نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 46 ورودی ورودی صفحه 16

یک داده و سه قلندر

سه نظریه درباره وضعیت فعلی داده‌های کلان و کاربردهای آن در ایران وجود دارد که هر کدام با پرسش‌هایی اساسی مواجه هستند: نظریه اول: داد‌ه‌های کلان یا همان Big Data در ایران جمع‌، ذخیره‌سازی و تحلیل نمی‌شوند چون نهاد‌های دولتی، حکومتی یا خصوصی چندان برای آن ارزش قائل نیستند و چنان درگیر امور روزمره خویش و امور اولیه‌اند که رسیدگی‌شان به امور راهبردی،‌ تحلیلی و روز دنیا ممکن نیست. اگر این نظریه را بپذیریم، سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه ما دست‌کم یک دوجین شرکت شناخته‌شده،‌ استاد و سخنران یا کنگره و گردهمایی در این زمینه داریم. چگونه خود بازار وجود ندارد اما حاشیه آن را می‌شود دید؟ نظریه دوم: داده‌های ‌کلان در میان بخش‌هایی از بازار ایران مانند شرکت‌های خصوصی بزرگ، بانک‌ها و چند صنعت خاص دارای ارزش هستند، اما هنوز در سایر بخش‌ها مانند مخابرات، نظام سلامت و حمل و نقل این بازار به بلوغ کافی نرسیده است. به همین روال دولت و نهاد‌های بالادستی هم هنوز به دیدگاه لازم نرسیده‌اند و دغدغه‌های امنیتی خویش را دارند. اگر این نظریه نیز درست باشد باید دید بزرگ‌ترین متولیان حوزه‌هایی مانند ارتباطات، بهداشت و لجستیک چه کسانی هستند و اگر بپذیریم که داده‌‌های اصلی را اپراتورها، مردم و

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 16

حاشیه‌نشین

روزهای آخر دولت‌ها برای من به عنوان یک خبرنگار همیشه نگران‌کننده بوده است. معمولاً در طول یک دوره دولت مباحث مربوط به حوزه فعالیت خود را پیگیری می‌کنیم و از مدیران در مورد وضعیت پروژه‌ها یا تاخیر در اجرایی شدن هر کدام از آن طرح‌هایی که به نوبه خود می‌توانند تحولی ایجاد کنند پرس‌وجو می‌کنیم و درست در روزهایی که یک برنامه به ثمردهی می‌رسد، عمر یک دولت نیز به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود. پروژه‌ها در این دوره کوتاه زمانی افتتاح می‌شوند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر دولت عوض شود این طرح‌ها همچنان باقی خواهند ماند یا به صورت کامل از دستور خارج می‌شوند یا حتی در بهترین حالت مدیرانش تغییر می‌کنند و اجرایی شدنش با تاخیر مواجه می‌شود. در این ۱۷ سالی که از عمر خبرنگاری‌ام می‌گذرد تقریباً این سیکل برای تمام دولت‌ها تکرار شده است. پروژه‌ها متوقف و بازنگری شده‌اند و با شکلی دیگر به مسیر ادامه داده‌اند یا اینکه به صورت کامل کنار گذاشته شده‌اند. این در شرایطی است که کشور دارای یک برنامه ۲۰ساله است و بی‌شک هر مدیری که روی صندلی خود می‌نشیند ملزم به پیروی از آن برنامه ۲۰ ساله خواهد بود، اما مسیرهای طی کردن این برنامه‌ها بسیار متفاوت است.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 46 ورودی ورودی صفحه 17

خداحافظ تلویزیون

«با زیرساخت‌ها کاری خواهیم کرد که تک‌تک شما جوانان با گوشی خود، صدا و سیما باشید.» این جمله را می‌توان شاه‌بیت برنامه‌های حسن روحانی در زمینه ارتباطات و فناوری اطلاعات دانست و هم می‌توان آن را نقطه پایانی بر دوران طلایی تلویزیون به شمار آورد. دوران یکه‌تازی تلویزیون به سر آمده است. کمتر از یک‌ سال پیش در ترکیه کودتایی شبانه صورت گرفت و کودتاچیان خیلی سریع تلویزیون‌های دولتی و خصوصی را وادار به انتشار پیام دلخواه‌شان کردند، اما پیام اردوغان که با استفاده از یک گوشی تلفن همراه ضبط شده بود از طریق اینترنت به تمام جهان مخابره شد و هنوز خورشید به آنکارا نرسیده بود که کودتاچیان مجبور به تسلیم شدند. کمی قبل‌تر از آن، تلگرام در ایران توانست سرنوشت انتخابات مجلس را تغییر دهد. پیام‌ها و لیست‌هایی که از رسانه‌های رسمی امکان انتشار نداشتند در کمتر از دو روز به دورترین نقاط کشور رسیدند و یک اپلیکیشن موبایلی به تنهایی توانست سازمان صداوسیما را با بیش از هزار میلیارد تومان بودجه شکست دهد. و حالا در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اینترنت آنچنان قدرتی یافته که حتی مخالفانش را نیز به بهره‌برداری از آن وادار کرده است. پخش برنامه‌های تبلیغاتی کاندیداها در نقاط مختلف کشور به صورت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 46 ورودی ورودی صفحه 17

چشم‌های نگران دولت الکترونیکی

پروژه دولت الکترونیکی از زمان دولت اصلاحات در دستور کار قرار گرفته و از آن زمان تاکنون هر دولتی بر سر کار آمده و رفته دست نوازشی هم بر سر این پروژه کشیده است. اما در چند سال اخیر با افشا شدن پرونده‌های فساد متعدد از سوی دستگاه‌های دولتی، لزوم اجرایی شدن این پروژه بیش از پیش در میان دولتمردان احساس می‌شود. این مساله به درجه‌ای از اهمیت رسید که در مناظره‌های دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سوی یکی از کاندیداها برای نقد عملکرد دولت یازدهم مورد استفاده قرار گرفت. در آن مناظره ابراهیم رئیسی اعلام کرد سطح بلوغ دولت الکترونیکی در دولت یازدهم تنها ۱۵ درصد بوده و این در حالی است که معاون دولت الکترونیکی سازمان فناوری اطلاعات می‌گوید این عدد مربوط به گزارش‌های سال ۹۳ است و در حال حاضر سطح بلوغ دولت الکترونیکی به ۳۵ درصد رسیده است. دولت‌های نهم و دهم در طول هشت سال توانستند سطح بلوغ این پروژه را به ۱۱ درصد برسانند و در دولت یازدهم در طول چهار سال سطح بلوغ دولت الکترونیکی ۲۴ درصد رشد داشته است. اما هنوز هم تا پایان این مسیر دشوار که به شفافیت و دسترسی آزاد اطلاعات می‌رسد راهی طولانی مانده است. معاون دولت

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 18

یک نفر و نصفی

«خانم شما یه نفرین؟ میشه بشینین جلو بچه‌ی منم کنار شما بشینه؟» راننده تاکسی چند متر جلوتر مسافر جمع می‌کرد و بچه‌اش را داخل ماشین تنها گذاشته بود. تعجب کردم اما بدم هم نیامد، از میدان آزادی تا کرج یک بچه شیرین و زیبا هم‌صحبتم می‌شد. رضای چهارساله را روی پایم نشاندم و کمربند را برای هر دومان بستم. موبایل پدرش را گرفته و وسط هر بازی از من می‌پرسد:«این چجوریه؟» پدر می‌گوید:«خاله، رضا خیلی قشنگ می‌خونه. یکم بخون… بخون دیگه!» کودک خجالت می‌کشد. موهای طلایی‌اش را روی صورتش ریخته و با دندان‌های قطره آهن خورده‌اش لبخندهای بزرگ می‌زند. پدرش عاقله‌مرد ترک‌زبان مهربانی است که سفره دلش را راحت باز می‌کند. مادر رضا ۴۰ روز است که خواهر دوقلویش را برداشته و با خود به شهرشان برده. پدر که حرف می‌زند رضا ناگهان دست از بازی برمی‌دارد و کودکانه تلاش می‌کند بحث را عوض کند:«تو میری سر کار؟ من و بابام با هم کار می‌کنیم.» مرد راننده می‌خندد:«راست می‌گوید… ما با هم کار می‌کنیم. از صبح تا ساعت پنج در مهدکودک می‌ماند. ساعت پنج هر طور شده خودم را می‌رسانم کرج، این بچه را برمی‌دارم و برمی‌گردم.» برای یکی از سرویس‌های تاکسی اینترنتی کار می‌کند. راضی است. پاکت بزرگ آبمیوه

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 18

غرق در داده‌های ارزشمند

به هر جا که نگاه کنیم داده‌های بزرگ را می‌توانیم ببینیم. آنها همه جا هستند: در هواپیمایی که سوار می‌شویم، بانکی که به آن مراجعه می‌کنیم، ماشینی که سوار می‌شویم و خلاصه در هر قدمی که بر‌می‌داریم و هر نفسی که می‌کشیم. همین گستره حضور باعث شده اهمیت داده‌های کلان به طور تصاعدی بالا برود و روزبه‌روز به تعداد حوزه‌هایی که از آن تاثیر می‌گیرند اضافه شود. متخصصان نقطه اوج این تاثیرگذاری را در جایی می‌بینند که ذات بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی در بلندمدت متحول خواهد شد، تحولی که هاروارد بیزینس ریویو از آن تحت عنوان انقلاب داده‌های بزرگ یاد می‌کند. داده‌‌های بزرگ می‌توانند تاثیرات مختلفی بر کسب و کارها داشته باشند، از بهره‌وری و نوآوری گرفته تا میزان مولد بودن و مکانیسم تصمیم‌گیری. شرکت‌هایی که بتوانند با سرعت و سهولت بیشتری خود را با این تحولات همگام کنند از رقبای خویش یک سر و گردن بالاتر خواهند بود. سیستم‌های متعددی وجود دارند که داده‌های زیادی درون خود دارند؛ مثلاً سیستم ارتباطات یکپارچه (UC) یا سیستم‌های ردگیری خودروها. با استفاده از این سیستم‌ها داده‌های بسیار زیادی درون حوض بزرگی از داده‌ها تلنبار می‌شود. تحلیل و تبدیل این داده‌ها به اطلاعات قابل استفاده باعث می‌شود شرکت‌ها به نحو مطلوب‌تری درباره بهره‌وری

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 16

#انتخاب

امسال را در حالی آغاز می‌کنیم که فناوری اطلاعات دیگر به جبهه نخست رقابت سیاسی تبدیل شده است. رئیس‌جمهور مسکوت پیشین اول اتحاد مثلی‌اش را روی توییتر اعلام کرد. جمعی از مدیران کانال‌های سیاسی تلگرام عید را در زندان گذراندند و وزارت کشور برای فعالیت انتخاباتی در فضای مجازی آیین‌نامه نوشته است. دیگر حتی یک کاندیدا هم نیست که روی شبکه‌‌های اجتماعی خودش یا ستادش صاحب حساب نباشند و سخت است کسی را پیدا کنید که خودجوش یا خودساخته صاحب هشتگ نباشد. در حالی که صدا و سیما در جانبداری یا دست‌کم مغضوب بودن برخی کاندیداها پرده‌پوشی نکرده، مردم برای آگاهی از همه صداها از تلویزیون‌ها به گوشی‌هایشان پناه برده‌اند و وقتی در این میانه، یک سرویس تماس تلفنی رمزنگاری‌شده ابتدا برای ایران رونمایی و ظرف چند ساعت بسته می‌شود، هیچ کس به گزینه «تصادف» فکر نمی‌کند. لیکن در این میان یک سوال همچنان خودنمایی می‌کند. چگونه وقتی فضای مجازی چنین ماهیت تعیین‌کننده‌ای در کشور ایفا می‌کند که دولت‌ها، منتقدان و طرفداران همگی بر استفاده موثر از آن هم‌داستان هستند، در باقی این چهار سال، انتخابات تا انتخابات، فناوری اطلاعات حتی در زمره ۱۰ اولویت هیچ دولتی یا دست‌کم در میان هسته اصلی شعارهای انتخاباتی هیچ کسی نیست. چطور حتی

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 16

با اینترنت یا بدون آن

این روزها نمی‌توان خود را بی‌توجه به انتخابات نشان داد. حتی اگر در فضایی مشغول به کار باشید که هیچ ارتباطی با سیاست ندارد نادیده گرفتن انتخابات پیش‌ رو تقریباً غیرممکن است. اما جالب اینجاست که کاندیداهای ریاست جمهوری تا به امروز فضای مجازی را نادیده گرفته‌اند. اگر از شوخی سیل عظیم ثبت‌نام‌کنندگان انتخابات ریاست جمهوری بگذریم، اینکه تاکنون هیچ کاندیدای مطرحی برنامه کاملی برای دوره چهارساله ریاست جمهوری‌اش ارائه نکرده یکی دیگر از نگرانی‌هاست و سکوت تمامی آنها در مقابل فضای مجازی نگرانی اصلی‌تر. کنترل تورم، اشتغال‌زایی، توسعه روابط بین‌الملل و حقوق زنان بی‌شک سرفصل تمامی برنامه‌هایی است که کاندیداها سعی خواهند کرد برای خود بنویسند و روی آن در دوره تبلیغات انتخاباتی حرکت کنند، اما باید به این سرفصل‌ها، موضوع فضای مجازی و اینترنت اضافه شود. اگر روزی کاندیداها با یک نگرش کلی با آن برخورد می‌کردند و سعی می‌کردند بدون اینکه وارد جزئیات شوند از کنارش ساده بگذرند، امروز این امر محال به نظر می‌رسد. روزی به سادگی می‌توانستند بگویند:«اینترنت خوب است اما باید با برخی از مشکلات و بدرفتاری‌ها در آن برخورد کرد.» اما امروز شنیدن چنین چیزی از یک کاندیدا طنز به نظر می‌رسد، باید برنامه مشخص و مدونی برای پیشبرد آن تدوین کنند. اگر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 45 ورودی ورودی صفحه 17

دست انتقام

شاید امسال اولین سالی بود که اپراتورهای تلفن همراه، آماری از پیامک‌های رد و بدل‌شده در نوروز ارائه نکردند. به نظر می‌رسد اتفاق قابل افتخاری رخ نداده است. بخش عمده پیام‌های تبریک نوروزی با استفاده از تلگرام ارسال شده‌اند. درآمد اپراتورهای تلفن همراه از محل پیامک‌های شخصی به شدت کاهش یافته و این موضوعی نیست که حتی اپراتورها انکارش کنند. با این حال، آنها همچنان به درآمد از محل تماس‌های صوتی و فروش دیتا دلخوش هستند، موضوعی که به نظر می‌رسد نمی‌توان چندان به آن امیدوار بود. همین چند روز پیش تلگرام تماس صوتی خود را عرضه کرد. واکنش اپراتورها به این اتفاق به صورت کاملاً غریزی، مقابله بود. در ساعت اولیه مشخص شد امکان برقراری تماس صوتی با تلگرام با استفاده از اینترنت همراه، ممکن نیست. دولت اعلام کرد نه محدودیتی برای این موضوع اعمال کرده و نه دستورالعملی داده است. اپراتورها اما توپ را به زمین شرکت زیرساخت انداختند و ساعتی بعد در شبکه‌های اجتماعی شایعه شد این ممنوعیت با دستور مقامات بالا! رخ داده است. عده‌ای نیز هجوم مردم برای استفاده از این امکان را موجب اختلال در سرورهای تلگرام خواندند. اما در نهایت، درخواست‌های مردمی آن‌قدر بالا رفت که هم سرورها از اختلال به درآمدند و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 45 ورودی ورودی صفحه 17

نیست امید صلاحی ز فساد*

سازمان بین‌المللی شفافیت در جدیدترین رده‌بندی کشورهای جهان بر اساس شاخص ادراک فساد اعلام کرد رتبه ایران در جهان با یک پله نزول به رتبه ۱۳۱ رسیده است. شاخص ادراک فساد میزان فساد اداری و اقتصادی در کشورها را نشان می‌دهد و برای هر کشور نمره‌ای از صفر تا ۱۰۰ بر اساس این شاخص تعیین می‌شود. هرچه این نمره بیشتر باشد به این معنی است که فساد کمتر است. ایران در گزارش امسال سازمان بین‌المللی شفافیت نمره ۲۹ را به دست آورده است. نمره ایران در گزارش سال گذشته این سازمان ۲۷ اعلام شده بود و در سال ۲۰۱۳ نمره ۲۵ را به دست آورده بود. ایران از نظر شاخص‌های فساد مالی در هشت سال قبل از سال دولت یازدهم، ۵۶ رتبه سقوط داشته و از بین ۱۷۷ کشور، رتبه ۱۴۴ را به خود اختصاص داده بود و این رتبه فقط در سال ۹۱ به ۹۲، یازده پله سقوط کرده است. همین آمارها به اندازه کافی گویای وضعیت فساد در ایران است و شرایط بحرانی کشورمان را در این زمینه به درستی نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر، به ویژه از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم، بحث مفاسد اقتصادی بیش از گذشته مطرح شده و برخی از پرونده‌های دولت پیشین

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 18

زن پشت دروازه

آقای مدیر باسابقه روبه‌روی ما که دو خبرنگار زن هستیم نشسته و از کارمندانش حرف می‌زند. در شرکت بیش از هزارنفری او زنان نقش کمرنگی دارند و غیر از یکی دو نفر در سطوح مدیریتی خبری از حضور زنان نیست. وقتی از نسبت جنسیتی در شرکتش می‌پرسیم لبخند می‌زند. می‌گوید نمی‌داند چرا چنین سوالی می‌پرسیم و او مخالفتی با حضور زنان در اجتماع و کار کردن آنها ندارد، اما فکر می‌کند زنان نباید زندگی خانوادگی را قربانی کار بیرون کنند. از سال‌های مناسب برای ازدواج و بچه‌دار شدن می‌گوید که تحت فشار کار و جنگیدن در فضای به گمان او مردانه هدر می‌روند. او می‌گوید زن‌ها نباید مادر بودن و زنانگی خود را فدای کار کنند و درست هم نیست کارهای مردانه را به زنان بسپاریم. وقتی از کارهای مردانه نام می‌برد، ناباورانه نگاهش‌می‌کنم. با خودم تکرار می‌کنم: کارهای مردانه! انگار مدیران قدیمی چیزی از «راه رفتن با کفش‌های پاشنه‌بلند» نمی‌دانند. انگار همه کارها برای مردان طراحی شده؛ برنامه‌نویسی مردانه‌ است، ریاضی مردانه است، نفت مردانه است، معدن، ساختمان‌سازی، سیاست… اصلاً ما این همه در خیابان‌ها و شرکت‌ها و سازمان‌ها چه‌ می‌کنیم؟ صنعت آی‌تی نسبت به صنایع سنتی‌تر بیشتر حضور زنان را به خود دیده و زنان هم نشان داده‌اند

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 18

این خودکار را به من بفروش

«- اگر به تو بگویم این خودکار را به من بفروش، چطور این کار را می‌کنی؟ +می‌توانی اسمت را روی آن دستمال بنویسی؟ -خودکار ندارم! + بیا این خودکار!» این دیالوگ از فیلم گرگ وال‌استریت را شاید با قدری تسامح بتوان ساده‌ترین نمونه بازاریابی و (به تعبیر بهتر) بازارسازی تلقی کرد، دیالوگی که تاکید داشت با بازاریابی صحیح همه چیز را می‌توان فروخت، چون به نحوی برنامه‌ریزی شده است تا مخاطب به آن محصول احساس نیاز کند و مجبور به خرید آن شود. همین ویژگی، بسیاری از کسانی را که می‌خواهند پول‌دار شوند و دنبال راهی برای آن می‌گردند به سمت هنر بازاریابی برای ایده یا محصول‌شان می‌کشاند، هنری که به کمک آن نه تنها می‌توانند همه چیز را بفروشند بلکه اگر آن را به درستی فرا بگیرند و اجرا کنند از فروش هم بی‌نیاز می‌شوند. مدعیان بسیاری برای این هنر، که حالا با ابزارهای فناورانه متنوع‌تر هم شده است، وجود دارد. این مدعیان اغلب فراموش می‌کنند در نظم نوینی که ما را مجبور به دویدن در تمام ابعاد زندگی می‌کند، شیوه‌های کار قاعده‌مند و برنامه‌ریزی‌شده گذشته برای مدیریت دنیایی که با چنین سرعتی در حال تحول است کافی نیست. قدرت رسانه‌های جمعی رو به افول است و محدوده‌های اقتدار

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 16

نمره‌های ستاره‌دار، اعتراض پذیرفتنی نیست

در دوران دانشجویی ما رسم بر این بود که در پایان هر ترم، اساتید نمرات را پشت در اتاق‌شان می‌چسباندند و زمانی را هم برای رسیدگی به اعتراض تعیین می‌کردند. زمان اعتراض فرصتی بود تا بتوانیم از عملکرد خود دفاع کنیم. گاه حقی هم ضایع نشده بود و باید بهانه‌های ترحم‌انگیزی می‌یافتی تا نمره‌ای بستانی و درسی را بگذرانی. در این مذاکرات چه مادرها که بیمار می‌شدند و چه دانشجویان فقیری گرفتار کار شبانه! فراوان تنگناهایی از جنس خواستیم و نگذاشتند و نشد و به ناچار نکردیم و نخواندیم. آخرین مرحله التماس کردن بود و برای دسته‌ای هم تهدید! موفقیت همان پرنده کوچک خوشبختی، نمره ۱۰، بود و رفتن به درس بعدی بدون اینکه به درستی چیزی آموخته باشی. در یکی از ترم‌ها، استاد باهوش و کم‌حوصله‌ای برای رهایی از این مناظرات، کنار تعدادی از نمرات ۱۰، ستاره‌ای گذاشته بود. در یادداشتی زیر صفحه نوشته بود اعتراض برای نمرات ستاره‌دار پذیرفته نیست! روزهای آخر دولت است. رسم است دولتیان در روزهای پایانی خوش سخن می‌شوند و با ذکر مصیبت از میراث ویرانه پیشینیان، به ترسیم بهشتی که برایمان ساخته‌اند می‌پردازند. همین روزهاست که کیلومترها فیبرنوری کشیده می‌شود، پهنای باند چند برابر می‌شود و طرح‌ها و پروژه‌های رنگارنگ از پستوها بیرون

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 16

یک ابر برای شما

هر انسانی باید برای خودش یک ابر داشته باشد، ابری که بتواند در روزهایی که نیاز دارد برایش ببارد، در روزهای آفتابی سایه بر سرش بیندازد و وقتی غمگین است به شکل خاطرات خوش کودکی دربیاید؛ هر انسانی باید ابری داشته باشد که آن را با کسی که دوست دارد تماشا کنند و وقتی ابر دوستش نزدیک شد بفهمد یار نزدیک است. هر انسانی باید ابری داشته باشد که وقتی تنها بود، تنها نباشد. این یک یادداشت نوروزی نیست. شاید اگر بود سرنوشت بهتری داشت. وقتی شما آن را می‌خواندید خوشحال می‌شدید که سال خوبی داشته‌اید و سال بهتری در پیش دارید. می‌خواندید و باور می‌کردید که امید پابرجاست و خورشید روزی از پس ابر طلوع خواهد کرد، اما واقعیت این است که این یک یادداشت نوروزی نیست. تنهایی امری مقدس است. کتاب‌ها و شعرها و الهام‌‌ها در پشت میز یک اتاق دربسته، در دل بیابانی سوزان یا در انتهای غاری معجزه‌گر خلق می‌شوند و به دنیا می‌آیند. برای همین است که باید همه مقدسان تنها باشند و برای همین است که ما محتاجیم گاهی فراموش کنیم چقدر تنهاییم که اگر فراموش نکنیم چقدر تنهاییم، چه بسا زیر این سبکی تحمل‌ناپذیر هستی خرد شویم. فناوری‌ها و رسانه‌ها و پیام‌رسان‌ها دشمن

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 17

تبعی یا برنامه‌ریزی شده

اگر سرمان را برگردانیم و فقط به بازه یک سال گذشته نگاه کنیم و افق‌مان تنها برسد به اسفندماه گذشته- یعنی سال ۱۳۹۴- قطعاً درمی‌یابیم در همین یک سال گذشته فناوری اطلاعات و ارتباطات چنان به زندگی روزمره وارد شده است که حتی پدیده‌های فناورانه‌ای که یک سال پیش تجربه نکرده بودیم، امروز جزء جدایی‌ناپذیر زندگی‌مان شده است و این تجربه باعث می‌شود به این گمان برسیم که بدون این فناوری‌ها زندگی اگر نه غیرممکن، که دشوار شده است. از همین روست که حتی مخالفان پر و پاقرص فناوری‌های نوین ارتباطی، به دلیل تسهیل ارائه خدماتی که برای شهروندان این فناوری‌ها ایجاد کرده‌اند، ابزارهای مخالفت‌شان کندتر و ناکارآمدتر شده است و به ناچار و هرچند به سختی پس از مدتی، از مواضع افراطی خود دست می‌کشند و خود نیز تن به این خدمات می‌دهند، هرچند تمایلی نداشته باشند که مهر تایید رسمی بر آن بزنند. آنچه عیان است فناوری اطلاعات و ارتباطات در هر جامعه‌ای راه‌های خود را گشوده و می‌گشاید. در واقع وقتی شمارش آغاز می‌شود توقف آن غیرممکن است، تنها کاری که امکان‌پذیر است، کند کردن روند این شمارش است. از همین رو حکومت‌ها اصولاً می‌توانند دو نقش را بر عهده بگیرند: در این شرایط یا کندکننده این

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 17

ما به قدرت رفاقت‌مان دلخوشیم

این موقع از سال، همیشه یاد اولین شماره ماهنامه پیوست می‌افتم، روزهایی که تعدادمان به اندازه انگشتان دست بود و فقط قدرت رفاقت بود که روی پا نگه‌مان ‌داشت و موجب غلبه بر مشکلات شد. در آن زمان نه دغدغه پول داشتیم و نه نگرانی حقوق. می‌خواستیم کار کنیم. اما دوستان دیگرمان نگران بودند، کسانی که کسب و کار را می‌شناختند و می‌توانستند هوای اقتصادی کشور را پیش‌بینی کنند. در نظر آنان هوا چندان برای شروع یک کسب و کار جدید مساعد نبود، شرایط و نشانه‌های اقتصادی امیدبخش نبود و جبهه‌های هوای رکود به تدریج وارد کشور می‌شدند و شرایط جوی نگران‌کننده بود. می‌گفتند چرا سراغ مجله کاغذی رفتید، چرا الآن شروع به کار کردید؟ دوره رکود است و مشکلات بسیار. اما ما سرمان گرم بود و به قدرت یکدیگر اعتماد داشتیم. از آن زمان چهار سال گذشته است، هر سال منتظر و امیدوار بودیم تا رکود به پایان رسد و زمان رونق اقتصادی فرا رسد و نسیم آن به نشریات نیز برسد. اما هر سال سخت‌تر از سال قبل آغاز شد و به پایان رسید. منتها امسال چیز دیگری بود. از ابتدای امسال رکود اقتصادی فراگیری تمامی بخش‌های اقتصادی کشور را در بر گرفته بود، بسیاری از شرکت‌های نفتی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 44 ورودی ورودی صفحه 18

باران در کویر

همچنان مهم‌ترین رخداد در جهان فناوری، اینترنت است. رخدادی که به دلیل استمرار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما آنچنان موثر است که دیگر نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. هرچند برخی به قول آن همکار، در برابر باد سیم خاردار می‌کشند، اما آنها هم دیگر نمی‌توانند روزی بدون اینترنت را تصور کنند. شاید ترجیح می‌دهند برای خودشان باشد نه دیگران، یا سعی می‌کنند با «ملی» کردنش به چیزی شبیه کفش ملی و خودرو ملی تبدیل شود، اما به نظر نمی‌رسد در این راه هم توفیقی به دست بیاورند. در زمانه‌ای که بحران برنامه‌ریزی در کشور گریبان همه را گرفته، بستن اینترنت به برنامه‌ای مدون و اجرایی قوی نیاز دارد که به نظر نمی‌رسد از عهده مخالفان جریان آزاد اطلاعات برآید. با این نگاه، می‌توان گفت مهم‌ترین دستاورد دولت یادزهم، که چند ماه بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده، آزادی پهنای باند است. دیگر کسی یادش نمی‌آید که محدودیت ۱۲۸M برای مصرف‌کننده خانگی وجود داشت و اینترنت موبایل موضوعی اضافه بر سازمان تصور می‌شد. اما حالا با آزاد شدن پهنای باند و کمتر شدن نگاه امنیتی به این مقوله (حداقل در دولت)، مردم به استفاده از اینترنت عادت کرده‌اند و سرعت و کیفیت بیشتر یکی از مطالبات عمومی است. افزایش پهنای باند اینترنت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 44 ورودی ورودی صفحه 18

بهارت را خزان نکن

فکر کردن درباره وضعیت خودمان می‌تواند یکی از عجیب‌ترین و در عین حال جالب‌ترین کارها باشد؛ اینکه کجای این جهان ایستاده‌ایم، چه اتفاقاتی دور ‌و ‌برمان می‌افتد. یا مثلاً در یک سال گذشته توانسته‌ایم چه تغییراتی در زندگی‌مان ایجاد کنیم و مجبور به پذیرش چه تغییراتی شده‌ایم. بعضی‌هایمان با هزار بیم و امید کسب‌و‌کار نوپایی راه‌اندازی می‌کنیم ولی مورد غضب و خصم سنت‌پرستان واقع می‌شویم، همان‌ها که کاری جز این ندارند تا آنچه دیگران رشته می‌کنند را به هر بهانه‌ای پنبه کنند. اهل دزدی و خوردن مال دیگران هم نیستیم، فقط می‌خواهیم درباره دزد سوالی بپرسیم، این بار انگشت اتهام به سوی خودمان می‌چرخد. زمین زیر پای خود را نمی‌پرستیم و فقط می‌خواهیم هر کس در هر زمینه‌ای تخصص و توانایی دارد به جایی برسد، اما می‌بینیم بالادستی‌ها از روی سلیقه شخصی تصمیم دیگری می‌گیرند. بدون شک نگاه‌ همه ما به این برخوردها و پستی‌ و‌ بلندی‌ها یک‌جور نیست. بعضی از ما هیچ، فقط نگاه! نه اینکه برایمان مهم نباشد، بلکه یاد نگرفته‌ایم برای گرفتن سهم خود معامله کنیم یا بجنگیم. بعضی‌ها به گوشه‌ای کز کرده خودخوری می‌کنیم یا به زمین و زمان ناسزا می‌گوییم. نه توانایی خودمان را صد درصد باور داریم نه مجالی برای عرض اندام خود می‌بینیم.

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 19

هنوز وقت نیامد که باز پیوندی؟

سیزده را که به در کردم و برگشتم به زندگی روزمره، با خودم غر می‌زدم که باز هم روز از نو و روزی از نو. از تعطیلات طولانی فروردین خسته بودم، اما فکر می‌کردم خب چیز جالب‌تری هم در انتظارم نیست. شهر از کمای عید و شب عید بیدار شده بود و افسردگی بعد از تعطیلات تمام راه، از کرج تا مرکز تهران، همراه من می‌آمد. دوباره باید این راه طولانی را هر روز می‌آمدم و سعی می‌کردم از خودم نپرسم که «چرا». زنگ را که زدم، در باز شد و من با لبخند بی‌دلیلم وارد شدم. سرم را بالا آوردم، درخت اقاقیای پیچنده را دیدم که آن‌قدر در گل‌های ارغوانی خود غرق بود که به زحمت می‌شد چیز دیگری را دید. وقتی روزهای آخر زمستان را در دفتر قدیمی دوست‌داشتنی‌مان می‌گذراندیم، آن‌قدر سرگرم هیاهوی آخر سال بودیم که اقاقیای جوانه‌زده را اصلاً ندیده بودیم و اگر سیگارهای گاه و بی‌گاه روی تراس نبود شاید او را از کاملاً از خاطر برده بودیم. اما بهار، وقتی که هر کدام از ما در نوروز خودمان غرق بودیم، آمده بود و اقاقیا با تمام وجود گل داده بود و نپرسیده بود «چرا». ۲۵ سال است که در یک خانه زندگی می‌کنم و

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 19

ورود به برخی مباحث ممنوع

یک سال گذشت. یک سال از عمر همه ما گذشت. یک سال دیگر از عمر دولت گذشت. یک سال از عمر مجلس دهم گذشت. مجلسی که از ابتدا تا امروز سرنوشتش با شبکه‌های اجتماعی گره خورده بود. وقتی برای نخستین بار وارد مجلس دهم شدم با خود عهد بستم تمام مدت در حال مصاحبه و خبرکشی از نمایندگان عضو کمیته ارتباطات و فناوری باشم. پیش خود فکر می‌کردم افرادی که عضو این کمیته هستند حتماً باید عضو و فعال شبکه‌های اجتماعی باشند. اما زهی خیال باطل. هنگامی نوشتن گزارش سابقه اعضای کمیته ارتباطات، لحظه به لحظه دچار یأس می‌شدم وقتی متوجه شدم از سه تن عضو کمیته ارتباطات هیچ کدام در توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگری صفحه‌ای ندارند. اوج ناامیدی زمانی بود که از رمضانعلی سبحانی‌فر در مورد توییتر سوالی پرسیدم و او با گفتن جمله «وارد این مباحث نشو» از من خواست دست بردارم. تنها دلخوشی من این بود که برای نخستین بار یکی از نمایندگان خانم و از جوانان تازه‌وارد مجلس عضو این کمیته شده بود، با اینکه او هم سابقه‌ای در حوزه فناوری اطلاعات نداشت. مهم‌ترین مبحثی هم که در این چند ماه کمیته تخصصی ارتباطات به آن پرداخت، سوال از وزیر در مورد کارمندان شرکت

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 20

سال بد، سال اشک، سال شک

سال ۹۵ برای من به سال‌های خشکسالی و دروغ شبیه بود و شاید برای شما هم همین‌طور. امسال هم خبرها هر روز با همان هیجان همیشگی‌شان از راه رسیدند، اما خبرهای خوب در راه نبودند. حمله به فین‌تک‌ها و بستن درگاه‌های آنها از اسفندماه ۹۴ شروع شد و بالاخره دی‌ماه امسال سندی به تصویب رسید که نه جامعه فین‌تک‌ها از آن راضی بودند و نه مسئولان دولتی آن را کارآمد می‌دانستند. تیرماه هم خبر حمله هکرها به سایت‌های دولتی و نقش بستن تصویری از صدام در صفحه اول این سایت‌ها به گوش رسید که بیشتر شبیه ماراتن هکرها بود. ابتدا سایت مرکز آمار هک شد و پس از آن سایت سازمان ثبت اسناد و املاک و بعد هم دو سایت وابسته به قوه قضاییه و در نهایت سایت روزنامه «الوفاق» وابسته به خبرگزاری ایرنا. تابستان داغ نیز با تراژدی تعرفه‌های مخابراتی از راه رسید. بحث تعرفه‌ها دیگر بین مسئولان دهان به دهان نمی‌گشت. حالا مردم کوچه و بازار هم از تعرفه‌ها حرف می‌زدند، تعرفه‌هایی که در نهایت باز هم گران شد. اما پاییز فصل رنگ‌ها بود، لیکن رنگ نزد این کهنه‌قبای ژنده را. پاییز فصل دلسردی دوباره فین‌تک‌ها بود. بحث بر سر آنها باز هم بالا گرفته بود و این

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 20

لبخند دانشگاه‌ها به ایده‌ها

کارآفرینی در حال تبدیل شدن به غایت دانشگاه‌هاست؛ اغلب دانشگاه‌های دنیا مدت‌هاست در این مسیر حرکت می‌کنند. ایده روح شرکت‌های دانش‌بنیان و دانشگاه گهواره ایده‌هاست. در ایران از مدت‌ها پیش دانشگاه‌ها حرکت‌های پراکنده‌ای در جهت حمایت از ایده‌پردازان کارآفرین آغاز کردند. در سال ۹۵ این حمایت‌های آکادمیک شدت گرفت و ترس مدیران دانشگاهی جای خود را آرام‌آرام به شجاعت پر و بال دادن به جوانان تحصیل‌کرده‌ای داد که پر از شور و نیروی جوانی و خلاقیت‌اند. سال ۹۴ علاوه برای دانشگاه‌هایی مانند شریف، خواجه نصیر و علم و صنعت، که اقداماتی در زمینه برگزاری رویدادها و حمایت از ایده‌ها داشتند، دانشگاه آزاد نیز وارد گود شد و در سال ۹۵ این روند شدت قابل ملاحظه‌ای گرفت. رویدادهای دانشگاهی در زمینه کارآفرینی در سال ۹۵ به سرعت از پایتخت به سمت مناطق پیرامونی کشور تسری یافت. اراک، ایلام، قزوین، مشهد، شیراز و بسیاری از مراکز استانی و شهرهای ایران صحنه برگزاری رویدادهای دانشگاهی شد. چندی پیش معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری تایید و تاکید کرد که حدود ۷۵ درصد این رویدادهای کارآفرینی و همایش‌های مربوط به شرکت‌های دانش‌بنیان در زمینه آی‌تی بوده است. این روند حاصل نوعی تغییر رویکرد به نظام آموزش عالی در سطوح بالای مدیریت اجرایی کشور است

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 16

انسان‌‌ها و برچسب‌ها

انسان‌ها ناگزیر هستند برچسب بزنند. ما نیازمند این نام‌ها هستیم که آنها را تکثیر کنیم، تعمیم دهیم و روی خودمان و دیگران بچسبانیم تا درک‌شان کنیم. تا خودمان را درک کنیم. من یک روزنامه‌نگار هستم. او یک روحانی است. ما ایرانی هستیم. آنها خارجی هستند. شما موفق هستید. دیگران شکست خوردند. بقیه دشمن هستند. تو یک مهندس هستی… هرچند این برچسب‌ها به واقع کمک می‌کنند ما جهان پیرامون‌مان را درک کنیم و در میان این همه آشوب و بی‌نظمی برای خودمان مکعبی کوچک از نظم و درک بسازیم، اما نباید فراموش کنیم این برچسب‌ها، نام‌ها، شغل‌ها و سمت‌ها را، ما خودمان ساخته‌ایم و آنها شاید حقیقت داشته باشند، لیکن لزوماً واقعیت ندارند. ما آنها را خود ساخته‌ایم و باور کردن‌شان ورای آنچه که هستند، خطرناک است. نه تنها وقتی قبول کنیم که هر کسی را می‌توان با سابقه، گرایش، جنسیت، سن، طبقه، تحصیلات و هزاران مولفه دیگر به راحتی قضاوت کرد قدم در راه فاشیسم برمی‌داریم، بلکه حتی خطرناک‌تر از آن این است که برچسب‌هایی را که بر خود زده‌ایم باور کنیم. باور کنیم که در تعاریف دیگران از خودمان محصور شده‌ایم یا در تعاریف خودمان از خودمان غرق شده‌ایم. باور عمومی است که گسترش و سرعت اطلاعات این حصار

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 16

گره‌ای باز نشد

همه منتظر بودند تا یک دستورالعمل آنها را از سرگردانی درآورد، دستورالعملی که قرار بود مشخص کند برای فعالیت در حوزه تجمیع‌کنندگان قرار است حرف آخر را مرکز توسعه تجارت ‌الکترونیکی بزند یا بانک مرکزی. انتظارها تقریباً پس از یک سال به نتیجه رسید و درست در اوج صحبت کردن در مورد حمایت از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های فین‌تک، دستورالعملی منتشر شد که همه فعالان این بخش را متعجب کرد. درست است که دیگر زمان انتظار به سر آمده بود، اما نتیجه آن ‌چیزی نبود که مدیران در این دوره زمانی اینجا و آنجا نوید آن را می‌دادند. در واقع صورت‌مساله حل‌نشده باقی مانده بود و هیچ کس به این سوال پاسخی نداده بود. زمانی که بحث صدور مجوز برای تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت مطرح شد، بسیاری با این بهانه که آنها مجوزهای لازم را ندارند، تصمیم به مسدود یا محدود کردن فعالیت آنها گرفتند، اما برخی از آنان که شفاف‌تر عمل می‌کردند تصمیم گرفتند مجوزهای لازم برای فعالیت‌شان را دریافت کنند. وقتی به سراغ مرکز توسعه تجارت الکترونیکی رفتند، آنان اعلام کردند چون فعالیت‌شان مربوط به حوزه مالی کشور است، باید مجوز خود را از بانک مرکزی بگیرند، وقتی هم که سراغ بانک مرکزی رفتند مدیران آنجا گفتند فعالیت شما مجازی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 43 ورودی ورودی صفحه 17

گردش به کدام سمت؟

ورود نخستین بانک‌های خصوصی به کشور، تغییرات عمده‌ای در سرویس‌دهی به مشتریان ایجاد کرد. این تغییر الگو به فاصله کوتاهی، بانک‌های دولتی را نیز به دنبال خود کشاند و در نهایت آنچه حاصل شد، رضایت بیشتر مردم بود. اما چند سال بعد تعداد بانک‌های خصوصی آن‌قدر زیاد شد که سردرگمی مردم را به دنبال داشت، بانک‌هایی که با توجه به سیاست‌های بانک مرکزی، همگی خدمات مشابهی را به مردم ارائه می‌دهند و در مقابل وارد مقوله‌هایی چون بنگاه‌داری شدند و در نتیجه اکنون به یکی از معضلات سیستم اقتصادی کشور تبدیل شده‌اند. اکنون رگولاتوری ارتباطات کشور همان راهی را در پیش گرفته است که سال‌های پیش بانک مرکزی رفت. صدور ده‌ها مجوز اپراتوری ثابت و همراه، گرچه با هدف از بین بردن انحصار و تنوع‌بخشی به خدمات و کاهش تعرفه‌ها انجام شده است، اما از هم‌اکنون می‌توان به سادگی پایان این راه را دید. بررسی بازارهای ارتباطات در کشورهای مختلف نشان می‌دهد تعداد بازیگران این عرصه، ارتباطی منطقی با تولید ناخالص داخلی، جمعیت، مساحت و پارامترهایی از این دست ندارد. این موضوع بیشتر متاثر از نگاه رگولاتور است. در آمریکا رگولاتوری بیشتر به مقابله با انحصار و دامپینگ توجه دارد و تعداد اپراتورها را قواعد بازار تعیین می‌کند. در مقابل،

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 43 ورودی ورودی صفحه 17

فین‌تک، توفانی که در ایران نسیم شد

تکنولوژی مانند هوایی است که در آن نفس می‌کشیم. بخشی جدانشدنی از زندگی روزمره ما که در تمام حوزه‌ها با دستانی پرتوان می‌رسند به داد انسان ناتوان. صف‌های طولانی بانک‌ها هم به دنبال راه‌ چاره‌ای در دنیای تکنولوژی بود و همین امر سبب شکل‌گیری صنعت جدیدی به نام فین‌تک‌ها در حوزه تکنولوژی شد. بیش از یک دهه از شروع فعالیت فین‌تک‌ها در سطح جهان می‌گذرد و بر اساس آمارهای جهانی از سال ۲۰۱۰ تاکنون، بیش از ۵۰ میلیارد دلار در ۲۵۰۰ شرکت سرمایه‌گذاری شده و در پنج سال گذشته، سرمایه‌گذاری در صنعت فین‌تک، بیشتر بر ارائه خدمات پرداخت در حوزه خرده‌فروشی آنلاین، متمرکز بوده است. در دو حوزه اروپا و آسیا-اقیانوسیه، میزان سرمایه‌گذاری در حوزه فین‌تک، در سال ۲۰۱۵ با رشد ۷۵ درصدی مواجه شده و به ۳/۲۲ میلیارد دلار رسیده است. ۷۸ درصد از این سرمایه‌ها به سمت صنعت بانکداری، ۹ درصد به سمت شرکت‌های مدیریت دارایی و یک درصد به صنعت بیمه سرازیر شده است. در حال حاضر حوزه آسیا-اقیانوسیه با اختصاص حدود ۱۹ درصد از فعالیت‌های تامین مالی جهانی به خود، پس از حوزه آمریکای شمالی، بزرگ‌ترین منطقه سرمایه‌گذاری در حوزه فین‌تک به شمار می‌رود. چین با اختصاص ۴۵ درصد سرمایه‌گذاری‌ها به خود، حرف اول را در

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 18

اینجا ایرانه ها

با شک در حالی که با فنجان چای خود بازی می‌کرد گفت:«یعنی شما می‌گویید تمام اطلاعات‌مان را روی سایت بگذاریم؟» و ما با تعجب به او نگریستیم و ناباورانه پرسیدیم چه اشکالی دارد؟ پس قانون دسترسی آزاد به اطلاعات چه می‌شود؟ بعد از مصاحبه‌ هم چند بار جمله او در ذهنم تکرار ‌شد. چرا باید حق دانستن مردم آن‌قدر عجیب باشد؟ سال گذشته هم وقتی این قانون به مرحله اجرایی رسید، کارشناسان گفتند انتظار نداشته باشید تمام مدیران به این زودی زیر بار تبادل اطلاعات بروند، اما به هر حال این قانون یک انقلاب بزرگ در پیاده‌سازی دموکراسی است. یادداشت‌ها و گزارش‌ها نیز همه این قانون را ‌ستوده‌اند. اواخر آذرماه که منشور حقوق شهروندی رونمایی شد باز همه زبان به مدح و ستایش گشودند و دوباره نوشتند اجرایی شدن آن زمان‌بر است. اتفاقاً دسترسی آزاد به اطلاعات جزئی از این منشور است، اما با نگاه سریع به این طومار ۱۲۰ ماده‌ای، لحظه‌ای همه فکر کردند شاید در کشور دیگری زندگی می‌کنند. اینجا سوئیس است یا ایران؟ مردم کوچه و خیابان همه با خنده می‌گفتند اینجا ایرانه‌ها! مگر می‌شود اطلاعات سازمان‌ها را به راحتی به دست آورد؟ پس از گذشت یک سال هنوز بسیاری اعتقاد دارند اجرایی شدن این‌گونه قوانین نیاز

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 18

بازی بومی، صنعت ملی

۱ در ایران حدود ۵۰ میلیون نفر کاربر اینترنت هستند و بازی‌بازهای فعال چه با رایانه چه تبلت چه گوشی همراه، حدود ۲۰ میلیون نفر. در همین حال برآورد می‌شود ایرانی‌ها هر ماه بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان صرف خرید بازی می‌کنند. به طور متوسط یک ساعت و نیم در روز برای آن در داخل کشور وقت صرف می‌شود. اما نکته فاجعه‌بار آنجاست که ۹۵ درصد از بازی‌های ویدئویی در بازار غیربومی هستند. با توجه به این تعداد آمار و استفاده از بازی‌های ویدئویی، به ایجاد مرکز داده بازی‌های ملی نیازمندیم. ۲ طی پنج سال گذشته، بازی‌های تلفن همراه رشد خوبی از خود نشان داده‌اند و در حال حاضر بازی‌های گوشی‌های هوشمند سالانه حدود ۳۴/۸ میلیارد دلار درآمد عاید سازندگان خود می‌کنند. بازی‌های آنلاین نیز در چند سال گذشته مخاطبان زیادی را جذب خود کرده‌اند و انتظار می‌رود این بخش به‌زودی افسار صنعت گیم دنیا را در دست بگیرد. ۳ طبق اعلام موسسه newzoo، ایران توانسته جایگاه سی و ششم را، از بین کشورهای فعال در زمینه تولید بازی‌های رایانه‌ای، به خود اختصاص دهد و درآمد صنعت گیم این کشور تا پایان سال ۲۰۱۵، از مرز ۱۹۴ میلیون دلار عبور کرده است. این در حالی است که تولیدکنندگان ایرانی

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

در انتظار دست‌های بزرگ‌تر

واژه پارک برای ما کودکان دهه ۶۰، آن معنای پرطراوات دهه‌های پیشین یا مفهوم پروسوسه دهه‌های بعدی را ندارد.اگر برای پیشینیان ما پارک فضایی بود غربی و مدرن و جایگزینی برای مفهوم باغ ایرانی، برای ما این بوستان‌‌های تکراری شهری هیچ ‌وقت آن طنین اجتماعی را نداشتند. اگر برای نوجوانان امروز پارک محلی است برای گریختن از حصار تنگ خانه و به رخ کشیدن توان عبور از هنجارهای اجتماعی، برای ما پارک بیشتر حصار امنی بود که تفریح خیابانی به شمار نمی‌آمد و مجاز شمرده می‌شد. انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و اقتصاد و فرهنگ برجای‌مانده از جنگ و انقلاب، پارک‌ها را نیز- تقریباً مانند هر جنبه دیگری از زندگی ما، تبدیل به شانسی کرده بود که باید برای رسیدن و ماندن به آن می‌جنگیدیم. در یک کلام، پارک جایی بود که باید بزرگ‌تری دست تو را می‌گرفت تا به آن برسی. همین و بس. ماجرای پارک‌های علم و فناوری هم برای ما کودکان دهه فناوری اطلاعات، خالی از همین تکرار یک طنز تلخ تاریخی نیست. فضاهای نه‌چندان سبزی، که مهم نیست در دل شهر یا در پشت کوه‌‌ها و دامان تپه‌‌ها قرار گرفته باشند، باز هم مأمنی برای آی‌تی نیستند. تعداد شرکت‌های ماندگار و تاثیرگذار حوزه فاوا که از دل

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

نقض آتش‌بس

۲۳ آذر ۹۵ شاید برای برخی رسانه‌ها و ناظران بیرونی، خبر مهمی داشت، اما برای آنها که هفت سال گذشته را از نزدیک دنبال کرده‌اند، روزی بود مانند همه روزها، روزی که داستان دنباله‌دار و تمام‌نشدنی اختلافات دولت و مالکان شرکت مخابرات ایران، باز هم ورق خورد.این بار سازمان خصوصی‌سازی اعلام کرد مجموع چک‌های برگشتی خریداران مخابرات به هزار میلیارد تومان رسیده و بدین ترتیب، قرارداد واگذاری شرکت مخابرات ایران به کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین (تام)، فسخ می‌شود. این سخنان که البته ادامه مهمی داشتند، تا همین‌جا مورد توجه رسانه‌های عمومی قرار گرفتند و صبح فردا صفحه یک روزنامه‌ها تیترهای بزرگی با این موضوع داشتند. اما اگر کسی توجه می‌کرد که سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرده است اگر «تام» پول را بدهد باز هم می‌تواند مالک باشد، شاید اندازه تیترها به این بزرگی نبود.این تهدید مسبوق به سابقه اما چقدر با عملیاتی شدن فاصله دارد؟ احتمالاً میلیون‌ها سال نوری.اولاً، مالکان مخابرات که برای به دست آوردن آن، رقبای بالقوه و بالفعل را به روش‌های گوناگون از میدان به در کردند و هفت سال تمام با دو دولت مختلف جنگیدند، آیا به همین سادگی این شرکت را دو دستی تقدیم دولت می‌کنند و کنار می‌روند؟ثانیاً، دولت در سال‌هایی که با رکود عمیق

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

من گنگ نیستم

خواندن گزارش‌های بین‌المللی سالانه یکی از عادت‌های من شده است. به عنوان یک خبرنگار، هر ساله منتظر زمان انتشار این گزارش‌ها هستم تا ببینم رتبه ایران چه میزان ارتقا یافته است و جالب اینجاست که تقریباً در هر دوره، قبل از خواندن گزارش‌ها، نسبت به صعود رتبه ایران اطمینان دارم، اما دیدن جداول گزارش‌ها درست مثل ریختن آب سرد روی سرم می‌ماند.تقریباً در دهه گذشته هیچ‌گاه نشده است که از دیدن یا خواندن گزارش‌ها خوشحال شوم. در هر گزارش شاید نمره ایران نسبت به نمره دوره گذشته افزایش داشته باشد، اما رتبه‌اش یا ثابت مانده یا حتی تنزل کرده است. همیشه این سوال برایم پیش می‌آید که پروژه‌هایی که در این دوره زمانی در کشور اجرا شده، چرا هیچ تاثیری روی جدول رده‌بندی نگذاشته است، مگر غیر از این است که تعداد زیادی از سرویس‌های الکترونیکی دولتی و غیردولتی الکترونیکی شده‌اند و وزارت‌خانه‌های مختلف در جهت الکترونیکی کردن سرویس‌های خود گام برداشته‌اند؟مگر غیر از این است که شبکه ملی اطلاعات در حال تکمیل است و تقریباً تمام ارتباطات دولت به صورت الکترونیکی انجام می‌گیرد یا حتی مگر غیر از این است که پهنای باند کشور در یک دوره زمانی کوتاه چند برابر شده، یا تعداد مشترکان استفاده از اینترنت به

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

گذار از انقلاب صنعتی

وقتی صحبت از پارک‌های علمی و فناوری به میان می‌آید، معمولاً اولین تصویری که به ذهن‌مان خطور می‌کند، جایی هیجان‌انگیز با پیشرفته‌ترین امکانات فناورانه است. با کمی اغراق شاید محیط آن شبیه فیلم‌های علمی-تخیلی باشد که غالباً عنصر ثابت آنها یک پایگاه تحقیقاتی است، با اشیایی که کنترل امور را به دست گرفته‌اند و چیزی به نام عامل انسانی، کمرنگ شده است. اگر بخواهیم دست از کلیشه‌های رایج در مورد این پارک‌ها برداریم و به واقعیت برگردیم، باید بگوییم پارک‌های فناوری محلی برای پیوند دانشگاه‌ها با بازار کسب ‌و ‌کار هستند، یا دست‌کم بهتر است بگوییم قرار بود دری برای صاحبان نوآوری باز کنند تا به نتیجه درست ‌و ‌درمانی از دود چراغ خوردن‌های خود برسند، ضمن اینکه با تزریق فناوری به جامعه، زندگی را برای همه دلچسب و آسان کنند. اما این در بر پاشنه دیگری چرخید. با وجود اینکه نمی‌توانیم منکر دستاوردهای علمی و تحقیقاتی این پارک‌ها شویم اما باید این واقعیت را هم بپذیریم که برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، خروجی پارک‌های علمی و فناوری در کشور نتوانسته از محصولات صنعتی فراتر رود، محصولاتی که سرعت بازگشت سرمایه به مولدان آنها بسیار بیشتر از حوزه خدمات است و همین موضوع باعث شده سیاست‌گذاران اغلب این پارک‌ها تمرکز اصلی

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

رویای نیمه‌شب تابستانی

تابستان‌ها‌ همه چیز قشنگ بود. آخرین امتحان را که می‌دادیم، کتاب‌های علوم و ریاضی را ریز ریز پاره می‌کردیم و مثل برف می‌پاشیدیم روی سرمان. خندان و خوشحال برمی‌گشتیم خانه و وعده‌های قبل از امتحان را پی‌ می‌گرفتیم. فصل درس و مدرسه تمام شده بود و ما اجازه داشتیم برویم دنبال بازی و آزادی. کابل‌های کامپیوتر از بالای کمد مادرمان به پایین می‌‌آمد. دوره سگا و میکرو گذشته بود، حالا یاد گرفته بودیم با کامپیوتر بازی کنیم. اکانت یاهو بسازیم و با غریبه‌ها چت کنیم. آدم‌های سیمز را بندازیم به جان هم و سر و سامان بدهیم، در paint نقاشی بکشیم. کم‌کم پای GTA هم به میان‌مان باز شد. باید پنج هزار تومان جور می‌کردیم تا سی‌دی بازی بخریم و وارد دنیای شگفت‌آوری شویم که ساعت‌ها وقت‌مان در خیابان‌ها و پشت فرمان ماشین‌هایش صرف می‌شد. یاد گرفتیم هر مشکلی برایمان پیش آمد، آن را در اینترنت جست‌وجو کنیم. وبلاگ ساختیم و قالب‌های رنگارنگ روی آن سوار کردیم، موسیقی برایش گذاشتیم و از هر غریبه و آشنا خواستیم بیاید به وبلاگ ما سر بزند.اما همین که هوا رو به اعتدال پاییزی می‌رفت، کمی که می‌گذشت، باز از پای کامپیوترمان بلند می‌کردند و می‌نشاندند پای کتاب و «گام به گام» تا درسخوان

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

ادراک اشتراکی

هیجان خاصی در صدای مرد است. «آخ آخ لیز خورد.» از ساختمان خودش و از فاصله دور محو تماشای لیز خوردن ماشین‌ها در یک صبح برفی شده است. انگار در یک حفاظ امن قرار گرفته باشد و از حادثه لذت ببرد. ماشین‌ها به هم می‌خورند و شیشه یکی خرد می‌شود، دیگری نزدیک است کسی را زیر بگیرد و طرف با خوش‌شانسی خودش را پرت می‌کند آن طرف. احتمالاً مرد بیچاره آن موقع به این فکر می‌کند که چقدر بی‌دلیل چند میلیون تومان خسارت خورده، اما مرد دیگری که از تماشای حادثه لذت می‌برد، خوشحال است که هیچ خسارتی از این ماجرا به او وارد نمی‌شود. او لذتش را از لنز دوربینش به میلیون‌ها بیینده‌ای که در شبکه‌های اجتماعی آن را تماشا کردند منتقل کرد. ما همه از لنز دوربین او، به بدبختی دیگران و فرارشان از ماشین‌های از کنترل خارج‌شده، نگاه کردیم و مثل او لذت بردیم. فیلمبردار آن صحنه به این فکر می‌کند که چه تصاویر نابی را شکار کرده است. ما هم در حریم امن خودمان پشت شومینه نشسته‌ایم و از لیز خوردن ماشین‌ها و آدم‌ها و دیدن این صحنه‌های هیجان‌انگیز کیف می‌کنیم.اگر خیلی کیفور شویم هم آن را با چند حرکت انگشت برای دوست و فامیل می‌فرستیم

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

جدال قدیم و جدید

مانند تمام حوزه‌های دیگر در اقتصاد تجاری نیز کسب و کارهای جدید ضمن ورود به ایران با سرعت بالایی توسعه پیدا کردند و جامعه تشنه نوسازی روی خوش به این فضای تازه نشان داد. و باز هم مانند تمام شئون دیگر زندگی ایرانیان فعالان قدیمی و آنها که دقیقاً نمی‌دانستند چه اتفاقی روی داده یا می‌دانستند و نمی‌توانستند خود را با شرایط تازه تطبیق دهند، واکنش نشان دادند. بدیهی است صاحبان کسب‌ و کارها و اصناف قدیمی نگران از دست رفتن بازار خود و به خطر افتادن امنیت سرمایه‌شان باشند اما چنانچه بازار کسب ‌و کارهای جدید فراتر از رقابتی معمول، برخی اصناف و مشاغل سنتی و به خصوص فروشگاه‌های غیرمجازی را از دور خارج کند، آنها نباید نقش خود را در به ‌وجود آوردن چنین وضعیتی نادیده بگیرند. همه ما اکنون داستان شکل‌گیری دیجی‌کالا، یکی از استارت‌آپ‌هایی که امروز به غولی در بازار ایران تبدیل‌شده، را می‌دانیم. اغلب ما تجربه مغبون شدن در شیوه‌های سنتی خرید را، به خصوص در بازار لوازم الکترونیکی و دیجیتال داریم. راز موفقیت دیجی‌کالا و استارت‌آپ‌هایی از این دست را نبوغ و توانایی در استفاده از فناوری برای راه‌اندازی یک کسب و کار دانسته‌اند. اما اینها شرط‌هایی بی‌اثر بودند اگر شرط لازم که همانا

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

شریک آنها، رفیق ما

این روزها سرمایه خارجی مستقیم در ایران بیشتر از ابزار توسعه اقتصادی یک اهرم سیاسی است. گواه هم آنکه بیشتر از اینکه میزان، ملیت و جنس سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران مهم باشد، این نکته که سرمایه‌گذار خارجی کدام شریک داخلی را به عنوان نماینده پیدا یا پنهان خود برگزیده است، اهمیت دارد. از خلال همین انتخاب است که مشخص می‌شود سرمایه به کدام یک از دسته‌بندی‌های سیاسی یا به عبارت بهتر، طیف‌های سیاسی ایران، تعلق دارد. طی سه سال اخیر فقط دو طیف آشکارا در این میدان بازی کرده‌اند؛ دولت با ویترین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و فرادولت به نمایندگی بنیادها. هر کدام نیز به فراخور تعلق‌شان به تجارت جهانی و داخلی شریک خارجی‌شان را برگزیده و همکار طرف مقابل را کوبیده‌اند. آفریقایی‌ها و چینی‌ها از MTN گرفته تا هواوی برگ‌های برنده فرادولت تاکنون بوده‌اند و از طرف دیگر اروپایی‌ها و کره‌ای‌ها در زمین دولت بازی کرده‌اند؛ از سامسونگ گرفته تا زیمنس و اریکسون و البته روس‌ها در پوشش صندوق‌های اسکاندیناوی. به تبع علاقه انکارنشدنی دولت یازدهم به عادی‌سازی روابطش با آمریکا، حتی می‌توان رد ایالات متحده را نیز در سرمایه‌هایی که ایرانیان آمریکایی‌تبار حامل آنها هستند، دید. طبیعتاً در همین جغرافیاست که این پول

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

وزش نسیم تغییرات

داغ شدن موضوع دریافت جواز کسب از سوی فروشگاه‌های مجازی طی ماه‌های اخیر، نشان‌دهنده وزیدن باد تغییر بر سر این فروشگاه‌هاست؛ تغییری که کسب و کارهای این حوزه مدتی است انتظار آن را می‌کشیدند.شکل‌ گرفتن کسب و کارهای جدید و افزایش حجم مبادلات تجاری انجام‌شده در فضای مجازی نشان‌دهنده رشد این فروشگاه‌ها و در نهایت تاثیرگذاری آنان در بازار آتی تجارت است. از همین رو بخش‌هایی که تاکنون به دلیل شکل سنتی خود به این‌گونه فعالیت‌ها بی‌توجه بودند و آنها را فعالیت‌هایی نه‌چندان جدی می‌دانستند، این فعالیت‌‌ها برایشان جدی شد و قانون‌گذاری یا ساماندهی این بازار برایشان اهمیت یافت.در اصل متوجه شدند فناوری را نمی‌توانند نادیده بگیرند و در مقابل تغییرات ناشی از آن نیز نمی‌توانند مقاومت کنند و اگر می‌خواهند آسیب نبینند باید با آن همسو شوند و آن را به‌ کار گیرند.با وجود اینکه این تفکر در میان راهبران این بخش از بازار شکل گرفته است هنوز بدنه بازار با این تفکر مخالف هستند و فکر می‌کنند به روش‌های گذشته می‌توانند فعالیت خود را ادامه دهند و اگر «به قول آنها چند جوان» دست به ابتکاری زدند که کسب و کار آنها را از سکه انداخته، به‌ جای اینکه سعی کنند آنان را تشویق به ادامه مسیر کنند

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

یک افق باثبات بسازیم

اغلب ما پول را دوست داریم و نمی‌توانیم در برابر فریبندگی آن مقاومت کنیم؛ به خصوص پولی که هنگفت باشد و بوی فرنگ را هم بدهد. تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد. مشکل آنجایی شروع می‌شود که برای داشتن آن تلاشی نکنیم و هم خدا را بخواهیم، هم خرما را.آنهایی که سررشته‌ای از اقتصاد و زیرمجموعه‌های آن دارند، می‌دانند که وقتی بودجه یک کشور کفاف انجام پروژه‌های آن را نمی‌دهد، باید به دنبال جذب سرمایه به ویژه در حوزه آی‌سی‌تی و فناوری به عنوان پیشران توسعه کشور رفت. هر چند آن‌گونه که از محتویات برنامه ششم توسعه هم برمی‌آید بخشی از سیاست‌گذاران به اهمیت این موضوع در رشد و پیشرفت کشور پی برده‌اند اما هنوز زیرساخت‌های لازم برای آن را فراهم و تلاشی در جهت رفع موانع آن نکرده‌اند.برقرار نبودن مراودات بانکی، عدم شفافیت صورت‌های مالی و بسیاری موارد دیگر ریسک سرمایه‌گذاری در ایران را بالا برده و با وجود امضای برجام، هنوز عدم ثبات اقتصادی همچون مهری بر پیشانی کشور چسبیده است. همین مساله سرمایه‌گذاران خارجی را از حضور و فعالیت در ایران بازمی‌دارد. آن دسته هم که از این اوضاع چشم‌پوشی می‌کنند و با دید مثبت به کشور می‌آیند با دیدن موانع و چالش‌های مختلف از جمله پیچیدگی‌های

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 17

آنکه گفت آری، آنکه گفت نه*

۱ صبح روز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۳، احمد خرم وزیر راه‌ و ترابری وقت، برای افتتاح فاز یک فرودگاه امام خمینی(ره) راهی اتوبان قم شد؛ اما ساعتی بعد با عصبانیت و ناراحتی آنجا را ترک کرد. آنچه پیش آمد، بعد گذشت سال‌ها، هنوز هم باعث شرمساری همه است. فرودگاه افتتاح نشد و اولین هواپیمایی که قرار بود در باند بنشیند، با هدایت میگ‌های نظامی راهی فرودگاه مهرآباد شد. مدتی بعد وزیر استیضاح شد و بعد از گذشت ۱۲ سال، هنوز فرودگاه امام خمینی(ره) به اهداف از پیش تعیین‌شده نرسیده است.گرچه هیچ‌ گاه به صورت رسمی اعلام نشد و خرم نیز به‌رغم وعده قبلی در جلسه استیضاح خود سخنی از ماجراهای آن روز به میان نیاورد، اما بارها و بارها گفته شده است که اگر وزیر سهمی از سود این فرودگاه برای شبه‌دولتی‌ها در نظر می‌گرفت، چنین اتفاقی رخ نمی‌داد و فرودگاه امام، اکنون نه در مقام یازدهم منطقه که شاید اول بود (هرچند این احتمال به عوامل متعدد دیگری هم وابسته است).۲ نیمه دوم سال ۸۴ و پس از کش ‌و قوس‌های فراوان، سرانجام اپراتور دوم آغاز به کار کرد و حدود یک سال بعد سیم‌کارت‌هایش را به بازار فرستاد. برخلاف وزیر راه‌ و ترابری، مدیران وزارت ارتباطات ‌و فناوری اطلاعات،

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 41 ورودی ورودی صفحه 17

هوا از سنت‌هایمان آلوده است

بیایید چشمان‌مان را ببندیم… احتیاجی به بستن نیست، چشمان‌مان دیگر جایی را نمی‌بیند. هفته پیش آلودگی هوا مجال دیدن آسمان را به ما نداد. بیایید قدم در آینده بگذاریم و به دورانی برویم که زندگی شهری طوری شود که نتوانیم از خانه خارج شویم، ابرهای سیاه بالای سر ما رژه می‌روند و تغییرات اقلیمی، یا ما را مقابل گرمای سوزان کباب می‌کند یا از سرما منجمد می‌کند. در چنین شرایطی راه‌حل ما برای بقا چیست؟ قطعاً آخرین سنگر ما آی‌تی است. در اینکه فناوری اطلاعات می‌تواند بخش زیادی از مشکلات آلودگی و زیست‌محیطی را حل کند، شکی نیست و بسیار در این زمینه قلم‌فرسایی شده است. تا چند سال اخیر اکثراً بر این باور بودند که چنین بهره‌ای از آی‌تی نیازمند زیرساخت‌های گسترده و اینترنت بسیار مناسب است با این حال کافی است این سال‌ها که اینترنت بسیار پیشرفت کرده، نگاهی به وضعیت بیندازیم تا متوجه شویم مشکل زیرساخت نبود. طبق معمول بیش از آنکه فناوری جلوی دست و پای ما را بگیرد این فرهنگ و سنت است که مانع پیشرفت‌مان می‌شود. با وجود اینکه زیرساخت‌ها، فناوری‌های تولید و ابزارهای ارتباطی پیشرفت چشمگیری داشته‌اند و هر سال چند ده پورتال دولتی رونمایی می‌شود، با این حال خدمات دولت الکترونیکی هنوز

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 16

پاییز پدرسالار

فناوری‌های واژگون‌گر*: ابداعاتی هستند که یک بازار یا زنجیره‌ای جدید از ارزش می‌سازند و در نهایت یک بازار یا زنجیره ارزش موجود را واژگون می‌کنند. پاییز همیشه شروع فصل سرد برای استارت‌آپ‌هاست. گویی تابستان که تمام می‌شود مدیرانی که شش ماه اول را در گرما چرتی بهاری زده‌اند، ناگهان از خواب بیدار می‌شوند تا چند برگ سبز دیگر را به زمین بیندازند؛ تاکنون امنیت، حاکمیت و مالکیت ابزارهای این هرس کردن تجاری بوده‌اند. این است که در پاییز پربیننده‌ترین شبکه به‌اشتراک‌گذاری ویدئویی کشور با محدودیت جدی و حکم قضایی مواجه می‌شود، یک اپراتور وقتی نمی‌تواند موفق‌ترین بازارچه نرم‌افزارهای موبایل را بخرد خودش یک برنامه میلیاردی تلویزیونی در زمستان راه می‌اندازد و وقتی بانک‌ها نمی‌توانند خودشان پا به پای نیازهای کاربران حرکت کنند شب عید یک‌دوجین سایت را فله‌ای فیلتر می‌کنند. ایستگاه بعدی کجاست؟ فقط آن سرمایه‌گذاری که قبلاً از صافی سرمایه‌گذاری در اپراتور دوم گذشته حق دارد در یک استارت‌آپ حمل و نقل شهری میلیاردی هزینه کند و اگر شما یکی از معاونت‌های ریاست جمهوری را الی‌الابد زیر نگین ندارید بهتر است اصلاً به سرمایه‌ خارجی فکر نکنید. چنین روندهایی از خودی‌سازی تجارت، کسب و کار و سرمایه نه تنها در کشور ما که در جهان هم بیگانه نیست. روزگاری

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 16

چتری برای هیچ‌ کس

نماد اعتماد و صدور آن، نیمه اول امسال جزو خبرسازهای حوزه فناوری اطلاعات بود. در ابتدای سال هنوز مهر تحویل سال خشک نشده بود که تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت برای اینکه بتوانند رفع توقیف شوند به دنبال دریافت نماد اعتماد بودند و فعالان این حوزه نیز به آنان قول همکاری دادند، پس از آن زمانی که هنوز مقررات‌گذاری برای تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت به پایان نرسیده بود ایجاد محدودیت برای چند فین‌تک مجدداً توجه‌ها را به سمت نماد اعتماد جلب کرد چرا که رگولاتور حوزه بانکی معتقد بود آنان باید ابتدا نماد اعتماد دریافت کنند. تمامی آن سر و صداها و هیاهوهای خبری در نهایت با توافق بانک مرکزی و مرکز توسعه تجارت الکترونیکی بابت صدور نماد اعتماد برای این کسب و کارها آرام گرفته بود که مدیرعامل شرکت پست اعلام کرد از این پس صدور نماد اعتماد طبق اساسنامه بر عهده این شرکت خواهد بود. پس از تصویب قانون تجارت الکترونیکی و شکل‌گیری و تاسیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی یکی از بخش‌های موفق بخش صدور نماد اعتماد برای فروشگاه‌های الکترونیکی بود به ‌گونه‌ای که با گذشت تقریباً شش سال به بیش از ۲۰ هزار فروشگاه اینترنتی نماد اعتماد داده ‌است. اما نقطه موفقیت این مرکز فقط در صدور نماد اعتماد به

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 40 ورودی ورودی صفحه 17

زنده‌باد غافلگیری

دوستی تعریف می‌کرد سال‌ها پیش در جریان ساخت یکی از سدهای کشور، سازمان هواشناسی طی نامه‌ای رسمی هشدار داد یک ماه دیگر در منطقه‌ای که شما مشغول کار هستید، سیل خواهد آمد؛ اما مدیران پروژه توجهی به این نامه نکردند. مدتی بعد دوباره نامه آمد که دو هفته دیگر سیل خواهد آمد؛ باز هم کسی توجه نکرد. دوباره نامه آمد که سه روز دیگر سیل خواهد آمد و باز هم بی‌توجهی و سرانجام سیل آمد و میلیاردها تومان خسارت وارد کرد. البته خبر این اتفاق به رسانه‌ها نرسید اما اگر می‌رسید هم طبیعتاً مدیران پروژه در توجیه بی‌عملی خود، جمله‌ای آشنا در آستین داشتند:«غافگیر شدیم.»ایران کشور غافلگیری‌هاست. ۳۸ سال پیش وقتی آخرین شاه ایران با هلی‌کوپتر یکی از راهپیمایی‌های میلیونی مردم را دید، از شدت عصبانیت نمی‌دانست چه کند. چطور زیر گوش او چنین اتفاقی افتاده بود؟ چرا هیچ‌ کس نتوانسته بود آن را پیش‌بینی کند؟ واقعیت این است که در آن زمان هم بودند افراد و سازمان‌هایی که به شاه هشدار داده بودند اما او ترجیح داد غافلگیر شود.ماجرای ورود نسل‌های مختلف تلفن همراه به ایران و نحوه مواجهه ما با آنها نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. ما می‌دانستیم ارتقا از نسل ۲ به ۷۵/۲ چه الزامات و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 40 ورودی ورودی صفحه 17

این بار تشنه اشیای بی‌جانیم

شاید نخستین سوالی که در رابطه با نسل پنجم به ذهن‌مان می‌رسد این است که «چرا این‌قدر زود؟» هنوز به طور کامل از نسل‌های پیشین بهره‌برداری نشده و نسل چهار در اکثر کشورها در حال توسعه است که حرف از راه‌اندازی نسل پنجم به میان آمد. این تولد زودهنگام ظاهراً از این ناشی می‌شود که معمولاً هیجان رسانه‌ها برای فناوری‌های جدید جلوتر از واقعیت بوده و این بار این میل خیلی بیش از پیش شده است. اولین تبلیغات ۳G در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفتند؛ ولی این فناوری بعد از ۱۸ سال نهایی شد. اواخر ۲۰۱۰ بود که نسل چهارم مطرح شد اما تا سال پیش همچنان بسیاری از گوشی‌های هوشمند از این فناوری پشتیبانی نمی‌کردند. بیراه نیست اگر بگوییم هیچ جای دنیا ظرفیت‌های این نسل به طور کامل اجرایی نشده است. اما این بار ماجرا برای نسل ۵ فرق دارد. سال گذشته برای نخستین بار آزمایش‌های آن انجام شد و حالا قرار است در کمتر از سه سال عملی شود.این بار از همیشه تشنه‌تر هستیم. میل به پیشرفت و جهش بیشتر از هر زمان دیگری در شرکت‌ها و موسسات علمی نفوذ کرده و کاربران نیز تشنه‌تر از همیشه هنوز از فناوری‌های قبلی سیراب نشده خواهان فناوری‌های جدید هستند. به همین

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

استارت-سعودی-آپ!

گزارش فایننشال تایمز در مورد اینکه صندوق ذخیره ارزی عربستان سعودی از طریق شراکت با Soft bank ژاپن قصد تاسیس یک صندوق سرمایه‌گذاری در بازار جهانی استارت‌آپ‌ها دارد، نمی‌تواند تعجب‌برانگیز باشد. در چند سال گذشته اقتصاد عربستان سعودی در اثر وابستگی به فروش انرژی و جنگ نفت با روسیه و ایران و هوویی به نام «نفت شل» آسیب فراوانی دید. در منطق تلاش کشورها، و در اینجا عربستان سعودی برای کاستن از وابستگی اقتصادی به نفت شک و شبهه‌ای وجود ندارد. اما وقتی به رقم حیرت‌انگیز ۱۰۰ میلیارد دلار که قرار است به این بازار پرسود تزریق شود، برمی‌خوریم شگفت‌زده خواهیم شد! زنگ خطر وقتی به صدا درمی‌آید که روشن شود پای «محمدبن سلمان» وزیر دفاع و جانشین ولیعهد سعودی، به عنوان مبتکر طرح در میان است. مبتکر این طرح سرمایه‌گذاری همچنین فرمانده جنگ یمن، حامی گروه‌های سلفی-وهابی در سوریه و نیز تدوین‌کننده سیاست ایرانی آل‌سعود است. اگر تا پیش از این سعودی‌ها رقیب جدی ایران در منطقه در رقابت‌های نفتی محسوب می‌شدند، اکنون انتظار بجایی است اگر منتظر باشیم محل نزاع از «نفت» به «کنش‌های رهایی از نفت» منتقل شود! بازار استارت‌آپ‌ها نیز با توجه به پس‌زمینه‌های موجود، محیط مساعدی برای انتقال رقابت‌هاست. از آنجا که ایران به تازگی

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

ماندلاها و گاندی‌ها

۱ مدیر استارت‌آپ جوان که خوب هم توسعه پیدا کرده، فروتنانه اما مطمئن از راه‌هایی می‌گوید که رفته و شکست خورده. از موفقیت‌ها که می‌گوید، همان‌قدر فروتن است اما وقتی به ایده نو کسب‌ و کارش می‌رسد، چشمانش برق می‌زند. دست‌هایش را در هوا بلند می‌کند و امیدوارانه می‌گوید:«ما که کاری نکرده‌ایم، این هنوز نصف کاری نیست که باید انجام دهیم!» حرف‌های مرد جوان بلندپروازانه و پر از امید و سختکوشی است. از روز اول پایش را محکم گذاشته و به همه قول موفقیت داده. هیچ انتظار کمکی از چراغ جادویی به نام دولت ندارد و دائم می‌گوید اگر جایی نقصی هست، از بی‌لیاقتی ماست. از حرف‌هایش پیداست که حاضر است تمام‌قد به میدان بیاید و بسیار بیش از این هم بگیرد، سودای تحول دارد و باز کردن درهای جدید. ۲ چند سالی از شروع کارش گذشته و بالا و پایین زیاد دیده است. از روز‌های شروع به کارش با شادی خاصی حرف می‌زند و کم‌کم می‌رسد به روزهای افول و رو به زوال رفتن. بارها کار به پایین کشیدن کرکره‌ها رسیده و تعداد دفعاتی را که در شرکت را زده‌اند و تهدید به خشونت کرده‌اند، نمی‌تواند بشمارد. کارش را در حوزه اینترنت شروع کرده؛ اینترنتی که روزهای اول ابزار

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

خورشید نیمه‌شب

مدتی است که اسم ۵G زیاد به گوش‌مان می‌خورد؛ همان تکنولوژی‌ای که قرار است تا سال ۲۰۲۰ دنیای جدیدی برایمان بسازد و ماهیت اپراتورها را از «سرویس‌دهنده به افراد» تبدیل به «سرویس‌دهنده به کسب و کارها» کند. غالب مخاطبان آن نیز اشیا خواهند بود نه صرفاً افراد، به همین دلیل بازار بزرگی نیز خواهد داشت و سودهای آنچنانی نصیب اپراتورها خواهد کرد.شاید همین ویژگی‌هاست که باعث شده برخلاف نسل‌های قبلی ارتباطی که ایران همیشه در رسیدن به آنها چند سالی از دنیا عقب بود، این بار زودتر دست‌به‌کار شود و آستین‌ها را بالا بزند تا خود را هرچه سریع‌تر با آمادگی بیشتری به کاروان جهانی مهاجرت به ۵G برساند. هرچند اپراتورهای سیار آن هم پروانه لازم برای چنین پیشگامی‌هایی را در اختیار دارند، با این حال یک چالش همیشگی برای این قبیل نوآوری‌های تحول‌ساز وجود دارد؛ چالشی که تاکنون گریبان حوزه‌های کسب ‌و ‌کاری جدید و متعددی از جمله حوزه تجارت الکترونیکی کشور را نیز گرفته است: گرفتار ماندن در چهار میخ رگولاتوری. البته نباید این موضوع را منحصراً مربوط به سازمان تنظیم مقررات دانست و انگشت عتاب به سمت او گرفت بلکه نهادهای متعددی وجود دارند که خارج از حیطه وظایف خود دست به رگولاتوری می‌زنند و در سطح

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 16

گاز ‌زدن آن سیب سپید

تلفن همراه در ایران فقط یک ابزار فناورانه نیست. آمارهای بالای گوشی‌های هوشمند در ایران و این حقیقت روزمره که شما همواره افرادی را می‌بینید که هرچند زندگی روزمره و حتی سر و وضعی معمولی دارند ولی باز هم گوشی‌هایی پیشرفته یا حتی فوق پیشرفته در کف گرفته‌اند، اثبات می‌کند این تحلیل پیش‌پا افتاده که تلفن همراه در ایران صرفاً یک ابزار لوکس برای خودنمایی است، چندان درست نیست. در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته جهان به ویژه اروپا یا استرالیا می‌بینید که طبقه متوسط به ابزارهای متوسط نیز متوسل شده است و برای همین بسیاری از نام‌های تجاری‌ای که این روزها در ایران کم و بیش با تحقیر نگاه‌شان می‌کنیم در آن سوی مرزها فروش‌هایی قابل توجه دارند در حالی که در ایران بازار اصلی بین دو یا سه برند تقسیم شده و دیگران به سختی نفس می‌کشند. در مقیاس جهانی بازار گوشی تلفن همراه هر کشوری تابعی است از مولفه‌های کم و بیش پیش‌بینی‌پذیر مانند تولید ناخالص داخلی و توان خرید عمومی، یا در دقیق‌ترین روایت گوشی‌ها امتدادی هستند از خدماتی که شبکه مخابراتی آن کشور ارائه می‌دهد. شنیدن این حقیقت که گوشی تلفن همراه خودش جزیی از شبکه مخابراتی است این روزها حتی در ایران هم عادی شده

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 16

نشانی

اجرای دوباره طرحی که ۱۰ سال پیش به صورت کاملاً ناقص و با حاشیه‌های فراوان اجرا شد، طبیعتاً با واکنش مثبت مردم و فعالان بازار روبه‌رو نخواهد شد. به خصوص که باز هم اولین گام از ضعیف‌ترین حلقه این زنجیره، یعنی فروشندگان نهایی گوشی آغاز شد.هجوم به بازار فروش گوشی تلفن همراه در پایتخت و جمع‌آوری گوشی‌ها- آن هم در شرایطی که همگان می‌دانند بیش از ۹۰ درصد موجودی بازار، از قاچاق تامین شده- این حس را ایجاد کرد که قرار نیست نتیجه مهم و اساسی گرفته شود.واردکنندگان و فروشندگان گوشی و تبلت و لوازم جانبی، معتقدند قاچاق یک پدیده اقتصادی است و باید با آن به صورت اقتصادی برخورد کرد و روش‌های پلیسی در این زمینه، تنها به پیچیده‌تر شدن موضوع می‌انجامد. اما بیایید این نظر را نادیده بگیریم و بگوییم تنها باید از روش‌های پلیسی استفاده شود. حتی با وجود چنین فرضی باز هم در ثمربخشی آنچه تاکنون انجام شده، تردید وجود دارد.ایران کشوری است با هزاران کیلومتر مرزهای آبی و خاکی، در منطقه‌ای پرآشوب و بی‌نظم. کشورهای همسایه ایران در اغلب موارد آنچنان با مسائل امنیتی درگیرند که دیگر فرصتی برای مقابله با قاچاق کالا ندارند و حتی شاید ترجیح بدهند تنها راه تامین مالی بخشی از

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 17

چه کسی مسئول است

وقتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خبر صدور مسترکارت را داد، متعجب شدم. مگر می‌شود وزیر وزارتخانه‌ای که باید سوار بر فناوری اطلاعات باشد خبر یک سرویس بانکی بدهد و از تفاهم‌نامه یا قرارداد بین‌المللی در حوزه مبادلات پولی و بانکی صحبت کند. وقتی اعلام کرد مجوزهای لازم از سوی بانک مرکزی نیز اخذ شده شگفتی من به عنوان یک مخاطب حرفه‌ای این حوزه بیشتر شد. چرا چنین خبری را نباید شبکه بانکی اعلام کند. زمانی ‌که خبرنگاران این حوزه به دنبال کسب خبری از اتصال شبکه بانکی ایران به شبکه‌های بین‌الملل بودند چرا مدیران بانکی در رده‌های مختلف تصمیم‌گیری اجرایی کردن این تصمیم را بسیار سخت می‌دانستند؟ حال چطور ممکن است به صورت ناگهانی وزیر وزارتخانه‌ای دیگر در برنامه‌ای که به شبکه پستی کشور مربوط است خبر از ارائه یک سرویس بانکی دهد؟ جالب اینجاست که هیچ کدام از مدیران شبکه بانکی تا زمان نوشتن این مطلب و تقریباً پنج روز بعد از انتشار اولیه خبر به هیچ وجه به صورت رسمی این خبر را نه تایید کردند و نه تکذیب. در شرایطی که مدیران بانک مرکزی به صورت غیررسمی صدور چنین مجوزی را تکذیب می‌کردند مدیرعامل ویژن اعلام می‌کرد مجوزهای لازم را از بخش ارزی بانک مرکزی دریافت

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 38 ورودی ورودی صفحه 17

آیا متن‌باز ترسناک است

ماه گذشته دبیر شورای عالی فضای مجازی طی اظهار نظری یکی از دلایل راحتی نفوذ به حریم خصوصی در تلگرام را متن‌باز بودن آن بیان کرد. چنین اظهارنظرهایی درباره اپن‌سورس را حتی پیش از این هم شنیده بودیم. استدلال رایج این است که چون کد نرم‌افزارهای متن‌باز و آزاد در اختیار همه قرار دارد پس هر کس می‌تواند آنها را مشاهده کند و راه‌های نفوذ به سیستم باز است. چنین خطری همان‌قدر با عقل و منطق سازگار است که بگویید چون در فضای خارج از خانه احتمال حضور قاتل وجود دارد پس هرگز از خانه خارج نشویم. ماندن در خانه شاید ما را از قاتل‌های احتمالی محفوظ نگه دارد اما در برابر بسیاری از خطرهای دیگر آسیب‌پذیرترمان می‌کند. ممکن است با یک سرماخوردگی ساده یا عفونت بمیریم، ممکن است مسائل ایمنی‌ای که سال‌هاست رعایت می‌شود و ما از آن خبر نداریم جان‌مان را تهدید کند و اینها همه به خاطر این است که صورت مساله را اشتباه تعریف کرده‌ایم. ترس از کشته شدن توسط یک قاتل به خاطر خروج از خانه، به یک دلیل ساده اشتباه است؛ اینکه همیشه و در تمام جوامع آدم‌های خوب بیشتر از آدم‌های بد بوده‌اند. همین موضوع درباره چشم‌هایی که ناظر کدهای نرم‌افزار آزاد هستند

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 16

شبکه‌ای از مردم برای مردم

شبکه ملی اطلاعات ترکیبی از سه واژه غریب است و شاید کنار هم نشستن همین خانواده عجیب و کم و بیش بیگانه با یکدیگر است که باعث شده طرحی هنوز رونمایی نشده جنجال‌آفرین شود. از انتها که شروع کنیم واژه اطلاعات در ایران امروز دو طنین متفاوت دارد. هرچند وزارت ارتباطات با همین پسوند فناوری کوشیده است این کلمه را از بند امنیت رها کند ولی حقیقت این است که نه‌تنها همچنان رویکرد کلان نظام جمهوری ایران به این موضوع آمیخته به دغدغه‌های سیاسی و ملی است بلکه هنوز در میدان تصمیم‌گیری درباره فناوری اطلاعات نهادهای امنیتی و حکومتی متعددی ایفای نقش می‌کنند که همین اولین سد فرهنگی را در برابر شبکه ملی اطلاعات بنا می‌کند. شهروندان بسیاری بی‌آنکه خود را خاطی بدانند از شناسایی، داشتن شناسه و شناخته ‌شدن توسط دستگاه‌های نظارتی در فضای آنلاین واهمه دارند و حتی در این میان حاضرند به قیمت از دست رفتن امنیت اطلاعات و داشته‌های مالی یا بانکی‌شان باز هم حریم کوچک شخصی‌شان را از چشمان بزرگ دولت پنهان نگه دارند؛ آن هم در جهانی مجازی که درست یا نادرست، لاجرم بسیار از فضای عمومی و هنجاری جامعه آزادترند. ملی بودن این شبکه نیز از دغدغه‌های کاربران نمی‌کاهد. نه‌تنها در فضای صنفی

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 16

کدام یک برنده می‌شوند

صدور کارت اعتباری این روزها یکی از مشغله‌های شبکه بانکی کشور شده است. رئیس کل و مدیران بانک مرکزی بر صدور و توزیع این کارت میان مشتریان بانکی و متقاضیان آن پافشاری می‌کنند اما به نظر می‌رسد مدیران عامل بانک‌ها هنوز چندان علاقه‌ای به صدور این کارت ندارند؛ کارتی که بانک‌ها باید نقدینگی اولیه آن را تامین کنند. مشکل درست از همین‌جا آغاز می‌شود. بسیاری معتقدند در شرایط فعلی مشکل اصلی بانک‌ها نقدینگی است. بانک‌ها طی سال‌های گذشته در بخش‌های مختلف کشور سرمایه‌گذاری کرده‌اند اما مشکل اینجاست که این سرمایه‌گذاری به دلیل مشکلات اقتصادی و شرایط رکود حاکم بر بازار نتیجه نداده است. همین امر موجب شده است بانک‌ها با کمبود منابع مواجه شوند و علاقه‌ای به هزینه کردن منابع باقیمانده خود در بخش‌هایی که چندان به بازگشت آن مطمئن نیستند، نداشته باشند.از سویی برخی دیگر نیز معتقدند برخلاف تصور مدیران بانک‌ها، تنها بخش مطمئن برای بازگشت سرمایه، وام‌های خرد است، زیرا طی سال‌های گذشته تنها بخشی که در شرایط رکود بازار نیز به طرق مختلف سعی کرده بدهی‌اش را به بانک‌ها پرداخت کند، مشتریان خرد بانک‌ها بوده‌اند. مشکلی که بسیاری از بانک‌ها در شرایط فعلی با آن مواجه شده‌اند و منابع بانک‌ها را در خطر قرار داده مطالبات معوقی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 39 ورودی ورودی صفحه 17

ملی بدون ملت

واژه «ملی» از آن زمانی که ما به ظواهر ملی بودن حساس شدیم واژه ارزشمندی برای دولتمردان شد. سال‌ها همه با استفاده از این واژه پول‌های خوبی برای پروژه‌هایشان به جیب زدند؛ پروژه‌هایی که گاهی هیچ توجیه اقتصادی نداشت اما با این حال به بهانه «ملی» بودن می‌توانست هم رسانه‌ها و هم هزینه‌ها را توجیه کند.اگر از «خودرو ملی» و «ماهواره ملی» و غیره بگذریم، این اتفاق در حوزه فناوری اطلاعات هم کم رخ نداد؛ از پروژه بزرگی به نام «اینترنت ملی» گرفته که حتی بعد از آنکه نامش تغییر کرد و آن را به اسم معقول‌تر «شبکه ملی اطلاعات» صدا زدند، باز اسم «ملی» را از آن برنداشتند، تا پروژه‌های ساده‌تری مانند سیستم‌عامل ملی. به راستی اکنون چه از سیستم‌عامل ملی که روزگاری با نام شریف و روزگاری با نام زمین به میان آمد، باقی ‌مانده است؟روزها که گذشت این واژه زیبا نیز دستخوش تغییر شد و اکنون این کلمه «بومی» است که همه پروژه‌ها را غرق خود کرده. حالا پروژه‌های قبلی هنوز به ثمر نرسیده خبر «توسعه شبکه اجتماعی بومی» را می‌شنویم و با خود پروژه‌های فراموش‌شده قبلی را مرور می‌کنیم. در ماهی که گذشت از پروژه شاب یا درگاه جامع شبکه‌های اجتماعی برخط رونمایی شد که مجموعی

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 17

مرسی

مرد تایوانی در را باز می‌کند و با دهانی نیمه‌باز می گوید سلام! ما که در اتاق منتظرش نشسته بودیم لبخند می‌زنیم. او مثل اغلب اهالی خاور دور در کشورهای دیگر نام انگلیسی دوم خود را استفاده می‌کند، خود را معرفی می‌کند و بدون اینکه دستش را به سمت خانم‌ها دراز کند با سایرین دست می‌دهد و در طرف دیگر میز می‌نشیند. نماینده یک شرکت تایوانی است که می‌خواهد در ایران دستگاه‌های پوز تولید کند، درباره محصولات و چنین و چنان‌شان توضیح می‌دهد و در پایان هر سوال مثالی از شگفت‌آور بودن رفتار مردم ایران از دید این مهمان‌های آسیایی می‌گوید.برای شرقی‌های مقرراتی و منظم ایران یک جای عجیب و پررمز و راز است؛ جایی که طبق اصول و قوانین آنها نباید سنگ روی سنگ بند شود اما سنگ‌ها و سنگ‌ها روی هم بند شده‌اند و سرزمینی به وجود آمده که جذابیت‌های زیادی برای آنها دارد. تایوانی به وضوح از رفتار مردم ایران و مهربانی بی‌دلیل‌شان شاد است، می‌گوید نمی‌داند که این مردم نه‌چندان ثروتمند چرا این‌قدر بخشنده و خوشحال‌اند. هرچند گاهی برداشت او از رفتار مردم اشتباه بوده و بازاریابی یک راننده‌تاکسی را مهربانی خوانده اما حرف‌هایش چندان هم بیراه نیست. رابطه ما و آسیای شرقی‌ها مختصات جالبی دارد؛

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 18

وداع با کوسه

فاز اول شبکه ملی اطلاعات رونمایی شد. تا لحظه‌ای که اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور دکمه کلیک رونمایی را نزده بود، دغدغه‌های عجیب و حتی هولناکی در مورد این شبکه از جمله احتمال نقض حریم خصوصی و رصد اطلاعات کاربران وجود داشت اما در میان آنها یک دغدغه مشترک بود؛ اینکه آیا پدیده‌ای که تمام هم و غم متولیان آن ایجاد شبکه‌ای با دسترسی آسان و سریع، استقلال شبکه ارتباطات کشور و حفظ امنیت اطلاعات مردم عنوان شده است، می‌تواند زمینه‌سازی برای پایان دادن به رویای شیرین اینترنت باشد؟شکی نیست که اولویت اصلی در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری امن در قلب خاورمیانه بی‌تاب، ملاحظات امنیتی در تمام زمینه‌هاست. همه ما در این سال‌ها چندین بار با پدیده قطع شدن اینترنت به دلیل چنین ملاحظاتی مواجه بوده‌ایم. بنابراین اگر بخواهیم احتمال قطع شدن اینترنت از سوی مقامات حکومتی را صرفاً به راه‌اندازی شبکه‌ای همچون شبکه ملی اطلاعات نسبت دهیم، برداشتی سطحی و ساده‌انگارانه کرده‌ایم. آنچه می‌تواند تاثیر مستقیمی بر وقوع چنین پدیده‌ای داشته باشد نه یک گذار فنی و زیرساختی در شبکه ارتباطی کشور بلکه نوع نگاه سیاسی به این مقوله است.نگاهی به کارنامه سه‌ساله دولت حسن روحانی در تلاش برای گسترش شبکه ارتباطات کشور، افزایش تعداد کاربران

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 16

وزیری از آن خودشان

«از آنجا که وزیر در شطرنج قدرتمند‌ترین سوار بازی است، وقتی پیاده‌ای با رسیدن به خانه آخر ارتقا می‌یابد معمولاً تبدیل به وزیر می‌شود.»*تنها چند هفته از انتخابات بهار ۹۲ گذشته بود که تقریباً تمامی صنف فناوری اطلاعات ایران در یکی از آن افطاری‌های مشهور دور یکدیگر جمع شده‌ بودند و درباره وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولتی که قرار است درمانگر باشد، گمانه‌زنی می‌کردند. بسیاری از نگاه‌ها متوجه آی‌تی‌مرد دولت اصلاحات بود و حتی شنیده‌هایی درباره شانس یکی از بزرگان صنفی شنیده می‌شد. بسیاری با رویای انتخاب وزیری که سرانجام نه از جنس سیاست‌ورزی که از جنس فناوری باشد، سرخوش‌ بودند. در این میان یکی از محتمل‌ترین و ساکت‌ترین گزینه‌ها که خودش اندیشمندی از جرگه سپاهیان و صاحب بینشی عمیق با فاوای ایران بود، گفت:«ما باید آرزو کنیم که وزیر آینده نه از جنس آی‌تی که از جنس دولت باشد. همیشه با مشاوران و معاونان خردمند می‌توان این بازار را نجات داد ولی با وزیری که مقتدر نباشد نه.» حباب‌های خیال ترکید و نور واقع‌گرایی به آن سالن مجلل افطاری در هتل آزادی تهران راه یافت. همان مرداد ۹۲ وقتی محمود واعظی طی نطق‌هایی آتشین در مجلس و سپس در سالن وزیر شهید، محمود قندی برای همه از

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 16

راه فرار

یکی از تعارض‌های همیشگی میان دولت و ملت موضوع شناسایی است. دولت‌ها سعی می‌کنند به اشکال مختلف شهروندان‌شان را شناسایی و دسته‌بندی کنند و شهروندان نیز در مقابل تلاش می‌کنند در هیچ دسته و طبقه‌ای جا نگیرند و تا جای ممکن خود را پنهان کنند.دولت‌ها سعی می‌کنند شهروندان را شناسایی کنند تا در سایه خدمات ارائه‌شده به آنها مالیات بگیرند و در نهایت کشور را کنترل کنند. مردم نیز دوست ندارند مالیات بدهند و کنترل شوند. این یک بازی همیشگی میان دولت‌ها و ملت‌هاست. این امر مختص ایران نیست. موضوع مشترک جهانی است. هیچ کدام از شهروندان دنیا دوست ندارند توسط دولت‌هایشان شناسایی شوند و دولت‌ها در مقابل سعی می‌کنند هر روز بیشتر از پیش بر آنها نظارت کنند. این نظارت گاهی با شعار حفظ امنیت است و گاه با شعار سرویس‌دهی بیشتر. دولتی در این زمینه موفق‌تر عمل می‌کند که سرویس بهتر و بیشتری به مردم ارائه دهد و خود را در مقابل حفظ داده‌های افراد مسئول بداند. در اصل زمانی شهروندان حاضرند از فضای خاکستری خارج شوند و در فضای شفاف به سر برند که در مقابل شناسایی شدن خدماتی دریافت کنند که ارزش شناسایی شدن را داشته باشد و از طریق این خدمات باید ساده‌تر زندگی کنند

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 37 ورودی ورودی صفحه 17

اینترنت در مسیر بازتعریفی ناقص

آخرین مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به نظر می‌رسد در چند نکته نخستین گام از مسیر جدیدی است که اینترنت ایران قرار است طی کند. اول اینکه مرز نامرئی محدودیت ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه همان‌قدر که نامحسوس اجرا می‌شد نامحسوس هم برداشته شد تا جایی که در مصوبه برای سرویس پایین‌تر از یک مگابیت بر ثانیه قیمتی پیش‌بینی نشده است. دوم آنکه برای اولین بار حجم داخلی از بین‌الملل تفکیک شده و بالاخره حاصل سال‌ها حرف و حدیث بی‌عمل، عملی شد. حالا نه‌تنها کاربر این تمایز را در سرعت حس می‌کند بلکه ترافیک آن نیز جدا محاسبه شده و احتمالاً در آینده هزینه‌های جدایی را نیز در پی دارد. شرکت‌های اینترنتی موظف شده‌اند تا اواسط زمستان سامانه‌های خود را برای این تفکیک ترافیک به‌روزرسانی کنند.سوم آنکه در این مصوبه مفهومی به نام «هزینه نگهداری» اضافه شده است که به نظر می‌رسد سعی دارد شیوه استفاده از اینترنت را به کلی تغییر دهد. در این روش شما ابتدای هر ماه هزینه نگهداری را می‌پردازید و مناسب با حجم مصرفی هر ماه مبلغی را نیز برای گیگابایت اضافه می‌دهید. با این روش دیگر لازم نیست نگران مصرف کردن حجم هر ماه باشید. این قیمت‌گذاری یکسان آشفته‌بازار طرح‌های اینترنتی را هم سامان می‌دهد.

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 17

بیمار بدحال مخابرات

وضعیت کنونی شرکت مخابرات ایران می‌تواند هر ناظری را نگران کند. مخابرات شرکتی نیست که در صورت ورشکستگی، چند کارمند بیکار شوند و آب از آب تکان نخورد. مشکلات بزرگ‌ترین شرکت صنعت ارتباطات ایران، تا همین‌ جای کار هم تاثرات بسیاری بر کل صنعت گذاشته است.ریشه مشکلات کنونی شرکت مخابرات قطعاً به سال‌های پیش- حداقل از زمان خصوصی‌سازی- بازمی‌گردد. با این حال باید پذیرفت که دیگر نمی‌توان زمان را به عقب بازگرداند. در همین حال به نظر نمی‌رسد دولت، علاقه یا توانی برای بازپس‌گیری مخابرات داشته باشد. پس باید فکری به حال این شرکت کرد. برای حل مشکل مخابرات لازم است به سه نکته توجه داشت. حاکمیت: گرچه بسیار سخت است اما مجموعه حاکمیت باید بپذیرد شرکت مخابرات ایران دیگر دولتی نیست. گرچه این شرکت، خصوصی نیز محسوب نمی‌شود و مالکان آن از نهادهای عمومی به شمار می‌روند اما به هر صورت این شرکت دیگر بر اساس قانون تجارت اداره می‌شود. تصمیماتی مانند افزایش تعداد مستخدمان مخابرات می‌تواند این شرکت را با مشکلات متعددی روبه‌رو سازد.انحصار: مخابرات ایران سال‌ها به انحصار عادت کرده است. این شرکت پس از واگذاری به‌ طور فزاینده‌ای از این ابزار استفاده کرد و کار را به جایی رساند که کمیسیون تنظیم مقررات مجبور شد اصلاحاتی

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 37 ورودی ورودی صفحه 18

افشای اطلاعات و ارتباطات

افشای اطلاعات ۴۰ میلیون از مشترکان ایرانسل خبری بود که کمتر از یک ماه پیش بر سر زبان‌ها افتاد اما مساله مهم در این میان، نوع برخوردی بود که مسئولان ایرانسل در زمان وقوع این اتفاق داشتند. آغاز فروش اطلاعات مشترکان ایرانسل به دو سال پیش برمی‌گردد. در آن زمان فرد یا افرادی توانستند به پایگاه داده‌ شرکت ایرانسل نفوذ کنند و اطلاعات ثبت‌نامی تمام مشترکان این اپراتور را به دست آورند. پس از آن اپلیکیشنی برای اندروید نوشته شد که امکان دسترسی به این اطلاعات را می‌داد. پیامک‌های گروهی‌ای هم ارسال شد که «فایل اطلاعات ۴۰ میلیون مشترک ایرانسل، همراه با نام شخص، نام خانوادگی، کد پستی، نشانی منزل، تلفن همراه، تلفن منزل و کد ملی به قیمت دو میلیون تومان به فروش می‌رسد. آیا خریدار این اطلاعات ارزشمند هستید؟» و به این ترتیب حتی کسانی که با اینترنت سر و کار نداشتند نیز از این موضوع باخبر شدند.با این حال نوشدارو پس از مرگ سهراب رسید و پلیس فتا جلو انتشار گسترده‌تر اپلیکیشن را گرفت و گویا کسانی را که در ارسال پیامک‌ها نقش داشتند، دستگیر کرد. تنها دو سال از این ماجرا گذشته بود که یک روبات تحت عنوان پیام‌رسان تلگرام با نام mtnprobot درست شد که

شماره 36 ورودی ورودی صفحه 16

انقلاب خاموش مصرف‌کنندگان

آنها کیستند؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن دزدان از پلیس‌ها،‌ تروریست‌‌ها از ماموران اطلاعات، هکرها از شرکت‌های امنیتی و صد البته شهروندان از حکومت‌ها اغلب دست‌کم یک گام جلوتر هستند. این‌گونه است که وقتی کمی تاریخی نگاه کنیم خواهیم دید همیشه بانک‌ها مورد سرقت قرار گرفته‌اند، مردم در کافه و کلوب به گلوله بسته شده‌اند، اطلاعات از بزرگ‌ترین کمپانی‌ها به یغما رفته و هیچ فیلترینگ و هیچ مانعی واقعاً دسترسی مردم را به حقیقت از بین نبرده است. شهروندان خوب یا بد، نیک یا پلشت، پیروز خاموش هر مبارزه‌ای هستند. اقتصاد هم از این قانون دور نیست و همین‌جاست که اقتصاد مشارکتی متولد می‌شود. آنها از کجا آمدند؟ در کشور ما هزینه‌های آغاز، تداوم یا توسعه هر کسب و کار سالمی سر به فلک می‌زند. سرمایه در گردش بسیار گران و ترسو است، بانک‌ها موتورهای واقعی رشد هیچ کدام از بخش‌های مولد اقتصاد کشور نیستند و حمل و نقل بسیار گران و ناکارآمد است. این است که وقتی تجارتی خلق می‌شود یا محکوم به فناست یا برای همیشه زیر سقف اقتصادی گیر می‌کند که سرمایه توسعه را در اختیارش نمی‌گذارد. در نهایت هم ناگزیر می‌شود تن به رانتی بدهد که برای همیشه

شماره 36 ورودی ورودی صفحه 17

وقتی می‌ترسیم

وقتی می‌ترسید چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟ مردم در مقابل ترس واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند؛ برخی سعی در حذف موضوعی دارند که برایشان رعب‌آور است. برخی اصلاً سراغش نمی‌روند و برخی سعی می‌کنند دلایل ترس‌شان از موضوع خاص را بشناسند و با آن مقابله کنند. اما بی‌شک اولین برخورد اکثر مردم در مقابل ترس یکسان است. همه سعی می‌کنند در ابتدا نادیده‌اش بگیرند و تفاوت برخوردها زمانی نمود می‌یابد که با موضوع وحشت‌آور مواجه می‌شوند.تقریباً تمامی موضوعات ناشناخته می‌توانند چنین وضعیتی به‌ وجود آورند. در مرحله اول تلاش می‌کنیم آن را نادیده بگیریم و پس از مدتی که به اجبار با آن مواجه می‌شویم سعی در حذف آن داریم.برخورد با تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت یا واسط‌های پرداخت نیز تقریباً چنین شرایطی داشت. در ابتدا همه آنها را نادیده گرفتند و پس از مواجهه با آنان سعی کردند حذف‌شان کنند. به نظر می‌رسد این‌گونه برخوردها به دلیل ناشناخته بودن ابعاد مختلف موضوع برای سیاستگذاران این بخش است.بسیاری از سیاستگذاران این حوزه این موضوع را نمی‌شناسند و مزایا یا معایب آن را نمی‌دانند، از همین رو با آن مخالفت می‌کنند. در اصل مخالفت‌شان به دلیل خدماتی که ارائه می‌دهند نیست؛ به علت هراس از ناشناخته‌ها و ترس از مشکلاتی است

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 36 ورودی ورودی صفحه 17

جوانان ایرانی کجا هستند

چند روز پیش یادداشتی می‌خواندم که نویسنده آن دولت حسن روحانی را مسن‌ترین دولت ایران از زمان قاجار تاکنون خوانده بود. تایید یا رد چنین ادعایی نیاز به بررسی جدی دارد اما به راحتی می‌توان نشان داد دولت یازدهم، مسن‌ترین دولت از ابتدای انقلاب است.اولین دولت جمهوری اسلامی که در سال ۵۹ تشکیل شد، میانگین سنی کمتر از ۳۹ سال داشت. مسن‌ترین عضو این کابینه، مرحوم مهدوی‌کنی بود که در آن زمان ۴۹ ساله بود. اما میانگین سنی کابینه در دولت‌های بعدی مدام افزایش یافت و اکنون به ۵۷ سال (بدون احتساب سورنا ستاری) رسیده است. در دولت شهید رجایی، شهید تندگویان با ۳۰ سال سن، جوان‌ترین وزیر بود اما اکنون جوان‌ترین وزیر علی طیب‌نیا است که ۵۶ سال دارد. جالب آنکه محمدرضا نعمت‌زاده که هم‌اکنون وزیر صنعت، معدن و تجارت است در دولت شهید رجایی وزیر صنایع و معادن بود و ۳۵ سال داشت. نعمت‌زاده اکنون با ۷۱ سال سن، مسن‌ترین عضو کابینه به شمار می‌رود.نگاهی به روند افزایش سن اعضای کابینه که در رده‌های پایین‌تر (معاونان وزرا، مدیرکل‌ها و غیره) ادامه یافته است و همچنین توجه به نام افراد نشان می‌دهد در ۳۵ سال گذشته، افراد ثابتی عهده‌دار مسئولیت‌های مختلف در کشور بوده‌اند و به بیان دیگر کاست

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 36 ورودی ورودی صفحه 18

چشم‌ها و آدم‌ها

طبق عادت هرروزه جلو در مترو می‌ایستم و صبر می‌کنم تا مردم عجول و زورمند سوار شوند و بعد آهسته وارد می‌شوم و یک گوشه جا می‌گیرم. سرم تمام مدت حتی زمانی که راه می‌روم در تلفن همراهم است و تنها هر چند ثانیه یک بار اطراف را نگاه می‌کنم تا زمین نخورم. خیلی عجیب نیست که آشنایانی از کنارم رد شده باشند و من ندیده باشم‌شان. بیشتر اوقات صداهای اطراف را هم نمی‌شنوم، با یک هدفون یا موسیقی گوش می‌دهم یا سریالی را که روی موبایلم دارم، تماشا می‌کنم. گاهی کتابی هم با خودم می‌آورم اما باز هم هدفون باید صداهای مزاحم اطراف را با موسیقی جایگزین کند. قطار در یک ایستگاه متوقف می‌شود و من سرم را می‌آورم بالا تا تابلوهای بیرون را ببینم و جا نمانم. یک لحظه چشمم به دختری می‌افتد که از جایش بلند شده و می‌خواهد پیاده شود. دو سه ثانیه طول می‌کشد تا دوست قدیمی‌ام را بازشناسم اما قبل از اینکه چیزی بگویم یا حرکتی کنم پیاده می‌شود. چند سال بود از او خبر نداشتم. پیش از فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی از ایران رفت و در گروه‌‌های دوستان قدیمی هم کسی خبر زیادی از او نداشت. نمی‌دانم او هم مرا شناخت یا نه،

شماره 35 ورودی ورودی صفحه 16

مهندسان شریف و مدیران غریب

گفتار اول: همیشه مهندسان اینچنین زمامدار سکان راهبری کشور نبوده‌اند. به تاریخ سیاسی قرن اخیر کشورمان که نگاه کنید خواهید دید در دهه ۳۴ باد موافق سیاست در بادبان سلطنه‌‌ها و دوله‌هایی می‌دمید که اغلب بر حسب مکنت و استطاعت برآمده از آریستوکراسی در فرنگ درس‌هایی از جنس علوم و ادبیات خوانده بودند و در قالب انتخابی و انتصابی در دستگاه قدرت وارد می‌شدند. اکنون که از دوربین تاریخ به آن روزگار نگاه می‌کنیم نتیجه نگاه اشراف‌مآبانه به کارمند دولت بودن، خطابه‌های پرشور در رادیو، یادداشت‌های زیبا در روزنامه‌ها و البته مجالسی است که بی‌وقفه با تکیه هوشمندانه بر ماده و بندی منحل می‌شد. ادبا و وکلا از پس شاهان برنیامدند. چه قوام و چه مصدق، چه بهار و چه میرزا همه یا در بند یا رانده شدند. ایران کشاورزی تمام‌ شده و دیگر با فئودال‌ها نمی‌ساخت.دوران متاخرتر پهلوی دوم دوران رشد سیاسی طبیبان بود. گویی ملتی که احساس می‌کرد بیمار است علاجش را در مدیرانی جراح می‌جست. دکتر‌‌ها دیگران را کنار زدند و نه‌تنها صندلی‌های مجلس که میز ادارات بالادستی را به تسخیر درآوردند و نتیجه آن شد که به سبک علوم تجربی آنها بیشتر نشانه‌های بیماری کشور را دیدند نه دلیلش را و زیر پوست احترام بزک‌شده‌ای که

شماره 34 ورودی ورودی صفحه 17

روز فرشته

با ابراز تمایل نهادهای دولتی و خصوصی به ورود به فضای کارآفرینی نوآورانه کشور، انتظار می‌رود زیست‌بوم اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مربوطه آن شکل بهتری به خود بگیرد و آرام‌آرام رشد کند.به عنوان کسی که مدتی است در این فضا فعالیت می‌کنم، نسبت به این جنب و جوش خوش‌بینم و تصور می‌کنم– اگر این روند به درستی ادامه داشته باشد – در آینده بتوانیم شاهد اتفاقات خوبی در راستای تسهیل دسترسی کارآفرینان به حامیان، تمرکززدایی و گسترش فرهنگ اقتصاد دانش‌بنیان در کل کشور باشیم.یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های یک کارآفرین، پس از اینکه مراحل ابتدایی اجرای ایده تجاری‌ای که در ذهن دارد را به موفقیت طی کرد و به این نتیجه رسید که به مدل کسب و کار مناسب، تکرارپذیر و گسترش‌پذیری دست یافته است، دسترسی به منابع مالی جهت تامین سرمایه است. این موضوع به ویژه در دنیای به شدت رقابتی و سریع امروز بسیار اهمیت دارد چرا که اگر آن کارآفرین نتواند به سرعت پیش از اینکه رقبا به خود بیایند، بازارهای هدفش را در اختیار بگیرد، رقبا (محلی و جهانی) به میدان خواهند آمد و محصول زحمات او را درو خواهند کرد. این روش به اصطلاح «حمله به بازارها» سرمایه می‌خواهد و به قول معروف بی‌مایه، فطیر

شماره 34 ورودی ورودی صفحه 17

سهم اینترنت را ببینید

اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران همه ما را شگفت‌زده کرد. همچنان که در سال‌های ۷۶، ۸۱، ۸۴ و ۹۲ با اعلام نتایج شوکه شده بودیم. پذیرش این نتایج برای هر دو سوی ماجرا (برنده و بازنده) اندکی دشوار بود. در این زمینه بارها به موضوع نظرسنجی‌های واقعی و تحلیل درست داده‌های آن اشاره شده است. اما یک تحلیلگر لازم است به چرایی رخداده بپردازد. نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد فلان فرد در انتخابات پیروز می‌شود. این جمله شاید برای سیاسیون کافی باشد؛ اما برای کسانی که می‌خواهند بدانند جامعه به کدام سمت می‌رود، اصلاً کافی نیست. چرایی شکل‌گیری نظرات در جامعه و ایجاد صف‌بندی‌ها برای یک تحلیلگر، مهم‌تر از دستیابی به نتایج یک نظرسنجی است.یک تحلیل آماری از وضعیت استفاده از اینترنت در ایران که پیش از انتخابات اخیر در روزنامه همشهری به چاپ رسید، تا حد زیادی نشان می‌داد مردم (حداقل در شهرهای بزرگ) چه گرایشی خواهند داشت و روز ۷ اسفند ۹۴ چگونه رفتار خواهند کرد. اما چرا از این دست تحلیل‌ها در ایران بسیار کم دیده می‌شود؟ پاسخ این پرسش را حداقل در مورد اینترنت می‌توان به روشنی یافت.اینترنت در تمام سال‌های حضور خود در ایران معمولاً نادیده گرفته شده است. حکومت آن

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 34 ورودی ورودی صفحه 16

یک شکواییه تاریخی از طلای سیاه

یکی از خبرهایی که این روزها به صورت مرتب بین فعالان حوزه فناوری اطلاعات، نفت و مردم عادی می‌چرخد، جمع‌ شدن کارت هوشمند سوخت است؛ پروژه‌ای که مدیران بارها برای اجرایی شدن آن به خود بالیدند و بخش فناوری اطلاعات کشور اجرایی شدن آن توسط کارشناسان و مدیران فناوری را یکی از موفقیت‌های خود عنوان می‌کردند. موفقیتی که این روزها چندان از آن استقبال نمی‌شود. در شرایط فعلی با رویکرد تک‌نرخی شدن قیمت سوخت به کارت هوشمند نگاه می‌شود و بی‌استفاده ماندن آن. فارغ از اینکه بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند قابلیت‌های این کارت به حدی است که می‌توان از آن بهره‌های دیگری گرفت و نباید تک‌بعدی به موضوع نگاه کرد، باید توجه داشت که این تنها پروژه‌ای فناورانه است که توسط کارشناسان داخلی به صورت کامل از صفر تا صد اجرا شده است.یکی از انتقاداتی که بازار فاوای کشور و فعالان این حوزه از دیرباز از بخش نفت به عنوان پردآمدترین بخش کشور داشته‌اند، وابستگی فناورانه این بخش به بازارهای بین‌المللی است که همین امر موجب می‌شود بازار فاوای کشور نتواند چندان از بستر درآمدی نفت بهره‌مند شود. بی‌شک صنعت نفت یکی از پیشروترین بخش‌ها در استفاده و بهره‌گیری از فناوری اطلاعات است. این بخش بسیار پیش از سایر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 34 ورودی ورودی صفحه 16

یک روز از ۳۶۵ روز

نوروز همیشه فصل امتحان برای کسب و کارهای آنلاین ایران بوده ‌است. اگر فروشگاه اینترنتی باشید مشخص می‌شود واقعاً تجارت الکترونیکی هستید یا فقط حجره الکترونیکی باز کرده‌اید. اگر اپراتور باشید مشخص می‌شود که آیا برای شما اولویت، خدمات است یا قبض‌تان. اگر بانک باشید محک می‌خورید که چقدر پیشخوان مجازی شما کار می‌کند و چقدر فقط یک آگهی الکترونیکی است و اگر سرویس‌دهنده اینترنتی باشید همه می‌فهمند آیا حمایتی پشت این خدمات هست یا نه. ما اغلب در این امتحانات مردود می‌شویم.طی نوروز سایت‌های خبری به‌روز نمی‌شوند. اپراتورها دفاتر خدمات‌شان را می‌بندند و خدمات غیرحضوری را موکول به بعد می‌کنند. فروشگاه‌‌ها با تاخیر سفارشات را تحویل می‌دهند و ارائه‌دهندگان اینترنت پرسرعت شما را به سمت یک سیستم پاسخگوی خودکار می‌فرستند. اینجاست که هر کاربری لاجرم از خود می‌پرسد چگونه تعطیلات سالانه در هر گوشه‌ای از جهان اوج کسب و کار‌های آنلاین است ولی همیشه در ایران تبدیل به سیاهچاله همه خدمات می‌شود. شاید باید جواب را در هویتی جست‌وجو کرد که هنوز مشتری/مشترک را نه به چشم یک شهروند مدرن دیجیتالی که به چشم ارباب رجوع می‌بیند.شما هنوز برای دریافت خدمات الکترونیکی خود باید در صف بایستید، باید مدارک فیزیکی همراه داشته باشید، لیچار گفتن کارمندی را که دیر

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 16

همواره در انتظار بهاریم

زمستان همیشه برای ما فصل پیوست بوده. شلوغی ویژه‌نامه‌ها و نمایشگاه‌ها که می‌گذرد و کمر سرمای نیم‌بند پایتخت که می‌شکند، از نیمه بهمن‌ماه تازه بیدار می‌شویم. کمی از لای شال و کلاه سرک می‌کشیم و شعله بخاری‌ها را کم می‌کنیم. بوی چای زنجبیلی، شیرینی‌های ارمنی و قهوه‌های آرام ساختمان قدیمی ماهنامه را پر می‌کند. اطراف‌مان را که نگاه می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم در سالی که به سرعت برق و باد گذشته، همکارانی بودند که دیگر با ما نیستند، در عوض بی‌آنکه حواس‌مان باشد دوستان جدیدی هم پیدا کرده‌ایم و چهره‌هایی آن‌قدر جوان و سرخوش به ما پیوسته‌اند که حتی نام‌شان را هم به زحمت به خاطر می‌آوریم. گاهی با آن لباس‌های عجیب و واژگان غریب‌شان به نظر می‌رسد نه از نسلی دیگر که از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند. شاید هم ما پیر شده‌ایم. عمر ما و پیوست در تضادی اجتناب‌ناپذیر هستند. ماهنامه‌ای که با عشق و رویا برای شما می‌نویسیم این بهار که برسد سه‌ساله می‌شود و ما همه همچنان از سی‌ سالگی دورتر می‌شویم. کودک ما به جوانی و بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و ما به پایان و پیری. این الاکلنگ زندگی است که ساخته‌ی ما بالاتر می‌رود و ما خود پایین‌تر می‌آییم. پیوست به آسمان می‌رسد و ما به خاک.

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 16

ما همه پیوستیم

هنوز هیچ کس وارد تحریریه نشده ‌است. پنجره را باز می‌کنم تا کمی هوای تازه وارد فضای تحریریه شود. به جاهای خالی بچه‌ها نگاه می‌کنم. به جای خالی بهناز که همیشه شادمانه و با اضطراب وارد تحریریه می‌شود. به جای خالی ملیحه که با تاخیر می‌رسد و برای اینکه کسی چیزی نگوید فقط سلام کوتاهی می‌کند و سریع سر جایش می‌نشیند و سعی می‌کند برای چند لحظه سکوت کند تا تاخیرش فراموش شود؛ طولانی و دور بودن مسیرش همیشه تاخیرهایش را توجیه می‌کند. به جای خالی امیرحسین که معمولاً هر روز زودتر از همه می‌رسد و با نگاه پرسشگرش منتظر است از او چیزی بخواهی و دلیلش را در کسری از ثانیه از تو بپرسد و به صندلی مینا. معمولاً تاخیر ندارد. با لبخند وارد می‌شود و سعی می‌کند خوب گوش کند و در عین حال که در موضوعات مختلف خودش را درگیر می‌کند، دوست ندارد زیاد در معرض دید قرار گیرد و سعی می‌کند خیلی آرام کارهایش را پیش ببرد.صدای میثم از طبقه پایین می‌آید. دلگرمی بسیاری از روزهای من است. بسیار صبورانه پروژه‌های مختلف را پیش می‌برد. عصبانی نمی‌شود و سریع و مرتب کارش را به بهترین نحوی که می‌تواند انجام می‌دهد. صبح‌ها وقتی وارد دفتر می‌شوم، دیدن

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

در انتظار وصل

اختلاف میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مخابرات برآمده از شیوه خصوصی‌سازی است که بدون توجه به نظرات منتقدان در زمان رئیس‌جمهور وقت محمود احمدی‌نژاد به انجام رسید. به روایتی دیگر آنچه میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شرکت مخابرات ایران می‌گذرد فارغ از ادعای طرفین ماحصل تصمیمات و عملکرد دولتی است که حتی خود کابینه بعدی نیز در اواخر عمرش به گروه منتقدانش پیوست. به هر روی آنچه مشهود است اینکه این اختلاف طی دو سال و نیم گذشته پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و بر صندلی وزارت نشستن محمود واعظی نه‌تنها کاهش نیافته که به اوج آن رسیده و حاکی از آن است که روابط نهاد قدرت (وزارت ارتباطات) و نهاد ثروت (شرکت مخابرات) کاملاً شکراب شده و به حالت قهر رسیده است؛ درست مانند بیماری‌ای که آن‌ زمان که حاد بوده، درمان نشده و حالا مزمن شده. اشاره صریح بند دوم ماده هفدهم لایحه پیشنهادی برنامه ششم توسعه به موضوع بازگرداندن داکت و فیبر نوری و حوضچه‌ها به یک شرکت دیگر با سهام اکثریت دولتی زیر نگین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، بیش از اینکه نشان‌دهنده راهکاری برای حل اختلاف میان نهاد قدرت و نهاد ثروت باشد، حاکی از بی‌نتیجه ماندن

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

کار عشق آسان شود

پانزده سال بیشتر نداشتم که فهمیدم آدم بلندپروازی هستم. برخلاف خیلی از دوستانم که هیچ ایده‌ای برای آینده خود نداشتند، از همان روزی که پا به دبیرستان گذاشتم تحصیل در رشته علوم سیاسی تنها هدفم شده‌ بود؛ رشته‌ای که حتی اسمش برای خیلی‌ها سخت و حتی خطرناک به‌ نظر می‌آمد! یا به قول عده‌ای که فقط پول و پرستیژ برایشان مهم بود، آینده‌ای نداشت. اما عشق به تغییر آینده، گوش‌های مرا تبدیل به دروازه‌ای در مقابل تمام نصایح دلسوزانه کرده ‌بود.نوبت به انتخاب شغلم که رسید باز هم ساز مخالف همه به صدا درآمد؛ با همان حرف‌هایی که ۱۳ سال پیش در گوشم خوانده بودند. این بار حتی مصمم‌تر از آن زمان بودم. هیچ‌ کس و هیچ‌ چیز جلودارم نشد. گرچه طی سال‌های دانشگاه، نور امید به تغییر آینده در دلم کم‌سوتر شده بود اما قدرت قلم را خوب می‌دانستم و برای چشیدن لذت آن دست از پا نمی‌شناختم. حالا شش ماه از ورودم به تیم پیوست می‌گذرد؛ شغلی دارم که بی‌اندازه دوستش دارم. اگرچه مثل خیلی از شغل‌های دیگر سختی‌های خودش را هم دارد. چندی پیش جمله‌ای روی تخته سیاه در فروشگاه سر کوچه‌مان خواندم؛ از آن فروشگاه‌های همه‌چیز فروش است ولی طوری چیده شده که با یک گشت

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

شاید برای شما که مجله را می‌خوانید ما عکس‌های کوچکی هستیم در بالای صفحات کاغذی مجله، آدم‌هایی که دست به کیبورد روبه‌روی مانیتورها نشسته‌ایم و صفحه سیاه می‌کنیم؛ اندکی از خیل خبرنگاران و نویسندگانی که در صدها نشریه مختلف کوچک و بزرگ کار می‌کنند و مثل هر فرد دیگر در جامعه دانه خود را می‌کشند.در شماره آخر مجله امسال، مثل شماره‌های پیشین کار معمول‌مان را انجام دادیم. ما تمام سال سعی کردیم خبرها را بنویسیم، گزارش تهیه کنیم، از آدم‌ها مصاحبه گرفتیم و در نشست‌های خبری پیگیر وعده‌ها شدیم. آدم‌ها را نقد کردیم، از سوابق‌شان نوشتیم و کسب و کارها را معرفی کردیم. از سیاست گفتیم و قطاری که آن را می‌برد. اما پشت کلمات‌مان حرف‌های دیگری بود، ما از رویا نوشتیم و امید‌هایی که اکنون تنها زنده نیستند، بلکه در حال ریشه دواندن و شکوفا شدن هستند؛ درهایی که هرچند دشوار و آرام اما سرانجام باز می‌شوند و روزهای روشن‌تری که تقویم آنها را رنگی نکرده است اما می‌دانیم که هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شوند. از انسان‌های سازنده‌ای گفتیم که شاید پرشمار نباشند اما در هر جایگاهی که هستند درست کار می‌کنند و جان تازه‌ای به فضا می‌بخشند. بنگاه‌های تجاری‌ای که تنها به فکر ریال روی ریال گذاشتن

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

پروژه در دسترس نیست

«پایلوت کارت هوشمند سلامت از سال آینده اجرایی می‌شود» اگر فکر می‌کنید این تیتر را اوایل پاییز امسال در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها دیده‌اید و خوانده‌اید، سخت در اشتباهید.این تیتر مربوط به اوایل پاییز است اما نه پاییز امسال، بلکه این خبر دوم آذر سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیده است.این خبر و اخبار مشابه را در کمدی از آرشیو‌های قدیمی مهرک پیدا کردم که با گشت و گذار در ورق ورق آن با تیترهایی مانند تبادل الکترونیکی اسناد رسمی، شروع فعالیت‌ فروشگاه‌های مجازی، بررسی آمادگی الکترونیکی دستگاه‌های مختلف یا حتی صدور کارت‌های اعتباری بانک‌ها مواجه شدم و این اخبار و گزارش‌ها مرا به یاد گزارش‌های خودم انداخت. طی یک سالی که در ماهنامه پیوست به عنوان خبرنگار مشغول هستم، گزارش‌هایی از پروژه‌هایی نوشته‌ام که در نظر اول جدید بودند اما وقتی تاریخچه‌‌شان را بررسی می‌کردم، در بیشتر مواقع با این جمله مواجه می‌شدم:«به دلایلی این پروژه ناتمام باقی ماند.» و شروع اجرایشان به سال‌های دوری باز می‌گردد که به دست تاریخ سپرده شده‌اند و الان به عنوان آرشیو برای خبرنگاران استفاده می‌شود و من نیز چون از آینده پروژه خبر ندارم، مجبور می‌شوم خواننده محترم را به صبوری دعوت کنم تا در سال‌های آینده نتایج آنها معلوم شود. حال این پروژه

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

نظام خلق رویاها

نوجوان که بودم تابستان همیشه دغدغه داشتم در همان دنیای محدودم یک کار مفید انجام دهم. دوست داشتم چیزی «خلق کنم». این دغدغه تا چند سال در حد رویا باقی ماند. سال اول دبیرستان سر کلاس پرورشی، احتمالاً جراتم برای «خلق کردن» بیشتر شد که دستم را بلند کردم و گفتم می‌خواهم یک ماهنامه راه بیندازم. آن روزها بحث آی‌تی تازه داغ شده بود و تنها موضوعی بود که دنبال می‌کردم؛ نه از جامعه سر درمی‌آوردم نه از سیاست. اولش سعی کردم تیمی جمع کنم و در ساخت این ماهنامه از آنها کمک بگیرم. دو ماه که گذشت و از یاری‌شان ناامید شدم خودم آستین‌ها را بالا زدم تا رویایم را حقیقت بخشم.شکسته پکسته با آن اینترنت جان بر لب‌آور دایال‌آپ از سایت‌های مختلف فناوری، مطالبی جمع‌آوری می‌کردم. خودم کم‌کم صفحه‌بندی را با پابلیشر یاد گرفتم. انگار خودم را در آن مدرسه کوچک (که برای من یک جامعه بزرگ بود) پرچمدار پیشبرد فناوری اطلاعات می‌دانستم. با هزار دردسر از هم‌کلاسی‌هایم به زور مطلب می‌گرفتم، برای مجله‌ام تبلیغ می‌کردم و سعی می‌کردم کار کنم که وقتی پا به حیاط می‌گذارم آن را در دست همه ببینم. سال دوم قدرتم برای «خلق کردن» بیشتر شد. «خالقی» دقیقاً همان میلی بود که می‌توانست

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

Lim x=x یا دنیای ما مجهول‌های کوچک

برجام نهایی و اجرای آن آغاز شد. برنامه ششم توسعه نوشته شد. انتخابات مجلس دهم برگزار شد. همه این «شد»ها اتفاقات سال ۹۴ بودند؛ اتفاقاتی در سطح کلان که از امسال به یادگار می‌مانند. اتفاقاتی بسیار مهم که هر کدام به تنهایی می‌توانند سرنوشت یک کشور را تغییر دهند. اما دقیقاً چه تاثیری خواهند داشت؟ کسی نمی‌داند. همه چیز در نیمه دوم سال اتفاق افتاد. بخشی از تحریم‌های بین‌المللی ایران برداشته شد اما اثرات آن در سال‌های آینده احساس خواهد شد. لایحه برنامه ششم به مجلس رفت، اما بررسی آن به مجلس آینده سپرده شد و این هم یعنی همه چیز بماند برای سال بعد. انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی هم برگزار شد اما دور دهم، سال آینده کار خود را آغاز می‌کند.همه چیز مانند کشت دیم است. کاشته‌ایم به امید باران و برف.ما آدم‌های معمولی، همه چیزمان معمولی است. گذشته و حال‌مان معمولی بوده و آینده‌مان هم احتمالاً معمولی خواهد بود. اما این معمولی بودن، روشن نیست. مثل نتیجه برجام است. ما مجهول‌های کوچک، آینده مجهولی هم خواهیم داشت؛ آینده‌ای که در یک کل بزرگ نامعلوم حل شده. با این تفاوت که همه می‌خواهند آن کل بزرگ را روشن کنند و معلوم؛ اما کسی نمی‌خواهد آن x کوچک

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 14

ما متوسط‌ها

جامعه متوسط ایران در سال‌های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده‌ است. اما بیایید برای احتراز از پیچیدگی‌های فلسفی و مکتبی تعریف دهک اقتصادی را در نظر بگیریم و افراد با درآمد متوسط را قشر متوسط جامعه بدانیم. از دید من طبقه متوسط، درآمدی شبیه به طبقه کم‌درآمد جامعه دارد اما از نظر فرهنگی بیشتر به طبقه پردرآمد جامعه شبیه است یا دست‌کم تلاش می‌کند شبیه باشد. این طبقه متوسط بزرگ در ایران مختصات ویژه‌‌ای هم دارد؛ اکثر افراد این طبقه جوان به حساب می‌آیند ولی دارای تحصیلات عالی هستند، دسترسی خوبی به ابزار فناوری از جمله تلفن همراه هوشمند دارند و مانند نسل قبل خود در برابر استفاده از روش‌های مدرن مقاومت نمی‌کنند. به راه افتادن و رونق روزافزون فروشگاه‌های اینترنتی نشان داد جامعه طبقه متوسط به خصوص زنان و جوانان هدف خوبی برای این بنگاه‌های مدرن اقتصادی هستند اما اکنون استارت‌آپ‌های دیگر هم چشم به این گروه بزرگ دارند و تلاش می‌کنند چتر خدمات خود را مشخص‌تر روی این طبقه باز کنند. قشر متوسط ایران که حاصل انفجار جمعیت سال‌های دهه‌های ۵۰ و ۶۰ بوده‌اند، اکنون نیروی محرک تحول اقتصادی و اجتماعی هستند که زلف به زلف فناوری‌ اطلاعات گره زده‌‌اند. اگر پای صحبت استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای

شماره 32 ورودی ورودی صفحه 13

رفتار رسانه‌ای در تلگرام

شاید گفتن این جمله کمی اغراق‌آمیز باشد اما تلگرام این روزها در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین و شاید عجیب‌ترین رسانه ایران است. این رسانه تفاوت‌های آشکار و قابل توجهی با اجداد پیشینش دارد. نخست آنکه در این نوع پیام‌رسانی دیگر این مخاطب نیست که به دنبال اخبار می‌رود. بلکه اخبار به دنبال مخاطب می‌آید. ممکن است ساعت ۱۲ شب گوشی‌تان ناگهان به صدا درآید و از دستگیری ملوان‌های آمریکایی مطلع شوید یا طی یک جلسه کاری در کسری از ثانیه بدون نیاز به چرخیدن در اپ‌ها یا سایت‌های مختلف اخبار رد صلاحیت‌ها را دنبال کنید. تلگرام در قامت یک برنامه جامع جای بسیاری از نرم‌افزارها و خدمات مشابه را گرفته است.دوم آنکه خبرنویسی در تلگرام به سمت و سویی متفاوت با خبرنویسی سنتی و اصولی پیش رفته است. برای بسیاری از کانال‌ها سرعت انتشار اخبار بر صحت و کیفیت آنها ارجحیت دارد. کانال‌ها از تکذیب اخبار یا انتشار شایعه‌ها واهمه‌ای ندارند. نتیجه این می‌شود که اگر پیگیر کانال‌های تلگرامی باشید (کانال‌هایی که از رسانه‌های سنتی ناشی نشده‌اند) بیش از آنکه خبر بخوانید، تکذیب خبر می‌خوانید و البته جو به صورتی است که از این موضوع احساس ناراحتی هم نکنید. زیرا کم‌کم ترجیح می‌دهید آخرین اخبار سریع‌تر به دست‌تان برسد

شماره 32 ورودی ورودی صفحه 13

آینده در انتظار تصمیم دولت

لایحه برنامه ششم توسعه که در روزهای آخر دی‌ماه به مجلس رفت، حاوی بندی است که در صورت تصویب و اجرا، تغییراتی اساسی در ساختار صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور ایجاد می‌کند. در این لایحه، بازگشت بخشی از شبکه ثابت کشور به دولت دیده شده است اما باید گفت در عمل، انتزاع این بخش از شرکت مخابرات ایران امکان‌پذیر نیست مگر آنکه کل شبکه ثابت به دولت واگذار شود و به این ترتیب مخابرات ایران شرکتی شبیه به ایرانسل خواهد شد؛ اپراتور تلفن همراهی که در برخی حوزه‌های دیگر نیز فعالیت می‌کند. بازگشت شبکه ثابت به دولت می‌تواند جنبه‌های مثبت و منفی مختلفی داشته باشد که کاملاً تحت تاثیر نحوه تصمیم‌گیری و عملکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است.به گفته یکی از معاونان شرکت مخابرات ایران، سال گذشته این شرکت حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بابت سرقت‌های مخابراتی زیان دیده است. این رقم، جدا از هزینه نگهداری، توسعه و نیروی انسانی شبکه ثابت است. بدین ترتیب واضح است مالکان شرکت مخابرات ایران در نهایت از جدا شدن بخش هزینه‌بر و زیان‌ده این شرکت، نگرانی ندارند. آنها با هزینه‌ای گزاف، شبکه خود را به دولت می‌فروشند و از صبح روز بعد به جای آنکه پاسخگوی شبکه‌ای قدیمی و ناکارآمد باشند، به

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 12

تکلیف‌مان را با خودمان روشن کنیم

این روزها به ‌نظر می‌رسد اگر می‌خواهید حرفی بزنید باید حتماً در مورد دوران پسا تحریم باشد، در غیر این صورت شنونده‌ای وجود ندارد یا خوانندگان مطلب تصور می‌کنند چقدر از بازار اخبار و اطلاعات به ‌دور هستید. تیتر تمام روزنامه‌ها در این دوره یا به صورت مستقیم به برجام اختصاص داشته یا حول اتفافات آن می‌‌چرخیده است. در این خصوص تمام مقامات سیاسی و اقتصادی کشور اظهار نظر کرده‌اند و اساتید دانشگاه‌ها به بررسی شرایط آن پرداخته‌اند.از همین روست که این تصور به وجود آمده که اگر در مورد برجام و اتفاقات آن یا شرایط ایجادشده پس از آن صحبت کردید، یعنی انسان مطلعی هستید و به ‌صورت مستقیم موضاعات روز و اخبار را پیگیری می‌کنید؛ اگر در حوزه دیگری صحبت کردید یعنی از قافله اخبار دور افتاده‌اید.تمام این صغری و کبری‌ها را چیدم تا بگویم با وجود اهمیت برجام و شعفی که در روز پس از اجرایی شدن آن میان مردم حکمفرما شد اما باید توجه کرد که بسیاری از مشکلات ما با اجرایی شدن برجام برطرف نمی‌شود؛ مخصوصاً در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات. بسیاری از موضوعات هنوز تکلیف‌شان مشخص نیست و معلوم نیست قرار است برای آن به نتیجه برسیم یا نه. مثلاً همین مکالمه تصویری.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 12

فره فرنگی به جای تره فرنگی

بازار فناوری اطلاعات ما بازار سرد و گرم چشیده‌ای است. هر از گاهی در این بازار گرمای تب غالب شده و دست‌کم یک دهه‌ای طول کشیده است که مد روز خارج شود. پیدا کردن غالب‌ترین آنها در چند دهه اخیر سخت نیست. همان سال‌های اولیه انقلاب و اواخر دهه ۵۰ همه به فکر فروش غول‌هایی موسوم به مین‌فریم (Main Frame) بودند و داده‌پردازی و ایزایران و DPFE برای فروشش سر یکدیگر یا کوچک‌ترها را زیر آب می‌کردند. در دهه ۶۰ ماجرا اندک اندک به سمت تولید داخلی تغییر جهت داد و با جریان ارز داخلی، تولید در داخل به زور سرنیزه و خونریزی، سر نیم‌ساخته یا تمام‌ساخته بودن محصول مد شد. در دهه ۷۰ وقتی از تولیدی‌ها فقط مانیتورسازها دوام آورده بودند، نرم‌افزارهای سازمانی مد شدند و هر روز تعدادی دانشجو در کنار هم بزرگ‌ترین و بهترین اتوماسیون را در جهان می‌نوشتند. در دهه ۸۰ نرم‌افزاری‌ها به سود رسیده بودند ولی دیگر جایی برای بقیه نبود و این شد که طی سخت‌ترین دهه پس از جنگ در حالی که دولت به شدت مشغول مهرورزی به بازار بود، هر روز نطفه یک فروشگاه اینترنتی بسته می‌شد؛ که شاید امروز یک‌دهم آنها هم باقی نمانده باشد. دهه ۹۰ هم که بدون شک

شماره 31 ورودی ورودی صفحه 14

آرم‌ها و آدم‌ها

افتخار نوشتن در بخش باشگاه مدیران ماهنامه پیوست چند سالی است که تفاوت میان آرم‌ها و آدم‌ها را اثبات کرده است. در این صفحات ما به سراغ مدیرانی رفته‌ایم که هر یک به نوبه خود بخشی کوچک یا بزرگ از صلیب فناوری اطلاعات ایران را به دوش کشیده‌اند. درباره شرکت‌هایی نوشته‌ایم که سرد و گرم این بازار را دوام آورده‌اند و درباره استارت‌آپ‌هایی قلم زده‌ایم که قرار است افق تجارت و محتوای فارسی را بر بستر وب بسازند. اما در تمام اینها تفاوتی عمیق میان آنها که فقط کاره‌ای بوده‌اند و آنها که واقعاً کاری کرده‌اند، آشکار بوده است. دو یا سه دهه که به عقب بازگردید می‌بینید شالوده حقیقی این صنف و بازار را کسانی گذاشته‌اند که دو ویژگی انکارناپذیر داشته‌اند؛ رویا‌بین و رفیق‌باز. آنها در زمانی که هنوز رایانه یک غول چراغ جادو در میان برج‌های مین‌فریم‌ها بوده، این توان را داشته‌اند که درباره تبدیل شدن آن به نبض انسان معاصر خیال ببافند و در داستان علمی تخیلی زمان خود زندگی کنند ولی حتی فراتر از این آینده‌بینی هم باز این نسل معجزه‌گر برآمده از دورانی که در آن حزب و فعالیت مذموم شمرده شده، کوشیده‌اند به دوستی‌های فردی خود بعدی حرفه‌ای ببخشند و با استفاده از سرمایه‌های

شماره 31 ورودی ورودی صفحه 14

لطفا جسارت داشته باشید

لایحه بودجه کشور که هر سال همین روزها به مجلس ارائه می‌شود جهت‌گیری کشور در سال آینده را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، برنامه ششم توسعه کشور نیز این روزها در حال نهایی شدن است و لایحه آن به زودی به مجلس ارائه می‌شود.؛برنامه‌ای که سمت و سوی کشور در پنج سال آینده را مشخص می‌کند و حتی گزاف نیست اگر بگوییم اثرات آن تا سال‌ها بر جا می‌ماند. به عنوان مثال در برنامه سوم توسعه بود که اجازه آزادسازی در صنعت مخابرات کشور به دولت داده و بر اساس آن اپراتور دوم تلفن همراه وارد بازار شد که نتایج مبارک این ورود تا سال‌ها ادامه خواهد داشت. پس می‌توان گفت نتایج مذاکرات طولانی و سخت طی جلسات پی‌درپی این روزهای مسئولان کشور، آینده کشور را رقم می‌زند. تجربه سیاسی در ایران نشان می‌دهد معمولاً دولت‌ها هشت‌ساله هستند و اگر این روند در مورد دولت روحانی نیز رخ دهد، می‌توان گفت او فرصتی استثنایی برای اجرای برنامه‌هایی دارد که خود در نوشتن آنها نقشی اساسی داشته است. روحانی از این نظر فرصتی سمبولیک در اختیار دارد. اگر او هم رئیس‌جمهور هشت‌ساله باشد، تا سال ۱۴۰۰ رئیس قوه مجریه است و می‌تواند به طور کامل برنامه ششم را اجرا کند و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 31 ورودی ورودی صفحه 15

دل‌مان نمی‌خواهد کار کنیم

بیکاری یکی از معضلاتی است که درجه اهمیتش به قدری زیاد است که دولت‌های مختلف وقتی روی کار می‌آیند بسیاری از وعده‌ها و شعارهایشان را روی آن متمرکز می‌کنند. حتی فراتر از شعارهایشان سعی می‌کنند با سیاستگذاری و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف صنعت، خدمات و کشاورزی نرخ بیکاری را پایین بیاورند. بنا بر گزارش صندوق بین‌المللی پول نرخ بیکاری جوانان در ایران ۲۶ درصد است و این یعنی از این نظر در منطقه بحران‌زا قرار داریم. با اینکه بیکاری معضلی بسیار جدی و دردآور است اما از نظرم معضلی بدتر از بیکاری هم وجود دارد. مشکلی که این روزها بازار رو به رشد آی‌سی‌تی کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند؛ فقدان نیروی متخصص. با هر دست‌اندرکاری در این حوزه صحبت می‌کنیم کسی نیست که این موضوع را تایید نکند و حتی بدتر از آن بسیاری معتقدند به زودی ممکن است ایران در این حوزه هم به یک واردکننده تبدیل شود. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت ایجاد یک فرصت شغلی صنعتی، بالغ بر ۲۳۸ میلیون تومان هزینه دربر دارد و این خیلی دردآور است که وقتی فرصت‌های شغلی در بازاری مثل آی‌سی‌تی ایجاد شده و کارفرماها به دنبال نیرو هستند، به خاطر عدم

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 31 ورودی ورودی صفحه 15

به وسعت یک خیابان

میزان فروش طی روز دوشنبه اینترنتی از فروش در جمعه سیاه پیشی گرفت. این خبری بود که در روز مخابره آن و درست بعد از روز حراج دوشنبه اینترنتی سرتیتر اخبار رسانه‌های مختلف قرار گرفت و توجه فعالان این بازار را به خود جلب کرد. اما به نظر شما چند درصد از فعالان صنفی ما به این خبر توجه کردند یا حتی این خبر را خواندند؟ یا اصلاً آن را شنیده‌اند؟ منظور فعالان فروشگاهی در فضای مجازی نیستند. منظور صاحبان مشاغلی است که همچنان به صورت گذشته کسب و کار می‌کنند و هنوز حاضر نیستند کوچک‌ترین تغییری در ساختار فعالیت‌شان بدهند.بسیاری از صاحبان کسب و کار هنوز به عادت گذشته خود صبح‌ها مغازه را آب و جارو می‌کنند و منتظر مشتریان‌شان می‌نشینند. این بدان معنا نیست که هیچ آشنایی‌ای با اینترنت و فضای مجازی ندارند یا کسی را ندارند که با این فضا آشنا باشد. این افراد برای بسیاری از فعالیت‌های خود مجبور به مراجعه به دنیای اینترنت هستند و اگر خود نتوانند بخشی از این فعالیت‌ها را انجام دهند سعی می‌کنند از دیگران کمک بگیرند. اما هنوز حاضر نیستند بخشی از فعالیت خود را به این فضا منتقل کنند یا حتی این فضا را نیز به عنوان بازاری جدید

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 7 ورودی ورودی صفحه 16

آنچه بر سازمان نظام صنفی گذشت

سازمان نظام صنفی رایانه‌ای ورود به نهمین سال زندگی خود را تجربه می‌کند. در سه سال دوره اول، با درگیری‌های زیاد و گرفتاری‌هایی که ایجاد شد، به مبارزه برای تثبیت موقعیت و حضور در جایگاه قانونی خود پرداخت، در این برهه از زمان از اعضای صنف که حمایت بی‌دریغ در این مبارزه را پیشتوانه هیات‌مدیره کردند ممنون، و از زحمات هیات‌مدیره وقت تشکر می‌‌کنیم.پس از تثبیت موقعیت سازمان، در سه سال دوره دوم، در عین بی‌توجهی و بی‌مهری دولت وقت با پشتوانه اعضای دلسوز صنف و زحمات شبانه‌روزی هیات مدیره دوره دوم، صنف توانست در نهادها، سازمان‌ها و مراجع تصمیم‌گیری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، جایگاه و کرسی خود را به دست آورد و با حضور در جلسات تصمیم‌گیری در ارتباط با حق و حقوق صنفی اعضا، توانست در قوانین و مقررات وضع‌شده در ساماندهی و تنظیم بازار کسب و کار صنف تاثیرگذار باشد، از حمایت و پشتیبانی اعضای دلسوز صنف قدردانی می‌کنیم و از هیات‌مدیره وقت تشکر. سه‌ساله سوم و سومین دوره هیات‌مدیره با حق‌طلبی و سهم‌خواهی صنف از حقوق ازدست‌رفته با بی‌مهری دولت وقت نسبت به بخش خصوصی شروع شد و با تحمل سختی‌های فراوان توسط آحاد صنف و هیات‌مدیره به امروز رسیدیم؛ امروز که با پشتوانه

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 08

برنامه‌‌ریزی کنید ، اجرا زیاد مهم نیست

برنامه‌ریزی درست و پیاده کردن آن برنامه بدون توجه به تغییر در ساختار دولت یکی از لوازم توسعه‌یافتگی به شمار می‌آید. کمتر برنامه یا پروژه‌ای در کشورهای توسعه‌یافته به چشم می‌خورد که تغییر در ساختار دولت موجب اجرا نشدن یا معطل ماندن آن شود. مهم نیست برنامه توسط کدام دولت تنظیم شده باشد، دولت چپ‌گرا باشد یا راست‌گرا، تندرو باشد یا میانه مهم این است که به تصویب مجلس یا نهادهای تصمیم‌سازشان رسیده باشد تا آن برنامه بدون هیچ تغییری به اجرا درآید. اما متاسفانه در ایران تمامی برنامه‌ها وابسته به دولت و ساختار دولت است، اگر برنامه‌ای در دولت پیشین به تصویب رسیده باشد و ساختار دولت تغییر کند بی‌شک اجرای آن برنامه در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود.بررسی‌های صورت‌گرفته روی برنامه‌ها و پروژه‌های مختلف نشان می‌دهد برنامه‌ای موفق‌تر بوده که توسط یک دولت به تصویب رسیده باشد و به وسیله همان دولت نیز به اجرا درآید. با توجه به این آسیب‌شناسی، دولت‌ها تصمیم می‌گیرند برنامه‌های کوتاه‌مدت تنظیم کنند و سعی می‌کنند آن برنامه را در یک دوره زمانی کوتاه به اجرا درآورند و اگر به مرحله اجرا نرسید می‌کوشند با افتتاح آن پروژه در اواخر دولت خود پرونده کاری‌شان را موفق جلوه دهند فارغ از اینکه امکان بهره‌برداری

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 16

سن که رسید به سی ماه

مقاطعی در سن است که می‌گویند ما آدم‌ها با رسیدن به آنها دچار احوالاتی می‌شویم. مثلاً سی سالگی که می‌گویند می‌توان حسی از بلوغ فکری را تجربه کرد و چهل سالگی  که احتمالاً خودش را. پس از آن هم می‌توانیم در انتظار بحران میانسالی باشیم. اما قطعاً فرمولی در میان نیست و اینها همه اعدادی هستند تجربی. شاید هم کسی هیچ گاه در زندگی‌اش احساس بلوغ فکری نکند، حتی اگر بالغ‌ترین باشد یا شاید هم کسی از بدو تولد دچار بحران میانسالی شده باشد و خودش نداند. اگر بخواهیم این مرزهای سنی را به فضای رسانه‌ای مثل ماهنامه نگاشت کنیم، طبعاً واحد سال قدری بلندپروازانه و برای کسی به سن من قطعاً احمقانه است. پس شاید این شماره که سی‌امین شماره‌مان هست، آنجایی است که می‌توان قاعدتاً احساس بلوغ به‌مان دست داده باشد. اینکه چقدر خروجی پیوست طی این شماره‌ها پخته‌تر شده که قضاوتش بی‌تردید با مخاطبان است اما شخصاً امید دارم خودمان چنین فکری نکنیم چون می‌تواند زمینه‌ساز بحران میانسالی در ادامه و حوالی شماره چهلم باشد و در بدترین حالت احساس فشارهایی در مرز رسیدن سن به پنجاه! اینکه فکر کنیم بهتر شده‌ایم امیدوارکننده است اما لبه دیگر این شمشیر موذی می‌تواند مغرورمان کند و به ظاهر بی‌نیاز

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 14

چالش نوآوری

یکی از چالش‌های به پا شده در شبکه‌های اجتماعی این روزها چالش کارت ملی است. مردم عکس‌های چاپ شده روی کارت ملی خود را با دیگر عکس‌های فضای مجازی‌شان مقایسه می‌کنند و با دیگران به اشتراک می‌گذارند. هر چند شاید هدف طراحان اصلی این چالش اشاره به تفاوت زندگی افراد در فضای عمومی و شخصی‌شان باشد اما می‌توان به این نتیجه نیز رسید که امکان شناسایی افراد از طریق کارت ملی‌شان تقریباً غیر ممکن است. این در شرایطی است که در وضعیت فعلی تصویر کارت ملی و در نهایت شناسنامه تنها فاکتور شناسایی افراد برای دریافت خدمات عمومی دولتی یا هر خدمت دیگری به شمار می‌رود.از همین روست که طراحان و مجریان کارت ملی هوشمند به این نتیجه رسیده‌اند که برای شناسایی افراد تنها نمی‌توان به فاکتور عکس بسنده کرد و باید فاکتورهای دیگری برای شناسایی مانند فاکتور بیومتریک یا امضای دیجیتال را نیز به کارت افزود. تقریباً پروژه کارت ملی هوشمند به مراحل نهایی خود رسیده‌ است و به تدریج تمامی شهروندان در نوبت تعویض کارت ملی قرار خواهند گرفت. اما آیا امکان استفاده از تمامی مشخصه‌های پیش‌بینی‌شده روی کارت فراهم شده است؟ آیا دستگاه‌های مختلف دولتی می‌دانند برای کارایی بهتر از کارت باید چه زیرساختی فراهم کنند یا

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 15

آینده یا گذشته

۱ فرض کنید خبرگزاری‌های دنیا اعلام کنند فلان مدل خودرو که توسط شرکت تویوتا تولید می‌شود، به صورت ناگهانی درهایش قفل شده و آتش می‌گیرد. در چنین شرایطی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با توجه به روندهای موجود، پیش‌بینی چندان دشوار نیست. ارزش سهام تویوتا به سرعت پایین می‌آید. مدیرعامل تویوتا استعفا می‌دهد و احتمالاً خودکشی می‌کند. این شرکت از همه دارندگان آن مدل مخصوص می‌خواهد خودروهای خود را به نمایندگی‌های مجاز بدهند تا مشکل به صورت رایگان حل شود. ضمناً تویوتا به همه قربانیان این حادثه، غرامت خواهد داد.اما در ایران وضعیت فرق می‌کند. آتش گرفتن خودرو نه‌تنها تاثیری بر تولید آن ندارد، بلکه باعث افزایش قیمتش می‌شود! نه کسی عذرخواهی می‌کند و نه غرامتی می‌دهد. تعویض قطعات معیوب نیز با هزینه مشتریان انجام خواهد شد. همه اینها چرا رخ می‌دهد؟ پاسخ ساده است. انحصار بازار در اختیار کسانی است که مهم‌ترین نوآوری‌شان، گذاشتن موسیقی برای حالت دنده‌عقب وانت نیسان است.از همه این شرایط دردآورتر، زمانی است که دولت برای خروج از رکود دوباره به همین شرکت‌ها متوسل می‌شود و نشان می‌دهد همچنان معتقد است گرداندن چرخ خودروسازهای داخلی، موتور محرک اقتصاد به‌رکودنشسته کشور است. می‌گویند فعالیت هزار نفر در کارخانه‌های خودروسازی و صنایع وابسته به آن، چنین توجهی را

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 15

رکود کاشتیم؛ الان درو می‌کنیم

بسیاری اوقات سرگذشت‌ها، نتایج و دستاوردها در زندگی تنها به عملکرد شخصی ما بازنمی‌گردد. اگر این روزها خانواده‌ای نتواند به اندازه کافی برای تحصیل فرزندش حتی اگر ضریب هوشی بسیار بالایی داشته باشد، در یک مدرسه استاندارد به لحاظ کیفیت آموزشی هزینه کند؛ مطمئناً خواسته زیادی است که بخواهند آینده‌ای درخشان برای او در این زمینه متصور شوند. یا وقتی در دوران کودکی مهارت‌هایی مثل یک یا چند رشته ورزشی، هنری یا زبان را کسب نکرده‌ایم و در دوران جوانی هم که استقلال بیشتری پیدا می‌کنیم به دلایل مختلف مثل کمبود زمان و درآمد نمی‌توانیم به علایق خود بپردازیم، سرنوشت‌‌مان را تنها خودمان رقم نزده‌ایم. وقتی محیط پیرامون ما اعم از خانواده، گروه هم‌سالان، گروه‌های مرجع و دولت، سرمایه‌گذاری قابل ارزشی روی نسل پس از خود نکنند، تصور آینده‌ای روشن برای آنها و کشورشان دور از انتظار است. حال همین اتفاق در مقیاس بزرگ‌تر در خصوص جوامع می‌افتد. وقتی دولتی در طول زمامداری خود تصمیماتی برخلاف خرد و عقلانیت اتخاذ می‌کند، مثل سنگی است که نادانی در چاه می‌اندازد و هزار دولت بعدی هم ممکن است نتوانند آن را بیرون بیاورند. سودای این روزهای وضعیت اقتصادی و فرهنگی ایران هم از این مثال‌ها دور نیست. اگر الان در رکود اقتصادی

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 14

به نام امنیت؛ به کام فناوری

چالش فناوری در میدان امنیت فراتر از یک تصفیه‌حساب ساده یا دعوا بر سر توزیع قدرت در کشور است. این روزها که ایران همچون جزیره‌ای از ثبات در دریایی از ترور و وحشت در منطقه یا حتی جهان خودنمایی می‌کند، باید نگاهی انسانی‌تر و بی‌طرفانه‌تر به رویارویی این دو مفهوم داشت و کشیده ‌شدن اتهامات و مجادلات به صف اول روزنامه‌ها و سخنرانی‌های سیاسی کشور بار دیگر مجالی است برای بازشناسی تعامل این دو مفهوم در فضای سیاست کلان کشور.امنیت در ذات خود همواره به دنبال سکون است. تشکیل حکومت قدرتمند مرکزی، پرهیز از هر گونه تغییر رادیکال سیاسی، اجتماعی یا حتی اقتصادی، پایش همه‌جانبه شئون اجتماعی یا حتی فردی شهروندان و تکیه بر عناصر سنتی فرهنگی و مذهبی به عنوان یک تکیه‌گاه مشترک همگی عواملی ثبات‌آفرین هستند. طی چهار دهه همین اصول توانسته حکومت و ملت جمهوری اسلامی ایران را به یکی از مستحکم‌ترین رژیم‌های سیاسی امنیتی منطقه تبدیل کند و در حالی که تمامی همسایگانش و حتی بازیگران از آمریکا و اروپا در آتش می‌سوزند، آن را حتی‌الامکان از دسترس کینه‌توزی‌های بنیادگرایانه دور کند. فناوری در بافت خود همیشه به دنبال انقلاب است. هرچند امروزه اغلب جریانات کم و بیش ناکام بهار عربی را به انقلاب‌های سیاسی برآمده

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 06

رزم در باران

موفق نخواهی بود، مگر آنکه مردان تو سرسختی و هدف مشترک داشته باشند و بالاتر از همه، روحیه همکاری و رفاقت آنها را به هم پیوند دهد.هنر رزم، سون جو* پیوست در یک شب بارانی به دنیا آمد. از آن شب‌هایی که نم طبیعت هیچ بار عاشقانه‌ای ندارد، پایتخت آشوب‌زده مانند پیرمردی خسته است که کیسه خیسی برای پایان کار سرش کشیده باشند. قطرات کوچک بی‌وقفه روی بدنه فلزی و داغ ماشین‌های درترافیک‌مانده می‌خورند و پیش از اینکه به جوی‌های طغیان‌کرده برسند، تبخیر می‌شوند. نور‌های خیابان یکی در میان خاموش می‌شوند و جوندگان غریبی از سوراخ‌‌های زیرزمین بیرون می‌آیند که در پناه سرما و تاریکی هوای شهر را تنفس کنند. پیش‌‌شماره نخست در چنین شبی متولد شد؛ دوران جنینی‌اش را در دو نمایشگاه یخ‌زده طی کرد و در میانه زمستانی مبهم به کندی چشم گشود تا امروز به دست شما برسد. ***پیوست فرزند روشنایی و سکوت نیست، زاده زمانه پرهمهمه و سایه است. ناگزیر در پیروی از قانون ناشکستنی زندگی، همچون نسل‌هایی که جنگ، رکود و بحران در گوشت و خون‌شان نفوذ کرده، بیش از اینکه به بخت وابسته باشد به نظم در آویخته و بیش از آنکه بر موج سوار باشد بر تفکر تکیه کرده است. تاریخ، اندیشه، فرهنگ

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 06

حیرت مدام

من سال‌های سال برای اینکه به پیروزی برسم ناگزیز از میدان امام حسین یا میدان شهدا می‌گذشتم اما یک روز بر حسب اتفاق برای اینکه به پیروزی برسم اجازه نداشتم از همان مسیر همیشگی یعنی امام حسین و شهدا عبور کنم، پس ناچار شدم و شدیم مسیرهای جایگزین را تجربه کنیم بی هیچ اطلاعی از پیش.دیروز برای اینکه به محل کارم بیایم مثل همیشه از کوچه خجسته باید می‌گذشتم تا به خیابان فاطمی وارد شوم و از آنجا ادامه مسیر اما امروز صبح وقتی سر ماشین را کج کردم و وارد کوچه خجسته شدم باور کنید کوچه خجسته شده بود: بن‌بست خجسته. چه جوری‌اش بماند برای بعد. چند ساعت در حال نهایی کردن قیمت کاغذ برای چاپ اولین شماره پیوست بودم، برای خرید کاغذ مورد نیاز با عددی به توافق رسیدیم، قرار شد پول واریز و کاغذ تحویل شود، پول که واریز شد برای تحویل زنگ زدم، گفت:«شرمنده دیر زنگ زدی الان نمی‌تونم با اون قیمت بهت کاغذ بدم.» گفتم:«همش یک ساعت شد! به نظر شما یک ساعت زمان زیادی است؟» گفت:«بابا مثل اینکه تو این مملکت زندگی نمی‌کنی، وقت طلا نیست الان باید گفت ثانیه طلاست.»از این همه اتفاق پی در پی که حتی زمانش از خواب و بیدار

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 7

درباره آنها

«عده انتخاب‌شدگان ملت در بلاد ایران متناسب با جمعیت سکنه آن بلد است و از هر ایالتی شش یا دوازده نفر موافق صورت ذیل باید ‌انتخاب شود مگر تهران که عده انتخاب‌شدگان آن به موجب تفصیل ذیل است: ‌شاهزادگان و قاجاریه چهار نفر علما و طلاب چهار نفر تجار ده نفر ملاکین و فلاحین ده نفر اصناف از هر صنفی یک نفر جمعا سی و دو نفر می‌شوند.»ماده ششم نظامنامه انتخابات (اصنافی) مجلس شورای ملی – هجدهم شهریور ۱۲۸۵۱۰۶ سال پیش از هر یک از صنوف صراف، نجار، بزاز، خیاط، زرگر، بلور فروش، قصاب، علاقبند، معمار، دلال، آهنگر، عطار، کفش‌دوز، خباز، کلاه‌دوز، کبابی، خراز، سراج، عصار، مسگر، صحاف، سمسار، قهوه‌چی، سلمانی، گیوه‌فروش و حصیرباف نمایندگانی به نخستین دوره مجلس شورای ملی راه یافتند؛ مجلسی که دو سال بعد به توپ بسته شد. مجلس اول با ساختاری صنفی و در همین دوران کوتاه قانون بلدیه، قانون مطبوعات، قانون انجمن‌های تجاری، قانون رشوه و مجازات آن و چندتایی دیگر را به تصویب رساند. تشکل‌های صنفی سنتی تا سقوط آخرین پادشاه با نوسان‌ها و بالا و پایین رفتن‌ها به حیات خود ادامه دادند. در فضای بسته آن روزها دسته‌ای مبارز شدند، دسته‌ای دیگر سرسپرده و در هر دو حال از کار صنفی چندان

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 7

ما چه می‌خواهیم

شروع هر پدیده جدیدی می‌تواند سخت باشد حال می‌خواهد انتشار یک نشریه جدید باشد یا شبکه یکپارچه بانکی یا ارائه خدمات الکترونیکی و راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات. ناتوانی در اجرای یک پروژه زمانی مشخص می‌شود که با وجود سپری شدن مدت مدیدی همچنان اجرای آن یا چگونگی اجرای آن در محاق بماند.همان‌طور که اگر دست‌اندرکاران یک نشریه پس از گذشت چند ماه از فراهم شدن مقدمات کار نتوانند نشریه قابل قبولی را مقابل خوانندگان قرار دهند ناتوانی آنان در کاری که بر عهده‌شان قرار گرفته، مشخص می‌شود، مدیران یک پروژه نیز اگر نتوانند در طول دوره پیش‌بینی‌شده از عهده مسوولیت‌شان برآیند ناتوانی‌شان مشخص می‌شود، حال این ناتوانی چه در بخش پیش‌بینی یا تصمیم‌سازی باشد چه در بخش اجرا.پروژه‌های دولت ‌الکترونیکی نیز از این قاعده مستثنی نیستند، هر چند مدیران ما به‌ گونه‌ای برآورد می‌کنند و کارنامه قابل قبولی از خود ارائه می‌دهند و عملکرد خود را با پیشینیان‌شان می‌سنجند اما اگر واقعا پیش‌بینی‌های آنان درست بود باید طی چند سال گذشته جهش‌های قابل توجهی را تجربه می‌کردیم، با این حال در گزارش‌های سالانه بین‌المللی به تدریج رتبه پایین‌‌تری کسب کرده‌ایم، به‌ گونه‌ای که هم‌اکنون تقریبا در قعر تمامی جداول بین‌المللی قرار گرفته‌ایم! می‌خواهد این جداول مربوط به پهنای باند بین‌المللی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 2 ورودی ورودی صفحه 8

کهربای دولتداری

نوشتن هنر تراشیدن کهرباست. یک حادثه، یک جریان، یک نفر روی شاهرگ خلاقیت نویسنده می‌نشیند، روی شجاع‌ترین‌شان انگشت می‌گذاری، شیره جانت را به دورش می‌تنی. کلمات سخت می‌شوند. اسیرش می‌کنند. بازتابی بی‌جان از وی می‌سازند که لاجرم دقیق و واقعی نیست. گوهر جوان را می‌تراشی، غبار زمان را از چهره‌اش می‌روبی. سوژه از خلال تراوشات شفاف ذهن تو می‌درخشد. هرچه خود زیباتر، عجیب‌تر و دست‌نخورده‌تر باشد ارزشمند‌تر می‌شود. دست به دست می‌چرخد و شاید برایش بهایی گزاف هم بپردازند. نوشتن نیز معجونی است از زمان، اصالت سوژه و رزینی که نویسنده به دور آن می‌کشد.در پیوستی که پیش روی شماست با دستمایه ‌قرار دادن حوادث سیاسی پیش رو، در روزگاری که همه از دولت می گویند, پنجره‌های گوناگونی به دولتمردی و دولتداری در عصر ارتباطات گشوده شده است تا به اخبار، فرهنگ، جهان و اقتصاد دولت‌‌هایی که قرار است زمام فناوری اطلاعات را در مشت داشته باشند، نور‌‌هایی متفاوت تابانده شده باشد. ویترین از آن پرونده انتخابات ریاست ‌جمهوری و دغدغه‌ها و امید‌هایی است که پشت آن پنهان شده‌اند ولی در همین برش به مفهوم ملی‌سازی جریان اطلاعات کشور و بودجه‌هایی که نمی‌رسند نیز نیم‌نگاهی تحلیلی انداخته شده. نشر الکترونیکی که جایی در میان ابزار‌گرایی شرقی و تسلط‌گرایی ایرانی گم

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 9

بدون ارتباط هرگز

یاد روزها و شب‌های دهه ۱۳۶۰ بخیر. ایامی که بخش زیادی از آن با جنگ تحمیلی مقارن بود. به دلیل شرایط جنگی، کشور در حالت آماده‌باش دائم بود و مردم هم در مورد پذیرش و تحمل دشواری‌ها و کاستی‌های ناشی از آن، متحمل، صبور و همراه بودند. در آن ایام قطع برق امری معمول بود و حتی برای آن برنامه‌ریزی هم می‌کردند. برای گذران ساعات بی‌برقی هر کس تدبیری اندیشیده بود: مولدهای کوچک بنزینی، چراغ‌های گازی روشنایی، چراغ‌هایی با باتری‌های قابل شارژ و حتی شمع.مدت زیادی از آن زمان نمی‌گذرد ولی با رفع مشکلات تامین برق مطمئن و پایدار برای آحاد مردم، وضعیت تغییر کرد و تصورم این است که در شرایط امروزی اگر برای مدت کوتاهی برق قطع شود، دیگر مجهز نیستیم و احتمالا تجهیزات تامین روشنایی، حتی یک شمع، در دسترس ما نیست. همه ما، هم مردم به‌ عنوان مصرف‌کننده و هم دولتمردان به ‌عنوان مسوول، پذیرفته‌ایم که برق یک زیرساخت حیاتی است و تکرارپذیری در ارائه این خدمت با رعایت کیفیت آن، نیاز حیاتی زندگی امروزی ماست. با تامین برق مطمئن و پایدار به‌ طور طبیعی وسایل اضافی روشنایی از ساختمان‌های ما حذف شد و تقریبا می‌توان گفت که بی‌برقی را از یاد برده‌ایم.روند زندگی امروز ما

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 9

از خودتحریمی تا خودشناسی

صنف فناوری اطلاعات این روزها به اخبار خوش نیاز دارد، اخباری که با آن چهره‌اش را از گرد و غبار انبوه مشکلات اقتصادی و قانونی و داخلی و بین‌المللی بشوید و دمی را به امید آینده برآورد. انتشار پیوست چنین خبر خوشی است؛ رویش گلی در میانه شوره‌زار و نشانه‌ای از امید به آینده. سالی که گذشت برای بازار فاوا سال خوشی نبود. تحریم‌‌ها راه را بر چرخش اقتصادی رو به تضعیف بستند و در داخل طرح‌های خلق‌الساعه کنترل بازار چنان قاتق نانی برای کسب و کارها نبودند و تا سرحد خودتحریمی پیش رفتند، تمایل به دوپارگی و حزبی‌کاری در میان رجال صنفی شدت گرفت و عرصه حرف پر از سخن ولی عرصه عمل خالی از مردان شد. درست در پایان چنین سالی بود که پیوست در نوروز چهره‌ای نو از خود نشان داد و ساز تازه‌ای کوک کرد. حتی با شناخت جمعی که شناسنامه این ماهنامه را پر کرده‌اند نیز پیشگویی و پرگویی است با تک‌شماره‌ای درباره رویکرد آن داد سخن دهیم و صفحه سیاه کنیم ولی وجود چند نشانه در شماره نخست دلگرم‌کننده است که ادامه این حرکت به سرمنزل نشریه تخصصی و عمیق خواهد رسید.در میان این نشانه‌‌ها تلاشی چهره به چهره برای بازگرداندن روح انسانی به

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 10

سه مانع تا توسعه

توسعه کارت‌های اعتباری یکی از برنامه‌های اصلی بانک مرکزی در بخش توسعه پرداخت‌های الکترونیکی است اما متاسفانه با وجود برنامه‌ریزی‌ها و پیش‌بینی‌هایی که در بسته‌های سیاستی نظارتی بانک مرکزی طی سال‌های گذشته صورت گرفته هنوز کارت اعتباری در میان مردم شناخته‌شده نیست و بانک‌ها نیز چندان علاقه‌ای به رشد و توسعه آن از خود نشان نمی‌دهند.آمار تعداد کارت‌های صادرشده بانکی نشان می‌دهد سرانه تعداد کارت بانکی سه است و نکته جالب‌تر نوع این کارت‌هاست،کارت‌های دست مردم کارت‌های نقدی یا دبیت است، درست برخلاف رویه معمول دنیا.یکی از مشکلاتی که به نظر می‌رسد فراروی توسعه کارت‌های اعتباری وجود دارد عدم جذابیت این نوع کارت‌ها برای بانک‌هاست. به نظر می‌رسد با توجه به مقرراتی که هم‌اکنون وجود دارد توسعه این کارت‌ها برای بانک‌ها هیچ‌گونه ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و همین امر موجب می‌شود آنان نیز در توسعه آن از خود حرکتی نشان ندهند.از همین روست که بسیاری معتقدند اگر بانک‌ها در توسعه کارت‌های اعتباری بکوشند و آن را در اختیار مشتریان خود قرار دهند مشتریان‌شان از آن بهره می‌برند اما آیا مشتریان بانک‌ها با توجه به مقررات ناظر بر تسویه کارت‌های اعتباری از این نوع کارت‌ها استقبال خواهند کرد؟طبق قوانین موجود دارنده کارت اعتباری باید سر ماه صورتحساب خود را با بانک تسویه

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 10

چه پنجم فروردین‌ماه باشکوهی

پنجم فروردین‌ماه نود و دو خسته‌ام! مانند همه که اطرافم شبیه سایه می‌گذرند خسته‌ام! نگاه که می‌کنم، انگار مه، تمام زوایا، تا آن‌ سوی نمی‌دانم و آن ‌سوی کشمکش چشم‌ها و افق را پر کرده است. این‌ روزها روبه‌روی آینه که می‌ایستم، عجیب شبیه بی‌حوصلگی شده‌ام. وقتی مدام و بی‌پروا توی کوچه‌های خلوت عیدانه قدم می‌زنم، هر کسی که می‌گذرد، با همان لباس‌های اتوکشیده عید، عجیب شبیه من شده‌اند. شباهنگام، مدام پیامک‌های تبریک‌گونه‌ این و آن را می‌خوانم اما انگار کلیشه برداشته، دائما خوشبخت بودن را نقش بازی می‌کنند. تکراری و بی‌حوصله، از سر اجبار و اکراه! از خودم می‌پرسم: این همه عالم و آدم برای آدمک‌هایی شبیه من، با سختی این صفحات کوچک و بزرگ تلفن همراه، چرا چنین تبریک‌هایی پر از دلهره فرستاده‌اند؟ واقعا چه خبر شده است؟ دوباره نیمه‌های شب است. میان همهمه‌ پر از سر و صدای سکوت ناامیدی، پی یافتن دستمایه‌ای جهت دوباره بودن، پاکت‌ها و رسیده‌های این همه بزرگوار آخر سال را می‌گردم. میان این همه، بی هیچ برنامه‌ای، دست‌هایم پی تکرار، تو در توی کیسه‌ای را جست‌وجو می‌کند و ناگهان دیباچه‌‌تان خارج می‌شود. سلام! برق چشم‌هایم، در آینه‌ جلدی براق بی‌اختیار منعکس می‌شود. ورق می‌زنم. از ابتدا تا انتها. پرسرعت و چند به

شماره 2 ورودی ورودی صفحه 12

بودن یا نبودن

سال ۹۱ برای نشریات کاغذی مستقل سالی بسیار سخت و سراسر بیم و هراس و تشویش بود؛ مسیری سخت و صعب و چنان مه‌آلود که حتی نمی‌دانستی گام بعدی روی «بود» فرود می‌آید یا «نبود»! سالی که گذشت به گواه متقن پیشخوان، «بودن یا نبودن» اصلی‌ترین دغدغه و چالش پیش روی بسیاری از مطبوعات کشور بود. از شیب صعودی نمودار هزینه‌های کاغذ، چاپ، توزیع و… گرفته تا تنوع کم‌نظیری از اتفاقات و حوادث دور از ذهن در مسیر هر شماره از خانه تا پیشخوان ظاهر می‌شد . «پیوست» در زمستان سالی پرتلاطم و در آستانه سالی پرابهام به جمع خانواده مطبوعات پیوست؛ تولدی آگاهانه و با اشراف به ناهمواری‌ها و فراز و نشیب‌های بی‌شمار پیش رو. تولد گرچه در ذات پدیده‌ای فرخنده و مبارک است اما تولد در خانواده‌ای پرهزینه و کم‌درآمد و در روزگاری چنین مه‌آلود، بی‌قرار و پردغدغه ده‌ها بار فرخنده‌تر، شورانگیزتر و سرشار از امید و روشنی است.«پیوست» از نگاه من در همان شماره نخست نگرشی نو، ساختاری متفاوت و سبک و سیاقی تازه در ارائه محتوا را عرضه کرد، چیزی که مشابهش را در نشریات حوزه فناوری کشور ندیده‌ایم. «پیوست» برخلاف عرف رایج در مطبوعات هم‌خانواده‌اش به دنبال تقلید و تکرار ایده‌های موفق دیگران نرفته و

شماره 29 ورودی ورودی صفحه 12

بازار ایرانی

کسب و‌کار پارسی از دیرباز قدرت‌گریز بوده است. ایرانی‌ها هرچند تاجرانی چیره‌دست و بازرگانانی خبره بوده‌اند ولی دوره‌های طولانی ستم، انحصار و فساد به آنها آموخته‌ است که باید از شراکت، هم‌افزایی و هم‌صدایی بپرهیزند و از این رو تقریباً در هر بازاری می‌بینید که قدرتمندان تنهایند، اگر اتحادی هم وجود دارد از آن مظلومان است و آنان که برشی دارند یا علیه دیگر رقبا تیغ می‌کشند یا از خرده‌پاها زهر چشم می‌گیرند تا فاصله رقابت‌شان کم نشود.این حقیقت که ما در فناوری کشورمان هرگز به معنای دقیق کنسرسیوم قدرتمندی نداشتیم هم به این نظریه مهر تایید می‌زند. اگر اتحادی خودجوش بوده به سرعت مسیر زوال را پیموده و اگر هم جمعی دور یک آتش باقی مانده، در ریشه بیشتر مالکیت واحد داشته و هلدینگ بوده تا تفکر یگانه. از ثنارای گرفته تا سیمرغ این تئوری همواره تکرار شده و بارها تا مرز فاجعه پیش رفته است. همکاری قوی و ضعیف، همراهی بالغ و جوان در این بازار و بسیاری از عرصه‌های دیگر اقتصاد ایران معنایی ندارد. داستان استارت‌آپ‌ها و اپراتورها هم از این قاعده تلخ مستثنی نیست. اپراتورهای ایرانی نه‌تنها در عرصه تلفن همراه بلکه در اینترنت، تلفن ثابت و حتی خدمات دیگر ارتباطی کوچک‌ترین التزام عملی‌ای به جوان‌گرایی

شماره 29 ورودی ورودی صفحه 12

رسانه‌ها بی‌گناهند

زمانی که نامه امضاشده مدیرعامل شاپرک در خصوص ممنوعیت استفاده از کدهای USSD به منظور خرید، در رسانه‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، اولین موضع‌گیری‌ای که صورت گرفت این بود که چرا این نامه انتشار یافته است. نباید این نامه در اختیار همه قرار می‌گرفت. بالا و پایین نامه را نگاه کردم هیچ نشانی از محرمانه بودن روی این نامه منعکس نشده بود. از سویی اگر این نامه در رسانه‌های مختلف هم منتشر یا درج نمی‌شد، پس از اعمال این ممنوعیت مردم متوجه آن می‌شدند و مطمئناً ضرر آن بیشتر از فایده‌اش بود.اما برخی از فعالان این بازار نظر دیگری داشتند؛ به عقیده آنان اگر این نامه منتشر نمی‌شد شاید تصمیم‌گیرندگان یا امضاکنندگان این نامه از اجرایی شدن آن منصرف می‌شدند.طبق ماده ۵ قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات که سال گذشته به تصویب رسیده است و آیین‌نامه اجرایی آن نیز تقریباً دو هفته پیش از مصوبه ممنوعیت استفاده از USSD به تصویب هیات دولت رسید، موسسات عمومی مکلفند اطلاعات موضوعی این قانون را در حداقل زمان ممکن و بدون تبعیض در دسترس مردم قرار دهند.در تبصره این ماده آمده است: اطلاعاتی که متضمن حق و تکلیف برای مردم است باید علاوه بر موارد قانونی موجود از طریق

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 29 ورودی ورودی صفحه 13

اموجی و پایان زبان

وقتی مُرد، هر کس با پیکر کفن‌شده‌اش سلفی گرفت و احتمالاً برای دریافت پیام تسلیت دیگران عکسش را در اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی دیگر به اشتراک گذاشت. چنین برخوردی با مرگ دیگر به اتفاقات عادی این روزها تبدیل شده است. اما همیشه در دل حوادث عادی هم اتفاقات عجیبی وجود دارد. وقتی عکس را منتشر کرد هیچ ‌کس تسلیت نگفت. بعضی‌ها یک شکلک ناراحت گذاشتند بعضی‌ها که بیشتر ناراحت شدند از شکلکی که در حال گریه است استفاده کردند، بعضی‌ها به نشانه تسلیت تصویر گل فرستادند؛ بدون اینکه از واژه‌ای استفاده کنند. فرد عزادار هم از آنها تشکر کرد؛ البته نه با کلمات بلکه با شکلک آدمک کچلی که دو دستانش را به نشانه احترام به هم چسبانده و به سبک ژاپنی‌ها سر تعظیم فرود آورده بود. این تعامل به ‌قدری باورپذیر و هماهنگ است که انگار گویندگان به یک زبان جدید صحبت می‌کنند، زبانی بدون واژه، یعنی تقریباً بازگشت به اوایل دورانی که زبان اختراع شد و نوشته‌ها حاصل اشکال بودند.Emoji که از ترکیب دو کلمه ژاپنی تصویر (e) و کاراکتر (moji) چنین نام گرفته، در سال ۱۹۹۹ از دل فرهنگ ژاپنی متولد شد. تا پیش از این هم صورتک‌هایی که احساسات را منتقل می‌کردند وجود داشتند اما اموجی‌ها

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 10

بازگشت به آینده

روزها انتخاباتی است. تا چند روز دیگر رجلی مدیر و مدبر، با رای مردم مدیریت اجرایی کشور را در دست خواهد گرفت. هر هشت نامزد در تلاشند تا با نقد وضع موجود، آینده‌ای بهتر را نوید دهند. به نظر می‌رسد با فاصله‌ای که توسط نامزدها از مدیریت کنونی اجرایی گرفته می‌شود، هر کس انتخاب شود، شاهد یکی از بزرگ‌ترین جابه‌جایی‌های مسالمت‌آمیز تاریخی در بدنه اجرایی و مدیریتی کشور باشیم. انتخابات ریاست جمهوری فرصتی است تا مردم گلایه‌های خود به گوش مدیران فردا رسانده و آمال و آرزوهای خود را مطالبه کنند. شیرین آنکه این روزها نه کسی از شکایت‌ها می‌رنجد و نه خواسته‌ای رد می‌شود.بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور نیز همچون سایر بخش‌ها، از کمبودها رنج می‌برد، نسبت به مدیریت‌ها انتقاد دارد و امیدوار است دولت بعدی چاره‌ای برای مشکلات بسیارش بیابد. تجربه نشان داده روسای جمهور تنها در سال‌های آخر دوره‌شان به نقش فاوا در توسعه پی برده ولی دیگر زمانی نداشته‌اند تحولی را که انتظار است، پایه بگذارند. طرح دیدگاه‌ها و خواسته‌ها می‌تواند کاندیداها و کمی بعد رئیس‌جمهور جدید را با این بخش و نقش آن در توسعه آشنا سازد تا عقب‌ماندگی‌ها زودتر جبران شود. پیوست نشریه‌ای سیاسی نیست. پیوست نشریه‌ای مستقل است و به هیچ گروه

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 10

چه کسی زنجیرها را پاره می‌کند

تاریخ درس‌های غریبی برای ما دارد. گاهی آنان که زنجیر بسته‌اند خود بندها را پاره ‌می‌کنند و گاهی بزرگ‌ترین انتخاب‌ها هنگامی روی می‌دهد که در ظاهر گزینه‌ای برای برگزیدن نیست. گاهی نیز مردی با یک کلاه سیلندر و کت فراک و چشمانی گودرفته بر فراز ریشی نصفه و نیم متممی را در قانون اساسی کشورش می‌گنجاند که اولین گام رسمی در راه الغای برده‌داری محسوب می‌شود. چه کسی زنجیرهای فناوری کشور را پاره خواهد کرد؟نگرشی سیاسی و شاید سیاست‌زده وجود دارد که ما را به این سو سوق می‌دهد که فناوری اطلاعات و لاجرم یکی از مهم‌ترین مظاهر آن یعنی اینترنت اسیری است که نیاز دارد حتما از سوی طیفی نواندیش و آرمان‌گرا از بند رها شود. تحلیل نگرش‌های مختلف به اینترنت به عنوان یک ابزار اجتماعی یا سیاسی در فرصت کوتاه این نوشته ممکن نیست ولی برآیند آنچه در شماره جاری پیوست پیش چشمان شما ورق می‌خورد، حکم می‌کند که نیم‌نگاهی به ارزش‌های ظاهرا تثبیت‌شده در این فضا داشته باشیم؛ چه کسی زنجیر این برده را پاره خواهد کرد؟آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهوری که هنوز یکی از مهم‌ترین شمایل و اسطوره‌های آمریکایی است و نامش این روزها به لطف فیلم‌های هوشمندانه هالیوودی دوباره سر زبان افتاده، اولین پرزیدنتی بود که با

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 11

خانه هایمان را امن کنیم

مادربزرگ صندوقی داشت که تمام وسایل باارزشش را در آن نگه می‌داشت، صندوقش را نیز معمولا در جایی مخفی می‌کرد و کسی از جای آن مطلع نبود، هروقت هم در عالم بچگی جایش را پیدا می‌کردم سریع جایش را عوض می‌کرد. همیشه می‌گفتم:«مامانی چرا این صندوقت رو قایم می‌کنی من که کاریش ندارم؟» او هم با خنده جواب می‌داد:«مواظب مالت باش و همسایه‌ت رو دزد نکن.» این عادت همچنان در همه ما باقی مانده است، همیشه مواظب اسناد و دارایی‌های باارزش خود هستیم، شناسنامه و مدارک خود را در جای مطمئن قرار می‌دهیم تا کسی به‌جز خود ما به راحتی نتواند به آن دسترسی داشته باشد و اگر اتفاقی افتاد و آنها را گم کردیم، سریعا اطلاع می‌دهیم.گاو صندوق‌های بزرگ می خریم و مدارک خود را در آن نکه می‌داریم تا مبادا چشم نامحرم به آن بیفتد. اگر مهمان غریبه‌ای داشته باشیم معمولا وسایل باارزش را آشکارا رها نمی‌کنیم چرا که نمی‌شناسیم‌شان و به آنها اطمینان نداریم.این آداب دنیای واقعی است اما به نظر می‌رسد این آداب دردنیای مجازی تغییر کرده‌ است،علاوه بر اینکه هر روز عکسهایی که تا پیش از این در آلبوم‌های خانوادگی نگهداری می کردیم و به غیر از آشنایان کسی از آنها مطلع نبود روی سایت‌های

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 3 ورودی ورودی صفحه 11

مریخ درمانی

راننده‌های‌آژانس را بی‌تردید باید از منظر تنوع نگاه و گوناگونی طرز فکر از عجایب کشور عزیزمان به شمار آورد. هر یک با سابقه‌ای از جایی آمده‌ و در این وانفسا به این شغل سخت و طاقت‌فرسا تن داده‌اند. از کلیشه تکراری «من تو بازار بودم، شریکم سرم رو کلاه گذاشت…» که بگذریم من شخصا در بین راننده‌های آژانس نزدیک خانه‌مان همه جورش را دیده‌ام. از مهندس بیکار گرفته تا تیمسار بازنشسته و از معلم گرفته تا باغبان. اخیرا یکی از این دوستان که چند باری من را رسانده بود سر صحبت را باز کرد و فهمیدم دارای علایق و مطالعاتی در نجوم است. همین راننده عزیز دیروز که همراهش بودم وقتی از چهره بی‌رمق و بی‌حوصله من فهمید که اوضاعم روبه‌راه نیست برایم از چیزی گفت به نام پروژه مریخ یک (مارس وان). قبلا کمی راجع به آن شنیده بودم، پروژه‌ای که قرار است در سال ۲۰۲۳ عده‌ای داوطلب را به مریخ بفرستد تا اولین کولونی انسانی در آن سیاره را شکل دهند. راننده می‌گفت این پروژه قطعا بسیاری از علوم بشری را دچار تغییر بنیادی می‌کند (با همین واژه‌ها) چراکه این سفر بی‌بازگشت است و داوطلبان بقیه عمر خود را باید در زمهریری به نام مریخ سپری کنند. بنابراین

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 3 ورودی ورودی صفحه 12

زبان مشترک

زمانی‌ که طی سال‌های ۷۲ تا ۷۶ وزیر بازرگانی بودم اولین گام‌ها برای توسعه تجارت ‌الکترونیکی در دنیا برداشته شده بود، در آن زمان من نیز به فراخور مسوولیت خود سعی کردم تا وزارت بازرگانی را به این سمت هدایت کنم. در سال ۷۳ طی نامه‌ای به مقام معظم رهبری وضعیت را برایشان توضیح دادم و از ایشان خواستم تا ما را در این مسیر یاری کنند، ایشان در پاسخ به این نامه مستقیما وزارت بازرگانی را مخاطب قرار دادند و تاکید کردند حتما در این مسیر حرکت کنیم. اگر با نوع مکاتبات مقام معظم رهبری و دولت آشنا باشید متوجه می‌شوید که معمولا مقام معظم رهبری وزارتخانه‌ای را مخاطب قرار نمی‌دهد بلکه نامه را به دولت می‌نویسد و دولت آن نامه را به وزارتخانه مربوطه ارجاع می‌دهد، این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار بود که مقام معظم رهبری مستقیما وزارت بازرگانی را مخاطب قرار داد و نامه را برای ما ارسال کرد.آن نامه چندین بند داشت اما در یکی از بندهای آن مقام معظم رهبری از ما خواسته بودند تا این موضوع را به جد پیگیری کنیم چراکه آتیه تجارت و اقتصاد کشور به این روند وصل است و هر گونه تعلل و تاخیر به ضرر کشور خواهد بود.

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 12

بایسته‌های قانونگذاری نظام بانکداری الکترونیکی

امروزه هنگامی که از شیوه‌های پرداخت خرد تا بانکداری کلان ملی و فراملی سخن به میان می‌آید، خودبه‌خود ذهن آدمی به سامانه‌ها و ساز و کارهای الکترونیکی معطوف می‌شود. به راستی شاید هیچ حوزه‌ای به این اندازه به فناوری‌های رایانه‌ای و ارتباطی وابسته نشده و همین وابستگی به خود را در همگان پدید نیاورده باشد. هرگونه بهره‌برداری انتفاعی از دنیای سایبری، چه به عنوان ارائه‌دهنده کالا یا خدمات و چه به عنوان کاربر یا مصرف‌کننده، به تراکنش‌های مالی الکترونیکی نیاز دارد که فراهم‌سازی و پشتیبانی آن بر عهده نظام بانکداری الکترونیکی است. بنابراین در یک کلام، هرگونه تجارت و کسب‌ و کار و حتی ارائه خدمات عمومی الکترونیکی، بدون چنین پشتوانه‌ای سرابی بیش نخواهد بود. برخورداری از چنین جایگاه تعیین‌کننده‌ای در دنیای سایبری از سوی نظام بانکداری الکترونیکی، می‌تواند سیلی از فرصت‌ها و تهدیدها را به سوی خود سرازیر کند. اساسا برپایی این نظام با دو هدف اصلی صورت گرفت: نخست رشد کارایی و کارآمدی نظام بانکداری سنتی و دوم، پاسخگویی به نیازهای مالی تراکنش‌های الکترونیکی. دستیابی به این اهداف از گذر بهره‌برداری بیشینه از فرصت‌ها و دور ماندن هرچه بیشتر از تهدیدها، در گرو برپایی و پایداری نظم و بهنجاری کنشگران این عرصه است. این امر نیز به نوبه

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 14

فاوا در فردای انتخابات

پس‌از ایستادگی مجدانه ملت ایران طی سال‌های اخیر، لغو تحریم در حوزه فناوری اطلاعات -فارغ از میزان صحت و سقم و نمایشی بودن آن- خبر خوبی برای فضای دل‌خسته صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران بود. اما در زمانه کنونی فضای جامعه ایران آماده و مشتاق یک تغییر راهبردی و همه‌جانبه در این صنعت است.از یک سو فناوری همراه -در قالب موبایل یا تبلت- دیرزمانی است به عنوان یک ابزار عمومی رویه تهاجمی خود را به سبک زندگی ما ایرانیان شروع کرده و حضور در شبکه‌های اجتماعی بخشی از زندگی روزمره فعلی ما را تشکیل داده است. از دیگر سو مصائب اینترنت لاک‌پشتی همچنان دست به گریبان فعالان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است و هر از چندی گردن نحیف این قشر را محکم‌تر از همیشه می‌فشارد. در بخش تجارت الکترونیکی چرخش از محوریت دولت و واگذاری توسعه تجارت الکترونیکی به بخش خصوصی مطالبه جدی جامعه ماست. اینها همه نیازمند هماهنگی و همراهی تمامی دست‌اندرکاران و نهادهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور به ویژه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است.منتخب بعدی ملت ایران اگر به دنبال ایجاد تحول پایدار در فضای اقتصادی و کسب و کاری کشور، حل مشکل مفاسد اقتصادی، رفع معضل اشتغال و ارتقای بهره‌وری است،

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 10

در ستایش امید و خطرات آن

امید داشتن گناه نیست. امیدوار بودن تنها سلاح انسان است برای گریختن از حصاری که روزها و ساعت‌ها و دقایقی از استیصال به دور ذهن ما می‌تنند و تلاشی است برای دیدن همه آن تصاویر دلپذیری که چشم بصیرت آدمی به روی آنها نابیناست؛ بینشی کور. با این وجود امید داشتن به ناممکن‌ها گشودن آغوش است به روی زخم‌های بزرگ‌تر و چشم فرو بستن به حقایق دلپذیری که در عین دشواری دست‌کم ممکن هستند.پیوست چهارم حاشیه‌ای است بر همین امید در جامه وزیری جدید برای فناوری اطلاعات و ارتباطات و کوششی است تاریخی‌تحلیلی برای حقیقی‌تر کردن خواست و انتظاراتی که از رئیس‌جمهور اعتدالی و وزیر احتمالی‌اش در فضای فاوای کشور مطرح شده‌ است. بیم از آنکه سیلاب خواسته‌های فروکوفته و ناکامی‌های دیرخفته هشت سال گذشته از سد رها شود و پل ارتباط یک بازار با مسوولان در آستانه انتخابش را ببرد، چنان جدی است که باید با تکیه بر همان وقایع تاریخی بر چند حقیقت درباره وزیر آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات فارغ از هر نام و تعلقی تاکید ورزید.نخست اینکه مانند هر انتخاب دیگری با مولفه‌های متعدد انتخاب وزیر فناوری اطلاعات از میان تمامی نام‌هایی که مطرح هستند و حتی بیرون از آن، لزوما انتخاب بهترین گزینه ممکن نیست

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 10

گام‌های آهسته

دنیای ما دنیای خدمات و سرویس‌های الکترونیکی است، همه به دنبال دریافت سرویس به صورت الکترونیکی هستیم و دوست داریم به ‌جای اینکه از خانه خارج شویم و در این گرمای ذوب‌کننده تابستان به یکی از ادارت دولتی مراجعه کنیم، زیر خنکای کولر لم دهیم و تقاضای خود را برای دریافت سرویس مطرح کنیم. اما در بیشتر مواقع این خواسته ما در این دنیای مجازی در حد یک رویا باقی می‌ماند چراکه همیشه یک جای کار لنگ می‌زند، یا اینترنت خوب کار نمی‌کند یا سرویس به صورت کامل کار نمی‌کند و یا اینکه با وجود ارائه سرویس به صورت الکترونیکی به دلیل نقص قوانین امکان ارائه سرویس به صورت کاملا الکترونیکی وجود ندارد. طی سال‌های گذشته هر گاه سرویس جدیدی ارائه شده است، به دنبال آن دستگاه مربوطه و دولت باید به فکر پیدا کردن راهکارهای قانونی برای قانونی شدن آن سرویس باشند همین امر موجب شده تا دردسر ارائه سرویس‌ها بیشتر از حالت عادی باشد.مسوولان به جای اینکه به فکر سیاستگذاری برای ارائه سرویس باشند به فکر آن هستند که قوانین ارائه آن سرویس را در قالب آیین‌نامه و بخشنامه به گونه‌ای تنظیم کنند تا آن سرویس قابلیت ارائه داشته باشد اما جای خالی قانون آن همیشه باقی می‌ماند.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 4 ورودی ورودی صفحه 11

شکست سرمایه‌گذاری متعهدانه؟

تجربه هشت‌ساله – دو دولت محمود احمدی‌نژاد- آموزه‌های زیادی هم برای شهروندان و هم برای دولتمردان و حاکمان داشته است. شاید از رهگذر همین آموزه‌ها بود که شهروندان به این صرافت افتادند که می‌بایست تغییری ایجاد کرد و دولتمردان و حاکمان نیز پذیرفتند که راه را بر تغییرات بگشایند. محمد سلیمانی و رضا تقی‌پور دو وزیری بودند که به خواست محمود احمدی‌نژاد بر صندلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تکیه زدند، اگرچه سلیمانی رفیق هم‌دانشگاهی رئیس‌جمهور شانس اتمام یک دوره چهارساله وزارت را در کارنامه خود به دست آورد اما رضا تقی‌پور در ماه‌های پایانی دولت دهم ناگزیر شد به خواست محمود احمدی‌نژاد صندلی وزارت را به محمدحسن نامی تحویل دهد.دوران وزارت این دو وزیر (با احتساب چند ماه وزارت محمدحسن نامی بخوانید دو و نیم وزیر) سه ویژگی عمده دربر داشته است که این سه ویژگی متاثر از دولتداری رئیس‌جمهور بوده است. سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذارانی که در دوران هشت‌ساله وارد بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات شدند جملگی ریشه در حوزه‌های نظامی‌دفاعی دارند. زنگ ورود این نوع سرمایه‌گذاران عملا در اپراتور دوم تلفن همراه کشور زده شد، هر چند نطفه‌های این نوع سرمایه‌گذاری در دولت اصلاحات بسته شده بود اما نتیجه آن در دولت مهرورز احمدی‌نژاد به بار نشست. تجربه سرمایه‌گذاری

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 11

نظم روی نوک انگشتان

خواستم بنویسم پیوست منظم‌تر می‌شود، اما احتیاط کردم. مدت‌هاست سعی می‌کنم یاد بگیرم به راحتی حکم صادر نکنم. آن هم در حوزه‌هایی که ریشه‌ای در تجربه، معیار و سلیقه انسانی دارند. نظم هم یکی از آنهاست. آنقدر تعاریف گوناگون از آن وجود دارد که شاید بتوان گفت به تعداد آدم‌ها راه برای رسیدن به نظم وجود دارد! زمانی همکاری داشتم که همیشه روی میزش مملو بود از انواع و اقسام کاغذ، پوشه، جزوه، کتاب و سی‌دی و همیشه با نظافتچی شرکت بحثش می‌شد که چرا دست به میزش زده. دسکتاپ لپ‌تاپش هم چیزی بهتر از آن نبود. به نظر می‌آمد از بی‌اهمیت‌ترین فایل‌های غیرکاری گرفته تا مهم‌ترین پاورپوینت‌ها و اکسل شیت‌های کاری‌اش را بر زده بود و ریخته بود توی دسکتاپ؛ دسکتاپی که به هیچ فایلی نه نمی‌گفت. جالب اینجا بود که اگر لازم می‌دانست دست می‌کرد توی آن بازار شام روی میز و مثل آب خوردن نامه‌ای را پیدا می‌کرد و با لبخندی فاتحانه تحویلت می‌داد. روی لپ‌تاپش هم به همان سرعت می‌توانست سوزنی را در آن انبار کاه بیابد. یک دوست خیلی صمیمی هم دارم که استاد برنامه‌ریزی در مسائل کاری است. از طراحی یک استارت‌آپ یا بیزینس‌پلن یک کافی‌شاپ گرفته تا برنامه تبلیغاتی برندهای بزرگ را در

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 4 ورودی ورودی صفحه 12

از زیرساخت تا فرآیندها

در نوشتار پیشین، ضمن تبیین جایگاه نهاد قانونگذاری در نظام سیاستگذاری حاکمیتی کشور و نقش آن در نظم‌بخشی به امور، درباره چگونگی ورود این نهاد به عرصه بانکداری الکترونیکی بر ضرورت شناسایی کنشگران اصلی آن، یعنی دولت در مفهوم عام کلمه، ارائه‌دهندگان خدمات و کاربران یا مشتریان و تفکیک حقوق و تعهدات آنها از یکدیگر نکاتی بیان شد. اما برای رسیدن به این هدف، ضروری است نخست موضوع بحث و گستره آن به روشنی تبیین شود. در غیر این صورت، ممکن است هنگام برشمردن حقوق و تعهدات کنشگران این عرصه، نگاه فراگیر، منطقی و واقع‌بینانه‌ای نداشته باشیم. تبیین مفهوم و گستره بانکداری الکترونیکی به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که برخی آن را تنها دستاوردی نو در عرصه بانکداری سنتی می‌پندارند و سطح تاثیرگذاری‌اش را در حد پیدایش یک ابزار یا فناوری جدید در بطن این نظام سنتی ارزیابی می‌کنند، بی آنکه زیرساخت، چارچوب یا ارکان اصلی آن را دگرگون سازد. حال اینکه برخی دیگر، اساسا بانکداری الکترونیکی را فصل جدیدی از نظام تعاملی و تبادلی پولی و پرداخت‌های خرد و کلان می‌دانند و دوره کنونی را فصل‌ گذار از بانکداری سنتی به بانکداری نو ارزیابی می‌کنند. از لحاظ قانونگذاری و تدوین احکام قانونی، واقعیت این است که دگرگونی

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 14

سیاستگذار کجاست

کارت‌ها گویا به یک بیماری قارچی مهلک دچار شده‌اند. کسی جلودارشان نیست و بی‌پروا به جمعیت‌شان اضافه می‌شود؛ اما هر چه هست کارت‌ها دیگر در جایی زیر پوست زندگی روزمره ما جا خوش کرده‌اند.کارت‌ها اولین کلیدی هستند که باید در قفل خدمات چرخاندشان؛ اولین مسیری که در بزرگراه خدمات باید از آن گذشت اما کسی نمی‌داند بالاخره با چند کلید، قفل‌ها باز می‌شوند. کسی نمی‌داند برای گرفتن سرویس‌های دولتی و عمومی چند کارت باید توی کیفش داشته باشد. این بلاتکلیفی از کجا آمده است؟ آیا دولتمردان ما به هراس از بی‌کارتی دچار شده‌اند یا اینکه چون نمی‌دانیم سرمایه‌های ملی را چطور باید هزینه کنیم همه را یکجا برای صدور کارت خرج می‌کنیم؟ هر از گاهی مدیری از فلان وزارتخانه، پروژه‌ای را برای صدور کارت علم می‌کند یا دلشوره کارت‌های کاغذی می‌گیردش و برای جا نماندن از قافله، سودای الکترونیکی کردن خدماتش را سر می‌دهد. یک روز سازمان نظام وظیفه تصمیم می‌گیرد کارت‌های پایان خدمت را الکترونیکی کند و فراخوان می‌زند که سربازهای گذشته حواس‌شان را جمع کنند. روز دیگر سازمان ثبت احوال می‌گوید کارت هوشمند را جایگزین کارت‌های ملی می‌کند. این رقابت در بازار بانک‌ها به مراتب سخت‌تر است و مشتری گاهی مجبور می‌شود چندین کارت بانکی مشابه هم داشته

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 12

نه به خاطر یک مشت بیت و بایت

اکنون که یک دولت و اندی از اعلام محدودیت ۱۲۸ کیلوبیتی بر اینترنت خانگی می‌گذرد در عمل دیگر این مصوبه دغدغه واقعی اینترنت کشور نیست؛ لیکن در اندیشه هست. از منظر عمل گسترش هویت‌های حقوقی که از شبکه‌ جهانی در ردای دانشگاهی، پژوهشی، تجاری و حرفه‌ای استفاده می‌کنند تا حدود زیادی این جریان را کمرنگ کرده است و در فرآیند اعمال قانون هم منطقه خاکستری پهناوری وجود دارد که اجازه می‌دهد تقریبا هر خانواده‌ای که پیگیر اینترنت پرسرعت‌تری باشد، بتواند با ارائه مدارکی سهل‌الوصول برای اشتغال، تحقیق یا تحصیل اینترنت پرسرعت‌تری بگیرد. در نهایت هم این سوال مطرح است که با تشدید فیلترینگ، کیفیت پایین و قیمت بالای ارتباط که سرویس و محتوای بومی اندکی را به ارمغان می‌آورد، قرار است کاربر خانگی با سرعت بالای ۱۲۸ به چه جهانی راه پیدا کند؟ نتیجه آنکه دست‌کم در قلمرو حقایق در فقدان اینترنت موبایل، شبکه ملی و آزادی تولید و تبادل محتوا سرعت بالای ۱۲۸ محل مناقشه نیست.از سوی دیگر در میدان اندیشه، اعمال یا دست‌کم مصوب کردن قانونی که در عصر سرعت‌های مگابایتی و گیگابایتی تنها باریکه بی‌کیفیت و گران‌قیمتی همچون ۱۲۸ کیلوبیت را بر شهروندانش روا بداند، نماد تفکری است که ارتباط امروزی را به چشم تهدید می‌نگرد و

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 12

تشکر از ارتش مشکی نارنجی

صبح در موسسه سر کلاس، نور چراغ‌های اتاق سوسو می‌زد. زمین کناری مشغول ساخت و ساز بود و بی‌رحمانه با برق شهر جوشکاری می‌کرد. کسی هم چیزی نمی‌گفت. شاید هم گفته بودند و به جایی نرسیده بود. بعد آمدم دفتر مجله. صدای ساخت و ساز از جایی می‌آمد. نمی‌دانم خیالاتی شده بودم یا شرطی یا هیچ‌کدام. شاید هم خواب‌آلود بودم و کسل. شب قبل نمی‌شد راحت خوابید. یکی گودبرداری داشت، دیگری نصب اسکلت. سومی هم که از دوتای قبلی ماه‌ها جلوتر است. از صبح زود با صدای گوشخراش سنگ‌بری از خواب پریده بودم. در بن‌بست ما و کوچه‌ای که به آن پیوند دارد، سه یادگار دوران کودکی را کوبیده‌اند تا رویش سازه‌های مرتفع‌تر و شیک‌تر با واحدهای بیشتر و البته نقلی‌تر بسازند. خب صاحبان ملک پول لازم دارند! اتفاقا شهرداری هم همین‌طور، پس بازی برد-برد است. تراکم، خرید و فروش می‌شود و بناهایی که در گوشه‌گوشه آن خاطرات گاهی چند نسل جریان دارد با خاک یکسان می‌شوند. اما اگرچه همه مردم پول و توانایی‌های لازم برای این معامله را ندارند اما چه باک که دوستانی هستند که هم پولش را دارند، هم تجربه‌اش را و هم توانایی‌های ویژه‌اش را. و چه چیزی بهتر از مشارکت؟! بازیگر سوم وارد می‌شود و

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 5 ورودی ورودی صفحه 13

گفته‌هایی که باید فراموش شود

محمود واعظی در حالی بر صندلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تکیه زد که حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور ایران هنگام معرفی او به نمایندگان مجلس ضمن بر شمردن ویژگی‌های ایشان، به توانایی و تجربه‌هایی اشاره کرد که گمان می‌رود تاکید بیش از حد بر این ویژگی، احتمالا زمینه‌های تصمیم‌گیری نادرست را در شخص وزیر به وجود آورد. حسن روحانی رئیس‌جمهور دولت تدبیر و امید در صحن علنی مجلس اعلام کرد:«حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات علاوه بر نیاز به داشتن تخصص در زمینه مسائل ICT، مخابرات و الکترونیک، نیازمند یک فرد متخصص در حوزه سیاست خارجی هم هست.» از همین رو ایشان با بیان این ویژگی‌ها برای حوزه فناوری اطلاعات و وزیر معرفی‌شده به مجلس که دیگر رای نمایندگان ملت را به دست آورده، واعظی را برای نشستن بر صندلی وزارت مناسب دیده‌اند و اعلام کردند:«وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به دلیل مراودات خارجی برای فعال شدن هر چه بیشتر کشور در زمینه‌هایICT به یک دیپلماسی قوی نیازمند است.»فارغ از اینکه تا چه اندازه این ویژگی (تخصص در حوزه سیاست خارجی) می‌تواند گره فروبسته حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور را بگشاید – که به گمان بسیاری در شرایط حاضر فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشتر گرفتار چالش‌های داخلی است- باید

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 13

در انتظار تولید

همیشه مشکلات پل موفقیت بوده‌اند. قبل از اینکه دچار بحران ارز شویم و موضوع تحریم پدید آید، متاسفانه فرصت مناسبی برای تولید نداشتیم. به‌رغم تمام تاکیداتی که برای حمایت از تولید داخل می‌شد، به دلیل ارزان‌تر تمام شدن قیمت محصولات وارداتی نسبت به محصولات تولید داخل، تامین‌کنندگان و مصرف‌کنندگان محصولات رغبتی برای استفاده از محصول گران‌قیمت داخلی نداشتند اما به دنبال آن، تحریم‌ها علیه ایران و واقعی شدن نرخ ارز کمک بزرگی به رونق تولید داخل کرد چراکه در شرایط تحریم، کالاهای زیادی اجازه وارد شدن به خاک ما را ندارند و این موضوع می‌تواند اثر مطلوبی برای برنامه‌ریزی در زمینه تولید داخلی این محصولات داشته باشد. در چنین شرایطی اگر روند همین‌طور ادامه پیدا کند می‌توان گفت طی دو سه سال آینده بهترین حمایت از تولید داخلی محصولات فناوری اطلاعات و ارتباطات شده است. از سوی دیگر باید گفت خوشبختانه یا متاسفانه در این حوزه از حیث آیین‌نامه کمبودی نداریم. قانون وجود دارد اما کسی نیست که آن‌ را اجرا کند. در واقع بخشی از ضعف ما در تولید محصولات داخلی به همین نقض قوانین برمی‌گردد و ضمانت اجرایی از سوی دستگاه‌ها برای پیاده‌سازی بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های صادرشده وجود ندارد.اگرچه برخی چنین استنباط می‌کنند که تولیدات داخلی نمی‌تواند پاسخگوی

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 14

قوانین نیازمند بازنگری

روزهای پایانی عمر دولت معمولا روزهای ارزیابی است، ارزیابی عملکردمان و وعده‌هایی که داده‌ایم و پروژه‌هایی که اجرا کرده‌ایم. هر چند شاید برخی انتقاداتی بر فعالیت‌های انجام‌شده داشته باشند و آن نیز به دلیل این است که دیکته نانوشته غلط ندارد اما باید گفت در این دوره به لحاظ کمی رشد خوبی را در زمینه اینترنت و توسعه زیرساخت‌ها تجربه کردیم. هم‌اکنون ضریب نفوذ اینترنت به ۶۰ درصد رسیده است، از این میزان ۲۰ درصدش مخصوص ضریب نفوذ باند پهن است و همچنان کاربران‌مان در این حوزه رو به افزایش هستند. این رشد فقط مخصوص تعداد کاربران نیست بلکه تعداد صفحات وب نیز درون شبکه‌های داخلی و حتی بیرون از آنها رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.میزان بازدیدها از سایت‌های فارسی و دامنه‌های دات‌آی‌آر از سال گذشته تاکنون در کل دنیا ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته است، این آمار نشان می‌دهد شبکه‌های ما به لحاظ کمی رشد قابل توجهی را تجربه کرده‌اند البته رشد کیفی آنان را نیز نباید نادیده گرفت. به این موضوع نیز از جهت کیفی به چند جهت می‌توان اشاره کرد، یکی از بحث‌هایی که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است چگونگی نظارت بر کسانی است که خدمات شبکه‌ای و خدمات میزبانی ارائه می‌دهند. یکی

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 14

مخاطرات نهان

این روزها فناوری دیجیتال وارد مرحله تازه‌ای از بلوغ و تکامل شده و بستری توانمند و ارزان برای تحقق سطوح بالاتری از رویاها و تخیلات بشری در گستره‌ای عام و فراگیر مهیا کرده است. سبک زندگی و شیوه تعاملات و ارتباطات بشری لحظه به لحظه دیجیتالی‌تر می‌شوند، مَجاز با سرعت خیره‌کننده‌ای در حال ورود، گسترش و بسط نفوذ خود در جزء به جزء وجوه مختلف زندگی ماست، هر روز گجت‌های سخت‌افزاری تازه‌ای با قابلیت‌ها و امکاناتی جذاب، کاملا نو و وسوسه‌انگیز وارد بازار داغ و پرتقاضای فناوری می‌شوند، گوشی‌های موبایل روزبه‌روز هوشمندتر، توانمندتر و مسوولیت‌پذیرتر شده و برای پذیرش نقش‌های کلیدی‌تر و حضور پررنگ تری در زندگی به سبک دیجیتال آماده می‌شوند. فناوری ارتباطات موبایل چندین سال است که عملا از ابزاری صرفا جهت برقراری ارتباطات مخابراتی در یک بستر دیجیتالی بی‌سیم گام را فراتر گزارده و لحظه به لحظه به مفهوم یک «All In One» همه‌فن‌حریف نزدیک‌تر می‌شود. شاید زودتر از آنچه فکر کنید موبایل‌تان به طور کامل جایگزین کیف دستی و تمام اسناد و مدارک مورد نیاز شما در تعاملات روزمره شود.این گذار شتابان و اجتناب‌ناپذیر به سمت دیجیتالی شدن بی‌تردید در ابعاد مختلف زندگی فرآیند انجام کارها را به مراتب سهل‌تر و سریع‌تر کرده و لذت‌هایی بکر

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 15

فردای پرنشاط

در نگاشته قبل از انتخابات خود با عنوان «فناوری اطلاعات و ارتباطات در فردای انتخابات» تاکید کردم که منتخب بعدی ملت اگر به راستی ایجاد تحول پایدار در فضای اقتصادی و کسب و کاری کشور را وجهه همت خویش قرار داده، راهی جز هماهنگ و همسو کردن سازمان‌ها و نهادهای مختلف در ذیل نهاد بالادستی شورای عالی فضای مجازی و حمایت همه‌جانبه از صنایع و فعالان حوزه ICT ندارد. حقیقت آن است که مشکلات حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از اینکه ناشی از نداشتن قوانین شفاف و یکپارچه یا نهادهای مختلف باشد، معلول عدم اجرای صحیح قوانین موجود و عملکرد ناهماهنگ و ناکارا و ناهمسوی نهادهای مختلف این حوزه است. اجرای دقیق احکام برنامه پنجم و قوانین فعلی که زیربنای رشد اقتصادی و بهبود فضای کسب کاری کشور است، بدون شک نیازمند گسترش استفاده از فناوری اطلاعات و بهره بردن از ظرفیت‌های مغفول‌مانده مبتنی بر بستر اینترنت است. این مهم میسر نخواهد شد مگر آنکه منتخب فعلی و تیم او – به ویژه وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- نسبت به سیاستگذاری دقیق و حمایت همه‌جانبه از کارآفرینان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات همت گمارند. در این میان نقش یک وزیر برخاسته از مدیران متخصص که آشنای دیرین دنیای فناوری

شماره 5 ورودی ورودی صفحه 16

آی‌تی محور توسعه نفت است

در دنیا سه نگرش اصلی به آی‌تی وجود دارد؛ یا از آن به عنوان ابزار توسعه یاد می‌کنند یا آن را محور توسعه قرار می‌دهند و یا آی‌تی نقش زیرساخت دارد و سایر فعالیت‌ها را بر آن سوار می‌کنند. برای مثال از آی‌تی در امارات متحده عربی به عنوان زیرساخت استفاده می‌شود و فعالیت‌های اصلی اقتصادی و فنی خود را با استفاده از آن بستر پیش‌ می‌برند یا در کشورهایی مانند مالزی و سنگاپور که جزو کشورهای پیشروی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آسیا به شمار می‌آیند، آی‌تی ابزار توسعه به شمار می‌آید.هر کدام از این نگرش‌ها مزایا و معایب مخصوص خود را دارد و هر کشور بر اساس سیاست‌هایی که اتخاذ می‌کند یکی از این نگرش‌ها را پیش می‌گیرد.حال جدا از اینکه کدام نگرش آی‌تی حاکم است می‌توان گفت در صنعت نفت ایران که یکی از اساسی‌ترین صنایع ما به شمار می‌آید، فناوری اطلاعات و ارتباطات از محورهای اصلی توسعه به شمار می‌آید. در اصل همه چیز حول فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌‌چرخد و جایگاهش با کسب و کار سازمان و زنجیره ارزش صنعت نفت از بخش بالادستی تا پایین‌دستی در هم تنیده شده ‌است.بنابراین وقتی می‌گوییم چاه‌های هوشمند نفت و گاز یعنی عملا بدون استفاده از

شماره 6 ورودی ورودی صفحه 14

هوشمندهای تحریم‌شده به جای تحریم‌های هوشمندشده

ماهنامه‌ای که در پیش چشمان شما گسترده می‌شود پیوستی است بر شهریورماه ۹۲؛ ماه آشتی فناوری ایران با مفهوم دولتمردی. جریان غالب سیاست و کیاست طی یک دهه اخیر روزبه‌روز بیشتر شهروندان را در برابر دولتمردان قرار داده است و مجموعه دستاوردها،‌ سخنان و شمایل دولتمردان فاوای کشور طی این مدت آنان را به «دیگران» تبدیل کرده است. پیوست در شهریورماه ۹۲ در تلاش برای رسیدن به پشت این حصار شیشه‌ای در زمانه اعتدال و امید است. گزارش نخست شماره حاضر با دستمایه قرار دادن برگ‌هایی که روی جلد به دست باد سپرده شده‌اند، در تلاش است نیشتری بزند به دمل متورم و آماس‌کرده تحریم‌های فاوای کشور. یوغ دردناکی که روز‌به‌روز تنگ‌تر و سنگین‌تر شده و امروز بازار فناوری کشور برای رسیدن به چند نفس عمیق زیر آن نیازمند یک دیپلماسی فرامرزی است. در همین شماره اولین قدم‌های لرزان دولتمردان جدید ایرانی در فضای مجازی، مدیریتی و اپراتوری کشور تحلیل شده‌اند تا سرانجام وارونه‌ شدن چهره مدیران در گزارش خواندنی رفتن نوبنیادان از سیدخندان بازنمایی شود. در باشگاه مدیران نیز پیوست به چهاردیواری ذهنی یکی از معدود تکنوکرات‌های ارتباطات کشور وارد شده است تا زوایای سیاسی تاریخی فناوری در ایران را واکاوی کند. بخش خدمت و تجارت این شماره نیز

شماره 6 ورودی ورودی صفحه 14

سرویس و بخش خصوصی دو عنصر فراموش‌شده

دولت دهم شعارش دولت‌ الکترونیکی و توسعه سرویس‌های ۲۴×۷ بود اما رویای دریافت خدمات الکترونیکی به صورت کامل به دل مشتاقان استفاده از این خدمات ماند و هنوز کسی نمی‌تواند بگوید خدماتش را به صورت کاملا الکترونیکی می‌تواند دریافت کند. اما همین که این جمله از دهان شما خارج می‌شود بسیاری از دولتی‌ها می‌گویند تعداد خدمات الکترونیکی ارائه‌شده از ۳۰۰ نیز گذشته است و برای اثبات گفته خود به برخی از خدمات بانکی اشاره می‌کنند و خدماتی که سازمان سنجش به صورت الکترونیکی ارائه می‌دهد. اگر پای صحبت آنها نشسته و گفته‌هایشان را به دقت گوش کرده باشید، حتما شما نیز به یاد دارید که مثال‌های آنها از این موارد فراتر نمی‌رود.اما واقعیت این است که این مدیران دولتی هیچ‌گاه خودشان نخواسته‌اند خدماتی را الکترونیکی دریافت کنند اگرنه متوجه شده بودند خدمت الکترونیکی وجود ندارد. وقتی برای دریافت خدمت باید به دفاتر پیشخوان دولت یا پلیس +۱۰ مراجعه کنیم، نمی‌توانیم به آن خدمت بگوییم خدمت الکترونیکی. شاید بتوان نام خدمت غیرمتمرکز را روی آن گذاشت؛ در اصل به‌ جای اینکه مردم برای دریافت یک خدمت به یک دستگاه دولتی مراجعه کنند، به دفاتر مختلفی مراجعه و خدمات خود را از آن طریق دریافت می‌کنند. یکی از مشکلاتی که دولت یازدهم

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 6 ورودی ورودی صفحه 15

کارگران با بی‌میلی مشغول کارند

نشسته بودم پشت کامپیوتر تا ایمیلی بزنم. جی‌میل با بی‌میلی هر چه تمام‌تر انگار از سر بی‌حوصلگی زور می‌زد تا بتواند فهرست ایمیل‌های من را از آن سوی دنیا بیاورد. خیره بودم به استتوس‌بار که هر چند میلی‌متری جلو می‌رفت، حسابی می‌ایستاد و استراحت می‌کرد. خب، از ینگه‌دنیا تا اینجا مسیر طولانی است و پر از دریا و کوه و جنگل. اما ملالی نیست چراکه گوگل شبکه‌ای از چاپارهای ورزیده دارد که در سراسر جهان این بسته‌ها را در دشت و دمن دست به دست می‌کنند تا برسد به مقصد نهایی. اما من عادت بدی دارم که این جور مواقع خیره می‌شوم به استتوس‌بار. هر چند به قول آرش برهمند عزیز:«مدت‌هاست ثابت شده که خیره شدن به استتوس‌بار باعث افزایش سرعت آن نمی‌شود!» اما مگر مضرات دخانیات ثابت نشده؟ سرانجام میله تیره‌رنگ کامل شد و آخرین چاپار شرکت معظم گوگل، خسته و خاک‌آلود از راه رسید، فهرست ایمیل‌هایم را مقابلم گستراند، البته سر صبر و بی هیچ عجله‌ای. راستش به نظر من طمانینه از اصول کاری این غول اینترنتی در حوزه ایمیل است. شاید هم این چاپارهای زحمتکش حقوق‌شان را به موقع نگرفته‌اند و بی‌انگیزه‌اند. دکمه کامپوز را زدم تا پنجره‌ای باز شود. پنجره‌اش قدیمی و فرسوده بود و به

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 6 ورودی ورودی صفحه 16

چرا مجله تخصصی

می‌پرسند چرا فضای فناوری اطلاعات در ایران نیازمند رسانه‌های تخصصی است؟ امیدوارم روزی برسد به این پرسش بخندیم و این خنده برای بدیهی بودن آن باشد نه دور از ذهن بودنش. انگار در ایران هنوز باید به جای جست‌وجوی «چگونگی»، درباره «چرایی» تخصصی شدن‌ها گفت. این پرسش را به دو سوال خرد می‌کنم: فضای فناوری اطلاعات ایران نیازمند چیست؟ و آیا فضای فناوری اطلاعات ایران نیازمند رسانه‌های تخصصی و تحلیلی است؟ در نهایت این فضا، چه نوع رسانه‌ها و تحلیل‌هایی را نیاز دارد؟ مرور می‌کنم: برای استفاده از امکانات ۳G تلفن همراه، باید منتظر تایید پیوست فرهنگی‌اش باشیم. بالا و پایین بودن سرعت اینترنت، هنوز موافق و مخالف و مقاوم دارد. وزیری بود که با فرض خودکفایی، می‌خواست کارخانه‌های بومی تولید گوشی تلفن همراه داشته باشیم. گزارش آبان‌ماه ۱۳۹۱ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌گوید از حدود ۹۰۰ هزار تحصیلکرده بیکار، بیشترین سهم به دانش‌آموختگان رشته‌های صنعت و فناوری (۴۱٫۶ درصد با بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ بیکار)، علوم کامپیوتر (۳۰٫۴ درصد)، روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی (۳۰٫۳ درصد) و هنر (۲۶٫۴ درصد) اختصاص دارد. محاسبه نیز احتمالا بر مبنای این است که کمتر از دو ساعت کار در هفته یعنی بیکار! وقتی هنوز بهترین ابزارها به جای آنکه دست

شماره 6 ورودی ورودی صفحه 15

نرم‌افزار کیلویی چند؟

این روزها سرعت تغییرات نقش نرم‌افزارها در سازمان‌ها و سیستم‌ها فراتر از سرعت تطبیق ذهنی بسیاری از کارشناسان و مدیران حوزه‌های فعالیتی گوناگون « اعم از دولتی و خصوصی » شده است. سال‌ها به طول انجامید که مدیران سازمان‌ها به نقش ابزاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه‌های مقبول‌شان معترف شوند و بپذیرند در گوشه و کنار سازمان‌شان نرم‌افزارهای حسابداری، انبارداری، پرسنلی و… و بعضا نرم‌افزارهایی تخصصی‌تر جزء لاینفک عملکرد و راهبری دستگاه‌هایشان هستند.بگذریم که پرداخت هزینه برای این‌گونه نرم‌‌افزارها نیز در پرتو پرداخت هزینه‌های دارایی‌های مشهودشان در این حوزه (سخت‌افزار) معنی‌دار بوده است. این در حالی است که شرکت‌های نرم‌افزاری داخلی طی سالیان گذشته، عمدتا یا به ضرب سیلی صورت خود را سرخ کرده‌اند و با درآمدهایشان از حوزه‌های سخت‌افزاری و خدماتی دیگر به سرمایه‌گذاری در عرصه نرم‌افزار ادامه داده‌اند یا با فروش خود در مقیاس انبوه قادر شده‌اند صورت شرکتی سودآور را به نمایش بگذارند. فارغ از اینکه در دنیای امروز که شرکت‌هایی فناور چه تعدادی از صدرنشینان لیست درآمدزاترین و ثروتمندترین شرکت‌های جهان را به خود اختصاص داده‌اند، می‌بینیم از شرکت‌های IT ایرانی در حوزه شرکت‌های برتر کشورمان کمتر نشانی به چشم می‌خورد. در عین حال در نظر بگیرید که امروزه IT و نرم‌افزارها موتور پیشران صنایع

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 12

در تقدیس یک مناقشه

فرهنگ و آیین ایرانی سنتی دیرپا در مذموم شمردن مفاهیم درگیری، مناقشه و منازعه دارد. کشور و تاریخی که همواره بازیچه سلسله‌ها، خاندان‌ها، مذاهب و حاکمان متعددی بوده، آموخته است محافظه‌کار، اختفاگر و پرده‌پوش باشد. یاد گرفته همواره در این دریای متلاطم به اندک ریسمانی از ثبات و پایداری چنگ زند و هر کورسوی امیدی را هرچند که فانوس نجاتش نباشد، دنبال کند. رفتارهای بیمارگونه‌ای همچون چاپلوسی، خودبزرگ‌بینی و تعارف نیز از همین ریشه‌های اجتماعی- تاریخی سرچشمه می‌گیرند.در این میان رسانه‌ها نیز ارج و قرب چندانی ندارند. صاحبان خبر اهالی قلم را کرکسانی می‌بینند که از اجساد هلاک‌شدگان یک مناقشه امرار معاش می‌کنند و صحنه یک نزاع و درگیری را می‌توان از جمع شدن آنها به گرد پیکر قربانیان شناخت. هیچ سوژه واقعا زنده‌ای اسیر چنگال رسانه‌ها نخواهد شد. نتیجه آنکه طرفین هر درگیری نه‌تنها از یک تقابل شفاف و واقعی، که از سمبل آن هم که رسانه‌ها هستند، می‌هراسند و دوری می‌کنند.مناقشه حاضر میان وزارت ارتباطات و مخابرات ایران در این میان ناخواسته یک استثناست. سال‌ها سکوت و تجاهل درباره ابهام ارتباط میان نهاد مجری و ناظر سبب شده امروزه دیگر هیچ یک از طرفین ابایی از رویارویی نداشته باشند. نتیجه اینکه این روزها تقابل مسوولان وزارت جدید با

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 12

نه سیاهیم نه سفید

آدم‌ها جایی میان مجرم بودن و نبودن گیر افتاده‌اند. بلاتکلیفند. نمی‌دانند بالاخره باید برای استفاده از آنچه در قانون جرائم رایانه‌ای ایران، تعریفی برایش وجود ندارد اما در جای دیگر جرم تلقی شده بترسند یا نه. باید قید هویت مجازی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی بزنند یا به زندگی‌شان در فیس‌بوک و توییتر ادامه دهند. این تعلیق حتی در سیستم قضایی کشور هم به روشنی پیداست؛ از جایی که فرمانده نیروی انتظامی نمی‌خواهد با قاطعیت درباره مجرم بودن یا نبودن اعضای شبکه‌های اجتماعی حرف بزند و چنین پاسخ دیپلماتیکی نسبت به موضع ناجا برای رفع فیلتر از این شبکه‌ها می‌دهد:«نه کاملا موافقیم، نه کاملا مخالف.»این روزها دایره اعضای شبکه‌های اجتماعی از مردم به سطح وزرا و معاونان رئیس‌جمهور هم رسیده؛ این در شرایطی است که کارگروه تعیین مصادیق فیلترینگ، عضویت در این شبکه‌ها را جرم تلقی می‌کند. اگرچه در نص صریح قانون جرائم رایانه‌ای هیچ اشاره مستقیم و غیرمستقیمی به این موضوع نشده اما در هر حال کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه که اساسا ماهیتش زیر تیغ انتقاد حقوقدانان قرار دارد، این کار را جرم شناخته است. با این حساب برای طیف وسیعی از جامعه باید قرار مجرمیت صادر شود؛ اعضای کابینه هم در صف اول این متهمانند. اما آیا چنین کاری

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 13

دگردیسی یک احمق

ما آدم‌ها ضمن اینکه موجودات عجیبی هستیم، به شکل غریبی هم دچار تغییر می‌شویم. نمونه‌اش چیزی است که به تازگی برای یکی از دوستانم اتفاق افتاد. البته آنقدر سرگرم کسب و کار پررونقش هست که بعید می‌دانم چشمش به این نوشته بیفتد؛ پس با خیال راحت داستانش را تعریف می‌کنم. جدا از همه اخلاق‌های خاص خودش که همیشه سوژه گفت‌وگوهایش با من بوده و هست، از سال‌های دور یکی از عادت‌هایش که خیلی سر آن با هم بحث داشتیم این بود که هر موقع و هر جایی هر متکدی (نمی‌دانم چرا نباید راحت گفت گدا!) به سمتش می‌آمد، خیلی راحت و بدون هیچ تردیدی دست می‌کرد در جیبش و چیزی به او می‌داد. من می‌گفتم این کار را نکند چراکه اینها کسب و کارشان است و چه بسا درآمدشان از کسی مثل من بیشتر باشد. می‌گفتم چرا به راحتی گول ظاهر آن فریبکاران را می‌خورد. جالب اینجا بود که اگر این دوست ما در یک پیاده‌روی خیلی شلوغ قدم می‌زد، در بین آن همه آدم، اولین کسی که مورد مراجعه این سودجویان قرار می‌گرفت خودش بود. همیشه می‌خندید و می‌گفت حتما چهره‌اش مهربان‌تر از بقیه است و همین باعث می‌شود در صدر فهرست تکدی‌گران قرار گیرد. من هم سکوت می‌کردم.

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 7 ورودی ورودی صفحه 13

مثلث تضعیف خارجی

شرایط اجتماعی قطعا یکی از مهم‌ترین عوامل در هویت رفتاری انسان‌ها و حتی شرکت‌هاست و شرکت‌های خارجی در ایران از این قانون مستثنی نیستند. وقتی در نگاه اول لیست بیش از سه هزار شرکت خارجی و نماینده را در ایران می‌بینم، با خود به این داستان می‌اندیشم که اگر در دولت حاضر کمی روابط خارجی بهبود یابد یا به طور کامل تحریم‌ها برداشته شود، چه حجمی از شرکت‌های خارجی به ایران می‌آیند؟ از صنعت الکترونیکی و لوازم خانگی و خودرو گرفته تا خوراک و پوشاک و لوازم پزشکی و… اما متاسفانه اتفاقی که در این هشت سال برای هویت رفتاری شرکت‌های خارجی افتاد، سه گونه رفتاری را برای این شرکت‌ها دربر داشت. گونه اول: رفتن از ایران؛ برخی از شرکت‌های بزرگ و کوچک خارجی ساده‌ترین راه را در مقابل این تحریم‌ها برای خود انتخاب کردند و رفتن را بهترین راه‌حل در مقابل فشار بر شرکت‌های مادر دانستند. بماند که شاید هم بهترین بهانه برای رفتن از ایران در مقابل افت شدید تجارت جهانی در آن زمان‌ها بود! شرکت‌هایی مانند: نوکیا، نوکیا زیمنس، رنو، ZTE، شرکت نفتی BP و…گونه دوم: تقلیل نیرو؛ در پی چراغ خاموش بودن برخی دیگر که حاضر نبودند بازار انحصاری خود را از دست دهند، شروع به

شماره 8 ورودی ورودی صفحه 14

کاربرسالاری

تشدید تحریم‌ها،‌ سطح پایین آموزش، فقدان مدیریت، خلاء رقابت و ضعف نهادهای نظارتی همگی واژه‌هایی تکراری در گرداب پیچنده و تکراری خدمات پس از فروش در ایران هستند. تحریم‌ها روند رسیدن قطعات یدکی و جایگزین را دشوار می‌کنند. نیروی انسانی متخصص یا اندک است یا حاضر به پذیرش کاری سخت با دستمزدی اندک نیست. مدیران علاقه و توان نظارت بر منش و نتایج بخش خدمات را ندارند. حتی خود مشتری هم قائل به حقش در خدمات نیست که بازار را به سمت رقابت سوق دهد و نهاد‌های نظارتی دولتی یا صنفی هم به ندرت فراتر از تدوین و تعریف صرف گامی برداشته‌اند. تراژدی حقیقی جایی خلق می‌شود که در نگاه به سایر بخش‌های بازار فناوری اطلاعات و ارتباطات آشکار می‌شود حتی رسته‌های مدرن‌تر این بازار که وابسته به کالا و اسیر محدودیت‌های فیزیکی و سیاسی نیستند هم، چندان بر حقوق مصرف‌کننده صحه نمی‌گذارند. نرم‌افزارها پس از نصب جوابگو نیستند، برای دریافت یک سرویس ساده اینترنتی باید ساعت‌ها پشت خط بمانید، سیم‌کارت را فعال و بازدریافت کردن بسیار دشوار است و تمدید یک کارت بانکی بدون سفری درون‌شهری و مضاعف ممکن نیست. چرا سرویس یا محصولی که ذاتش اینچنین جهانی و بین‌المللی است در ایران بدون متولی رها می‌شود؟ فارغ از

شماره 8 ورودی ورودی صفحه 14

کتبی‌ها و شفاهی‌ها

همین چند وقت پیش روزی همکار جدیدم برای پیگیری روند پروژه مشترک‌مان چند بار پیامک فرستاد. وقتی از پیامک سوم و چهارم به بعد دید دیگر پاسخی دریافت نمی‌کند زنگ زد و بحث را شفاهی ادامه دادیم. بعد از آنکه یکی دو بار دیگر هم همین اتفاق افتاد، روزی در بین صحبت‌هایمان گفت:«آقا! تو مثل اینکه اصلا اس‌ام‌اس‌باز نیستیا!» و سپس از تعداد پیامک‌های روزانه‌اش گفت و اینکه بدون آن اموراتش نمی‌گذرد. با افتخار از رکورد هزینه پیامک در قبض موبایلش هم یادی کرد. من هم تایید کردم که زیاد با این ارتباط نوشتاری میانه‌ای ندارم و به این نیز اشاره کردم که این بستر ارتباطی را الکن می‌دانم چرا که نمی‌تواند درونمایه و حس گفته‌ها را منتقل کند و این موضوع گاهی باعث ایجاد سوءتفاهم می‌شود. البته آن دوست عزیز قانع نشد و پاسخ داد:«بعضی آدم‌ها کتبی‌اند بعضی شفاهی، تو از دسته دومی!» وقتی من چیزی نگفتم ادامه داد:«ولی خیلی پرحرف هم نیستی آخه…» هرچند با دسته‌بندی‌اش خیلی موافق نبودم اما در مورد دوم به او حق می‌دادم. یک لحظه هم زبانم چرخید تا خاطره‌ای را برایش تعریف کنم از تجربه‌ای که نشان می‌داد تقسیم‌بندی‌اش خیلی هم عمومیت ندارد اما سرضرب حرفم را خوردم. فهمید و گفت:«مثل اینکه چیزی

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 8 ورودی ورودی صفحه 15

زندگی پشت پرده شک

نزدیک به یک دهه در نشریه‌ای کار می‌کردم که سرانجام پس از سال‌های متمادی به دلایل مختلف مجبور به ترک آنجا شدم. بعد از گذشت مدت بسیار کوتاهی وقتی آن نشریه را ورق می‌زدم دیگر هیچ ردی از خودم در آنجا نمی‌دیدم، دیگر نه صفحه‌بندی‌ شبیه سابق بود و نه نگارش متن‌ها، انگار باید هر چه از ما در آنجا مانده بود پاک می‌شد، چه خوب، چه بد! همه با یک پاک‌کن پاک شدند. دیگر در شرایط فعلی در آن نشریه هیچ چیز آشنایی نمی‌بینم. در این یک سال گذشته با خودم فکر می‌کردم چرا باید هر آنچه بود نیز از بین برود. چه خوب و چه بد! اما وقتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در مراسم افتتاح تلکام اعلام کرد:«وضعیت ICT کشور را به هشت سال قبل بازمی‌گردانیم.» به پاسخ سوالم رسیدم. هر چند منظور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گذر از وقفه‌ای هشت‌ساله و سرعت بخشیدن به فناوری اطلاعات بود اما به نظر می‌رسید واژگانش را به درستی انتخاب نکرده چراکه محمود احمدی‌نژاد هم وقتی بر مسند قدرت نشست، در همان سال اول در بسیاری از مراسم رسمی اعلام می‌کرد:«وضعیت را به قبل از اصلاحات بازمی‌گردانم.» وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز تقریبا همین مسیر را رفت. او

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 8 ورودی ورودی صفحه 15

جهان هوشمندتر

بسیاری از افراد معتقدند دنیای دیجیتال بی‌اندازه زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده و آن را متحول کرده است اما به نظر شما تاثیر صنعت فناوری اطلاعات بر زندگی انسان بیشتر بوده است یا اختراع لوازم خانگی؟! ها جون چانگ (Ha-Joon Chang) اقتصاددان مطرح کره‌ای در کتاب بیست و سه گفتار درباره‌ سرمایه‌داری موضوع را به شکل دیگری نگاه می‌کند. او معتقد است هنوز صنعت فناوری اطلاعات با همه‌ مشاغل و ثروتی که ایجاد کرده است به اندازه مثلا اختراع ماشین لباسشویی در اقتصادها موثر نبوده است. دلیل ساده‌ای هم برای این موضوع ارائه می‌کند: با اختراع ماشین لباسشویی و همین‌طور سایر لوازم خانه، به یکباره ظرفیت بسیار بالای زنان برای حضور در اجتماع آزاد شد، چراکه تا پیش از آن زنان برای انجام کارهای خانه زمان بسیار زیادی صرف می‌کردند و عملا فرصت کافی برای انجام کارهای خارج از خانه را نداشتند. این اتفاق یعنی دو برابر شدن نیروی کاری بالقوه تاثیر شگرفی بر اقتصاد جهانی داشت.اما به نظرم چانگ هنوز عمق تاثیری را که فناوری اطلاعات و ارتباطات بر جهان می‌تواند داشته باشد، واکاوی نکرده است. در واقع او تاریخ تا این لحظه را بررسی کرده، بله، به نظر می‌رسد در مقطع کنونی هنوز فناوری اطلاعات تمامی

شماره 28 ورودی ورودی صفحه 14

زندگی پروانه‌ای آقای آی‌تی

اینکه شما پروانه‌ای را بدهید برای اینکه بازار را منظم کنید، ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط چند شرکتی که درست و معقول کار می‌کنند هم ورشکسته یا ورافتاده شدند مشکلی نیست. البته اینکه اصلاً چرا خرده‌فروشی اینترنتی اساساً باید محل بی‌نظمی باشد کمی جای سوال دارد ولی وقتی تعداد همین پروانه‌ها را به تعدادی بدهید که آشکارا فراتر از کشش فعلی بازار باشد، این پرسش مطرح می‌شود که تا چه حد می‌توان تن به بی‌رحمی بازار سپرد.اینکه شما پروانه بدهید برای آنکه پیشانی مخابرات را به زمین بمالید هم ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط چند انحصار جدید هم خلق کردید مشکلی نیست. البته وقتی فکر می‌کنید تقریباً همین سازمان تنظیم مقررات فعلی با ساختاری بسیار مشابه این پروانه را نوشته کمی جای سوال دارد ولی وقتی هیچ یک از این شرکت‌ها علاقه‌ای به توسعه مهم‌ترین انحصار موجود یعنی تلفن ثابت نداشته باشند این پرسش مطرح می‌شود که واقعاً وزن‌کشی در بازار به نفع چه کسی است. حتی اینکه شما پروانه بدهید برای آنکه پول دربیاورید باز هم ایرادی ندارد. حالا اگر این وسط قضیه بیشتر تبدیل به معرکه‌گیری برای «بشتابید!‌ بشتابید! ‌پروانه‌ جدید رسید» شده باشد، مشکلی نیست. البته اینکه ارزش واقعی این پروانه‌ها را چه کسی و

شماره 28 ورودی ورودی صفحه 14

پروانه FCP با چه هدفی؟

سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی این روزها سرگرم ارائه پروانه جدیدی است که به نام FCP مشهور شده و گویا قرار است نظم تازه‌ای در این حوزه برقرار کند. برای ارائه چنین مجوزی آن هم به ۱۸ شرکت، می‌توان دلایل پیدا و پنهان مختلفی برشمرد. در میان این دلایل، پایان دادن به انحصار شرکت مخابرات ایران در زمینه زیرساخت‌های شبکه شاید یکی از مواردی باشد که نقش پررنگ‌تری نسبت به بقیه دارد.یکی از مشکلاتی که از ابتدای فعالیت شرکت‌های PAP خودنمایی کرد، انحصار شرکت مخابرات ایران بر زیرساخت‌های ارتباطاتی کشور بود. این موضوع با ورود این شرکت به عرصه ارائه اینترنت پرسرعت و خصوصی شدن مخابرات، عملاً به معضلی لاینحل تبدیل شد. تا جایی که ارائه پروانه نسل‌های ۳ و ۴ تلفن همراه به مخابرات، منوط به انجام تغییراتی در پروانه این شرکت و ملزم کردن آن به همکاری با شرکت‌های PAP شد. اکنون به نظر می‌رسد رگولاتوری- و در کل، وزارت ارتباطات- تلاش دارد با وارد کردن بازیگران جدید به عرصه زیرساخت کشور، این انحصار را بشکند. این در حالی است که شبکه‌ای که اکنون در اختیار شرکت مخابرات ایران قرار دارد، در طول چند دهه و با صرف هزینه‌ای گزاف ایجاد شده و نمی‌توان انتظار داشت یک

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 28 ورودی ورودی صفحه 15

مرز رویاهای بشر

«پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ رابطه عاطفی بین روبات و انسان به پدیده‌ای عادی بدل شود.» اکنون شرکت ترو کامپنیون وعده ساخت «اولین روبات دنیا برای رابطه عاطفی» را داده و گفته اولین محصول خود را تا آخر سال وارد بازار می‌کند. این محصول تاکنون هزاران پیش‌خرید داشته است. جدا از مباحث اخلاقی، این ماجرا مرا به یاد پیش‌بینی‌های ری‌کروزویل انداخت؛ مردی که سال‌ها پیش فرآیند پیشرفت فناوری را با تقریب خوبی پیش‌بینی کرد و اکنون ما به نوعی در رویاهای گذشته او ایستاده‌ایم. او از دورانی می‌گوید که مغز کنونی بشر از پیشرفت جا می‌ماند؛ دورانی که با فناوری انتقال مغز نامیرایی به انسان روی می‌آورد و حتی اگر بدنش فرسوده شود و بمیرد می‌تواند بخش وجود خود یعنی مغز را زنده نگه دارد. او مدتی در گوگل کار کرد و اکنون در دانشگاهی که تاسیس کرده، به تدریس «آینده‌پژوهی» می‌پردازد.با کسی درباره هوش مصنوعی صحبت می‌کردم. بحث سر این بود که معتقد بودم هوش‌ مصنوعی و علم روباتیک سرانجام به نابودی بشر می‌انجامد. او مرا مانند دیگران به بدبینی محکوم کرد و معتقد بود این اتفاق نمی‌افتد زیرا بشر همان‌طور که هوش مصنوعی را به وجود آورد و این علم را توسعه داد همان‌طور هم جلو توسعه آن

شماره 9 ورودی ورودی صفحه 14

به نام آزادی

انسان‌ها روایت‌های گوناگون و چه بسا واژگونی از آزادی دارند. تعابیر گوناگون از این مفهوم سیال در گذر تاریخ دستمایه انقلاب‌ها و انتخاب‌های بسیاری بوده و انتقام‌ها و ابتذال‌های بسیاری زیر پرچم آزادی و به نام رهایی رقم خورده است. کمتر ظالم سفاکی ‌است که برای نشستن بر تخت قدرت، شعار آزادی رعایای خود را سر نداده باشد و اندک رهبر مبارزی است که به امید گسستن زنجیرها، مردمش با وی هم‌گام نشده باشند. اکنون اینترنت در ایران درست بر لبه همین قرائت‌های وارونه از آزادی قرار دارد و نقطه تقاطع این دو را بیش از هر چیز یک کلمه بیگانه رقم زده است؛ فیلترینگ. در همین شماره از ماهنامه پیوست بخت آن را داریم که دو سایه از تابش اینترنت بر مفاهیمی متفاوت، ‌یکی وطنی و دیگری جهانی، را خوانا باشیم. در نوشتار نخست (خارج از محدوده) پیوست از زبان چند ادیب و شاعر ایرانی روایت کرده است که چگونه این رسانه مدرن برای ادبای معاصر ایران بستری شده برای گریختن از محدودیت و رسیدن بی‌واسطه به چشمان و زبان مخاطبان‌شان. در بخشی دیگر (کتابخانه) در بررسی آرا و عقاید فیلسوفی برگزیده بارها اشاره شده که تارنمای جهانی بخت خود را برای دگردیسی به رسانه‌ای مردمی از دست داده

شماره 9 ورودی ورودی صفحه 14

رهایی یک کودک 

بچه که بودم نه آرزو داشتم وقتی بزرگ می‌شوم، خلبان شوم نه دکتر و نه مهندس. از همان کودکی، بودن در چهاردیواری با دری بسته به نام مدرسه که از صبح تا عصر مجبور بودم در آن بمانم و بیرون نروم، هراس یا مقاومت عجیبی در مقابل فضاهای بسته در من ایجاد کرد که بعدها به شکل آسانسورهراسی و کابین هواپیماگریزی هم ادامه یافت. سال‌ها بعد وقتی سال آخر دانشگاه کارآموزی را در یک شرکت aدولتی انجام دادم فهمیدم قادر نیستم در جایی که کسی کنار در ورودی نشسته و ورود و خروج را کنترل می‌کند، کار کنم. همین‌طور هم شد؛ بعدها همیشه در شرکت‌های خصوصی کار کردم. هر چند در بخش خصوصی هم کنترل ورود و خروج بوده و هست اما گویا آن حس محبوس بودن را در من ایجاد نمی‌کرد. جالب اینجاست که شاید در طول حدود بیست سال کار کردن در بخش خصوصی، تعداد دفعاتی که خارج از ماموریت در ساعت کاری از شرکت خارج شدم به انگشتان دو دست هم نمی‌رسد. معمولا به موقع سر کار بودم و اغلب اضافه‌کاری هم می‌ماندم (البته بدون پرداخت). مهم آن بود که حسی شبیه به آزادی داشته باشم. مثل اینکه همیشه حق بیرون زدن از محیط کاری را داشتم.

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 9 ورودی ورودی صفحه 15

سامانه تدارکات الکترونیکى و یک سوال

پیدایش اینترنت و فضای مجازی در دهه ۷۰ میلادی و گسترش و همه‌گیری آن در اواخر دهه ۹۰ میلادی باعث شد در عرصه نظریه‌های ارتباطات، اقتصاد و جامعه‌شناسی صحبت از شکل‌گیری «عصر اطلاعات» (کاستلز)، «دهکده جهانی» (مک لوهان)، «جامعه پساصنعتی» (دانیل بل) و… به میان آید؛ جامعه‌ای که عمدتا با ویژگی‌های خاصی چون تعاملی بودن، تمرکززدایی، درهم‌ریختگی مفهوم زمان و مکان و… شناخته می‌شود. جامعه‌ای که شاید به جرات بتوان ادعا کرد با دنیای قبل از خود با مشخصه‌هایی چون یکسویه بودن جریان اطلاعات و ارتباطات، مرکزگرایی، جدایی زمان و مکان و… یکسره متفاوت می‌نماید. نقل قول زیر از آلوین تافلر در کتاب ماندگارش «موج سوم» شاید ما را بهتر در جریان آغاز این عصر نو قرار دهد. تافلر در این کتاب می‌نویسد:«…این تمدن نوین، آنچنان عمیقا انقلابی است که پیش‌فرض‌های ما را باطل می‌سازد. روش‌های کهنه تفکر، فرمول‌های قدیمی، احکام جزیی و ایدئولوژی‌ها صرف نظر از اینکه چقدر به آنها امید بسته شده یا در گذشته چقدر سودمند بوده‌اند، دیگر با واقعیات روز تطبیق نمی‌کنند… نمی‌توان جهان جنینی فرد را در آشیانه‌های فکری مرسوم دیروز پرورش داد.» بر این اساس در آغاز عصر جدید، به واسطه همه‌گیر شدن رسانه‌های نوینی چون اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از ساختارهای خرد

شماره 9 ورودی ورودی صفحه 16

چرا باید به نرم‌افزارهای متن باز مهاجرت کنیم؟

سال‌های آغازین دهه ۱۳۶۰ زمانی که استقرار سامانه‌های کامپیوتری در سازمان‌ها و بنگاه‌های تجاری کشور آغاز شد،‌ همه چیز خوب به نظر می‌رسید. بهبودها بسیار سریع به چشم می‌آمدند، بهره‌وری افزایش یافته بود، هزینه‌های نگهداری بایگانی‌ها کمتر شده بود، سرعت و کیفیت ارائه خدمات بهتر شده بود. شرکت‌‌های جوان و باانگیزه در حوزه خدمات و نرم‌افزارهای کامپیوتری در کشور ظهور کردند و به نظر می‌رسید، صنعت نرم‌افزاری، یکی از موتورهای محرک توسعه پایدار و کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت باشد. اما بعد از گذشت سه دهه همه چیز به آن خوبی که پیشتر وعده داده شده بود، به نظر نمی‌رسد. امروز کمتر سازمان یا بنگاه تجاری‌ای می‌توان در کشور یافت که از سامانه‌های کامپیوتری، نرم‌افزارهای اتوماسیون اداری، درگاه‌های ارائه خدمات برخط و امثال آن استفاده نکند. جدا از مسائلی مانند نبود برنامه مدیریت یکپارچه و متمرکز برای توسعه استفاده از فناوری اطلاعات در کشور که به پراکندگی نامتوازن توسعه، پایگاه‌های داده‌ای جزیره‌ای، افزایش بوروکراسی اداری و… منجر شد، تردیدی وجود ندارد که تعداد زیادی از شرکت‌های تولیدکننده محصولات نرم‌افزاری در کشور فعالیت می‌کنند که از خیل عظیم فارغ‌التحصیلان جوان و خلاق رشته‌های مرتبط دانشگاهی نیز بهره می‌برند اما همچنان صنعت نرم‌افزار در کشور ما نتوانسته در کسب جایگاهی در

شماره 9 ورودی ورودی صفحه 17

امنیت سازمان‌ها در دستان کارکنان

در ایمن‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی هیچ‌گاه تضمین صد درصدی وجود ندارد چرا که همیشه نقایص تازه و راه‌های جدید برای نفوذ وجود خواهد داشت.با مرور رخدادهای امنیتی به‌وقوع‌پیوسته در کشورمان می‌توان دریافت که اکثر این موارد ناشی از ضعف آگاهی افراد نسبت به هشدارهای امنیتی است. محققان و متخصصان امنیت اطلاعات بر این باورند که انسان‌ها سست‌ترین حلقه زنجیره امنیت در سازمان‌ها به شمار می‌روند. امروزه تبهکاران دنیای مجازی بیش از پیش به فکر نفوذ از طریق این حلقه سست و در اختیار گرفتن سیستم‌های اطلاعاتی و افکار این افراد (کارکنان و مشتریان) هستند.انسان جایزالخطاست: حتی با وجود چارچوب‌های امنیتی مستحکم در سازمان، کارکنان این مجموعه‌ها در فضای مجازی علاقه دارند وارد صفحات ناشناخته و عجیب شوند یا حتی به رایانامه‌هایی که به ظاهر از طرف دوستان و آشنایان به دست آنها می‌رسد پاسخ دهند و از همه بدتر اینکه اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و کلمات عبور حساب‌های کاربری مختلف را برای دوستان یا همکاران خود از طریق رایانامه ارسال می‌کنند. BYOD (تجهیزات رایانه‌ای همراه) مخاطرات امنیتی سازمان را دوچندان می‌کند. امروزه کارمندان با به همراه داشتن تجهیزاتی نظیر گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و رایانه‌های شخصی که هر یک قابلیت اتصال به شبکه‌های سازمان را دارند، تهدیدی جدی برای امنیت اطلاعات هر سازمان به

شماره 10 ورودی ورودی صفحه 14

صد روز اول

پیشترها معلم‌ها همان چند هفته اول سال تحصیلی امتحانی می‌گرفتند که نامش را امتحان قوه گذاشته بودند. هنوز درسی داده نشده بود و برنامه درسی جا نیفتاده بود و گاه حتی همه کتاب‌ها هم آماده نبود ولی این امتحان ابزاری بود تا معلم‌ها توانایی شاگردان‌شان را محک بزنند، زرنگ‌ترها را بشناسند و بیشتر به فکر تنبل‌ها باشند. حتی اینکه کجای کلاس بنشینیم هم با نتیجه امتحان معلوم می‌شد. ضعیف‌ترها را کنار قوی‌ترها می‌نشاندند، با این امید که از بغل‌دستی‌شان کمک بگیرند. در بسیاری از موارد هم نتایج پایان سال، آن چیزی نبود که امتحان قوه نشان داده بود.وزرای دولت جدید همان‌طور که وعده داده بودند، کارنامه ۱۰۰ روزه خود را منتشر کردند. یکی توانسته بود گره مذاکرات ۱۰ساله هسته‌ای را باز کند، دیگری بحران کمبود دارو را مدیریت، و آن یکی رشد تورم را مهار کرده است. کم و زیاد، با توجه به نابسامانی‌های ماه‌های آخر دولت قبل، هر گام کوچکی نمود چشمگیری دارد. دست‌کم اینکه هر روز بدتر نشدن اوضاع نور امیدی است در دل مردم.گزارش ۱۰۰ روزه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم منتشر شد. انتظار می‌رفت در همین مدت کوتاه نیز کارهای ساده‌ای حتی برای خوشحال کردن مردم هم شده صورت می‌گرفت تا نگاه‌ها به آینده روشن‌تر

شماره 10 ورودی ورودی صفحه 14

عشق در سال‌های صفا

حکایت پاساژ‌های فناوری در ایران حکایت همه عشق‌های خاکستری است. از نگاهی، مجتمع‌های فناوری در ایران دژ‌های مصرف‌ در برابر سیاست هستند و از نگاهی سیاه‌چاله‌های بازار برای حبس تکنولوژی. این روزها با سر برآوردن فروشگاه‌های اینترنتی، توسعه تجارت بین‌المللی و فربه شدن شبکه فروش، پاساژها به چشم دایناسورهایی بازمانده از عصر تجارت سنتی نگریسته می‌شوند که از بیماری‌های صنعت و بازار فناوری ایران تغذیه کرده‌اند و در گلخانه فضای بسته خرده‌فروشی ایران دوام آورده‌اند ولی همیشه داستان از این دهان روایت نشده است. از میانه دهه ۷۰ با بیرون خزیدن جنین بازار فناوری از زهدان بازار‌های مادر مانند لوازم خانگی و به ویژه صوتی و تصویری مشخص شد پاساژهایی که در حاشیه خیابان ولیعصر، از شمال تا جنوب، پی افکنده می‌شوند یکی از معدود تجسم‌های ملموس فناوری هستند برای بازار سیراب از عطش. در حقیقت در عصری که صرف علاقه‌مند بودن به فناوری معنایی مغلوب داشت و مانند نوشتن و سرودن می‌توانست معنایی سیاسی داشته باشد، این پاساژها بودند که انقلاب مصرف را بر سیاستگذاران دیکته کردند و حتی پرده از توان زیرساخت‌های کشور برای تولید ثروت نیز برداشتند. گواه آنکه در تعامل با خریدار همواره آنچه در پاساژها فروخته شده است، فراتر از توان واقعی زیرساخت ارتباطی و

شماره 10 ورودی ورودی صفحه 15

تمایز نقشه راه با سند چیست؟

زمانی وقتی صحبت از راهبری فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌شد همه یکصدا می‌گفتند ما برنامه کلان و آینده‌نگری برای این حوزه نداریم و نمی‌دانیم قرار است در یک دوره زمانی مشخص از کجا به کجا برسیم. دستگاه‌های مختلف مانند جزیره‌هایی جداافتاده از یکدیگر هر کدام بر حسب سلیقه مدیر بالادستی‌اش یکسری پروژه‌ را تعریف می‌کردند و تا زمانی‌ که آن مسوول بر مسند مدیریت باقی بود، پروژه نیز اجرا می‌شد و اگر کنار گذاشته می‌شد، آن پروژه نیز مانند بسیاری از پروژه‌های دیگر از دستور کار خارج. اما تقریبا از اوایل دهه ۸۰ برنامه‌ریزی برای فاوا نیز در دستور کاری قرار گرفت و علاوه بر اینکه در برنامه‌های توسعه‌ای پنج‌ساله نیم‌نگاهی به آن کردند برای این حوزه نیز برنامه‌های مستقلی نوشتند. با نزدیک شدن به دهه ۹۰ شیب برنامه‌نویسی برای فاوا نیز شدت گرفت، به‌گونه‌ای که تقریبا طی یک دوره ۱۰ ساله، ۱۰ سند مختلف در این حوزه نوشته شد. این بار نیز صدای مدیران و مجریان طرح‌ها بلند شد که چرا این‌قدر سند برای این حوزه نوشته می‌شود، بهتر نیست یک سند به صورت کامل اجرا شود؟مشکل فقط اینجا نبود؛ برخی از این برنامه‌های مدون‌شده نقشه راه نام می‌گرفتند برخی دیگر سند و دیگری برنامه جامع راهبردی و دیگری

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 10 ورودی ورودی صفحه 15

شاید صد روزهای دیگر

محمود واعظی گزارش یکصدروزه خود را به تبعیت از رئیس‌جمهور در حالی منتشر کرده ‌است که در آن گزارش جز به روایت آمار، تغییر محسوسی در واقعیت‌های فناوری‌ اطلاعات و ارتباطات مشهود نیست از همین ‌رو معضل پهنای باند و کیفیت نازل و قیمت بالای اینترنت همچنان پابرجاست؛ گیرم به روایت آمار تحولات مشهودی در میزان پهنای باند گزارش شده باشد. فارغ از کیفیت آن گزارش، تبیین شرایط واقعی که منجر شده افزایش پهنای باند و دسترسی سریع و آسان به اینترنت به گره کور تبدیل شود؛ شاید بتواند چشم‌انداز چند صد روزهای دیگر دولت تدبیر و امید و وزارت محمود واعظی را مشخص سازد.۱- سیاست: ورود اینترنت به ایران با قدری تاخیر زمانی نسبت به محل تولدش، بدون هیچ حاشیه‌ای صرفا با رویکرد علمی صورت می‌گیرد، این موضوع برای سال‌های متوالی ادامه می‌یابد، به آهستگی توسعه آن نیز هر چند کند و ابتر توسط ذی‌نفعان خصوصی و عمومی ادامه می‌یابد تا اینکه حساسیت‌های سیاسی توجه به این پدیده را افزون می‌کند. دولت اصلاحات پیرو همان حساسیت‌ها پایش اینترنت را آغاز می‌کند، این شرایط ادامه می‌یابد؛ اما بن‌بست توسعه پهنای‌ باند در ایران را وقایع سال هشتاد و هشت رقم می‌زند، بدبینی به عداوت کشیده شده و در نهایت اینترنت

شماره 10 ورودی ورودی صفحه 16

گواهی‌های صادره فاقد اعتبار است

مطابق با برنامه پنجم توسعه، سازمان ثبت احوال مکلف شده است مطابق با قوانین موجود اقدام به ایجاد مرکز صدور گواهی الکترونیکی و تامین و صدور کارت ملی هوشمند برای آحاد مردم کند. یکی از کارکردهای این کارت، امضای مبتنی بر گواهی الکترونیکی خواهد بود. از آنجایی که قرار است امضای الکترونیکی و احراز هویت مبتنی بر آن، کلید تحقق دولت الکترونیکی قرار گیرد، موضوعات مطرح در این حوزه دارای اهمیت و حساسیت بسیار بالایی است. اخیرا به طور مرتب شاهد اظهارات مسوولان محترم سازمان ثبت احوال مبنی بر ادعای نیاز به ایجاد یک مرکز صدور گواهی الکترونیکی ریشه مجزا به عنوان «مرکز ریشه هویتی» هستیم. در ادامه سعی شده است موضوعات و چالش‌های پیرامون امضای الکترونیکی و کارت ملی هوشمند از سه منظر حقوقی، فنی و فرآیندی مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای مناسب در این خصوص ارائه شود.از منظر حقوقی، مطابق با «بند الف ماده ۴۸ برنامه پنجم توسعه»، وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف شد نسبت به توسعه مراکز صدور گواهی الکترونیکی و کاربرد امضای الکترونیکی به نحوی اقدام کند که تا پایان سال سوم برنامه، سامانه‌های خدماتی و تجاری الکترونیکی، بتوانند از این ابزار استفاده کنند. علاوه بر آن، طبق «آیین‌نامه اجرایی ماده ۳۲ قانون تجارت

شماره 11 ورودی ورودی صفحه 14

صندلی

شهریور سال ۸۴ در ادامه شگفتی‌های یک انتخابات، استاد درس الکترومغناطیس دانشگاه علم و صنعت بر صندلی وزارتی نشست که به تازگی از پست و تلگراف و تلفن به ترکیب پرطنین ارتباطات و فناوری اطلاعات تغییر نام داده بود. وزیر، اندکی پس از نشستن بر صندلی وزارت، بخش خصوصی را دلالانی کیف‌به‌دست خواند که نیروهای دولتی را به فساد می‌کشانند. گفت خود با اینترنت دایال‌آپ از اینترنت کتاب تهیه کرده و اینترنت با سرعت بالاتر از ۱۲۸ کیلوبایت برای مصارف خانگی عامل اشاعه فساد است. چند سال بعد در صندلی دیگر در مجلس، با دیدگاه‌هایی بسیار متفاوت، حرف‌های دیگری زد شبیه حرف‌های بیشتر کارشناسان و مردم. شهریور سال ۸۸ مردی با پیشینه فعالیت‌های فضایی بر صندلی وزارت نشست. گذشته نظامی به او آموخته بود کمتر و با احتیاط سخن بگوید. در این دوره هم طرح بی‌سرانجام اینترنت ملی پیگیری شد. در آخرین روزهای وزارتش گفت مسوول اینترنت نبوده است. وزیر محجوب و کم‌گو در صندلی دیگری شد سخنگوی شورای شهر تهران!زمستان سال ۹۱ تا اواسط تابستان ۹۲ صندلی به یک افسر خوش‌ذوق عالی‌رتبه ارتش با تخصص جغرافیا رسید. وی از طرح ایجاد گوگل ارث اسلامی و انتقال صدا و تصویر از طریق لایه‌های بالاتر از جو سخن گفت و مدعی

شماره 11 ورودی ورودی صفحه 14

عشقی فراتر از دولت

رابطه فناوری اطلاعات و دولت در ایران داستان عاشقانه‌ای‌ کلاسیک است. اگر دولت را مفهومی خردتر و ایرانی‌تر به عنوان صرفا قوه مجریه که مردم رئیس آن را بی‌واسطه انتخاب می‌کنند، در نظر بگیریم؛ آی‌تی همواره کوشیده است به فراخور نگاه حاکم بر آن از این دستگاه سیاسی-اقتصادی عظیم بگریزد و در عین حال به آن پناه ببرد. مضامینی همچون اینترنت، بخش خصوصی، فیلترینگ و محتوا و حریم شخصی نقاط حساس این درگیری و یارگیری بوده‌اند. از میانه دهه ۷۰ روال حاکم بر آن بود که چون دولت طی سال‌های سازندگی و متاثر از مصادره‌های ابتدای انقلاب فربه‌تر از پیش شده بود، فناوری اطلاعات در سال‌های ابتدایی موجودیتش بیشتر می‌کوشید از قوه مجریه و انبوه شرکت‌های فعالش فاصله‌ بگیرد؛ غول‌هایی همچون شرکت خدمات انفورماتیک، داده‌پردازی، ایران‌ارقام، گسترش انفورماتیک و ده‌ها شرکت نیمه‌دولتی دیگر تجسم این صف‌آرایی فناورانه دولت بودند که هرچند در مواردی موفق به انجام طرح‌های ملی شدند ولی در نهایت هم ریشه فعالیت‌های خصوصی را نحیف کردند و هم توسعه فناوری اطلاعات را کند ساختند.با سپری شدن دولت اصلاحات که طی آن بخش خصوصی مجالی برای تنفس یافت و شرکت‌های دولت صاحب هم در شیب خصوصی‌سازی قرار گرفتند، شرکت‌ها و بازیگران دولتی به تدریج جای خود را به

شماره 11 ورودی ورودی صفحه 15

آرزوهای بزرگ

وقتی اسفندماه ۹۱ در اوج ترافیک و شلوغی روزهای پایانی اسفندماه اولین شماره پیوست منتشر شد، لبخند رضایتی روی لبانم نشست، از خروجی کار تقریبا راضی بودیم و بعد از روزهای سختی که پشت سر گذاشته بودیم پنجره امیدی برایمان باز شده بود. انگار تمام مشکلات رفع شده بود. اما آن شماره اولین قدم برای ورود به مسیری بود که هنوز برای ما هموار نشده بود. سال ۹۲ برای من همه چیز تازگی داشت، آلیسی بودم در سرزمین عجایب. علاوه بر اینکه در مجله‌ای تازه متولدشده مشغول به کار بودم و ساختمان آن نیز به مکانی جدید منتقل شده بود، شکل کار من نیز تغییر کرده بود. اگر تا قبل از این فقط خبرنگار صرف بودم و وظیفه‌ای جز تهیه خبر و نوشتن گزارش نداشتم و به نظرم این سخت‌ترین کار دنیا بود؛ حال علاوه بر آن، مسوولیت اداره بخشی از کار یا مدیریت آن نیز بر دوشم بود. اگر در گذشته مجری صرف بودم و می‌توانستم دلیل تمام بدی‌ها را به گردن دیگری بیندازم حال بخشی از این بدی‌ها به گردن من بود. باید تصمیم می‌گرفتم، اجرا می‌کردم، در تصمیم دوستان مشارکت می‌کردم و آنها را در تصمیم خود مشارکت می‌دادم. ما یک تیم بودیم و اگر تا قبل

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 11 ورودی ورودی صفحه 15

مسافری از سال نو

از نجوم به شکل تخصصی هیچ سر در نمی‌آورم اما در حد اطلاعات عمومی دنبالش می‌کنم. برایم حکم تراپی دارد. شاید برای خیلی‌ها بتواند این‌طور باشد. اینکه به خود یادآوری کنی که در محور زمان تاریخ خلقت جهان فقط یک نقطه‌ای و در مختصات جغرافیای کل هستی همان هم نیستی، شاید قدری و فقط قدری حالت را خوب کند. البته تسکین آن موقت است و به شدت گذرا. مثل تجویز ژلوفن است برای کسی که از میگرن به خود می‌پیچد اما به هر حال بهتر است از هیچ. در آخرین شماره ماهنامه «نجوم» مطلبی خواندم درباره امکان سفر انسان به آینده و گذشته. طبق نظریه نسبیت اگر کسی بتواند با سرعت نور حرکت کند گویا زمان برایش کش می‌آید و کندتر می‌گذرد. پس اگر او به حالت عادی برگردد گویا از زمان ما عقب مانده و می‌تواند حضور در آینده را تجربه کند. گویا او به آینده سفر کرده است. انیشتین این را از لحاظ ریاضی ثابت کرده؛ هر چند امکان عملیاتی بودن رسیدن به سرعت نور دست‌کم در جهان امروز موجود نیست. در مقابل، سفر به گذشته هنوز پایه علمی ندارد. شاید برای همین هم جذاب‌تر است و البته کنجکاوی برانگیزتر. احتمال اینکه بتوان به گذشته سفر کرد این

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 11 ورودی ورودی صفحه 16

در ستایش زندگی

خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودنغم دل چند توان خورد که ایام نماندگو نه دل باش و نه ایام؛ چه خواهد بودنمرغِ کم‌حوصله را گو غم خود خور، که بر اورحمِ آن‌کس که نهد دام، چه خواهد بودنباده خور؛ غم مخور و پند مقلد منیوشاعتبار سخن عام چه خواهد بودندسترنج تو همان به که شود صرف به کامدانی آخر که به ناکام چه خواهد بودنپیر میخانه همی خواند معمایی دوشاز خط جام که فرجام چه خواهد بودنبردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزلتا جزای منِ بدنام چه خواهد بودنجوان‌تر که بودم، گردش ایام برایم معنای دیگری داشت. روزها و ماه‌ها و سال‌ها، بد بودند و خوب. حکم کلی داشتم برایشان. دلخوش رخدادها بودم و دل‌نگران پیشامدها. در طول زمان، همان‌طور که بادها خبر از تغییر فصل می‌دادند و روزها یکی‌یکی شب می‌شدند، پندهایی آموختم که نه در کلاس‌های درس و بحث آموزش می‌دهند و نه لابه‌لای کتاب‌های نازک و قطور یافت می‌شوند؛ گردش ایام آموزگاری است جدایی‌ناپذیر که نه می‌توان کلاس درسش را به اختیار ترک کرد و نه می‌شود از آموزه‌هایش نیاموخت. موهای شقیقه که سفید می‌شوند، انگار چیزی درونت تغییر کرده.این روزها و در پایان

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 11 ورودی ورودی صفحه 16

توسعه شبکه به جای توسعه شبکه‌ای

تازگی‌ها وقتی وارد کوچه می‌شوم که به دفتر پیوست بیایم خیل عظیمی از جوانان سیگار به دست را می‌بینم که همگی جداولی به دست دارند و در مورد پول‌های کلان و سودهای کلان صحبت می‌کنند:«فلانی را بگوییم بیاید،‌ ارتباط عمومی خوبی دارد. خوب می‌تواند محصول بفروشد.» جالب است و در عین حال تاسف‌بر‌انگیز که سیستمی که تقریبا ۹ سال پیش وقت و انرژی بسیاری از جوانان را گرفت و در نهایت درِ همه آن شرکت‌های هرمی تخته شد، باز هم دارد قربانی می‌گیرد، ا‌ما این بار بیشتر از جوانان نسل ۷۰٫ این بار هم نظام آگاهی و قضایی ظاهرا مغفول هستند.خلاصه بگویم، همه آن جوانان سیگار به دست بر این باورند که با پورسانت گرفتن از فروش چند محصول، می‌توانند ره صدساله را یک شبه ‌پیمایند و یک‌شبه سوار اتومبیل‌های آنچنانی ‌شوند و یک‌شبه همه را بخرند و آزاد کنند. یاد صحبت‌های مصطفی ملکیان می‌افتم، درباره ویژگی‌های اخلاقی‌ای که باعث عقب‌ماندگی کشور ما شده‌ است. یکی از آن ویژگی‌ها دیدگاه مبتذل به کار است. حقیقتا این نگرش، که بدون تولید و ایجاد ارزش افزوده می‌توان ثروتمند شد در جامعه ما اپیدمی شده ‌است. دیگر این صحبت‌ها آن‌قدر عادی شده که بعضی‌ها امثال بابک زنجانی‌ها را در ضمیر ناخودآگاه و شاید

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 11 ورودی ورودی صفحه 17

چراغ راه آینده

وقتی حسن روحانی شد رئیس‌جمهور ایران و محمود احمدی‌نژاد به‌رغم میل باطنی، ناگزیر به رفتن؛ پس از آن، تا مدت‌ها در هر نشست و برنامه خبری، تقصیرکار احمدی‌نژاد و دولتش بودند. همه‌جا صحبت از هشت سالی می‌شد و می‌شود که هدر رفت؛ از هشت سال عقبگرد و هشت‌ سال درجا زدن. این وضعیت به مراتب در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان شاخه‌ نازکی از تنه‌ تنومند اقتصاد دردناک‌تر بود.تندروی‌های سیاسی، رد پایش را همه جا گذاشت. پروژه‌های فاوا بین زمین و هوا غلتان شدند. شرکت‌ها نمی‌توانستند گام بعدی‌شان را محکم بردارند. تصمیم‌گیری برای حیات آتی یک پروژه سخت بود. این شد که سطح انتظارها پایین آمد و به جایی در حوالی نقطه صفر مرزی رسیدیم. آمدیم سر خط ایستادیم و گفتیم موتورها را از اول روشن می‌کنیم. شروع دوباره به خودی‌ خود بد نیست، به‌ ویژه در شرایطی که مسیر پشت سر، مسیر قابل اتکایی نبوده باشد؛ اما تاریخ را تکرار کردن قطعا یک اشتباه نابخشودنی است.در سال ۱۳۸۴، وقتی احمدی‌نژاد بر سر کار آمد، تمام آنچه را در گذشته روی داده بود، به کلی کنار گذاشت. تلاش‌های کرده و نکرده دولت پیشین را انکار کرد؛ بی‌هیچ درسی از گذشته. حالا که پس از هشت سال، دولت تدبیر

شماره 11 ورودی ورودی صفحه 18

سپیدتر از پیش

برف که باریدن گرفت، تهران دیگر تهران قدیم نبود. همه چیز متفاوت شد. به یکباره حتی برای من، درون آینه که نگاه کردم موها نرمه‌ای آشکار از سفیدی رویشان باریده بود. کی و از کجا آمده بودند؟ نمی‌دانم! گویی حالا دیگر سفیدی نشسته است برای همیشه. دفتر میرداماد را که گشودیم برف نمی‌بارید و هنوز سفیدی رخ نشان نداده بود؛ حداقل برای ما چند تن خالی بود، جز چند صندلی چیز دیگری نبود، هیچ. حتی پیوستی هم نبود که متصل‌مان کند برای تداوم. اما میرداماد شد آغازی برای مهاجرت به قلب ماجرا در هفت‌تیر. ساختمانی سه‌طبقه در قلب ماجرا نصیب‌مان شد. گویی طالع‌مان این بود که بوی صبوری و قدمت را در ساختمانی به سفیدی موهای سالمندان تجربه کنیم. سال دوازده ماه است اما برای ما امسال که بارش سفید را در حال تجربه کردن هستیم یازده معنای دیگر دارد. پیوست در همین سالی که برایش با عدد یازده به پایان خواهد رسید دو رئیس‌جمهور و سه وزیر را به خود دیده. این میزان تغییرات اگرچه با عدد یازدهش تناسبی ندارد، همچون برفی که تهران را به یکباره سفیدپوش کرد اما در بطن خود نویددهنده تغییرات عظیم‌تری بود که همگان را به راه پیش رو امیدوارتر کرد. گیرم که هنوز

شماره 12 ورودی ورودی صفحه 14

خداحافظ نارفیق

سال نوآمده برای بازار فناوری کشور زمان دوستیابی است. سال ۹۲ برای جامعه مضمحل‌شده فناوری اطلاعات ایران موسم وزن‌کشی بود. قدرت‌هایی که به سبب تغییر دولت و فضای فکری جامعه بار دیگر سر برآورده بودند، در سال گذشته فرصت داشتند یکدیگر را ارزیابی، بازیگران ضعیف‌تر را حذف و با قدرتمندان مصالحه کنند. امسال دیگر باید غول‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بپذیرند که الگوی درآمدی بازار آی‌تی تغییر کرده است و حالا خدمات ارزش افزوده، نرم‌افزارهای موبایل و ابزارهای همراه آتیه بازار را در دست دارند. مدیران دولت جدید باید بپذیرند نفی دستاوردهای دردناک هشت سال گذشته تکرار یک اشتباه تاریخی است. اپراتورها باید در برابر انقلاب اپلیکیشن و خدمات نوین سر تعظیم فرود آورند و صنف در سطح شهرستانی و تهران،‌ خصوصی و دولتی و قدیمی و جدید نیازمند یک تجدید بیعت اساسی است. نهادهای حاکمیتی و امنیتی باید بپذیرند بدون بازیگران بانکی و دولتی ذات مردم‌سالار فناوری اطلاعات آنها را نخواهد پذیرفت. کاربران در فضای آنلاین همان شهروندانی هستند که رأیشان را به صندوق ریختند.پیوست در نخستین شماره‌اش برای سال اسب، توسنش را زین کرده که این رفاقت را در سطوح مختلف در برابر چشمان شما کالبدشکافی کند. جلد و پرونده این شماره هم به یکی از حفره‌های اصلی رفاقت

شماره 12 ورودی ورودی صفحه 14

سعدیا دور نیکنامی رفت

دولت یازدهم که بر سر کار آمد، همگان انتظار داشتند تکنوکرات‌های نسل اول انقلاب دوباره به سیستم اجرایی کشور بازگردند؛ تکنوکرات‌هایی که در طول هشت سال قدرتمندی محمود احمدی‌نژاد، کم‌کم از لایه‌های مختلف قدرت حذف شدند و هر کدام در گوشه‌ای مشغول رسیدگی به امورات شخصی خود بودند. این انتظار به زودی محقق شد و چهره‌های آشنایی به سطوح اصلی مدیریت دولت بازگشتند؛ چهره‌هایی که از ابتدای انقلاب تا سال ۸۴ در سمت‌های مختلف با آزمون و خطا روش اداره کشور را تا حدی آموخته بودند و می‌دانستند باید چه کنند. آنها دوباره قدرت را از مدیران نسل دوم تحویل گرفتند. این اتفاق در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز رخ داد و محمود واعظی که خود از نسل اولی‌ها به شمار می‌رود، دو چهره قدیمی وزارتخانه را به سمت‌های قبلی خود بازگرداند.اکنون اندکی بیش از هشت ماه از روی کار آمدن دولت یازدهم و مردانش می‌گذرد. شاید این زمان، برای ارزیابی عملکرد دولت و نمره‌دهی چندان زیاد نباشد اما حتما می‌توان جهت‌گیری‌ها و اولویت‌بندی‌ها را از همین زمان کوتاه نیز تشخیص داد؛ جهت‌گیری‌هایی که لابد باید با شعارهای رئیس‌جمهور در دوران پیش از انتخابات همسو باشد.در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شاید همگان انتظار داشتند با روی کار آمدن

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 12 ورودی ورودی صفحه 15

زندگی‌ام را به اشتراک نمی‌گذارم

من یک روزنامه‌نگارم، آن هم نه روزنامه‌نگاری که در حوزه فرهنگ و سینما یا اقتصاد کار می‌کند. حوزه تخصصی من آی‌تی است. بیشتر مخاطبانم که با کارم آشنا می‌شوند انتظار دارند آخرین فناوری‌های روز دنیا را بشناسم و بعد از آن دنبال من در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌گردند. همیشه می‌پرسند «در فیس‌بوک که هستید؟» وقتی با جواب منفی من مواجه می‌شوند می‌گویند:«شما چرا؟ شما که باید این فضا را کاملا بشناسید و اصلا بخشی از کار شماست؟» این حرف آنان و انتقادشان را قبول دارم، به خاطر عضو نبودنم بسیاری از مواقع دیرتر از سایرین از اخبار مطلع می‌شوم یا اگر به من بگویند فلان خبر در فیس‌بوک یا در فلان شبکه اجتماعی منتشر شده باید از کسی بخواهم آن را برایم جای دیگری ذخیره یا در نهایت ایمیل کند.اما من چرا عضو فیس‌بوک نشدم؟دوست ندارم هر جا می‌روم به تمام دنیا اعلام کنم که کوله‌بار خود را بسته‌ام و به فلان شهر یا فلان کشور سفر کرده‌ام و برای اثبات ادعای خود عکسم را نیز ضمیمه‌اش کنم. اگر به مسافرت می‌روم فقط برای لذت بردن از آن می‌روم، هنوز برایم جا نیفتاده است که بخواهم به همه عالم اعلام کنم من روزهای خوش یا غم انگیزی را

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 12 ورودی ورودی صفحه 15

فیبر نوری و حفظ سلامت جامعه

افزایش بیش از اندازه محتوای موجود اینترنتی و همچنین تغییر الگوی آنها به چندرسانه‌ای باعث شده است کشورها به دنبال اجرای پروژه‌های مختلفی برای افزایش چندبرابری سرعت و پهنای باند اینترنت باشند. برخلاف این رویکرد جهانی، عدم رقابت و توجه دولتمردان کشور ما به این نیاز اساسی و اولیه در عصر ارتباطات، موجب شده زیرساخت‌های مخابراتی ضعیف و توسعه‌نیافته باقی بماند. از طرف دیگر، تلاش پاره‌ای از سازمان‌ها و شرکت‌ها در جهت تامین حداقل نیاز‌های ارتباطی خویش از طریق روش‌های غیرمعمول موجب به خطر افتادن سلامت عمومی مردم در کشور شده است. امروزه، استفاده از دستگاه‌های مخابراتی همچون تلفن همراه جزء لاینفک زندگی مردم جهان شده است. با وجود تحقیقات متعدد بین‌المللی و بحث و جدل‌های بسیار در مورد تاثیرات منفی این امواج، هنوز دولت‌ها به طور رسمی این تاثیرات مخرب را نپذیرفته‌اند. وجود تحقیقاتی چون پژوهش انجام‌شده در دانشگاه صنعتی امیرکبیر در زمینه تاثیر این امواج بر بخش‌های مختلف بدن انسان مانند بافت مغز و جمجمه و پژوهش‌های انجام‌شده توسط سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد امواج قوی رادیویی و پارازیت‌هایی که به صورت همگن در محیط پخش می‌شوند، برای انسان زیان‌آور است. به طور مثال برخی از تحقیقات نشان داده‌اند امواج رادیویی و آنتن‌های فرستنده تلفن همراه که با

شماره 13 ورودی ورودی صفحه 14

فناوری برای فن‌سالاری

این حقیقت که خرداد‌ همیشه ماه حادثه‌ساز ایران بوده است، برای پیوست معنایی دوچندان دارد. این ماهنامه خود در گذر از یک‌سالگی‌اش، حالا در آغاز سال سیاسی کشور فرصتی دوباره دارد تا نمره‌ دولت را یک سال پس از انتخاب شدنش در ماهی که پیش روست، در کلاس فناوری اطلاعات و ارتباطات منتشر کند و گفته‌های اخیر رجل سیاسی اول منتخب مردم حکایت از آن دارد که خود کابینه نیز از دستاوردهای گذشته‌اش راضی نیست، حتی اگر دلیل آن کاهلی سایر همشاگردی‌ها یا شرارت‌های قلندران مدرسه باشد. ورای موج‌های سیاسی و خبری که بدون شک دیر یا زود فروکش ‌خواهند کرد، تامل در دو نتیجه فراخبری و حتی فراجناحی برای این سخنان کم و بیش سیاسی می‌تواند حائز اهمیت باشد. نتیجه نخست اینکه کسانی که در روز ارتباطات در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی حاضر بودند و نه به عنوان ناظر بلکه فعال این عرصه شناخته می‌شوند، می‌توانند شهادت دهند دست‌کم نیمی از جلوس‌کنندگان بر آن صندلی‌های چوبی خوش‌ساخت در حالی با اشتیاق برای حرف‌های رئیس‌جمهوری دست می‌زدند که خودشان عامل یا دست‌کم اهرم شناخته‌شده‌ای در نارسایی‌های موجود در تجارت، صنعت و صنف فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور هستند. بی‌اغراق نگاهی به ترکیب ردیف اول و دوم حاضران در جلسه

شماره 13 ورودی ورودی صفحه 14

آموزش مجازی و چند پرسش

فصل مشترکی در زندگی تمامی مدیران سرنوشت‌ساز فناوری اطلاعات وجود دارد؛ همه آنها در برهه‌ای از زمان، تاثیر اساسی آی‌تی بر زندگی‌شان را پذیرفتند تا به سمت نوآوری و فناوری حرکت کنند اما آنچه موجب باروری این خلاقیت‌ ذهنی در آنها شد، در اصل محیط آموزشی‌ای‌ بود که در آن پرورش یافتند.فناوری اطلاعات ذاتا به آموزش، ارتباطات، ساخت‌وسازها سرعت می‌بخشد اما آیا سرعت دادن به این فرآیندها، به معنای کیفی‌تر شدن آموزش، عمیق‌تر شدن ارتباطات و محکم‌تر شدن فونداسیون خانه‌هاست؟ مسلما پاسخ به این پرسش‌ها همیشه مثبت نیست، چرا که سرعت لزوما تعیین‌کننده ارتقای کیفیت نیست.مدیرانی که منطق‌ساز فناوری در ایران و جهانند در کنار آموزش، تاثیر عمده‌ای از محیط آموزشی خود گرفته‌اند. این در شرایطی است که باید بپذیریم فناوری اطلاعات لزوما منجر به تقویت محیط آموزشی نمی‌شود؛ یعنی ممکن است راحتی و سرعت در دریافت آموزه‌ها را به دنبال داشته باشد اما در ورای آن باید پذیرفت مساله‌ حیاتی‌تری در این میان گم می‌شود و آن، تعامل انسانی است. آموزش مجازی و یادگیری الکترونیکی، مسلما روی سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری تاثیرگذار است اما سوال اینجاست که آیا اتکای صرف به این ابزارهای مدرن در وسعت یادگیری، عمق یادگیری و تداوم یادگیری هم اثر مثبتی دارد یا آن

شماره 13 ورودی ورودی صفحه 15

رمزگشایی از یک سخنرانی

سخنرانی حسن روحانی در چهارمین جشنواره ارتباطات و فناوری اطلاعات، تعجب بسیاری از ناظران را برانگیخت. او آنچنان سخن گفت که حتی جراید و رسانه‌های تمام سیاسی نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند. سخنان روحانی، آن‌قدر بی‌پروا و شفاف بود که انتطار نمی‌رفت رئیس‌جمهوری این‌طور سخن بگوید که هیچ، از وزیر و معاونانش نیز انتظار بیان چنین جملاتی نمی‌رود. در ایران مرسوم است تنها کارشناسان و فعالان بخش خصوصی تا این اندازه شفاف سخن گویند. از سوی دیگر، روحانی رئیس‌جمهوری نیست که فن بیان نداشته باشد و نداند چه می‌گوید. او بیش از ۴۰ سال است سخنوری می‌کند و می‌داند کلماتش را چگونه انتخاب کند و چه سخنی را کجا بگوید. با این تفاسیر، ریشه سخنان روحانی در کجا نهفته است؟ چرا او بدون اینکه حتی دست‌نوشته‌ای همراه خود ببرد، پشت آن تریبون سخنانی گفت که موافق و مخالف را متعجب کرد؟ اگر سخنان یک روز بعد روحانی در زمینه گزینش‌ها را نیز مورد توجه قرار دهیم، دستیابی به کلید حل این معما ساده‌تر می‌شود.در واکاوی سخنان روحانی و علت بیان آنها می‌توان به شش مورد اشاره کرد:۱ شیخ دیپلمات اگر نگوییم همه، بدون شک اکثر تخم‌مرغ‌هایش را در سبد مذاکرات هسته‌ای گذاشته بود. او در ۱۰۰ روز نخست

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 13 ورودی ورودی صفحه 16

جاده فریاد می زند

رایانش ابری در دنیا بسیار جوان و در ایران هنوز به دنیا نیامده است، تصمیم‌گیران و مجلسیان می‌گویند باید در برنامه‌های آتی توسعه‌ای پیش‌بینی‌های لازم در این زمینه صورت گیرد و پروژه‌های آن به تدریج طراحی شوند. این پیشنهادها در شرایطی مطرح می‌شود که به نظر می‌رسد هنوز نیاز به استفاده از رایانش ابری در کشور حس نشده است هنوز این واژه برای بسیاری ناشناخته است و وقتی اسم رایانش ابری به میان می‌آید، به چند دیتاسنتر یا مجازی‌سازی دیتاسنترها محدود می‌شود. در چنین شرایطی نگاه دستوری به راه‌اندازی این فناوری موجب تعریف یکسری پروژه و در نهایت اختصاص بودجه‌ای کلان برای آن و احتمالا اجرایی نشدن یا بدون کاربرد ماندن آن می‌شود. اگر قرار است پروژه‌ای در نهایت موفق شود باید نیاز به اجرایی شدن آن در لایه‌های مختلف سیاستگذاری و اجرایی کشور حس شود و آگاهی و دانش متخصصان فناوری به آن کافی نیست.اما چرا با وجود مزایای مختلفی که رایانش ابری دارد و با وجود علاقه زیاد ایرانی‌ها به فناوری، این نوع فناوری در ایران راه نیفتاد و چندان جذابیتی ندارد؟چرا ما از این فناوری کشورهای دیگر استفاده نکرده ایم مگر غیر این است که اصلی ترین خصوصیت این نوع فناوری به اشتراک گذاری زیرساخت های مشترک

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 13 ورودی ورودی صفحه 17

حلقه مفقوده

به‌رغم اهمیت استراتژیک دیتاسنتر در زنجیره ارزش ICT و نقش مهم دیتاسنترهای داخلی در توسعه صنایع دانش‌بنیان، محتوای بومی، افزایش امنیت و کاهش قیمت خدمات اینترنت در کشور، که ترجمان حرکت به سمت حیات ابری است، این صنعت تاکنون مورد استقبال سرمایه‌گذاران در بخش خصوصی و حتی غیرخصوصی قرار نگرفته است. این فقدان توجه را آشکار می‌توان از آن سو دید که در حال حاضر تنها دو دیتاسنتر تجاری خصوصی و دو دیتاسنتر تجاری غیرخصوصی مبادرت به سرمایه‌گذاری و ارائه خدمات دیتاسنتر کرده اند. صرف نظر از عواملی که در گذشته موجب بروز این مشکل و ایجاد حلقه مفقوده در زنجیره ارزش ICT کشور در یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های آن یعنی دیتاسنتر شده، ایجاد و توسعه دیتاسنتر در ایران در حال حاضر با موانع و مشکلات جدی روبه‌رو است که در صورت عدم حل آنها نه‌تنها این رشد و توسعه اتفاق نخواهد افتاد بلکه صنعت ضعیف دیتاسنتر موجود که بخش ناچیزی از خدمات دیتاسنتر مورد نیاز را در داخل کشور تامین می‌کند، نیز در معرض نابودی کامل قرار گرفته و کل خدمات دیتاسنتر کشور مانند گذشته به خارج وابسته خواهد ماند. از اصلی‌ترین مشکلات دیتاسنترهای ایرانی هزینه بالای پهنای باند در ایران است. هزینه پهنای باند در ایران تقریبا ۱۰۰

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 18

تمرکز به جای خدمات بر تولید

تردیدی درباره نقش کلیدی تلفن همراه در زندگی روزمره هیچ شهروند ایرانی نیست. شاید ما بدون کیف پول، سوئیچ یا حتی کلید خانه بیرون برویم ولی برای کوتاه‌ترین مسافت‌ها هم به خانه بازمی‌گردیم و گوشی موبایلی را که جا گذاشته‌ایم همراه‌مان می‌بریم. جالب است هنوز این گوشی برای ما در ایران فقط یک ابزار بسیار شخصی و حرفه‌ای است و هنوز واقعاً بانک، کلید یا سوئیچ ماشین‌مان نشده ولی همچنان به شدت به آن وابسته‌ایم. توجه به این نکته ما را به اینجا می‌رساند که هنوز بسیاری از قابلیت‌های بالقوه گوشی‌های هوشمند در کشورمان نادیده باقی مانده‌اند. شاید پیش از آنکه له یا علیه تولید گوشی تلفن همراه در ایران نظر داد باید به این واقعیت دقت کرد که این پاردایم در جهان نیز در حال تغییر است و اکنون شاید زمان مناسبی نباشد که به تولید کردن یا نکردن به عنوان یک پرسش نگاه کنیم. واقعیت این است که کشور ما دارای تجربه فراوانی در تولید محصولات سخت‌افزاری فناوری نیست ولی به‌رغم کمبود صنعتی، دارای نیروی انسانی فراوانی در صنایع دانش‌محور و نوین و پاک است که از نیروی جوان و صاحب استعداد در نرم‌افزار و خدمات نشأت می‌گیرد. امروزه بسیاری از کمپانی‌های پرچمدار دیگر نیز سود واقعی خود

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 18

ما از خودمان شروع کردیم

یک روز که اتفاقاً هیچ فرق خاصی با روزهای دیگر نداشت، داشتم در مورد ویژگی‌های فنی و مراحل دیزاین به صورت تلفنی برای منشی جناب سفارش‌دهنده توضیح می‌دادم. پس از طرح موضوع و ارائه تعرفه، از من خواستند نمونه‌کارهایمان را به همراه چند پیش‌طرح برای موضوع مورد نظر آنها برایشان «پیک» کنیم تا در کنار کارهای افراد دیگر مقایسه شود و در صورت تایید اولیه افتخار همکاری با آنها به ما سپرده شود. با ذکر این نکته که امکان واریز پیش‌پرداخت به خاطر محدودیت‌های «واحد مالی» وجود ندارد و تمام مبلغ پس از چاپ طرح تصفیه خواهد شد. مدت‌ها بود چنین مشتری‌هایی در همان مرحله اول توسط مدیر امور مشتریان‌مان رد می‌شدند و افتخار صحبت با این نوع سفارش‌دهندگان را نداشتم. طبعاً و منطقاً شرایط را قبول نکردم و تلفن را قطع کردم. اما داغ دلی تازه شد و به ۱۲ سال فعالیت حرفه‌ای‌ام در زمینه دیزاین فکر کردم و اینکه با چه منطقی یک سفارش‌دهنده حق چنین خواسته‌ای را می‌دهد. آنها رزومه و نمونه‌کارهایمان را در وب‌سایت دیده بودند و تاکید زیادی داشتند که سطح علمی و تدریس در دانشگاه جزو دلایل اصلی انتخاب بنده بوده است. اما چرا تصور کرده بودند که بنده و امثال بنده (در حوزه‌های

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 16

تفکر جدید به جای رسانه جدید

شاید در آسیب‌شناسی رویکرد فعلی سازمان صدا و سیما به پدیده تلویزیون اینترنتی به خطا رفته باشیم. اغلب نگاه‌ها برآمده از پس‌زمینه فنی پروانه IP-TV به جزییاتی مهم اشاره می‌کنند که هرچند بسیاری حائز توجه هستند ولی به خودی خود تاثیری در کلیت نگاه متولی انحصاری محتوای زنده کشور ندارند. گم شدن تلویزیون اینترنتی در مثلث برمودای میان وزارت ارتباطات، ارشاد و صدا و سیما که به ترتیب هر یک خود را متولی زیرساخت اینترنتی، دیگری مسئول محتوای خانگی و در نهایت آخری خود را صاحب انحصار پخش صوت و تصویر می‌داند، فقط بخشی از این مشکلات است. این حقیقت هم که شکل حقوقی و قانونی این پروانه چه در نوشتار متن پروانه و چه در مزایده، به بلوغ کافی نرسیده و بیشتر تشنگی سرویس‌دهندگان برای محتوای ارزان و مجاز است که تعهد چند هزار میلیاردی آنها به متنی سلیقه‌ای را توجیه می‌کند هم فقط قسمت کوچکی از این داستان است. حتی می‌توان از تصفیه‌حساب‌های شخصی میان وزیر ارتباطات و معاون جوان صدا و سیما یا کشمکش سیاسی میان شورای عالی فضای مجازی و دولت -که متوقف ماندن تلویزیون اینترنتی فقط یکی از تلفات آن است- هم گذشت و خم به ابرو نیاورد که نبرد میان دولت و فرادولت به

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 16

سوسیالیسم نرم‌افزاری

گاهی اوقات بعضی مفاهیم را سخت می‌توان برای دیگران توضیح داد. برای کسانی که سال‌هاست از نرم‌افزارهای انحصاری مانند ویندوز و مک و غیره استفاده می‌کنند و هر بار برنامه‌ای را دانلود می‌کنند به دنبال کرک آن و دور زدن حقوق مولفش هستند، دشوار است واژه‌ای به نام «لاگ» را توضیح دهی یا از جمع‌های متن‌باز سخن بگویی. حتی به بسیاری از افراد متخصص در حوزه نرم‌افزار سخت می‌توان فهماند در تهران عده‌ای از ۱۰ سال پیش کنار هم جمع می‌شدند و مثل اینکه مدت‌ها بوده همدیگر را گم‌ کرده باشند با هم قرار می‌گذاشتند تا با عطش وصف‌ناپذیری از علاقه‌شان به دسته‌ای از نرم‌افزارها صحبت کنند. سخت‌تر آن است که بگوییم این گروه ۱۰ سال یک نفس دوام آورد، آدم‌ها می‌رفتند و می‌آمدند و این عطش سر جایش بود، علت این عطش و دوام را می‌توان از ابعاد مختلفی بررسی کرد. نخست اینکه نرم‌افزار آزاد شما را وادار می‌کند یک مصرف‌کننده صرف نباشید. وقتی در اولین روزهای آشنایی با جهان متن‌باز به دنبال حل مشکلات‌تان می‌گردید و مشاهده می‌کنید عده زیادی تجربیات خود را با شما در میان گذاشته‌اند و عده‌ای روزانه ساعت‌ها وقت می‌گذارند تا مشکلات تازه‌کارها را حل کنند؛ ناخواسته پس از مدتی که در دنیای متن‌باز

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 17

سراب‌تاپ

پدیده استارت‌آپ مانند بسیاری از مفاهیم رایج در دنیای امروز فناوری، به یکی از مباحث داغ محافل تبدیل شده است. این پدیده که پیوستی ناگسستنی با سیستم اقتصادی حاکم بر سیلیکون‌ولی دارد، شکل جدیدی از شراکت نابرابر بین نیروی کار متخصص و تازه‌نفس (و احتمالاً بی‌تجربه در حوزه تجاری) و سرمایه‌گذاران حرفه‌ای است، به این امید که پدیده میلیاردی جدیدی به دنیا معرفی کنند. ولی آیا این نیروی متخصص و کم‌تجربه، که با هیجان خود را بنیانگذار و مدیرعامل می‌نامد، آمار دقیقی از میزان موفقیت استارت‌آپ‌ها در دنیا یا کشور خودمان در دست دارد؟ و آیا پس از آگاهی از نرخ بسیار پایین موفقیت استارت‌آپ‌ها، باز هم علاقه‌مند به صرف زمان و انرژی روی محصول یا خدمت استارت‌آپی خود خواهد بود؟مطابق آمار ارائه‌شده توسط Ycombinator در سال ۲۰۱۴، نرخ موفقیت استارت‌آپ‌ها در حدود هفت درصد پیش‌بینی شده. البته این آمار فقط شامل شرکت‌هایی است که در آزمون ورودی این سرمایه‌گذار موفق می‌شوند، که در حدود چهار درصد از شرکت‌کنندگان هستند. این بدین معنی است که از هر یک هزار متقاضی فقط سه شرکت موفق به ادامه بقا می‌شوند و شانس تبدیل شدن به «پدیده بعدی» را پیدا می‌کنند.با یک حساب سرانگشتی از میزان سرمایه‌گذاری مجموعه‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر یا همان Venture

شماره 27 ورودی ورودی صفحه 17

الزام به بازنگری در رویه‌های بانکی

در ایام ماه مبارک رمضان یکی از دوستان اینجانب که عضو هیات مدیره یک شرکت فعال در زمینه پرداخت در کشور است با من تماس گرفت و موضوعی را طرح کرد و متعاقب آن سوال و گله‌مندی داشت.موضوع طرح‌شده این دوست گرامی این است که در شرکت مذکور یکی از اعضای هیات مدیره تغییر کرده، این شرکت به سبب ارائه سرویس‌های پرداخت به چندین بانک تقریباً و تحقیقاً الزام به افتتاح و استفاده از حساب بانکی در بیش از ۱۰ بانک کشور (بانک‌های طرف قرارداد خود) را دارد. بانک «م»، بانک «ت»، بانک «ع»، بانک «پ»، بانک «آ»، بانک «ق»، بانک «ر»، بانک «ا. ن»، بانک «ت.ص»، بانک «ک»، بانک «خ» و بانک «د» بانک‌هایی هستند که شرکت مذکور در آنها دارای حداقل دو حساب است. لذا بر اساس رویه‌های قانون تجارت و اساسنامه شرکت، اطلاعات صاحبان حق امضا در حساب‌ها باید بهنگام شوند. این دوست گرامی بیان کردند برای انجام این تغییر (درج عضو جدید هیات مدیره) تمامی فرم‌های حساب اشخاص حقوقی را دوباره تکمیل و امضا کرده‌اند؛ تقریباً سه کارتابل فرم! و این کار توسط دیگر اعضای هیات مدیره انجام شده است.سوال و گله‌مندی ایشان از من این بوده است که چرا برای تغییر یک عضو از اعضای

شماره 26 ورودی ورودی صفحه 16

نان و سیرک

چرا همواره طرح‌های حمایت مستقیم در حوزه فناوری اطلاعات محکوم به سیاه‌نمایی هستند؟ مگر نه اینکه هر فعال بی‌طرف و غیرمغرضی معتقد است این بازار نیاز به نقدینگی دارد و کیست که قبول نداشته باشد این صنف سوءتغذیه دارد؟ حتی اگر فرض ریخت و پاش در تخصیص این وام‌ها را بپذیریم آیا حق بخش مهجوری از صنعت این کشور نیست که در مقابل سال‌ها اتهام و توسری خوردن حالا کمی هم تجمل به خود ببیند؟ چرا نباید شرکت‌هایی که این همه قربانی داده‌اند حالا کمی هم طعم محبت دولت را بکشند تا جبران گوشه‌ای از بی‌توجهی، قهر و اتهام‌گرایی دولتمردان طی دهه‌های متوالی بشود؟ کدام تحلیلگر عاقلی ممکن است این حقیقت را کتمان کند که وام‌ها حتی اگر بخشی از آنها هم هدر برود باز دست‌کم به فناوران کشور امید می‌دهند؟ شاید مشکل واقعی همین‌جاست؛ امید. بازار فناوری ایران طی یک دهه اخیر از چندین جهت مورد هجوم واقع شده است؛ از یک سو تحریم‌هایی که امید به فرو ریختن‌شان است آی‌تی را درست بر لبه فناوری‌شان قرار داده‌اند و نه‌تنها درها که روزنه‌ها و حتی حفره‌ها هم به روی بازرگانان فناوری کشور بسته شده است. از سوی دیگر در داخل کشور فشار امنیتی به موازات فشارهای خارجی بر حوزه

شماره 26 ورودی ورودی صفحه 16

کجا ایستاده‌ایم

معمولاً ما عادت کرده‌ایم خودمان را خیلی دست بالا بگیریم. وقتی از ایران و ایرانی صحبت می‌کنیم به نظر می‌رسد تافته جدابافته‌ای هستیم، از نظر هوش و استعداد در دنیا سرآمد هستیم و بهترین فرهنگ و آداب و رسوم را ما داریم. همیشه به گذشته خود می‌نازیم و می‌گوییم منشور حقوق بشر از روی لوح کوروش نوشته شده است و در نهایت نتیجه می‌گیریم ایران و ایرانی همه‌چیزتمام است. نه نقصی دارد نه تناقضی. شنیدن این حرف‌ها خوشایند است اما زمانی بیشتر خوشایند می‌شود که این نشانه‌ها در شرایط فعلی نیز بروزی داشته باشد. هیچ وقت دوست نداریم بگوییم در شرایط فعلی در چه موقعیتی قرار داریم و در کجای دنیا قرار گرفته‌ایم. انتشار گزارش‌های سالانه بین‌المللی هرساله ما را از یک خواب ۲۴۰۰ ساله بیدار می‌کند اما متاسفانه زمان بیداریمان کوتاه است و به سرعت فراموشش می‌کنیم.وقتی نام ایران در گزارش‌های بین‌المللی کنار کشورهایی قرار می‌گیرد که از نظر وسعت، جمعیت و منابع انسانی به اندازه یکی از استان‌های ایران نیز نیستند، دیگر شنیدن موفقیت‌های تاریخی جذاب نخواهد بود. مرور گزارش جهانی فناوری اطلاعات در سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد با وجود تلاش‌هایی که طی سال‌های گذشته صورت گرفته است، هنوز در وضعیت بسیار نامناسبی قرار داریم. در هیچ کدام

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 26 ورودی ورودی صفحه 17

الگوبرداری از لوزان برای مخابرات

اختلاف به‌وجودآمده میان مخابرات ایران و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ظاهراً به دمل چرکینی تبدیل شده است که باید هر چه زودتر به حال آن فکری کرد. گروهی معتقدند این اختلاف دردآور اگر برای مردم نان و آبی نداشته باشد، قطعاً برای یک طرف نان و برای طرف دیگر آب خواهد داشت. بازخوانی روابط میان این دو طی هشت سال گذشته (شما بخوانید دولت گذشته و دولت فعلی) همواره در دو بی‌نهایت (اکستریم) به سر برده است، اگر قدری به حافظه تاریخی‌مان رجوع کنیم نشانه‌های این رفتارهای اکستریمی را به راحتی درمی‌یابیم. هنوز زمان زیادی از روابط عاشقانه میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شرکت مخابرات در دوران دولت مهرورز احمدی‌نژادی نگذشته است. در آن دوران که آقای رئیس‌جمهور در حال خلق و کشف رفتارهای نوین مدیریتی و هنجارگریزانه برای اداره کشور بود، شرکت مخابرات ایران منطبق بر همان اصول هنجارگریزانه و گاه فراقانونی مدیریتی به‌رغم مخالفت‌های کارشناسی بدنه مدیریتی ارتباطات و فناوری ارتباطات کشور، به بخش غیردولتی واگذار شد. انتقادها به هر شکلی که بیان شد، نهایتاً تغییری در خواست و اراده و رویکرد دولت برای اصلاح روند واگذاری شرکت مخابرات بر جای نگذاشت و مخابرات تماماً دولتی طی تشریفاتی قانونی به اهل آن (طبق استنباط دولتمردان

شماره 26 ورودی ورودی صفحه 17

حمایت با کدام روش

ماه گذشته فهرستی از کالاهای خارجی که خرید آنها برای دستگاه‌های دولتی ممنوع است، اعلام و به ۱۲۴ قلم قبلی اضافه شد. این اقلام ممنوعه در اغلب موارد از محصولات فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند و بهانه این ممنوعیت، وجود کالاهای مشابه تولید داخل است. در همین حال طی سال جدید دولت به بهانه حمایت از تولید داخل، تعرفه گمرکی برخی از اقلام بخش ICT را اضافه کرد.چنین سیاستی سال‌هاست از سوی دولت دنبال می‌شود و هر گاه اجرای آن اندکی کمرنگ شده، فعالان بخش خصوصی فریاد برآورده‌اند که از تولید داخل حمایت نمی‌شود.صنعت ICT نیز مدتی است همین روش را در پیش گرفته است. افزایش ناگهانی تعرفه واردات گوشی تلفن همراه در سال‌های گذشته به نام حمایت از تولید داخل، تنها جیب عده‌ای دلال را پر کرد و بر حجم قاچاق افزود و البته در کنارش برخی برندهای ناشناخته چینی در داخل کشور مجدداً بسته‌بندی شدند و به اسم تولید داخل به فروش رفتند (یا شاید نرفتند).حاصل کار هر چه بود، تولید گوشی تلفن همراه در داخل نبود و آنها نتوانستند سهم قابل توجهی از بازار داخلی را به خود اختصاص دهند. این در حالی است که از تولد برخی برندهای نام‌آشنای جهانی این حوزه حتی دو دهه نیز

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 26 ورودی ورودی صفحه 18

دسر استارت‌آپی

ماجرای لست‌سکند که گزارش آن را در این شماره می‌خوانید در زیر جنگ و جدل‌های سطحی صنفی‌اش تحلیل عمیقی دارد. شاید تا پیش از این فناوری اطلاعات مانند یک دسر بعد از غذا جزء کوچک اما شیرین و دلچسبی برای یک صنعت و بازار به حساب می‌آمد اما اکنون صنف‌های مختلف در حال پی بردن به ارزش غذایی این دسر، به دنبال این هستند که آن را بخش مهمی از وعده غذایی خود کنند.در ماجرای لست‌سکند ظاهراً شکایات مردمی بهانه است اما در پشت ماجرا تعدادی از آژانس‌های گردشگری با پی بردن به اینکه یک عامل خارجی در حال تنظیم و تاثیرگذاری در بازار است، سعی کردند آن را با نمونه‌هایی که از دل خودشان بیرون آمده جایگزین کنند. بازارهای سنتی ترجیح می‌دهند به فناوری اطلاعات همچنان به چشم همان دسر نگاه کنند؛ ماجرایی که بر سر دیجی‌کالا پیش آمد و هنگامی که بازاری سنتی خرید و فروش لپ‌تاپ و موبایل حیات خود را در خطر دید، سعی بر حذف این استارت‌آپ موفق کرد؛ هرچند دیجی‌کالا با قیمت‌هایی بالاتر از کف بازار سعی کرد خود را از هر گزندی حفظ کند و همچنان مثل یک دسر شیرین باقی بماند.بیرون از ایران هم این اتفاقات غریبه نیست؛ رویداد مشابه ورود اوبر

شماره 26 ورودی ورودی صفحه 18

فرآیندهای بن‌بست

مدتی است موضوع اعطای وام توسط وزارت ارتباطات به شرکت‌های فعال در صنعت آی‌تی داغ شده است. طبیعتاً این موضوع یعنی اعطای وام به ذات خود می‌تواند برای دریافت‌کنندگان آن که شرکت‌ها هستند، جذاب باشد. اگر در قدم اول نفس دادن وام توسط دولت به بخش خصوصی را مثبت فرض کنیم، این سوال پیش می‌آید که چرا طرحی که می‌تواند باعث همگرایی بیشتر بخش خصوصی و دولت و رشد صنعت شود و رضایت‌مندی شرکت‌ها را فراهم کند، عملاً به نارضایتی و ناخرسندی در حوزه مبدل می‌شود؟ پاسخ این سوال در چگونگی شیوه‌های اجرایی یک طرح نهفته است. گاهی نیت و ایده‌ای خوش داریم اما آن‌قدر بد اجرایش می‌کنیم که انگار نه انگار از ابتدا هدفی نیک در سر داشته‌ایم. گاهی پروژه‌هایی که با ایده‌هایی عالی راه‌اندازی می‌شوند با اجرایی ضعیف نه‌تنها هدف تعیین‌شده را جامه عمل نمی‌پوشانند بلکه ضد آن نیز عمل می‌کنند و در واقع به نوعی نقض غرض تبدیل می‌شوند. کمی جزیی‌تر نگاه می‌کنم. در نودترین دقیقه سال ۹۳ یعنی روز ۲۸ اسفند، هیات وزیران آیین‌نامه مربوط به وام وجوه اداره‌شده را تصویب می‌کند و قرار می‌شود حدود ۱۰۰ میلیارد تومان بودجه برای ارائه تسهیلات در قالب وام کم‌بهره به بخش خصوصی اعطا شود. این موضوع باز تا

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 26 ورودی ورودی صفحه 18

آیا خلاقیت کفایت می‌کند؟

در چند سال گذشته با فراگیر شدن موج استارت‌آپ‌ها و به راه‌ افتادن کسب‌ وکارهای مدرن تحول زیادی در فضای فناوری و اطلاعات کشور به وجود آمد. اما این تحول تنها در زمینه اقتصاد و فناوری جلوه‌گر نشد. اکنون تقریباً سر و شکل بیشتر شرکت‌های استارت‌آپی و نوپا که در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند، با نمونه‌های قدیمی‌تر خودشان تفاوت زیادی کرده‌ است. تصور اینکه کارمندان یک شرکت در محیطی باز و بدون اتاق و پارتیشن‌بندی مشخص کار کنند یا با هم به انجام بازی‌های ویدئویی و فوتبال‌دستی بپردازند، کمی عجیب است اما این ساز و کار در شرکت‌های استارت‌آپ در ایران کاملا جاافتاده و رایج است. علت اصلی موضوع باید در پاسخ این سوال جست‌وجو شود که اساساً استارت‌آپ را چه کسی به راه می‌اندازد؟ بنیانگذاران استارت‌آپ‌ها اغلب جوانان خلاقی هستند که کاسبی پیشه اصلی و ذاتی آنها نیست بلکه اغلب بنیانگذاران از دل یک جمع دوستانه باانگیزه برخاسته‌اند که در کنار یکدیگر به تجاری کردن ایده خود می‌پردازند. در واقع موتور محرک یک استارت‌آپ چیزی جز خلاقیت نیست. همین خلاقیت وقتی به طراحی محیط اداری و در حقیقت «دکانی» می‌رسد که قرار است محل کسب باشد، موجب پدید آمدن فضاهایی می‌شود که باز جذاب و راحت هستند. به

شماره 25 ورودی ورودی صفحه 14

زمستان در بهار

خردادماه همیشه ماه داغ سیاست ایران بوده است؛ از انتخابات و انتقادات مخالفان دولت وقت گرفته تا گزارشات و دفاعیات دولتمردان حاضر در سالگرد انتخاب رئیسی جدید برای قوای مجریه جمهوری اسلامی. در سال‌های اخیر، این ماه «پرحادثه» چنان رنگ و بویی از تضارب آرا به خود گرفته که گاهی در مقایسه‌ای ساده میان فضای مجازی و حقیقی، به نظر می‌رسد دولتمردان و کاربران از دو خرداد متفاوت در دو سیاره متفاوت حرف می‌زنند و دیگر اینها دو روی سکه یک ملت در ماه انتخاب‌شان نیستند. شاید همین دوپارگی است که بیش از پیش، از رسانه‌‌ها امکان بررسی آرام و بی‌طرفانه کارنامه ریاست جمهوری جدید در روایتی تخصصی مانند فناوری اطلاعات را گرفته است. سقوط نکردن به یکی از دو قطب موافق یا مخالف دولت یا در واژگانی جدید امیدوار و دلواپس در این فضای سپید و سیاه آسان نیست و هر تحلیل عمیق و نکته‌سنجی باید خطر برچسب‌هایی از این دست را بپذیرد.بی‌شک برای بررسی کارنامه یک دولت در زمینه‌‌ای همچون آی‌تی فرصت‌های دیگری نیز وجود دارد که ناگزیر هم مصادف با سالگرد ریخته شدن رای‌ها به صندوق نیست؛ هفته دولت، دهه فجر یا حتی آغاز سال نو. لیکن برای سنجیدن پایبندی یک رئیس‌جمهور به وعده‌هایش هیچ ماه و

شماره 25 ورودی ورودی صفحه 14

کیش و مات

حریف قدر بود. همیشه قدر بوده است. سال‌ها بود با او بازی می‌کردم. استایل خاص خودش را داشت. ابتدا خیلی فروتنانه دو سه تا سرباز می‌فرستاد جلو. بعد با حرکت‌های به ظاهر احمقانه اسب‌هایش، آدم را در این فکر فرو می‌برد که لابد این‌بار دیگر می‌توان او را برد. پس همیشه تن می‌دادم به بازی به ظاهر ساده و دوستانه‌اش که گاهی به نظر می‌آمد حتی علاقه‌ای به بردن آدم ندارد. اما همیشه در همان لحظه‌ای که فکرش را نمی‌کردم، فقط با دو سه حرکت نرم او آچمز می‌شدم. خیلی آسان. بدون درد و خونریزی. آرزو داشتم یک بار هم که شده از همان ابتدا آن‌قدر حرفه‌ای مهره را حرکت دهد که آدم حساب کار دستش بیاید. همیشه از سورپرایز شدن در باخت بدم می‌آمد. ترجیح می‌دادم بدانم راهی مسلخ شکست به او هستم تا اینکه ناگهان زیر پایم خالی شود و در طرفه‌العینی خود را بازنده ببینم. یک تار موی بازنده بودن از پیش را با هزارامید و انگیزه واهی عوض نمی‌کردم و نمی‌کنم. اما چه سود که این حریف قدر روش بازی‌اش همین بوده و هست. مدل رفتاری‌اش با پنبه سر بریدن بود و مدل محبوب من روش گیوتین‌وار. اما نمی‌توان از او این انتظارات را داشت. شخصی

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 25 ورودی ورودی صفحه 15

قدرتمندتر کیست؟

اگر مسافر خط راه‌آهن- تجریش باشید متوجه تغییرات ایجادشده در این خط شده‌اید. مسافران دیگر نمی‌توانند به ‌جای کرایه مسیر خود وجه نقد بپردازند و حتماً باید از کارت‌بلیت استفاده کنند. علاوه ‌بر این از دستگاه‌های کارتخوان درون اتوبوس نیز نمی‌توانند استفاده کنند و باید از دستگا‌ه‌هایی استفاده کنند که درون ایستگاه‌ها جانمایی شده‌اند. برای این ساماندهی به نظر می‌رسد شهرداری اتوبوس‌های خصوصی فعال در این خط را نیز به خط‌های دیگر منتقل کرده و فقط اتوبوس‌های مخصوص شرکت اتوبوسرانی در این خط تردد می‌کنند؛ یعنی همان اتوبوس‌های قرمز آکاردئونی. تمام این تغییرات موجب شده نظم هرروزه این خطوط به‌ هم بریزد. صف‌های طولانی ایجاد شود و مردم نیز همه سرگردان خرید کارت یا قرض گرفتن کارت دیگران. این تغییر کوچک چنان ترافیکی در خطوط ایجاد کرده که موجب می‌شود اتوبوس‌ها دیرتر حرکت کنند و در نتیجه مسافران بیشتر در ایستگاه‌ها بمانند؛ مردم نیز به تبع آن اعتراض‌شان بلند ‌شود که مگر سیستم قبلی چه ایرادی داشت که مدلش را تغییر دادند.درست مثل صف‌های ایجادشده در روزهای ابتدایی استفاده از کارت بنزین. آشنایی با هر تغییر زمان می‌برد اما مقاومت در برابر آن چیز دیگری است. گاهی کسانی که با تغییر مواجه می‌شوند، قدرتی ندارند؛ طبیعی است در چنین شرایطی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 25 ورودی ورودی صفحه 15

در خواب غفلت بوده‌ایم

حدود سه هفته پیش با شخصی کره‌ای آشنا شدم؛ کره جنوبی. به ادبیات و موسیقی ایران علاقه بسیار داشت و همین موضوع باعث شده بود به ایران بیاید و زبان فارسی بخواند. در واقع مهم‌ترین دلیل سفر او به ایران، خواندن کتاب‌های مولانا به زبان کره‌ای بود. پیش از ایران به کشورهای پاکستان و هند نیز سفر کرده بود و رشته اصلی دانشگاهی و کارش روانشناسی بود. گوشی‌اش سامسونگ بود ولی دل خوشی از این شرکت همه‌فن‌حریف چندملیتی نداشت و می‌گفت سامسونگ محصولاتش در کشورهای دیگر بسیار ارزان‌تر از کره جنوبی است. معتقد بود تهران برای زندگی بسیار ارزان‌تر از سئول است چرا که مثلاً یک ترم هزینه دانشگاه در مقطع کارشناسی در آنجا حدود ۱۵ میلیون تومان می‌شود. البته با توجه به وضعیت ارزش پول در ایران که در حدود چهار سال پیش هم به یکباره افتی لگاریتمی داشت، طبیعی است که ایران کشور ارزانی برای توریست ها محسوب شود. درست زمانی که با او آشنا شدم در حال کار کردن روی موضوع موتور جست‌وجوی بومی برای پرونده این شماره ماهنامه پیوست بودم. حین اینکه داشتم با او درباره هنر و فرهنگ ایرانی صحبت می‌کردم و اتومبیل‌های کره‌ای نگاهم را بیشتر به خود جلب می‌کرد، ناگهان به ذهنم رسید

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 24 ورودی ورودی صفحه 16

همین سرخوشی ما را بس

پیوست این ماه طفل سه‌ساله‌ سرخوشی است که بازیگوشانه جهان پیرامون خود را با خنده و شادی کشف می‌کند و نشانه‌های آن را می‌توان در سراسر نشریه‌ای رو به جوانی دید؛ میزگردی درباره ایده‌های مرحوم، زندگینامه‌ای از اصفهان، شرکت‌گردی در سازمانی همنام و رفتن به شمال برای دیدن یک استارت‌آپ در کنار ده‌ها نوشتار و گفتار دیگر که طراوت بهار و گرمای تابستان را با یکدیگر درآمیخته‌اند. گویی این ورق‌های جوان سرانجام با گذشت از سال‌های نخست‌شان اعتماد و عزت به نفس آن را یافته‌اند که با مخاطب اخت شوند و سازشان را کمی به دور از حزن و به سمت طرب کوک کنند. لیکن زیر پوست این سرخوشی چالشی جدید نهفته است؛ بازاری در حال تلاطم که دامنه جزر و مدهای آن تنها به تغییر محدود نمی‌شود و به مرز واژگونی نیز رسیده و چند بازتاب کوچک آن در گزارش‌های این شماره از پیوست است.در ماهی که گذشت وزیر ارتباطات بر حسب آنچه میان مردم‌سالاری ارتباطی و پوپولیسم سیاسی در حال نوسان بود، کارت زرد گرفت تا بیش از پیش قضاوت درباره عملکرد دولت اعتدال در وزارت ارتباطات دشوار شود؛ وزارتخانه‌ای که حالا وزیرش متهم است به توسعه داخلی پهنای باند توجه نکرده، معاونش با خطر انحلال شورای ذی‌ربط

شماره 24 ورودی ورودی صفحه 17

سیاسی نگاه نکنیم

از زمانی که بحث ادغام شوراها در دولت اول محمود احمدی‌نژاد مطرح شد، بحث ادغام شوراهای فناوری اطلاعات نیز به تبع آن داغ شد. هر چند آن زمان کارشناسان حوزه معتقد بودند هدف و منظور، ادغام شوراهای دیگر بود اما باد ادغام بالاخره در شوراهای فاوا نیز وزید. در آن زمان کارشناسان حوزه چون همگان با تصمیم ناگهانی رئیس‌جمهور مخالف بودند، به تحلیل کارشناسی برخاستند و با اینکه همه آنان با ادغام موافق بودند و می‌گفتند تمامی این شوراها می‌تواند در دل یک شورا خلاصه شود؛ اما با آن رویکرد نیز مخالفت می‌کردند و بر آن ایراد قانونی می‌گرفتند و می‌گفتند خاستگاه تشکیل هر کدام از این شوراها با دیگری متفاوت است . تشکیل شورای عالی فضای مجازی نیز موجب شد بار دیگر بحث ادغام شوراها مطرح شود. برخی از کارشناسان معتقد بودند تشکیل شورای عالی فضای مجازی و تجمیع وظایف سیاستگذاری ذیل این شورا عملاً شوراهای عالی دیگر را زیرمجموعه خود قرار می‌دهد؛ اما در همان زمان قرار شد دبیرخانه شوراها مانند بازوهای اجرایی شورای عالی فضای مجازی عمل کنند. حال که بار دیگر مساله ادغام شوراها آن هم فقط شورای عالی فناوری اطلاعات و ارتباطات با شورای عالی فضای مجازی مطرح شده‌ است، این سوال مطرح می‌شود که

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 24 ورودی ورودی صفحه 17

راهی که باقی مانده

اختلاف میان وزارت ارتباطات و شرکت مخابرات ایران از آن دست دعواهاست که هرچه بگویی به منزله حمایت از یک ‌طرف تلقی می‌شود. اگر بگویی در کشوری با تورم دو رقمی نمی‌توان خدمتی را یافت که بیش از ۱۰ سال با یک قیمت عرضه شود، وزیر می‌گوید شما طرفدار مردم هستید یا اپراتور؟ اگر بگویی چرا بزرگ‌ترین اپراتور ارتباطاتی خاورمیانه هنوز با روش‌های قدیمی اداره می‌شود، مخابرات از دست‌های بسته‌اش برای انجام تغییرات می‌گوید.شاید امروز بسیاری از ناظران مشکل پیش‌آمده را به‌ خاطر واگذاری یا نحوه واگذاری مخابرات به بخش غیردولتی بدانند. این موضوع شاید بخشی از ماجرا باشد؛ اما قطعاً همه آن نیست. نگاهی به وضعیت مهم‌ترین زیرمجموعه شرکت مخابرات ایران، به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد.شرکت ارتباطات سیار ایران به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های شرکت مخابرات ایران، تا سال گذشته هیچ نوع افزایشی در تعرفه‌هایش نداشت. گرچه این شرکت نیز بارها اعلام کرده بود به دلیل افزایش هزینه‌ها باید در تعرفه‌های خدماتش بازنگری شود اما هیچ‌گاه مانند شرکت مخابرات دچار مشکل نشد. از سوی دیگر حتی اگر تصور کنیم سازمان تنظیم مقررات با هر افزایشی در تعرفه‌های همراه اول موافقت می‌کند، این شرکت خود تمایل ندارد ارقام دریافتی از مردم را به صورت جدی تغییر دهد. دلیل

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 24 ورودی ورودی صفحه 18

ققنوس و شب‌نشینی‌های موبایلی

حدود ۹ ماه پیش گروهی در نرم‌افزار موبایلی واتس‌آپ تشکیل داده بودیم که متشکل از دوستانی می‌شد که با آنها به سفر، کوهنوردی و برنامه‌های تفریحی می‌رفتیم. اسم گروه را ققنوس گذاشتیم. دوستانی از پیش همراه بودند و دوستانی هم اضافه شدند. در ابتدا این گروه را به منظور تسریع و تسهیل برنامه‌هایی که قصد اجرای آنها را داشتیم، تشکیل دادیم ولی کم‌کم به محفلی برای شب‌نشینی‌ها و روزنشینی‌های موبایلی تبدیل شد و در کنار آن یک صمیمیت مجازی میان برخی افراد گروه ایجاد کرد؛ صمیمیتی که تنها خود را در آن گروه، به صورت مجازی نشان می‌داد نه در فضای واقعی. دیگر بچه‌ها عادت کرده بودند هر روز به این گروه سر بزنند و اگر حرفی هم برای گفتن نداشتند با قرار دادن جملات قصار و بعضاً لطیفه‌ حضور خود را اعلام کنند. اما این تمام داستان نبود. گروهی که روزی برای برنامه‌های طبیعت‌گردی و تفریحی و تشکیل گعده‌ و دورهمی‌های حضوری تشکیل شده بود، کم‌کم رسالت خود را فراموش و راهش را از خواسته سازندگانش جدا کرد؛ تا جایی که میزان دورهمی‌ها و برنامه‌هایی که گروه برای آنها تشکیل شده بود، طی دو ماه نزدیک به صفر شد. خلاصه کنم، طی فرآیندی تصمیم به حذف گروه گرفتیم و

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 14 ورودی ورودی صفحه 12

بُز و پهنای باند

در آیین عهد عتیق یهود و در یکی از اعیاد مذهبی، بزی را برای آمرزش گناهان طی مراسمی قربانی می‌کردند. ابتدا دست بر سر بز گذاشته به گناهان اعتراف می‌کرده، سپس بز را به خارج شهر و آبادی رانده در بیابان رها می‌کردند. بز بیچاره با بار گناهان مردم بر دوش در بیابان تلف می‌شد تا اهل آبادی آسوده از بخشش، به زندگی به همان سبک پیشین ادامه دهند تا سالی دیگر و گناهانی دیگر و بزی دیگر. واژه Scapegoat در انگلیسی نماد فرد یا گروهی است که گناه جماعتی را به دوش می‌کشد تا دیگران دمی بیاسایند.رتبه ایران در شاخص آمادگی دیجیتالی E-Readiness در رده ۱۰۱ است. همسایه‌های ما در جدول کشورهای گینه و گامبیا هستند. جایگاه ما در این شاخص، هیچ تناسبی با سایر نمایه‌های مقایسه‌ای بین‌المللی دیگرمان ندارد. هر گاه از علت این موضوع شرمگین می‌شویم، از سرعت پایین و کیفیت بد اینترنت و محدودیت پهنای باند شکوه سر داده، آن را ریشه تمام کاستی‌ها می‌دانیم. در اینکه محدودیت‌ها در توسعه زیرساخت‌های شبکه یکی از دلایل توسعه‌نیافتگی دیجیتالی است، تردیدی نیست اما در کنار آن ضعف‌های پنهان و آشکار دیگری نیز وجود دارد که ارتباطی با آن ندارد.خدمات دیجیتالی از طریق وب‌سایت‌ها چه در بخش دولتی و

شماره 14 ورودی ورودی صفحه 12

توپ همیشه گــــــــــــــــــــرد نیست

در نگاه نخست میان ریودوژانیرو، ژنو و تهران ارتباط منطقی نیست. شاید در زنجیره فوتبال، جامعه اطلاعاتی و پهنای باند هم همین طور. لیکن عمیق‌تر که نگاه کنید حضور ما در عرصه جام‌جهانی، اجلاس جهانی WSIS و حتی جامعه جهانی وب همگی دارای یک خصیصه مشخص و تاریخی مشابه هستند از حضور ایران در میادین جهانی؛ حضور نمادین. در حقیقت اگر نخواهیم تلاش فراوان و نیت نیک تیم‌هایی که پرچم ایران را به میادین ورزشی، راهبری یا الکترونیکی جهان می‌فرستند، نادیده بگیریم باز هم باید بر این حقیقت صحه بگذاریم که صرف حضور تیم‌های ما در این میادین به ظاهر متفاوت برای تعالی این عرصه‌ها کافی نیست. پس از آنچه در یک دهه اخیر بر ایران گذشته سقف آرزوهای ما بسیار کوتاه است. کمتر کسی معتقد است با رسیدن تیم کم‌تجربه ایران به جام‌جهانی جغرافیای فوتبال کشورمان در قیاس با لیگ‌های متمول و چندملیتی اروپا و حتی آسیا تکان خواهد خورد. یا با حضور هیات بلند‌پایه‌ای از ایران در نشست اخیر جامعه جهانی، راهبری اینترنت از دست ایالات متحده و متحدانش که نبض فنی و حتی به نوعی حقوقی اینترنت را در دست دارند، خارج می‌شود. به همان سان صرف آنکه ما در جامعه جهانی اینترنت و بستر www حضور

شماره 14 ورودی ورودی صفحه 13

نوبت

دوستی دارم نزدیک ۱۵ سال از من مسن‌تر اما سرحال‌تر. خودش می‌گوید سرحالی‌اش را مدیون ورزش مداوم است. در این بیست و اندی سالی که می‌شناسمش کوهنوردی و دوچرخه‌سواری را مداوم دنبال کرده است. معمولا پنجشنبه جمعه‌ها از در خانه با همسرش و گروهی از دوستان دیگر سوار دوچرخه‌هایشان می‌شوند و تا جاده‌های شمالی اطراف تهران حسابی رکاب می‌زنند. جالب اینجاست که زانویش مدت‌هاست مشکل دارد. عده‌ای از پزشکان برای او عمل جراحی تجویز کرده‌اند و دوچرخه‌سواری را سم این زانودرد دانسته‌اند و گروهی دیگر این ورزش را به دلیل تقویت ماهیچه‌های اطراف زانو مفید می‌دانند؛ البته او به نسخه دوم عمل کرده و جواب هم گرفته است.به تازگی که او را دیدم، برایم اتفاقی را تعریف کرد؛ اینکه در یکی از این دوچرخه‌سواری‌های اخیر در گردنه‌های جاده فشم، وقتی با گروه مشغول رکاب زدن بوده، گوشه‌ای نگه می‌دارد تا نفسی تازه کند. گروه هم می‌ایستند ولی از آنها می‌خواهد ادامه دهند تا سرد نشوند و می‌گوید خودش هم بلافاصله به آنها خواهد پیوست، حتی همسرش را هم راهی می‌کند. همین که گروه پشت اولین پیچ جاده گم می‌شوند ناگهان حس عجیبی به او دست می‌دهد؛ ترس از چیزی که خودش هم نمی‌داند. با خود فکر می‌کند با آمدن و

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 14 ورودی ورودی صفحه 14

نه فقط مه و خورشید

صحبت از کیفیت اینترنت مثل صحبت از آلودگی هواست. همه می‌دانند آلودگی هوا در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارد اما پیدا کردن راهکاری برای از بین بردن این آلودگی کار چندان ساده‌ای نیست، همه به یک باران یا یک وزش باد در جهت مناسب امیدوارند.کیفیت دسترسی به اینترنت نیز درست همین وضعیت را دارد؛ از رئیس‌جمهور گرفته تا وزیر و در نهایت مصرف‌کننده نهایی همه می‌دانند سرعت دسترسی به اینترنت چندان مناسب نیست، قطع و وصل شبکه زیاد است و نمی‌توان با این وضعیت گامی در جهت دولت الکترونیکی برداشت اما همه فقط امیدواریم بادی در جهت مناسب بوزد. هر گاه یکی از مسوولان از این وضعیت گلایه می‌کند، به‌ جای اینکه از فردای آن روز کیفیت دسترسی به آن بهبود یابد یا سایر مسوولان در جهت بهبود آن گام بردارند، ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم می‌دهند که نه‌تنها کیفیت دسترسی بهبود نیابد بلکه وضعیت از آنچه هست بدتر شود و این روند تا چند روز ادامه خواهد داشت و جالب اینجاست که کسی نیز معترض نمی‌شود.به نظر می‌رسد همه در یک توافق جمعی بر نامناسب بودن کیفیت اینترنت با یکدیگر به اجماع رسیده‌اند؛ شعب بانکی برای یک روز تقریبا کامل نمی‌توانند سرویس‌های خود را

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 15 ورودی ورودی صفحه 14

تعقل به جای تحکم

مناقشه مرکز‌گرایی در ایران پیشینه‌ای به قدمت نام باستانی این سرزمین دارد. اسطوره حکومت‌های قدرتمداری که کشوری متحد را خلق کرده‌اند و سودای تشکیلات خودمختاری که امکان توسعه محلی را ممکن‌تر کنند، همواره در دو نیم‌کره ذهن آریایی در جدال بوده‌اند ولی دست‌کم آنچه بر تن اقتصاد کشور باقی مانده است، نشان می‌دهد در اقتصاد به صورت کلی و در فناوری به صورت جزیی، غلبه با مرکز‌گرایی و در برداشتی حتی تمامیت‌گرایی از سوی حاکمان بوده است.پیوست مردادماه هم هرچند بازخوانی هویت ده‌ساله یک وزارتخانه صد و اندی‌ساله است ولی در عین حال نیم‌نگاهی به روحیات وزرای حاکم بر آن در عصر معاصر نیز دارد. ارکستر پنهانی پیوست همنوایی مسکوتی را در شماره حاضر در خود دارد که میان اوراق بخش‌های مختلف نواخته می‌شود و خط مشی در ظاهر جدید ولی در حقیقت تکراری وزارتخانه و تا حدود زیادی شخص وزیر ارتباطات را آماج بازنگری دقیق‌تری قرار می‌دهد. شخصیت معاصر بسیاری از این وزرا در برداشتی سیاه و سفید میان مدیرانی خنثی و نامرئی تا قدرت‌طلب و تمامیت‌خواه در گردش بوده است. قضاوت اینکه دوره حاضر را باید در چه طیفی از این دو قطب طبقه‌بندی کرد، به شما خواننده صفحات پیوست واگذار می‌شود ولی این همه داستان پیوست نیست.

شماره 15 ورودی ورودی صفحه 14
شماره 15 ورودی ورودی صفحه 15

همان که بود

عادت کرده‌ایم وقتی صحبت از ایران می‌شود از تاریخ چند هزار ساله‌مان بگوییم و از فرهنگ عظیمی که داریم. از اینکه روزی قدرت برتر بودیم و هیچ کشوری یارای مقاومت در برابر ما را نداشت. از کورش بگوییم و داریوش. و از منشور کورش به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر یاد کنیم. هیچ کدام‌مان دوست نداریم به آمارهای امروز جهانی مراجعه کنیم؛ به آمارهایی که ایران را تقریبا در انتهای جداول قرار داده‌اند. دوست نداریم جدول‌هایی را ورق بزنیم که همسایه‌های ما در آنها، کشورهای کوچکی هستند که جمعیت‌شان به اندازه جمعیت یکی از استان‌های ما هم نمی‌رسد اما واقعیت همین جداول هستند و ما در رویای روزهای گذشته درجا زده‌ایم.گزارش جهانی فناوری اطلاعات در سال ۲۰۱۴ نیز نمونه‌ای از این دسته از گزارش‌هاست. ورق زدن این گزارش نشان می‌دهد ما برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات هیچ کاری نکرده‌ایم. نه آمادگی زیرساختی داریم و نه آمادگی سیاسی و قانونگذاری. بازرگانان ما با فناوری آشنایی ندارند و شهروندان ما از اینترنت فقط سرگرمی‌اش را می‌شناسند.بررسی آمار و ارقام نشان می‌دهد امتیاز ما همان است که طی سال‌های گذشته بوده، سال‌هاست که در جا زده‌ایم، نه به آمار کشورهای دیگر توجه کرده‌ایم و نه به برنامه‌‌ریزی‌های صورت‌گرفته برای افق ۱۴۰۰ و

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 15 ورودی ورودی صفحه 16

ضیافت دوستان در ماه روزه

شب پیوست

پیوست بار دیگر در میانه ماه مبارک میزبان جمعی از بزرگان صنعت و فناوری ایران بود تا نه‌تنها فرا رسیدن ماه روزه که گرد‌ آمدن حلقه ارزشمند دوستانش را گرامی ‌بدارد. گسترده‌تر شدن حلقه همراهان پیوست و افزوده ‌شدن چهره‌های جوان و سرشناس به آن، مبارک‌ترین احساس ماه گذشته برای این نشریه جوان بود و بار دیگر به ما آموخت در میان ماه‌ها و ورق‌ها این یاد انسان‌هاست که از آنها به یادگار می‌ماند. امید است نه‌تنها سال آینده شما را نیز در جمع خود ببینیم بلکه از این جمع دوست‌داشتنی و نخبه هرگز کاسته نشود.

شماره 23 ورودی ورودی صفحه 18

یک برگ از بهاران

رسیدن بهار برای همگان خوشایند نیست. فصل سبزه و درخت، باران و نوروز، گل و بلبل برای بسیاری موسم شکنجه‌ای سبز است. از تازه‌ شدن سال برای آنها تنها حساسیتی چسبناک باقی می‌ماند یا زمین‌هایی گل‌آلود از بارش غیرمترقبه. روزهایی که برای دیگران نشان استراحت است برای برخی فقط زحمت کار شبانه‌روز دارد و تفریح بسیاری در ابتدای سال به معنای عزای برخی برای باقی عمر است اما هیچ کدام از اینها جلو آمدن لاجرم فصل سبز را نمی‌گیرد. فناوری نیز از این قاعده مستثنی نیست. فصلی غیرقابل اجتناب در زندگی بشری که برای بسیاری نشان جهان وطنی، دموکراسی، شایسته‌سالاری و جریان آزاد رسانه یا اطلاعات است، برای بسیاری نواختن بر طبل پایان ارزش‌های بومی, ساختار مقتدر، نظم عرفی یا اصول امنیتی به شمار می‌آید. فارغ از ویژگی‌های اقلیمی، سیاسی و دینی بسیاری از گروه‌ها در سراسر جهان این حساسیت فصلی را احساس کرده‌اند یا همچنان می‌کنند و شاید تنها وجه تمایز آنها از یکدیگر در میزان پذیرش اجتناب‌ناپذیر بودن رویداد باشد. گروه‌های موفق چه ابزار قدرت یا اکثریت را در دست داشته‌اند و چه نداشته‌اند کوشیده‌اند فصل جدید را درک و شاید رام کنند و در صورت امکان به نفع خویش به کار گیرند. در جهان‌بینی آنها دنیای مجازی

شماره 23 ورودی ورودی صفحه 18

زمان گرگ و میش

امسال شهرداری برای صدور مجوزهای طرح ترافیک سالانه از عادت همیشگی خود که انتشار برچسب‌های مخصوص برای شیشه اتومبیل بود، پیروی نکرد. بلکه کارتی صادر کرده که مشخصات دارنده خودرو و خودرو در آن ثبت شده و این کارت در سایر ترمینال‌های حمل و نقل شهری قابل استفاده است. در اصل دارندگان خودرو دارای طرح ترافیک می‌توانند از آن به عنوان کارت بلیت اتوبوس یا مترو استفاده کنند، علاوه بر اینکه این کارت اگر کمتر برای ورود به حوزه طرح ترافیک مورد استفاده قرار گیرد، به دارنده کارت جایزه‌ای تعلق می‌گیرد و کارتش برای استفاده از خطوط حمل و نقل عمومی شارژ می‌شود.در اصل شهرداری با اجرای این پروژه به صورت خیلی زیرپوستی به دنبال پیاده‌سازی پروژه کیف پول الکترونیکی خود است؛ پروژه‌ای که مدت‌ها به دلیل مخالفت بانک مرکزی به تاخیر افتاده است. در شرایط فعلی شهرداری تهران با همکاری بانک شهر بسیاری از حوزه‌های حمل و نقل شهری را تحت پوشش کیف پول الکترونیکی خود قرار داده است و اگر پروژه تاکسی‌هایش نیز نهایی شود به نظر می‌رسد استفاده از این کارت‌ها گستره بزرگی از شهروندان را تحت پوشش خود قرار خواهد داد و این سوال باقی می‌ماند که آیا دیگر نیازی به کیف ‌پول الکترونیکی خواهد بود؟در

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 23 ورودی ورودی صفحه 19

در تابستان، خبری نیست

اول؛ شاید جوان‌ترها به خاطر نداشته باشند روزی را که اعلام شد قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شده و هشت سال جنگ با عراق به پایان رسیده است. مهم‌ترین رویدادی که پس از پذیرفتن قطعنامه هنوز در ذهن ایرانیان باقی مانده و شاید تبدیل به حافظه جمعی ما شده، کاهش ناگهانی قیمت دلار در باراز بود. کاهشی که گروهی از دلالان دلار را سکته داد و شوکی عظیم به بازار وارد کرد. اما ذهن آدمی در ثبت خاطرات، گزینشی عمل می‌کند. همان کسانی که مدام به خاطر می‌آورند دلار ناگهان سقوط کرد، از یاد برده‌اند در مدت کوتاهی دلار به نقطه قبلی بازگشت و کسانی که سکته نکرده بودند و عجله‌ای در فروختن دلارهایشان نداشتند، از ضرر هنگفت رهایی یافتند. دوم؛ ۲۷ سال پس از آن روزها، مردم ایران انتظار دارند تابستان سال ۹۴ نیز تاریخ‌ساز شود. بسیاری از مردم، ماه‌ها و شاید سال‌هاست در انتظار به نتیجه رسیدن مذکرات هسته‌ای هستند. انتظار برای شنیدن اخبار خوش از لوزان، ژنو، بروکسل و خلاصه هر جایی که مذاکرات در آنجا پیگیری می‌شود، گوش‌ها را به رادیو بسته و چشم‌ها را به تلویزیون خیره کرده است. جوان‌ترها انتظار دارند با نهایی شدن توافق میان ایران و ۱+۵ دلار ناگهان ارزان شود

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 23 ورودی ورودی صفحه 19

روشنایی در دادگاه

چند ماه پیش برای یک پروژه تحقیقاتی مدتی به همراه سایر اعضای گروه به دادگاه خانواده می‌رفتیم. سرپرست پروژه اجازه گرفته بود تا در جلسات دادگاه حضور داشته باشیم. البته آن فضا و ماجراهایش برای من پدیده‌ای نو و شگفت‌انگیز نبود چرا که سال‌ها قبل اتفاقاً تجربه حضور در همان ساختمان را داشتم. روزی که به یکی از این جلسات دیر رسیدم دیگر نمی‌توانستم وارد جلسه دادگاه شوم، پس روی صندلی‌های راهرو نشستم. راستش خیلی هم بدم نیامده بود از تاخیرم، چرا که آن روز آن‌قدر بی‌حوصله و بی‌حال بودم که فقط مشاجرات تلخ جلسه دادگاه را کم داشتم. خیلی خونسرد خیره بودم به جلو. اینکه به چه فکر می‌کردم، بماند. دو سه نفری آمده بودند مقابلم و ایستاده بودند و راجع به پرونده خود با وکیل‌شان -که خانمی بود- حرف می‌زدند. در بین جملات آنها واژه «آقای دکتر» که بسیار با احترام و نیکی عنوان می‌شد تنها چیزی بود که توجهم را جلب می‌کرد. آقای دکتر گویا وکیل معروف و حاذق طرف دیگر دعوا بود که قرار بود بیاید و حرف‌های نهایی را با خانم وکیل بزند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود. البته تمام شدن به خوبی و خوشی در زیر سقف آن ساختمان یعنی

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 23 ورودی ورودی صفحه 20

مارکز هرگز نمی‌دانست

هنگامی که مارکز در «عشق سال‌های وبا» فلورنتینو را برای بیش از نیم قرن در برزخ عاشقانه‌ای مقابل فرمینا قرار داد، شاید هرگز نمی‌دانست روزگاری دنیا چنان تغییر کند که دوندگی‌های معشوقش این قدر غیرقابل درک شوند. فلورنتینو در حسرت زندگی کرد تا شاید حتی شده بر حسب شانس ناگهان با معشوقه‌اش برخورد کند یا نشانه‌ای از او ببیند. او نامه می‌نوشت، به سفر می‌رفت، از دیگران سراغ معشوقش را می‌گرفت و از هر راهی که بود او را دنبال می‌کرد. حالا دنیای سایبر تمام روابط را با هم گره زده است. در تحلیل یک شبکه اجتماعی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که بررسی می‌شود این است که به اعضا نه صرفاً به عنوان یک فرد بلکه به عنوان گره یک گراف و پلی که شما را به فرد دیگری می‌رساند، باید نگریست. هنگامی که با کسی دوست می‌شوید در حقیقت نه‌تنها با او بلکه با هزاران نفری که مربوط به او هستند نیز رابطه‌ای را آغاز می‌کنید. حال فرض کنید از بد ماجرا کسی بخواهد روابطش را با دیگری قطع کند. در چنین شرایطی نه‌تنها از او بلکه باید از شر گراف عظیم‌الجثه‌ای که او را به چندین نفر دیگر هم متصل کرده، خلاص شود؛ و این تازه بخشی از

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 14

آن سوی سرزمین‌های سوخته

روزگاری جبران خلیل جبران نوشت:«نپرسید کشورتان برای شما چه خواهد کرد، بپرسید شما برای کشورتان چه کاری می‌توانید انجام دهید.» سال‌ها بعد پرزیدنت مقتول آمریکایی، جان‌اف کندی هم از روی این کلام سحر‌انگیز خطابه تاریخی‌اش را نوشت تا اولی خط شروعی برای ترمیم میهن‌پرستی عربی و دومی خط آغازی برای ملی‌گرایی ایالات متحده جدید کشیده باشد. شاید حالا نیز صنف فناوری اطلاعات نیازمند آغاز دوباره‌ای از چنین خطی باشد؛ خطی که در آن شرکت‌ها و افراد فناوری اطلاعات ایران باور کنند و بپذیرند که بیدار شدن‌شان از کابوس این رخوت کشدار چاره‌ای جز بیداری جمعی ندارد.سازمان نظام صنفی رایانه‌ای با تمام کم داشتن‌‌ها و زیاد خواستن‌هایش، با تمام کوته‌نگری‌ها و بلند‌پروازی‌هایش، آینه تمام‌نمای بازاری است که هم در هم کوبیده شده و هم از درون پاشیده است. تضاد بازار فناوری ایران را باید در این حقیقت جست‌وجو کرد که از یک سو فعالان این بازار خواسته‌‌اند بحق ابزار‌هایی را به میهن‌شان عرضه کنند که زیرساخت و تجسم مفاهیمی متعالی همچون آزادی، ارتباط، شفافیت و انسانیت هستند ولی از سوی دیگر در عمل خود از تجسم بخشیدن به این معانی جذاب حتی در پایین‌ترین سطوح بازارشان عاجز بوده‌اند؛ واعظانی بوده‌اند که از وعظ خود گریخته‌اند و کوزه‌گرانی بوده‌اند که خود کوزه‌

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 14

بحران هویت در فاوای ایــــــــــــرانی

به همان اندازه که رضا تقی‌پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوم محمود احمدی‌نژاد با سهامداران و مدیران شرکت مخابرات به عنوان اپراتور اول کشور، پس از خصوصی‌سازی قرابت، رفاقت و نزدیکی داشت، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت حسن روحانی با این سهامداران اختلاف و فاصله دارد، اما نه آن قرابت و رفاقت تقی‌پور و نه این اختلاف و فاصله محمود واعظی با سهامداران هیچ یک باعث نشد دولت همان رفتاری را با اولین اپراتور سراسری کشور داشته باشد که با دیگر اپراتورهای سراسری دارد؛ شاهد این مدعا چالش‌ها و کش و قوس‌های فراوانی است که هنگام تعیین مدیرعامل شرکت مخابرات ایران به وجود می‌آید.پس بیراه نخواهد بود اگر ریشه و هدف آنچه را رضا تقی‌پور برای کنار گذاشتن صابر فیضی از مدیرعاملی مخابرات انجام داد، با فشاری که محمود واعظی برای کنار گذاشتن مظفر پوررنجبر از مدیرعاملی مخابرات به کار بست، یکی بدانیم.رضا تقی‌پور هنگام تغییر و تحولات مجمع مخابرات تمام توش و توان خود را به کار بست که نقش و نفوذ خود را در هیات مدیره شرکت مخابرات افزون سازد تا شاید نقش دولت را همچون گذشته در هرم تصمیم‌گیری مخابرات بیابد. از همین رو کنار گذاشتن صابر فیضی و روی کار آمدن

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 15

قانون‌نویسی در فضای مجرد

حدود سه سال پیش درست زمانی ‌که مرکز توسعه تجارت‌ الکترونیکی توسعه مراکز میانی را در دستور کاری خود قرار داده بود و برای صدور امضا تبلیغ می‌کرد، وزارت کشور اعلام کرد بابت صدور کارت‌های هوشمند برای هر شهروند امضایی صادر خواهد کرد. در ابتدا این تصور به ‌وجود آمد که طبق روال قانونی ثبت احوال نیز یک مرکز میانی ایجاد می‌کند و زیر نظر ریشه اقدام به صدور امضا خواهد کرد اما پس از گذشت مدتی مشخص شد منظور مسوولان از این اظهار نظر ایجاد مرکز ریشه‌ای مجزا یا تولی‌گری مرکز ریشه است. آنان می‌خواستند تولی‌گری مرکز ریشه را با این استدلال که بخش هویت کشور زیر نظر وزارت کشور است و این بخش نیز باید زیر نظر وزارت کشور باشد، در اختیار گیرند. هر چند به دلیل نص قانون این امر عملی نشد اما نه‌تنها هنوز کارت‌های هوشمند و امضای آن به نتیجه نرسیده ‌است بلکه روند توسعه امضای دیجیتال نیز کند شد. با این وجود به نظر می‌رسد مدیران ما از چنین تجربه‌هایی درس نمی‌گیرند و هنوز بر سر اجرای برخی از پروژه‌ها و مدیریت و تولی‌گری آنان با یکدیگر اختلاف دارند. در این میان قانون‌نویسان ما نیز بی‌تقصیر نیستند، زمانی که هر کدام از قوانین و

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 16 ورودی ورودی صفحه 15

آش دهن‌سوز صنف

۱ . وقتی اتحاد جماهیر شوروی مقابل چشم همگان به چندین تکه تبدیل شد، برخی آن را ناشی از تفاوت‌های ساختاری جمهوری‌های آن دانستند و تحلیل کردند که این جماهیر از ابتدا هم یکی نبودند؛ اما دیرزمانی نگذشت که یوگسلاوی نیز به سرنوشتی مشابه- و حتی دردناک‌تر- دچار شد و آن‌قدر تکه‌تکه شد که اصطلاح «بالکانیزه» را برای همیشه وارد ادبیات سیاسی جهان کرد. اینجا بود که باید جوابی دقیق‌تر به این پرسش داده می‌شد که چرا چنین ازهم‌گسیختگی‌ای رخ داد؟ این موضوع را می‌توان از دو زاویه تحلیل کرد.نخست از زاویه مردم؛ واقعیت این بود که در طول سالیان، پیوندهای افقی و عمودی میان مردم این کشورها از بین رفته بود- یا شاید از ابتدا وجود نداشت- و تنها چسب قدرت آنان را در کنار یکدیگر نگه داشته بود. به مجرد آنکه این چسب از میان رفت- یا ضعیف شد- گروه‌ها و اقوام به فکر جدایی افتادند و هر کدام به راه خود رفتند.دوم از زاویه حکومت؛ مردم این کشورها ماندن در ذیل قدرت مرکزی را به خودی خود ارزش مهمی تلقی نمی‌کردند و در عین حال حکومت آنچنان ناکارآمد بود که هر طایفه احساس می‌کرد اگر خود زمام امورش را به دست گیرد، وضعیت بهتری خواهد داشت (اینکه

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 17 ورودی ورودی صفحه 14

به دور از اجتماع خشمگین

طی سالیان اخیر که تب شبکه‌های اجتماعی عمومی و سپس تخصصی، دمای بازار جهانی فناوری اطلاعات را بالا برده، همواره دفاع صنف فناوری اطلاعات از این پدیده و موج‌های متعاقب آن به چوب سیاست رانده شده و لاجرم با طعم اخلاق، ایدئولوژی و فرهنگ درآمیخته است. این نگاه عمیق‌تر و پیچیده‌تر هرچند ریشه در مفاهیم پیشین و پسین کشور از مفهوم نخ‌نمای «تهاجم فرهنگی» گرفته تا جنبش‌های اخیر عربی موسوم به «بیداری اسلامی» دارد ولی این نقب زدن به عمق باعث شده است همگی تحلیل‌ها نیازهای ذاتی بازار فناوری اطلاعات کشور به شبکه‌های اجتماعی را نادیده بگیرند که فقط سه مورد از مهم‌ترین نمونه‌های آن عبارتند از:نخستین نیاز بازار فناوری اطلاعات ایران به شبکه‌های اجتماعی برآمده از مفاهیم اقتصادی بسیار ساده است. به‌رغم فیلترینگ گسترده، انبوهی از مصرف‌کنندگان و به روایتی کاربران و مشترکان بازار فناوری اطلاعات حضور گسترده در این شبکه‌های اجتماعی دارند و با رانده شدن این شبکه‌ها به فضای خاکستری نه‌تنها بنگاه‌های اقتصادی تثبیت‌شده این عرصه توانایی آن را پیدا نمی‌کنند که حضوری رسمی و تمام‌قد در اجتماع آنلاین داشته باشند، بلکه آن دسته از تجارت‌های نوپا و دانش‌بنیانی که می‌توانند از این شبکه‌ها برای تولد و توسعه خود استفاده کنند هم باز از این بستر دور

شماره 17 ورودی ورودی صفحه 14

جی بالای دی بسیار است

صحبت میکروپروسسور نیست. میکروموتوری هم در کار نیست. گویا بدون داشتن اینها هم می‌توان اجسامی انعطاف‌پذیر داشت که تغییر شکل بدهند؛ آن هم به شکلی هوشمندانه. انسان تنها جایی را که انگولک نکرده بود ساختار مولکولی پروتئین‌های اشیا بود که حالا آن هم از ید قدرت برنامه‌ریزی او در امان نیست. این موجود دوپا چیزهایی می‌سازد که ساختار مولکولی‌شان طوری برنامه‌ریزی شده که در شرایط مختلف تغییر شکل می‌دهند؛ مبلی که با رفتن نور روز تبدیل به تختخواب می‌شود، لوله‌هایی که در صورت سوراخ شدن منبسط می‌شوند و حفره را می‌پوشانند، مصالح ساختمانی‌ای که در موقع زلزله هوشمندانه انعطاف به خرج می‌دهند و حتی خود را تعمیر می‌کنند. اگر پرونده بخش جهان این شماره که درباره چاپ سه‌بعدی حرف می‌زند برایتان جالب است، یادتان باشد با اضافه کردن بعدی دیگر حالا پرینت چهاربعدی (۴D) هم داریم. بعد چهارم زمان است؛ در طول محور زمان محدودیت اجسام تولیدشده به وسیله پرینتر‌های سه‌بعدی، یعنی صلبیت، حل شده است. می‌توان اجسام منعطفی ساخت که با گذشت زمان و در شرایطی خاص برنامه‌ریزی شده‌اند تا تبدیل به چیز دیگری شوند. این قصه نوآوری سیری‌ناپذیر انسان از بعدی به بعد دیگر می‌رود و ما نشسته‌ایم به تماشای این پیشرفت سرسام‌آور. اما حتی نمی‌توانیم تماشاگر خوبی

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 22 ورودی ورودی صفحه 20

این روزها

دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۳، مراسم اختتامیه جشنواره وب ایران، دانشگاه شهید بهشتی. سالن همایش پر شده و کمتر جای خالی‌ای دیده می‌شود. بیشتر جوان هستند. چهار هزار و ۵۰۰ داور، سه هزار اپلیکیشن موبایل و ۱۲ هزار سایت را رصد کرده‌اند. اعداد را یک بار دیگر بخوانید لطفا. برنامه از آن نوع مراسم کسل‌کننده‌ای نیست که مجبور باشید به زور شوخی مجری تحملش کنید. انرژی در هوا موج می‌زند. واعظی و جهانگرد، وزیر و معاون وزیر در یک انتخاب هوشمندانه می‌آیند. وزیر دیپلمات، در جو پرشور وب‌نویسان از شنیدن نام اپلیکیشن‌های محبوبی چون آفتابه و خروس جنگی به وجد می‌آید. برندگان جوایز جین‌پوش، نشان خود را از وزیر می‌گیرند و در پایان یادداشت وزیر برای تخصیص ۱۰۰ میلیون تومان وام کم‌بهره به برگزیدگان. اما خواسته‌ها چیز دیگری است. برایش طومار نوشته و امضا کرده‌اند و کلیپ اختتامیه هم درباره مشکل اصلی‌شان است: خدمت سربازی!چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۳، مجمع عمومی عادی سالیانه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور، کانون اسلامی انصار. اعضای هیات مدیره نظام‌های صنفی استانی در تهران گرد آمده‌اند تا عملکرد سال گذشته را بسنجند، برنامه سال بعد را تصویب کنند و اعضای شورای مرکزی کشور را برای سه سال آتی برگزینند. جهانگرد دعوت به همگرایی صنفی می‌کند. رای‌گیری انجام

شماره 22 ورودی ورودی صفحه 20

لذتی از جنس ابدیت

عطش آفرینش شاید متعال‌ترین جاه‌طلبی انسان فانی باشد. شاید این همان اندک بازمانده‌ای از دم یزدانی بوده که در گل سرشت آدمی به دام افتاده و شاید هم در روایتی حقیرتر، زندگی روزمره ما چنان به محنت‌ و خفت‌ آلوده است که خلق کردن اثری ولو موقتی و گریزان می‌تواند تنها التیام دل دائما دردمند ما باشد؛ وقتی می‌سازیم حتی برای لحظه‌ای کوتاه هم که شده بازتاب ابدیت را در آفریده خودمان می‌بینیم. پیوست برای تمامی دست‌اندرکارانش لذتی چنین عمیق دارد. لذت آفرینش پدیده‌ای که شیفته‌اش هستیم. به دو صبح ربع ساعتی بیشتر نمانده. عجیب است نگار بعد از ویراستاری چهار نشریه طی یک ماه هنوز هم آن‌قدر کورسویی در چشمانش مانده که آب‌نبات‌های رنگی روی صفحه موبایلش را منفجر کند. فقط مسعود و علی پایین مانده‌اند تا به جای نهایی کردن صفحات باشگاه هر پنج دقیقه یک بار بزنند زیر قهقهه یا آواز. این‌قدر ریحانه امشب پایین داد زد و خندید که هنوز هم می‌توان طنین صدایش را در راهروهای پهناور ساختمان شنید. داشتم یادداشت شورشی کوچک‌مان، امیر را می‌خواندم. مهرک تمام روز پله‌های قدیمی را بالا و پایین کرد و تا کار را به آستانه خروجی نرساند افتان و خیزان به خانه نرفت؛ تحریریه بدون خنده‌هایش یک سلول

شماره 22 ورودی ورودی صفحه 21

فرمان رفاقت

اول اینکه، روزنامه‌‌نگار شدنم مدیون دست مریزادی است که مرحوم قیصر امین‌پور پای یکی از داستانک‌های زمان دانشجویی‌ام نوشت؛ آن هم نزدیک به دو دهه پیش. پیش از آن التفات قلمی قیصرانه، اگر کسی می‌پرسید که به گمانت در آینده چه خواهی کرد، قطعا آینده‌نگری‌هایم نهایتا به چوب‌فروشی یا نجاری که در تداوم شغل پدری است یا تراشکاری که ماحصل تحصیل هنرستانی بود قد می‌داد. نوشتن و روزنامه‌نگار شدن حتی در بلندترین خیال‌پردازی‌های نوجوانانه‌ام نیز نمی‌گنجید. یا اگر جریان زندگی کاری‌ام می‌خواست منطبق بر واقعیت و تجربیات دوران کودکی‌ام رقم بخورد، نهایتا فی‌الحال باید مالک یا صاحب یک باب دکان بقالی می‌شدم که به یمن حضور هایپراستار، حتی بقالی‌های ۵ الی ۶ متری شهر عزیزمان هم در نامگذاری‌شان گوشه چشمی به آن دارند. اگر فرمان زندگی حرفه‌ای آدم‌ها دست خودشان بود، خدا را چه دیده‌اید شاید ما هم امروز یک هایپر کوچولو داشتیم :) به هر روی قیصر خواسته و ناخواسته فرمان زندگی‌ام را به جهتی دیگر چرخاند چنانکه دو دهه از زندگی‌ام را به همان فرمان رانده‌ام. دوم اینکه، این دم آخری سال ۹۳ که نگاه می‌کنم، می‌بینم در این دو دهه خیلی چیزها تغییر کرده؛ نه برای من که برای خیلی از ماها خیلی تغییرات رخ داده. به

شماره 22 ورودی ورودی صفحه 21

شاید … شاید

روزهای آخر سال وقتی مسیر خانه تا تحریریه را طی می‌کنم، پرسه‌زنی مردم برای خریدهای پایان سال هوایی‌ام می‌کند. با خودم روزهای باقیمانده سال را می‌شمارم و همچنین روزهای باقیمانده تا خروجی آخرین شماره نشریه. به خودم نوید می‌دهم که بعد از خروجی مجله، کجاها بروم و چه کارهایی انجام دهم. یک لیست برای خودم درست می‌کنم از چیزهایی که می‌خواهم بخرم و جاهایی که می‌خواهم بروم. اما روزها کندتر می‌گذرد و فرآیند خروجی مجله طولانی‌تر می‌شود.نیمه دوم سال همیشه کارها بیشتر است. به نظر می‌رسد تمامی همایش‌ها و نمایشگاه‌ها در نیمه دوم سال برگزار می‌شود. یعنی درست زمانی که دوست داری بیشتر استراحت کنی، از تغییر رنگ برگ درختان لذت ببری، در زیر باران قدم بزنی و برف‌بازی کنی باید تمام روز در دفتر تحریریه بنشینی و کار کنی. درست برعکس در گرماگرم روزهای تابستان هیچ نمایشگاهی برگزار نمی‌شود و همایشی نیست اما باز هم تو در دفتر تحریریه نشسته‌ای، این بار از گرمای هوا فرار کرده‌ای و صندلی خودت را در مقابل کولر به تمام پرسه‌گردی‌های سطح شهر ترجیح می‌دهی.اولین شماره نشریه درست در همین روزها منتشر شد؛ سالگرد نشریه تقریبا با روزهای اسفند هماهنگ است. به نظر می‌رسد از ابتدا به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودیم که روزهای

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 22 ورودی ورودی صفحه 22

و هیچ گوسفندی از آسمان نیامد

۱ رسمی در ایران وجود دارد که از روز اول بهمن تا ۲۹ اسفند را «شب عید» می‌خوانند. این دو ماه هرچه رو به آخر می‌روند، چهره تهران بیشتر به میدان جنگ نزدیک می‌شود. انبوه آدم‌هایی که در خیابان، این‌طرف و آن‌طرف می‌روند و سعی می‌کنند از میان موتوری‌ها و دستفروش‌ها و کپه‌های سیمان و آجر (مربوط به کارهای عمرانی شهرداری) راهی بیابند و خود را به مغازه‌هایی برسانند که جدیدترین اجناس بی‌کیفیت چینی را به گزاف‌ترین قیمت‌ها می‌فروشند، تنها یکی از تصاویر این روزهاست. دود، شهر را به تسخیر درآورده و ماسک بر صورت‌ها نشانده. آدم‌ها از تورم و فقر می‌نالند و دنبال سوئیچ ماشین شاسی‌بلندشان می‌گردند و تو نمی‌دانی کدام را باور کنی. در شگفت از پاییز گرم و زمستان خشک پایتخت، درخت‌های کنار خیابان جوانه زده‌اند و به ماموران شهرداری لبخند می‌زنند؛ شاید چون زمستان دیگری گذشت و قطع نشدند. ترافیک ماشین‌ها، تهران را بلعیده و از دست پلیس هم کاری ساخته نیست.۲ یکی از موهبت‌های زندگی‌ام این است که از خانه تا محل کار را پیاده طی می‌کنم. نه تاکسی، نه اتوبوس و نه مترو. از عمد کوچه‌های بی‌مشتری را انتخاب می‌کنم و به دور از ولوله‌ای که در شهر افتاده، می‌روم تا آخرین کارهای امسال

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 22 ورودی ورودی صفحه 22

مادر، کودک و سگ

توجه! این یک یادداشت شاد و سرخوشانه آخر سال نیست. چرا که سالی تلخ بود برای من. چرایش بماند برای خودم. حالا هم با کمال خودخواهی می‌خواهم شما را نیز در کام تلخ خود سهیم کنم. پس آنهایی که نمی‌خواهند این تلخی را، همین‌جا این نوشته را رها کنند لطفا. چند وقت پیش وقتی سرگرم ورزش صبحگاهی در پارک محله بودم، متوجه شدم نگهبان پارک کودکی را با خود به نگهبانی می‌آورد. شرایط غیرعادی به نظر می‌رسید. رفتم جلو و جویا شدم. کودک گم شده بود. لباسش خاکی و گلی بود. گویا به دنبال سگش که از خانه فرار کرده بود، آمده بود بیرون و عاقبت رسیده بود به محله ما. آن هم پس از طی کردن مسافت زیادی. نگهبان شماره مادرش را گرفت و به او خبر داد و من با خیالی راحت به ادامه ورزش کردن پرداختم. کمی بعد مادر آمد. باز جلو رفتم. مادر هرچند کودکش را پیدا کرده بود اما باز هم سراسیمه بود. نگران سگ بود. گفتم خدایش را شکر کند که پسرش پیدا شده و سگ به فدای سرش. مادر پس از قدری این پا و آن پا کردن اصل ماجرا را تعریف کرد. آنها خانوادگی سرایدار خانه‌ای بودند و سگ فراری سگ صاحبخانه

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 22 ورودی ورودی صفحه 23

حباب استارت‌آپ و اپ

«استارت‌آپ» و «اپ موبایل» واژه‌هایی است که این روزها از در و دیوار می‌بارد. کنفرانس‌ها و رویدادهای استارت‌آپی هر روز بیشتر از قبل برگزار می‌شوند و بازار پر شده از تیم‌هایی که قبل از آنکه نام یا محصولی داشته باشند، برچسب استارت‌آپ را به خود پیوند می‌زنند. اکنون چند وقتی است مفهومی به نام شتاب‌دهنده استارت‌آپ هم متولد شده تا این زایش‌های نامعقول را تسریع ببخشد. تنها چند ماه از ورود این مفهوم به ایران نمی‌گذرد که چهار یا پنج شتاب‌دهنده در ایران شروع به کار کرده‌اند و هر روز که می‌گذرد تعدادشان به صورت غیرمعقولی افزایش می‌یابد.بگذارید نگاهی به تاریخ بیندازیم. از سال ۱۹۹۳ که موزاییک اولین مرورگر اینترنتی به بازار عرضه شد، رشد ارزش سهام شرکت‌های اینترنتی روند صعودی به خود گرفت. بیشتر آنها به این نتیجه رسیده بودند که اگر به اول نام خود یک E و به انتهای آن یک com. بیفزایند، ارزش سهام‌شان در بورس رشد تصاعدی پیدا می‌کند. آنها تاکید می‌کردند که زودبازده نیستند و در ابتدا به دنبال گسترش مشتریانند. به همین علت سرمایه‌گذاران در زمان خرید و فروش سهام بیشتر به آینده آنها فکر می‌کردند نه به برنامه حال‌شان. استفاده از لغات جذابی نظیر کسب ‌و کار شبکه‌ای، فناوری اطلاعات و اینترنت،

شماره 18 ورودی ورودی صفحه 18

همانی هست که بود

آنچه در امیرآباد این روزها شاهد آن هستیم نه موضوع جدیدی است نه اتفاقی تازه‌؛ همانی است که طی سال‌های گذشته به تواتر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور نظاره‌گر بوده‌ایم، سرفصل همه چالش‌ها و گیر و گرفتی که میان مرکز فضای مجازی و مرکز تحقیقات مخابرات ایران روی داده، تحت عنوان‌های تقسیم ناموجه نهادهای تصمیم‌گیری، فقدان نهاد فراگیر یا یکپارچه (یا شما بخوانید موازی‌کاری) قابل بحث و بررسی است. جالب اینکه راه برون‌رفت از این وضعیت نیز تاکنون چیزی نبوده جز خلق یک نهاد یا مرکز فرماندهی با قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی یکپارچه و فراگیر. از آن زمان که شورای عالی انفورماتیک زیر مجموعه سازمان برنامه و بودجه حیات پیدا کرده تا امروز که مرکز فضای مجازی زیر مجموعه شورای عالی فضای مجازی شکل گرفته است، اراده مبتنی بر این بوده است که موضوع ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات مبتنی بر یک نگاه واحد و کارشناسی مدیریت و نظارت شود؛ گاه این موضوع فقط از منظر اقتصادی و توسعه‌ای‌اش مورد توجه و تاکید بوده و گاه مثل امروزه روز که از تمامی جهات خصوصا از منظر فرهنگ و امنیت مورد مداقه و توجه قرار گرفته است. می‌توان این چالش و جدال را به رویه‌های مرسوم با توجه به

شماره 18 ورودی ورودی صفحه 18

چه کسی تاریخ را می‌نویسد

جنگ در جهان باستان پلی به سوی تمدن‌های قدرتمند‌تر بود؛ قایقی روی مردابی از خون که تضمین می‌کرد تنها حکومت‌ها و نظام‌هایی دوام بیاورند که توان حفظ بقای همه‌جانبه مردم خودشان را دارند و در این میان لزوما ارتش قدرتمندتر و بزرگ‌تر از همه ماجرا نبود. گواه آنکه بارها تاریخ جهان شاهد نمونه‌هایی بوده که در آن لشگرهای بزرگ‌تر و مجهز‌تر در برابر همتایان کوچک‌ترشان شکست می‌خورند و مغلوب می‌شوند. بربرهایی که رم را تاراج می‌کنند، اسکندری که کاخ‌های هخامنشی را آتش می‌زند و حتی ویتنامی که آمریکا را بیرون می‌راند همگی شاهدانی هستند بر شکست امپراتوری‌ها در برابر جوامع کوچک‌تر اما کارآمدتر که دست‌کم در برهه‌ای از تاریخ توانسته‌اند متحد‌تر و هدفمندتر عمل کنند. از همین رو ورای آن همه خون و درد و قربانی جنگ‌های کلاسیک ابزاری بودند برای تضمین بقای برترین‌ها و تکامل بهترین‌ها ولی اکنون ما در زمانه متفاوتی زندگی می‌کنیم. انسان مدرن کوشیده است بیاموزد این نبردهای جانفرسا را به حیطه‌های انسانی‌تر انتقال دهد و برخورد شمشیرها را به برخورد افکار و ایده‌ها تبدیل کند. در این روایت جدید اتحادها، رسانه‌ها و اطلاعات ابزار برتری هستند و هرچند هنوز نسل جنگ‌ها و قتل‌عام‌ها و نسل‌کشی‌ها برنیفتاده ولی ابزارهایی همچون تحریم، مذاکره و هشدار خلق شده‌اند

شماره 18 ورودی ورودی صفحه 19

چرایی یک پایان

خبر ادغام تالیا در همراه اول در روزهایی اعلام شد که صنعت مخابرات ایران سرگرم حضور در نمایشگاه تلکام پانزدهم بود و طبیعی بود این خبر بازتاب چندانی نداشته باشد. از سوی دیگر، تعداد مشترکان اندک تالیا در کل کشور، موضوع را تا حد زیادی کم‌اهمیت‌تر از دیگر خبرها کرد و در نهایت رسانه‌ها چندان به آن نپرداختند؛ اما به نظر می‌رسد سیاستگذاران و مدیران ارتباطات ایران نباید به سادگی از کنار این خبر بگذرند. سرنوشت تالیا به عنوان یک شرکت خصوصی می‌تواند درس‌های بزرگی برای اهالی صنعت مخابرات ایران داشته باشد.آنچه در این سال‌ها بر شرکت تعاونی مجتمع صنعتی رفسنجان به عنوان پیمانکار شرکت مخابرات ایران گذشت و در نهایت به پایان کار آن انجامید، می‌تواند موضوع یک تحقیق علمی و گسترده باشد اما شاید بتوان به صورت کلی دلایل شکست این پروژه تجاری را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:۱- سیاست: برآمدن و فرو رفتن شرکتی که با نام تجاری تالیا فعالیت می‌کرد، بی‌تاثیر از دنیای سیاست نبود. این موضوع را نه می‌توان با استفاده از ادله و شواهد تایید کرد و نه تکذیب؛ که این از پیچیدگی‌های دنیای سیاست در ایران ناشی می‌شود و ارتباط چندانی با عملکرد این شرکت ندارد. تالیا در فضای همدلانه شکل گرفت و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 18 ورودی