نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 41 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 33

مدیر دفتر مشاوره‌ای آرتور دو لیتل:

جلب اعتماد نیاز به زمان دارد

با امضای برجام بیش از آنکه دل‌ها به جوانه امید آراسته شوند، همه به انتظار رویت معجزه‌ای یکباره در فضای اقتصادی کشور نشستند. امروز یا فردا؛ بالاخره قرار بود آن منجیان با کیسه‌های پر از دلار بیایند. هرچند به مرور زمان از تعداد این منتظران کاسته شد اما هر از گاهی شنیدن خبرهایی از آمدن هیات‌های تجاری کشورهای مختلف و وعده‌های آنها برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف، دلگرم کننده بود؛ از جمله سرمایه‌گذاری حوزه آی‌سی‌تی ایران که طی چند سال گذشته رشد خوبی نیز داشته است. با این حال هنوز چالش‌های زیادی در این خصوص وجود دارد. به همین بهانه به گفت‌وگو با ساندر کُخ مدیر دفتر مشاوره‌ای آرتور دو لیتل نشستیم؛ شرکتی که چند سالی است در مورد بازار ایران و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری روی آن فعالیت‌هایی داشته و خدمات مشاوره‌ای ارائه کرده است و تا یک ماه و نیم دیگر نیز دفتر خود را در ایران راه‌اندازی خواهد کرد.

شرکت آرتور دو لیتل همواره بازار ایران را رصد می‌کرده اما خودش چندان در ایران فعال نبوده است. آیا می‌توان گفت حالا با راه‌اندازی یک دفتر در ایران قصد تغییر مسیر دارد؟
ما دوره‌هایی در ایران بوده‌ایم. اولین پروژه ما در ایران حدود شش هفت سال پیش بود. بنابراین در ایران فعال بوده‌ایم اما نه چندان موثر. حتی قصد نداشتیم دفتری هم در این کشور راه‌اندازی کنیم. حالا به طور قطع حضور موثرتر ما نشانه این است که فرصت مناسبی را برای سرمایه‌گذاری مجدد در بازار ایران دیده‌ایم.

می‌توانید جزئیات بیشتری از نحوه حضورتان بگویید؟
پروژه‌های مختلفی داشته‌ایم…

بدون شک یکی از مهم‌ترین‌ آنها در حوزه ارتباطات بوده است؟
بله همین‌طور است. در‌ واقع ما اولین شرکتی بودیم که سرویس‌های مشاوره‌ای ارائه داد. دلیلش این بود که شرکت‌های دولتی در معرض فروش یا با آمدن MTN به بازار ایران مورد تهدید قرار گرفته بودند. به همین دلیل یک رقابتی شکل گرفته و آنها مجبور به پیشرفت و گرفتن خدمات مشاوره‌ای شده بودند.

تا بتوانند جهانی‌تر شوند.
بله دقیقاً همین‌طور است.

علاوه بر حوزه ارتباطات، برای چه بخش‌هایی خدمات مشاوره‌ای ارائه کرده‌اید؟
برای شرکت‌های صنعتی و راه‌اندازی چند شرکت در حوزه انرژی اقداماتی انجام داده‌ایم. چند شرکت خارجی‌ نیز وجود دارند که قصد امضای قرارداد برای اقدام مشترک میان شرکت‌های ایرانی و سایر شرکت‌های بین‌المللی دارند. ما به برخی از این شرکت‌های ایرانی که مجوز دارند کمک می‌کنیم تا در ایران مرکز فروش خود را دایر کنند.

طبق آخرین گزارش موسسه مک‌کینزی از وضعیت اقتصادی ایران، کشور ما یک فرصت هزار میلیارد دلاری است و تا سال ۲۰۳۵ حدود ۹ میلیون شغل در آن ایجاد خواهد شد. به نظر شما این هدف تا چه حد دست‌یافتنی خواهد بود؟
به نظر من این گزارش بیشتر چکیده خوبی برای تشریح اهدافی است که دولت آنها را دنبال می‌کند. هرچند توافق‌هایی صورت گرفته و پیشرفت مثبتی نیز حاصل شده است اما باز ناامنی‌های بسیاری وجود دارد. با این حال یک موضوع بسیار روشن است و آن اینکه دولت‌های اروپایی و آمریکایی در مسیری قرار دارند که منجر به افزایش سرمایه‌گذاری خواهد شد. کسی چه می‌داند، شاید همین روند سبب تسریع روند رسیدن به هدفی شود که شما گفتید.

هنوز بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی، فضای قانونی و سیاسی حاکم بر بازار اقتصادی ایران را آماده سرمایه‌گذاری نمی‌بینند. به عقیده شما با در نظر گرفتن این شرایط آیا تحقق هدف مذکور امکان‌پذیر است؟
من از حقوقدان‌ها شنیده‌ام که چارچوب‌های قانونی (هرچند) اندکی وجود دارد اما شما فقط باید راه‌های قانونی کار کردن را در عمل امتحان کنید و ببینید چگونه کار می‌کنند. شرکت‌های خارجی هم باید ابتدا چارچوب‌های قانونی برای سرمایه‌گذاری مستقیم را درک کنند. برخی از آنها در مورد سرمایه‌گذاری مالی کلان در ایران نسبتاً مردد هستند. بنابراین چارچوب قانونی وجود دارد اما اعتماد به این چارچوب و ساختار به طور صد درصدی وجود ندارد.

به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاری‌هایی که طی دو سال گذشته روی‌ داده است، برآیند ملموسی در بازار نداشته است.
به نظر من ملموس بوده است. به‌ خصوص در حوزه هواپیمایی اگر به خطوط هوایی امارات یا ترکیش‌ایر نگاه کنیم، به طور قطع متوجه تغییر ترکیب شرکت‌های خارجی می‌شویم. به عنوان مثال اگر به چهار سال پیش نگاهی بیندازیم به دلیل شرایط حاصل از تحریم‌ها علیه ایران، شرکت هواپیمایی امارات شاید تنها سه پرواز به ایران داشت. بنابراین راهکارها چندان دست‌یافتنی نبودند. از سه سال پیش، با آمدن دولت فعلی ایران همه چیز تغییر کرد و اعتماد به راهکارها افزایش یافت.

فکر می‌کنید به دلیل توافق هسته‌ای این اتفاق افتاد؟
بله اما اجرای این توافق در آمریکا و کشورهای اروپایی و نیز تغییر ذهنیت شرکت‌های اروپایی، زمان‌بر خواهد بود. فعالان صنعت بانکداری هنوز برای بازگشت به ایران مردد هستند و نمی‌توانند از کسب ‌و ‌کارهای ایران حمایت کنند.

اما راهکارهای بسیاری برای حل این موضوع وجود دارد.
بله اما این روند بسیار آهسته پیش می‌رود. مثلاً یکی از بانک‌های هلندی شروع به حمایت از شرکت‌های هلندی برای آمدن به ایران کرده است. تا یک سال و نیم پیش هیچ یک از بانک‌های هلندی‌ از ایران حمایت نمی‌کردند. اگر کسی قصد داشت در ایران بیزینس کند و نیازمند پول بود، بانک‌های هلندی به او می‌گفتند زمینه رشد در این کار دیده نمی‌شود. اما حالا این وضعیت تغییر کرده است.

وضعیت بازار آی‌سی‌تی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا از نظر شما آمادگی لازم را برای جهانی شدن و جذب سرمایه دارد؟
به نظر من لزوماً نیازی به آمادگی برای جهانی شدن ندارد. سوال اینجاست که آیا ایران توان ترقی کردن دارد یا نه؟ چرا که حوزه ICT رشد و توسعه اقتصادی ایران را تسریع می‌کند. بنابراین اگر شما زیرساخت ICT را ارتقا بدهید برای همه سودمند خواهد بود. وقتی به پنج سال قبل، که تازه به ایران آمده بودم، نگاه می‌کنم به نظر من پیشرفت خوبی حاصل شده است. آن زمان سرعت اینترنت و GPRS به هیچ وجه خوب نبود. اینترنت موبایل وجود نداشت. ADSL هم اصلاً سرعت خوبی نداشت و شاید حدود یک مگابایت بود. اما در طول این چند سال به طرز قابل توجهی بهبود یافته است. هرچند هنوز با استانداردهای جهانی و آنچه در دوبی یا اروپا و آمریکاست، قابل مقایسه نیست. بازیگران ارتباطات ایران باید ابتدا زیرساخت‌ها را بهبود ببخشند تا بتوانند محیط کسب‌ و ‌کار را تجهیز کنند. این بخش گاهی تحت سرمایه‌گذاری بوده ولی همچنان بسیاری از افراد نیاز به سرمایه‌گذاری دارند. به نظر من رگولاتوری باید تصمیم بگیرد که چه قدمی بردارد؛ افزایش رقابت یا توسعه زیرساخت؟ وقتی به تعرفه‌های ارتباطی در ایران نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم اغلب در مقایسه با سایر بازارها خیلی پایین بوده‌اند. رگولاتوری باید تصمیم بگیرد که آیا در حال حاضر ادامه تمرکز بر تعرفه‌های پایین ضروری است یا اینکه زمان مناسبی برای جذب سرمایه مورد نیاز بازیگران جهت توسعه زیرساخت‌هاست.

وقتی از تعرفه‌های پایین یا توسعه زیرساخت‌ها صحبت می‌کنید آیا این واقعیت را نیز در نظر می‌گیرید که قدرت خرید مردم ایران نسبت به سایر کشورها پایین است؟
بله اما وقتی به تحولاتی که در مورد تعرفه‌های آب، برق و غیره صورت می‌گیرد نگاه کنیم متوجه می‌شویم که تغییر قیمت آن‌ حوزه‌ها بیشتر بوده چرا که تحت تاثیر تورم بوده است. اما در مورد حوزه ارتباطات این‌طور نبوده است. شاید ۱۰ سال قبل تعرفه‌ها کمی بالا بوده اما حالا نسبتاً پایین هستند. به نظر من مردم نیز وقتی قیمت ارتباطات را با سایر بخش‌ها -مثلاً قیمت غذا- مقایسه کنند، آن را گران نخواهند دید.

برخی از استارت‌آپ‌های ایرانی حوزه فاوا به دنبال جذب سرمایه خارجی و تضمین کسب ‌و‌ کار خود هستند. به نظر شما این نوع سرمایه‌گذاری به نفع آنها خواهد بود؟
در حال حاضر شرکت‌های خارجی بسیاری وجود دارند که قصد سرمایه‌گذاری در نمونه‌های موفق استارت‌آپ‌های ایرانی دارند؛ نمونه‌هایی که تعدادشان هم اندک است ولی رقابت شرکت‌های خارجی باعث می‌شود مدام ارزش‌شان بالا برود. به نظر من پتانسیل خوبی برای رشد و موفقیت در فضای استارت‌آپی ایران وجود دارد به شرط انتخاب صحیح افراد، دیدگاه و خط‌مشی عمل‌گرایانه. این لزوماً به معنای سرمایه‌گذاری در آنها نیست. به روش‌های مختلفی می‌توان از آنها حمایت کرد و راه را نشان‌شان داد، می‌توان آنها را به کارآفرینان بین‌المللی معرفی کرد تا نحوه صحیح مدیریت یک استارت‌آپ را بیاموزند.

بسیاری از استارت‌آپ‌های ایرانی در فضایی عاری از رقابت با غول‌های بین‌المللی همچون یوتیوب، گوگل‌پلی و اپ استور و غیره شکل گرفته و رشد کرده‌اند. حال با آمدن سرمایه مستقیم خارجی آیا بقای این استارت‌آپ‌ها لطمه نخواهد خورد؟
اگر به تجربه چین نگاهی بیندازیم می‌بینیم این کشور تعداد زیادی شرکت اینترنتی دارد که متعلق به خودش است. ضمن اینکه مزیت‌های بسیار دیگری برای بازیگران داخلی خود دارد: داشتن زبان و فرهنگ متفاوت و نیز بحث امنیت. درست مانند ایران، نهادهای حاکمیتی چین نیز نگران مسائل امنیتی کشور خود هستند. وقتی درهای یک کشور برای آمدن شرکت‌های خارجی بسته باشد فرصتی برای رشد بازیگران داخلی فراهم می‌شود.

به نظر شما استارت‌آپ‌های ایرانی به بلوغ کافی برای ورود به چنین رقابت‌هایی رسیده‌اند؟
شرکتی مثل فیس‌بوک کاملاً جهانی شده است. در اروپا و آمریکا هم بازیگران داخلی بسیاری وجود دارند و در نهایت همه به سمت شبکه‌های بزرگ جهانی می‌روند. این مساله احتمالاً در ایران نیز رخ خواهد داد. پنجره فرصتی برای یک شبکه مشابه فیس‌بوک در ایران باز خواهد شد تا کسب ‌و ‌کار خود را راه بیندازد و هنوز هم فرصت دارد تا پایگاه مشتریان خود را جهانی کند. پیام‌رسان واتس‌اپ در ایران بسیار شناخته شده بود اما خیلی زود به دلیل گذاشته شدن برخی محدودیت‌ها روی آن، همه کاربران ایرانی از آن به سمت تلگرام مهاجرت کردند. مورد تلگرام، بیزینس‌کیس قابل توجهی بود. یک پیام‌رسان ایرانی می‌توانست به جای تلگرام مقصد این مهاجرت باشد. این کاربران هستند که در نهایت بهترین پلتفرم را برای ارتباط با دوستان خود انتخاب می‌کنند. اگر در حوزه تجارت الکترونیکی ایران مثلاً به نمونه‌ای همچون دیجی‌کالا نگاه کنید، فرصت خوبی وجود دارد به شرط آنکه نمونه‌هایی همچون آمازون یا ebay به ایران نیایند. هرچند آمدن آنها نیز زمان‌بر خواهد بود. اما بالاخره بازیگران داخلی هم می‌توانند اندازه بازار خود را افزایش دهند و یک شرکت میلیون دلاری شوند و آن را رشد دهند. آمازون و بازیگرانی از بازار اروپایی در راه هستند. امر غیرممکنی برای بازار ایران وجود ندارد. هر کشوری بازیگران متفاوتی در حوزه تجارت الکترونیکی دارد اما در نهایت بازیگران محدودی باقی خواهند ماند.

در ایران بنا بر ملاحظاتی، آن دسته از سرمایه‌گذاران خارجی پذیرفته می‌شوند که مورد تایید حکومت ایران باشند. به نظر شما با تداوم چنین شرایطی آیا امکان جذب سرمایه‌ خارجی بیشتر وجود خواهد داشت؟
بستگی به دو موضوع دارد؛ یکی اینکه ایران چقدر با سایر کشورها متفاوت است؟ شاید گمان می‌کنیم این شرایط بیشتر در ایران وجود دارد اما اگر نگاهی به تحولات سایر کشورها بیندازیم متوجه می‌شویم اغلب آنها روزبه‌روز دغدغه‌های امنیتی بیشتری پیدا می‌کنند. مثلاً در آلمان دیدیم که نخست‌وزیر مورد حملات سایبری آمریکا قرار گرفت؛ کشوری که به نوعی شریک و متحد آلمان بوده است. بنابراین چنین نگرانی‌هایی در کشورهای دیگر هم وجود دارد. نباید تصور کرد که آینده ایران متفاوت‌تر از سایر کشورها خواهد بود. MTN پنج شش سال پیش توان خرید ۹۹ درصد شرکت‌های ارتباطات را داشت. بنابراین نگرانی‌های اساسی وجود داشته اما این نگرانی‌ها سرمایه‌گذاری‌های موجود را متوقف نکرده است.

با باقی ماندن برخی از آثار دوره تحریم‌ها و نبود اطمینان شرکت‌های خارجی از تامین امنیت سرمایه‌شان به نظر شما شانسی برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی جدید در ایران وجود خواهد داشت؟
بله. البته به نظر من این به تحولات شش ماه تا یک سال آتی بستگی دارد. باید منتظر عواقب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ایران هم باشیم چرا که هر دو تاثیر بسزایی بر فضای سیاست بین‌الملل خواهند داشت. با این حال به نظر من روندی که در جریان است روند خوبی است. هرچند بسیاری از افراد انتظار داشتند با امضای توافق هسته‌ای تمام شرکت‌های خارجی به ایران خواهند آمد اما واقعیت این است که جلب اعتماد شرکت‌های خارجی نسبت به اینکه تحریم‌ها کاملاً از بین رفته‌اند و هرگز برنخواهند گشت، پدیده‌ای زمان‌بر است. دولت ایران تلاش می‌کند روند جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را تسهیل کند و به آن سرعت ببخشد. به طور کلی مسیر به سمت صحیحی در حال پیشروی است، با این حال تحولات شش ماه آتی تعیین خواهد کرد که مسیر فعلی را شتاب بدهد یا برای آن مانع بتراشد. اگر اتفاق دوم رخ دهد، بر سرمایه‌گذاری و روند توسعه تاثیر منفی خواهد گذاشت.

شکل‌گیری موجودیت‌های جدیدی همچون شتاب‌دهنده‌ها یا سرمایه‌گذاران خطرپذیر تا چه اندازه می‌تواند فضای استارت‌آپی و کار‌آفرینی ایران را متحول سازد؟
ایران در دوره تحریم‌ها تحت انزوا قرار داشت و در آن دوره به نظر من بیشتر روی بعد آموزشی تمرکز کرد. اما واقعیت اینجاست که آموزش، بیشتر جنبه آکادمیک و علمی دارد تا عملی. بنابراین کمک چندانی به فرهنگ استارت‌آپی ایران نمی‌کند. این کسب‌ و‌ کارها بالاخره وارد فاز کارآفرینی می‌شوند و نیاز به یک خروجی انجام‌شده دارند. هرچند در ایران یک فضای کارآفرینی هم به وجود آمده است اما لزوماً به معنی شکل‌گیری یک ترکیب درست برای توسعه فرهنگ و اکوسیستم استارت‌آپی نیست. بنابراین بهتر است ایران به دنبال تخصص باشد تا بتواند به توسعه این اکوسیستم شتاب بخشد. باید بازیگران داخلی گام اول را بردارند و با مشارکت خارجی‌ها چیزی را خلق کنند که کل اوضاع را متحول سازد.

برخی معتقدند چنین اقداماتی منجر به تسریع فرار مغرها و کار کردن آنها برای شرکت‌ها و شتاب‌دهنده‌های خارجی خواهد شد. آیا واقعاً چنین تهدیدی برای استعدادهای ایرانی وجود دارد؟
این موضوع بستگی به فرصت‌های موجود در ایران برای این استعدادها دارد. بسیاری از آنها به دلیل نبود فرصت‌های مناسب به کانادا مهاجرت کرده‌اند. از طرفی تعداد قابل توجهی از ایرانیان نیز هستند که سابقه مشاوره دارند و به سراغ همکاری با ما می‌آیند. بنابراین برخی استعدادها در حال بازگشت به ایران‌اند. به محض اینکه برایشان فرصتی ایجاد کنید آنها می‌آیند. از زمانی ‌که ما قصد کرده‌ایم دفتری در ایران تاسیس کنیم هر روز تعداد بیشتری از شرکت‌ها تمایل دارند به ایران بیایند. دستمزد بالا عامل مهمی در جذب آنهاست. به عنوان مثال اگر حقوقی معادل پنج یا ۱۰ هزار دلار در ایران به آنها بدهید، مبلغی که ۳۰ درصد پایین‌تر از نمونه مشابه آن در آمریکاست، آنها ایران را انتخاب نخواهند کرد. به نظر من تلاش برای بازگرداندن استعدادهای ایرانی به کشور که با فرهنگ و زبان ایران آشنا هستند و از سویی با خودشان تخصص می‌آورند، گام بسیار خوبی به شمار می‌رود.

یکی از دغدغه‌های شرکت‌ها و به‌خصوص استارت‌اپ‌های ایرانی این است که ممکن است با باز شدن درها و آمدن رقبای خارجی، آنها بازار خود را از دست بدهند. به نظر شما این نگرانی چقدر می‌تواند به واقعیت تبدیل شود؟
این کسب‌ و ‌کارها باید توان گسترش خود را ارزیابی کنند. ضمن اینکه نباید فاکتور فرهنگ و زبان را نادیده گرفت؛ فاکتورهایی که مانند سرمایه‌ می‌توانند از کسب ‌و کار شما پشتیبانی کنند و تمرکز شرکت‌های خارجی بر ایران را مشکل‌تر می‌کنند. موضوع دیگر جنبه رگولاتوری قضیه است که با باز کردن درها و آمدن شرکت‌های متعدد شرایط تا سه سال بعد متفاوت خواهد شد. به‌خصوص در مورد فیس‌بوک که یک شرکت جهانی است و سال‌هاست بدون اینکه به ایران بیاید در این کشور مورد استفاده بوده. پس برای آنها حضور همه‌جانبه بسیار آسان می‌شود اگر رگولاتوری تصمیم بگیرد به آنها اجازه ورود دهد. این با مورد آمازون متفاوت است چون به قصد این شرکت برای سرمایه‌گذاری در کشوری چون ایران بستگی دارد. به دلیل تاثیر بسیار زیاد چنین موضوعی، آنها منتظر خواهند ماند چون مدل تجارت الکترونیکی این است که دنبال ایجاد بیزینس خود باشد. شاید اگر مثلاً دسترسی به اپ‌استور آزاد شود، خیلی‌ها تمایل به استفاده از آن داشته باشند اما اگر به اپراتورها نگاه کنیم می‌بینیم آنها توان جذب ترافیک کافی از طریق پورت‌های خود را دارند. برخی از مردم هنوز مایلند از پلتفرم‌های داخلی برای آپلود اپلیکیشن‌ها استفاده کنند. بنابراین اگر به طرز درستی عمل کنیم هنوز راه‌هایی برای حفظ بازار محتوای داخلی وجود دارد؛ بستگی زیادی به اجرا و قدرت بازیگران داخلی دارد.

به نظر شما چه چیزی مسیر ارتباطات کشور را متحول خواهد ساخت؟ چه فرمول پنهانی برای آماده‌سازی ICT ایران در این روند جهانی شدن وجود دارد؟
من معتقدم تمایل به سرمایه‌گذاری و جنبه رگولاتوری قضیه برای حمایت از بازار ICT نقش مهمی ایفا می‌کنند. روند درستی در حال پیشروی است…

علت حضور شما در ایران نیز آماده‌تر کردن آنها برای جهانی‌تر شدن‌شان است؟
بله دقیقاً. ما همانند سایر شرکت‌های مشاوره‌ای به آنها کمک می‌کنیم کسب‌ و کار بهتری داشته باشند. وقتی وارد بازار جهانی بشوید دیگر نمی‌توانید با خیال راحت یک جا بنشینید، مجبور هستید بهترین را بیافرینید. نیاز دارید شبکه خود را در کمترین زمان ممکن گسترش دهید چراکه اگر تجربه کاربری و شبکه بزرگی نداشته باشید نمی‌توانید رقبا را از خود دور نگه دارید

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz