نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 48 باشگاه مدیران شرکت‌گردی صفحه 59

گشت و گذاری در پارس‌سامان و صباتل

چهار شگفت‌انگیز ۱

پارس سامان / صباسل
زمینه کاری: ر‌اهکارهای مخابرات،کنترل و اینترنت اشیا / رسانه‌های دیجیتالی
نیروی انسانی:  ۱۵۰ نفر
سال تاسیس: ۱۳۸۳/ ۱۳۹۲

سکانس اول: برداشت یک
لذت کشف

(توجه! توجه! این داستان در دو سکانس روایت می‌شود)
داستان ما که برای اولین بار به ساختمان خیابان حق‌طلب غربی می‌رفتیم با داستان این چهار مردی که برای اولین بار پای در حوزه‌ای می‌گذاشتند که برای مهندسان ایرانی کمتر تجربه شده بود در دو جهان موازی شباهت‌هایی به یکدیگر داشت. هرچند کار ما کمی ساده‌تر بود (با شیطنت بخوانید)، اما هر دو در جهان ناشناخته‌ای قدم می‌گذاشتیم که لذت کشف آن موتور محرک داستان‌مان بود. داستان آنها از معادلات پیچیده لوله‌های نفت و گاز و شبکه‌های سازمانی مربوط۲ به آن شروع می‌شد و داستان ما از شناخت لابیرنت‌های ساختمانی چندطبقه و تودرتو که هر چند نامی نداشت، اما شبیه پاساژی برای مخابراتی‌ها بود و برخی واحدهای آن «پارس‌سامان» را نمایندگی می‌کرد و برخی دیگر «صباتل» و دیگر واحدها تنوعی از سایر شرکت‌های مخابراتی را.
آری قصه امروز، قصه غصه‌ها و شادی‌های مردان خیابان حق‌طلب است که مهندسی برق شریف خوانده‌اند و از انجام کارهای سخت نهراسیده‌اند. علی نیازی، فرزین فردیس، احمدعلی فرهودی و مهدی حاجیلو بنیان‌گذاران شرکت سامانه‌های ارتباطی پارس (پارس‌سامان) هستند که در جمع‌آوری، انتقال و پردازش اطلاعات به خصوص در صنعت نفت و گاز متخصص است، همچنین در فضایی کاملاً ماجراجویانه و متفاوت «صباتل» را هدایت می‌کنند، شرکتی که به عنوان یک بنگاه دیجیتالی سعی دارد نگاهی یکپارچه به نشر محتوا و تبلیغات دیجیتالی ارائه کند. برای اینها فارغ‌التحصیل شریف بودن نقطه عطفی است که با سرخوشی بدان اشاره می‌کنند. به قول احمد علی فرهودی:«یک معمای معروفی هست که می‌پرسند در یک مهمانی چگونه تشخیص می‌دهید کدام‌ یک از مهمانان مهندسی شریف خوانده ‌است. پاسخ این است: کار ساده‌ای است، خودش می‌آید و شما را خبردار می‌کند.»

قصه از کجا شروع شد

ماجرا اینجاست که ظاهراً فارغ‌التحصیلان شریف مانند بسیاری از فارغ‌التحصیلان دیگر این مرز و بوم تنها به مدرک قناعت نمی‌کنند و دل به دریا می‌زنند و سفر به فراسوی ناشناخته را تجربه می‌کنند. فرهودی آغاز داستان‌شان را این‌گونه روایت می‌کند:«سال ۸۳ بود که یکی دو تا از استادها و فارغ‌التحصیلان برق شریف در کنار هم شرکتی درست کردند به نام پارس‌سامان و من و مهدی حاجیلو بعد از زمان کوتاهی به آن تیم اضافه شدیم. آن زمان به این فکر کردیم که هرچند شرکت‌های زیادی در حوزه‌های مخابراتی کار می‌کنند، اما حوزه مربوط به شبکه‌های سازمانی نه تنها حوزه خاصی است که در عرصه انرژی و نفت بازار بسیار بکری هم دارد.»
اولین پروژه‌ای که به نوعی آغاز کار این گروه نه چندان خشن به شمار می‌آمد به سفارش شرکت ملی گاز ایران انجام شد. پروژه‌ای بلندپروازانه که کار انتقال اطلاعات روی خط لوله گاز ۱۲۰۰ کیلومتری عسلویه تا تهران را نوید می‌داد.
اما به قول فرهودی، همان اعتماد به نفس دانشگاه شریفی‌شان کار دست‌شان داد:«قرار شد در هر ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر از این مسیر یک ایستگاه مخابراتی واقع شود که کار انتقال دیتا و اطلاعات لوله‌های گاز را بر عهده بگیرد. جالب اینجاست که هر چند کارفرما از ما خواسته بود کار را ۱۸ ماهه به اتمام برسانیم، اما ما پیش‌بینی کردیم که ۱۲ ماهه پروژه را به آنها تحویل می‌دهیم. راستش نشان به این نشان که انجام پروژه حدود ۹ سال طول کشید (می‌خندد).»
این تنها آغاز ماجرا بود. پس از آن، پروژه‌های بسیاری به سفارش شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف از جمله صنایع بالادستی و دریایی توسط این گروه به انجام رسید که حدود هفت‌ هزار کیلومتر لوله انتقال نفت و گاز را پوشش می‌دهد. اما به تدریج شکل کار تغییر می‌کرد. او در این باره می‌گوید:«این بازار کماکان بازار بکری در ایران به شمار می‌آید، اما ما سعی کردیم در ادامه تحولاتی در شیوه کارمان به وجود آوریم. به همین دلیل هر چند در ابتدا وزن این کار بیشتر در سویه مخابراتی‌اش سنگینی می‌کرد، اما بعد به صورت جدی به سمت گردآوری، انتقال و پردازش اطلاعات و البته ارائه راهکارهای کلی۳ حرکت کردیم.»
حال سوال اینجا بود که وقتی جنس کاری که انجام می‌دهید از نوع زیر‌ساخت است چرا باید تمایل به نرم‌افزار و تغییر جنس کار به وجود می‌آمد؟ فرهودی این تغییر رویه را لازمه ادامه مسیر می‌داند و بر ارزشمند بودن دستیابی به اطلاعات تاکید می‌کند:«از همان سال‌های ۷۷،۷۶ گرایش به سمت پروژه‌های مربوط به اینترنت اشیا۴ رواج یافته بود. به راحتی می‌شد حدس زد که در چنین بازاری آنچه ارزشمند است «اطلاعات» است. این اطلاعات است که باید گردآوری، اندازه‌گیری و نهایتاً پردازش شود. اتفاقاً با توجه و تمرکز بر این نکته بود که توانستیم دو بازار تکنولوژی و تبلیغات را جلو ببریم.»

کار بالا می‌گیرد

انجام پروژه اِتیلن غرب، که به گفته فرهودی یکی از پروژه‌های استراتژیک کشور در حوزه صنایع نفت و گاز به شمار می‌رود، برای اعضای این مجموعه نیز گامی استراتژیک محسوب می‌شود. چرا که برای اولین بار سیستم تشخیص نشتی روی سه هزار کیلومتر لوله خط گاز در حال انجام است. مهم آگاهی از مکان و چگونگی این نشتی است که صورت نمی‌گیرد مگر با در دسترس داشتن اطلاعات. اطلاعاتی که هم از متغیرهای سیال و محیطی گردآوری می‌شود و هم از صنایع بالادستی که درگیر استخراج گاز هستند.
توضیحات فرهودی کامل به نظر می‌آمد اما او در ادامه پاسخ به ما که ظاهراً هنوز قانع نشده بودیم گفت:«همین دستیابی به اطلاعات برای کار ما ارزش افزوده ایجاد می‌کند. ببینید، این ماجرا را باید در وضعیتی هرمی تصور کنید. ما در ابتدا کاری در حوزه زیرساخت و همچنین شبکه‌های سازمانی انجام دادیم که هرچند در ابتدا بی‌رقیب بودیم، اما بعد از مدتی رقبایی در این سطح برایمان پدید آمد. یا باید در همان سطح اولیه و البته گسترده می‌ماندیم و با رقبایی که یک به یک وارد میدان می‌شدند رقابت می‌کردیم، یا اینکه سطح خود را بالاتر می‌بردیم. ما راه‌حل دوم را انتخاب کردیم. در مرحله بعدی سراغ جمع‌آوری اطلاعات رفتیم که آنجا هم رقیب پیدا کردیم، از این روی به سمت پردازش اطلاعات حرکت کردیم، چون در این مرحله هرچند امکان جمع‌آوری اطلاعات وجود داشت اما اینکه بفهمیم مثلاً در فلان خط نشتی وجود دارد یا از خطی دیگر بنزین دزدی می‌شود چیزی است که یک مرحله بالاتر از جمع‌آوری اطلاعات و در واقع پردازش آنهاست. در واقع در این هرمی که برایتان متصور شدم ما همیشه سعی داریم یک مرحله از سایر رقبا در سطح بالاتری حرکت کنیم. از حالا به بعد هم به سمت اینترنت اشیای صنعتی حرکت خواهیم کرد.»
راستش را بخواهید با این شمایی که فرهودی از پیشرفت کار ارائه داده بود رسیدن به این مرحله کاملاً طبیعی به نظر می‌رسید، چرا که تمام نسل‌های آینده مخابراتی در این حوزه مشغول فعالیت هستند. او در این باره توضیح داد:«البته ما اینجا ارزش افزوده دیگری داریم و آن هم امکان ارتباط با اپراتورهاست که همراه با تولد صباسل ایجاد شد و هر کسی از این امکان برخوردار نیست. در واقع این امکان یکی از مهم‌ترین چالش‌های ما را برطرف می‌کند. ببینید ما الآن حدوداً در هفت استان کار می‌کنیم که در بسیاری از آنها اپراتورها هنوز پوشش ندارند. در واقع یکی از کارهای ما این است که به اپراتورها مشورت دهیم که کجای نقشه می‌توانند حضور داشته باشند و پوشش خود را افزیش دهند. چرا که بخش اصلی کار ما نه در مناطق شهری و توسعه‌یافته که در مکان‌های ناشناخته و بیابانی است.»

بازاری با رقبای محدود

به نظر می‌رسد پارس‌سامان در بازاری قدم گذاشته است که مشتری محدودی دارد. این مشکل وقتی با مشکلات مربوط به پرداخت در این حوزه جمع شود کار را دشوارتر می‌کند. فرهودی در این‌باره می‌گوید:«اصولاً وقتی در کاری مشتری اصلی شما دولت است بدون شک کارتان به راحتی پیش نخواهد رفت. به همین دلیل ماجراهای پرداخت هم ماجراهای بی‌انتهایی خواهند بود. درست است که تعداد سفارش‌دهندگان یا کارگزاران خیلی محدود است، اما دایره رقابت هم چندان گسترده نیست و شرکت‌های کمتری به خاطر حساسیت موضوع در آن درگیرند. ببینید، ما در این حوزه تنها شرکت خصوصی‌ای هستیم که هم رتبه اول ارتباطات و هم رتبه نخست در حوزه اتوماسیون صنعتی را از آن خود کرده‌ایم. همین دست ما را در این عرصه بازتر می‌کند.»
فرهودی مشغول توضیح مفهوم اتوماسیون صنعتی برای ما بود که دیگر تفنگداران شرکت از جمله فرزین فردیس و علی نیازی مدیرعامل شرکت نیز سر رسیدند. فرهودی پیش از این فردیس را از شاخص‌ترین مدیران ایرانی در حوزه کارآفرینی معرفی کرده‌ بود. شاید بی‌دلیل نبود که او در نقطه عطفی وارد روایت ما شد که داستان به اوج خود رسیده بود. پارس سامان که امروز به شرکتی کم‌رقیب و شاید حتی بی‌رقیب در حوزه جمع‌آوری و پردازش اطلاعات موجود در لوله‌های نفت و گاز در سراسر ایران تبدیل شده این روزها مشغول طراحی بزرگ‌ترین شبکه جمع‌آوری اطلاعات در صنعت نفت است که اطلاعات مربوط به کل صنعت نفت کشور را در چهار لایه مرکز کنترل در خشکی و دریا کنترل و پردازش می‌کند. فردیس در توضیح این پروژه که آن را «توزیع امکانات شرکت ملی نفت ایران»۵ می‌نامد می‌گوید:«این پروژه را شرکت مهندسی توسعه نفت ایران به نیابت از کل وزارت نفت در بخش تولید و فراوری نفت و گاز و میعانات بر عهده ما قرار داده و در عمل همه صنعت بالادستی تولید نفت و گاز را در بر می‌گیرد. این پروژه عظیمی است که ما هم‌‌اکنون مشغول طراحی آن هستیم. جمع‌آوری و پردازش و انتقال اطلاعات؛ اینکه چه اطلاعاتی، از کجا و با چه مکانیسمی، جمع‌آوری و به لایه‌های بالادستی منتقل شود و در آن عرصه چگونه تحلیل شود تا بتواند در تصمیم‌سازی‌های مدیریتی این حوزه موثر واقع شود. اینکه بفهمیم چه اطلاعاتی اساساً آن‌قدر ارزشمند است که بخواهیم چنین سرمایه‌گذاری عظیمی برای دریافت آن انجام دهیم خود نکته بسیار مهمی‌ است. اسناد این پروژه مذکور برای ارائه در یک مناقصه احتمالاً چند صد میلیارد تومانی در حال آماده شدن است.»
انجام پروژه‌ای در این حد و اندازه بلندپروازانه و تعجب‌برانگیز به نظر می‌رسید. پروژه‌هایی که به نظر می‌رسد نیاز به مجموعه‌ای از اطلاعات حاکمیتی داشته باشد و معمولاً در حد و اندازه شرکت‌هایی چون فاوا نفت انجام می‌پذیرد. فردیس در این‌باره توضیح داد:«اتفاقاً فاوا نفت در این پروژه به ما کمک می‌کند. ماجرا این است که در این پروژه تنها مساله انتقال اطلاعات مطرح نیست. مسئولیت فاوا نفت در حال حاضر توسعه زیرساخت‌ها و شبکه‌های ستادی موجود در حوزه نفتی است. تمرکز آنها بیشتر این بوده که مراکز ستادی را بتوانند با اتوماسیون به یکدیگر متصل کنند تا سیستم‌های موجود انسانی بتوانند درست کار کنند. اما مساله پروژه ما چیزی عمیق‌تر از این حرف‌هاست. می‌دانید، حتی تا همین امروز در بسیاری از میادین نفتی از همان سر چاه نفت اطلاعات به صورت انسانی و در واقع دستی جمع‌آوری می‌شود؛ یکسری آدم سر چاه نفت می‌روند و فشار چاه نفت و گاز را اندازه می‌گیرند. البته در میادین جدید این پروسه کمی مکانیزه‌تر انجام می‌پذیرد، اما به هر حال به خاطر محدویت‌هایی که طی سال‌های اخیر در حوزه سرمایه‌گذاری نفت و گاز داشته‌ایم میادین موجود توسعه چندانی پیدا نکرده‌اند.»
این پروژه چندان بی‌رقیب است که از صحبت‌های او چنان برمی‌آید که حتی جایی برای پیمانکاران خارجی هم در آن وجود ندارد:«ما در این پروژه از لحاظ قراردادی کاری با آنها نداریم. کارفرمای ما مجموعه مهندسی توسعه نفت است که آنها از لحاظ سازمانی حتی هماهنگی‌های مربوط به شرکت‌های وابسته به وزارت نفت را خودشان انجام می‌دهند. اما یک جاهایی از این پروسه هست که ما باید برویم و توضیحات لازم را ارائه دهیم. چون وقتی یک پروژه به خودی خود کاملاً جدید و ناشناخته است، لزوم ارائه این توضیحات کاملاً طبیعی است.»
همچنان‌که از تجربه ما برمی‌آمد و در صحبت‌های فرهودی و فردیس نیز شنیده می‌شد، چنین پروژه‌ای در سطحی چنین وسیع تاکنون در ایران تجربه نشده است. سوال ما این بود که در چنین فضای بی‌رقیب و تجربه‌نشده‌ای چگونه حرکت می‌کنید و می‌آموزید؟ فردیس در پاسخ به این سوال ما می‌گوید:«ببینید، ما در یک مقیاس خیلی کوچک‌تر اجزای این کار را مثلاً در یک میدان نفتی یا گازی و در لایه‌های کمتر انجام داده‌ایم؛ مثلاً در میدان گازی خانگیران، که بزرگ‌ترین میدان گازی مشترک ایران با کشورهای همسایه بعد از میدان پارس جنوبی است، به تجربه‌های خیلی نابی دست ‌پیدا کردیم. این میدان به خاطر گاز ترشی که دارد خیلی خیلی خطرناک است و در هر لحظه ممکن است انسانی که در مجاورت آن قرار می‌گیرد کور شود یا جان خود را از دست بدهد. طبیعتاً در چنین میدانی جمع‌آوری مکانیزه اطلاعات خیلی ارزشمند بود که ما آن را انجام دادیم. اما نکته اینجاست که در بسیاری از مواقع پروژه‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که به غیر از چند شرکت انگشت‌شمار خارجی که چنین تجربیاتی داشته‌اند -و آنها هم به دلیل تحریم‌ها امکان همکاری با ایران را ندارند- شرکت دیگری اعم از داخلی و خارجی چنین راه‌هایی را نرفته که بتوان از او کمک گرفت. به همین دلیل بسیاری از موضوعات همین‌جا برای اولین بار مطرح می‌شود.»
او در این‌ رابطه مثالی می‌زند درباره شبیه‌سازی ۱۰۸ نقطه ایستگاه‌های نفتی به هم متصل، برای تست نرم‌افزار: شبیه‌سازی چیزی که در دنیای واقعی تست کارخانه‌ای یکپارچه گفته می‌شود و نه تنها روی بخشی از پروژه بلکه روی کلیت آن انجام می‌پذیرد. شبیه‌سازی‌ای که برایشان نتایج موفقیت‌آمیزی داشته ‌است.
فرهودی که گویی نکته جدیدی به ذهنش خطور کرده وارد بحث می‌شود و می‌گوید:«ما در بسیاری از مراحل این کار پیشگام بوده‌ایم. مساله این است که اگر ما کاری انجام ندهیم، چه کسی انجام دهد؟»
پاسخ ما درست مثل کشف یک فارغ‌التحصیل شریف در مهمانی ساده بود:«خب! خارجی‌ها…» اما فرهودی که با نظر ما چندان موافق نبود با قاطعیت گفت:«در حال حاضر دانش انجام بسیاری از این کارها از جمله طراحی‌های پایه‌ای۶ در ایران وجود دارد.»

مدیر واحد فنی پارس سامان از چگونگی کنترل خطوط لوله نفت و گاز از راه دور می گوید.

مهندسانی خبرنگارنشان
در سرزمین‌های دور

ظاهراً قانع کردن ما به این سادگی‌ها هم میسر نبود. شاید فرهودی و فردیس و نیازی احساس کردند باید با مثالی واقعی و کاربردی به ما ثابت کنند که چگونه جرات انجام چنین تجربه‌های نابی را در این عرصه به خود می‌دهند. فرهودی و فردیس با لبخندی از سر رضایت به یکدیگر نگاه کردند و گفتند ماجرای عربستان را تعریف کنیم؟ به ثانیه نکشید که یکدیگر را تایید کردند و فردیس مسئولیت تعریف کردن خاطره‌ای را که معلوم بود برایشان بسیار هیجان‌انگیز و آموزنده بوده‌ است بر عهده گرفت:«سال ۸۶، ۸۷ بود که در عربستان کنگره سوم روسای جمهور کشورهای اوپک برگزار می‌شد. این اتفاق که رئیس جمهورهای کشورهای عضو اوپک کنار یکدیگر جمع شوند اتفاق خیلی رایجی نیست و فکر می‌کنم تا به حال فقط سه بار اتفاق افتاده. به همین خاطر طبیعتاً خیلی نشست مهمی به شمار می‌آمد و عربستان تصمیم داشت تا جایی که می‌تواند تبلیغات سیاسی مورد نظر خود را در این نشست به انجام برساند. به همین خاطر اعلام کرده بود که هر خبرنگاری از هر کجای دنیا می‌تواند در مراسم رونمایی از سمپل‌های ابر پروژه‌های نفتی کشور حضور داشته باشد. من و علی (علی نیازی) هم که از برگزاری این برنامه مطلع شدیم فکر کردیم این می‌تواند بهترین فرصت برای یاد گرفتن باشد. به همین دلیل با بچه‌های شانا (شبکه اطلاع‌رسانی نفت) هماهنگ کردیم تا ما را به عنوان خبرنگار رسانه خود معرفی کنند. حالا ما را تصور کنید در فضایی که از رویترز، آسوشیتدپرس، گارتنر، وال‌استریت ژورنال و داوجونز و هر رسانه خبری بین‌المللی مطرحی که فکرش را بکنید خبرنگار آمده بود.»
نیازی که برای اولین بار در بحث شرکت می‌کرد گفت:«همه خبرنگاران متخصص حوزه انرژی بودند و همدیگر را کاملاً می‌شناختند. فقط ما در آن جمع غریبه بودیم. همه از ما می‌پرسیدند که چطور تا حالا شما را در هیچ مراسمی ندیده‌ایم؟ ما هم با اعتمادبه‌نفس می‌گفتیم چرا ما پشت صحنه همه ماجراها حضور داشتیم و همه اتفاقات را تحلیل می‌کردیم.»
فردیس با لبخند ادامه داد:«جالب اینجا بود که ما حتی اصطلاحات ساده خبرنگاری را بلد نبودیم. خبرنگاری از ما پرسید که شما داستان۷ بازدید دیروزتان را کی ‌تصمیم دارید بنویسید؟ ما هم باز با اعتماد به نفس گفتیم: داستان؟ نه! ما داستان نمی‌نویسیم. ما تجزیه و تحلیل می‌کنیم. راستش بعد از آن بود که فهمیدم داستان در علم روزنامه‌نگاری به معنای مطلب یا گزارش و خلاصه هر چیزی به غیر از معنای داستانی بود که من در ذهن داشتم.»
او در ادامه از دستاوردهای منحصربه‌فرد این سفر در عرصه یادگیری گفت، نه فقط برای خودشان که برای صنعت نفت کشور:«یک روز ما را برای بازدید به پایتخت نفتی عربستان بردند که قلب مدیریت و کنترل و در واقع مرکز شبکه عصبی نفتی در عربستان است. نکته این است که هرچند در آنجا هیچ پالایشگاه یا هیچ چاه نفت و گازی وجود ندارد، اما روزانه چیزی در حدود ۵۲ هزار داده و اطلاعات از سراسر عربستان جمع می‌شد و در آنجا روی صفحه‌نمایشی با ابعاد ۵۲ در سه متر ارتفاع به نمایش درمی‌آمد.»
نیازی صحبت‌های فردیس را این‌گونه ادامه داد:«حالا اینجا درست جایی بود که ما از سایر خبرنگاران حاضر بیشتر سر درمی‌آوردیم که چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است. به همین دلیل بود که تا توانستیم آن‌قدر سوال‌های فنی پرسیدیم که اتفاقاً برای همه عجیب بود (می‌خندد).»
فردیس در ادامه گفت:«بله، چون برای ما مساله یادگیری اینکه اینها چگونه چنین کار عظیمی را انجام می‌دهند خیلی مهم بود. اتفاقاً بعد از این نشست به پیشنهاد یکی از مدیران بالادستی، برای چند تن از مدیران ارشد نفتی کشور از تجربه‌های خود در عربستان ارائه‌ای آماده کردیم و دیده‌ها و شنیده‌های خود را با آنها به اشتراک گذاشتیم.»
نیازی خاطرات فردیس را این‌گونه تکمیل می‌کند:«ببینید، کل این ماجرا برای ما مثل حل کردن معمای یک بازی فکری می‌ماند. اینکه کس دیگری بیاید و بازی را برایتان به سرانجام برساند شاید خیلی سریع‌تر و حتی درست‌تر هم به نتیجه برسد، اما حاصلی برای شما نخواهد داشت. ولی ما خودمان آن‌قدر برای حل این معما تلاش کردیم که تک‌تک پیچ و خم‌هایش را نیز آموختیم. البته هنوز هم بدون شک سوالات بی‌جواب زیادی داریم اما می‌دانیم که در نهایت پاسخ تک‌تک آنها را پیدا خواهیم کرد. در ضمن این نکته را نباید فراموش کرد که این پروژه در واقع تمام نفت کشور است. در شرایط امنیتی و سیاسی خاصی که لازم به توضیح نیست، بدین جهت نباید انتظار داشت که بتوان به راحتی آن را به شرکتی خارجی برون‌سپاری کرد.»

واحد فنی: مرکز عصبی پارس‌سامان

چیزی که فردیس و فرهودی از کنترل سیستم‌های عصبی در صنعت نفت عربستان می‌گفتند در مقیاسی کوچک‌تر شبیه کاری بود که احسان روحانی به عنوان مدیر واحد فنی در پارس‌سامان بر عهده داشت. از اتاق کوچک و ساده او که حتی میز کارش با سمپل‌هایی از فیبرهای نوری تزیین شده بود به نظر نمی‌رسید، اما از صحبت‌ها و تجربیات روحانی معلوم شد که همان اتاق کوچک و ساده مثل تهران برای ایران، پایتخت پارس‌سامان است. او که از آینده این شرکت در پروژ‌ه‌های مربوط به اجرایIOT ها در صنعت نفت کشور برایمان می‌گفت به این نکته اشاره کرد که هر چند مبحث اینترنت اشیا از لحاظ اجرایی هزینه‌های سنگینی دارد، اما هزینه نگهداری آن از اجرایش نیز سنگین‌تر است و همین چالش موجبات حضور بخش خصوصی در این صنعت را فراهم آورده‌ است. او در نزدیکی‌ اتاق کارش دموی کنترل یکی از خط لوله‌های گازی را که در این پروژه تعریف شده بود در اسکرینی نه‌چندان بزرگ اما کارآمد برایمان به نمایش درآورد. حتی در حالت آفلاین نیز می‌شد حدس زد که دسترسی و کنترل به نقاط حساس نفتی و گازی آن هم از راه دور کاری است که مردان کهن می‌طلبد.

سکانس دوم: برداشت اول
صباسل وارد می‌شود

سخن از ماجراجویی‌های پارس‌سامانی آن‌قدر برای این گروه جذاب می‌نمود که گویی ترجیح می‌دادند تا ساعت‌ها در همین باره صحبت کنند. زیرا درست وقتی که خواستیم از صباتل بپرسیم همزمان با تعجب گفتند:«یعنی صحبت درباره پارس‌سامان به پایان رسید؟»
داستان صباتل اما که شبیه شاخه‌ای از پارس‌سامان است با ذات شرکت مادر خیلی تفاوت دارد. صباسل که از شراکت میان پارس‌سامان و دکتر معصوم فردیس در سال ۱۳۹۲ به ثبت رسید برای خود ماموریتی تعریف کرد که با ذات دانش‌بنیان پارس‌سامان بسیار متفاوت بود. نیازی این تفاوت را چنین توضیح می‌دهد:«اگر یادتان باشد در اول صحبت‌هایمان به این نکته اشاره کردیم که مشتری دولت بودن با وجود تمام امتیازاتی که دارد کار خیلی دشوار و پرخطری است. به همین دلیل در سال ۱۳۹۱، که پایان دولت احمدی‌نژاد بود و صنعت نفت، به گفته بسیاری از تحلیلگران آن زمان، صنعتی در حال ورشکستگی به نظر می‌رسید، دیگر بستر مناسبی برای سرمایه‌گذاری نبود. در واقع ما از این می‌ترسیدیم که همه تخم‌مرغ‌هایمان را در سبد دولت قرار دهیم. چون اگر بخواهی از دولت پول بگیری -که صنعت نفت بهترین عرصه به شمار می‌آمد- نفت که بهترین بود در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار داشت، طبعاً سایر صنایع به تبع اولی وضعیت بهتری نداشتند. به همین خاطر بود که تصمیم گرفتیم بازار تازه‌ای را تجربه کنیم. در حوزه مخابرات هم این نزدیک‌ترین عرصه به تخصص ما به شمار می‌آمد. به همین خاطر ورود به صباتل برای ما نوعی تصمیم استراتژیک بود.»
فرهودی در تکمیل صحبت‌های نیازی می‌گوید:«ببینید، ما می‌خواستیم کار متفاوتی بکنیم و می‌دانستیم که موبایل حوزه مهمی در کشور به شمار می‌آید. برای ورود به این حوزه هم کسی بهتر از دکتر فردیس سراغ نداشتیم که اصولاً از مجریان اولیه این ماجرا در ایران به شمار می‌آیند.»
در قدم‌های اول صباسل خیلی بلندپروازانه گام برداشته است، به گونه‌ای که به قول فرهودی نمونه‌کارهای۸ اولیه‌شان از نمونه‌کارهای گوگل و اپ‌استور هم بزرگ‌تر و همه‌جانبه‌تر بوده ‌است:«به هر حال ما در ابتدا این فضا را نمی‌شناختیم، راستش می‌خواستیم همه جوانب کار را ببینیم، همه ایده‌ها را کنار یکدیگر بگذاریم و بعد بدان وارد شویم. این‌گونه شد که به اصطلاح می‌توان گفت در ابتدا هزار تا کار را با یکدیگر شروع کردیم، اما در نهایت، بعد از یک سال، به این نتیجه رسیدیم که ما یک شرکت مربوط به رسانه‌های دیجیتالی هستیم و از همان زمان تاکنون هم در حوزه نشر و تبلیغات دیجیتالی جلو رفته‌ایم و الآن دیگر در این دو فضا مستقر شده‌ایم.»
فرهودی برایمان توضیح داد که صباسل هم‌اکنون در سه خط اصلی فعالیت می‌کند. در حوزه تبلیغات دیجیتالی با برند اصلی‌شان که «سباد» است و در حوزه نشر با همراه اول در سرویسی به نام «کاناپه» و با همراهی ایرانسل در سرویسی به نام «زوم» مشغول فعالیت هستند. اما حوزه نشر نرم‌افزار نیز از دیگر خطوط اصلی فعالیت‌شان به‌ شمار می‌رود که با همراهی کافه‌بازار و همراه اول به انجام می‌رسد. او بر این نکته تاکید می‌کند که در حال حاضر مشغول یادگیری ادبیات این عرصه در سطح جهانی هستند و از اهداف بلندمدت‌شان این است که بتوانند فعالیت‌هایشان را در سطح بین‌المللی گسترش دهند. از توضیحات او این‌گونه برمی‌آمد که سهم توزیع و نشر از سهم تولید در صبا‌تل بیشتر است، چرا که در بازار امروز وضعیت حقوقی و اقتصادی نشر از وضعیت تولید مشخص‌تر است:«در حوزه نشر یک تولیدکننده وجود دارد و یک محصول و یک مصرف‌کننده. شفافیتی که در بازار تولید، چه تولید ویدئو و چه اپلیکیشن، دیده نمی‌شود.»
اتفاقاً شفافیت موضوعی بود که برای ما در ارتباط با صباسل مساله بود، چرا که هرچند بخش عمده‌ای از درآمد نظام تبلیغات در ایران و سایر کشورهای جهان مبتنی بر عدم شفافیت به دست می‌آید، اما ظاهراً صباسل سیاستی متفاوت پیشه کرده و لایه‌ای از بازار را هدف گرفته که با این منطق کلی متفاوت است. فرهودی که با اطمینان از اثربخشی سیاست فعلی صباسل سخن می‌گوید در این‌باره توضیح داد:«اول اینکه باید بگویم فروش ما در صباسل فروش خوبی است، به شکلی که می‌توان گفت در عرصه تبلیغات دیجیتالی ما جزو پنج شرکت برتر به حساب می‌آییم. ایده اصلی‌مان هم این است که بتوانیم تبلیغاتی ارائه دهیم که با نتیجه مورد نظر مشتری انطباق داشته باشد. در تبلیغات هم سه لایه وجود دارد. یکی لایه مربوط به انتشار است که در واقع به ناشری مربوط می‌شود که نرم‌افزاری را نشر می‌دهد، لایه دیگر لایه مربوط به شبکه تبلیغات است که به نسبت کاری که ما انجام می‌دهیم خیلی ساده‌تر است. یک لایه بالاتر داریم که Media House گفته می‌شود یا آژانس‌های دیجیتالی که جزئیات فراوانی دارد. ما اینجا ایستاده‌ایم. هر چند با هر دو عرصه دیگر کار می‌کنیم، اما نمی‌خواهیم فقط ناشر یا شبکه تبلیغاتی باشیم. ویژگی ما این است که تبلیغات نتیجه‌محور ارائه می‌دهیم.»
فردیس در ادامه صحبت‌های فرهودی اضافه کرد:«ببینید، هنر ما این نیست که به مشتری فقط رسانه‌ای برای تبلیغاتش ارائه دهیم، ما به او می‌گوییم با توجه به نوع مشتری‌ای که می‌توان برای شما متصور شد، کدام رسانه برای تبلیغات‌تان مناسب‌تر است. حقیقت این است که این راهکار برای صباسل ارزش افزوده ایجاد کرده‌، چرا که خوب می‌دانید وصل کردن فضای آنلاین و آفلاین در حوزه تبلیغات کار خیلی دشوار و غیرممکنی‌ است. در فضای دیجیتالی عدد به آن معنا که در فضای واقعی وجود دارد در دسترس نیست، همین در دسترس نبودن عدد (مثلاً تعداد خریداران کفش از یک فروشگاه بخصوص) ابهامی ایجاد می‌کند که هر کس می‌تواند هر حرفی درباره آن بزند. حرف‌هایی که می‌توانید مطمئن باشید هیچ پایه و اساسی ندارد. در چنین شرایطی ما به مشتریان خود یاد می‌دهیم که سطح انتظار خود را با آنالیزهای تحلیلگر گوگل هماهنگ کنند، نه اینکه به شمارش تعداد مشتریان خود قبل یا بعد از انجام کمپین تبلیغاتی مشغول شوند.»

صبا سل در طبقه ای متفاوت با آدم هایی متفاوت

پیام مناسب، زمان مناسب،
مخاطب مناسب

تاکید بر «عمل صادقانه» واژه‌ای است که نه فقط در صحبت‌های فردیس و فرهودی که در اشارات فرناز واحدیان مدیر فروش تیم تبلیغات در صباسل هم به کرات شنیده می‌شد. او نیز بر این نکته تاکید می‌کند که خط مشی‌ء صباسل درست مثل شعارهای تبلیغاتی‌اش انتخاب پیام مناسب، در زمان مناسب، برای مخاطب مناسب است. چیزی که هدف غایی هر شکل از تبلیغاتی به شمار می‌رود:«راستش فکر می‌کنم در هر کمپین تبلیغاتی هدف نهایی همان دستیابی به راه‌های تبلیغات موثر است، چیزی که این سه عرصه (پیام، زمان و مخاطب) را در مناسب‌ترین زمان و حالت ممکن به یکدیگر نزدیک کند. اتفاقاً این نکته‌ای است که تلاش می‌کنیم برای مشتریان خود روشن کنیم.»
بدون شک انجام کاری که واحدیان از آن سخن می‌گفت در بازار تبلیغات چندان ساده نیست. شرایطی که واحدیان نیز آن را تایید می‌کند و در ادامه می‌گوید:«بدون شک باید مسیری طی شود تا چنین نتیجه‌ای به دست آید. نکته‌ای که مهم است اینکه مقیاس ما نباید صرفاً افزایش فروش کالایی خاص باشد، زیرا واقعیت این است که برای هر محصول متفاوتی استراتژی تبلیغاتی متفاوتی وجود دارد که بدون شک نتایج متفاوتی را هدف می‌گیرد.»
از او درباره میزان موفقیت مجموعه در استفاده از چنین رویکردی پرسیدیم که گفت:«ما نمی‌خواهیم به حاشیه برویم. تمرکز ما بر حوزه تبلیغات است و نمی‌خواهیم از آن فراتر عمل کنیم. در این راهی که پیش گرفته‌ایم نیز آهسته‌آهسته حرکت می‌کنیم و اتفاقاً بیشتر مخاطبان‌مان هم معرفی‌شده هستند؛ به این معنا که مشتری‌های قبلی از نتیجه کار ما راضی بوده‌اند که آن را به کسان دیگری پیشنهاد داده‌اند.»
واحدیان با اطمینان از استراتژی‌های تبلیغاتی شرکت می‌گوید:«ما در این مسیر خود راننده‌ایم نه کمک‌راننده. آن هم رانندگانی که این مسیر را بارها رفته‌اند و با پستی و بلندی‌ها و چم و خم آن آشنایی دارند. ما این مسیر را چندین بار با ابزارهای متفاوت از ابتدا تا انتها رفته‌ایم و این تلاش‌ها مجموعاً دیتاهایی در اختیارمان گذاشته که بدون شک در آینده به ما کمک خواهند کرد.»

عرضه دانش در بازار بازی

اگر تا قبل از گفت‌وگو با هژیر مفاخریان اندک شکی داشتیم مبنی بر وجود نوعی هماهنگی در اعتماد به نفس و اعتماد به مجموعه، برنامه‌ریزی و امید به آینده در یکایک مدیران ارشد و میانی مجموعه صباسل، گفت‌وگو با او تمام شک و شبهات را برطرف کرد. مفاخریان مسئول سرویس‌های پرداخت در صباسل است. او خود سهم بیشتر این پرداخت را مرتبط با حوزه بازی می‌داند.
سوال ما از او این بود که به عنوان یک ناشر با تیم تولیدکننده محتوا چگونه ارتباط برقرار می‌کنند. مفاخریان در پاسخ، درست مثل فرهودی، بازار نشر بازی را با بازار کتاب مقایسه کرد و اینکه مسئولیت ناشر برقراری ارتباط میان دو وجه دیگر است:«اگر مثلاً کافه‌بازار را فضایی همچون کتابفروشی در نظر بگیرید، کار ما کمک به نویسنده‌ای است که می‌خواهد اثر خود را در آن کتابفروشی به فروش برساند. ولی حقیقت این است که تمرکز اصلی ما بر بازی‌هاست. البته کار ما فقط معرفی تولیدکننده به خریدار نیست، چرا که آنالیز پرداخت‌ها به ما در شناخت بازار نیز کمک می‌کند. اینکه کاربران چه بازی‌هایی را بیشتر می‌پسندند و در برخورد با بازی‌های مختلف چه رفتاری می‌کنند، همه مجموعه دانشی‌ است که به تولیدکننده در شناخت گرایش‌های رایج بازار بازی کمک می‌کند.»
او در صحبت‌هایش بر این نکته تاکید کرد که تلاش برای دستیابی به چنین دانشی ‌است که می‌تواند به تولیدکنندگان در تولید بازی یاری رساند و آنها را از شدت و حدت نبض بازار مطلع سازد.

می گویند ما عجیب ترین موجودات عالمیم که غیر ممکن ها را ممکن می کنیم.

پای تصویر در میان است

از ابتدای گفت‌وگو تا به اینجا منتظر بودم بتوانیم یک دل سیر از بخش مربوط به نمایش خانگی در صباسل سخن بگوییم. این‌گونه شد که وقتی به اینجای بحث رسیدیم و پای ویدئو به میان آمد، داستان به نقطه جذاب خود (حداقل برای ما) نزدیک ‌می‌شد. در این عرصه دو پلتفرم کاناپه و زوم بودند که فرصت جلوه‌گری یافتند. دو نرم‌افزاری که در بازار نمایش خانگی تلاش می‌کنند تا گوی سبقت را از دیگر رقبای خود در این بازار بربایند که این در هر رقابتی امری طبیعی به نظر می‌رسد. اما در بازار نه‌چندان پررونق نمایش خانگی پیش‌بینی آینده و امید به تحول و سودآوری سوالی بود که محور گفت‌وگوی ما در این بخش را تشکیل داد. فرهودی که این نگرانی را در سوال ما دیده بود توضیح داد:«درست است که این بازار در شرایط فعلی بازار کوچکی در کشور ما به شمار می‌آید، اما امیدواریم با تغییر شرایط، وضعیت بهتر شود. در این بازار ما با دو مساله اساسی روبه‌رو هستیم: یکی مساله کپی‌رایت و دیگری هزینه دیتا که خیلی بالاست. الآن شرایطی فراهم شده که ما هزینه دیتا را پرداخت کنیم تا برای مشتری تماشای فیلم و سریال رایگان تمام شود. از همه این حرف‌ها گذشته، نباید فراموش کرد که اکنون رقابت روی پرده عریض رقابت بسیار سختی است. رقابت ما با سریال‌های ماهواره‌ای و فیلم‌های سانسورنشده است که بیشتر یک بازیِ باخت به شمار می‌رود. به همین خاطر است که تا همین الآن هم ما روی نسخه وب کار نکرده‌ایم، بلکه بیشتر بر امکان تحرک و جابه‌جایی تمرکز کرده‌ایم. زیرا خوب می‌دانیم مخاطب ما خانم خانه‌داری نیست که با ال‌سی‌دی خانگی‌اش سریال ترکی تماشا می‌کند، مخاطب اصلی ما آقایان مجرد با مشاغل آزاد هستند که در زمان و مکان‌های متنوع به تماشای فیلم علاقه نشان می‌دهند؛ در مغازه، تاکسی و دفتر کار… به همین خاطر در حال حاضر تقریباً تمام فیلم‌هایی که به شبکه نمایش خانگی می‌آیند همزمان در کاناپه و زوم نیز امکان نمایش پیدا می‌کنند.»

رقابت سرد

مساله چگونگی انتخاب محتوا برای ما سوال اصلی بود. اینکه چرا فیلم یا سریالی مثلاً در کاناپه هست ولی در صفحه رقبای دیگر مثل فیلم‌نت یا فیلیمو خیر. جواب او اما کاملاً عجیب و غیرمنتظره بود:«الآن بین ما رقابت بر سر محتوا نیست، چرا که بخش عمده محتوا میان همه شرکت‌های فعال در این حوزه مشترک است. راستش جنس رقابت بیشتر از نوع همکاری است. از آنجا که این تجارت هنوز به قولی جان نگرفته تصمیم گرفتیم رقابت بر سر محتوا را کنار بگذاریم. رقابت ما بیشتر در عرصه تبلیغات است که مشهود می‌شود.»
این پاسخ برای ما قانع‌کننده نبود، زیرا به محتوای نمایشی همچون کشکولی نگاه می‌کرد که هر کس با هر اعتباری سهم خود را از آن برمی‌داشت. این شکل از همکاری صحه می‌گذاشت بر شرایط نه‌چندان سودآوری که بر این بازار مسلط است. علی نیازی در ادامه به کمک فرهودی آمد و اضافه کرد:«ببینید، این نوعی استراتژی برای رسیدن به استراتژی است که اتفاقاً عنوان کتابی است که به تازگی مطالعه کرده‌ام. همچنان که در این کتاب هم آمده زمانی که ناپایداری در بازار زیاد است، استراتژی باید به سمت مشارکت‌جویی حرکت کند تا اینکه آن تجارت ساخته شود. این دقیقاً همان کاری است که ما انجام می‌دهیم.»
آقای کاناپه قصد تولید دارد
مهسا محقق، مدیر تیم ویدئو صباسل، بود که با توضیحاتش آینده دو پلتفرم کاناپه و زوم را برایمان روشن‌تر جلوه می‌داد. او که معتقد بود بخشی از عجیب‌ترین موجودات زمین در صباسل مشغول به کار هستند، دفتر کارش را «خانه» می‌نامید که آقای کاناپه فرزند آن خانه به شمار می‌رود:«ما ایشان را خانه آقای کاناپو صدا می‌کنیم، اما برای اینکه این چند اسمی مشتری‌هایمان را گیج نکند، بیرون از اینجا کاناپه صدایش می‌کنیم. قرار است آقای کاناپو روی کاناپه فیلم‌های خوب ببیند و دوست‌های خوب پیدا کند.»
از شوخی‌ها که گذشتیم شروع کرد به تعریف کردن خاطره خود از آغاز همکاری با سرویس‌های VOD و تجربه همکاری با اپراتورهای ایرانسل و همراه اول:«دو سال پیش بود که با ایرانسل سرویس زوم را آغاز کردیم و یک سال بعد هم کاناپه را با همراه اول راه‌اندازی کردیم. راستش کار با اپراتورها خوبی‌ها و بدی‌های خود را دارد و به قولی اشک‌ها و لبخندهاست. هر چند در کاناپه دست و بال‌مان برای انتخاب محتوا و بازاریابی باز است و برایش کانال تلگرام و اینستاگرام و توییتر راه‌اندازی کرده‌ایم، اما برای زوم شرایط این‌طور نیست و همه چیز از طرف خودشان هدایت می‌شود. در واقع هرچند همراه اول دخالتی در محتوا نمی‌کند، اما از آن سو ایرانسل به ما برنامه مناسبی سفارش می‌دهد و برای محتوا خود وارد مذاکره با تولیدکنندگان می‌شود.»
او نیز همچون مدیران ارشد خود از شیوه خاص رقابت در این بازار می‌گوید که بیشتر مبتنی بر مشارکت است:«در انتخاب محتوای روز به غیر از مشورت‌هایی که از متخصصان این حوزه می‌گیریم، هدف اصلی‌مان تنظیم بازار است. وگرنه خوب می‌دانیم چیزی که میان تمام این پلتفرم‌ها مثل فیلم‌نت، فیلیمو و ما تفاوت ایجاد می‌کند، محتوای تولیدی ماست. واقعیت این است که ما مدت‌هاست قصد تولید داریم، با گروه‌های متفاوتی هم در این مورد وارد گفت‌وگو شده‌ایم اما هنوز به نتیجه نرسیده‌ایم.»
درست است که تولید محتوا از برنامه‌های آینده گروه کاناپه به شمار می‌رود، اما سوال ما اهداف نزدیک و در دسترس‌تر را نشانه می‌رفت. می‌خواستیم بدانیم که همین حالا و در لحظه صفر وجه تمایز خود با سایر هم‌ردیفان را در استفاده از چه رویکردی توضیح می‌دهند. محقق در پاسخ از تلاش برای تمرکز بر نمایش فیلم‌های مستند گفت:«یکی از اهداف اصلی‌مان این است که بتوانیم پایگاهی برای سینمای مستند باشیم. چون تا جایی که من اطلاع دارم، دسترسی به فیلم‌های مستند برای همه کار راحتی نیست، بنابراین مخاطبانی که پیگیر این آثار هستند می‌توانند روی کاناپه حساب کنند. در حوزه سینمای عامه‌پسند نیز تاکنون سریال‌های خارجی و البته انیمیشن محتوای جذابی برای مخاطبان‌مان به ‌شمار می‌رفته‌اند. تا به امروز هم تعدادی از مستندهای پگاه آهنگرانی را روی کاناپه گذاشته‌ایم و البته با مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز وارد گفت‌وگو شده‌ایم.»
بر کسی پوشیده نیست که مهم‌ترین تهدیدی که شبکه‌های نمایش خانگی را هم در فضای واقعی و هم مجازی تهدید می‌کند نه همین رقابت سرد میان موسسات و پلتفرم‌ها که پدیده دانلود غیرقانونی آثار نمایشی‌ است. چیزی که در فضای آفلاین به عنوان قاچاق فیلم شناخته می‌شود، در فضای آنلاین نیز بلای جان فضایی مثل کاناپه است. محقق که با این حقیقت تلخ با افسوس و آهی از نهاد موافقت می‌کند، درباره راهکارهایشان برای جلوگیری حداقلی از این ماجرا می‌گوید:«اگر متوجه شویم که محصولی مثلاً در آپارات یا حتی یوتیوب آپلود شده‌ است، سریع مکاتبه می‌کنیم تا آن محتوای خاص را از پنل خود حذف کنند و اتفاقاً در بسیاری از مواقع با ما همکاری می‌کنند، اما به هر حال این نبردی پایان‌ناپذیر است که به دلیل پول‌سازی‌اش برای بسیاری از آی‌اس‌پی‌ها در سراسر دنیا ریشه کردن آن تقریباً محال به نظر می‌رسد.»

برداشت آخر: بازیگران حق‌طلب

گشت و گذار و گفت‌وگوهایمان پایان یافت، اما انگار داستان ما و مردان خیابان حق‌طلب هنوز به پایان نرسیده بود. درست مثل تجربه تماشای یک فیلم که پایان می‌یابد، اما سرنوشت قهرمانانش ما را رها نمی‌کند. حقیقت این بود که حرکت این مدیران از صنعت نفت به صنعت نشر و تبلیغات دیجیتالی نه تنها ساده نمی‌نمود که آنها را در لانگ‌شاتی از یک پیچ خطر‌ناک به نمایش می‌گذاشت که مخاطب را نگران آینده شخصیت‌های اصلی داستان می‌کرد. اما برای خودشان حضور در این پیچ خطرناک چیزی شبیه هیجان تماشای یک فیلم معمایی بود. یاد حرف‌های نیازی افتادم که درباره ویدئو می‌گفت:«ما همیشه حواس‌مان به این نکته هست که تغییرات در بازار موبایل به سرعت نور اتفاق می‌افتد. در چنین شرایطی یا باید پیرو باشید که ما مثلاً در دوران مسابقه‌های پیامکی این رویکرد را تجربه کردیم، یا اینکه خودتان پیشتازانه حرکت کنید. البته این پیشتازی هزینه و ریسک مخصوص به خود را دارد که ما باید خود را برای آن آماده کنیم. حقیقت این است که ویدئو آینده صنعت موبایل است. همه این ماجرا‌ها سر ۳G و ۴G و ۵G دلیل دیگری به غیر از امکان پخش ویدئو با حداکثر سرعت و کیفیت نخواهد داشت. اما ما این را هم می‌دانیم که پیشرو بودن به هر حال قماری است که امکان برد و باخت آن یکسان است. قماری که ما در هر مرحله از زندگی‌مان در صباسل یا پارس‌سامان حاضر به انجامش شده‌ایم.»
نیازی که از این قمار می‌گفت دوستانش با لبخندی او را همراهی کردند و گفتند:«اصلاً انگار اگر کاری سخت و چالش‌برانگیز نباشد سراغ ما نمی‌آید.» برای ما هم همین روحیه مواجهه با چالش نقطه عزیمتی شد برای روایت این داستان

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ برگرفته از نام فیلمی با همین عنوان: Fantastic Four (2015)
۲٫ Enterprise Network
۳٫ Total solution
۴٫IOT
۵٫ Dispatching
۶٫Basic design
۷٫ Story
۸٫Portfolio
۹٫ Add Network
۱۰٫ Mobility

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz