نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 50 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 31

رویای متحد کردن صنف فناوری اطلاعات ایران و سه چالش سازمان نظام صنفی رایانه‌ای

بند‌ زدن چینی هزارتکه

تالار نگاه، بولوار میرداماد تهران، ۱۳ خرداد ۱۳۷۴- جو برخلاف انتظار بسیار مثبت بود. تمام تنش‌ها مربوط به دیشب بود که تا پاسی از نیمه‌شب دو تشکل رقیب در دفتر مدیرعامل مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک، محمدباقر اثنی‌عشری، تا دیروقت بر سر جزئیات اساسنامه انجمن متحد جنگیده بودند و حالا شورای تولیدکنندگان و انجمن شرکت‌های کامپیوتری که اولی ذاتاً نیمه‌دولتی با گرایشی سخت‌‌افزاری و دیگری ذاتاً خصوصی با تمایلی نرم‌افزاری بود توافق کرده بودند با ترکیبی سه به دو هیات مدیره جدید را تشکیل دهند و تشکل خودشان را منحل کنند. این اقدام نتیجه مناعت و بزرگ‌منشی انجمن شرکت‌های کامپیوتری در تشکیل یک بدنه یکپارچه صنفی بود.

تالار نگاه با آن دالان بزرگ سبزش آن روز نمی‌دانست ولی داشت بخشی از تاریخ فناوری ایران را می‌ساخت. دو تشکل رقیب پس از یک سال جدل به توافق رسیده بودند اختلافات‌شان را کنار بگذارند و با هم متحد شوند تا پس از یک سال پرتنش انجمنی تاسیس کنند که بتواند واقعاً حافظ منافع بازار فناوری اطلاعات و بازیگرانش اعم از سخت‌افزاری و نرم‌افزاری باشد. چهره‌ای که از سمت خصوصی‌ها مطرح شد مسعود مرتضوی، مردی با سیمایی بی‌تفاوت، از بنیان‌گذاران شرکت پویا و اولین رئیس انجمن بود که تا امروز هم در جمع ریش‌سفیدان صنفی بدون هیچ جنجال رسانه‌ای باقی مانده است. مرتضوی و جمعی همچون محمود نظاری از همکاران سیستم، بابک قطبی از پارس سیستم و همایون تاج‌بخش از نگاره نماینده نسلی بودند که هرچند مشتری بزرگ‌شان بدنه دولت بود، اما معتقد بودند باید نهاد صنفی از آن فقط و فقط خصوصی‌ها باشد، حتی اگر در آن سوی مرز غول‌های صاایران و ایزایران،‌ شرکت ملی انفورماتیک ایران، داده‌پردازی و ایران‌ارقام باشند که تمام گردش مالی بازار را زیر نگین داشتند.

انجمنی که زیر دیوارهای مرمری و لامپ‌های کم‌نور تالار نگاه تاسیس شد خودش و میراثش برای سه دهه تمامی شئون صنفی فناوری اطلاعات را کنترل کردند، با دولت جنگیدند، اثاث‌شان را به خیابان ریختند، تهدید به تعطیلی کردند و دستگیر شدند، نمایشگاه الکامپ را از دولت تحویل گرفتند، سودزایش کردند، با پولش ساختمان خریدند و سازمان نظام صنفی را در دقیقه ۹۰ دولت اصلاحات به پشتوانه قانون حمایت از پدید‌آورندگان سازمان تاسیس کردند. موضوع حضور دولتی‌ها و شبه‌دولتی‌ها تا امروز هم برای سازمان نظام صنفی میراث مانده است.

چالش اول: بزرگان دورمانده

سازمان نظام صنفی همواره حتی پیش از بسته‌ شدن نطفه‌اش در زمان سید محمد خاتمی درگیر این تضاد بوده است که باید چگونه در برابر ارباب واقعی زر و زور بازار فناوری اطلاعات واکنش نشان دهد، تا جایی که تالار نگاه این‌گونه انتخاب شد که یکی از معدود تالارهای خصوصی در تهران دهه ۷۰ بود.

در زمان انجمن این غول‌ها عمدتاً نظامی بودند، مانند صاایران و ایزایران، یا بانکی بودند مانند ایران‌ارقام و بعدها شرکت خدمات انفورماتیک که آن زمان از بطن شرکت ملی انفورماتیک در حال زایش بود. در خلال سال‌ها این بازی از ارتش و بانک مرکزی به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و البته بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام (ره) تغییر کرد و تجلی آن شد اپراتورهای تلفن همراه، چند سرویس‌دهنده بزرگ اینترنتی و البته شرکت‌های نرم‌افزاری بانکی.

از یک سو کیان سازمان نظام صنفی اعتقادی عمیق به بخش خصوصی دارد و درصدد خصوصی ماندن است و از سوی دیگر قابل انکار نیست که حتی هزاران هزار عضو هم تاکنون تاثیری که یکی دو شرکت صاحب ارتباط و ثروت داشته‌اند نداشته‌اند. گواه آنکه شوالیه ابدی سازمان امیرحسین سعیدی نایینی، که اولین رئیس، پدرخوانده و حتی تا امروز هم آتشین‌ترین مدافع سازمان است، خودش مدیرعامل گام‌الکترونیک است. شرکتی که سال‌هاست صد درصد خصوصی است اما در دهه ۶۰ به عنوان بازوی فناوری سپاه پاسداران با حضور اشخاصی مانند مرحوم وفا غفاریان تاسیس شد که مدیرعامل صایران و رئیس هیات مدیره مخابرات ایران هم بوده است.

در ترکیب فعلی هیات مدیره سازمان یک اپراتور درجه سوم و سایه‌ای از یک شرکت بانک صاحب است، ولی همواره همین حضور هم تحمل شده و بیان نشده وگرنه می‌شود پرسید چرا مدیران عامل اپراتورهای طراز اول و غول‌های نرم‌افزاری و شبکه‌های بانکی در این میان نیستند. سازمان مجبور است میان محبوبیت و قدرتش یکی را انتخاب کند و تاکنون محبوبیت را برگزیده است که باعث شد سازمان بزرگ ولی غیرخودی باشد. گویی مبنا در عین حال تعامل و ستیز با قدرت باشد که همه هیات مدیره‌ها در این بندبازی موفق نبوده‌اند.

تالار حجاب، خیابان حجاب تهران، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴- می‌توان رویداد تشکیل سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران را پرتنش‌ترین انتخابات کل تاریخ صنف فناوری اطلاعات ایران به شمار آورد.

ورودی سرسبز این سالن مشهور کانون پرورش فکری کودکان در مرکز شهر تهران آن روز شاهد درگیری چندین جریان صنفی و حتی غیرصنفی بود که شاید قدرتمند‌ترین آنها اعضای برآمده یا نزدیک به انجمن شرکت‌های انفورماتیک بودند، اما می‌شد حاکمان جدید سندیکای تولید‌کنندگان و مرکز تحقیقات انفورماتیک مانند مسعود شنتیایی را در زمره رقیبان یا حتی سعید سالاریان، قائم‌مقام بعدی دبیرخانه شورای عالی اطلاع‌رسانی، را در زمره جدی‌ترین منتقدان دانست.

آن روز در جلسه‌ای که ساعت‌‌ها شاهد مناظره، مشاجره و حتی فحاشی و ترک مجلس بود جغرافیای صنف فناوری اطلاعات برای همیشه تغییر کرد. چهره‌هایی مانند پرویز رحمتی از رایورز و احمد علیپور از فراسو، با سخنرانی‌های آتشین، خود را به عنوان قطب‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بازار فناوری اطلاعات تثبیت کردند و البته یک‌ بار برای همیشه محمود نظاری به عنوان رئیس جلسه دین خود را به بازار فناوری اطلاعات ادا کرد. حمید بابادی‌نیا از گیلاس کامپیوتر به نمایندگی از رقیبان حرف زد و رضا سمیع‌زاده از گسترش انفورماتیک ایران وقت خودش را از ائتلاف منتقدان پس گرفت. نمایندگانی از جریان‌‌های ذی‌نفوذ کوشیدند جلسه را بر هم زنند و داد و قال‌شان که به نتیجه نرسید صحن جلسه را به اعتراض ترک کردند. نظاری در اقدامی مدیرانه جلسه‌ای سراپا خشم و فریاد را جمع کرد و به انتخاباتی رساند که شاکله سازمان نظام صنفی شد. حالا نه تنها بسیاری از آن چهره‌های حاضر در جلسه در جمع سازمان و دوستان آن نیستند بلکه برای همیشه از اقمار آن هم رانده شده‌اند.

چالش دوم: پیش‌کسوتان رانده‌شده

هرچند سازمان نظام صنفی همواره متهم شده که نوعی نظام پدرخواندگی صنفی را در پس پرده پیاده می‌کند که قائل به دست به دست کردن ریاست در میان جمع موسسان هستند، اما درواقع حتی اگر ریش‌سفیدی هم حقیقت داشته باشد مبتنی بر ساختاری کم و بیش دموکراتیک از آرای صنفی است که در طراحی و پیاده‌سازی‌اش همواره سهیل مظلوم، آخرین رئیس انجمن شرکت‌‌های انفورماتیک و نایب رئیس در دور اول سازمان، بسیار مهارت و شهرت دارد. منتقدان مظلوم از این فرایند لابی‌گری در انتخابات به عنوان «مهره‌چینی» یاد می‌کنند.

روی دیگر این سکه مهره‌چینی لیست نسبتاً طولانی فعالان صنفی است که زمانی خودشان دینی بر گردن سازمان نظام صنفی داشته‌اند و سپس یا دور افتاده‌اند و فراموش شده‌اند یا به تعمد رانده شده‌اند؛ شخصیت‌هایی مانند محمود نظاری، رئیس هیات مدیره همکاران سیستم، که چه در انجمن و چه در سازمان نقشی کلیدی در تاسیس داشت و بعدها به دلایلی که هرگز بیان نشد از عرصه کناره‌ جست. او حتی در بازه‌ای نماینده انجمن در شورای عالی انفورماتیک بود. یا محمدباقر اثنی‌عشری که او هم جزو منتخبان دور اول و آخر انجمن به نمایندگی از دانشگاه آزاد اسلامی و بعدها شرکت نگاره بود، از موسسان مرکز تحقیقات انفورماتیک و اولین مدیرعامل آن به شمار می‌رفت و حتی چون به بازی تقسیم ارز و گرفتن نمایشگاه الکامپ تن نداد در کودتایی سرنگون شد و سال‌‌ها بعد به عنوان خزانه‌دار دور اول سازمان در کشور و تهران انتخاب شد.

این لیست دائماً در حال طولانی ‌شدن است؛ مثلاً رئیس کمیته سخت‌افزار انجمن، احمد علیپور از فراسو، که بعدها رئیس کمیسیون سخت‌افزار سازمان شد و صراحت و شخصیتش را بسیاری با خود سعیدی نایینی مقایسه کرده‌‌اند، اما با نامهربانی از دور دوم رانده شد و حتی در انتخابات اتحادیه فناوران رایانه نیز علیه‌اش لابی‌های سنگینی صورت گرفت تا اینکه برای همیشه از بازار فناوری دور شد. این جریان تا امروز در مورد اشخاصی مانند فرهاد الیشایی موسس شماران سیستم هم ادامه دارد که هیچ‌کس منکر علاقه و ارادتش به سازمان نیست ولی به سبب تشکیل انجمن نرم‌افزاری جدید این روزها به تند‌ترین سرزنش‌ها نواخته شده است که بخشی از آن را در میزگرد همین پرونده خواهید خواند.

این فرایند که سازمان به روال تاریخی خودش فرزندانش را می‌خورد حتی در مورد خود موسسان هم پیاده شده و در دوره فعلی کار در نهایت به انتقاد علنی سعیدی و مظلوم از ناصر سعادت و دست راستش باقر بحری از آتنا کشیده شد. سازمان در این بخش هم با چالشی دست به گریبان است که چگونه بدون فسیل شدن همزمان جوان‌گرایی کند و در عین حال میراث صنفی‌اش را نیز حفظ کند.

تالار تلاش، پارک وی تهران، ۴ تیر ۱۳۸۴ –
گذشتن از رویداد پرتنش انتخابات تهران برای سازمان نظام صنفی تازه‌تاسیس فقط خوان اول بود. در ادامه باید انتخابات شورای مرکزی در حالتی برگزار می‌شد که تقریباً هیچ کدام از نمایندگان استان‌های مختلف یکدیگر را نمی‌شناختند و خبری از احترام کشوری مقابل سعیدی نایینی رئیس پیشنهادی تهران برای شورای مرکزی نبود.

بودن نصرالله جهانگرد در نزدیک‌ترین طیف به سیدخندان تضمین می‌کرد که اگر سعیدی طی انتخاباتی مقبول از سوی شورای مرکزی به رئیس‌جمهور اصلاحات معرفی شود، حکم اولین ریاست را خواهد گرفت، اما گرفتن رای دلخواه از استان‌‌هایی که هر کدام با سوداها و دغدغه‌های خود به انتخابات دور اول آمده بودند کار آسانی نبود. در کمال ناباوری اصفهان که قطب صنفی رایانه‌ای بود به سبب شبهاتی در انتخاباتش شاخه شرکت‌هایش منحل، و به این ترتیب در غیاب عباس ارباب‌شیرانی جا برای استان‌های کوچک‌تر باز شده بود. بازار آرا بسیار آشفته‌تر از آن بود که مدیریت شود. حتی در شهر‌هایی مانند تبریز و رشت همه اعضای هیات مدیره رای‌شان با یکدیگر هم‌کاسه نبود. در نهایت همان‌جا چهره‌ای صنفی از استانی کوچک با سهمی بسیار کم از بازار فناوری ایران قد علم کرد که هیچ‌کس تا آن زمان خودش را برای آنکه دهه بعدی روز‌به‌روز نقشش در سازمان پررنگ‌تر شود آماده نکرده بود: حمیدرضا قمی، رئیس هیات مدیره یزد، نفر اول شد. سعیدی و مظلوم رای‌های بعدی را آوردند و در نهایت مرتضوی، اثنی‌عشری و علیپور مشترکاً آخر لیست شدند. سه نفری که به رئیس‌جمهور معرفی شدند سعیدی، مظلوم و مرتضوی بودند. خبری از قمی نبود.

چالش سوم: استان‌های فراموش‌شده

جدال میان تهران و شهرستان همان‌قدر که در کلام سازمان نظام صنفی تقبیح و تحقیر شده است در حقیقت زنده و بُرنده است. تجسمش هم دوران پرتنش، بی‌حاصل و کم و بیش فاجعه‌باری بود که پس از یک سال و اندی از انتخاب آزاده داننده به عنوان رئیس شورای مرکزی، کاظم آیت‌اللهی رئیس هیات مدیره وقت اصفهان حکم ریاست را از دست محمود احمدی‌نژاد گرفت و یک و نیم سال باقیمانده هم صرف جنگ تهران با بقیه شهرستان‌ها شد.

این حقیقت که در تمامی ادواری از سازمان که حمیدرضا قمی به عنوان کاندیدا در انتخابات شورای مرکزی شرکت ‌کرده نفر اول شده و دبیرکل سازمان هم بوده است، اما حتی یک بار به عنوان گزینه ریاست به رئیس‌جمهور معرفی نشده نیز خود برشی از واقعیت‌های سازمان است.

از سویی قدرت و ثروت بلامنازع بازرگانان پایتخت‌نشین و این واقعیت که ریاست سازمان یک شغل تمام‌وقت در تهران است قابل انکار نیست، ولی حالا با جدایی نمادین ساختمان سازمان نظام صنفی تهران از ایران باز مساله توجه رؤسای سازمان به دغدغه‌های اغلب متفاوت شهرستان‌‌ها به جای خود باقی است و حتی این شکاف عمیق‌تر هم شده. نشانه‌اش هم اینکه هرچند در سکوت، شش ماه تمام بخش قابل توجهی از شهرستان‌ها شورای مرکزی دوره اخیر را بایکوت کردند که در تمامی ادوار سازمان بی‌سابقه است و نمی‌توان در این میان همه وزن تقصیر را به گردن جاه‌طلبی استان‌‌های دیگر انداخت.

چالش تمرکز یا تکثر تصمیم‌گیری همچنان این سوال را در کنار تمامی چالش‌‌های دیگر برای سازمان نظام صنفی مطرح می‌کند که چگونه با یک راه‌حل دموکراتیک می‌توان روی همه این تضادها پل زد و در قالب یک سازمان یگانه تمام نیازها از جدید تا قدیم، از تهران تا شهرستان و از خصوصی تا شبه‌خصوصی را پاسخ داد. اینها پرسش‌هایی عمیق است که رئیس بعدی سازمان باید برایشان راه‌حلی دشوار داشته باشد

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz