نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 52 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 39

مدیرعامل شرکت مهندسی نرم‌افزار رایورز:

برای صادرات نرم‌افزار نمی‌توان گمانه‌زنی کرد

با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توان به آمارهای مختلفی از صادرات نرم‌افزار ایران در سال‌های گذشته رسید. صادراتی که از ۸۰ میلیون دلار به صورت رسمی شروع شده و حالا بر اساس اظهارات اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان نرم‌افزار به رقم غیررسمی ۵۰۰ میلیون رسیده است. طی سال‌های گذشته هیچ‌گاه کشورهای مبداء صادرات نرم‌افزار ایرانی مشخص نبوده، علاوه بر این هیچ‌گاه مشخص نبوده که چه شرکتی چه محصولات نرم‌افزاری را به خارج از مرزهای کشور صادر کرده است. در حالی که اتحادیه صادرکنندگان نرم‌افزار دلایل خاص خودش را برای شفاف نبودن در این خصوص دارد، اما پرویز رحمتی، مدیرعامل شرکت نرم‌افزاری رایورز، معتقد است در مورد صادرات نرم‌افزار نمی‌توان با گمانه‌زنی صحبت کرد. او همچنین بر این باور است که سود و مزایای حاصل از صادرات برای شرکت‌های نرم‌افزاری آن‌قدر بالاست که کتمان کردن درآمد به خاطر پرداخت نکردن مالیات معنایی نخواهد داشت.

با توجه به فعالیت چندساله‌ای که در حوزه تولید نرم‌افزار داشته‌اید، وضعیت صادرات در این بخش را به چه صورت می‌بینید؟ اصولاً صادراتی به نام صادرات نرم‌افزار در کشور انجام می‌شود؟
قطعاً اگر هر تعاملی با بازارهای هدف خارجی داشته باشیم که منجر به درآمدزایی ارزی شود، این فعالیت در ردیف صادرات تلقی می‌شود. ما صادرات نرم‌افزار داریم اما اینکه حجم اندازه آن به چه میزان است و آیا این صادرات به صورت منفرد صورت می‌گیرد یا جرقه‌ای را نمی‌توان به صورت شفاف اعلام کرد. به اعتقاد من هنوز صادرات نرم‌افزار در کشور به یک روند تبدیل نشده است.

چرا در سال‌های گذشته همیشه آمار منتشرشده در مورد صادرات نرم‌افزار از طرف گروهی با گمانه‌زنی و انتقاد مواجه شده است؟

در مورد آمار یک گرفتاری کلی داریم. نه فقط در حوزه نرم‌افزار که به صورت کلی در بسیاری زمینه‌های دیگر آمار قابل اتکایی وجود ندارد که بتوان از این آمار به عنوان مبنای برنامه‌ریزی و تصمیمات عملیاتی استفاده کرد. بخش نرم‌افزار متکی به اظهار نامه‌های مالیاتی است. بسیاری از فعالیت‌های نرم‌افزاری خارج از چارچوب‌های متعارف و قانونی صورت می‌گیرد. بنابراین در ارتباط با مساله درآمدزایی حوزه نرم‌افزار در سطح کشور به لحاظ آماری با مشکل مواجه هستیم و وقتی این بحث به صادرات نرم‌افزار می‌رسد این مشکل تقویت می‌شود. البته در مقاطعی دولت‌ها امکانات و سیاست تشویقی را اعلام کردند تا آمارها در این زمینه آشکار شود، اما شاهد بودیم که برخی از همین ظرفیت حمایتی استفاده سوء کرده و به اسم صادرات نرم‌افزار فعالیت‌هایی انجام دادند تا بتوانند از مزایای دولت در این‌باره استفاده کنند. اما صادرات نرم‌افزار به معنای واقعی آن صورت نگرفت.

یعنی در این خصوص هیچ آمار قابل اتکایی وجود ندارد؟

تنها در این زمینه می‌توان به یک آمار قابل پذیرش اشاره کرد که چندی پیش بر اساس منبع سازمان تنظیم مقررات اعلام شد. آقای جهانگرد در یکی از اولین سخنرانی‌های خود در وزارت ارتباطات دولت یازدهم اعلام کردند ۴۷ میلیارد و ۸۰۰ میلیون ریال صادرات ict کشور در سال ۹۱ بوده است. این نشان‌دهنده آن است که در ارتباط با بحث صادرات این حوزه وضعیت بسیار ضعیفی داریم. همان‌طور که اگر وزن نرم‌افزار یا آی‌تی را هم در درآمد ناخالص ملی کشور در نظر بگیرید دقیقاً همین وضعیت را احساس می‌کنید.
بهتر است مثالی بزنیم تا کمی موضوع قابل درک‌تر شود؛ کشوری مانند پاکستان در مورد میزان صادرات خود در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات یک آمار دقیق همراه با جزئیات ارائه می‌دهد. این کشور می‌گوید من از سال ۲۰۱۶ تا نیمه اول ۲۰۱۷ یک میلیارد دلار صادرات در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات داشتم. این صادرات از مجرای قانونی و به اعتبار گزارش‌های رسمی بانک مرکزی قابل احصاست. از سوی دیگر این کشور رقم اعلامی را تجزیه می‌کند و می‌گوید برای مثال از این رقم صادرات هشت درصد درآمد مربوط به کال‌سنتر، ۲۸ درصد مربوط به ارتباطات، ۲۳ درصد مشاوره نرم‌افزار، ۲۶ درصد صادرات نرم‌افراز و… بوده است.
وقتی بحث آمار یا واقعیت مطرح می‌شود چنین گزارش‌هایی قابل اتکاست. ما اگر ادعا می‌کنیم که برای مثال ۲۰۰ میلیون تومان صادرات نرم‌افزار داریم، باید مبانی آن را به صورت دقیق و شفاف عنوان کنیم. گمانه‌زنی در این خصوص روش درستی نیست.

اتحادیه صادرکنندگان نرم‌افزار اعلام می‌کند به خاطر مشکلات گمرکی و نداشتن پروانه صادراتی، سازمان امور مالیاتی صادرات شرکت‌های فعال در بخش نرم‌افزار را قبول نمی‌کند و در نهایت این فعالان مجبور به پرداخت مالیات‌های زیاد به خاطر درآمدشان از منبع صادرات می‌شوند. مجموع این شرایط هم باعث شده آمار در این‌باره به صورت غیررسمی منتشر شود نه رسمی. تا چه حد این ادعا برای شفاف نبودن انتشار دقیق صادرات قابل اتکاست؟

از اینکه آخرین سیاست‌های تشویقی دولت برای صادرات در بخش نرم‌افزار چیست خیلی اطلاع ندارم. در گذشته و در مقاطعی سیاست‌های تشویقی وجود داشت.

یعنی جایزه صادراتی؟

جایزه صادراتی تنها گوشه‌ای از این سیاست‌های تشویقی بود. هر کشوری سیاست‌های مشخصی برای صادرات در این حوزه دارد. کشوری مانند پاکستان چند سال پیش اعلام کرد که تا انتهای سال ۲۰۱۹ مالیات صادرات‌کنندگان نرم‌افزار صفر خواهد بود. یا سرمایه‌گذار خارجی می‌تواند صد درصد مالکیت خود را در داخل این کشور داشته باشد یا صد درصد بازپرداخت سرمایه و سود سهام مجاز است. از سوی دیگر اگر سرمایه‌گذار خطرپذیری وجود دارد، تا هفت سال معافیت مالیاتی دارد. منظور من این نیست که هر کاری را که کشورهای دیگر در این زمینه انجام داده‌اند ما نیز عیناً انجام دهیم، چرا که برای مثال در حوزه سرمایه‌گذاری خارجی ما با ملاحظات خاصی روبه‌رو هستیم ولی طبیعتاً این یک مجموعه مرتبط به هم است. این استدلال که چون صادرات مشمول صد درصد معافیت نمی‌شود یا بخشی از آن شامل تخفیف مالیاتی است استدلال به اندازه کافی قوی برای شفاف نبودن در این زمینه نیست. ما یک شرکت تولیدکننده هستیم، مگر می‌شود کتمان درآمد کنیم؟ صادرات برای یک شرکت با گردش مالی مناسب، آن‌قدر مزایا دارد که دیگر پرداخت ۲۵ درصد مالیات رقم بالایی نیست که بخواهد به خاطر آن درآمدش را کتمان کند. مزایای صادرات در این بخش ارزش این را دارد که آمار درآمدی به صورت شفاف اعلام شود. صحبت‌های مطرح‌شده در خصوص آمار صادرات نرم‌افزار تاکنون یک ادعا بوده است و من هم خیلی به آن باور ندارم.

موانع و مشکلاتی که صادرکنندگان نرم‌افزار در ایران دارند چیست؟

صحبت در این‌باره مستلزم این است که یک تحقیق کاربردی انجام شود.
شما هیچ‌کدام از محصولات نرم‌افزاری داخلی را نمی‌توانید مبنای صادرات قرار دهید. نزدیک‌ترین کشوری که می‌توانیم به آن بر اساس نزدیکی زبان و فرهنگ نرم‌افزار صادر کنیم کشور افغانستان است. روی این مورد هم تمرکز زیادی شد. اما چقدر در صادرات نرم‌افزار به این کشور موفق بودیم؟
در این خصوص اطلاعات جزئی‌تری دارید؟
موفق نبودیم چرا که عواملی در این کشور سنگ‌اندازی کردند که مهم‌ترین‌ آن عوامل محیطی بود. جریان‌های مخالف با ایران تمایلی به حضور شرکت‌های ایرانی در افغانستان نداشتند. چون منابع مالی را آنها تامین می‌کردند، جزو شرایط‌شان هم این بود که شرکت همکارشان ایرانی نباشد. در نتیجه در این کشور به‌رغم نزدیکی، شباهت‌های زبانی، خطی و تمامی تمرکزی که برای حضور صورت گرفت، نتوانستیم ردپای لازم را به‌جا بگذاریم. یا اگر به کشوری مانند آذربایجان مراجعه کنید، می‌بینید که در بالاترین سطوح این کشور مانند بانک‌ها، موسسات و سازمان‌های بزرگ، کاملاً تحت پوشش شرکت‌های آمریکایی هستند. در سطوح میانه و خرد هم شرکت‌های ترکیه‌ای بر اساس مراودات سیاسی و همسویی‌های فکری بازار را در اختیار دارند. از سوی دیگر وقتی می‌توانیم یک محصول به خارج از کشور عرضه کنیم که این محصول دارای استانداردهای بین‌المللی باشد. نرم‌افزارهای تولید داخل کشور در راستای استانداردهای بین‌المللی نیست. چرا که از قانون مالکیت معنوی و کپی‌رایت حمایت نمی‌کنیم.

دقیقاً با توجه به اینکه نرم‌افزارهای داخلی کشور از استانداردهای بین‌المللی پشتیبانی نمی‌کنند تا چه حد صادرات چند صد میلیونی در این بازار واقع‌گرایانه است؟

اول باید مشخص شود که آیا استراتژی و راهبرد این است که از سرریز تامین نیاز‌های داخلی به سمت صادرات پیش برویم یا مسیر دیگری را پیش بگیریم؛ برای مثال کشوری مانند هند وقتی در این مسیر حرکت کرد وضعیت سازمان‌ها، دستگاه‌ها و موسساتش به لحاظ به‌کارگیری ظرفیت‌های فناوری اطلاعات بسیار اسفناک بود، اما به خاطر نیروی انسانی ارزانی که در اختیار داشت و همچنین فضایی که برای سرمایه‌گذاری ایجاد کرد توانست به یکی از کشورهای موفق صادرکننده نرم‌افزار تبدیل شود. من تصور می‌کنم این داستان در مورد کشور ما صادق نیست.

چه شرایطی باید فراهم باشد تا ایران در بخش صادرات نرم‌افزار موفق عمل کند؟

به سه شرط احتیاج داریم. اول اینکه فضا و محیط مناسبات بین‌المللی عادی داشته باشیم و دوم اینکه اگر مزیت رقابتی داریم در آن زمینه حرکت کنیم. سومین پیش‌‌شرط این است که محصولاتی با استانداردهای بین‌المللی تولید کنیم. تولید نرم‌افزار به شدت متکی به حقوق مالکیت معنوی است و ما در کشور در این خصوص مشکلات جدی داریم.

محصولات نرم‌افزاری تولید داخل کشور قابل رقابت با محصولات خارجی بزرگ مانند SAP، SAS و… هستند؟

فکر نمی‌کنم کسی ادعا کرده باشد که محصولات شرکت‌های ایرانی فعال در این حوزه با شرکت‌های خارجی قابل رقابت است. شرکتی که بازاری هزاران هزار برابر بزرگ‌تر از ایران دارد به همان میزان نیز توانمندی و مزایایش افزایش پیدا می‌کند.
باید ببینیم چه شرکتی چه مزیت‌های رقابتی‌ای نسبت به دیگری دارد. مزیت رقابتی از تلفیق منابع، روش‌ها و رویه‌هایی که در داخل یک کشور است به دست می‌آید. منابع یک شرکت ایرانی با یک شرکت خارجی بزرگ و معتبر قابل مقایسه نیست. اصول و روش‌ها، نهادهایی که در یک کشور تصمیم می‌گیرند یا مشخص می‌کنند چه استانداردهایی باید مورد استفاده قرار بگیرد و…. نیز همگی متفاوت است. این یک قیاس مع‌الفارق است. اما همه اینها به معنی این نیست که چون امکانات رقابتی محدودی داریم باید تعطیل کنیم. اگر همین فعالیت‌های شرکت‌های ایرانی نبود، بازار به تسلط شرکت‌های دیگر درمی‌آمد.

آیا لزوماً چون یک شرکت‌ در بازار داخلی فعالیت قابل توجهی دارد و محصولاتی تولید می‌کند که از نظر کیفیت و کارایی قابل قبول است می‌تواند صادرکننده خوبی هم باشد؟

وقتی در داخل شرکتی خوب عمل می‌کند پتانسیل خوبی هم برای صادرات دارد، اما به معنی این نیست که الزاماً این پتانسیل به فعل درآید. تبدیل این قوه به فعل نیازمند شرایطی است که به آن اشاره کردم. البته این هم به معنای این نخواهد بود که خروجی‌ شرکت‌های تولید‌کننده نرم‌افزار برای صادرات صفر است، اما خروجی شرکت‌ها در این زمینه به صورت یک روند روبه‌رشد قابل توجه‌ نیست، بلکه به صورت رویدادهای تصادفی است.
شرایط باید به گونه‌ای پیش برود و شرکت‌های داخلی آن‌قدر تلاش کنند که در مقیاس داخل کشور شرکت‌هایی با میزان سودآوری بالا، توان فنی و مخصوصاً توان مدیریتی بالا باشند. اگر این شرایط فراهم شود، تازه شرکت‌های ایرانی می‌توانند وارد بازار رقابت با شرکت‌های خارجی شوند.

آیا کدنویسی را هم می‌توان در رده صادرات نرم‌افزار به حساب آورد؟

هر موردی را که در حوزه آی‌تی باشد و منجر به درآمد ارزی شود می‌توان در رده صادرات حوزه فناوری اطلاعات حساب کرد، نیازی نیست صفت صادرات نرم‌افزار را پررنگ کنید.

در اوایل شکل‌گیری صنعت نرم‌افزار کشور گروهی متشکل از شرکت‌های خصوصی این حوزه کنسرسیومی به نام «ثنارای» تشکیل دادند. کنسرسیومی که سعی داشت با کمک راه‌های علمی، آموزش و برقراری ارتباط شرکت‌های داخلی با خارجی از طریق حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی به رشد صنعت نرم‌افزار کشور کمک کند. در مقابل این گروه با اتحادیه صادرکنندگان نرم‌افزار مواجه بودیم که به دنبال گسترش فعالیت‌های خود از طریق حمایت‌های دولتی مانند جوایز صادراتی و… بودند. چه اتفاقی باعث شد گروهی که مبنای کار خود را علمی و تحقیقاتی گذاشته بود بعد از چند سال فعالیت از بازار نرم‌افزار کشور حذف شود؟ حتی در صحبت‌هایی که پیش از شروع مصاحبه داشتیم هم اعلام کردید که شرکت شما نیز بعد از مدتی از ثنارای خارج شد.

خارج شدن من از گروه ثنارای به این خاطر بود که از ابتدای شکل‌گیری درگیر بودم و قرار نیست که مادام‌العمر کسی درگیر کاری باشد. این خروج من به نشان اعتراض نبوده است.

ولی قطعاً شرایط هم به گونه‌ای پیش نرفته که مایل به ادامه کار با این گروه باشید.

فکر می‌کنم فصل مشترکی که وجود دارد این است که زمانی شما این برداشت را دارید که با ایجاد یک نهاد مساله صادرات نرم‌افزار قطعاً تحقق پیدا می‌کند. زمانی هم یک نگاه دیگر وجود دارد که اگر بخواهد صادرات نرم‌افزار محقق شود، یک هسته‌ مرکزی دارد و آن این است که تبادل ارزشی که با طرف مقابل انجام می‌شود باید معنی‌دار باشد. به بازار داخلی که نگاه کنیم در جاهایی که تقاضای جدی، فشار و نیاز مطرح بوده رشد هم صورت گرفته است؛ برای مثال بخش تجارت الکترونیکی تحت هدایت دولت با رشد مواجه نشده، چون نیاز فشار آورده عرضه با تقاضا همسو شده و در نهایت شاهد حرکت‌هایی در این حوزه بوده‌ایم. اما در خصوص نرم‌افزار با چنین شرایطی روبه‌رو نبوده‌ایم. این‌طور نیست که فعالان نرم‌افزار ما آماده باشند تا از یک تنگ کوچک یک‌دفعه وارد یک فضای بزرگ شوند. پس عوامل به شکلی موضوع را به این سمت می‌برد و اساساً بحث این نیست که ثنارای خوب کار کرد یا بد.

دقیقاً هم بحث این نیست. بیشتر می‌خواهیم بدانیم چه چیز باعث شد چنین گروه قوی‌ای از شرکت‌های نرم‌افزاری از هم جدا و کنسرسیوم ثنارای منحل شود؟

در اصل ثنارای کارش انتقال ارزش به شرکت نرم‌افزاری وقت بود. ثنارای در تلاش بود دانش متراکم توسعه بازار را همراه با ارائه تسهیلاتی بابت مراجعه شرکت‌ها به نمایشگاه خارجی، به علاوه تحقیقات روی بازارهای هدف انجام دهد و اینها را به شرکت‌ها منتقل کند و شرکت‌ها هم بازخوردشان از این انتقال ارزش را با تولید محصول نشان دهند. اما این اتفاق نیفتاد.

چرا؟

دلیلش مشخصاً این بود که وقتی ما می‌خواهیم صادرات انجام دهیم باید ببینیم در آن مقطع محصول و خدمت‌مان حداقل کیفیت لازم را دارد که این کار را انجام دهیم یا خیر.
علتش این است که برای رشد صادرات مجموع اقدامات متنوعی باید صورت بگیرد؛ برای مثال اگر کشور ایرلند به عنوان یک صادرکننده بزرگ نرم‌افزار شناخته می‌شود، به این خاطر است که برای توسعه این صادرات نهادهای مختلف شکل گرفته، و نظام‌های متنوع و کارآمد تشکیل شده که همه و همه با همکاری یکدیگر زمینه را برای توسعه صادرات فراهم می‌کنند. این‌طور نیست که شرکتی تاسیس شود و بگوید من می‌خواهم صادرات نرم‌افزار را به این میزان برسانم. برای اینکه یک گروه بتوانند در این بازار کار کنند علاوه بر قانون و مقررات لازم نیازمند سازمان‌ها و نهادهای پشتیبان نیز هستند

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz