نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 47 باشگاه مدیران استارت‌آپ صفحه 64

پرتآپ تیمی است که با «بازی‌منشی» شرکت شما را متحول می‌کند

من هم بازی!

بحث محیط کار و مدرن شدن آن چند سالی است که با ظهور و قدرت گرفتن شرکت‌های دانش‌بنیان و استارت‌آپ‌هایی که اکنون به شرکت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفته‌ است. شرکت‌های مدرن که از بزرگان بین‌المللی صنعت خود الگو می‌گیرند تلاش‌ می‌کنند فضای کار خوشایند‌تر و سالم‌تری برای کارمندان‌شان به وجود آورند و علاوه بر شاداب کردن ساعات کاری آنها، زمینه‌ای فراهم کنند که کارمندان بتوانند خارج از موضوعات کاری و انجام وظیفه‌ای که به خاطر آن در شرکت هستند با یکدیگر تعامل داشته باشند. پژوهش‌های مربوط به منابع انسانی نیز نشان داده که تعامل افراد در فضای غیرکاری مانند انجام بازی‌ها یا در طول اردوهای تفریحی منجر به بالا رفتن راندمان آنها در محل کار می‌شود. اما مشکلی که شرکت‌های فناوری با آن دست به گریبان‌اند کمبود نیروی انسانی خبره است که رقابت زیادی بر سر آنها بین این شرکت‌ها وجود دارد. محیط‌های کاری پویا و شاداب و محکم‌تر شدن دوستی‌ها در این محیط باعث می‌شود ریزش نیروها کمتر و جذب و نگهداری افراد جدید نیز راحت‌تر اتفاق بیفتد. در استارت‌آپ این شماره به سراغ پرتآپ رفتیم، استارت‌آپ نوپایی که تلاش می‌کند به شاداب کردن فضای کار با اهداف گوناگون، از راه‌های مختلف، کمک کند.
اولین باری که تیم پیوست با پرتآپ آشنا شد، روزی بود که ما برای اولین بازی به دفتر این استارت‌آپ دعوت شدیم. در یک روز سرد زمستانی اعضای تحریریه در حال بالا رفتن از پله‌های ساختمان قدیمی تا طبقه چهارم بودند که مهدی اعتماد‌سعید روی راه‌پله‌ها گفت وقتی وارد دفتر شدیم هیچ حرفی نزنیم و صم و بکم وارد بازی‌ای شویم که از پیش برای ما طراح شده بود. در این بازی ما باید چند میوه مختلف را با یک دست و با کمک یکدیگر پوست بکنیم و آماده خوردن کنیم. بعد از این کار و پایان دوره سکوت، چند بازی با وسایل موجود در محیط کاری انجام دادیم و کمی با تیم پرتآپ صحبت کردیم. صادقانه بگوییم، برای ما که بیشترین ساعات روزمان را کنار هم می‌گذراندیم همین بازی‌ها و صحبت‌هایی که در فضای بازی با هم داشتیم دریچه جدیدی به ذهن‌مان باز کرد و شناخت جدیدی از اعضای تیم و همکاران‌مان به ما داد. هرچند کار تیم پرتآپ در همان زمان ابتدای کار هم بسیار جالب به نظر می‌رسید، اما چند ماهی صبر کردیم تا این تیم بیشتر خود و کارش را پیدا کند.
این بار وقتی به سراغ پرتآپ رفتیم دیدیم مشتریان بیشتری یافته و اوضاع کمی متفاوت شده است. پرتآپ توانسته بازی‌های بیشتری طراحی کند و به طور کلی به کار خود تعریف واضح‌تری بدهد. هرچند بنیان‌گذاران خود هنوز فکر می‌کنند تا رسیدن به بلوغ کسب و کارشان راه زیادی باقی مانده است. داستان از جایی آغاز می‌شود که مهدی اعتماد‌سعید و تیمش در دانشگاه با هنرهای نمایشی آشنا و وارد حوزه تئاتر می‌شوند، اما دید آنها به این هنر کمی متفاوت است. مهدی اعتماد‌سعید می‌گوید به نظر او متدهای خاص نمایشی تئاتر راهی برای ایجاد یک ارتباط جالب با همه آدم‌ها بوده و اجرای تئاتر و کار کردن با تیم دید جالبی به آنها داده و این سرآغاز راهی شده که به پرتآپ انجامیده است. آنها در ابتدا تصمیم گرفتند هنر خود را به یک کسب و کار تبدیل و نوعی کمپانی تئاتر در ایران تاسیس کنند. آنها هنوز هم فکر می‌کنند کاری که آنها انجام می‌دهند ادامه راه همان کمپانی تئاتر است. مهدی اعتماد‌سعید می‌گوید:«از نظر خدماتی که مخاطب دریافت می‌کند ما دیگر یک کمپانی تئاتر نیستیم، ولی مفهومی به نام تئاتر برای همه وجود دارد که دولت هم آن را پیگیری می‌کند. به طور کلی تئاتر یک هنر لوکس است که دست‌کم به معنای مدرن برای طبقه خاصی وجود دارد. اما علاقه شخصی من این است که بتوانم با این روش با آدم‌ها ارتباط برقرار کنم. در واقع من متدی را دوست داشتم که بتوانم با آدم‌ها ارتباط برقرار و نیاز آنها را به مفهوم عام رفع کنم.»
سه سال پیش زمانی که گروه تصمیم گرفت نمایش مکبث را اجرا کند به تجربه‌های جالبی دست پیدا کرد. برای اجرای این نمایش بازیگران باید برخی بازی‌ها همچون جاگلینگ را یاد می‌گرفتند و فکر کردند برای تمرین این بازی‌ها به یک فضای عمومی مانند پارک بروند. انجام این بازی‌ها پیش چشم مردمی که به دلایل مختلف به پارک می‌آمدند باعث جذب و ارتباط آنها شد و تیم به این نتیجه رسید که زمانی را که در پارک سپری می‌کند منظم کند و وقت بیشتری را آنجا بگذراند. آنها این بازی‌ها را به مردمی که جذب آنها شده بودند می‌آموختند. به تدریج به این نتیجه رسیدند که آدم‌ها دوست دارند با هم ارتباط و تعامل برقرار کنند بدون اینکه هیچ انتظار و توقعی وجود داشته باشد. افراد مختلف از گروه‌ها و سن‌های مختلف به این تعامل علاقه‌مند شدند و خواستند به نوعی آن را ادامه بدهند. وجود این افراد و علاقه‌مندی مردم سبب شد این گروه تئاتری به این فکر بیفتد که راه‌اندازی و آموزش این بازی‌ها و سرگرم کردن مردم در محیط‌های مختلف می‌تواند به عنوان یک راه‌حل ارائه شود و در راستای مفهوم ارتباط، این بازی‌ها باید از پارک به جایی بروند که افراد در آن جاها زندگی و کار می‌کنند.

چه‌کار می‌کنیم

اما اینکه پرتآپ دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد تا اینجای داستان هنوز تعریف مشخصی ندارد. پرتآپ خدمات خود را در ابتدا خدمات هدفمند بازی نام‌گذاری کرد؛ عبارت هدفمند برای این اضافه شده بود که کار گروه جدی‌تر به نظر بیاید، اما ظاهراً این نام برای کاری که گروه انجام می‌داد بیش از حد «جدی» به نظر می‌رسید. در فروردین سال گذشته پرتآپ کار خود را به صورت جدی آغاز و شروع به ارائه خدمات به شرکت‌ها کرد. با شروع کار به صورت جدی، موضوع تجربه کردن وارد مرحله جدیدی شد و صورت منظم‌تری به خود گرفت و در کنار این کار کارگاه‌های بازی نیز برگزار می‌شد. اما در ادامه بر اثر تجاربی که به دست آمد تیم پرتاپ به این نتیجه رسید که مهارت‌های بازی مانند جاگلینگ نیستند که افراد را علاقه‌مند به حضور در این کارگاه‌ها می‌کند، بلکه اتمسفر و فضای کارگاه و تعاملات انسانی سبب گرد ‌هم آمدن افراد می‌شود. بنابراین پرتآپ تصمیم گرفت به جای تمرکز بر بازی، روی ایجاد این فضای شاد و دوستانه تمرکز کند.
پرتآپ شروع به طراحی بازی با ابزار و وسایل موجود در محیط کار کرد و به جمع‌آوری داده در همین راستا پرداخت. پرتآپ کار خود را به مثابه راهی می‌داند که از ارتباط شروع شد و به یک وسیله ساده به نام بازی رسید و اکنون همین وسیله ساده تبدیل به ابزاری شده که می‌توان از آن بهره‌برداری کرد تا به فضای مورد نیاز رسید. این گروه برای تعریف ساده و یک‌جمله‌ای کار خود را در گروه GAMIFICATION یا بازی‌کاری یا بازی‌نمایی دسته‌بندی می‌کند، اما نوعی از GAMIFICATION که خود پرتآپ آن را طراحی می‌کند. هرچند همه کارهایی که پرتآپ انجام می‌دهد بازی‌کاری به حساب نمی‌آیند، در واقع این استارت‌آپ فکر می‌کند آنها روش‌مندی بازی‌نمایی را دارند، اما هنوز قالب‌هایی را که بتواند به مشتریان خاص خدمات مخصوص ارائه دهد پیدا نکرده‌اند. پرتآپ فلسفه کار خود را روحیه‌ای می‌داند که از اساس آن را به وجود آورده و به دنبال یافتن راهی هستند که به خدمات‌شدن تبدیل شوند.
مهدی اعتماد‌سعید می‌گوید:«کافه‌بازار که با ما قرارداد بست، گفته بود مشکل آنها این است که بازی‌ها بعد از چند هفته تکراری می‌شوند و دیگر جذابیت گذشته را ندارند. ما برای آنها یک جعبه بازی طراحی کردیم که به دو ال‌سی‌دی مجهز است. این جعبه انواع بازی فردی و گروهی و کامپیوتری را در خود دارد و هر دو هفته بازی‌ها را عوض می‌کنیم. این وسیله را می‌توانیم اکنون محصول خودمان بدانیم؛ یعنی محصول مشخصی برای مشتریان مشخص داریم که ارائه دهیم. به صورت خاص در این مورد ما می‌خواستیم مشکل این شرکت را حل کنیم، اما دیدیم شرکت‌های دیگر هم با این مساله درگیرند.»
این مساله یکی از دلایلی است که شرکت‌ها می‌گویند اعتقادی به فضای بازی ندارند؛ مدیران شرکت‌ها معمولاً از تکراری شدن بازی‌ها و کمبود جا شکایت دارند و از همین رو از خیر فضای بازی و شاداب‌سازی می‌گذرند. پرتآپ تلاش کرده این مشکل را با ارائه راه‌حل‌های مختلف حل کند و از شرکت‌ها می‌خواهد مقدار زمان لازم برای بازی، فضایی که در اختیار دارند و هدف مجموعه از انجام این بازی‌ها را مشخص کنند. بازی‌های که تاکنون پرتآپ طراحی کرده کاملاً با ویژگی‌های هر شرکت که ممکن است مختص آن شرکت و فضای آن باشد متناسب است و در واقع چند بازی مشخص برای همه شرکت‌ها وجود ندارد. بنیان‌گذاران پرتآپ می‌گویند در واقع تعریف آنها از GAMIFICATION نوعی بازی‌منشی است، به معنای منشی که بتواند یک فرایند راحت‌تر آسان‌تر و شاداب‌تر ایجاد کند. این منش می‌تواند یک بازی بزرگ با درگیر کردن افراد زیاد در یک زمان مشخص باشد یا یک بازی کوچک فردی.

شما هم بازی

پرتآپ این هدف را در نظر دارد که به غیر از شرکت‌های صنعت آی‌تی به شرکت‌های دیگر صنعتی مثلاً داروسازی وارد شوند و در میان شرکت‌‌های بزرگ حوزه‌های دیگر هم ورود کند. اما واقعیت این است که شرکت‌ها مقاومت زیادی دارند و اغلب می‌گویند که این نوع کارها بیشتر مختص همان صنعت آی‌تی است، هرچند پرتآپ فکر می‌کند فتح یک به یک این سنگرها کار آنهاست و هر جا که افراد برای همکاری دور هم جمع می‌شوند می‌تواند جایی برای بازی نیز باشد. در بسیاری از موارد شرکت‌ها در محیط‌هایی مانند مرکز تماس افراد را در موقعیت‌هایی به کار می‌گیرند که ناچار به انجام کار یکنواخت و بسیار خسته‌کننده‌ای هستند. در عین حال کار چنین مراکز بسیار فشرده است و اصلاً زمان استراحت زیادی وجود ندارد که صرف موضوعی مانند بازی شود. کار پرتآپ این است که برای محیط‌ها و صنایع اینچنینی هم بازی یا نوعی تنوع طراحی کند که یکنواختی کار را از بین ببرد.
این که پرتآپ یک محصول ثابت و یک بسته پیشنهادی مشخص برای ارائه به مشتریان ندارد مساله‌ای است که فشار کار را روی تیم بسیار زیاد می‌کند. اما سیر طبیعی کار که از یک ایده شروع شده و با تغییرات مختلف به جایی رسیده که راه خود را برای برای پیمودن شناخته است، باید به همین صورت پیش رود. وقتی مهمان پرتآپ بودیم ویدئوهایی از کارهای جالب این تیم دیدیم که نشان از روحیه متناسب این تیم با کاری دارد که انجام می‌دهد. از رفتار و تفریحات آمیخته به کار پرتآپی‌ها روحیه شاد و خلاق آنها پیداست، اما تلاش‌شان برای پیش بردن کارشان همواره ادامه دارد. مهدی اعتماد‌سعید می‌گوید بن‌مایه اصلی کار آنها یک ایده‌ است، ایده‌ای که خارج از فضای کسب و کار تجربه شده و زاییده روابط انسانی است. روند طبیعی و تجربه‌ای پرتآپ توسط گروهی طی شده که کار خود را با نمایش و در واقع پیدا کردن راهی برای ارتباط و احساس متقابل انسان‌ها با یکدیگر آغاز کرده، اندیشه‌ای که انسان‌ها را فارغ از نقش و ظاهرشان تنها انسان می‌داند. سوال اصلی این است که چطور می‌شود روابط بین افراد را به وجود آورد و تسریع کرد، چرا که درون تمام انسان‌ها چیزهای جذابی وجود دارد و باید برای این خاصیت انسانی ارزش قائل شد و بهای آن را دانست. این روش که از لهستان نشأت می‌گیرد پایه اصلی کار گروهی است که شهر به شهر، روستا به روستا سفر می‌کردند و با مردم کوچه و بازار ارتباط نمایشی و موسیقایی برقرار می‌کردند.
مهدی اعتماد‌سعید که لیسانس ریاضیات محض از دانشگاه صنعتی شریف و فوق لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر دارد، این تغییر را به دنبال کشف این مفاهیم دنبال کرده است. آشنایی او با مفهوم نمایش در دانشگاه او را جذب خود کرده اما معتقد است چیزی که او را به سمت این هنر جذب کرده چیزی بیش از اجرای نمایش و صحنه تئاتر سینما بوده؛ او علاقه‌مند به ارتباطی بوده که به وجود آمدنش انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند. تمرین ارتباط در تئاتر از طریق آنچه سرگرمی خوانده می‌شود، گروهی را به وجود آورد که تئاتر را هم خیلی جدی دنبال می‌کرده و نمایش «وقتی ما مردگان برمی‌گردیم» آنها بهترین کار بین‌المللی جشنواره تئاتر فجر شده است. این پشتوانه هنری و در واقع نمایشی شاید بیشتر بتواند ماهیت پرتآپ را روشن کند، هرچند چنین کاری چندان رایج نباشد.
این پشتوانه هنری و در واقع نمایشی شاید بیشتر بتواند ماهیت پرتآپ را روشن کند، هرچند که چنین کاری چندان رایج نباشد، اما پرتآپ تلاش می‌کند با کمک گرفتن از متخصصان حوزه‌های منابع انسانی، روانشناسی و بازاریابی شرکت‌ها را در راه رسیدن به اهدافشان در حوزه‌های منابع انسانی و بازاریابی یاری کند .در واقع کار این گروه اشاعه ارزش‌ها، چشم‌انداز و فرهنگ سازمانی مطلوب، ارتقای مهارت‌های فردی و بین فردی، ارتباط موثر با مشتری با به‌کارگیری تعاملات انسانی و هنر در طراحی بازی‌ها است. 

 

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz