نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 40 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 28

رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال:

در فضای مجازی محرمانگی معنا ندارد

با وجود تاکیدات همیشگی مقامات کشور بر لزوم بومی‌سازی محتوای دیجیتال، آن‌گونه که آمارهای اعلامی خود وزیر ارتباطات هم نشان می‌دهند هنوز بیش از ۵۸ درصد محتوای مورد استفاده کاربران ایرانی، محتوای خارجی است. با این حال وزیر وعده داده تا پایان دولت یازدهم سهم محتوای تولید داخل ۵۰ درصد می‌شود. هرچند سرمایه‌گذاری‌های خوبی هم در این زمینه صورت گرفته و از سهم دو درصدی اعتبارات فناوری اطلاعات در کل بودجه عمومی کشور در سال گذشته ۲۳ درصد صرف بخش خدمات و تولید محتوا شده است، با این وجود به نظر می‌رسد هنوز موانع بسیاری بر سر راه توسعه و ساماندهی این بخش و جذب مخاطب برای آن وجود دارد؛ موانعی از جمله عدم جذابیت محتوای بومی و بی‌اعتمادی کاربران به استفاده از پلتفرم‌های داخلی. برای درک این موانع و راهکارهای مقابله با آنها به سراغ مرتضی موسویان رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال رفتیم؛ مرکزی که به گفته خود موسویان مسئولیت تنظیم مقررات و اعطای مجوز فعالیت برای کسب ‌و ‌کارهای دیجیتال و تولید محتوا در همه زمینه‌ها از جمله تولید نرم‌افزار و اپلیکیشن را بر عهده دارد و برنامه‌های متعددی را برای ساماندهی فضای مجازی و محتوای آن از طریق ارتقای سواد رسانه‌ای مردم در نظر گرفته است.

یکی از برنامه‌های مهم مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همایش سواد رسانه‌ای و مسئولیت اجتماعی است. هدف مرکز از برگزاری این همایش چیست؟
با توجه به پژوهش انجام‌شده در سطح ملی یکی از ضعف‌های عمده کشور فقدان سواد رسانه‌ای است. پژوهش‌های کشورهای توسعه‌یافته نیز نشان می‌دهد بین ارتقای سواد رسانه‌ای و تولید ناخالص داخلی هر کشور ارتباط مستقیمی وجود دارد. ما برای اولین بار همایش سواد رسانه‌ای و مسئولیت اجتماعی را برگزار می‌کنیم. علت تاکید ما بر مسئولیت اجتماعی این است که با توجه به ویژگی‌های خاص فضای مجازی و حاکم شدن پارادایم‌های جدید، باید نسبت به قواعدی که برای دغدغه‌های جدید وجود دارد دقت‌ نظر داشته باشیم. از گذشته برای آثار مکتوب ممیزی پیش از نشر اعمال می‌شود اما در مواجهه با محتوای دیجیتال و با در نظر گرفتن اینکه در فضای مجازی، واسطه‌ای بین تولیدکننده و مخاطب وجود ندارد، نمی‌توانیم قواعد مربوط به پارادیم گذشته را به شرایط جدید تعمیم دهیم. در نبود واسطه، نقش مخاطب به عنوان بازیگر اصلی در حد تولیدکننده ارتقا می‌یابد. قاعده، با یک تعامل تعریف می‌شود. برخلاف گذشته که از زاویه دید واسطه‌ها به موضوعات نگاه می‌کردیم و نقادان، خودشان شاخص‌های استاندارد را معرفی می‌کردند، حالا قاعده بر این است که فرد مخاطب خودش قدرت تمیز پیدا کند؛ و تولیدکننده محتوا نیز بتواند هنجارها را از ناهنجارها تشخیص دهد. بنابراین مسئولیت اجتماعی متوجه همه بازیگرانی است که در فضای جدید نقش‌آفرینی می‌کنند. ارتقای مسئولیت اجتماعی به افراد اجازه می‌دهد بتوانند به بازیگرانی تبدیل شوند که از تهدیدات، دوری و از فرصت‌ها بهره‌برداری بیشتری کنند. در پارادایم جدید باید هر نوع سرویس در محل مخاطب به او داده شود. اگر یک فرایند امروزی با این ویژگی فضای مجازی مطابقت نداشته باشد قطعاً در آینده تغییر خواهد کرد و باید به سوی این نقطه ایده‌آل حرکت کند. این پارادیم که به صورت تصاعدی و نمایی در حال تعمیم حاکمیت خود به تمامی بسترهاست، نیاز به یک سواد دارد؛ ما آن را سواد رسانه‌ای نامیده‌ایم. با یک تسامح می‌توان نام‌های دیگری چون سواد اطلاعاتی یا سواد فضای مجازی هم برای آن در نظر گرفت.

راه رسیدن به این سواد رسانه‌ای چیست؟
برای سواد رسانه‌ای چند مرحله تعریف می‌شود. یکی اینکه فرد بتواند از محیط اطرافش و آنچه در اختیار دارد برای رفع نیازهای خود بهره‌برداری کند. دیگر اینکه فرد بتواند یکی از فرایندهای موجود را نقد و در عوض یک پارادایم جدید را خلق کند. وجود افرادی که در مورد آخر مهارت دارند به معنی داشتن یک گنجینه در جامعه است؛ گنجینه‌ای که می‌تواند برای آن کشور ثروت‌آفرین باشد. تفاوت ما با کشوری مانند نروژ تنها در سرمایه ‌انسانی و سواد اطلاعاتی یا رسانه‌ای است.

چنین وضعیتی تا چه حد مرتبط با ضعف تولید محتوای داخلی و نبود نوآوری و دستاورد داخلی در این حوزه است؟ آیا برنامه‌ریزی‌ای برای بهبود این وضعیت صورت گرفته است؟
تکیه ما باید بر ارتقای افراد باشد. آنها خودشان باید به این باور برسند که می‌بایست بازیگر صحنه‌های مختلف باشند. به همین منظور از مهرماه ۱۳۹۵ برنامه‌ای را تحت عنوان جشنواره دائمی سواد رسانه‌ای و مسئولیت اجتماعی شروع کرده‌ایم. مسئولیت مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های اجتماعی، تنظیم مقررات و همچنین اعطای مجوز فعالیت برای کسب‌ و ‌کارهای دیجیتال و تولید محتوا در همه زمینه‌ها از جمله تولید نرم‌افزار و اپلیکیشن است. کسانی که مسئولیت شبکه‌های اجتماعی برخط و پیام‌رسان‌ها را بر عهده دارند همگی مجوز خود را از این مرکز دریافت می‌کنند. ضمن اینکه ما طرحی به نام شماره استاندارد محتوای دیجیتال یا «شامد» آماده کرده‌ایم. یکی از کمبودهای فعلی در کشور این است که تا به ‌حال جایی برای پشتیبانی از مالکیت معنوی و مادی تالیفات و محصولات وجود نداشته است. شامد در یک زیرساخت مکانیزه، شناسه‌ای منحصربه‌فرد به هر محصول می‌دهد به طوری که این شناسه به کد ملی و شناسه ملی متصل خواهد بود. کد ملی برای افراد حقیقی و شناسه ملی برای افراد حقوقی است.

آیا چیزی معادل شابک در کتاب است؟
بله، معادل شابک در کتاب است. با ارائه کد شامد، شخص دریافت‌کننده آن محصول قادر خواهد بود از راه‌های مختلف، محصول را اعتبارسنجی کند. یعنی از طریق وب کد را وارد سامانه می‌کند و از خصوصیات آن اثر، وجود مولف و مشخصات آن مطلع می‌شود. با توجه به اینکه هر آنچه در فضای مجازی تولید می‌شود باید در اختیار دیگران گذاشته شود، ایده‌آل ما این است که فرد بتواند ظرف سه دقیقه بعد از تولید محتوا و محصول، شامد دریافت کند. به محض اینکه کسی با کد ملی و شناسه ملی آن شامد را بگیرد دیگر آن کد برای سایرین قابل دسترسی نخواهد بود. در مرحله بعد، رتبه‌بندی قرار دارد. در حال حاضر کمیته‌هایی تشکیل شده است که در زمینه‌های مختلف شاخص تعریف می‌کنند. یعنی شاخص‌های کلاسیک سواد رسانه‌ای در حال تبدیل به شاخص‌های عملیاتی و کاربردی هستند. هر یک از اینها بیشتر از یک پاراگراف نخواهد بود. با این شاخص‌ها مردم می‌توانند مثلاً در پنج شاخص از یک تا پنج ستاره امتیازدهی کنند. بعد رتبه آن محصول به صورت شفاف اعلام می‌شود. ضمن اینکه صاحب محصول هم می‌تواند خود را ارزیابی کند. به این ترتیب مردم با این شاخص‌ها سواد رسانه‌ای در آن زمینه خاص را به دست می‌آورند. ضمن اینکه با روش رتبه‌بندی می‌توان از علایق مردم نیز باخبر شد.

تاکنون تلاش‌های زیادی برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی بومی صورت گرفته است اما هیچ ‌یک از این شبکه‌ها نتوانسته‌اند مانند نمونه‌های مشابه خارجی در جذب مخاطب موفق شوند. علت این وضعیت از نظر شما چیست؟
توهمی در جامعه وجود دارد مبنی بر اینکه اگر اطلاعات خود را در زیرساختی قرار دهیم که در داخل کشور به آن دسترسی وجود ندارد، برای ما امن‌تر است و اگر دیگران به این اطلاعات دسترسی پیدا کنند مانعی ندارد اما در داخل کسی به آنها دسترسی نداشته باشد. عملاً با امکاناتی که برای رصد کردن وجود دارد چنین برداشتی درست نیست. اگر دستگاه‌هایی به صورت هدفمند بخواهند اطلاعات را کنترل کنند می‌توانند چنین کاری انجام دهند. چنانچه در مواردی درباره تلگرام این اتفاق افتاده است. البته در مواردی که ارزش هزینه کردن را داشته باشد. گاهی از من سوال می‌کنند که آیا گوشی ما کنترل می‌شود؟ می‌گویم اگر بخواهند، بله ممکن است اما شما چه فرد مهمی هستید که بخواهند گوشی‌تان را کنترل کنند؟!
بعد از ماجرای منتشر شدن اطلاعات میلیون‌ها مشترک یکی از اپراتورهای تلفن همراه، این بدبینی تقویت شد و مردم به این نتیجه رسیدند که اطلاعات‌شان می‌تواند به راحتی در اختیار دیگران گذاشته شود. چگونه می‌توان به مردم نسبت به امنیت اطلاعات‌شان اطمینان داد؟
اصلاً اطمینانی وجود ندارد. ویژگی فضای مجازی شفافیت است. در آینده نزدیک دنیایی شبیه به یک گوی بلورین خواهیم داشت که در آن بحث مربوط به محرمانگی اساساً معنی نخواهد داشت. الان هم اندروید و iOS بدون اینکه GPS شما روشن باشد به تمام اطلاعات‌تان دسترسی دارند. از نسخه دهم ویندوز این پلتفرم نیز همین گونه عمل خواهد کرد.
اما اپل در مورد یکی از اعضای داعش که گوشی اپل داشت در برابر خواست سازمان سیا مقاومت کرد و حاضر نشد اطلاعات او را فاش کند…
اینها ظاهر امر و بازی‌های تجاری است. به هیچ‌ وجه هیچ نوع اطلاعاتی از دسترس دستگاه‌های امنیتی آمریکا خارج نیست. مگر اطلاعات مرکل صدراعظم آلمان در دسترس قرار نگرفت؟! در ایران هم اگر کسی بخواهد می‌تواند به اطلاعات شما حتی در همان زیرساخت تلگرام دسترسی پیدا کند.

پس شما موافقید که نداشتن اعتماد به اپلیکیشن‌های داخلی باعث موفق نبودن آنها شده است؟
نه این‌طور نیست. برای ساماندهی فضای مجازی باید کار زیادی انجام دهیم. مهم‌ترین مشکل کنونی، فقدان زیرساخت لازم است. ما برای ارائه سرویسی همچون تلگرام نیاز به چهار هزار سرور داریم. در ادامه اظهارات اخیر دبیر شورای عالی فضای مجازی درباره مذاکره با تلگرام صحبت از این بود که چگونه بتوانیم سرورهای تلگرام را در داخل ایران میزبانی کنیم. هنوز چنین امکانی نداریم؛ هرچند به لحاظ نرم‌افزاری از بسیاری کشورها جلوتر هستیم و حتی می‌توانیم برای سورس‌کد تلگرام نیز یک اینترفیس بنویسیم. در حال حاضر در ایران برنامه‌ای مبتنی بر زیرساخت تلگرام در سه نسخه متفاوت نوشته شده که از تلگرام کامل‌تر است و در آن امکان تفکیک گروه‌، سوپرگروه، کانال، فرد و لیست علاقه‌مندی‌ها از یکدیگر وجود دارد. اگر عزم‌مان جزم باشد باید بتوانیم برای ۴۰ میلیون نفر چهار هزار سرور داشته باشیم. در مورد دغدغه امنیت اطلاعات کاربران اپلیکیشن‌های ایرانی، بی‌اعتمادی و توهم را در شبکه‌های اجتماعی و محاوره‌های مردم نشر داده‌اند. اساساً کار جریان‌سازی در رسانه‌ها به همین شکل است. در حالی که دنیای آینده، دنیای شفافیت است. وقتی از شفافیت صحبت می‌کنیم یعنی محرمانگی متفاوت خواهد شد. شما به محض اینکه بازی پوکمون را نصب کنید دیگر دوربین گوشی در اختیارتان نیست. اگر ظاهراً هم خاموش باشد همچنان روشن است. بنابراین اصلاً امنیتی وجود ندارد. باید متناسب با این فضا زندگی کنیم. سواد رسانه‌ای یعنی همین؛ اینکه بدانیم چگونه با یک گوشی هوشمند کار کنیم.

چگونه باید این آموزش‌ها به مردم داده شود؟
برخی از شاخص‌هایی که به آنها اشاره کردم در زمینه‌های تخصصی و برخی نیز عام هستند. یعنی در کنار شاخص‌های تخصصی، سواد رسانه‌ای عام نیز در نظر گرفته می‌شود. فردی که امتیازدهی می‌کند مواردی را هم یاد می‌گیرد. ما به اجبار چیزی را به کسی آموزش نمی‌دهیم. شاخص‌ها به طور خودکار آنچه را که مد نظر ماست به مردم منتقل می‌کنند. در صورت اجرای موفقیت‌آمیز این طرح، ارتقای شاخص‌ها به منزله ارتقای سواد رسانه‌ای خواهد بود. مردم که کارشناسان ما هستند به طور غیرمستقیم بدون اینکه وقت زیادی از آنها گرفته شود با رای‌دهی ارتقا پیدا می‌کنند، هرچند باید برای این کار وقت صرف شود. من نمی‌گویم در ایران کاری برای سواد رسانه‌ای انجام نشده است اما میزان کار عملیاتی کم بوده یا اگر مثلاً کار علمی پژوهشی انجام شده برای مجله علمی پژوهشی بوده و دایره مخاطبان آن عموم مردم نبوده است. ما در ساماندهی فضای مجازی به دنبال هدایت، حمایت و نظارت هستیم. نظارت در اغلب کشورهای توسعه‌یافته دنیا از طریق خود مردم صورت می‌گیرد. به همین منظور کسانی را به نام فرهنگ‌یار خواهیم داشت. پروژه آن را به بخش خصوصی سپرده‌ایم تا به افراد متقاضی در هر زمینه‌ای که علاقه دارند آموزش‌هایی بدهند و آنها را به مرحله‌ای برسانند تا بتوانند شاخص‌سازی کنند. برای‌ آموزش دانش‌آموزان در حال مذاکره با بخش همیار پلیس هستیم. ضمن اینکه سی‌دی‌های آموزشی و طرح‌های سمینار برای مدرسه‌ها تهیه کرده‌ایم. برای افراد زیر ۱۸ سال نیز از طریق مقررات‌زدایی امکانی مهیا کرده‌ایم تا بتوانند بدون نیاز به محیط مجزای کاری، از منزل کسب ‌و ‌کار دیجیتال خود را راه‌اندازی کنند. بعد از دادن مجوز به آنها آموزش کسب‌ و کار هم داده می‌شود. در عین حال شبکه‌ای به نام شبکه ملی فرهنگ به وجود آورده‌ایم تا به محض تولید یک محصول قابل عرضه، بدون هزینه‌ای در اختیار اعضای شبکه قرار داده و عرضه شود. البته آنها هم سود خودشان را به عنوان عرضه‌کننده خواهند برد. مناسبتی در شبکه در نظر گرفته می‌شود تا مشخص شود کار چقدر ارزش دارد. مقررات‌گذاری می‌کنیم که چند درصد آن متعلق به مولف و چند درصد برای عرضه‌کننده باشد. ضمن اینکه با همکاری سازمان فناوری اطلاعات سعی کرده‌ایم سهم مولف در برابر سهم منتشرکننده ۷۰ به ۳۰ شود. عرضه‌کنندگان با دو نوع اپ سر و کار دارند: داخلی و خارجی. در مورد اپ داخلی باید منتظر باشند تا مولف، شامد بگیرد. برای اپ خارجی نیز عرضه‌کنندگان باید یک نفر را مشخص کنند و خودشان برای آن شامد بگیرند تا ما اینجا احراز هویت کنیم.

آیا شما به عرضه‌کنندگانی چون کافه‌بازار و مای‌کت الزام کرده‌اید و شامد بگیرند؟
آنها برای ارائه محتوا باید از ما مجوز بگیرند. یکی از مسائلی که باعث شده طرح شامد را به تعویق بیندازیم نیاز به زیرساخت بزرگی بوده است که آمادگی پذیرایی از تعداد بالای متقاضیان در سراسر کشور را داشته باشد.

اکنون چقدر از این زیرساخت آماده شده است؟
نرم‌افزار آن الان آماده است. با بخش خصوصی صحبت کرده‌ایم. در چهار استان دیتاسنتر دارد و در حال آماده‌سازی در سایر شهرها نیز هست.

بعد از پایین آمدن تعرفه‌های اینترنت آیا شاهد توسعه اقتصاد فضای مجازی خواهیم بود؟
کسب ‌و ‌کار محتوای دیجیتال نیاز به تخصص، علاقه و حمایت دارد. در جلسه‌ای که با نمایندگان مجلس داشتیم صحبت از حمایتی بود که به دلیل کمبود در دو سال گذشته متوقف شده است و باید از سر گرفته شود. بسیاری از موسسات به مرز ورشکستگی رسیده‌اند. در تمام دنیا برای تولیدکنندگان محتوا حمایت‌هایی در نظر می‌گیرند. در کسب ‌و ‌کار دیجیتال نیاز به محتوای داخلی یک امر کتمان‌ناپذیر است. در حال حاضر ما ۵۰ هزار اپ داخلی داریم که در مقایسه با یک میلون و ۶۰۰ هزار اپ خارجی کم است اما همین مقدار برای کشوری که تازه این کار را شروع کرده یک رشد نمایی خواهد داشت. کسانی که در کارهای سنتی نشر بوده‌اند باید به سمت بازار دیجیتال مهاجرت کنند. اما افراد باتجربه این حوزه هنوز قائل به مهاجرت نیستند. ما هم با یارانه‌هایی که در زمینه کاغذ داده‌ایم در حال تشویق آنها هستیم؛ در حالی که باید به این مهاجرت سرعت ببخشیم. در اختیار گذاشتن اطلاعات مهم‌تر از نگه داشتن آن است. آمارهای جهانی نشان می‌دهند بحث زیرساخت به تدریج متوقف و در عوض بحث مربوط به محتوا گسترش خواهد یافت. کسب‌ و ‌کارهای بزرگ آینده نیز مربوط به تحلیل داده خواهند بود. کشوری دست برتر را خواهد داشت که بتواند اطلاعات را سریع‌تر تبدیل به دانش کاربردی کند و از آنها بهره گیرد. وگرنه دسترسی به اطلاعات برای همه فراهم است

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz