نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 49 گزارش ماه رنج‌نامه صفحه 46

فوتبال، بلیت، بدبختی

جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، در خانه یکی از اقوام بودیم که جوان‌ترها اصرار کردند برای تماشای بازی استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز به ورزشگاه آزادی برویم. از آخرین باری که به وزرشگاه رفته بودم سال‌ها می‌گذشت و همان زمان هم به قسمت VIP می‌رفتم و خیلی سال بود که بلیت نخریده بودم. شنیده بودم که فروش بلیت الکترونیکی شده و می‌توان از سایت مربوطه خریداری کرد. به همین دلیل فکر می‌کردم برای خرید بلیت در ورزشگاه نباید با شلوغی و ازدحام روبه‌رو شویم. اما این تصور باطلی بود که خیلی زود از بین رفت.
حدود ۱۵ دقیقه از آغاز بازی گذشته بود که وارد استادیوم شدیم و با هزاران نفر آدمی روبه‌رو شدیم که به سمت گیت‌های ورودی حرکت می‌کردند. استقبال از این بازی بیشتر از تصور من و شاید حتی مسئولان برگزارکننده مسابقه بود.
آنها که به استادیوم رفته‌اند، می‌‌دانند که درهای ورودی استادیوم با گیت‌های زمین مسابقه فاصله زیادی دارند و این به خاطر بزرگی مجموعه است.
اما گیت‌های ورودی زمین مسابقه چه هستند؟ از زمان تاسیس ورزشگاه تا همین امروز گیت‌های ورودی عبارت‌اند از داربست‌هایی که با میله‌های فلزی درست شده‌اند و مردم به صورت گروهی وارد آن می‌شوند و اگر چند نفر با هم به استادیوم رفته باشند، راهی نیست که یک نفر برای خرید بلیت وارد صف شود و بقیه منتظر او باشند. همه با هم باید وارد راهروهای داربستی شوند و این خود باعث شلوغی بسیار زیادی می‌شود. اما زمانی ‌که به باجه بلیت‌فروشی نزدیک شدیم فاجعه کم‌کم خود را نشان داد: شلوغی بی‌حد و حصری که با فشار جمعیت، هول دادن‌های بسیار و گاهی دعوا همراه بود. این شلوغی چرا اینجا اتفاق افتاده بود؟ مگر در گذشته برای بازی‌های مهم باشگاهی و ملی، ۱۰۰ هزار نفر به استادیوم آزادی نمی‌رفتند؟ آن زمان مردم پول می‌دادند و بلیت می‌خریدند، اما این بار همه باید از کارتخوان استفاده می‌کردند.
سرعت انجام تراکنش گرچه بالاست اما فرایند کشیدن کارت و فریاد زدن رمز در آن شلوغی و گرفتن کارت بانکی و بلیت‌های مغناطیسی، همه و همه روند را کند کرده بود. این در حالی است که قیمت بلیت طبقه دوم ورزشگاه، ۱۰ هزار تومان است و به راحتی می‌توان اسکناس داد و بلیت را تحویل گرفت.
اما این همه ماجرا نبود. تصور می‌کردم این بلیت مغناطیسی را قرار است جایی ارائه دهیم و شماره صندلی بگیریم یا همین کارت به تنهایی برای ورود کافی است. متاسفانه در ادامه راه وارد دالان داربستی دیگری می‌شدیم و آنجا پس از بازرسی بدنی، فرد متصدی بلیت‌ها را روی دستگاهی شبیه POS قرار می‌‌داد و کاغذی کوچک تحویل ‌می‌گرفت. کاغذ را به همراه بلیت پس داد و از گیت گذشتیم. در حالی که تصور می‌کردم این کاغذ را باید دوباره جایی تحویل بدهیم یا شماره صندلی روی آن نوشته شده، به طبقه دوم رفتیم و جایی برای نشستن انتخاب کردیم.
این روند حدود ۱۵ دقیقه طول کشید و سرانجام زمانی توانستیم زمین فوتبال را ببینیم که ۳۰ دقیقه از بازی گذشته بود!
برای نسل من که خاطره تماشای فوتبال در استادیوم شهید شیرودی (امجدیه) را در ذهن دارد، سخت است بپذیریم همه چیز در وضعیت دهه ۶۰ مانده است. آن زمان هم، چه در استادیوم پیر شهر و چه در استادیوم آزادی، بلیت می‌خریدیم و بعد از تحویل آن در گیتی دیگر راهی ورزشگاه می‌شدیم و یک صندلی برای خودمان انتخاب می‌کردیم.
در تمام طول مسابقه فکر می‌کردم کارت مغناطیسی‌ای را که در اختیار دارم باید چه کنم؟ آیا برای بازی‌های بعد هم قابل شارژ است؟ چرا باید هم بلیت مغناطیسی داشته باشیم هم کاغذی؟ هزینه بلیت کاغذی ارزان‌تر نیست؟ بلیت الکترونیکی یعنی این؟ آیا این روند در همه جای دنیا طی می‌شود؟ آیا نمی‌شد ۴۳ سال پس از افتتاح ورزشگاه آزادی گیت‌های دائمی و هوشمند نصب کرد؟ و ده‌ها سوال دیگر.
تا چند روز بعد از بازی به رنجی که برده بودم فکر می‌کردم تا اینکه برنامه «نود» به موضوع شرکت عامل فروش بلیت الکترونیکی در ورزشگاه‌های کشور پرداخت و در ادامه نیز برخی از سایت‌های خبری موضوعاتی را درباره این شرکت مطرح کردند.
از آنجا که این ادعاها ثابت نشده‌اند و به موضوع کاری مجله پیوست نیز ارتباط ندارند به آنها نمی‌پردازم و تنها دو پاراگراف از گزارشی را که سایت تابناک در این‌باره منتشر کرده است ذکر می‌کنم.
در بخشی از گزارش تابناک آمده است: «باشگاه‌های معروف فوتبال ایران … باید درصد بالایی از نرخ هر بلیت خریداری‌شده توسط هوادارشان را به شرکتی بدهند که هیچ نظارتی بالای سر خود نمی‌بیند و برای مثال سایتش شماره کارت ملی مخدوش، متعلق به متوفی یا متعلق به زنانی را که اجازه ورود به استادیوم ندارند برای خرید بلیت قبول می‌کند.»
همچنین در انتهای این گزارش آمده است: «یافته‌های بعدی تابناک در این زمینه نشان می‌دهد در سطوح مالکیتی شرکت مذکور بعد از برخی فشارهای مقطعی، تغییراتی در ترکیب خود داده‌ است و این شرکت پس از کسب این امتیاز بزرگ و چرب، با دریافت مبلغی که گفته می‌شود حدود چهار میلیارد تومان بوده کلیه اختیارات و مسئولیت‌ها را به گروهی دیگر واگذار کرده و در واقع بدون اینکه زحمتی کشیده باشند لقمه سهمش را از این سفره برداشته و رفته است.»
پس از انتشار این گزارش‌ها و پخش برنامه ۹۰، فدراسیون فوتبال در اطلاعیه‌ای ادعاهای مطرح‌شده درباره چگونگی انعقاد قرارداد با شرکت برهان مبین (مجری بلیت الکترونیکی از چند ورزشگاه بزرگ کشور) را تکذیب و در عین حال اعلام کرد این قرارداد، که گویا ۱۱ ساله بوده، به زودی فسخ می‌شود.
امیدوارم برای انتخاب شرکت مجری بعدی یک مزایده یا مناقصه شفاف برگزار شود و شرکت‌های بزرگ و خوشنام ICT‌ کشور نیز در آن شرکت کنند تا موضوع ورود به ورزشگاه، بعد از چند دهه، به صورت امروزی و قابل تحمل درآید

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz