نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

آرشیو نوشته‌‌های آرش برهمند

شماره 47 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با غلامرضا انصاری، موسس رشته و دانشکده کامپیوتر در ایران

یک شورشی آموزشی

غلامرضا انصاری یکی از متفاوت‌ترین و مهجور مانده‌ترین چهره‌های تاریخ فناوری معاصر ایران است. رئیس مرکز محاسبات دانشگاه صنعتی شریف در دوران دفاع مقدس که درس و کارش را در دانشکده برکلی رها کرد و به ایران آمد تا در میان یکی از بزرگ‌ترین هجمه‌های آکادمیک رشته و اولین دانشکده مستقل کامپیوتر ایران را تاسیس کند. او در این راه برچسب‌های بسیاری هم خورده، از آنارشیست گرفته تا کودتاچی آموزشی و حتی حالا هم خودش دوست نداشت این نوشته یک «بیوگرافی» باشد. چون معتقد است که بسیاری از رخدادها را آدم‌ها در ایران اتفاقی رقم می‌زنند نه با یک برنامه قبلی. البته هنوز هم بخش‌هایی را محرمانه می‌داند، چون سعی کرده آن زمان ردپای رسیدن به این توافق را استتار کند تا مبادا آبروی افرادی بعضاً سرشناس ریخته شود. اگر شما هم یکی از سالانه ۳۵۰ هزار دانش‌آموخته مغرور رشته‌های کامپیوتر و مرتبط به آن هستید، بد نیست با خواندن این نوشته کوتاه به خاطر داشته باشید اتفاقی یا تعمدی این رشته را کسی تاسیس کرده است که خودش هرگز کامپیوتر نخوانده و همواره طرفدار سینه‌چاک مکتب بینارشته‌ای در ارتباط میان صنعت و کامپیوتر بوده است سال تولد: ۱۳۳۴ محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: لیسانس راه و ساختمان از دانشگاه

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 16

یک عاشقانه آرام برای پایان تابستان

دوست داشتن پدیده غریبی است. شما می‌دانید که وقتی کسی را دوست دارید لاجرم کشاکشی دراماتیک در راه است. بعید است عشقی بدون بهایش به دست بشر برسد. سرشت دوست داشتن مبتنی بر انتظاری بی‌انتها، حسدی غیرقابل کنترل و تنهایی اغراق‌شده است که سبب می‌شود همواره از رابطه بیشتر بخواهید،‌ حضور غیر را برنتابید و از تصور تنها ماندن بدون یار بر خود بلرزید. دوستی میان صنف فناوری اطلاعات و وزارت ارتباطات هم از این کلیشه عاشقانه به دور نیست. داستان این عشق به بیش از چهار سال پیش بازمی‌گردد. هنگامی که بخش‌های بزرگی از این بازار تشنه تهدید‌زدایی، افزایش پهنای باند و بزرگ شدن کیک درآمدشان، امیدوار بودند با بازگشت تعقل، تخصص و اقتدار به وزارت ارتباطات این معشوق ابدی از کار درآید. در عمل هم یار کم و بیش محمود از آب درآمد: حصاری از آرامش دور بازار فناوری اطلاعات تنیده شد،‌ سرعت و گستره اینترنت به ویژه با اینترنت همراه گسترش پیدا کرد و بازار دست‌کم برای کسب و کارهای جدید بسیار بزرگ‌تر شد. اما صنف فناوری اطلاعات هنوز از این رابطه خرسند نیست. چرا که هیچ عاشقی از آنچه در ابتدا خواسته راضی نیست. صنف آی‌تی چه در روایت سازمان‌یافته‌اش یعنی سازمان نظام صنفی یارانه‌ای و

شماره 46 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 53

یک روز با علی اصغر کامروا مرد تولید و کامپیوتر

نان عشق کارت پانچ

باید حرف گوش می‌کرد. دیگر دیر شده بود. در روستا همه گفته بودند بمان و شب به دل کوهستان نزن. گوش نداده بود. غروب اسب را زین کرده بود تا به دوستش در ده بغل سر بزند ولی آنجا نبود. اهالی گفتند رفته است ده مجاور پیش یک معلم دیگر. پیش خودش گفته بود چه خوب!‌ حالا هر دو را یک‌جا می‌بینم. به ده بعدی که رسید تازه فهمید هر دو معلم رفته‌اند عروسی در یک ده دیگر. دیگر پکر شده بود. نه حال داشت به عروسی برسد نه میلش می‌کشید شب را در روستای غریبه بماند. هر چه گفته بودند غروب پاییز، آن هم در کردستان، ناغافل می‌رسد حرف گوش نکرده بود. حالا هوا تاریک شده بود. پل را پیدا نمی‌کرد و زیر پایش قزل‌اوزن با همه هیبت باستانی‌اش نعره می‌کشید. اسب را که چند بار به کرانه نزدیک کرد شیهه‌های بدی کشید. معلوم بود که حیوان می‌داند نمی‌شود از این رود رد شد و اگر بروند هر دو غرق می‌شوند. ظلمات بود و صدای جانوران شب را از پشت سرش می‌شنید. آمد سیم تلگراف را دنبال کند به آبادی برسد. سیم از روی دره رد شده بود. راهی نداشت. پدرش همیشه گفته بود یک چاقو و کبریت همراه

شماره 45 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 58

یک روز یک مدیر با فرامرز خالقی، بسکتبالیست و مدیرعامل سابق داده‌پردازی

فرزند داده‌پردازی

سخت است فرامرز خالقی را چیزی غیر از اینکه همیشه هست تصور کنید. مدیری همیشه خوش‌پوش و خوش‌اندام با صورت پاک تراش، پر انرژی و خوش‌رو. کسی که بیش از دو دهه پیش در آی بی ام ایران پذیرفته شد و از فروش و فنی گرفته تا دانشکده و مدیریت عاملی را در همین شرکت تجربه کرد. یک دهه عضو همه رده‌‌های تیم ملی بسکتبال ایران بوده، شطرنج بازی کرده و مدیر تیم‌های هندبال بوده. شعر می‌گوید، تک‌نگاری می‌کند، خط می‌نویسد و همیشه آنلاین و به روز است. همین دفعه آخری که همدیگر را دیدیم داشت از نرم‌افزار بله روی موبایل پرده بر‌می‌داشت که ترکیب بانکداری الکترونیکی با تلگرام بود و مهم نیست کجا و در چه حالی او را ببینی. همیشه شلوغ، راضی و پرانرژی است. این روزها مدیرعامل سداد است ولی اگر بخواهید این لئوناردو داوینچی امروزه فناوری ایران را بشناسید ناچار هستید به داده‌پردازی نگاه کنید. او بدون شک جوان‌ترین میانسال در میان مدیران فناوری اطلاعات ایران است. سال تولد: ۱۳۴۲ محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: دانشجوی دکتری مدیریت فناوری اطلاعات ، کارشناس ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه شریف، کارشناس مهندسی برق قدرت از دانشگاه امیرکبیر، کارشناس مهندسی برق الکترونیک از دانشگاه آزاد سوابق مدیریتی: مدیرعامل شرکت

شماره 47 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 32

میزگرد بررسی کارنامه وزارت ارتباطات در دولت یازدهم و راهکارهای آینده آن

دست‌های پشت موج‌ها

درست در آستانه چینش کابینه دوازدهم، این میزگرد پیوست با موضوعی برگزار شد که در بطن خود بسیار فراتر از یک دورهمی ساده برای بررسی وزارت ارتباطات پیشین و حتی رفتن به سمت آینده بود. در این نشست جنجالی که حتی گوشه‌‌هایی از آن که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد حاشیه‌هایی برانگیخت، هر شش نفر حاضران پرده‌‌های جدیدی از نمایش پیچیده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را نشان دادند که به آن ارزشی دوچندان برای مطالعه می‌بخشد: برات قنبری، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و پرنفس‌ترین دونده سیاست‌گذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات از زمان پیروزی انقلاب تاکنون، به صراحت از نداشتن برنامه در وزارت ICT، درگیری میان معاونان و دلایل مهجور ماندن فناوری در کشور حرف زد. ناصرعلی سعادت، رئیس سازمان نظام صنفی، وزارتخانه مربوطه را اساساً فاقد قیومیت بر فناوری اطلاعات خواند و مسعود صفاری، برنامه‌ریز و دبیر سابق شورای عالی انفورماتیک، هم صحه گذاشت وزارت ارتباطات توان و تمایل تمرکز بر حوزه آی‌تی در کنار ارتباطات را ندارد و این مسند شایسته سازمان برنامه بوده. امیرحسین سعیدی نایینی، موسس سازمان نظام صنفی، نیز گفت مطالبه‌گری در صنف فاوا مرده است و تمایلی برای واگذاری امور به بخش خصوصی وجود ندارد و سهیل مظلوم، نایب رئیس همان سازمان،

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 16

یک داده و سه قلندر

سه نظریه درباره وضعیت فعلی داده‌های کلان و کاربردهای آن در ایران وجود دارد که هر کدام با پرسش‌هایی اساسی مواجه هستند: نظریه اول: داد‌ه‌های کلان یا همان Big Data در ایران جمع‌، ذخیره‌سازی و تحلیل نمی‌شوند چون نهاد‌های دولتی، حکومتی یا خصوصی چندان برای آن ارزش قائل نیستند و چنان درگیر امور روزمره خویش و امور اولیه‌اند که رسیدگی‌شان به امور راهبردی،‌ تحلیلی و روز دنیا ممکن نیست. اگر این نظریه را بپذیریم، سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه ما دست‌کم یک دوجین شرکت شناخته‌شده،‌ استاد و سخنران یا کنگره و گردهمایی در این زمینه داریم. چگونه خود بازار وجود ندارد اما حاشیه آن را می‌شود دید؟ نظریه دوم: داده‌های ‌کلان در میان بخش‌هایی از بازار ایران مانند شرکت‌های خصوصی بزرگ، بانک‌ها و چند صنعت خاص دارای ارزش هستند، اما هنوز در سایر بخش‌ها مانند مخابرات، نظام سلامت و حمل و نقل این بازار به بلوغ کافی نرسیده است. به همین روال دولت و نهاد‌های بالادستی هم هنوز به دیدگاه لازم نرسیده‌اند و دغدغه‌های امنیتی خویش را دارند. اگر این نظریه نیز درست باشد باید دید بزرگ‌ترین متولیان حوزه‌هایی مانند ارتباطات، بهداشت و لجستیک چه کسانی هستند و اگر بپذیریم که داده‌‌های اصلی را اپراتورها، مردم و

شماره 43 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 54

گفت و گو با محمد گرکانی‌نژاد، مدیر سابق مرکز توسعه تجارت الکترونیک

همیشه پا به توپ

محمد گرکانی‌نژاد  یک انتخاب حساس برای یک روز یک مدیر بود. نه فقط برای اینکه جوان‌ترین مدیر این بخش است بلکه برای اینکه طی این دو دهه و اندی فعالیت مدیریتی‌اش همواره در چشم توفان بوده. مدیری که همیشه از سمتش جوان‌تر بوده، همیشه مهندسی را بر سیاست ترجیح داده و همیشه هم دو دستگاه سامسونگ S7 Edge همراهش دارد. همیشه خندان و پر انرژی است و هیچ وقت از رسانه‌ها نگریخته. هنوز هم شیفته فوتبال است و در کارش از پا به توپ شدن نمی‌ترسد.   نمی‌توان نقش هوش اجتماعی بالایش را در موفقیت‌هایش بی تاثیر دانست ولی حقیقت این است که او در این کارنامه متنوعش از دولت تا بانک و از صندوق تا شاپرک، یک نکته را بدون شک خوب یاد گرفته چطور پل‌ها را پشت سرش خراب نکند. باید منتظر پل بعدی‌اش باشیم. شاید هم شوت بعدی‌اش.      سال تولد: ۱۳۴۸ محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: کارشناس ارشد مهندسی برق گرایش سیستم های مخابراتی ، دانشگاه تربیت مدرس، کارشناس مهندسی برق گرایش سیستم های کنترل و ابزار دقیق ، دانشگاه تهران سوابق مدیریتی: رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیک، معاون توسعه و نظارت شاپرک، مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت ماشین‌های اداری خوارزمی، معاون طرح و

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 16

#انتخاب

امسال را در حالی آغاز می‌کنیم که فناوری اطلاعات دیگر به جبهه نخست رقابت سیاسی تبدیل شده است. رئیس‌جمهور مسکوت پیشین اول اتحاد مثلی‌اش را روی توییتر اعلام کرد. جمعی از مدیران کانال‌های سیاسی تلگرام عید را در زندان گذراندند و وزارت کشور برای فعالیت انتخاباتی در فضای مجازی آیین‌نامه نوشته است. دیگر حتی یک کاندیدا هم نیست که روی شبکه‌‌های اجتماعی خودش یا ستادش صاحب حساب نباشند و سخت است کسی را پیدا کنید که خودجوش یا خودساخته صاحب هشتگ نباشد. در حالی که صدا و سیما در جانبداری یا دست‌کم مغضوب بودن برخی کاندیداها پرده‌پوشی نکرده، مردم برای آگاهی از همه صداها از تلویزیون‌ها به گوشی‌هایشان پناه برده‌اند و وقتی در این میانه، یک سرویس تماس تلفنی رمزنگاری‌شده ابتدا برای ایران رونمایی و ظرف چند ساعت بسته می‌شود، هیچ کس به گزینه «تصادف» فکر نمی‌کند. لیکن در این میان یک سوال همچنان خودنمایی می‌کند. چگونه وقتی فضای مجازی چنین ماهیت تعیین‌کننده‌ای در کشور ایفا می‌کند که دولت‌ها، منتقدان و طرفداران همگی بر استفاده موثر از آن هم‌داستان هستند، در باقی این چهار سال، انتخابات تا انتخابات، فناوری اطلاعات حتی در زمره ۱۰ اولویت هیچ دولتی یا دست‌کم در میان هسته اصلی شعارهای انتخاباتی هیچ کسی نیست. چطور حتی

شماره 42 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با جهانگیر آقازاده، از تاسیس اپراتور سوم تا فناوری صدا و سیما

یکی مرد جنگی

خودش می‌گوید هر جا رفته، جنگ دنبالش آمده و واقعاً نه تنها از اهواز تا تهران زیر بمب و موشک جوانی‌اش را گذرانده، بلکه حالا که به کارنامه‌اش نگاه کنی همواره زیر آماج انتقاد بوده است. بسیاری وی را به سبب نقش غیرقابل انکارش در تاسیس اپراتور سوم یا دوران طولانی حضورش در مدیریت انفورماتیک رسانه ملی می‌شناسند، اما در حقیقت او نه تنها برای دهه‌های متمادی مرد معتمد صندوق‌های دولتی و فرادولتی بوده، بلکه شاید تنها مدیر انقلابی‌ای باشد که سرانجام در دهه چهارم مدیریت، طعم بخش جوان خصوصی و حتی استارت‌آپ‌ها را می‌چشد. از نزدیک که بشناسیدش می‌بینید آن همه سال بودن در بافت قدرت هنوز نتوانسته صراحت لهجه جنوبی‌اش را به کل از او بگیرد و بارها باید دقت کرد که صداقت در مصاحبه کار دستش ندهد. وقتی این بار یکدیگر را می‌بینیم، می‌گوید دو سه هفته است که بیکار شده. اتاق کوچکی در یک ساختمان نیمه‌متروک پزشکان، در حوالی میدان ولیعصر دارد و در میان جمعی از استارت‌آپی‌های جوان است که یک گیم و سیستم آنلاین چاپ می‌نویسند. خودش می‌گوید باز هم در دوران «بین‌‌الکارین» است و دارد از فرصت نفس کشیدن در بخش خصوصی و بودن با جوان‌ها، لذت می‌برد. شاید این بار هم این

شماره 41 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با محمود خسروی ، مهره کلیدی وزارت ارتباطات

رخ بازنشسته در خانه وزیر

محمود خسروی مرد بحران‌های وزارت ارتباطات است؛ مدیری که با تمام وزرای پست و تلگراف و تلفن و ارتباطات ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی کار کرده. مدیر مخابرات تهران، کردستان، آذربایجان و مازندران بود. از جبهه تا بازداشتگاه را تجربه کرده، رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و مدیر شرکت ارتباطات زیرساخت بوده و حتی این روزها هم که بازنشسته شده باز مدیر امور زیرساختی در همان طبقه ۱۲ ساختمان مشهور سیدخندان است. به دیدنش که می‌رویم جمعی از دوستان قدیمی‌اش از دهه ۵۰ در دانشکده مخابرات آمده‌اند به وی سر بزنند و طول می‌کشد تا اتاق را به ما واگذارند. از سختی و صبرش می‌گوید و وقتی می‌گوییم که همیشه در یک قدمی وزارت بوده، می‌گوید هیچ وقت سودای ریاست و وزارت در سر نداشته؛ همین که روستازاده‌ای از ده رخ تا به اینجا رسیده هم لطف پروردگارش بوده و این روزها پس از چند عمل قلب فقط دوست دارد میراثی از سه دهه حضورش در ارتباطات ایران گذاشته باشد و بس. سال تولد: ۱۳۳۵محل تولد: روستای رخ از توابع کدکن سوابق تحصیلی: لیسانس مخابرات از دانشکده ارتباطاتسوابق مدیریتی: رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، رئیس شرکت ارتباطات زیرساخت، مدیر کل مخابرات استان‌های تهران، مازندران، کردستان

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 16

یک ابر برای شما

هر انسانی باید برای خودش یک ابر داشته باشد، ابری که بتواند در روزهایی که نیاز دارد برایش ببارد، در روزهای آفتابی سایه بر سرش بیندازد و وقتی غمگین است به شکل خاطرات خوش کودکی دربیاید؛ هر انسانی باید ابری داشته باشد که آن را با کسی که دوست دارد تماشا کنند و وقتی ابر دوستش نزدیک شد بفهمد یار نزدیک است. هر انسانی باید ابری داشته باشد که وقتی تنها بود، تنها نباشد. این یک یادداشت نوروزی نیست. شاید اگر بود سرنوشت بهتری داشت. وقتی شما آن را می‌خواندید خوشحال می‌شدید که سال خوبی داشته‌اید و سال بهتری در پیش دارید. می‌خواندید و باور می‌کردید که امید پابرجاست و خورشید روزی از پس ابر طلوع خواهد کرد، اما واقعیت این است که این یک یادداشت نوروزی نیست. تنهایی امری مقدس است. کتاب‌ها و شعرها و الهام‌‌ها در پشت میز یک اتاق دربسته، در دل بیابانی سوزان یا در انتهای غاری معجزه‌گر خلق می‌شوند و به دنیا می‌آیند. برای همین است که باید همه مقدسان تنها باشند و برای همین است که ما محتاجیم گاهی فراموش کنیم چقدر تنهاییم که اگر فراموش نکنیم چقدر تنهاییم، چه بسا زیر این سبکی تحمل‌ناپذیر هستی خرد شویم. فناوری‌ها و رسانه‌ها و پیام‌رسان‌ها دشمن

شماره 46 گزارش ماه میزگرد صفحه 34

چرا فناوری کلان‌داده‌ها در ایران بازار چندانی پیدا نکرده است

گذار از مرداب‌های اطلاعاتی

  «صنعت آی‌تی بیش از دنیای مد زنان مدام با تغییر ذائقه‌ها متحول می‌شود.» شاید همین جمله ریچارد استالمن پدر دنیای متن‌باز کافی باشد تا بفهمیم چرا زنان به مباحث مد و سطوح بالاتر فناوری، بیش از حوزه‌های زیرساختی آن علاقه‌ نشان می‌دهند. مبحث کلان‌داده‌ها هم از این وضعیت مستثنی نیست و به دلیل تحولات سریع آن، زنان تمایل بیشتری برای فعالیت در آن دارند. این موضوع به وضوح در ترکیب میزگرد ما با برخی از صاحب‌نظران و فعالان این حوزه هم نمایان بود، میزگردی که در آن سعی کردیم وضعیت بازار کلان‌دادها را از زبان کسانی بشنویم که در کوره کار و عمل این حوزه پخته‌اند و به خوبی با نقاط ضعف و قوت آن آشنایی دارند.     مقوله کلان‌داده‌ها در بسیاری از سازمان‌های بزرگ کشور بیشتر در حد یک اسم یا یک ژست باقی ‌مانده است. سازمان‌هایی نیز که قدری جدی‌تر در این حوزه فعالیت کرده‌اند به ندرت از فاز تحقیق و توسعه پیش رفته‌اند. به نظر شما چرا چنین جهشی در ایران رخ نداده است؟                                                                

شماره 40 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با باقر بحری از آواژنگ تا آتنا و از کانون تا سازمان

سیمای مردی در آینه

باقر را در ابتدای پاییز می‌بینیم؛ در خانه پرنور میدان الف جایی با دیوارهای خطاطی‌شده، تابلوهای نقاشی و عکس‌های سوررئال. همیشه شما فکر می‌کنید که اگر کسی را بیش از یک دهه بشناسید دیگر موضوع زیادی برای گپ زدن ندارید ولی دست‌کم در مورد بحری خوش‌برخورد، خوش‌خنده و خوش‌سخن این فرض درست نیست. این روزها نفر دوم صنفی بازار صنفی ایران به عنوان قائم‌مقام سازمان نظام صنفی رایانه‌ای به شمار می‌آید ولی کمی که پخته‌تر باشید یادتان می‌آید چطور طی این یک دهه و اندی در آواژنگ مختصات بازار سخت‌افزار ایران را بازتعریف کرد و رئیس جنجالی کمیسیون سخت‌افزار سازمان و ژنرال کسپرسکی در ایران بوده است. این روزها عطشش برای کارهای تازه را به حوزه استارت‌آپ‌های ارتباطی برده و با دخترانش یکی از پرطراوت‌ترین کسب و کارهای خانوادگی معاصر بازار فناوری را راه‌اندازی کرده است. لیکن اگر از من می‌پرسید رئیس بودن، مدیر بودن و حتی رئیس بودن هیچ کدام به تمام، بازتاب‌های این شخصیت دوست‌داشتنی را توصیف نمی‌کنند. باقر هیچ‌گاه تصور رویایی شما از یک رجل صنفی مقتدر، تاجری چیره‌دست یا پدرسالاری بی‌نقص نیست اما بدون تردید شخصیتش بازنمایی یک انسان واقعی با همه زیبایی‌ها و ضعف‌هایش است؛ مردی که خودش همواره انسان مانده، خوانده، نوشته، جنگیده و

شماره 38 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با احمد میردامادی مدیر فناوری از پرواز تا پرداخت

مهندس اشراق

این نوشته فقط برای آنها نیست که احمد میردامادی را نمی‌شناسند. بلکه برای شمایی است که شاید فکر کنید مدیر انفورماتیک در صنعت هواپیمایی و مدیر فناوری در بازار پرداخت را می‌شناسید. برای مردی که به قول خود عاشق قهوه و سیگار برگ است. ساده و صمیمی که به دفتر ماهنامه می‌آید همه تا آخر روز می‌مانند خاطراتش را که در آن ذره‌ای محافظه‌کاری نیست بشنوند و تا حرف‌هایش تمام نشده بقیه بچه‌‌ها هم از تحریریه نمی‌روند. شما از این نام خانوادگی انتظار دارید که کمی در بازگو کردن خودش جانب سیاست را نگه دارد ولی دست‌کم میردامادی‌ که ما دیدیم چنین نبود. گفت‌وگو که تمام شد زنگ زد و بارها اصرار کرد از جبهه و جانبازی چیزی ننویسیم چون دوست ندارد اعتقادات شخصی‌اش به متاع حرفه‌اش آلوده شود ولی اصرار می‌کنم که این یک زندگینامه حرفه‌ای نیست و در نهایت می‌خواهم این نوشته و بازگویی خودش را «مثله» نکند. می‌پذیرد چرا که بار انسانی این واژه برایش سنگین است. وقتی این نوشته را می‌خوانید فکر کنید این همان مردی است که طی حیات یک نظام سیاسی جبهه رفته، زخمی شده، درس خوانده، مدیر شده، زندان رفته و خانه‌نشین شده و از خود بپرسید آیا واقعاً این همان میردامادی است

شماره 39 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با علی حکیم‌جوادی، مهندسی که مدیر شد

از حکمت تا حکمیت

علی حکیم‌جوادی مدیر بااخلاق و خوش‌خلقی است. سرشار از انرژی، سحرخیز و مردمدار که حتی منتقدانش هم معترفند هرگز در پی آسیب ‌زدن و آزردن رقبایش نبوده. معاون وزیر و مدیرعامل سابق ایزایران، موسس سازمان فناوری اطلاعات و رئیس هیات مدیره ایرانیان‌نت مرد معتمد بسیاری از بازیگران امروز قدرت و ثروت فناوری اطلاعات است و حتی هنوز می‌توان رگه مردمداری یک فرش‌فروش قزوینی و تیزهوشی دانشجوی سخت‌افزار دانشگاه تهران را در رفتارش دید. خودش معتقد است هیچ گاه در تمام حیات حرفه‌ای موفق و طولانی‌اش اسب زین‌شده زیر مهمیزهایش نبوده و این روزها نیز در حال آرام کردن بهسازان ملت پس از توفان‌های سال پیش است. شاید کمی از آنها که به جایش آمده‌اند به خاطر بی‌مهری و سیاسی‌کاری آزرده باشد ولی مثل همیشه می‌گوید در پی افکار منفی برای خود و دیگران نیست چرا که قربانی اول افکار منفی خودش است. حکمت مهندسی که از حکمیت پرهیز می‌کند؛ با ما همراه باشید. سال تولد: ۱۳۳۹محل تولد: قزوین سوابق تحصیلی: دکترای مهندسی صنایع از دانشگاه تربیت مدرس، کارشناسی ارشد مهندس صنایع از دانشگاه صنعتی شریف و کارشناسی سخت افزار کامپیوتر از دانشگاه تهران سوابق مدیریتی: رئیس هیات مدیره و مدیرعامل بهسازان ملت، رئیس هیات مدیره ایرانیان نت، معاون فناوری اطلاعات

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 16

انسان‌‌ها و برچسب‌ها

انسان‌ها ناگزیر هستند برچسب بزنند. ما نیازمند این نام‌ها هستیم که آنها را تکثیر کنیم، تعمیم دهیم و روی خودمان و دیگران بچسبانیم تا درک‌شان کنیم. تا خودمان را درک کنیم. من یک روزنامه‌نگار هستم. او یک روحانی است. ما ایرانی هستیم. آنها خارجی هستند. شما موفق هستید. دیگران شکست خوردند. بقیه دشمن هستند. تو یک مهندس هستی… هرچند این برچسب‌ها به واقع کمک می‌کنند ما جهان پیرامون‌مان را درک کنیم و در میان این همه آشوب و بی‌نظمی برای خودمان مکعبی کوچک از نظم و درک بسازیم، اما نباید فراموش کنیم این برچسب‌ها، نام‌ها، شغل‌ها و سمت‌ها را، ما خودمان ساخته‌ایم و آنها شاید حقیقت داشته باشند، لیکن لزوماً واقعیت ندارند. ما آنها را خود ساخته‌ایم و باور کردن‌شان ورای آنچه که هستند، خطرناک است. نه تنها وقتی قبول کنیم که هر کسی را می‌توان با سابقه، گرایش، جنسیت، سن، طبقه، تحصیلات و هزاران مولفه دیگر به راحتی قضاوت کرد قدم در راه فاشیسم برمی‌داریم، بلکه حتی خطرناک‌تر از آن این است که برچسب‌هایی را که بر خود زده‌ایم باور کنیم. باور کنیم که در تعاریف دیگران از خودمان محصور شده‌ایم یا در تعاریف خودمان از خودمان غرق شده‌ایم. باور عمومی است که گسترش و سرعت اطلاعات این حصار

شماره 37 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با بیژن خیابانی ، مدیر دیروز نوکیا و امروز شیائومی در ایران

همنوایی شبانه ارکستر گوشی‌ها

تردیدی نیست که بیژن خیابانی مشهورترین و پرحاشیه‌ترین مدیر دفاتر خارجی در تاریخ معاصر فناوری ایران است. طی هشت سالی که او دفتر نوکیای ایران را از خشت اول بنا کرد این شرکت به تنهایی ۶۰ درصد از بازار ایران را در اختیار گرفت و ده‌‌ها استاندارد، الگو و البته نیروی انسانی متخصص برای سایر دفاتر بر جای گذاشت. کاراکتر مستقل و رسانه‌ای، برخورد بی‌پرده و صریحش با توزیع‌کنندگان و البته صدای عمیق و گیرایش او را به کاراکتری رویایی برای هر گزارش رسانه‌ای تبدیل می‌کرد. اختیارات و خلاقیت بیژن در ایرانی کردن نوکیا، واحد کردن توزیع و یکپارچه کردن زنجیره فروش برایش منتقدان و متحدان بسیاری تراشید که بسیاری او را حتی تا همین امروز نیز فراموش نکرده‌اند. طی سال اخیر او دوباره با برند نوگرای شیائومی به بازار برگشته و این روزها هم اخبار همکاری این شرکت برای فروش اقساطی با همراه اول در صدر است. خود خیابانی را پس از مسابقه اسکوآش عرق‌آلود، پرانرژی و خستگی‌ناپذیر در مجموعه ورزشی انقلاب پیدا می‌کنیم. نمی‌گذارد با لباس ورزشی و راکتش از او عکس بگیریم ولی همان‌طور که گپ می‌زنیم جایی میان نوجوانان آفتاب‌سوخته بالای شهر و پیرمردان متمول آسوده مانند تکه‌ای از بازار فناوری می‌درخشد. تمام مدت مصاحبه یکسره

شماره 45 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 26

سفرنامه‌ای کوتاه برای نمایشگاهی که می‌خواهد فراتر از یک رویداد باشد

پارسیان به سبیت بازگشتند

نمایشگاه سبیت امسال در هانوفر آلمان رنگ و بوی متفاوتی داشت، هم برای جهانیان و هم برای ایرانی‌ها. از سویی امسال درست در پس‌لرزه‌های انتخابات آمریکا و اوج گرفتن احساسات ناسیونالیستی در سراسر غرب، افتتاحیه مهم‌ترین نمایشگاه فناوری اطلاعات اروپای غربی توأمان توسط آنگلا مرکل، ‌صدراعظم آلمان، و شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن که مهمان رسمی سبیت ۲۰۱۷ بود، انجام شد. جلوتر خواهید دید که چطور همین اتحاد معنی‌دار میان موتور اقتصادی و مفهومی اروپای غربی و پرچمداری فناوری و فرهنگ آسیا باعث شد همه آن را کنایه‌ای به «دونالد ترامپ»، پرزیدنت نوخاسته ایالات متحده برداشت کنند. به ویژه که ادوارد اسنودن هم مهمان مجازی این نمایشگاه بود و بیانیه‌ای سخت‌گیرانه علیه ایالات متحده و آقای رئیس‌جمهور قرائت کرد. در سوی دیگر برای ایران این نمایشگاه بسیار خاص بود، چون بعد از قریب به یک دهه، مقارن با آغاز دولت محمود احمدی‌نژاد، شرکت‌های ایران رسماً با پرچم کشورشان به صحن عمومی نمایشگاه بازگشته بودند. مهم‌تر آنکه این بازگشت نه به لطف حمایت دولتی یا وام بلکه حاصل توافق سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور با دویچه مسه (Deuche Messe)، غول برگزاری نمایشگاه‌های آلمان، بود. درخشش بخش خصوصی ایران در بازگشت به این عرصه وقتی پررنگ‌تر شد که انتشار اخبار نشان داد

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

در انتظار دست‌های بزرگ‌تر

واژه پارک برای ما کودکان دهه ۶۰، آن معنای پرطراوات دهه‌های پیشین یا مفهوم پروسوسه دهه‌های بعدی را ندارد.اگر برای پیشینیان ما پارک فضایی بود غربی و مدرن و جایگزینی برای مفهوم باغ ایرانی، برای ما این بوستان‌‌های تکراری شهری هیچ ‌وقت آن طنین اجتماعی را نداشتند. اگر برای نوجوانان امروز پارک محلی است برای گریختن از حصار تنگ خانه و به رخ کشیدن توان عبور از هنجارهای اجتماعی، برای ما پارک بیشتر حصار امنی بود که تفریح خیابانی به شمار نمی‌آمد و مجاز شمرده می‌شد. انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و اقتصاد و فرهنگ برجای‌مانده از جنگ و انقلاب، پارک‌ها را نیز- تقریباً مانند هر جنبه دیگری از زندگی ما، تبدیل به شانسی کرده بود که باید برای رسیدن و ماندن به آن می‌جنگیدیم. در یک کلام، پارک جایی بود که باید بزرگ‌تری دست تو را می‌گرفت تا به آن برسی. همین و بس. ماجرای پارک‌های علم و فناوری هم برای ما کودکان دهه فناوری اطلاعات، خالی از همین تکرار یک طنز تلخ تاریخی نیست. فضاهای نه‌چندان سبزی، که مهم نیست در دل شهر یا در پشت کوه‌‌ها و دامان تپه‌‌ها قرار گرفته باشند، باز هم مأمنی برای آی‌تی نیستند. تعداد شرکت‌های ماندگار و تاثیرگذار حوزه فاوا که از دل

شماره 35 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با خسرو سلجوقی ، مرد صریح فناوری ایران

ساکن خیابان آزادی

یک خانه معمولی، نوه‌ای که در پارک روبه‌روی خانه بازی می‌کند و همسرش که برای ما مادرانه شربت خنک می‌آورد. خودش چند ساعت پیش از ژنو برگشته و اسم وای‌فایش سل‌نت است. گوشی سونی‌اش را با نسل جدید ساعت هوشمندش ترکیب کرده تا صحبتش را قطع نکند. همه اینها جزییات معمولی یکی از جنجالی‌ترین مدیران فناوری کشور طی چهار دهه اخیر است؛ مردی که اسمش با تکفا و فناوری اطلاعات گره خورده. نامش همیشه در کارنامه آی‌تی آموزش و پرورش است و از سازمان برنامه گرفته تا شرکت خدمات انفورماتیک و بانک مسکن تا نظام مهندسی کشاورزی او را به عنوان مشاور می‌شناسند؛ مدیری که مشهور است همیشه حرفش را می‌زند و هر جا نساخته، رفته است. از دانشکده افسری استعفا داده و با سازمان امور اداری و استخدامی هم قهر کرده. به پنج هزار نفر در روز ایمیل می‌فرستد و دوست دارد به عنوان سلطان کرم ایران بشناسندش تا مدیرعامل یک شرکت بانکی. شاید پرکارترین بازنشسته ایران باشد. می‌شود سلجوقی را دوست نداشت و می‌شود به کارهایش از شورای اطلاع‌رسانی گرفته تا وزارت کار خرده بسیار گرفت ولی حقیقت این است که او هرگز سکوت نکرده و همواره خودش بوده. بعد از نیم قرن هنوز هم ساکن حوالی خیابان

شماره 34 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 50

یک روز با هوشنگ بشارتیان، معمار راهبردهای فناوری ایران

بازگشت آقای مشاور

هوشنگ بشارتیان نماینده‌ای تمام‌عیار است از نسلی که با گسست پس از انقلاب سن مدیریتی بیش از چهار دهه دارند و پایه‌گذاران دیروز و امروز و حتی فردای فناوری اطلاعات ایران هستند. طی این چهار دهه کمتر مدیری است که بتواند به لحاظ تنوع با این مدیر همه‌فن‌حریف رقابت کند. از نوشتن طرح‌های جامع برای تکفا و بانک‌ها گرفته تا بخش انرژی و دولت الکترونیکی را می‌توان در کارنامه بلند او یافت و کمتر نهادی است -چه مالی و چه اداری- که مستقیم یا غیرمستقیم با وی و شرکت مشهور سابقش یاس ارغوانی کار نکرده باشد. وزارت‌های کشاورزی، دارایی، ارتباطات و بانک مرکزی و سازمان برنامه همگی زمانی میدان‌های وی بوده‌اند و از ورود اولین نسل رایانه‌های رومیزی گرفته تا رفتن خارجی‌ها از آی‌تی کشور و راه‌اندازی شاخه مشاوره فناوری اطلاعات را در تاریخچه‌اش دارد. داده‌پردازی، شورای عالی انفورماتیک ، شرکت ملی انفورماتیک و ده‌ها بانک و شرکت دیگر شاهد مدیری و دبیری وی بوده‌اند؛ حتی این روزها هم در میانه بانک و دولت هویتی دوپاره دارد. شاید بازخوانی کوتاهی از این کارنامه بلند بهترین شیوه برای بازخوانی یک تاریخ پرفراز و نشیب باشد. افتخارش به دوستانش، دانشش و پرهیزش از توهین و افترا به کسی ویژگی‌های غیرقابل این یک

شماره 33 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 48

نیم‌نگاهی به آنچه طی یک سال گذشته در «باشگاه مدیران » نگذشت

ساکنان برگ‌های سپید

باید صادقانه گفت. تجربه نوشتن و منتشر کردن باشگاه مدیران روزگاری سخت، خوشایند است و همه سختی‌ها و اتهامات آن نیز از لذتش نمی‌کاهند. مولفه‌های بسیاری اغلب در انتخاب مدیرانی که در بخش «یک روز، یک مدیر» به آنها می‌پردازیم، دخیل هستند. روال شورای سردبیری برای این انتخاب‌ها معمولاً از دو عامل اساسی داشتن داستان (Story) و داشتن سابقه (History) سرچشمه می‌گیرد و با این وصف در کمال صداقت در بسیاری موارد احساسات دیگری هم دخیل هستند. مثلاً حس تمایز که برخی از مدیران را به لحاظ سبک زندگی یا کار از دیگران متمایز می‌کند یا حس تنوع که باعث می‌شود سعی کنیم از طیف‌های مختلف مدیریتی، فرهنگی یا جنسیتی هم دست به انتخاب بزنیم تا ناخواسته به ذائقه مخاطبان جهت نداده باشیم. امسال به سنت هر عید تصمیم داشتیم چکیده‌ای از آنچه بر این صفحات طی یک سال اخیر گذشته بنویسیم ولی وسوسه‌ای سرخوشانه باعث شد به جای آنچه گذشت به نگذشته‌ها بپردازیم؛ آدم‌های بسیاری که می‌توانستند در این صفحات باشند و به ملاحظات بسیار زمانی، مکانی یا حتی تجاری و سیاسی به این صفحات قدم نگذاشتند یا فرصت آن دست نداده که تاکنون ما هم در کنار شما با زندگی و گذشته‌شان چند ساعتی را سپری کنیم. شاید

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

شریک آنها، رفیق ما

این روزها سرمایه خارجی مستقیم در ایران بیشتر از ابزار توسعه اقتصادی یک اهرم سیاسی است. گواه هم آنکه بیشتر از اینکه میزان، ملیت و جنس سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران مهم باشد، این نکته که سرمایه‌گذار خارجی کدام شریک داخلی را به عنوان نماینده پیدا یا پنهان خود برگزیده است، اهمیت دارد. از خلال همین انتخاب است که مشخص می‌شود سرمایه به کدام یک از دسته‌بندی‌های سیاسی یا به عبارت بهتر، طیف‌های سیاسی ایران، تعلق دارد. طی سه سال اخیر فقط دو طیف آشکارا در این میدان بازی کرده‌اند؛ دولت با ویترین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و فرادولت به نمایندگی بنیادها. هر کدام نیز به فراخور تعلق‌شان به تجارت جهانی و داخلی شریک خارجی‌شان را برگزیده و همکار طرف مقابل را کوبیده‌اند. آفریقایی‌ها و چینی‌ها از MTN گرفته تا هواوی برگ‌های برنده فرادولت تاکنون بوده‌اند و از طرف دیگر اروپایی‌ها و کره‌ای‌ها در زمین دولت بازی کرده‌اند؛ از سامسونگ گرفته تا زیمنس و اریکسون و البته روس‌ها در پوشش صندوق‌های اسکاندیناوی. به تبع علاقه انکارنشدنی دولت یازدهم به عادی‌سازی روابطش با آمریکا، حتی می‌توان رد ایالات متحده را نیز در سرمایه‌هایی که ایرانیان آمریکایی‌تبار حامل آنها هستند، دید. طبیعتاً در همین جغرافیاست که این پول

شماره 32 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با ویدا سینا، بانویی که استانداردهای فناوری را زیر نگینش دارد

در تلألو تولید

ویدا سینا متولد تهران است و خانواده پدری‌اش همگی اهل پایتخت هستند. نسب‌شان به خاندان زند می‌رسد. بعد از کریم‌خان آقامحمدخان که آخرین بازمانده خانواده یعنی لطفعلی‌خان را در بم محاصره و به طرز فجیعی به قتل می‌رساند، باقی خانواده از ترس نسل‌کشی در سراسر کشور پراکنده می‌شوند و برخی به کوه‌های تفرش پناه می‌برند و حوالی ۱۲۰۰ است که این خانواده سرانجام به تهران می‌آیند و برای همین هرچند هم پدر و هم پدربزرگش اهل تهران هستند ولی آشنایانی در تفرش دارند؛ شهری که مادرش اهل آنجاست. سال تولد: ۱۳۳۸محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم وصنعت سوابق مدیریتی: مدیرعامل و عضو هیات مدیره مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک، مدیرکارخانه تولیدی پرتو، مدیر امور مشتریان در شهرداری تهران، کارشناس تحقیق و توسعه در پارس الکتریک این روزها که به این بانوی مدیر نگاه می‌کنید رد شخصیت پدرش آشکار بر انتخاب‌هایش در زندگی مشخص است. پدر که یکی از معدود دانش‌آموختگان آن سال‌هاست، مدرک دکترایش را حتی پیش از جنگ جهانی دوم در زمان اوج قدرت رایش سوم در آلمان می‌گیرد. در دوره‌ای که رضاخان در راستای سیاست خط سوم و فرار از نفوذ بریتانیا و شوروی می‌کوشید با اتکا بر ارتباط با هیتلر، تکیه‌گاه جدیدی برای کشور

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 16

پاییز پدرسالار

فناوری‌های واژگون‌گر*: ابداعاتی هستند که یک بازار یا زنجیره‌ای جدید از ارزش می‌سازند و در نهایت یک بازار یا زنجیره ارزش موجود را واژگون می‌کنند. پاییز همیشه شروع فصل سرد برای استارت‌آپ‌هاست. گویی تابستان که تمام می‌شود مدیرانی که شش ماه اول را در گرما چرتی بهاری زده‌اند، ناگهان از خواب بیدار می‌شوند تا چند برگ سبز دیگر را به زمین بیندازند؛ تاکنون امنیت، حاکمیت و مالکیت ابزارهای این هرس کردن تجاری بوده‌اند. این است که در پاییز پربیننده‌ترین شبکه به‌اشتراک‌گذاری ویدئویی کشور با محدودیت جدی و حکم قضایی مواجه می‌شود، یک اپراتور وقتی نمی‌تواند موفق‌ترین بازارچه نرم‌افزارهای موبایل را بخرد خودش یک برنامه میلیاردی تلویزیونی در زمستان راه می‌اندازد و وقتی بانک‌ها نمی‌توانند خودشان پا به پای نیازهای کاربران حرکت کنند شب عید یک‌دوجین سایت را فله‌ای فیلتر می‌کنند. ایستگاه بعدی کجاست؟ فقط آن سرمایه‌گذاری که قبلاً از صافی سرمایه‌گذاری در اپراتور دوم گذشته حق دارد در یک استارت‌آپ حمل و نقل شهری میلیاردی هزینه کند و اگر شما یکی از معاونت‌های ریاست جمهوری را الی‌الابد زیر نگین ندارید بهتر است اصلاً به سرمایه‌ خارجی فکر نکنید. چنین روندهایی از خودی‌سازی تجارت، کسب و کار و سرمایه نه تنها در کشور ما که در جهان هم بیگانه نیست. روزگاری

شماره 31 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با محمودرضا خادمی، شوالیه فروشندگان اینترنت در ایران

همه چیز از یک لپ‌تاپ شروع شد

خادمی را وقتی در جمع دوستی ببینید دیگر آن مبارز خستگی‌ناپذیر اینترنتی‌ها نیست. در تصویر جاافتاده از او، محمودرضا طی یک و نیم دهه اخیر یکی از صداهای خستگی‌ناپذیری است که نه‌تنها مدافع صدها کسب و کار ریز و درشت حوزه اینترنت بوده‌اند بلکه در عین حال برای رفع انحصار از پهنای باند کشور، عادلانه شدن قیمت و بهبود کیفیت دسترسی به شبکه جهانی استدلال و بحث کرده‌اند و حتی در مواقعی فریاد کشیده‌اند. با این رویکرد دیگر داشتن عنوان ریاست بر شرکتی که نامش آزاد نت است برای وی عجیب نیست. اما در خلوتش دوستدار ادبیات، موسیقی، شعرا، نویسندگان و حتی سیاستمدارانی درگذشته یا عزلت‌گزیده است. اسب‌سواری، خلبانی و کوهنوردی فقط بخشی از برون‌داد شخصیت کوهستانی وی‌ هستند. شاید شما هم اگر این تک‌نوشته را بخوانید حدس بزنید که نه‌تنها کاراکتر محبوب خادمی برآمده از سرشت عشیره‌ای و ایلیاتی وی است بلکه در عین حال این دوستدار طبیعت و زندگی ناگزیر طرفدار دوآتشه ارتباطات مردمی است.  کودکی که روزی در یکی از دورافتاده‌ترین ایستگاه‌های راه‌آهن کشور به دنیا آمده است باید هم هر خطی را که هموطنانش و جهان را به یکدیگر متصل می‌کند، پاسدار باشد؛ روزگاری پدرش خطوط راه‌آهن را پاس می‌داشت و حالا پسرش اتصالات اینترنت را

شماره 30 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 46

گفت‌وگو با مدیری که صادرات یک میلیارد دلاری نرم‌افزار کشور را وعده داد

مهندس قضاوت نکرد

روزی به پرویز ناصری می‌رسیم که پس از یک هفته بارندگی بی‌وقفه، آسمان آتی‌ساز مانند یک تکه بلور مینایی صاف و پرنور است. درست مانند زندگی این روزهای موسس جنجالی میکرو‌نرم‌افزار، مدیرخبرسار کنسرسیوم ثنارای، مهندس Y2K ایران و البته یکی از معماران بی‌سر و صدای طرح جامع مالیاتی کشور. حال و روز و احوالاتش زندگی یک انسان عادی است؛ مدیری شیفته فناوری با خانه‌ای که از شادی و خنده، عکس‌ها و شیطنت‌های تنها دخترشان نیکی پر شده، یک سیستم چندرسانه‌ای دقیق و فنی که همزمان کلیه رسانه‌های خانه را از گوشی گرفته تا تلویزیون و حتی سرورها را به هم وصل می‌کند و یک پلی‌استیشن، یک ایکس‌باکس و حتی یک کینکت که اثبات می‌کند شیفته بازی است. این روزها که در طرح جامع مالیاتی سمتی کارشناسی دارد، حتی از قبلش هم ساکت‌تر است و هیچ جزییاتی از فعالیتش و پروژه بیان نمی‌کند. پیش از این هم هیچ وقت اهل جنجال نبود. وقتی ناچار شد از شرکتی که در زمان دانشجویی تاسیس کرده بدون هیچ برداشتی پس از ۱۴ سال خارج شود، هیچ سر و صدایی به پا نکرد. وقتی بارها از طرحی که برای رفع مشکل سال ۲۰۰۰ در رایانه‌های کشور داشت کنار گذاشته شد، شکایتی نکرد و وقتی هم

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 16

گاز ‌زدن آن سیب سپید

تلفن همراه در ایران فقط یک ابزار فناورانه نیست. آمارهای بالای گوشی‌های هوشمند در ایران و این حقیقت روزمره که شما همواره افرادی را می‌بینید که هرچند زندگی روزمره و حتی سر و وضعی معمولی دارند ولی باز هم گوشی‌هایی پیشرفته یا حتی فوق پیشرفته در کف گرفته‌اند، اثبات می‌کند این تحلیل پیش‌پا افتاده که تلفن همراه در ایران صرفاً یک ابزار لوکس برای خودنمایی است، چندان درست نیست. در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته جهان به ویژه اروپا یا استرالیا می‌بینید که طبقه متوسط به ابزارهای متوسط نیز متوسل شده است و برای همین بسیاری از نام‌های تجاری‌ای که این روزها در ایران کم و بیش با تحقیر نگاه‌شان می‌کنیم در آن سوی مرزها فروش‌هایی قابل توجه دارند در حالی که در ایران بازار اصلی بین دو یا سه برند تقسیم شده و دیگران به سختی نفس می‌کشند. در مقیاس جهانی بازار گوشی تلفن همراه هر کشوری تابعی است از مولفه‌های کم و بیش پیش‌بینی‌پذیر مانند تولید ناخالص داخلی و توان خرید عمومی، یا در دقیق‌ترین روایت گوشی‌ها امتدادی هستند از خدماتی که شبکه مخابراتی آن کشور ارائه می‌دهد. شنیدن این حقیقت که گوشی تلفن همراه خودش جزیی از شبکه مخابراتی است این روزها حتی در ایران هم عادی شده

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 16

شبکه‌ای از مردم برای مردم

شبکه ملی اطلاعات ترکیبی از سه واژه غریب است و شاید کنار هم نشستن همین خانواده عجیب و کم و بیش بیگانه با یکدیگر است که باعث شده طرحی هنوز رونمایی نشده جنجال‌آفرین شود. از انتها که شروع کنیم واژه اطلاعات در ایران امروز دو طنین متفاوت دارد. هرچند وزارت ارتباطات با همین پسوند فناوری کوشیده است این کلمه را از بند امنیت رها کند ولی حقیقت این است که نه‌تنها همچنان رویکرد کلان نظام جمهوری ایران به این موضوع آمیخته به دغدغه‌های سیاسی و ملی است بلکه هنوز در میدان تصمیم‌گیری درباره فناوری اطلاعات نهادهای امنیتی و حکومتی متعددی ایفای نقش می‌کنند که همین اولین سد فرهنگی را در برابر شبکه ملی اطلاعات بنا می‌کند. شهروندان بسیاری بی‌آنکه خود را خاطی بدانند از شناسایی، داشتن شناسه و شناخته ‌شدن توسط دستگاه‌های نظارتی در فضای آنلاین واهمه دارند و حتی در این میان حاضرند به قیمت از دست رفتن امنیت اطلاعات و داشته‌های مالی یا بانکی‌شان باز هم حریم کوچک شخصی‌شان را از چشمان بزرگ دولت پنهان نگه دارند؛ آن هم در جهانی مجازی که درست یا نادرست، لاجرم بسیار از فضای عمومی و هنجاری جامعه آزادترند. ملی بودن این شبکه نیز از دغدغه‌های کاربران نمی‌کاهد. نه‌تنها در فضای صنفی

شماره 29 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با محمدعلی ترابیان، موسس و مدیرعامل یاس ارغوانی

برنامه‌نویسی که عاشق شد

هرچند همیشه وقتی یک روز پای حرف هر انسان معقولی بنشینید، متوجه خواهید شد شناخت‌تان از دیگران تا چه حد سطحی است ولی بدون شک ترابیان توانست کاملاً در این زمینه غافلگیرکننده باشد. ترابیان به عنوان مدیری که از شهرداری و وزارت نفت گرفته تا داده‌پردازی و یاس ارغوانی همیشه نقشی کلیدی داشته است، دارای روحیه خاص یک برنامه‌نویس متدین بود؛ بسیار فنی، مذهبی و البته گریزان از قید و بندهای مدیریتی. شاید وقتی شما هم مثل من این گزارش را می‌خوانید یک بار واقعاً ملاحظاتی مانند خانواده، زمانه، جامعه و طبقه را در نظر بگیرید و درک کنید هنوز هم ترابیان در قلبش بیش از هر آنچه در این چهار دهه فعالیت بی‌وقفه به وی نسبت داده شده، یک برنامه‌نویس است. سال تولد: ۱۳۳۴محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: کارشناسی از دانشکده عالی کامپیوتر و کارشناسی ارشد از دانشگاه صنعتی شریف سوابق مدیریتی: رئیس سازمان خدمات کامپیوتری شهرداری، مدیر دفتر برنامه‌ریزی جهاد سازندگی تهران، مدیر بخش سیستم‌های اطلاعاتی و نرم‌افزار داده‌پردازی، عضو کمیسیون‌های استاندارد و نرم‌افزار شورای عالی انفوماتیک، مدیرعامل یاس ارغوانی     متولد ۱۶ فروردین ۱۳۳۴ در تهران است ولی اصلیتش به روستایی حوالی نطنز بازمی‌گردد. ماجرای مهاجرت یک نسل پیشتر به تهران هم خود یک داستان غمناک

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 16

وزیری از آن خودشان

«از آنجا که وزیر در شطرنج قدرتمند‌ترین سوار بازی است، وقتی پیاده‌ای با رسیدن به خانه آخر ارتقا می‌یابد معمولاً تبدیل به وزیر می‌شود.»*تنها چند هفته از انتخابات بهار ۹۲ گذشته بود که تقریباً تمامی صنف فناوری اطلاعات ایران در یکی از آن افطاری‌های مشهور دور یکدیگر جمع شده‌ بودند و درباره وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولتی که قرار است درمانگر باشد، گمانه‌زنی می‌کردند. بسیاری از نگاه‌ها متوجه آی‌تی‌مرد دولت اصلاحات بود و حتی شنیده‌هایی درباره شانس یکی از بزرگان صنفی شنیده می‌شد. بسیاری با رویای انتخاب وزیری که سرانجام نه از جنس سیاست‌ورزی که از جنس فناوری باشد، سرخوش‌ بودند. در این میان یکی از محتمل‌ترین و ساکت‌ترین گزینه‌ها که خودش اندیشمندی از جرگه سپاهیان و صاحب بینشی عمیق با فاوای ایران بود، گفت:«ما باید آرزو کنیم که وزیر آینده نه از جنس آی‌تی که از جنس دولت باشد. همیشه با مشاوران و معاونان خردمند می‌توان این بازار را نجات داد ولی با وزیری که مقتدر نباشد نه.» حباب‌های خیال ترکید و نور واقع‌گرایی به آن سالن مجلل افطاری در هتل آزادی تهران راه یافت. همان مرداد ۹۲ وقتی محمود واعظی طی نطق‌هایی آتشین در مجلس و سپس در سالن وزیر شهید، محمود قندی برای همه از

شماره 36 ورودی ورودی صفحه 16

انقلاب خاموش مصرف‌کنندگان

آنها کیستند؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن دزدان از پلیس‌ها،‌ تروریست‌‌ها از ماموران اطلاعات، هکرها از شرکت‌های امنیتی و صد البته شهروندان از حکومت‌ها اغلب دست‌کم یک گام جلوتر هستند. این‌گونه است که وقتی کمی تاریخی نگاه کنیم خواهیم دید همیشه بانک‌ها مورد سرقت قرار گرفته‌اند، مردم در کافه و کلوب به گلوله بسته شده‌اند، اطلاعات از بزرگ‌ترین کمپانی‌ها به یغما رفته و هیچ فیلترینگ و هیچ مانعی واقعاً دسترسی مردم را به حقیقت از بین نبرده است. شهروندان خوب یا بد، نیک یا پلشت، پیروز خاموش هر مبارزه‌ای هستند. اقتصاد هم از این قانون دور نیست و همین‌جاست که اقتصاد مشارکتی متولد می‌شود. آنها از کجا آمدند؟ در کشور ما هزینه‌های آغاز، تداوم یا توسعه هر کسب و کار سالمی سر به فلک می‌زند. سرمایه در گردش بسیار گران و ترسو است، بانک‌ها موتورهای واقعی رشد هیچ کدام از بخش‌های مولد اقتصاد کشور نیستند و حمل و نقل بسیار گران و ناکارآمد است. این است که وقتی تجارتی خلق می‌شود یا محکوم به فناست یا برای همیشه زیر سقف اقتصادی گیر می‌کند که سرمایه توسعه را در اختیارش نمی‌گذارد. در نهایت هم ناگزیر می‌شود تن به رانتی بدهد که برای همیشه

شماره 35 ورودی ورودی صفحه 16

مهندسان شریف و مدیران غریب

گفتار اول: همیشه مهندسان اینچنین زمامدار سکان راهبری کشور نبوده‌اند. به تاریخ سیاسی قرن اخیر کشورمان که نگاه کنید خواهید دید در دهه ۳۴ باد موافق سیاست در بادبان سلطنه‌‌ها و دوله‌هایی می‌دمید که اغلب بر حسب مکنت و استطاعت برآمده از آریستوکراسی در فرنگ درس‌هایی از جنس علوم و ادبیات خوانده بودند و در قالب انتخابی و انتصابی در دستگاه قدرت وارد می‌شدند. اکنون که از دوربین تاریخ به آن روزگار نگاه می‌کنیم نتیجه نگاه اشراف‌مآبانه به کارمند دولت بودن، خطابه‌های پرشور در رادیو، یادداشت‌های زیبا در روزنامه‌ها و البته مجالسی است که بی‌وقفه با تکیه هوشمندانه بر ماده و بندی منحل می‌شد. ادبا و وکلا از پس شاهان برنیامدند. چه قوام و چه مصدق، چه بهار و چه میرزا همه یا در بند یا رانده شدند. ایران کشاورزی تمام‌ شده و دیگر با فئودال‌ها نمی‌ساخت.دوران متاخرتر پهلوی دوم دوران رشد سیاسی طبیبان بود. گویی ملتی که احساس می‌کرد بیمار است علاجش را در مدیرانی جراح می‌جست. دکتر‌‌ها دیگران را کنار زدند و نه‌تنها صندلی‌های مجلس که میز ادارات بالادستی را به تسخیر درآوردند و نتیجه آن شد که به سبک علوم تجربی آنها بیشتر نشانه‌های بیماری کشور را دیدند نه دلیلش را و زیر پوست احترام بزک‌شده‌ای که

شماره 28 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با عبدالحمید منصوری خبره نرم‌افزارهای بانکی ایران

شاید روزی فناوری

عبدالحمید منصوری خوش‌عکس و خوش‌برخورد یکی از آن مدیران کلاسیک بانکی که شما می‌شناسید، نیست. بسیاری او را به سبب زیر نگین داشتن فناوری اطلاعات بانک پارسیان برای یک دهه می‌شناسند ولی کلکسیون خودنویس‌های لوکسش، قهوه یخی که همیشه سفارش می‌دهد و ناهار نان و پنیری که مشهور است شمایل تکراری یک مدیر بانکی را از او می‌گیرد. کمتر مدیری در بازار نرم‌افزار ایران با او کارش را از قعر هرم انفورماتیک کشور شروع کرده و هنوز قبراق و سرپاست. حرفه‌اش را از شرکت خدمات شهرداری آغاز کرده، نرم‌افزارهای کلیدی وزارت نفت را مدیریت کرده، برای داده‌پردازی سیستم بانکی نوشته و برای فروشگاه رفاه سیستم جامع طراحی کرده و بعد به عرصه بانکداری یکپارچه کشور آمده است. پیراهن‌های همیشه شادش، کیف چرم متفاوت و خاطراتش از خط مقدم مهران گرفته تا رفتنش از پارسیان و تاریخچه سینمای کلاسیک تا همه محله‌های قدیمی پایتخت از وی تاریخ زنده نرم‌افزارهای بزرگ کشور را ساخته است. باشد که شما هم به اندازه ما از آن بهره ببرید و در آرزویش برای برتری فناوری در نظام بانکی بر ملک و ثروت سهیم شوید. سال تولد: ۱۳۳۴محل تولد: ورامین – فیلستان سوابق تحصیلی: فارغ‌التحصیل از مدرسه عالی کامپیوتر سوابق مدیریتی: معاون فناوری اطلاعات در بانک

شماره 34 ورودی ورودی صفحه 16

یک روز از ۳۶۵ روز

نوروز همیشه فصل امتحان برای کسب و کارهای آنلاین ایران بوده ‌است. اگر فروشگاه اینترنتی باشید مشخص می‌شود واقعاً تجارت الکترونیکی هستید یا فقط حجره الکترونیکی باز کرده‌اید. اگر اپراتور باشید مشخص می‌شود که آیا برای شما اولویت، خدمات است یا قبض‌تان. اگر بانک باشید محک می‌خورید که چقدر پیشخوان مجازی شما کار می‌کند و چقدر فقط یک آگهی الکترونیکی است و اگر سرویس‌دهنده اینترنتی باشید همه می‌فهمند آیا حمایتی پشت این خدمات هست یا نه. ما اغلب در این امتحانات مردود می‌شویم.طی نوروز سایت‌های خبری به‌روز نمی‌شوند. اپراتورها دفاتر خدمات‌شان را می‌بندند و خدمات غیرحضوری را موکول به بعد می‌کنند. فروشگاه‌‌ها با تاخیر سفارشات را تحویل می‌دهند و ارائه‌دهندگان اینترنت پرسرعت شما را به سمت یک سیستم پاسخگوی خودکار می‌فرستند. اینجاست که هر کاربری لاجرم از خود می‌پرسد چگونه تعطیلات سالانه در هر گوشه‌ای از جهان اوج کسب و کار‌های آنلاین است ولی همیشه در ایران تبدیل به سیاهچاله همه خدمات می‌شود. شاید باید جواب را در هویتی جست‌وجو کرد که هنوز مشتری/مشترک را نه به چشم یک شهروند مدرن دیجیتالی که به چشم ارباب رجوع می‌بیند.شما هنوز برای دریافت خدمات الکترونیکی خود باید در صف بایستید، باید مدارک فیزیکی همراه داشته باشید، لیچار گفتن کارمندی را که دیر

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 16

همواره در انتظار بهاریم

زمستان همیشه برای ما فصل پیوست بوده. شلوغی ویژه‌نامه‌ها و نمایشگاه‌ها که می‌گذرد و کمر سرمای نیم‌بند پایتخت که می‌شکند، از نیمه بهمن‌ماه تازه بیدار می‌شویم. کمی از لای شال و کلاه سرک می‌کشیم و شعله بخاری‌ها را کم می‌کنیم. بوی چای زنجبیلی، شیرینی‌های ارمنی و قهوه‌های آرام ساختمان قدیمی ماهنامه را پر می‌کند. اطراف‌مان را که نگاه می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم در سالی که به سرعت برق و باد گذشته، همکارانی بودند که دیگر با ما نیستند، در عوض بی‌آنکه حواس‌مان باشد دوستان جدیدی هم پیدا کرده‌ایم و چهره‌هایی آن‌قدر جوان و سرخوش به ما پیوسته‌اند که حتی نام‌شان را هم به زحمت به خاطر می‌آوریم. گاهی با آن لباس‌های عجیب و واژگان غریب‌شان به نظر می‌رسد نه از نسلی دیگر که از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند. شاید هم ما پیر شده‌ایم. عمر ما و پیوست در تضادی اجتناب‌ناپذیر هستند. ماهنامه‌ای که با عشق و رویا برای شما می‌نویسیم این بهار که برسد سه‌ساله می‌شود و ما همه همچنان از سی‌ سالگی دورتر می‌شویم. کودک ما به جوانی و بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و ما به پایان و پیری. این الاکلنگ زندگی است که ساخته‌ی ما بالاتر می‌رود و ما خود پایین‌تر می‌آییم. پیوست به آسمان می‌رسد و ما به خاک.

شماره 12 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 40

امیر حسین سعیدی نایینی ، تصویر یک پدرخوانده ناخوانده

رفیق ، رئیس ، قدرت

اولین کلید را که فشار دهید واژه‌ها از زیر انگشتان‌تان می‌گریزند. مانند آن است که نویسنده سوناتی باشید ولی دیگر صدای سازها را درون ذهن‌تان نشنوید. شاسی اول پیانو فشرده شده ولی صدایش در فضا معلق مانده است. چرا نمی‌شود درباره سعیدی به راحتی نوشت؟نزدیک به یک دهه پیش در اولین رویارویی چهره به چهره سعیدی نایینی مدیر ژولیده‌موی و خمارچشمی بود که تنها چند ماه از ریاستش بر سازمان می‌گذشت و با بارانی سیاه بلند و ریش چندروزه‌اش علی‌نقی خاموشی، سلطان اتاق بازرگانی ایران را به هماورد می‌طلبید. انقلابی خسته‌ای بود که ادبیاتش سه دهه بر جای مانده بود. چند ماه بعد گزارش تیز و تندی درباره رویارویی‌اش با دبیر وقت او را واداشت تمام قامت نشریه آن زمان ما را تحریم کند و تا مطلب گزنده‌ای در پاسخ ننوشت، آشتی نکرد.آن نوشته هیچ‌گاه چاپ نشد ولی کینه‌توزانه در تمامی این سال‌ها نویسنده کوشیده است اثبات کند او موسس، رئیس، منتقد و حتی پدرخوانده‌ای پرعیب است؛ درشت‌گو است، مزاجی آتشین دارد، حلقه دوستانش بزرگ نشده‌اند و به سختی نظرش تغییر می‌کند ولی باز سوال بر جای خود باقی است که چرا او در تمامی این سال‌های سخت سنگ زیرین آسیاب صنفی پرتلاطم باقی مانده است. شاید یک دهه وقت

شماره 13 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با مردی که جهان را گشت تا نظارت را به نرم‌افزار ایران بیاورد

هوشمندی سیستماتیک

بخت بلندی است که احمد عبدالله‌زاده بارفروش را به عنوان دوست بشناسی تا یک سوژه. اگر برای اغلب فعالان فناوری اطلاعات او یک استاد جدی، تئوریسینی پیشگام و ممیزی دقیق محسوب می‌شود، از دید من بیشتر پدری خوش‌خلق،‌ مشوقی مهربان و مردی طناز است. وقتی در اتاق کوچک ولی خوش‌آب و رنگش در دانشکده کامپیوتر امیرکبیر را باز می‌کنم از دیدن او با آن موهای مجعد فلفل‌نمکی، چشمان خندان و دندان‌های شمرده سپیدش که قهقهه می‌زنند، قلبم شادمانه می‌تپد. چند روز پیش که با دانشجویان سال‌های پایین دانشکده گپ می‌زدم، گفتند جدیت عبدالله‌زاده زبانزد خاص و عام است و کمتر کسی است خشم استاد سرشناس نرم‌افزار و سیستم‌های هوشمند امیرکبیر را به جان بخرد ولی به زحمت میان گلایه‌های آنها لبخندم را پنهان می‌کردم. احمدی که اکنون در برابر آنهاست، فقط سایه کمرنگی است از مردی که دست خالی نیمی از جهان را چرخیده، از صمیم قلب عاشق شده، مانند آب خوردن درس خوانده، از کارمندی برگرکینگ گرفته تا پنچرگیری از هیچ کاری فروگذار نکرده و زندگی خود را بی هیچ شعاری به تمام زیسته است. بعید است هیچ کدام از این نسل جوان دانشگاهی بدانند عبدالله‌زاده پیش از آن و حتی بیش از آنکه یک استاد باشد، مدیری آینده‌نگر

شماره 32 ورودی ورودی صفحه 12

فره فرنگی به جای تره فرنگی

بازار فناوری اطلاعات ما بازار سرد و گرم چشیده‌ای است. هر از گاهی در این بازار گرمای تب غالب شده و دست‌کم یک دهه‌ای طول کشیده است که مد روز خارج شود. پیدا کردن غالب‌ترین آنها در چند دهه اخیر سخت نیست. همان سال‌های اولیه انقلاب و اواخر دهه ۵۰ همه به فکر فروش غول‌هایی موسوم به مین‌فریم (Main Frame) بودند و داده‌پردازی و ایزایران و DPFE برای فروشش سر یکدیگر یا کوچک‌ترها را زیر آب می‌کردند. در دهه ۶۰ ماجرا اندک اندک به سمت تولید داخلی تغییر جهت داد و با جریان ارز داخلی، تولید در داخل به زور سرنیزه و خونریزی، سر نیم‌ساخته یا تمام‌ساخته بودن محصول مد شد. در دهه ۷۰ وقتی از تولیدی‌ها فقط مانیتورسازها دوام آورده بودند، نرم‌افزارهای سازمانی مد شدند و هر روز تعدادی دانشجو در کنار هم بزرگ‌ترین و بهترین اتوماسیون را در جهان می‌نوشتند. در دهه ۸۰ نرم‌افزاری‌ها به سود رسیده بودند ولی دیگر جایی برای بقیه نبود و این شد که طی سخت‌ترین دهه پس از جنگ در حالی که دولت به شدت مشغول مهرورزی به بازار بود، هر روز نطفه یک فروشگاه اینترنتی بسته می‌شد؛ که شاید امروز یک‌دهم آنها هم باقی نمانده باشد. دهه ۹۰ هم که بدون شک

شماره 31 ورودی ورودی صفحه 14

آرم‌ها و آدم‌ها

افتخار نوشتن در بخش باشگاه مدیران ماهنامه پیوست چند سالی است که تفاوت میان آرم‌ها و آدم‌ها را اثبات کرده است. در این صفحات ما به سراغ مدیرانی رفته‌ایم که هر یک به نوبه خود بخشی کوچک یا بزرگ از صلیب فناوری اطلاعات ایران را به دوش کشیده‌اند. درباره شرکت‌هایی نوشته‌ایم که سرد و گرم این بازار را دوام آورده‌اند و درباره استارت‌آپ‌هایی قلم زده‌ایم که قرار است افق تجارت و محتوای فارسی را بر بستر وب بسازند. اما در تمام اینها تفاوتی عمیق میان آنها که فقط کاره‌ای بوده‌اند و آنها که واقعاً کاری کرده‌اند، آشکار بوده است. دو یا سه دهه که به عقب بازگردید می‌بینید شالوده حقیقی این صنف و بازار را کسانی گذاشته‌اند که دو ویژگی انکارناپذیر داشته‌اند؛ رویا‌بین و رفیق‌باز. آنها در زمانی که هنوز رایانه یک غول چراغ جادو در میان برج‌های مین‌فریم‌ها بوده، این توان را داشته‌اند که درباره تبدیل شدن آن به نبض انسان معاصر خیال ببافند و در داستان علمی تخیلی زمان خود زندگی کنند ولی حتی فراتر از این آینده‌بینی هم باز این نسل معجزه‌گر برآمده از دورانی که در آن حزب و فعالیت مذموم شمرده شده، کوشیده‌اند به دوستی‌های فردی خود بعدی حرفه‌ای ببخشند و با استفاده از سرمایه‌های

شماره 14 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 40

گفت‌وگو با مسیح قائمیان مدیر بزرگ‌ترین پروژه‌های ملی فناوری اطلاعات کشور

حکایت ارباب کارت‌ها

مسیح قائمیان را در میانه توفان می‌بینیم؛ نه‌تنها چند روزی است هوای شهر منقلب شده و عصرها ابرهای سیاه پایتخت را می‌بلعند، بلکه پیدا کردن «ارباب کارت‌ها» نیز کار دشواری است. درز کردن خبر مربوط به کارت سهمیه‌بندی نیرو و انرژی موسوم به سهمیا باعث شده است تمامی نگاه‌ها به پژوهشکده نیرو و نام باسابقه‌ای که در دل آن پناه گرفته است، جلب شود. حتی کارتی که در اخبار تصویرش منتشر شد هم نام او را بر خود داشت و هر کسی حتی چند صباحی را در دستگاه اجرایی کشور کار کرده باشد، می‌داند جایی که نام قائمیان مطرح می‌شود حتما کارتی در میان خواهد بود؛ کارت‌های بانکی حاصل مدیریت عاملی موفق وی بر شرکت خدمات انفورماتیک، کارت هوشمند سوخت نتیجه حضور ناگهانی‌اش در هیات مدیره شرکت مخابرات راه دور ایران و حتی کارت‌هایی که توسط هزاران نماینده خارجی طی اجلاس غیرمتعهد‌ها با استفاده از زیرساخت بانکی کشور مورد استفاده قرار گرفت حاصل حضور مسیح در صدر فناوری اطلاعات بانک شهر بود. حالا هم کارت‌های او برای مدیریت واحد یارانه‌ها و مدیریت مکانیسم سفرهای هوایی در کشور نیز خبرساز هستند. از ریاست کمیته ارزی بانک مرکزی گرفته تا مدیریت بر داده‌پردازی و شرکت ملی انفورماتیک را می‌توان در کارنامه او

شماره 27 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با محمدهادی شالباف مرد سیستم‌ساز ایزایران و نیروی انتظامی

نظام ‌ساختن و نظامی نبودن

قانع کردنش برای حرف زدن آسان هم نیست. روز اول که یکدیگر را می‌بینیم اصرار دارد شهوت در انسان از پایش شروع می‌شود و در آخر عمرش به زبانش می‌رسد:«در کودکی شهوت دویدن دارید و با رسیدن به میانه عمر فقط زبان‌تان کار می‌کند. شهوت یعنی افراط در هر چیزی.» ولی مشخص است خودش تقریباً شهوت هیچ چیزی را ندارد جز آزادی و آزادگی. روزی که تازه حرف می‌زنیم دارند میزهای دفترش را از اتاق همیشگی در پژوهشکده پولی و بانکی بیرون می‌برند تا مدتی میزبان رئیس قبلی و پذیرای رئیس جدید باشد. خودش شاد و خندان با آن لبخندهای سرخوشانه‌اش وسط اتاق نیمه در‌هم‌ریخته جدید نشسته و آشکار است دغدغه‌ای برای رفتن یا ماندن ندارد. ناشناس ماندن محمدهادی شالباف که این روزها معاون مالی و اداری پژوهشکده است، تصادفی نیست. زیرساخت بسیاری از خدمات الکترونیکی نیروی انتظامی کشور و بخش راهنمایی و رانندگی در زمان تصدی وی گذاشته شده و از مدیریت فناوری اطلاعات شهرداری گرفته تا مدیریت عاملی ایزایران و ریاست هلدینگ سرمایه گذار در ایرانسل و تاسیس کنسرسیوم آریا همراه فقط بخشی از کارنامه اوست که به عنوان مدیری بی‌سر و صدا، نظام‌ساز و بی‌حاشیه سه دهه در تمامی لایه‌های مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران کار

شماره 26 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 46

یک روز با مسعود صفاری مشهورترین دبیر شورای عالی انفورماتیک

هنر کارمند نبودن

کمتر دولتمردی را می‌توان در رده بالای مدیریت فناوری اطلاعات کشور دید که به اندازه مسعود صفاری موثر و در عین حال مهجور باشد؛ دانش‌‌آموخته میشیگانی که تقریباً تمامی عمرش مبارز خستگی‌ناپذیر اینترنت، قوانین و بخش خصوصی بوده است و از شورای عالی انفورماتیک گرفته تا مرکز فیزیک نظری، سازمان تنظیم مقررات و حالا هم حوزه استارت‌آپ‌ها میدان مبارزه‌اش بوده‌اند. مفاهیمی مانند سازمان نظام صنفی، جرائم آی‌تی، کپی‌رایت، شاخص‌های فاوا و رتبه‌بندی عملاً در زمان وی تعریف یا بازتعریف شده‌اند و حالا شما فقط مدیر سالخورده دقیقی را می‌بینید که به دور از جنجال یک عمر کار کرده و تنها عشق باقیماند‌ه‌اش سرمایه‌گذاری خطرپذیر است. تمامی این شش صفحه و حتی باقی صفحات باشگاه مدیران برای بازگشایی صندوق کارهای وی کافی نیست ولی شاید هنوز هم پرسش بزرگ این باشد که چگونه دولت از پی دولت می‌رود و پرونده مدیرانی با چهار دهه تجربه فقط خاک می‌خورد. سال تولد: ۱۳۳۲محل تولد: تهران سوابق تحصیلی: فوق لیسانس الکترونیک و کامپیوتر از دانشگاه میشیگان، لیسانس مهندسی برق از دانشگاه تهران سوابق مدیریتی: دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات، عضو کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات رادیویی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی فلزات غیرآهنی مسعود صفاری متولد ۲۵ تیرماه ۱۳۳۲ در تهران است؛ زمانه رویدادهای بزرگ سیاسی. اصالتاً

شماره 25 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با رضا دهقان درباره آی تی، کشاورزی و زندگی

دل سپرده به خاک

خانه‌ پدری‌اش در محله دروس در کوچه‌ای به همان نام‌ خانوادگی جا خوش کرده و هنوز هم پر از گل و گیاه است. در حیاط خانه ردیف درخت‌های تنومند و زیبایی را می‌بینید که سر به آسمان صاف تابستان کشیده‌اند و وقتی در حیاط با سایر اعضای خانواده که هنوز در یک ساختمان هستند، گپ می‌زنیم، مشخص می‌شود رضا اصرار داشته است وقتی خانه قدیمی را بازسازی می‌کنند، حتی یک شاخه هم از سر آنها کم نشود. جوان‌ترها دهقان را به سبب ریاستش بر نرم‌افزاری نگاره می‌شناسند که سال‌های سال از شهرداری گرفته تا سازمان آب را زیر نگین نرم‌افزارهای خود داشت و قدیمی‌ترها او را به عنوان احیاکننده فناوری اطلاعات در صنعت کشاورزی کشور پس از انقلاب به یاد می‌آورند؛ کاری که طی دو دهه اشتغال در وزارت کشاورزی بی‌حاشیه انجام داد و بعد بی‌سر و صدا به بخش خصوصی رفت. به عنوان فرزند یکی از پایه‌گذاران دانشگاه الزهرا، درس‌خوانده آمریکا، کارشناس فائو و حالا یک منتقد و نویسنده خوش‌ذوق خانه‌نشین، همان قهوه اول را که می‌‌نوشیم می‌گوید بازنشسته است ولی ما بازنشستگی یک‌ساله‌اش را باور نکردیم. شما هم بدانید صفحاتی که پیش رویتان است، به هیچ ترتیب بازگوکننده خنده‌ها و اشک‌هایی که چند روز پیش از چاپ پیوست

شماره 30 ورودی ورودی صفحه 14

به نام امنیت؛ به کام فناوری

چالش فناوری در میدان امنیت فراتر از یک تصفیه‌حساب ساده یا دعوا بر سر توزیع قدرت در کشور است. این روزها که ایران همچون جزیره‌ای از ثبات در دریایی از ترور و وحشت در منطقه یا حتی جهان خودنمایی می‌کند، باید نگاهی انسانی‌تر و بی‌طرفانه‌تر به رویارویی این دو مفهوم داشت و کشیده ‌شدن اتهامات و مجادلات به صف اول روزنامه‌ها و سخنرانی‌های سیاسی کشور بار دیگر مجالی است برای بازشناسی تعامل این دو مفهوم در فضای سیاست کلان کشور.امنیت در ذات خود همواره به دنبال سکون است. تشکیل حکومت قدرتمند مرکزی، پرهیز از هر گونه تغییر رادیکال سیاسی، اجتماعی یا حتی اقتصادی، پایش همه‌جانبه شئون اجتماعی یا حتی فردی شهروندان و تکیه بر عناصر سنتی فرهنگی و مذهبی به عنوان یک تکیه‌گاه مشترک همگی عواملی ثبات‌آفرین هستند. طی چهار دهه همین اصول توانسته حکومت و ملت جمهوری اسلامی ایران را به یکی از مستحکم‌ترین رژیم‌های سیاسی امنیتی منطقه تبدیل کند و در حالی که تمامی همسایگانش و حتی بازیگران از آمریکا و اروپا در آتش می‌سوزند، آن را حتی‌الامکان از دسترس کینه‌توزی‌های بنیادگرایانه دور کند. فناوری در بافت خود همیشه به دنبال انقلاب است. هرچند امروزه اغلب جریانات کم و بیش ناکام بهار عربی را به انقلاب‌های سیاسی برآمده

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 06

رزم در باران

موفق نخواهی بود، مگر آنکه مردان تو سرسختی و هدف مشترک داشته باشند و بالاتر از همه، روحیه همکاری و رفاقت آنها را به هم پیوند دهد.هنر رزم، سون جو* پیوست در یک شب بارانی به دنیا آمد. از آن شب‌هایی که نم طبیعت هیچ بار عاشقانه‌ای ندارد، پایتخت آشوب‌زده مانند پیرمردی خسته است که کیسه خیسی برای پایان کار سرش کشیده باشند. قطرات کوچک بی‌وقفه روی بدنه فلزی و داغ ماشین‌های درترافیک‌مانده می‌خورند و پیش از اینکه به جوی‌های طغیان‌کرده برسند، تبخیر می‌شوند. نور‌های خیابان یکی در میان خاموش می‌شوند و جوندگان غریبی از سوراخ‌‌های زیرزمین بیرون می‌آیند که در پناه سرما و تاریکی هوای شهر را تنفس کنند. پیش‌‌شماره نخست در چنین شبی متولد شد؛ دوران جنینی‌اش را در دو نمایشگاه یخ‌زده طی کرد و در میانه زمستانی مبهم به کندی چشم گشود تا امروز به دست شما برسد. ***پیوست فرزند روشنایی و سکوت نیست، زاده زمانه پرهمهمه و سایه است. ناگزیر در پیروی از قانون ناشکستنی زندگی، همچون نسل‌هایی که جنگ، رکود و بحران در گوشت و خون‌شان نفوذ کرده، بیش از اینکه به بخت وابسته باشد به نظم در آویخته و بیش از آنکه بر موج سوار باشد بر تفکر تکیه کرده است. تاریخ، اندیشه، فرهنگ

شماره 24 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 46

یک روز با کاظم آیت‌اللهی رئیس سابق سازمان نظام صنفی رایانه‌ای

زاده کویر؛ تاجر زاینده‌رود

انتخاب آقای رئیس سابق برای یک روز یک مدیر، در حالی که هنوز بر حسب حکم رئیس‌جهور چندان هم سابق نیست، کار آسانی نبود. دوره حضور او در سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور همراه با تنش‌هایی فراوان در عرصه رسانه‌ای بود که بحق یا ناحق بر قضاوت درباره پیشینه طولانی او در بازار و صنف فناوری اطلاعات اصفهان سایه انداخته است. گرفتن حکم از رئیس دولت در دوران ناخشنودی بزرگ عمومی پس از وقفه‌ای دوساله، جدال تا آخرین لحظه با نمایندگان تهران و ترک سازمانی تضعیف و تحقیرشده، همگی باعث می‌شود این روزها اهالی مطبوعات آیت‌اللهی را با گفته‌ها و اقداماتی به یاد بیاورند که تنها نماینده بخش کوچکی از کارنامه سه دهه حضور او در حاشیه زاینده‌رود است و از همین رو تیم خبری پیوست سحرگاه یک روز معتدل بهاری به پایتخت فرهنگی کشور پرواز کرد تا در دل قطب صنعتی کشور بار دیگر پای روایت زندگی آیت‌اللهی بنشیند و این بار فقط از دور به معدل صنفی او نگاه کند. مدیرعامل یا موسس شرکت‌هایی همچون باسا، پیشگام، پالس الکترونیک و جویا درد دل‌های بسیاری از خانه و خصم داشت که در این نوشته نیست ولی می‌شد در نگاهش دید که هنوز هم امیدوار است در شرکت نیمه‌خلوت

شماره 15 باشگاه مدیران شرکت‌گردی صفحه 42

ریاست مادرانه آزاده داننده بر یک زندگی و یک سازمان

ملاقات با بانوی نقره‌ای

حتی همین حالا که در مرکز تهران، تقاطع شلوغ ولیعصر و فاطمی، پشت میز مدیریت عاملی بهاران نشسته‌ایم هم تصور آن که کودک تیزپایی است در کوچه‌باغ‌های پل رومی دشوار نیست. خرمن موهای نقره‌ای‌اش را زیر روسری سیمینی جای داده و از صبحگاه که گپ زدن‌مان شروع می‌شود مشخص است خودش ساعت‌هاست سر کار آمده. عکس‌های کودکی و نوجوانی‌اش روی میز پخش هستند و چنان مادرانه با خبرنگار و عکاس برخورد می‌کند که گرما و مشغله در ماه روزه را فراموش می‌کنی. بی‌تکلف و محابا حرف می‌زند و پرهیزی ندارد که زوایای شخصی زندگی‌اش را صادقانه بازگو کند. او را باید شکست مجسم کلیشه‌های زنانه امروزی به شمار آورد؛‌ ریاست سازمانی که مشخص است زنانه فکر و مردانه عمل می‌کند. به سن و سالش، زن بودنش، خانواده‌پرستی‌اش، حضورش در صنف و ناکامی تجاری‌اش افتخار می‌کند. در این یک دهه‌ای که زیر نگاه ما بوده از شمایل محبوب‌ترین عضو کمیسیون مشاوران به سرعت صعود کرده است. دبیرکل شده. استعفا کرده. با سرطان جنگیده. رای تهران و کشور را جلب کرده. مقابل شورش سخت‌افزاری‌ها ایستاده. رئیس بزرگ‌ترین تشکل فناوری اطلاعات شده و بخشی از آن را واگذار کرده. حالا که روبه‌روی ما نشسته یک اصل بدیهی است که در دوره زمامداری وی

شماره 23 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

گفت‌وگو با امیرمسعود اسکویی‌لر، مدیرعامل ایران رایانه

به‌دور از اجتماع خشمگین

سه سال پیش درست در آستانه بهار پیوست برای اولین شماره از یک روز یک مدیر خود پای صحبت‌های ناصرعلی سعادت نشست که بسیاری او را نه‌تنها با ندارایانه و چاره که به عنوان یکی از موسسان ایران رایانه، به روایتی اولین شرکت فناوری اطلاعات ایران، می‌شناسند. آن روزها گذشت و هرچند پیوست ورق‌های بسیاری خورد ولی همای سعادت هم روی شانه ناصر نشست تا این روزها رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور و از چهره‌های خبرساز رسانه‌های فاوا باشد. ذات نگاشتن ما نوشتن بر باد است و هرچند ماجراهای آن گفت‌وگو چندی است اسیر نسیان شده ولی در خلال خبرها، تحلیل‌ها و تاریخ‌نگاری‌های متعدد بیش از پیش مشخص شد برای بیش از یک دهه ایران رایانه خط شروع نه‌تنها جناب رئیس بلکه ده‌ها و شاید صدها کارشناس، مدیر و کارآفرین بوده و با این وجود از مدیرعامل و موسس خوش‌نامش امیرمسعود اسکویی‌لر تقریباً هیچ ردپایی در تاریخ فناوری ایران به‌جا نمانده است. جالب آنکه مرد گوشه‌گیری هم نیست. او را تقریباً در تمامی مجامع صنفی می‌توان دید و سرانه مطالعه بالایی دارد و هیچ مدیر تراز اولی در بازار خصوصی آی‌تی نیست که وی را شخصاً نشناسد. پس چرا شرکتی چنین پرسابقه و مدیری چنین سرشناس همچنان جایی

شماره 17 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 38

گفت‌وگو با سعید عسگری انارکی کسی که خودپرداز را به بــــــــــــانک‌های ایران آورد

عابری که از کنار بانــــک‌ها گذشت

صبح یک روز تابستانی است. تلألوی آفتاب را می‌توان از میان درخت‌های سربلند خیابان ولیعصر دید و ساختمان کوچک نرسیده به زرتشت حال و هوایی خودمانی مانند خود صاحبش دارد. سعید عسگری انارکی برخلاف روال رایج بانکی‌ها راحت و صمیمی است. با شلوارک سه‌ربعی دم خانه به استقبال‌مان آمده و با خیال راحت آلبوم عکس‌های خانوادگی را برای نگاهی تاریخی در اختیارمان می‌گذارد. تمام مدت روز با صدای بم خوشایندش می‌خندد و عکس‌های عروسی دخترش را نشان می‌دهد تا تعریف کند عروسی پسر بزرگش هم هفته آینده در راه است. همسرش مادرانه از ما پذیرایی می‌کند و نمی‌فهمیم چگونه یک روز کامل پای حرف‌هایش نشسته‌ایم. نمی توان فهمید چگونه مردی چنین ساده مدیر کل انفورماتیک وزارت علوم، مدیر آی‌تی سه بانک بزرگ کشور و معمار بسیاری از راه‌حل‌ها و شرکت‌های بانکی امروز کشور بوده است. چگونه تاریخ وی را به عنوان پدر عابربانک‌ها به رسمیت شناخته و چگونه سر از محبس اوین درآورده است. وقایع را با صراحت یک دوست و طنز یک پدر تعریف می‌کند و حتی در تلخ‌ترین قسمت‌ها هم از شوخ‌طبعی تلخش نمی‌کاهد. وقتی آخر مصاحبه درباره وضعیت بانکداری کشور حرف می‌زنیم، مشخص است هنوز اطلاعات به‌روزی دارد. شاید هنوز هم منتظر است در ۶۰ سالگی کسی قدرش

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 8

کهربای دولتداری

نوشتن هنر تراشیدن کهرباست. یک حادثه، یک جریان، یک نفر روی شاهرگ خلاقیت نویسنده می‌نشیند، روی شجاع‌ترین‌شان انگشت می‌گذاری، شیره جانت را به دورش می‌تنی. کلمات سخت می‌شوند. اسیرش می‌کنند. بازتابی بی‌جان از وی می‌سازند که لاجرم دقیق و واقعی نیست. گوهر جوان را می‌تراشی، غبار زمان را از چهره‌اش می‌روبی. سوژه از خلال تراوشات شفاف ذهن تو می‌درخشد. هرچه خود زیباتر، عجیب‌تر و دست‌نخورده‌تر باشد ارزشمند‌تر می‌شود. دست به دست می‌چرخد و شاید برایش بهایی گزاف هم بپردازند. نوشتن نیز معجونی است از زمان، اصالت سوژه و رزینی که نویسنده به دور آن می‌کشد.در پیوستی که پیش روی شماست با دستمایه ‌قرار دادن حوادث سیاسی پیش رو، در روزگاری که همه از دولت می گویند, پنجره‌های گوناگونی به دولتمردی و دولتداری در عصر ارتباطات گشوده شده است تا به اخبار، فرهنگ، جهان و اقتصاد دولت‌‌هایی که قرار است زمام فناوری اطلاعات را در مشت داشته باشند، نور‌‌هایی متفاوت تابانده شده باشد. ویترین از آن پرونده انتخابات ریاست ‌جمهوری و دغدغه‌ها و امید‌هایی است که پشت آن پنهان شده‌اند ولی در همین برش به مفهوم ملی‌سازی جریان اطلاعات کشور و بودجه‌هایی که نمی‌رسند نیز نیم‌نگاهی تحلیلی انداخته شده. نشر الکترونیکی که جایی در میان ابزار‌گرایی شرقی و تسلط‌گرایی ایرانی گم

شماره 18 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

یک روز با عبدالمجید ریاضی؛ مردی که اینترنت ملی را از خود به میراث گذاشت

پاییز شاه چراغ

کمتر پیش می‌آید یک مصاحبه یا گفت‌وگوی مطبوعاتی دیدگاه نویسنده‌اش را درباره انسان مقابل یا به روایت سرد ژورنالیستی «سوژه» عوض کند. روزنامه‌نگاران و  از جمله ماهنامه‌نویسان نیز مانند هر انسان فانی دیگری اسیر قضاوت‌ها، تعجیل‌ها و برداشت‌های شخصی خودشان هستند و حتی اگر یک دهه از عمرتان را هم صرف نوشتن نکرده باشید، باز می‌دانید فقط گاهی پاره‌ای از شخصیت مقابل شانس آن را پیدا می‌کند که از این سپر فکری بگذرد و رخنه‌ای به روح شما پیدا کند؛ عبدالمجید ریاضی یکی از همین مثال‌های نادر بود. رابطه رسانه‌ها با این دولتمرد پرسر و صدا در دوره دبیری‌اش بر شورای عالی فناوری اطلاعات نمونه‌ای کلاسیک از عشق آنها به ساختن سوژه‌ای منفی بود. مشهورترین معاون وزرای ارتباطات طی دوران ریاستش حتی لحظه‌ای هم از ساختن تیترهای جنجالی باز نماند و به درستی به نماد اصولگرایی سنتی در فضای فاوای کشور تبدیل شد. در شرایطی که تا آخرین روز ماندنش در سیدخندان با معاون اصلاح‌طلب خود سیدخندان، نصرالله جهانگرد، که محبوب رسانه‌ها و صنف بود، مقایسه می‌شد. در مقابل همان یک سال و اندی اول حضورش در وزارتخانه کفایت می‌کرد که برای همیشه به آماج رسانه‌ها و فعالان خصوصی و حتی دولتی تبدیل شود؛ سعی در انحلال همه شوراهای قدیمی‌تر،‌

شماره 18 باشگاه مدیران شرکت‌گردی صفحه 52

یک روز در شرکت خدمات انفورماتیک، قلب بانکداری الکترونیکی کشور

تراکنش‌های پرشتاب

شرکت خدمات انفورماتیک سال ۷۲ به نام بهنمایان و بهسازان ثبت شد ولی همان سال تغییر نام داد تا حدود یک دهه بعد وارد بورس شود و البته سرمایه ثبت‌شده‌ای معادل ۲۸۰ میلیارد تومان در اختیار دارد. ایجاد و توسعه شبکه ماهواره‌ای کشور، اولین نظام‌های جامع بانکداری و نرم‌افزاری، نزدیک به یک دهه پیش شبکه انقلابی شتاب و چند سال بعد ساتنا را راه‌اندازی کرده‌است؛ چالشی به نام هدفمندی یارانه‌ها را دوام آورده و حالا نوبت سامانه تراکنش‌های پایانه‌های فروش است. بانک‌هایی از ملی و صادرات گرفته تا خود بانک مرکزی هستند که از راه‌حل جامع شرکت خدمات استفاده می‌کنند و از سوی دیگر حتی یک بانک هم در سراسر ایران نیست که از سرویس‌های ملی پرداخت این شرکت استفاده نکند. باید به این ترکیب، بانک‌هایی مانند کارآفرین و کشاورزی را اضافه‌ کرد که از سامانه کارت شرکت خدمات بهره ‌می‌برند. سامانه‌‌‌های شتاب، پایا، ساتنا، سوئیفت، نماد، کاشف، اعتبارات اسنادی و چندین و چند سرویس بین‌بانکی دیگر تضمین می‌کنند که این شرکت برای مدت‌ها همچنان به بازار شبکه‌‌های بین بانکی خدمات ارائه خواهد کرد. فقط طی سال گذشته ۱۰ میلیارد تراکنش شتابی در شرکت خدمات انفورماتیک انجام شده و ۹ میلیارد و ۷۰۰ تراکنش را در شاپرک مدیریت کرده است.

شماره 22 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه ۴۸

نگاهی به 21 مدیری که طی این دو سال مهمان باشگاه بودند

یک روز، یک انسان

باشگاه مدیران و به ویژه بخش «یک روز، یک مدیر» طی دو سالی که از عمر ماهنامه پیوست گذشته، یکی از مناقشه‌برانگیز‌ترین و دشوارترین بخش‌های این نشریه جوان بوده است. برخی انتخاب شخصیت‌های این بخش را ناشی از یک حلقه خاص و صاحب نفوذ در فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور دانسته‌اند و بعضی رویکرد آن به همین شخصیت‌ها را بیشتر افسانه‌سازی و تطهیر دانسته‌اند تا چالشگری و تنویر. پیوست نیز در آستانه ورودش به سال سوم کودکی خود هیچ یک از این ایرادات را چندان بیراه نمی‌داند ولی برای رسیدن به مرزهای واقعیت درباره این بخش از ماهنامه گذر از دست‌کم دو ایستگاه اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد: محدودیت‌های رسانه‌پذیری و حقیقت‌های تاریخ‌نگاری شفاهی. بسیاری از مدیران برجسته و شاخص دهه‌های اخیر فناوری ایران متاسفانه خواست یا توان حضور تمام‌قد در برابر رسانه‌ها را ندارند و از همین رو پیوست برای رسیدن به دایره بزرگ‌تری از این مدیران، در حال خلق بیان و روایتی امن برای شناخته‌شده‌ترین مدیران این عرصه است تا بتواند در مسیر حرکت خودش نه‌تنها خوانندگانش بلکه جامعه مخاطبش را هم با خود دگرگون کند. پس نه‌تنها برای این کار ناگزیر بودیم از حلقه در دسترس و شجاع‌تری از ارتباطات‌مان شروع کنیم بلکه در عین حال کوشیدیم نگارش

شماره 29 ورودی ورودی صفحه 12

بازار ایرانی

کسب و‌کار پارسی از دیرباز قدرت‌گریز بوده است. ایرانی‌ها هرچند تاجرانی چیره‌دست و بازرگانانی خبره بوده‌اند ولی دوره‌های طولانی ستم، انحصار و فساد به آنها آموخته‌ است که باید از شراکت، هم‌افزایی و هم‌صدایی بپرهیزند و از این رو تقریباً در هر بازاری می‌بینید که قدرتمندان تنهایند، اگر اتحادی هم وجود دارد از آن مظلومان است و آنان که برشی دارند یا علیه دیگر رقبا تیغ می‌کشند یا از خرده‌پاها زهر چشم می‌گیرند تا فاصله رقابت‌شان کم نشود.این حقیقت که ما در فناوری کشورمان هرگز به معنای دقیق کنسرسیوم قدرتمندی نداشتیم هم به این نظریه مهر تایید می‌زند. اگر اتحادی خودجوش بوده به سرعت مسیر زوال را پیموده و اگر هم جمعی دور یک آتش باقی مانده، در ریشه بیشتر مالکیت واحد داشته و هلدینگ بوده تا تفکر یگانه. از ثنارای گرفته تا سیمرغ این تئوری همواره تکرار شده و بارها تا مرز فاجعه پیش رفته است. همکاری قوی و ضعیف، همراهی بالغ و جوان در این بازار و بسیاری از عرصه‌های دیگر اقتصاد ایران معنایی ندارد. داستان استارت‌آپ‌ها و اپراتورها هم از این قاعده تلخ مستثنی نیست. اپراتورهای ایرانی نه‌تنها در عرصه تلفن همراه بلکه در اینترنت، تلفن ثابت و حتی خدمات دیگر ارتباطی کوچک‌ترین التزام عملی‌ای به جوان‌گرایی

شماره 21 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 44

گفت‌وگو با صابر فیضی، پرسابقه‌ترین مدیرعامل تاریخ مخابرات ایران

یاشاسین ارتباطات

آخرین باری که مفصل یکدیگر را دیدیم در بحبوحه خصوصی‌سازی مخابرات بود. به عنوان مدیرعامل بزرگ‌ترین کارتل ارتباطی کشور با ته‌ریش و اضطراب پشت میز چوبی بزرگی در سیدخندان نشسته بود و همان‌طور که مشت مشت از روی میزش بیسکویت و کشمش برمی‌داشت، با ذهنی باورنکردنی جزییات درآمد، بودجه و ریز اعداد همه شرکت‌های زیر گروه مخابرات را از حفظ به بیرون پرتاب می‌کرد. حالا که در ساختمان آرام بخارست حرف می‌زنیم، به عنوان عضو هیات مدیره گسترش الکترونیک ایران بسیار متفاوت است. صحبتش را با پسرش تمام می‌کند و به ما نشان می‌دهد چگونه باغش را از راه دور با سیستم تمام‌الکترونیکی بدون دخالت انسان نگهداری می‌کند. عکس‌ها را از طریق تلگرام برای ما می‌فرستد و با دوستانش در وایبر هفته پیش قرار گذاشته‌اند و به شمال برف‌خیز رفته‌اند. وزن کم کرده، سر حال‌ است. با ذوق از خاطرات طب سوزنی‌اش تعریف می‌کند یا عکس فلفل‌های مشهورش را که از اسپانیا خریده، نشان می‌دهد. این همه تغییر برای مردی که رکورددار بیشترین مدت ریاست بر مخابرات ایران است، بزرگ‌ترین واگذاری تاریخ بورس ایران در زمان ریاست او بر این شرکت اتفاق افتاده، بزرگ‌ترین رکود اقتصادی و سیاسی دهه‌های اخیر را از سر گذرانده و در میانه دو دولت ماندن

شماره 20 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 46

یک روز با احمد بیدآبادی مدیر خستگی‌ناپذیر پرورش داده‌ها

می‌توانستم مدیرعامل اپل باشم

تصدیقش را زودتر گرفته و به همین دلیل دیگر او بنز پدرش را که از حاج‌آقاهای مشهور فرش‌فروش بازار تهران است، می‌راند. از پارکینگ خانه بزرگ‌شان در خیابان دولت که بیرون می‌آیند، چشمش به مزارع گندمی می‌افتد که تازه ساخت و ساز‌ها در گوشه و کنارشان شروع شده. قلبش می‌تپد که پدرش را چطور در طول راه خانه تا بازار قانع کند اذن رفتن به فرنگ را صادر کند. خودش و جواد یواشکی خیلی از کارهایشان را انجام داده‌اند ولی دیشب که سر حرف را با حاج‌آقا باز کرد. گفته بود اگر بروی ینگه‌دنیا دین و خانواده‌ات را فراموش می‌کنی و هنوز حتی پشت لبت سبز نشده. نمی‌خواست جا بماند اما چاره‌ای نبود. باران به شیشه و سقف ماشین می‌کوبید. پیچ اول خیابان فرهاد را که رد می‌کنند، قامت چهارشانه‌ای با دستار و ردا می‌بینند که زیر رگبار میان گل و لای خیابان که هنوز آسفالت نشده، پیش می‌رود. پدرش روی شانه‌اش می‌زند که بزن کنار حاج‌آقا مفتح است. پدرش این روحانی سیاسی را از جلسات مطهری می‌شناسد و به خاطر سفرهایش در سراسر ایران و ارتباطش با فیلسوفان دانشگاهی مشهور است. خیس از رگبار سوار ماشین می‌شود و از همان صندلی عقب با پدرش چاق سلامتی می‌کنند. پدرش خسته

شماره 19 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 46

یک روز با علیرضا کوسه‌لر پدر اوراکل ایران

تفنگداری که اوراکل را نشانه رفت

پیدا کردن علیرضا کوسه‌لر بی‌شباهت به یک داستان پلیسی نیست. تقریبا همه مدیران دولت و تجارت الکترونیکی ایران وقتی درباره مراکز داده و اوراکل در ایران حرف می‌زنند، اسم کوسه‌لر را می‌آورند اما در بانک شماره تلفن‌ها یا مطالب پیوست هیچ اشاره‌ای به او نبود. تقریبا هیچ خبرنگاری تاکنون عکس یا حرفی از او ثبت نکرده و با توجه به اینکه عده کمی اسم کوچک یا نام ایرانی شرکتش را به یاد می‌آورند، جست‌وجو کردن در اینترنت هم کم و بیش بی‌فایده است.  عاقبت نشانی را می‌توان از روزنامه رسمی پیدا کرد که نشان می‌دهد نه‌تنها او مدیرعامل شرکتی به قدمت حدود ربع قرن است بلکه در این شرکت مجتمع داده‌ها و سیستم‌ها نام یک لبنانی و البته یکی از مشهورترین خانواده‌های تاجران معاصر ایران یعنی مستاجرانی‌ها هم به عنوان شرکایش به چشم می‌خورد. آدرس شرکت تغییر کرده است و دیگر آن دفتر مشهور و بزرگ ساختمان اسکان نیست اما به لطف پیدا شدن شرکت می‌توان از یکی از قدیمی‌های صنف شماره‌اش را گرفت.  حال وقتی در یکی از دفاتر ساختمان زیبایی در منتهی‌الیه جنوبی جردن در یک دفتر خلوت یکدیگر را می‌بینیم، خیلی سریع می‌شود فهمید هنوز هم یک مهندس است، هنوز هم خون ایلاتی در رگ‌هایش دارد و

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 10

چه کسی زنجیرها را پاره می‌کند

تاریخ درس‌های غریبی برای ما دارد. گاهی آنان که زنجیر بسته‌اند خود بندها را پاره ‌می‌کنند و گاهی بزرگ‌ترین انتخاب‌ها هنگامی روی می‌دهد که در ظاهر گزینه‌ای برای برگزیدن نیست. گاهی نیز مردی با یک کلاه سیلندر و کت فراک و چشمانی گودرفته بر فراز ریشی نصفه و نیم متممی را در قانون اساسی کشورش می‌گنجاند که اولین گام رسمی در راه الغای برده‌داری محسوب می‌شود. چه کسی زنجیرهای فناوری کشور را پاره خواهد کرد؟نگرشی سیاسی و شاید سیاست‌زده وجود دارد که ما را به این سو سوق می‌دهد که فناوری اطلاعات و لاجرم یکی از مهم‌ترین مظاهر آن یعنی اینترنت اسیری است که نیاز دارد حتما از سوی طیفی نواندیش و آرمان‌گرا از بند رها شود. تحلیل نگرش‌های مختلف به اینترنت به عنوان یک ابزار اجتماعی یا سیاسی در فرصت کوتاه این نوشته ممکن نیست ولی برآیند آنچه در شماره جاری پیوست پیش چشمان شما ورق می‌خورد، حکم می‌کند که نیم‌نگاهی به ارزش‌های ظاهرا تثبیت‌شده در این فضا داشته باشیم؛ چه کسی زنجیر این برده را پاره خواهد کرد؟آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهوری که هنوز یکی از مهم‌ترین شمایل و اسطوره‌های آمریکایی است و نامش این روزها به لطف فیلم‌های هوشمندانه هالیوودی دوباره سر زبان افتاده، اولین پرزیدنتی بود که با

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 10

در ستایش امید و خطرات آن

امید داشتن گناه نیست. امیدوار بودن تنها سلاح انسان است برای گریختن از حصاری که روزها و ساعت‌ها و دقایقی از استیصال به دور ذهن ما می‌تنند و تلاشی است برای دیدن همه آن تصاویر دلپذیری که چشم بصیرت آدمی به روی آنها نابیناست؛ بینشی کور. با این وجود امید داشتن به ناممکن‌ها گشودن آغوش است به روی زخم‌های بزرگ‌تر و چشم فرو بستن به حقایق دلپذیری که در عین دشواری دست‌کم ممکن هستند.پیوست چهارم حاشیه‌ای است بر همین امید در جامه وزیری جدید برای فناوری اطلاعات و ارتباطات و کوششی است تاریخی‌تحلیلی برای حقیقی‌تر کردن خواست و انتظاراتی که از رئیس‌جمهور اعتدالی و وزیر احتمالی‌اش در فضای فاوای کشور مطرح شده‌ است. بیم از آنکه سیلاب خواسته‌های فروکوفته و ناکامی‌های دیرخفته هشت سال گذشته از سد رها شود و پل ارتباط یک بازار با مسوولان در آستانه انتخابش را ببرد، چنان جدی است که باید با تکیه بر همان وقایع تاریخی بر چند حقیقت درباره وزیر آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات فارغ از هر نام و تعلقی تاکید ورزید.نخست اینکه مانند هر انتخاب دیگری با مولفه‌های متعدد انتخاب وزیر فناوری اطلاعات از میان تمامی نام‌هایی که مطرح هستند و حتی بیرون از آن، لزوما انتخاب بهترین گزینه ممکن نیست

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 12

نه به خاطر یک مشت بیت و بایت

اکنون که یک دولت و اندی از اعلام محدودیت ۱۲۸ کیلوبیتی بر اینترنت خانگی می‌گذرد در عمل دیگر این مصوبه دغدغه واقعی اینترنت کشور نیست؛ لیکن در اندیشه هست. از منظر عمل گسترش هویت‌های حقوقی که از شبکه‌ جهانی در ردای دانشگاهی، پژوهشی، تجاری و حرفه‌ای استفاده می‌کنند تا حدود زیادی این جریان را کمرنگ کرده است و در فرآیند اعمال قانون هم منطقه خاکستری پهناوری وجود دارد که اجازه می‌دهد تقریبا هر خانواده‌ای که پیگیر اینترنت پرسرعت‌تری باشد، بتواند با ارائه مدارکی سهل‌الوصول برای اشتغال، تحقیق یا تحصیل اینترنت پرسرعت‌تری بگیرد. در نهایت هم این سوال مطرح است که با تشدید فیلترینگ، کیفیت پایین و قیمت بالای ارتباط که سرویس و محتوای بومی اندکی را به ارمغان می‌آورد، قرار است کاربر خانگی با سرعت بالای ۱۲۸ به چه جهانی راه پیدا کند؟ نتیجه آنکه دست‌کم در قلمرو حقایق در فقدان اینترنت موبایل، شبکه ملی و آزادی تولید و تبادل محتوا سرعت بالای ۱۲۸ محل مناقشه نیست.از سوی دیگر در میدان اندیشه، اعمال یا دست‌کم مصوب کردن قانونی که در عصر سرعت‌های مگابایتی و گیگابایتی تنها باریکه بی‌کیفیت و گران‌قیمتی همچون ۱۲۸ کیلوبیت را بر شهروندانش روا بداند، نماد تفکری است که ارتباط امروزی را به چشم تهدید می‌نگرد و

شماره 6 ورودی ورودی صفحه 14

هوشمندهای تحریم‌شده به جای تحریم‌های هوشمندشده

ماهنامه‌ای که در پیش چشمان شما گسترده می‌شود پیوستی است بر شهریورماه ۹۲؛ ماه آشتی فناوری ایران با مفهوم دولتمردی. جریان غالب سیاست و کیاست طی یک دهه اخیر روزبه‌روز بیشتر شهروندان را در برابر دولتمردان قرار داده است و مجموعه دستاوردها،‌ سخنان و شمایل دولتمردان فاوای کشور طی این مدت آنان را به «دیگران» تبدیل کرده است. پیوست در شهریورماه ۹۲ در تلاش برای رسیدن به پشت این حصار شیشه‌ای در زمانه اعتدال و امید است. گزارش نخست شماره حاضر با دستمایه قرار دادن برگ‌هایی که روی جلد به دست باد سپرده شده‌اند، در تلاش است نیشتری بزند به دمل متورم و آماس‌کرده تحریم‌های فاوای کشور. یوغ دردناکی که روز‌به‌روز تنگ‌تر و سنگین‌تر شده و امروز بازار فناوری کشور برای رسیدن به چند نفس عمیق زیر آن نیازمند یک دیپلماسی فرامرزی است. در همین شماره اولین قدم‌های لرزان دولتمردان جدید ایرانی در فضای مجازی، مدیریتی و اپراتوری کشور تحلیل شده‌اند تا سرانجام وارونه‌ شدن چهره مدیران در گزارش خواندنی رفتن نوبنیادان از سیدخندان بازنمایی شود. در باشگاه مدیران نیز پیوست به چهاردیواری ذهنی یکی از معدود تکنوکرات‌های ارتباطات کشور وارد شده است تا زوایای سیاسی تاریخی فناوری در ایران را واکاوی کند. بخش خدمت و تجارت این شماره نیز

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 12

در تقدیس یک مناقشه

فرهنگ و آیین ایرانی سنتی دیرپا در مذموم شمردن مفاهیم درگیری، مناقشه و منازعه دارد. کشور و تاریخی که همواره بازیچه سلسله‌ها، خاندان‌ها، مذاهب و حاکمان متعددی بوده، آموخته است محافظه‌کار، اختفاگر و پرده‌پوش باشد. یاد گرفته همواره در این دریای متلاطم به اندک ریسمانی از ثبات و پایداری چنگ زند و هر کورسوی امیدی را هرچند که فانوس نجاتش نباشد، دنبال کند. رفتارهای بیمارگونه‌ای همچون چاپلوسی، خودبزرگ‌بینی و تعارف نیز از همین ریشه‌های اجتماعی- تاریخی سرچشمه می‌گیرند.در این میان رسانه‌ها نیز ارج و قرب چندانی ندارند. صاحبان خبر اهالی قلم را کرکسانی می‌بینند که از اجساد هلاک‌شدگان یک مناقشه امرار معاش می‌کنند و صحنه یک نزاع و درگیری را می‌توان از جمع شدن آنها به گرد پیکر قربانیان شناخت. هیچ سوژه واقعا زنده‌ای اسیر چنگال رسانه‌ها نخواهد شد. نتیجه آنکه طرفین هر درگیری نه‌تنها از یک تقابل شفاف و واقعی، که از سمبل آن هم که رسانه‌ها هستند، می‌هراسند و دوری می‌کنند.مناقشه حاضر میان وزارت ارتباطات و مخابرات ایران در این میان ناخواسته یک استثناست. سال‌ها سکوت و تجاهل درباره ابهام ارتباط میان نهاد مجری و ناظر سبب شده امروزه دیگر هیچ یک از طرفین ابایی از رویارویی نداشته باشند. نتیجه اینکه این روزها تقابل مسوولان وزارت جدید با

شماره 8 ورودی ورودی صفحه 14

کاربرسالاری

تشدید تحریم‌ها،‌ سطح پایین آموزش، فقدان مدیریت، خلاء رقابت و ضعف نهادهای نظارتی همگی واژه‌هایی تکراری در گرداب پیچنده و تکراری خدمات پس از فروش در ایران هستند. تحریم‌ها روند رسیدن قطعات یدکی و جایگزین را دشوار می‌کنند. نیروی انسانی متخصص یا اندک است یا حاضر به پذیرش کاری سخت با دستمزدی اندک نیست. مدیران علاقه و توان نظارت بر منش و نتایج بخش خدمات را ندارند. حتی خود مشتری هم قائل به حقش در خدمات نیست که بازار را به سمت رقابت سوق دهد و نهاد‌های نظارتی دولتی یا صنفی هم به ندرت فراتر از تدوین و تعریف صرف گامی برداشته‌اند. تراژدی حقیقی جایی خلق می‌شود که در نگاه به سایر بخش‌های بازار فناوری اطلاعات و ارتباطات آشکار می‌شود حتی رسته‌های مدرن‌تر این بازار که وابسته به کالا و اسیر محدودیت‌های فیزیکی و سیاسی نیستند هم، چندان بر حقوق مصرف‌کننده صحه نمی‌گذارند. نرم‌افزارها پس از نصب جوابگو نیستند، برای دریافت یک سرویس ساده اینترنتی باید ساعت‌ها پشت خط بمانید، سیم‌کارت را فعال و بازدریافت کردن بسیار دشوار است و تمدید یک کارت بانکی بدون سفری درون‌شهری و مضاعف ممکن نیست. چرا سرویس یا محصولی که ذاتش اینچنین جهانی و بین‌المللی است در ایران بدون متولی رها می‌شود؟ فارغ از

شماره 28 ورودی ورودی صفحه 14

زندگی پروانه‌ای آقای آی‌تی

اینکه شما پروانه‌ای را بدهید برای اینکه بازار را منظم کنید، ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط چند شرکتی که درست و معقول کار می‌کنند هم ورشکسته یا ورافتاده شدند مشکلی نیست. البته اینکه اصلاً چرا خرده‌فروشی اینترنتی اساساً باید محل بی‌نظمی باشد کمی جای سوال دارد ولی وقتی تعداد همین پروانه‌ها را به تعدادی بدهید که آشکارا فراتر از کشش فعلی بازار باشد، این پرسش مطرح می‌شود که تا چه حد می‌توان تن به بی‌رحمی بازار سپرد.اینکه شما پروانه بدهید برای آنکه پیشانی مخابرات را به زمین بمالید هم ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط چند انحصار جدید هم خلق کردید مشکلی نیست. البته وقتی فکر می‌کنید تقریباً همین سازمان تنظیم مقررات فعلی با ساختاری بسیار مشابه این پروانه را نوشته کمی جای سوال دارد ولی وقتی هیچ یک از این شرکت‌ها علاقه‌ای به توسعه مهم‌ترین انحصار موجود یعنی تلفن ثابت نداشته باشند این پرسش مطرح می‌شود که واقعاً وزن‌کشی در بازار به نفع چه کسی است. حتی اینکه شما پروانه بدهید برای آنکه پول دربیاورید باز هم ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط قضیه بیشتر تبدیل به معرکه‌گیری برای «بشتابید!‌ بشتابید! ‌پروانه‌ جدید رسید» شده باشد، مشکلی نیست. البته اینکه ارزش واقعی این پروانه‌ها را چه کسی و

شماره 9 ورودی ورودی صفحه 14

به نام آزادی

انسان‌ها روایت‌های گوناگون و چه بسا واژگونی از آزادی دارند. تعابیر گوناگون از این مفهوم سیال در گذر تاریخ دستمایه انقلاب‌ها و انتخاب‌های بسیاری بوده و انتقام‌ها و ابتذال‌های بسیاری زیر پرچم آزادی و به نام رهایی رقم خورده است. کمتر ظالم سفاکی ‌است که برای نشستن بر تخت قدرت، شعار آزادی رعایای خود را سر نداده باشد و اندک رهبر مبارزی است که به امید گسستن زنجیرها، مردمش با وی هم‌گام نشده باشند. اکنون اینترنت در ایران درست بر لبه همین قرائت‌های وارونه از آزادی قرار دارد و نقطه تقاطع این دو را بیش از هر چیز یک کلمه بیگانه رقم زده است؛ فیلترینگ. در همین شماره از ماهنامه پیوست بخت آن را داریم که دو سایه از تابش اینترنت بر مفاهیمی متفاوت، ‌یکی وطنی و دیگری جهانی، را خوانا باشیم. در نوشتار نخست (خارج از محدوده) پیوست از زبان چند ادیب و شاعر ایرانی روایت کرده است که چگونه این رسانه مدرن برای ادبای معاصر ایران بستری شده برای گریختن از محدودیت و رسیدن بی‌واسطه به چشمان و زبان مخاطبان‌شان. در بخشی دیگر (کتابخانه) در بررسی آرا و عقاید فیلسوفی برگزیده بارها اشاره شده که تارنمای جهانی بخت خود را برای دگردیسی به رسانه‌ای مردمی از دست داده

شماره 10 ورودی ورودی صفحه 14

عشق در سال‌های صفا

حکایت پاساژ‌های فناوری در ایران حکایت همه عشق‌های خاکستری است. از نگاهی، مجتمع‌های فناوری در ایران دژ‌های مصرف‌ در برابر سیاست هستند و از نگاهی سیاه‌چاله‌های بازار برای حبس تکنولوژی. این روزها با سر برآوردن فروشگاه‌های اینترنتی، توسعه تجارت بین‌المللی و فربه شدن شبکه فروش، پاساژها به چشم دایناسورهایی بازمانده از عصر تجارت سنتی نگریسته می‌شوند که از بیماری‌های صنعت و بازار فناوری ایران تغذیه کرده‌اند و در گلخانه فضای بسته خرده‌فروشی ایران دوام آورده‌اند ولی همیشه داستان از این دهان روایت نشده است. از میانه دهه ۷۰ با بیرون خزیدن جنین بازار فناوری از زهدان بازار‌های مادر مانند لوازم خانگی و به ویژه صوتی و تصویری مشخص شد پاساژهایی که در حاشیه خیابان ولیعصر، از شمال تا جنوب، پی افکنده می‌شوند یکی از معدود تجسم‌های ملموس فناوری هستند برای بازار سیراب از عطش. در حقیقت در عصری که صرف علاقه‌مند بودن به فناوری معنایی مغلوب داشت و مانند نوشتن و سرودن می‌توانست معنایی سیاسی داشته باشد، این پاساژها بودند که انقلاب مصرف را بر سیاستگذاران دیکته کردند و حتی پرده از توان زیرساخت‌های کشور برای تولید ثروت نیز برداشتند. گواه آنکه در تعامل با خریدار همواره آنچه در پاساژها فروخته شده است، فراتر از توان واقعی زیرساخت ارتباطی و

شماره 11 ورودی ورودی صفحه 14

عشقی فراتر از دولت

رابطه فناوری اطلاعات و دولت در ایران داستان عاشقانه‌ای‌ کلاسیک است. اگر دولت را مفهومی خردتر و ایرانی‌تر به عنوان صرفا قوه مجریه که مردم رئیس آن را بی‌واسطه انتخاب می‌کنند، در نظر بگیریم؛ آی‌تی همواره کوشیده است به فراخور نگاه حاکم بر آن از این دستگاه سیاسی-اقتصادی عظیم بگریزد و در عین حال به آن پناه ببرد. مضامینی همچون اینترنت، بخش خصوصی، فیلترینگ و محتوا و حریم شخصی نقاط حساس این درگیری و یارگیری بوده‌اند. از میانه دهه ۷۰ روال حاکم بر آن بود که چون دولت طی سال‌های سازندگی و متاثر از مصادره‌های ابتدای انقلاب فربه‌تر از پیش شده بود، فناوری اطلاعات در سال‌های ابتدایی موجودیتش بیشتر می‌کوشید از قوه مجریه و انبوه شرکت‌های فعالش فاصله‌ بگیرد؛ غول‌هایی همچون شرکت خدمات انفورماتیک، داده‌پردازی، ایران‌ارقام، گسترش انفورماتیک و ده‌ها شرکت نیمه‌دولتی دیگر تجسم این صف‌آرایی فناورانه دولت بودند که هرچند در مواردی موفق به انجام طرح‌های ملی شدند ولی در نهایت هم ریشه فعالیت‌های خصوصی را نحیف کردند و هم توسعه فناوری اطلاعات را کند ساختند.با سپری شدن دولت اصلاحات که طی آن بخش خصوصی مجالی برای تنفس یافت و شرکت‌های دولت صاحب هم در شیب خصوصی‌سازی قرار گرفتند، شرکت‌ها و بازیگران دولتی به تدریج جای خود را به

شماره 12 ورودی ورودی صفحه 14

خداحافظ نارفیق

سال نوآمده برای بازار فناوری کشور زمان دوستیابی است. سال ۹۲ برای جامعه مضمحل‌شده فناوری اطلاعات ایران موسم وزن‌کشی بود. قدرت‌هایی که به سبب تغییر دولت و فضای فکری جامعه بار دیگر سر برآورده بودند، در سال گذشته فرصت داشتند یکدیگر را ارزیابی، بازیگران ضعیف‌تر را حذف و با قدرتمندان مصالحه کنند. امسال دیگر باید غول‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بپذیرند که الگوی درآمدی بازار آی‌تی تغییر کرده است و حالا خدمات ارزش افزوده، نرم‌افزارهای موبایل و ابزارهای همراه آتیه بازار را در دست دارند. مدیران دولت جدید باید بپذیرند نفی دستاوردهای دردناک هشت سال گذشته تکرار یک اشتباه تاریخی است. اپراتورها باید در برابر انقلاب اپلیکیشن و خدمات نوین سر تعظیم فرود آورند و صنف در سطح شهرستانی و تهران،‌ خصوصی و دولتی و قدیمی و جدید نیازمند یک تجدید بیعت اساسی است. نهادهای حاکمیتی و امنیتی باید بپذیرند بدون بازیگران بانکی و دولتی ذات مردم‌سالار فناوری اطلاعات آنها را نخواهد پذیرفت. کاربران در فضای آنلاین همان شهروندانی هستند که رأیشان را به صندوق ریختند.پیوست در نخستین شماره‌اش برای سال اسب، توسنش را زین کرده که این رفاقت را در سطوح مختلف در برابر چشمان شما کالبدشکافی کند. جلد و پرونده این شماره هم به یکی از حفره‌های اصلی رفاقت

شماره 33 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 39

مدیرعامل اسبق مخابرات ایران:

وزارت ارتباطات نمی‌خواهد مخابرات موفق شود

بعد از گذشت شش سال از خصوصی‌سازی شرکت مخابرات ایران و واگذاری بخش عمده سهام آن به شرکت توسعه اعتماد مبین، حالا با پیشنهاد بند دوم ماده ۱۷ لایحه برنامه ششم و مطرح‌ شدن موضوع بازپس‌گیری شبکه سیم مسی، کابل و داکت‌ها از شرکت مخابرات ایران، زمزمه‌ای به راه‌افتاده مبنی بر اینکه دولت به دنبال بازپس‌گیری مخابرات است. این موضوع اگرچه از سمت دولتی‌ها تکذیب شده و تاکید آنها بر راهبری، ساماندهی و انحصارزدایی از حوزه مخابرات بوده ‌است ولی شنیده‌ها برای به‌ دست گرفتن سهام حداکثری شرکت جدیدی که ایجاد خواهد شد، خبر از انحصار جدیدی می‌دهد این‌ بار اما برای دولت. به‌ همین بهانه گفت‌وگویی با مظفر پوررنجبر مدیرعامل اسبق شرکت مخابرات ایران انجام دادیم که یکی از مدافعان حفظ مخابرات در دست بخش تقریباً خصوصی بود و بی‌پرده بودنش در همین موضوع سرانجام منجر به برکناری او از سمتش شد. در بند دوم ماده ۱۷ احکام پیشنهادی برنامه ششم، پیشنهاد شده راهبری بخشی از شبکه مخابرات به وزارتخانه بازگردد. زمان مدیریت شما در مخابرات این موضوع یکی از محل‌های مناقشه بود و شما تاکید داشتید که این نوع برخورد، به معنای نقض آن چیزی است که از روز اول در اختیار سهامدار مخابرات قرار گرفته بود. اما

شماره 13 ورودی ورودی صفحه 14

فناوری برای فن‌سالاری

این حقیقت که خرداد‌ همیشه ماه حادثه‌ساز ایران بوده است، برای پیوست معنایی دوچندان دارد. این ماهنامه خود در گذر از یک‌سالگی‌اش، حالا در آغاز سال سیاسی کشور فرصتی دوباره دارد تا نمره‌ دولت را یک سال پس از انتخاب شدنش در ماهی که پیش روست، در کلاس فناوری اطلاعات و ارتباطات منتشر کند و گفته‌های اخیر رجل سیاسی اول منتخب مردم حکایت از آن دارد که خود کابینه نیز از دستاوردهای گذشته‌اش راضی نیست، حتی اگر دلیل آن کاهلی سایر همشاگردی‌ها یا شرارت‌های قلندران مدرسه باشد. ورای موج‌های سیاسی و خبری که بدون شک دیر یا زود فروکش ‌خواهند کرد، تامل در دو نتیجه فراخبری و حتی فراجناحی برای این سخنان کم و بیش سیاسی می‌تواند حائز اهمیت باشد. نتیجه نخست اینکه کسانی که در روز ارتباطات در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی حاضر بودند و نه به عنوان ناظر بلکه فعال این عرصه شناخته می‌شوند، می‌توانند شهادت دهند دست‌کم نیمی از جلوس‌کنندگان بر آن صندلی‌های چوبی خوش‌ساخت در حالی با اشتیاق برای حرف‌های رئیس‌جمهوری دست می‌زدند که خودشان عامل یا دست‌کم اهرم شناخته‌شده‌ای در نارسایی‌های موجود در تجارت، صنعت و صنف فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور هستند. بی‌اغراق نگاهی به ترکیب ردیف اول و دوم حاضران در جلسه

شماره 32 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 27

مدیر بازاریابی خاورمیانه آنر:

تجارت الکترونیکی منفجر می‌شود

بدون اغراق در میان مدیران چینی که با آنها برخورد داشته‌ام کریس سان استثناست. این مدیر هواوی نه‌تنها همواره در سفرهایش به تهران با دقت به صحبت‌های خبرنگاران و کارشناسان ایرانی گوش می‌داد، بلکه بیشتر از پاسخ دادن همیشه دغدغه یاد گرفتن داشت و نتیجه آنکه حالا بازار ایران را بسیار خوب می‌شناسد. صبح روز آخر سفر تقریباً از یک شهر دیگر به محل هتل آمد تا صحبت کنیم و هیچ گاه از سرشاخ شدن سر انتخاب‌های آنر رنجیده نشد. کاش خوش‌بینی و ایمان وی به بازار ایران و ایرانیان را بسیاری از هموطنان خودمان هم داشتند. فکر نمی‌کنید اگر رقابت بین کانال‌های فروش سنتی و الکترونیکی بود، بیشتر به نفع مصرف‌کننده ایرانی می‌شد؟بدون شک وقتی شما استراتژی قیمت‌گذاری سری آنر را در نظر بگیرید، می‌فهمید با محصولی مواجه هستید که همه مولفه‌هایش از قیمت گرفته تا قابلیت‌ها و طراحی و حتی رابط کاربری‌اش برای بومیان دیجیتالی طراحی شده؛ بنابراین ذاتاً محصولی است که برای قیمت‌های خرده‌فروشی آنلاین در نظر گرفته شده و نیازی نیست دنبال رقابت آن با زنجیره فروشگاه‌های سنتی باشید. این ویژگی‌ها محدود به قیمت نیست ولی آن را هم دربر می‌گیرد. مطمئن باشید بسیار رویدادها و مراسمی در ایران خواهید دید که این جنبه‌های سری آنر

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 16

تفکر جدید به جای رسانه جدید

شاید در آسیب‌شناسی رویکرد فعلی سازمان صدا و سیما به پدیده تلویزیون اینترنتی به خطا رفته باشیم. اغلب نگاه‌ها برآمده از پس‌زمینه فنی پروانه IP-TV به جزییاتی مهم اشاره می‌کنند که هرچند بسیاری حائز توجه هستند ولی به خودی خود تاثیری در کلیت نگاه متولی انحصاری محتوای زنده کشور ندارند. گم شدن تلویزیون اینترنتی در مثلث برمودای میان وزارت ارتباطات، ارشاد و صدا و سیما که به ترتیب هر یک خود را متولی زیرساخت اینترنتی، دیگری مسئول محتوای خانگی و در نهایت آخری خود را صاحب انحصار پخش صوت و تصویر می‌داند، فقط بخشی از این مشکلات است. این حقیقت هم که شکل حقوقی و قانونی این پروانه چه در نوشتار متن پروانه و چه در مزایده، به بلوغ کافی نرسیده و بیشتر تشنگی سرویس‌دهندگان برای محتوای ارزان و مجاز است که تعهد چند هزار میلیاردی آنها به متنی سلیقه‌ای را توجیه می‌کند هم فقط قسمت کوچکی از این داستان است. حتی می‌توان از تصفیه‌حساب‌های شخصی میان وزیر ارتباطات و معاون جوان صدا و سیما یا کشمکش سیاسی میان شورای عالی فضای مجازی و دولت -که متوقف ماندن تلویزیون اینترنتی فقط یکی از تلفات آن است- هم گذشت و خم به ابرو نیاورد که نبرد میان دولت و فرادولت به

شماره 26 ورودی ورودی صفحه 16

نان و سیرک

چرا همواره طرح‌های حمایت مستقیم در حوزه فناوری اطلاعات محکوم به سیاه‌نمایی هستند؟ مگر نه اینکه هر فعال بی‌طرف و غیرمغرضی معتقد است این بازار نیاز به نقدینگی دارد و کیست که قبول نداشته باشد این صنف سوءتغذیه دارد؟ حتی اگر فرض ریخت و پاش در تخصیص این وام‌ها را بپذیریم آیا حق بخش مهجوری از صنعت این کشور نیست که در مقابل سال‌ها اتهام و توسری خوردن حالا کمی هم تجمل به خود ببیند؟ چرا نباید شرکت‌هایی که این همه قربانی داده‌اند حالا کمی هم طعم محبت دولت را بکشند تا جبران گوشه‌ای از بی‌توجهی، قهر و اتهام‌گرایی دولتمردان طی دهه‌های متوالی بشود؟ کدام تحلیلگر عاقلی ممکن است این حقیقت را کتمان کند که وام‌ها حتی اگر بخشی از آنها هم هدر برود باز دست‌کم به فناوران کشور امید می‌دهند؟ شاید مشکل واقعی همین‌جاست؛ امید. بازار فناوری ایران طی یک دهه اخیر از چندین جهت مورد هجوم واقع شده است؛ از یک سو تحریم‌هایی که امید به فرو ریختن‌شان است آی‌تی را درست بر لبه فناوری‌شان قرار داده‌اند و نه‌تنها درها که روزنه‌ها و حتی حفره‌ها هم به روی بازرگانان فناوری کشور بسته شده است. از سوی دیگر در داخل کشور فشار امنیتی به موازات فشارهای خارجی بر حوزه

شماره 25 ورودی ورودی صفحه 14

زمستان در بهار

خردادماه همیشه ماه داغ سیاست ایران بوده است؛ از انتخابات و انتقادات مخالفان دولت وقت گرفته تا گزارشات و دفاعیات دولتمردان حاضر در سالگرد انتخاب رئیسی جدید برای قوای مجریه جمهوری اسلامی. در سال‌های اخیر، این ماه «پرحادثه» چنان رنگ و بویی از تضارب آرا به خود گرفته که گاهی در مقایسه‌ای ساده میان فضای مجازی و حقیقی، به نظر می‌رسد دولتمردان و کاربران از دو خرداد متفاوت در دو سیاره متفاوت حرف می‌زنند و دیگر اینها دو روی سکه یک ملت در ماه انتخاب‌شان نیستند. شاید همین دوپارگی است که بیش از پیش، از رسانه‌‌ها امکان بررسی آرام و بی‌طرفانه کارنامه ریاست جمهوری جدید در روایتی تخصصی مانند فناوری اطلاعات را گرفته است. سقوط نکردن به یکی از دو قطب موافق یا مخالف دولت یا در واژگانی جدید امیدوار و دلواپس در این فضای سپید و سیاه آسان نیست و هر تحلیل عمیق و نکته‌سنجی باید خطر برچسب‌هایی از این دست را بپذیرد.بی‌شک برای بررسی کارنامه یک دولت در زمینه‌‌ای همچون آی‌تی فرصت‌های دیگری نیز وجود دارد که ناگزیر هم مصادف با سالگرد ریخته شدن رای‌ها به صندوق نیست؛ هفته دولت، دهه فجر یا حتی آغاز سال نو. لیکن برای سنجیدن پایبندی یک رئیس‌جمهور به وعده‌هایش هیچ ماه و

شماره 24 ورودی ورودی صفحه 16

همین سرخوشی ما را بس

پیوست این ماه طفل سه‌ساله‌ سرخوشی است که بازیگوشانه جهان پیرامون خود را با خنده و شادی کشف می‌کند و نشانه‌های آن را می‌توان در سراسر نشریه‌ای رو به جوانی دید؛ میزگردی درباره ایده‌های مرحوم، زندگینامه‌ای از اصفهان، شرکت‌گردی در سازمانی همنام و رفتن به شمال برای دیدن یک استارت‌آپ در کنار ده‌ها نوشتار و گفتار دیگر که طراوت بهار و گرمای تابستان را با یکدیگر درآمیخته‌اند. گویی این ورق‌های جوان سرانجام با گذشت از سال‌های نخست‌شان اعتماد و عزت به نفس آن را یافته‌اند که با مخاطب اخت شوند و سازشان را کمی به دور از حزن و به سمت طرب کوک کنند. لیکن زیر پوست این سرخوشی چالشی جدید نهفته است؛ بازاری در حال تلاطم که دامنه جزر و مدهای آن تنها به تغییر محدود نمی‌شود و به مرز واژگونی نیز رسیده و چند بازتاب کوچک آن در گزارش‌های این شماره از پیوست است.در ماهی که گذشت وزیر ارتباطات بر حسب آنچه میان مردم‌سالاری ارتباطی و پوپولیسم سیاسی در حال نوسان بود، کارت زرد گرفت تا بیش از پیش قضاوت درباره عملکرد دولت اعتدال در وزارت ارتباطات دشوار شود؛ وزارتخانه‌ای که حالا وزیرش متهم است به توسعه داخلی پهنای باند توجه نکرده، معاونش با خطر انحلال شورای ذی‌ربط

شماره 14 ورودی ورودی صفحه 12

توپ همیشه گــــــــــــــــــــرد نیست

در نگاه نخست میان ریودوژانیرو، ژنو و تهران ارتباط منطقی نیست. شاید در زنجیره فوتبال، جامعه اطلاعاتی و پهنای باند هم همین طور. لیکن عمیق‌تر که نگاه کنید حضور ما در عرصه جام‌جهانی، اجلاس جهانی WSIS و حتی جامعه جهانی وب همگی دارای یک خصیصه مشخص و تاریخی مشابه هستند از حضور ایران در میادین جهانی؛ حضور نمادین. در حقیقت اگر نخواهیم تلاش فراوان و نیت نیک تیم‌هایی که پرچم ایران را به میادین ورزشی، راهبری یا الکترونیکی جهان می‌فرستند، نادیده بگیریم باز هم باید بر این حقیقت صحه بگذاریم که صرف حضور تیم‌های ما در این میادین به ظاهر متفاوت برای تعالی این عرصه‌ها کافی نیست. پس از آنچه در یک دهه اخیر بر ایران گذشته سقف آرزوهای ما بسیار کوتاه است. کمتر کسی معتقد است با رسیدن تیم کم‌تجربه ایران به جام‌جهانی جغرافیای فوتبال کشورمان در قیاس با لیگ‌های متمول و چندملیتی اروپا و حتی آسیا تکان خواهد خورد. یا با حضور هیات بلند‌پایه‌ای از ایران در نشست اخیر جامعه جهانی، راهبری اینترنت از دست ایالات متحده و متحدانش که نبض فنی و حتی به نوعی حقوقی اینترنت را در دست دارند، خارج می‌شود. به همان سان صرف آنکه ما در جامعه جهانی اینترنت و بستر www حضور

شماره 15 ورودی ورودی صفحه 14

تعقل به جای تحکم

مناقشه مرکز‌گرایی در ایران پیشینه‌ای به قدمت نام باستانی این سرزمین دارد. اسطوره حکومت‌های قدرتمداری که کشوری متحد را خلق کرده‌اند و سودای تشکیلات خودمختاری که امکان توسعه محلی را ممکن‌تر کنند، همواره در دو نیم‌کره ذهن آریایی در جدال بوده‌اند ولی دست‌کم آنچه بر تن اقتصاد کشور باقی مانده است، نشان می‌دهد در اقتصاد به صورت کلی و در فناوری به صورت جزیی، غلبه با مرکز‌گرایی و در برداشتی حتی تمامیت‌گرایی از سوی حاکمان بوده است.پیوست مردادماه هم هرچند بازخوانی هویت ده‌ساله یک وزارتخانه صد و اندی‌ساله است ولی در عین حال نیم‌نگاهی به روحیات وزرای حاکم بر آن در عصر معاصر نیز دارد. ارکستر پنهانی پیوست همنوایی مسکوتی را در شماره حاضر در خود دارد که میان اوراق بخش‌های مختلف نواخته می‌شود و خط مشی در ظاهر جدید ولی در حقیقت تکراری وزارتخانه و تا حدود زیادی شخص وزیر ارتباطات را آماج بازنگری دقیق‌تری قرار می‌دهد. شخصیت معاصر بسیاری از این وزرا در برداشتی سیاه و سفید میان مدیرانی خنثی و نامرئی تا قدرت‌طلب و تمامیت‌خواه در گردش بوده است. قضاوت اینکه دوره حاضر را باید در چه طیفی از این دو قطب طبقه‌بندی کرد، به شما خواننده صفحات پیوست واگذار می‌شود ولی این همه داستان پیوست نیست.

شماره 23 ورودی ورودی صفحه 18

یک برگ از بهاران

رسیدن بهار برای همگان خوشایند نیست. فصل سبزه و درخت، باران و نوروز، گل و بلبل برای بسیاری موسم شکنجه‌ای سبز است. از تازه‌ شدن سال برای آنها تنها حساسیتی چسبناک باقی می‌ماند یا زمین‌هایی گل‌آلود از بارش غیرمترقبه. روزهایی که برای دیگران نشان استراحت است برای برخی فقط زحمت کار شبانه‌روز دارد و تفریح بسیاری در ابتدای سال به معنای عزای برخی برای باقی عمر است اما هیچ کدام از اینها جلو آمدن لاجرم فصل سبز را نمی‌گیرد. فناوری نیز از این قاعده مستثنی نیست. فصلی غیرقابل اجتناب در زندگی بشری که برای بسیاری نشان جهان وطنی، دموکراسی، شایسته‌سالاری و جریان آزاد رسانه یا اطلاعات است، برای بسیاری نواختن بر طبل پایان ارزش‌های بومی, ساختار مقتدر، نظم عرفی یا اصول امنیتی به شمار می‌آید. فارغ از ویژگی‌های اقلیمی، سیاسی و دینی بسیاری از گروه‌ها در سراسر جهان این حساسیت فصلی را احساس کرده‌اند یا همچنان می‌کنند و شاید تنها وجه تمایز آنها از یکدیگر در میزان پذیرش اجتناب‌ناپذیر بودن رویداد باشد. گروه‌های موفق چه ابزار قدرت یا اکثریت را در دست داشته‌اند و چه نداشته‌اند کوشیده‌اند فصل جدید را درک و شاید رام کنند و در صورت امکان به نفع خویش به کار گیرند. در جهان‌بینی آنها دنیای مجازی

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 14

آن سوی سرزمین‌های سوخته

روزگاری جبران خلیل جبران نوشت:«نپرسید کشورتان برای شما چه خواهد کرد، بپرسید شما برای کشورتان چه کاری می‌توانید انجام دهید.» سال‌ها بعد پرزیدنت مقتول آمریکایی، جان‌اف کندی هم از روی این کلام سحر‌انگیز خطابه تاریخی‌اش را نوشت تا اولی خط شروعی برای ترمیم میهن‌پرستی عربی و دومی خط آغازی برای ملی‌گرایی ایالات متحده جدید کشیده باشد. شاید حالا نیز صنف فناوری اطلاعات نیازمند آغاز دوباره‌ای از چنین خطی باشد؛ خطی که در آن شرکت‌ها و افراد فناوری اطلاعات ایران باور کنند و بپذیرند که بیدار شدن‌شان از کابوس این رخوت کشدار چاره‌ای جز بیداری جمعی ندارد.سازمان نظام صنفی رایانه‌ای با تمام کم داشتن‌‌ها و زیاد خواستن‌هایش، با تمام کوته‌نگری‌ها و بلند‌پروازی‌هایش، آینه تمام‌نمای بازاری است که هم در هم کوبیده شده و هم از درون پاشیده است. تضاد بازار فناوری ایران را باید در این حقیقت جست‌وجو کرد که از یک سو فعالان این بازار خواسته‌‌اند بحق ابزار‌هایی را به میهن‌شان عرضه کنند که زیرساخت و تجسم مفاهیمی متعالی همچون آزادی، ارتباط، شفافیت و انسانیت هستند ولی از سوی دیگر در عمل خود از تجسم بخشیدن به این معانی جذاب حتی در پایین‌ترین سطوح بازارشان عاجز بوده‌اند؛ واعظانی بوده‌اند که از وعظ خود گریخته‌اند و کوزه‌گرانی بوده‌اند که خود کوزه‌

شماره 17 ورودی ورودی صفحه 14

به دور از اجتماع خشمگین

طی سالیان اخیر که تب شبکه‌های اجتماعی عمومی و سپس تخصصی، دمای بازار جهانی فناوری اطلاعات را بالا برده، همواره دفاع صنف فناوری اطلاعات از این پدیده و موج‌های متعاقب آن به چوب سیاست رانده شده و لاجرم با طعم اخلاق، ایدئولوژی و فرهنگ درآمیخته است. این نگاه عمیق‌تر و پیچیده‌تر هرچند ریشه در مفاهیم پیشین و پسین کشور از مفهوم نخ‌نمای «تهاجم فرهنگی» گرفته تا جنبش‌های اخیر عربی موسوم به «بیداری اسلامی» دارد ولی این نقب زدن به عمق باعث شده است همگی تحلیل‌ها نیازهای ذاتی بازار فناوری اطلاعات کشور به شبکه‌های اجتماعی را نادیده بگیرند که فقط سه مورد از مهم‌ترین نمونه‌های آن عبارتند از:نخستین نیاز بازار فناوری اطلاعات ایران به شبکه‌های اجتماعی برآمده از مفاهیم اقتصادی بسیار ساده است. به‌رغم فیلترینگ گسترده، انبوهی از مصرف‌کنندگان و به روایتی کاربران و مشترکان بازار فناوری اطلاعات حضور گسترده در این شبکه‌های اجتماعی دارند و با رانده شدن این شبکه‌ها به فضای خاکستری نه‌تنها بنگاه‌های اقتصادی تثبیت‌شده این عرصه توانایی آن را پیدا نمی‌کنند که حضوری رسمی و تمام‌قد در اجتماع آنلاین داشته باشند، بلکه آن دسته از تجارت‌های نوپا و دانش‌بنیانی که می‌توانند از این شبکه‌ها برای تولد و توسعه خود استفاده کنند هم باز از این بستر دور

شماره 22 ورودی ورودی صفحه 20

لذتی از جنس ابدیت

عطش آفرینش شاید متعال‌ترین جاه‌طلبی انسان فانی باشد. شاید این همان اندک بازمانده‌ای از دم یزدانی بوده که در گل سرشت آدمی به دام افتاده و شاید هم در روایتی حقیرتر، زندگی روزمره ما چنان به محنت‌ و خفت‌ آلوده است که خلق کردن اثری ولو موقتی و گریزان می‌تواند تنها التیام دل دائما دردمند ما باشد؛ وقتی می‌سازیم حتی برای لحظه‌ای کوتاه هم که شده بازتاب ابدیت را در آفریده خودمان می‌بینیم. پیوست برای تمامی دست‌اندرکارانش لذتی چنین عمیق دارد. لذت آفرینش پدیده‌ای که شیفته‌اش هستیم. به دو صبح ربع ساعتی بیشتر نمانده. عجیب است نگار بعد از ویراستاری چهار نشریه طی یک ماه هنوز هم آن‌قدر کورسویی در چشمانش مانده که آب‌نبات‌های رنگی روی صفحه موبایلش را منفجر کند. فقط مسعود و علی پایین مانده‌اند تا به جای نهایی کردن صفحات باشگاه هر پنج دقیقه یک بار بزنند زیر قهقهه یا آواز. این‌قدر ریحانه امشب پایین داد زد و خندید که هنوز هم می‌توان طنین صدایش را در راهروهای پهناور ساختمان شنید. داشتم یادداشت شورشی کوچک‌مان، امیر را می‌خواندم. مهرک تمام روز پله‌های قدیمی را بالا و پایین کرد و تا کار را به آستانه خروجی نرساند افتان و خیزان به خانه نرفت؛ تحریریه بدون خنده‌هایش یک سلول

شماره 1 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 22

ریشه‌شناسی اختلاف سخت‌افزار و نرم‌افزار پس از دو دهه رویارویی صنفی

نبرد ثروت و قدرت در شورای مرکزی

پیشگامان و فداییان «این نوشته درباره رویدادهایی است که قبل از این داستان اتفاق افتاده است. درباره ائتلاف فوق‌العاده سیاست، فناوری و فرهنگ است که در یک دوره زمانی کمتر از دو دهه در محدوده‌ای چندکیلومتری به وقوع پیوست. محصول و نتیجه این ائتلاف یک ایده جالب بود…» نوشته بالا درباره صنف فناوری اطلاعات ایران نیست، ترجمه‌ای دوست‌داشتنی است از کتاب «جان مارکاف» درباره انقلاب رایانه‌های شخصی به قلم ابراهیم نقیب‌زاده مشایخ که با عنوان «ماجراهای پشت پرده» دو سال پیش به چاپ رسید. ناشر و مترجم در واقع یک هویت دارند. دکتر مشایخ که استاد دانشگاه است خود رئیس انجمن انفورماتیک ایران طی سه دهه اخیر به شمار می‌آید؛ تشکلی بی‌حاشیه با خاستگاه آکادمیک که سال‌هاست کسی از آنها یادی نمی‌کند. اغلب اعضای اصلی‌اش چند دهه پیش مهاجرت کردند و کمتر مدیر جوانی است که بداند این جمع نابغه و سختکوش در سال‌های پر اضطراب ۵۷ و ۵۸ اولین خشت‌های انجمنی علمی را پایه گزاردند و نشریه «گزارش کامپیوتر» را منتشر کردند که شماره ۲۰۶ آن در دی‌ماه ۱۳۹۱ به انتشار رسید.این روزها انجمن انفورماتیک ایران با توجه به کوچک شدن حلقه اصلی خود هویتی کاملا علمی یافته است که متاثر از روزگار پرتنشی که در آن متولد شده

شماره 2 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 24

کاربران ایرانی در انتخابات فقط رئیس جمهور را انتخاب نمی‌کنند

محک مردم‌سالاری ارتباطی

بعدازظهر روز پنجم ثبت‌نام، شنبه ۲۱ اردیبهشت، که از میدان فاطمی می‌گذریم خبری نیست. همان نیروهای امنیتی مورد انتظار اطراف وزارت کشور جای خوش کرده‌اند و در این چند ساعتی که به ساعت شش مانده خیابان تب‌زده از آفتابی که به سوی تابستان می‌خزد نفس تازه می‌کند. ترافیک پشت چراغ قرمز رو به افزایش است و پاساژ کوچک لباس سر تقاطع کردستان، شیرینی‌فروشی و بستنی‌فروشی از همیشه خلوت‌ترند. انگار در پس‌زمینه این همه ترافیک سکوتی آزاردهنده شنیده می‌شود. گویی همه منتظر بوده‌اند اتفاقی بیفتد ولی حالا که نیفتاده خیال‌شان راحت‌تر است.روز نخست ثبت‌نام هم که به پایان رسید، هیچ اتفاق غیرمترقبه‌ای در عرصه سیاست کشور رخ نداده بود. واعظ‌زاده زودتر از دیگران رسید اما نام‌نویسی روحانی در کنار یونسی توجه فراوانی به خود جلب کرد، از وزیر بهداشت احمدی‌نژاد گرفته تا وزیر مسکن دولت هاشمی رفسنجانی اعلام حضور کردند و عکس‌های یک کفن‌پوش و یک کلاه‌مخملی دست به دست در اینترنت چرخید ولی آشکار بود که تنور انتخابات هنوز در خیابان‌ها داغ نشده است. روزهای دوم وسوم هم تکانه‌ای در پی نداشت، زاکانی با خانواده آمد و ثبت‌نام کرد و محسن رضایی که چهره‌ ثابت انتخابات اخیر است در کنار غلامعلی ‌حدادعادل که احتمال کناره‌گیری‌اش به نفع کاندیدایی جوان‌تر وجود

شماره 18 ورودی ورودی صفحه 18

چه کسی تاریخ را می‌نویسد

جنگ در جهان باستان پلی به سوی تمدن‌های قدرتمند‌تر بود؛ قایقی روی مردابی از خون که تضمین می‌کرد تنها حکومت‌ها و نظام‌هایی دوام بیاورند که توان حفظ بقای همه‌جانبه مردم خودشان را دارند و در این میان لزوما ارتش قدرتمندتر و بزرگ‌تر از همه ماجرا نبود. گواه آنکه بارها تاریخ جهان شاهد نمونه‌هایی بوده که در آن لشگرهای بزرگ‌تر و مجهز‌تر در برابر همتایان کوچک‌ترشان شکست می‌خورند و مغلوب می‌شوند. بربرهایی که رم را تاراج می‌کنند، اسکندری که کاخ‌های هخامنشی را آتش می‌زند و حتی ویتنامی که آمریکا را بیرون می‌راند همگی شاهدانی هستند بر شکست امپراتوری‌ها در برابر جوامع کوچک‌تر اما کارآمدتر که دست‌کم در برهه‌ای از تاریخ توانسته‌اند متحد‌تر و هدفمندتر عمل کنند. از همین رو ورای آن همه خون و درد و قربانی جنگ‌های کلاسیک ابزاری بودند برای تضمین بقای برترین‌ها و تکامل بهترین‌ها ولی اکنون ما در زمانه متفاوتی زندگی می‌کنیم. انسان مدرن کوشیده است بیاموزد این نبردهای جانفرسا را به حیطه‌های انسانی‌تر انتقال دهد و برخورد شمشیرها را به برخورد افکار و ایده‌ها تبدیل کند. در این روایت جدید اتحادها، رسانه‌ها و اطلاعات ابزار برتری هستند و هرچند هنوز نسل جنگ‌ها و قتل‌عام‌ها و نسل‌کشی‌ها برنیفتاده ولی ابزارهایی همچون تحریم، مذاکره و هشدار خلق شده‌اند

شماره 21 ورودی ورودی صفحه 18

نخبه‌سالاری در برابر اندک‌سالاری

پیوست بهمن‌‌ماه به روایتی مدیریتی‌ترین پیوستی است که تاکنون به دست شما رسیده است؛ نامه‌ای که نه‌تنها یک ماه بلکه یک دهه خاک خورده است تا پشت پرده بزرگ‌ترین فراکسیون مدیریتی فناوری اطلاعات و ارتباطات برآمده از «صنایع دفاعی ایران» را به دست شما برساند؛ یکصد مدیر. انتخاب این برش از مدیریت شرکت معظم صاایران به هیچ وجه تصادفی نیست و تلاشی است عامدانه برای رفتن به ورای مکتبی که شاید اندکی ساده‌انگارانه سال‌های سال صاایرانی نامیده شدند ولی در حقیقت تربیت، دیدگاه و ادبیات بسیاری از آنها در تضاد با بسیاری از همکاران‌شان بوده و این تفاوت‌ها مغفول مانده است. تردیدی نیست که حتی بی‌طرفانه‌‌ترین دیدگاه‌ها هم اذعان دارند خاستگاه نظامی- امنیتی این گروه که حاصل آمیختن واحد الکترونیک سپاه پاسداران در نهادی ریشه‌دار مانند صنایع الکترونیک ایران بوده‌اند، آنها را در صدر رسته دیوان‌سالاران «خودی» قرار داده است. همین مزیت و ترجیح آنها نه‌تنها در تربیت و امکانات‌شان در انتهای دهه ۷۰ موثر بوده است بلکه در مقامات و فرصت‌هایی که طی دهه ۸۰ در دولت و فرادولت از آن خود کرده‌اند نیز تاثیری غیرقابل انکار داشته است. نیازی به پرده‌پوشی نیست که بسیاری از هم‌رزمان «جنگال» در زمان نبرد هشت‌ساله ایران، بعدها تبدیل به هم‌قطاران صاایرانی و

شماره 20 ورودی ورودی صفحه 18
شماره 19 ورودی ورودی صفحه 18

چرخ‌دهنده‌ها برای ما نمی‌چرخند

جابز هیچ گاه در ایران خوش‌شانس نبوده است؛ نه خودش نه کمپانی محبوبش. برخلاف تمامی جهان فناوری که در آن مدیرعامل اپل شمایلی از یک پسر بد با ایده‌های خوب داشت در ایران برای دهه‌‌های متوالی نام مدیرعامل رقیب یعنی بیل‌ گیتس نماد هوش و ثروت جهان فناوری به شمار می‌آمد و اگر ویندوزهای این یکی قفل‌شکسته درون کشور امپریالیست‌‌ستیز ما مصرف می‌شد، دستگاه‌‌های شیک و گران‌قیمت دیگری نمادی بود از تجمل‌گرایی و غرب‌زدگی. مرگ جابز هم هرچند این معادله را واژگون کرد و به او چهره‌ای اسطوره‌ای از یک فدایی فناوری بخشید ولی در ایران نتیجه این مرگ ناخواسته تبدیل شدن به پدیده‌ای کاملا بازاری بود که به سرعت نه‌تنها انبوه پوستر، فیلم و کتاب‌هایش را روانه بقالی‌ها و دکه‌ها کرد بلکه کار تا عروسک‌های تزیینی و تی‌شرت و لوازم جانبی با تصویر متفکرش پیش رفت. حتی به قول دوستی مرگ اخیر یکی از چهره‌‌های جوان موسیقی پاپ هم بی‌شباهت به این پدیده مرگ جسمی و نوزایش بازاری نبود. نام تجاری اپل و محصولاتش در ایران سرنوشتی کم و بیش مشابه دارند. محصولی که تا کمتر از یک دهه پیش آشکارا جایی در میان کاربر پارسی نداشت، به لطف آی‌پاد، آی‌پد، مک‌بوک و بیشتر از همه آی‌فون به سرعت

شماره 3 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 22

نگاهی به موضع‌گیری‌های انتخاباتی در برابر فناوری اطلاعات و ارتباطات

خرداد گرم وعده‌ها

هنگامی که شما این گزارش را می‌خوانید دیگر تب انتخابات فروکش کرده است و چه بسا حتی دولت یازدهم ریاست را شناخته باشد ولی نوشتار پیش روی شما نشان خواهد داد چگونه وعده‌‌های هفته آخر کاندیداها و اقدامات و حرف‌های آنها می‌تواند در چهار سال آتی فضای فناوری اطلاعات کشور را شکل دهد. هفته آخر منتهی به انتخابات دست‌کم در حرف برای فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور پرحدیث بود؛ داستانی که پایان آن پس از ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ نوشته خواهد شد. در حالی که حتی در روز دوم مناظره‌ها نیز همچنان اینترنت از اختلالات گسترده رنج می‌برد هشت نامزد ریاست جمهوری در برابر دوربین‌های تلویزیونی رفتند تا در کنار فرهنگ از فناوری اطلاعات نیز سخن بگویند. مجموع حرف‌های آنها حداقل در برابر دوربین‌های تلویزیونی به رفع محدودیت از فضای مجازی رسید اما این همه ماجرا نبود. نمایندگان آنها نیز در رسانه‌های مختلف و مکتوب از طرح‌هایی که مورد نظر کاندیداهاست، سخن گفتند و مرکز فضای مجازی در تلاش برای رسیدن به عنوان واقعی یک نهاد حکومتی سلسله نشست‌هایی برای معرفی برنامه‌های فناورانه کاندیداها ارائه کرد که تاکنون تنها دو اصولگرای سنتی یعنی غلامعلی حدادعادل و علی‌اکبر ولایتی از آن استقبال کرده‌اند. نشست صنفی محمدرضا عارف با اهالی فناوری اطلاعات و

شماره 6 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 32

آیا دوباره نام‌های بزرگ به بازار ارتباطات و اطلاعات کشور باز می‌گردند

برخلاف جاذبه

وقتی شیخ دیپلمات برای نخستین بار در میانه مرداد وزیر مطلوبش را برای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات معرفی کرد، در دفاع از انتخاب مردی که بخش عمده‌ای از حیات سیاسی‌اش در دستگاه دیپلماسی کشور گذشته است، تاکید کرد وزیر ایده‌آل این بخش ناگزیر است دیپلماسی بداند؛ حرف‌هایی که امروز ابعادی فراتر از سنگربندی سیاسی پیدا می‌کنند. در آن زمان برداشت عمومی توجیه حسن روحانی بود برای انتخابی محافظه‌کارانه جهت سمتی که از سویی نهادهای امنیتی و از سویی اصلاح‌طلبان مدعی جدی آن بودند ولی با فرو نشستن غبارهای انتخاباتی، آنچه برای بازار فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور بر جای مانده، بازاری است که در تمامی سطوحش نه‌تنها توان داخلی خود را برای حفظ مواضعش از دست داده بلکه در ابعاد بین‌المللی نیز به سمت انزوای مطلق پیش رفته است. آخرین تجسم انزوای بازار ارتباطات ایران را می‌توان در نمایشگاه قریب تلکام ایران دید که طی آن تنها رویداد صنعتی که روزی به گواهی تبادلات بورس هنوز هم سودآورترین برش از کیک اقتصاد بود، خالی از بازیگران شاخص بین‌المللی برگزار می‌شود. به روال همیشگی در تلاشی ناکام برای سپیدنمایی اوضاع برگزارکننده فهرست شرکت‌کنندگان خارجی را ۶۰ کمپانی اعلام کرده است. زیر پوست نمایشگاه را که در فهرست نهایی نگاه کنید،

شماره 11 گزارش ماه میزگرد صفحه 47

میزگرد بررسی رویکرد و کارنامه فناوری دولت تدبیر و امید در سال 92

جلوی آی تی را مدیران ضعیف گرفتند

تردیدی نیست که محور مناقشات و مذاکرات نیمه دوم سال اخیر در فضای فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران تقابل انتظارات و اقدامات در راهبری ICT کشور بود.حجم خواسته‌های فروکوفته و دوباره بیدارشده سال‌های گذشته چنان فراوان است که در تمامی زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نمودهای ملموسی داشته و در این میان حوزه فناوری هم استثنا نیست. دولت تازه به وزارتخانه راه یافته هم دیگر دومین صد روز نخست خود را پشت سر گذاشته است و به تدریج صدای انتقاداتی که تغییراتی ملموس در زمینه‌هایی مانند اینترنت، بخش خصوصی، تجارت‌ الکترونیکی و تنظیم مقررات و در یک کلام راهبری فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور طلب می‌کنند، رو به تزاید است. به فراخور یک احتیاط و بی‌توجهی تاریخی تاکنون این صدا‌های انتقاد در بازار فناوری بسیار پراکنده و اغلب غیرمدون بوده است. شناخته‌شده‌ترین این فریادهای طلب وعده در حد چندین یادداشت پراکنده از سوی جمعی فعال صنفی است که در دهه اخیر در توسعه تشکل‌های صنفی موثر بوده‌اند و اکنون نیز از جایگاهی حقیقی به بیان عقیده می‌پردازند. از سوی دیگر مقامات رسمی نیز تاکنون در پاسخ به این مسائل به برخی زمزمه‌های پراکنده و پیچیده در لفافه پشت تریبون سخنرانی‌ها یا همایش‌ها بسنده کرده‌اند و از همین رو کمتر میدان

شماره 25 گزارش ماه گزارش ماه صفحه 24

روشنی‌های آی بریجز 2015 بر سایه‌هایش غلبه کرد

پلی از تهران به دیوار برلین

برگزاری دومین کنفرانس آی بریجز در برلین مهم‌ترین رویداد کارآفرینی ایرانی طی یک دهه اخیر در فضای بین‌المللی بود. عمارت غول‌آسای سیتی کیوب برلین که بسیاری از اهالی رسانه‌های فناوری آن را به سبب برگزاری نمایشگاه‌های مشهوری همچون IFA در حوزه عکاسی دیجیتال می‌شناسند و به موجب طراحی منحصربه‌فردش به شکل مکعبی یکپارچه تیره بسیار متمایز است، چهاردهم و پانزدهم خردادماه امسال میزبان نزدیک به ۷۰۰ کارآفرین، سرمایه‌گذار و فعال رسانه‌ای ایرانی و خارجی بود تا در میان بیم و امیدهای ایرانی‌ شدن بازار فناوری ایران به پایتخت ژرمن‌ها پا بگذارند. هرچند جمعیت کثیر ایرانی‌های حاضر در مراسم که از سراسر جهان گرد آمده بودند و دغدغه‌های امنیتی، تحریم‌ها و مرزهای زبانی بر کنفرانس حاضر سایه انداخته بود ولی حضور سخنرانان شاخصی با سابقه سرمایه‌گذاری و فعالیت از فیس‌بوک و اینستاگرام گرفته تا سیتی‌گروپ باعث شده بود این بزرگ‌ترین اجتماع غیرسیاسی ایرانیان در قلب اروپا گامی سخت و دردناک ولی بلند به جلو محسوب شود. سابقه و حاشیه وقتی سال گذشته اولین کنفرانس بریج به ابتکار و حمایت جمع کثیری از ایرانیان شاغل در اروپا و آمریکا و البته پرچمداری دانشگاه برکلی در ایالات متحده برگزار شد، کمتر کسی فکر می‌کرد ظرف یک سال آینده مرزهای ارتباطی ایران با جهان

شماره 24 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 37

میزگردی با فعالان آموزش، شرکت‌های رایانه‌ای، استارت‌آپ‌ها و توسعه‌دهنده‌ها

رد آموزش، درد فرهنگ

مشکل سه سر دارد. شرکت‌ها آن را می‌اندازند گردن آموزش و نظام آموزشی قدیمی در دانشگاه‌ها. دانشگاه‌ها خود را مسئول تولید علم می‌بینند و مهارت را بر عهده شرکت‌ها و صنعت می‌دانند که با دوره‌های کارآموزی باید آن را یاد دانشجوها بدهند. توسعه‌دهنده‌ها فرهنگ غلط شرکت‌ها و توجه کم‌شان به نقش برنامه‌نویس و تیم فنی را عامل دل‌زدگی و دوری توسعه‌دهنده‌ها می‌دانند. در این گیراگیر هم موج استارت‌آپی اوضاع را آشفته‌تر کرده و با تاکید بیش از حد به مهارت‌های کسب و کار و ارائه ایده توجه را از روی توسعه‌دهنده‌ها و سایر نیروهای فنی دور می‌کند. در حالی که شرایط ظاهراً پویا و فعال به نظر می‌آید و هر روز با رویدادهای استارت‌آپی و شرکت‌های نوپای بیشتری روبه‌رو می‌شویم اما در باطن امور لاک‌پشت‌وار جلو می‌رود. به راستی کدام یک از این سه سر عامل مشکلات صنعت نرم‌افزار و فناوری اطلاعات کشور است؟ در این میزگرد که با حضور مسعود صبایی عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، علی عباس‌نژاد مدیرعامل کهکشان، پویا محمودیان بنیانگذار عکس پرینت، پیام صادری توسعه دهنده وب، آرمین رنجبر مدیر فناوری شرکت رایانش ابری پیشرو، عطا خلیقی سیگارودی بنیانگذار پویاسافت و امیر وهوشی مدیرعامل شرکت رهنما برگزار شده است ، سعی شده به این پرسش

شماره 16 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 27

آیا سازمان نظام صنفی رایانه‌ای خواهد توانست با تکیه بر انتخابات از دوران احمدی‌نژادیسم رهایی یابد

آواربرداری صنفی

حسین فرجی برای چندمین بار آن روز عصر عرقش را پاک ‌کرد. ساختمانی که تابستان آن سال وزارت بازرگانی در اختیار مرکز اصناف و بازرگانان گذاشته بود، قدیمی بود و تهویه مناسبی نداشت. ترافیک خیابان ولیعصر هم پای فروشگاه قدس به تقاطع زرتشت می‌رسید و صدای بوق ماشین‌ها و سر و صدای رانندگان خستگی‌اش را دوچندان می‌کرد. از سر بی‌حوصلگی نیم‌نگاهی به ساعت دیواری اتاقش انداخت و به چهره‌های دو مهمانش خیره شد. اولی مرد میانسالی بود با ریش پروفسوری و لحنی جدی؛ می‌دانست استاد دانشگاه شهید بهشتی بوده و حالا هم به حرمت او که دبیر شورای انفورماتیک بود، جلسه را پذیرفته بود. نفر دوم مرد سبیلو و عینکی‌ای بود که به عنوان دبیر انجمن شرکت‌های انفورماتیک همراه دبیر دیگر آمده بود و دائما هنگام حرف زدن صدایش اوج می‌گرفت و ته‌لهجه گیلکی‌اش بیشتر به گوش می‌خورد. موضوع جلسه از همان لحظه اول هم به نظرش قابل بحث نبود. محمد سپهری‌راد و سهیل مظلوم آمده بودند تا برای اعضای انجمن‌شان که فقط دو سه سالی بود تاسیس شده بود، مجوز کسب بگیرند و دیگر چون داشت پلک‌هایش سنگین می‌شد سعی کرد سریع‌تر جریان را مختومه کند، به ویژه که هر چه می‌گذشت آتش طرف جوان‌تر ماجرا تیزتر می‌شد:«آقایون در

شماره 23 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 120

سفرنامه‌ای کوتاه از بارسلون و نمایشگاهش

از بارسلون با عشق

چمدان‌ها دام‌های خطرناکی هستند. از سفرهای راه دور که به خانه برمی‌گردید چند تکه ضروری از داخل‌شان برمی‌دارید و به داخل کمد، زیر میز ناهارخوری یا گوشه اتاق آخری رانده می‌شوند. همان‌جا باقی می‌مانند و مانند یک شکارچی اسطوره‌ای هفته‌ها و ماه‌ها کمین می‌کنند تا شما در تلاش برای پیدا کردن یک سوغاتی، وسیله‌ای گمشده یا خانه‌تکانی درِ این سرداب را باز کنید؛ انفجاری از خاطرات شما را اسیر خود می‌کند و ساعت‌ها بعد که به خود می‌آیید، می‌بینید پای چمدانی خاک‌گرفته نشسته‌اید که برای دیگران فقط چند بروشور، سوغاتی‌های خرده‌ریز، یادگاری‌های یک شهر غریبه و یک کارت نمایشگاهی است ولی از دید شما تونلی است به یکی از خوشایندترین و پرماجراترین سفرهای حرفه‌ایتان؛ بارسلون و کنگره جهانی موبایل.  احتمالاً هیچ برهه دیگری به اندازه ماه‌های منتهی به نمایشگاه ام‌دبلیو سی برای سفر به اروپا نامساعد نبوده است. طی بازه کوتاهی نه‌تنها وقایع شارلی ابدو کل سیاست‌های مسافرتی اتحادیه اروپایی را جابه‌جا کرد بلکه زنجیره‌ای از وقایع مشابه از دانماک گرفته تا اتریش و سوئد سبب سختگیری ناگهانی نسبت به مسافران از خاورمیانه شد. در نتیجه همین پس‌لرزه‌های سیاسی یک سفر کوتاه خبری به بارسلون، به سرعت تبدیل به ماراتنی پایان‌ناپذیر بین سه دفتر منطقه‌ای و سه سفارتخانه شد که

شماره 23 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 124

گزارشی کوتاه از رونمایی سری جدید محصولات اچ‌تی‌سی در بارسلون

آرمانشهر در توسعه

رقابت‌پذیری تا پیش از مراسم روز یکشنبه مهم‌ترین وجه رویداد اچ‌تی‌سی بود. این کمپانی کهنسال تایوانی در حالی تصمیم داشت پرچمدار جدیدش را به ام‌دبلیو سی بیاورد که تمامی غول‌های بزرگ‌تر و متمول‌تر هم شانه به شانه او در تلاش برای ربودن نگاه‌های خبری بودند و این بار پس از یک سال بسیار موفق با M8 تایوانی‌های مصمم بودند که حضورشان در جمع بزرگان را روزی که ال‌جی، سامسونگ، هواوی و نوکیا در حال معرفی محصولات جدیدی بودند، تثبیت کنند؛ اما این ادامه ماجرا نبود. درست وقتی در مسیر کازا دو ژوردی سوار اتوبوس حامل خبرنگاران بودیم، یکی از مدیران منطقه‌ای اچ‌تی‌سی پرسید به نظرم غافلگیری بزرگ مراسم امشب چیست؟ طبیعتاً جواب، M9 بود ولی او خندان چشمکی زد و گفت نه این همه نمایش نیست. عمارت زیبا و بزرگ پلاو دو ژوردی با بنرهای عظیمی که حاضران را به آرمانشهر اچ‌تی‌سی دعوت می‌کنند، پوشیده شده است. رو‌به‌روی کاخ برج مشهور تلفونیکاست و خود کاخ را بیشتر به سبب میزبانی مهم‌ترین مراسم‌ کنگره جهانی موبایل می‌شناسند چرا که با حدود یک هزار نفر گنجایش حالا میزبان ۷۰۰ خبرنگار، فعال بازار و مدیر از سراسر جهان است. تمامی راهروها و دیوارهای سالن با پرده‌های یکدست سیاهی پوشانده شده‌اند که نور‌افکن‌ها لوگوی

شماره 23 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 127

گفت‌و‌گو با کلود زلوگر مدیر ارشد طراحی اچ‌تی‌سی

دوران نوآوری‌های بزرگ گذشته است

پلاو دو ژوردی، مجموعه عظیمی که خودش روزگاری میزبان کنگره جهانی موبایل بود، امشب تماماً برای مراسم در اختیار اچ‌تی‌سی است و برای همین پیدا کردن مدیر طراحی کمپانی در این کاخ بزرگ کار راحتی نیست. چیزهایی که درباره کلود زلوگر سوئدی می‌دانیم کم نیستند. نامش در فهرست طراحان نه‌تنها سری وان (One) اچ‌تی‌سی بلکه پروژه‌های بسیار مشهور دیگری مانند کیندل یا سری هدفون‌های این کیس (In Case) دیده می‌شود و بخشی از تیم افسانه‌ای One and Co است که نیروی خلاقانه طراحی در غول‌هایی مانند گوگل، سونی، مایکروسافت و دل هستند و تمرکزشان روی تغییر رابطه انسان‌ها با فناوری است. وقتی مدیر بخش خلاقانه اچ‌تی‌سی بود رسانه‌ها نامش را «مردی که اپل را ترساند» گذاشته بودند و از دایموند، لجند، X8 شروع کرد تا در سری وان به اوج برسد.وقتی پیدایش می‌کنم تنها مدیر کمپانی است که آرام یک گوشه ایستاده. ظاهراً دارد خستگی بخش معرفی را در می‌کند که در آن صحبت‌های هیجان‌انگیزی شد و حالا با یک لیوان نوشیدنی در یک دست و یک M9 طلایی و مفرغی در دستش دارد به جمعیت هیجان‌زده خبرنگاران چشم‌بادامی جلوی شر وانگ، مدیرعامل فعلی اچ‌تی‌سی نگاه می‌کند. به سمت یکی از میزهای خالی که می‌روم بحث گرم می‌شود ولی همان