نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 49 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 40

دیتاسنترها در کدام نقطه فناوری ایستاده‌اند

جادوی دیتاسنتری

با هر جست‌وجو در گوگل، با هر کلیک در اینترنت و با هر اشتراک‌گذاری فایل، عکس یا موسیقی، حجم عظیمی از داده به جریان می‌افتد که فضایی را در دیتاسنتر اشغال می‌کند و به واسطه آن انرژی مصرف می‌شود. طی هر ۶۰ ثانیه در اینترنت گوگل بیش از چهار میلیون سوال یا کلمه را جست‌وجو می‌کند، کاربران یوتیوب بیش از ۷۲ ساعت فیلم بارگذاری می‌کنند، ۲۰۴ میلیون ایمیل فرستاده می‌شود، کاربران فیس‌بوک حدود ۴۶/۲ میلیون قطعه محتوا به اشتراک می‌گذارند و کاربران اپل حدود ۴۸ هزار اپلیکیشن دانلود می‌کنند (بر اساس آمار سال ۲۰۱۴).

مری وتمن، بنیانگذار Parhelion، می‌گوید: «تعداد تعاملات اجتماعی ما در توییتر، فلیکر و همه این برنامه‌ها به سرعت در حال افزایش است، اما این تنها بخش کوچکی از ماجراست.» با وجود این واقعیت که دیتاسنترها نقش مهمی در پشتیبانی زندگی دیجیتالی ما دارند و کسب و کارهای بسیار از جمله غول‌های فناوری مثل گوگل، مایکروسافت و فیس‌بوک از این مراکز محاسباتی استفاده می‌کنند، ویژگی حیاتی دیتاسنترها از دید کاربران نهایی پنهان مانده است.

دموکرات شدن فناوری

در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سیستمی اصلی وجود داشت که نوعی سیستم اشتراکی بود. این سیستم‌ها گران و بزرگ بودند و شرکت‌های معدودی می‌توانستند از عهده هزینه آنها برآیند. علاوه بر این، مساله تخصص لازم برای مدیریت و نگهداری این فناوری مطرح بود. بعدتر سیستم‌های باز کلاینت‌سرور وارد کار شدند. همچنان طراحی قدیمی بود، بزرگ‌ترین چالش این بود که افرادی که عملکرد را مدیریت می‌کردند، بر tier تمرکز داشتند نه بر سیستم‌ها به طور کلی. کم‌کم نوبت اینترنت شد. با پیشرفت اینترنت همان پیکربندی وجود داشت، اما متصل بود و اتصال سیستم باعث بهبود نقص‌ها و تداوم کسب و کار می‌شد. نیاز به مدیریت عملکرد شبکه وجود داشت و پاسخ به موضوع‌ها و مشکلات عملیاتی عموماً این بود که «به خاطر مشکلات شبکه است». در نتیجه تنها راه افزایش کارایی ذخیره‌سازی این بود که مسائل بیشتری در زیرساخت مورد توجه قرار گیرد. منطق کسب و کار به طور بنیادین وابسته به سیستم‌هایی است که نمی‌توانند در زیرساختی با مجازی‌سازی بالا به اندازه کافی گسترش یابند.

دیتاسنتر سنتی، که با نام دیتاسنتر siloed نیز شناخته می‌شود، وابستگی زیادی به سخت‌افزار و سرورهای فیزیکی دارد. این نوع مرکز داده بر اساس زیرساخت فیزیکی تعریف می‌شود. این زیرساخت به هدف خاصی اختصاص داده شده است و می‌تواند حجم مشخص از داده را ذخیره و پردازش کند. علاوه بر این دیتاسنترهای سنتی محدود به اندازه فضای فیزیکی‌ای هستند که سخت‌افزار در آن ذخیره می‌شود.

ذخیره‌سازی‌ای که متکی به سرور است نمی‌تواند فراتر از محدودیت‌های فیزیکی فضای مورد نظر باشد. در نتیجه ذخیره‌سازی بیشتر به سخت‌افزار بیشتر نیاز داد و اضافه کردن سخت‌افزار جدید به سیستم قبلی، دردسرهای خنک کردن و تهویه سیستم را مطرح می‌کند. بنابراین مراکز داده سنتی با محدودیت‌های فیزیکی مواجه‌اند. اولین رایانه‌ها شباهت زیادی به دیتاسنترهای سنتی داشتند. دیتاسنترهای سنتی در اواخر دهه ۱۱۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ رشد زیادی پیدا کردند. افزایش سریع تعداد وب‌سایت‌ها و برنامه‌ها نیاز به ذخیره‌سازی داده‌های عظیمی را مطرح می‌کرد که بتواند این برنامه‌ها را بر اساس درخواست کاربر اجرا کند.
دیتاسنترهای اولیه عملکرد قابل اطمینانی را ارائه می‌دادند. ناکارآمدی و کند بودن یکی از چالش‌های اصلی بوده است. مشکل این دیتاسنترها این بود که ممکن بود ماه‌ها زمان برای توسعه یک برنامه جدید در دیتاسنتر صرف شود.

در بین سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۱۰ مراکز داده مجازی به عنوان بخشی از انقلاب فناوری این امر را ممکن ساختند که منابع محاسبات، شبکه و ذخیره‌سازی از مراکز داده سنتی جمع‌آوری شوند و منبعی مرکزی با انعطاف بیشتر شکل گرفت که بر اساس نیازهای مجدد به کار برده می‌شود. در سال ۲۰۱۱ حدود ۷۲ درصد از سازمان‌ها مراکز داده خود را تا حداقل ۲۵ درصد مجازی کردند. در پس دیتاسنتر مجازی زیرساخت فیزیکی مشابهی قرار دارد که مرکز داده سنتی را شکل می‌دهد. فناوری محاسبات ابر، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان همه و همه از تنظیمات مشابهی که تا قبل از مجازی‌سازی سرورها وجود داشته بهره می‌برند، اما با این تفاوت که انعطاف بیشتری به لطف منابع متمرکز وجود دارد. امروزه دیتاسنترها از مدل زیربنایی، سخت‌افزاری و نرم‌افزاری به سمت الگویی مشارکتی تغییر کرده‌اند. در حال حاضر کل صنعت در حال تغییر است و این تغییر را مدیون ابر، کنترل هزینه و استقرار ابر است. محاسبات ابر به تصمیم‌گیرندگان حوزه فناوری اطلاعات این امکان را می‌دهد که در مورد دسترسی به منابع تصمیم بگیرند.

Cisco در گزارش خود در مورد ابر با نام Global Cloud Index report پیش‌بینی می‌کند که ترافیک دیتاسنتر تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۱۴ زتابایت خواهد بود و نسبت به سال ۲۰۱۵ افزایش ۲۶۲ درصدی خواهد داشت. سازمان‌ها با توجه به دلایل استراتژیک، مالی، انعطاف در عملیات و پایداری به سمت ابر می‌روند.

فرصت‌های پنهان

همان‌طور که فناوری همیشه رو به جلو حرکت می‌کند، جمع‌آوری منابع برای ایجاد مجموعه‌ای بزرگ‌تر و انعطاف‌پذیرتر از محاسبات، ذخیره‌سازی و منابع شبکه نیز به طور کامل از نظر طراحی بی‌نظیر نیست. سیلوهای مجزا که به مزرعه‌های سرور (server farms) شهرت دارند باید به صورت جداگانه حفظ و اداره شوند.
امروزه چالش اصلی در حوزه فناوری اطلاعات این است که سازمان‌ها می‌توانند به آسانی ۷۰ تا ۸۰ درصد بودجه‌های خود را صرف عملیاتی کنند که شامل بهینه‌سازی، نگهداری و… می‌شود. مجازی‌سازی سرور مزیت‌های استفاده بهتر از چرخه محاسبات را ارائه می‌دهد، اما در واقع اثرات مخربی نیز بر ذخیره‌سازی و شبکه می‌گذارد. برای شرکت‌ها معقول است که سراغ محیط‌هایی بروند که مدیریت و نگهداری منابع در آنها آسان‌تر باشد. دو گزینه کلی وجود دارد: ساده‌سازی محیط یا از طریق زیرساخت همگرا با حرکت به سمت دیتاسنتر آماده. یا اینکه تمام منابع خود را به ارائه‌دهنده ابر ثالث منتقل کنند. مجازی‌سازی سرور پاسخ نیست، اما مرحله‌ای است که می‌توان برای رسیدن به راه‌حل نهایی از آن استفاده کرد.

دو کلید اصلی

انقلاب اینترنت اشیا صرفاً اپلیکیشن‌ها و ابزارهای مورد استفاده ما را تغییر نخواهد داد، بلکه نحوه عملیات دیتاسنترها را نیز تغییر می‌دهد. از سویی باید توجه داشت که نیازها و تقاضاهای مربوط به IoT ثابت نخواهد بود. گارتنر پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۰۲۰ حدود ۲۶ میلیارد دستگاه اینترنت اشیا در سراسر جهان راه‌اندازی خواهد شد. ابزارهای مختلف IoT طراحی و پیاده‌سازی خواهند شد، تغییر خواهند کرد و در نهایت با ابزاری بهتر جایگزین خواهند شد. این سطح از انعطاف‌پذیری نیاز به دیتاسنتری را مطرح می‌کند که بتواند به سرعت گسترش یابد و سازگاری بالایی داشته باشد. در این میان مواردی هستند که بیش از پیش اهمیت می‌یابند. نکته اول این است که اتصال اینترنت و کیفیت و سرعت آن باید قابل اطمینان و مطمئن باشد، زیرا اپلیکیشن‌های اینترنت اشیا به انتقال داده وابسته‌اند. بنابراین باید به این نکته هم توجه داشت که با انتقال بیشتر داده‌ها به دیتاسنترها، مساله ترافیک و حجم زیاد آن مطرح می‌شود. در واقع میزان ذخیره‌سازی افزایش می‌یابد و احتمالاً باید سرمایه‌گذاری‌های زیادی روی دیتاسنترها صورت بگیرد.

ابر تحول

با توجه به تکامل دیتاسنترها، می‌توان گفت این پیشرفت در مدت‌زمان کوتاهی رخ داده و نوآوری تکنولوژیکی و پذیرش گسترده با سرعت بالایی اتفاق افتاده است.

طی چند دهه گذشته دیتاسنترها از رایانه‌های تک‌منظوره به سمت سیستم نقطه‌ای حرکت کرده‌اند که ما امروز شاهد آن هستیم: سیستم‌های سریع‌تر، قدرتمندتر و منعطف‌تر نسبت به گذشته. دیتاسنتر مجازی و آنچه امروز در عملیات تجاری انجام می‌شود قابل توجه است.

می‌توان به طور خلاصه گفت که مجازی‌سازی دیتاسنترها باعث می‌شود اکثر عناصر محاسباتی که قبلاً نیاز به سخت‌افزار داشتند امروز با جایگزینی نرم‌افزار کار کنند. می‌توان این تکامل را با مثال تلفن‌ها روشن کرد. گوشی‌های اولیه دستگاه‌های سنگینی بودند که روی دیوار نصب و از طریق سیم‌های فیزیکی متصل می‌شدند. بعد از آن تلفن‌های بی‌سیم وارد بازار شدند که نوع اتصال‌شان دیجیتالی بود. امروزه نیز نرم‌افزار و به‌روزرسانی آن دلیل خرید تلفن همراه‌ جدید است، اگر کاربر خواهان آخرین و جدیدترین تغییرات و فناوری‌ها باشد. همین تکامل در مورد دیتاسنتر در زمینه کوچک‌تر شدن و قدرتمند شدن چند عنصر اساسی است. نکته اول اینکه دیتاسنترهای مجازی می‌توانند فرایند ریکاوری را بهبود بخشند. در گذشته نیاز به بک‌آپ فیزیکی بود. امروز با ابرمحور شدن فضا می‌توان فوراً فایل‌ها را برگرداند. از سویی دیگر هزینه‌های سخت‌افزار نیز کاهش می‌یابد. ابر پاسخی به هر مدیر فناوری اطلاعات با هر بودجه‌ای است و وعده آن عملکرد مشابه اما بهتر و هزینه‌های پایین‌تر است. علاوه بر این، داده‌ها در ابر روی یک سیستم متمرکز هستند و از هر رایانه‌ای و در هر زمانی قابل دسترسی‌اند.

هیچ شکی نیست که ابر همه چیز را متحول کرده و اولویت‌های دیتاسنترها را نیز تغییر داده است. اگر قرار باشد دیتاسنترهای سنتی در شرایط فعلی دوام بیاورند، باید بتوانند با نیازهای مصرف‌کننده تطبیق یابند. همه این تغییرات تنها در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر رخ داده است و این آغاز ماجرای ابر و دیتاسنترهاست.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz