نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 40

معاون پژوهش کسب ‌و کار شرکت مبین ایران:

مخالف حضور خارجی‌ها در پروژه‌های بزرگ هستم

«رشد اقتصادی هشت درصدی» رقمی است که برنامه ششم توسعه، آن را به عنوان مهم‌ترین هدف اقتصاد کشور در نظر گرفته. طبق برآوردها برای رسیدن به این هدف، سالانه به ۷۲۳ هزار میلیارد تومان منبع مالی نیاز داریم که از این میزان، حدود ۴۵ میلیارد دلار باید از محل جذب سرمایه‌های خارجی تامین شود. هرچند به نظر می‌رسد با بهبود شرایط اقتصادی، ثبات سیاسی و کاهش درجه ریسک در دوران پسابرجام، امکان حضور سرمایه‌گذاران خارجی و جذب سرمایه‌های آنان تا حدودی تسهیل یافته اما هنوز موضوعی به نام «سرمایه خارجی»، محل مناقشه برخی افراد است آن هم در شرایطی که به دلیل باقی بودن آثار تحریم‌های چندین ساله و عقب ماندن از دنیا، کشور نیاز به زنده کردن بازار و بهره‌گیری از فناوری‌های جدید دارد. از همین رو به سراغ حسین طالبی معاون پژوهش کسب و کار شرکت مبین ایران و یکی از موافقان مشروط سرمایه‌ خارجی رفتیم تا با او درباره پتانسیل‌ها و شیوه صحیح جذب سرمایه‌گذاران خارجی به ویژه در حوزه آی‌سی‌تی کشور به عنوان حوزه پیشران توسعه گفت‌وگو کنیم. او را بسیاری از کارشناسان این حوزه به سبب مدیریتش طی دو دهه بر فناوری اطلاعات نفت ایران می‌شناسند.

آیا در حوزه آی‌سی‌تی کشور نیاز به سرمایه‌گذار خارجی داریم؟
اگر هدف از جذب سرمایه‌ خارجی، صرفاً تامین منابع مالی باشد و هیچ گونه دستاوردی از نظر دانش، فناوری و اشتغال‌زایی به ویژه برای تحصیل‌کردگان حوزه فاوا نداشته باشد، به نظر من توجیهی ندارد که زیر بار استقراض خیلی بالایی برویم و آینده کشور را با خطر مواجه کنیم. در حال حاضر هزار میلیارد تومان نقدینگی در دست مردم، بانک‌ها و سایر بخش‌ها سرگردان است. بنابراین مشکل مالی و پولی برای اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها به ویژه در حوزه آی‌سی‌تی نداریم. ما در کشور از نبود دانش فنی، توان کارآفرینی در حوزه آی‌سی‌تی و دسترسی به بازارهای خارجی و منطقه‌ای برای صادرات محصولات فاوا به ویژه در حوزه نرم‌افزار رنج می‌بریم.

به نظر شما آنچه در پروژه اپراتور دوم اتفاق افتاد می‌تواند الگوی مطلوبی در جذب سرمایه خارجی باشد؟
بله، از نظر انتقال دانش فنی و مدیریتی و دسترسی به امکانات بازار مدل قابل توجیهی است. برخی پلتفرم‌ها، ایده‌ها و تجربیات خارجی در رابطه با ارائه سرویس‌های اپراتوری توسط شریک خارجی آن به کشور وارد شد. باید همواره این را در نظر گرفت که درها را باز کردن و اجازه ورود دادن به شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی در پروژه‌های سودآور، آن هم بدون انتقال دانش فنی، بدون اشتغال‌زایی بالا برای نیروهای ما و بدون فعال کردن شرکت‌های داخلی توجیهی ندارد. طبق آماری که وزیر ارتباطات اعلام کرده‌اند سالانه ۱۵۰ هزار فارغ‌التحصیل حوزه آی‌تی و نیز نزدیک به دو هزار شرکت کوچک و متوسط در کشور داریم که درصد بالایی از ظرفیت آنها در حال حاضر بدون استفاده‌اند.

به جز مورد اپراتور دوم، سرمایه‌گذاری خارجی برجسته‌ای در حوزه فاوای کشور نداشته‌ایم. به نظر شما در خصوص موارد کوچک‌تری که خارجی‌ها در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند آیا انتقال تکنولوژی رخ نداده‌ است؟
دلیلش شاید این بوده که ما نتوانسته‌ایم خوب مدیریت کنیم. کشور ما در تمام زمینه‌ها برای اجرای هزاران پروژه بزرگ، متوسط و کوچک، کشور بکری است. اگر این پروژه‌ها به خوبی تعریف، اولویت‌بندی و مدیریت شوند، نوبت آن می‌رسد که ببینیم کدام یک از آنها از نظر سرمایه مالی، دانش فنی، مدیریتی و تجربه نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی دارند و برای اجرای کدام یک نیاز به پتانسیل و شرکت‌های داخلی وجود دارد. در صورت مدیریت و اولویت‌بندی نکردن، دچار سردرگمی و بی‌برنامگی خواهیم شد و در چنین شرایطی جذب سرمایه‌گذار خارجی سبب ضرر و زیان بیشتری می‌شود.

مدیریت این پروژه‌ها باید توسط چه نهادی صورت گیرد؟
ما دو نوع پروژه داریم؛ یکی در سطح بخشی که باید نهادهای متولی هر بخش، برنامه‌های آن را تدوین و اولویت‌بندی کنند. برخی از پروژه‌ها هم زیرساختی هستند، از جمله استانداردها، پلتفرم‌های ملی و زیرساخت‌های ارتباطی و مقرراتی که به تمام بخش‌ها سرویس می‌دهند. این پروژه‌ها در واقع طرح‌های ملی هستند که از سوی نهادهای فرابخشی همچون وزارت ارتباطات، سازمان فناوری اطلاعات و شورای عالی فضای مجازی تبیین و اولویت‌بندی میشوند.

وقتی شرکت‌های خارجی روی طرحهای کوچک سرمایه‌گذاری می‌کنند آیا باید به دلیل عدم انتقال تکنولوژی از آنها جلوگیری کرد؟
شاید نتوانیم چنین کاری انجام دهیم اما مسئولان مربوطه در صورتی که فرصت‌های سودآور سرمایه‌گذاری در کشور وجود داشته و امکان اجرای آنها توسط شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران داخلی فراهم باشد، باید اولویت بالا و بستر لازم را برای حضور فعال آنها فراهم کنند. اگر این هدایت‌ها و مدیریت‌ها صورت نگیرد طبیعتاً شرکت خارجی به اسم سرمایه‌گذاری به سراغ پروژه‌هایی می‌رود که سودآوری، آرپو و ارزش‌افزوده بسیار بالایی دارد. بنابراین مدیریت اینکه ما چگونه شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی را به خدمت بگیریم، بسیار مهم است.

به دلیل اطمینان نداشتن سرمایه‌گذاران داخلی از سودآوری کسب و کارهای نوپای فاوا، به سراغ آنها نمی‌روند…
سرمایه‌گذاری شرکت‌های خارجی با ارزیابی معیارهای خاصی صورت می‌گیرد. آنها ریسک چندانی نمی‌کنند. مثلاً شرکتی که روی اسنپ سرمایه‌گذاری کرده ریسک زیادی نکرده است. در واقع آنها زمانی که متوجه موفقیت و بلوغ سرویس‌هایی همچون اسنپ شدند به سراغ آن آمدند. اساساً در مواردی که خارجی‌ها به سراغ طرحی می‌روند هیچ‌ گونه ریسکی متوجه آنها نمی‌شود. دولت هم برای کاهش ریسک آنها و نیز جذب سرمایه، از آنها حمایت‌های قانونی می‌کند و برایشان تسهیلات ایجاد می‌کند. در حالی ‌که در داخل کشور نیز شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیری داریم که حاضر به سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها باشند اما چنین حمایت‌هایی را نمی‌بینند.

به نظر شما سرمایه‌گذاری داخلی مشکلات بیشتری دارد؟
۸۰ تا ۹۰ درصد از پروژه‌های کشور توسط نهادهای دولتی تعریف می‌شوند و این نهادها نیز بلوغ کامل را برای ارائه تعریف شفاف از این طرح‌ها ندارند. عمده سرمایه‌گذاران داخلی نیز به دلیل مشخص نبودن کلیه زنجیره ارزش این پروژه‌ها، رغبت چندانی به حضور در سرمایه‌گذاری ندارند. بسیاری از شرکت‌های نرم‌افزاری داخلی که با استفاده از پتانسیل‌های داخلی پروژه‌هایی را اجرا کرده‌اند هنوز نتوانسته‌اند مطالبات خود را از کارفرمایان‌شان، که عمدتاً هم دولتی هستند، بگیرند. ولی در رابطه با شرکت‌های خارجی رفتار مشابهی دیده نشده است. زمانی که همه چیز شفاف باشد از شرکت خارجی دعوت به اجرای طرح می‌کنند و تمام شرایط آنها را می‌پذیرند.

با در نظر گرفتن منافع کشورمان کدام بخش‌های حوزه آی‌سی‌تی کشور قابلیت جذب سرمایه خارجی را دارند؟
در ایران بازار بسیار بکری وجود دارد. طبق آخرین آمار Internet World Stats ایران نزدیک به ۵۷ میلیون کاربر اینترنت، ضریب نفوذ اینترنت ۶۷ درصدی و به وفور، نیروی انسانی متخصص به ویژه در حوزه آی‌تی و حدود دو هزار شرکت کامپیوتری دارد؛ شرکت‌هایی که هر یک از آنها پتانسیل‌های خوبی برای تولید محصولات نرم‌افزاری دارند. دستمزد متحصصان حوزه نرم‌افزار آن هم یک‌هشتم متخصصان سایر کشورهاست. صد درصد ضریب نفوذ موبایل و بیش از ۴۰ میلیون گوشی هوشمند دارد. جمعیت جوان آن مشتاق به استفاده از سرویس‌های آنلاین و ارزش‌افزوده به ویژه در حوزه اینترنت اشیا هستند. به این ترتیب از نظر بستر، بازار بسیار جذابی است. در صورت آمدن سرمایه‌گذاران خارجی و استفاده از پتانسیل‌های نیروهای داخلی، قیمت تمام‌شده محصولاتی که با مشارکت داخلی و خارجی تولید می‌شود نسبت به محصولات مشابه خارجی بسیار پایین‌تر خواهد بود. ضمن اینکه این محصولات مشترک به دلیل نیاز بازار، درآمد بسیاری بالایی نیز خواهند داشت.

آیا سرمایه‌گذاران خارجی باید به سراغ پروژه‌های بزرگ در ایران بروند که از درون آنها پروژه‌های کوچک زیادی نیز تعریف می‌شود یا اینکه از ابتدا باید صرفاً به دنبال طرح‌های کوچک باشند؟
من به شدت مخالف حضور آنها در پروژه‌های بزرگ هستم، باید برای آنها حدی را مشخص کرد. چون این پروژه‌ها امنیتی هستند. اجرای بخش اعظمی از ارتباطات کشور با حضور شرکت‌های خارجی، از نظر امنیتی به صلاح کشور نیست. اینکه یک شرکت آفریقایی یا انگلیسی یا با هر ملیتی، بخش اعظمی از یک اپراتور را بگیرد و بعد به دلیل شناختی که از بازار پیدا می‌کند بخشی از یک اپراتور دیگر یا سرویس‌های ارز‌ش‌افزوده را نیز در اختیار بگیرد و بتواند با حمایتی که دریافت می‌کند در تمام شریان‌های کلیدی و اطلاعاتی کشور نفوذ پیدا کند، کار صحیحی نیست؛ مگر اینکه به هیچ عنوان اجرای آن پروژه توسط سرمایه‌گذار داخلی ممکن نباشد. البته آن هم باید مدیریت‌ شده باشد. یعنی به میزانی که حضور آن شرکت در طرح‌های ملی به امنیت ملی ما لطمه‌ای نزند. این در حالی است که سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های متوسط و کوچک هم ارزش‌آفرینی و اشتغال‌زایی بسیار بالایی برای طرفین می‌کند و هم دسترسی به بازارهای جهانی را برای ما فراهم می‌کند.

آیا باید همچنان در حوزه نرم‌افزاری کشور دنبال جذب سرمایه‌گذاری برای توسعه باشیم یا باید به سراغ حوزه سخت‌افزار نیز برویم؟
حوزه نرم‌افزار ما به دلیل دستمزد پایین، وجود متخصصان باهوش و نداشتن نیاز چندان به پشتوانه فناوری به سادگی قابلیت توسعه داشته و بنابراین حوزه بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاری بوده است. اما حوزه سخت‌افزار نیز فرصت و بستر بسیار خوبی است. اینترنت اشیا و فناوری ماشین به ماشین که آینده کشورهای توسعه‌یافته را شکل خواهد داد، مبتنی بر سنسورها، چیپ‌ست‌ها، اکسس‌پوینت‌ها و دیوایس‌هاست. مصرف این قطعات الکترونیکی به سرعت در حال افزایش است. به عنوان مثال در مورد کنتور هوشمند ما ۱۰۰ میلیون کنتور آب و برق و گاز در کشور داریم. این کنتورها به ۱۰۰ میلیون چیپ‌ست‌ها یا دیوایس‌های الکترونیکی نیاز دارند تا روی آنها نصب شوند. این ۱۰۰ میلیون به تعداد زیادی اکسس‌پوینت، تجمیع‌کننده و سیم‌کارت نیاز دارند. اینها تنها بخشی از یک خانه هوشمند هستند. بنابراین ما به صدها میلیون قطعه کوچک الکترونیکی نیاز داریم که به دو روش می‌توان با آنها برخورد کرد؛ یکی اینکه هر یک از این بخش‌ها خودشان بروند با شرکت‌های خارجی قرارداد ببندند و قطعات مورد نیاز خود را از آنها تامین کنند یا اینکه یک نهاد بالادستی بیاید و آنها را تجمیع و مدیریت کند.

و نگاه شما به داخلی‌هاست؟
ما در داخل کشور نیز شرکت‌های تولیدکننده صنایع الکترونیکی بسیاری داریم که زیرساخت‌های تولیدی آنها بدون استفاده مانده است و می‌توانند با همکاری شرکت‌های خارجی به تولید قطعات الترونیکی بپردازند. بسیاری از قطعات مورد نیاز برای فناوری اینترنت اشیا قابل تولید در داخل هستند؛ چنانچه شرکت‌های بسیاری در داخل در حال تولید سیم‌کارت‌های CKD هستند. علاوه‌ بر این قادرند با مهندسی معکوس بسیاری از بُردهایی را که در داخل استفاده می‌شود، تولید کنند. این قطعات برای ۲۰ سال می‌توانند کنار یخچال یا کنتور و سایر وسایل و تاسیسات صنعتی کار کنند، برخلاف گوشی موبایل که فناوری پیچیده‌ای دارد و سر شش ماه باید تعویض شود.

به نظر شما چه موانعی در کشور برای سرمایه‌گذاران خارجی وجود دارد؟
یکی از موانع می‌تواند مربوط به ضعف قوانین و مقررات باشد. البته ما در حوزه تولید نرم‌افزار، منع قانونی نداریم و قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان از تولید نرم‌افزارهای داخلی و حتی نرم‌افزارهایی که توسط شرکت‌های خارجی در داخل تولید می‌شوند، حمایت می‌کند. ممکن است شرکت‌ِهای خارجی نیازمند استفاده از نرم‌افزار پایه خارجی باشند که در این صورت شاید محدودیت‌هایی داشته باشند. یا ممکن است به دلیل شفاف نبودن، با مخالفت برخی نهادها مواجه شوند اما به طور کلی موانع و محدودیت‌هایی که برای شرکت‌های خارجی وجود دارد به مراتب کمتر از محدودیت‌های موجود برای شرکت‌های خصوصی داخلی است. یک شرکت داخلی باید از هفت خوان رستم بگذرد؛ شرکت در مناقصه‌های متعدد، احتمال ابطال مناقصه از سوی کارفرما، برگزاری مناقصه مجدد و غیره. اما از حضور شرکت‌های خارجی بسیار استقبال می‌کنند و با آنها قرارداد می‌بندند

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz