نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 48 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 46

سینمای پردرد و رنج در یک شب تابستانی

کمتر از یک ماه پیش من و سه نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم برای دیدن یکی از فیلم‌های اکران‌شده که نقدها و حاشیه‌های بسیاری را با خود همراه داشت به سینما برویم. ماه رمضان بود و می‌توانستیم سانس‌های دیرتر را انتخاب کنیم. بی‌شک خرید اینترنتی راحت‌ترین و دم‌دستی‌ترین راه رسیدن به بلیت سینما، و سینماتیکت تنها سایتی بود که می‌توانست دست ما را به بلیت برساند.
وارد سایت شدم و برای چهارشنبه ساعت دو نیمه‌شب در سینما ارگ بلیت رزرو کردم. همه چیز در کمال آرامش پیش رفت. سینما و سانس را انتخاب کردم، پرداخت الکترونیکی را انجام دادم، صندلی‌هایمان را انتخاب و کد رزرو را دریافت کردم و تمام.
ساعت از یک و نیم شب گذشته بود و ما در راه سینما بودیم که گوشی موبایلم زنگ خورد. گوشی را برداشتم و آن سوی خط اپراتور سینما ارگ بود که با من حرف می‌زد:

– سلام خواستم بهتون اطلاع بدم فیلمی که شما براش بلیت رزرو کرده بودید اکران نمی‌شه.

– ولی ما توی راه سینما بودیم. چرا اکران نمی‌شه؟

– به حد نصاب نرسیدیم.

– خب الان تکلیف بلیت‌‌هایی که خریدم چی میشه؟

– پول بلیت‌ها رو باید از سینماتیکت بگیرید. ما نمی‌تونیم پولی به شما بدیم. می‌تونید هم همین الان یک سانس و فیلم دیگه رو انتخاب کنید که بلیت‌ها رو برای اون فیلم جایگزین کنم.

– ولی من الان برنامه سینمای شما رو ندارم، میشه برم چک کنم و باهاتون تماس بگیرم؟

– نه متاسفانه همین الان باید انتخاب کنید. در غیر این صورت، برگشت پول‌تون رو از سینماتیکت پیگیری کنید…

گوشی تلفن را قطع می‌کنم و به دوستانم که حیرت‌زده مکالمه مرا دنبال می‌کردند می‌گویم اکران فیلم لغو شده است. به اولین دوربرگردان می‌رسیم و فرمان می‌چرخد و مسیر رفته را برمی‌گردیم. حالا مبلغی برای چهار بلیت در جیب سینماتیکت مانده و فیلمی که ما ندیدیم و سینمایی که نرفتیم. می‌دانستم که این ساعت از شبانه‌روز کسی در سینماتیکت نیست که پاسخ مرا بدهد، اما فکر نمی‌کردم پنجشنبه و جمعه هم که پرترافیک‌ترین روزهای کاری برای سایتی مانند سینماتیکت است باز کسی پاسخم را ندهد. دو روز پایانی هفته تماس‌های بی‌امان من با پشتیبانی این سایت بی‌جواب ماند و بالاخره شنبه و اولین روز کاری هفته فرا رسید.
صبح اول وقت تماس گرفتم و بالاخره کسی بود که صدای گوشی تلفن را شنید و آن را برداشت. ماجرا را برای خانمی که آن سوی خط بود تعریف کردم و از او خواستم پول بلیت‌ها را به حسابم برگرداند. او هم با لحنی نه‌چندان مهربان به من گفت پول به حسابم برگردانده می‌شود، اما باید شماره کارتم را بگویم. این در حالی بود که در جمله پیشین این دیالوگ از او خواسته بودم پول را به همان حسابی که از آن خرید کرده‌ام و شماره کارتم هم در سامانه آنها ثبت شده برگردانند، و حالا باز از من درخواست شماره کارت می‌کرد.
وقتی به سوالم که «مگر شماره کارت من در سامانه شما ثبت نشده» پاسخ مثبت داد و گفت چرا ثبت شده، علت درخواست دوباره‌اش برای گفتن شماره کارت را پرسیدم و او در جواب با همان لحن نه‌چندان مهربان به من گفت:

مکالمه من و شما ثبت می‌شود و من برای اطمینان از اینکه شما حتماً خودتان هستید باید شماره کارت را از شما بپرسم و شما هم آن را بگویید تا در اسناد ما ثبت شود.

با وجودی که حیرت و تعجب از چهره‌ام می‌بارید و توان ادامه این دیالوگ را نداشتم شماره کارتم را گفتم و تلفن را قطع کردم. بالاخره پس از گذشت سه روز پول رفته به حسابم برگشت، اما فکر من از این اتفاق جدا نمی‌شد. نمی‌توانستم بپذیرم که چرا سینما ارگ زمانی که اکران فیلم را کنسل کرده توانایی ندارد این موضوع را به سایت سینماتیکت انتقال دهد تا آنها هم به صورت خودکار پول بلیت‌های خریداری‌شده را به حساب خریداران برگردانند. شاید خاصیت ذهن روزنامه‌نگارهاست که هیچ چیز ریز و درشتی از زیر ذره‌بین‌شان به سادگی رد نمی‌شود.
می‌دانستم که سینماتیکت در عرصه فروش آنلاین بلیت سینما بی‌رقیب است، اما برای اینکه مطمئن شوم شروع به گشت و گذاری اینترنتی کردم و نتیجه همان بود که پیش از آن حدس می‌زدم. سایت رقیبی وجود ندارد و حالا می‌شد فهمید آن لحن نه‌چندان مهربان اپراتور آنها و این همه تاخیر در جواب دادن و پرداخت پول من از کجا آب می‌خورد.
من قرار بود شبی را با دوستانم به سینما بروم، تفریح کنم و از شیوه پرداخت الکترونیکی و خرید اینترنتی استفاده کردم تا همه چیز مطابق همانی باشد که می‌خواهم و اتفاقی که افتاد این بود: هیچ چیز مطابق میل من نبود. در سفرهایی که به دیگر کشورها داشتم دیده بودم که چطور همه چیز کنار هم چیده می‌شود تا شبی که قرار است یک شب تفریحی باشد به بهترین شکل برگزار شود. در آنجا شما می‌توانید حتی غذای دلخواه‌تان را از رستوران‌های موجود در مجتمع‌های سینمایی آنلاین سفارش دهید و آنها پس از ورود شما به سالن سینما آن را برای شما سرو می‌کنند و حین تماشای فیلم از خوردن غذایی دلچسب هم بی‌نصیب نمی‌مانید. اما در کشور ما شرایط به شکل دیگری رقم می‌خورد. خرید اینترنتی در کشور باب شده، اما فرهنگ خدمت‌رسانی اینترنتی هنوز در افق‌های دورتری ایستاده و برای ما از همان دوردست‌ها دست تکان می‌دهد و شاید یکی از دلایل کاهش استقبال مردم از سینما، نبود خدمات آنلاین مطابق با نیاز مردم باشد. چیزی شبیه به آنچه که رنجنامه من برای شما بود.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz