه‌های جدید چه می‌کنیم و رسانه‌های جدید با ما چه می‌کنند؟
همیشه یکی از گروه‌های اجتماعی مورد توجه در پاسخ به این سوال‌ها کودکان هستند. تکنولوژی‌های دیجیتالی به طرز غیرقابل انکاری زندگی آنها را متاثر ساخته‌اند و در بسترهای متفاوت فرهنگی موجب بروز فرهنگ‌های دیجیتالی کودکانه خاصی شده‌اند که به‌رغم تفاوت‌ها در برخی کلیات مشترک‌اند.
شاید بتوان گفت ورود رسانه‌ها به فضای خانواده فضای کودکانگی در خانواده را به نفع فضای بزرگسالانه تغییر داد. با گسترش فناوری‌های ارتباطی و به ویژه فراگیر شدن تلفن‌های همراه هوشمند، به عنوان ابزار رسانه‌ای شخصی مشترک میان کودکان و بزرگسالان، این ابهام میان مرزهای کودکانگی و بزرگسالی بیش از پیش تشدید شد. به بیان دیگر فضای زیست کودکان بیش از پیش بزرگسالانه شد. این امر عواقبی را به دنبال دارد از جمله:

دموکراتیزه شدن اطلاعات در خانواده

امروز محتوای رسانه‌ای توسط کودکان به طور فعالانه مصرف می‌شود و دیگر کودکان مصرف‌کننده محتوایی که برای ایشان انتخاب می‌شود نیستند. فراتر از این کودکان، گاه پیشگام‌تر از والدین، در مصرف رسانه دیجیتالی حرفه‌ای عمل می‌کنند. در نتیجه‌ی این مهارت در استفاده از فناوری‌های دیجیتالی اینترنت و تلفن همراه کودک توسط والدین و بزرگسالان تحسین می‌شود. گیدنز در این رابطه به دموکراتیزه شدن حوزه خصوصی اشاره می‌کند: دگرگونی تاریخی صمیمیت که به کودک حق تعیین و تنظیم ارتباط خود را می‌دهد. در این میان وظیفه والدین این است که از ایشان مراقبت کنند، آنها را در تصمیم‌گیری‌های کلیدی شرکت دهند، به آنها و دیگران پاسخگو باشند، به آنها احترام بگذارند و انتظار احترام داشته باشند. این مفهوم «رابطه ناب» با مفهوم خانواده ویکتوریایی که مبتنی بر سلسله مراتب، اقتدار و نقش‌های مشخص‌شده است در تناقض آشکار است.
به طور کلی می‌توان گفت رابطه سلسله مراتبی میان نسل‌ها در حال افول است. شاید به همین دلیل باشد که امروز بیش از گذشته ما از چالش‌های نسلی می‌شنویم و بهتر از هر زمان دیگری می‌دانیم تفاوت‌های نسلی، به فراخور تجارب نسلی بسیار متفاوت، هر روز در حال جدی‌تر شدن هستند.

دامن زدن به اضطراب در هویت‌یابی کودک

در نتیجه‌ی فقدان منابع سنتی، روابط سلسله مراتبی میان نسل‌ها و نبود زمینه مشترک میان والدین و فرزند (به دلیل تجربه‌های بسیار متفاوت از دوران کودکی) چالش‌هایی برای کودک به وجود می‌آید و کودک در بسیاری از ابعاد مهم هویت‌یابی راهنمای متقنی ندارد و شخصاً زودتر از زمان مقرر وارد جهان نامطمئن بزرگسالی می‌شود. وجود منابع پرشمار و بعضاً متناقض موجب شده است حس امنیت هویت کاهش پیدا کند. به هر حال سنت و خانواده سنتی اشکال خاصی از حمایت را دارا بودند که هویت‌یابی را آسان‌تر می‌کرد. جای بحث است که شیوه‌ای از هویت‌یابی که منابع صلبی ندارد بهتر است یا آنچه تا پیش از این وجود داشته است. شاید بهتر باشد تا اینجا بپذیریم این دو متفاوت‌اند و به هیچ کدام امتیاز خاصی ندهیم، چرا که فعلاً شواهد کافی برای اثبات علمی ادعایی که مزایا و معایب هر یک را بشمارد در دسترس‌ نیست. بنابراین ما شکل متفاوتی از هویت‌یابی را داریم که شناخت آن مستلزم دقت، مطالعه و ارزیابی‌های میان‌رشته‌ای است.

تغییر اقتضائات ایفای نقش حمایتی خانواده در قبال کودک

نقش حمایتی والدین در مصرف رسانه‌های دیجیتالی در عبارت «باغ دیوارکشی‌شده» توضیح داده می‌شود (لیوینگستن، ۲۰۰۲). به این معنی که فعالیت آنلاین و مصرف رسانه‌ای کودک باید در فضایی (نسبتاً) ایمن‌شده صورت گیرد. این پاشنه آشیل والدینی است که خود به لحاظ سواد دیجیتالی در سطح پایینی هستند و البته یکی از دلایل ترس ایشان. نشناختن فضای دیجیتالی توسط والدین که منجر به ترس می‌شود کمکی به کودک نمی‌کند. شاید تا امروز هیچ‌وقت رقابت میان کودک و والدین برای دانستن به این شکل وجود نداشته است. خیلی اهمیت دارد که در یک خانواده ابتدا چه کسی پیچ و خم‌های جهان دیجیتالی را یاد می‌گیرد. اگر به دور و برمان نگاه کنیم کودکان زیادی را می‌بینیم که نه تنها از پس نیازهای دیجیتالی خود برمی‌آیند بلکه از والدین خود پیش هستند. نکته طنز ماجرا آنجاست که کودک برای کاربری والدین و افراد بزرگ‌تر از خود نقش حمایتی ایفا می‌کند و مرجع ایشان برای رابطه با تکنولوژی می‌شود که البته این پدیده در نوجوانی
رواج بیشتری می‌یابد.

شهروند شدن زودهنگام کودک

کودکان امروز، به سبب تجربه باواسطه و از طریق رسانه شهروندی، حتی پیش از آموختن سواد و زودتر از نسل‌های قبل شهروندی را تجربه می‌کنند. شاید به همین سبب باشد که امروز در جهان پرورش کودک به عنوان «شهروند جهانی» مطرح می‌شود. تلاش برای رشد تفکر انتقادی، نگاه مقایسه‌ای میان جامعه خود و دیگران، دانستن مسائل جهانی و پیچیدگی‌های آن، تلاش برای عدالت در جامعه خود و جهان و… از توصیه‌هایی است که برای پرورش شهروند جهانی مطرح می‌شود. احتمالاً شنیده‌اید که در مهدهای کودک برای کودکان از آلودگی هوا و آب‌ها می‌گویند و به نوعی آنها را درگیر در مسائلی می‌کنند که اساساً نتیجه فعالیت بزرگسالان و دغدغه‌های ایشان است. بسیاری از فعالان محیط زیست با این نوع فعالیت محیط زیستی مخالف‌اند، اما اصل ماجرا اینجاست که حتی اگر فرزندمان را به مدارس طبیعتی بفرستیم که رسالت آنها ایجاد تعامل بهتر کودکان با محیط زیست است، باز در حال درگیر کردن کودک با ایده‌ای هستیم که اساساً مساله‌ای است که شهروند جهانی امروز رسالت آن را به دوش می‌کشد. مساله اینجا ارتباط بهتر و حفاظت محیط زیست این کره خاکی است و این نیازی است که امروز به آن رسیده‌ایم و دامنه این نیاز به جهان کودکان کشیده شده است.

افزایش فضاهای خلوت کودک و زمینه‌های تشدید فردگرایی

وجود ابزارهای رسانه‌ای و فناورانه جدید منجر به تشدید فضای شخصی و فردیت‌سازی بی‌سابقه‌ای برای کودکان شده است.
اوج تجلی این فضای شخصی در کاربری گوشی‌های تلفن همراه به ویژه هندزفری است؛ گرچه افراد از سوی شبکه ارتباطات خود تحت فشار برای تماس مداوم هستند. در بسیاری از تحقیقات بر زندگی ما در جهان متصل تاکید و در عین حال بحث‌های بسیاری را در خصوص فردیت‌سازی، گسیختگی اجتماعی، استقلال و آزادی مطرح می‌کنند. از نظر دیک (۲۰۰۶) شکل‌گیری این دو ایده به ظاهر متناقض تصادفی نیست و دو روی یک سکه را نشان می‌دهد. او در کتابش بحث می‌کند که جهان هیچ‌وقت آزادتر از اکنون و هیچ‌وقت وابسته‌تر و پیوسته‌تر از امروز نبوده است و این بحث‌ها را ذیل مفهوم «فردیت‌سازی شبکه‌ای» می‌گنجاند.

با مفهوم جدید کودکی چگونه مواجه شویم؟

زندگی در دنیای امروز ما را در وضعیتی قرار داده است که ساده‌ترین جهان‌های پیشین پرچالش‌ترین جهان‌های امروز شده‌اند. شاید کودکی یکی از این جهان‌هاست: مفهومی که در تاریخ دگرگون شده تا به امروز رسیده است. شاید تمام هنر انسان امروز این باشد که بتواند در مواجهه‌های مختلف دریابد کجا جای عقب‌نشینی مقابل تغییر است، کجا جای مقاومت و کجا جای مصالحه. به عقیده بسیاری «تغییر» کلیدواژه عصری است که در آن زندگی می‌کنیم و شاید انعطاف مقابل آن ناگزیر باشد. انعطاف یک برخورد منفعلانه و تماماً پذیرنده نیست، بلکه یک تعامل مثبت با تغییر است برای بهره بردن از منافع آن. شاید این تمام کاری است که خانواده در عصر دیجیتالی باید در قبال کودکی انجام دهد

منابع:

– Dijk van Jan, A. G. M. (2006). The Network Society. Social Aspects of New Media. London: Sage
– Livingstone, Sonia (2004) Children online – consumers or citizens? Cultures of Consumption Working Paper Series, ESRC/AHRB, London, UK.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz