نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

7
شماره 7 ورودی ورودی صفحه 16

آنچه بر سازمان نظام صنفی گذشت

سازمان نظام صنفی رایانه‌ای ورود به نهمین سال زندگی خود را تجربه می‌کند. در سه سال دوره اول، با درگیری‌های زیاد و گرفتاری‌هایی که ایجاد شد، به مبارزه برای تثبیت موقعیت و حضور در جایگاه قانونی خود پرداخت، در این برهه از زمان از اعضای صنف که حمایت بی‌دریغ در این مبارزه را پیشتوانه هیات‌مدیره کردند ممنون، و از زحمات هیات‌مدیره وقت تشکر می‌‌کنیم.پس از تثبیت موقعیت سازمان، در سه سال دوره دوم، در عین بی‌توجهی و بی‌مهری دولت وقت با پشتوانه اعضای دلسوز صنف و زحمات شبانه‌روزی هیات مدیره دوره دوم، صنف توانست در نهادها، سازمان‌ها و مراجع تصمیم‌گیری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، جایگاه و کرسی خود را به دست آورد و با حضور در جلسات تصمیم‌گیری در ارتباط با حق و حقوق صنفی اعضا، توانست در قوانین و مقررات وضع‌شده در ساماندهی و تنظیم بازار کسب و کار صنف تاثیرگذار باشد، از حمایت و پشتیبانی اعضای دلسوز صنف قدردانی می‌کنیم و از هیات‌مدیره وقت تشکر. سه‌ساله سوم و سومین دوره هیات‌مدیره با حق‌طلبی و سهم‌خواهی صنف از حقوق ازدست‌رفته با بی‌مهری دولت وقت نسبت به بخش خصوصی شروع شد و با تحمل سختی‌های فراوان توسط آحاد صنف و هیات‌مدیره به امروز رسیدیم؛ امروز که با پشتوانه

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 12

در تقدیس یک مناقشه

فرهنگ و آیین ایرانی سنتی دیرپا در مذموم شمردن مفاهیم درگیری، مناقشه و منازعه دارد. کشور و تاریخی که همواره بازیچه سلسله‌ها، خاندان‌ها، مذاهب و حاکمان متعددی بوده، آموخته است محافظه‌کار، اختفاگر و پرده‌پوش باشد. یاد گرفته همواره در این دریای متلاطم به اندک ریسمانی از ثبات و پایداری چنگ زند و هر کورسوی امیدی را هرچند که فانوس نجاتش نباشد، دنبال کند. رفتارهای بیمارگونه‌ای همچون چاپلوسی، خودبزرگ‌بینی و تعارف نیز از همین ریشه‌های اجتماعی- تاریخی سرچشمه می‌گیرند.در این میان رسانه‌ها نیز ارج و قرب چندانی ندارند. صاحبان خبر اهالی قلم را کرکسانی می‌بینند که از اجساد هلاک‌شدگان یک مناقشه امرار معاش می‌کنند و صحنه یک نزاع و درگیری را می‌توان از جمع شدن آنها به گرد پیکر قربانیان شناخت. هیچ سوژه واقعا زنده‌ای اسیر چنگال رسانه‌ها نخواهد شد. نتیجه آنکه طرفین هر درگیری نه‌تنها از یک تقابل شفاف و واقعی، که از سمبل آن هم که رسانه‌ها هستند، می‌هراسند و دوری می‌کنند.مناقشه حاضر میان وزارت ارتباطات و مخابرات ایران در این میان ناخواسته یک استثناست. سال‌ها سکوت و تجاهل درباره ابهام ارتباط میان نهاد مجری و ناظر سبب شده امروزه دیگر هیچ یک از طرفین ابایی از رویارویی نداشته باشند. نتیجه اینکه این روزها تقابل مسوولان وزارت جدید با

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 12

نه سیاهیم نه سفید

آدم‌ها جایی میان مجرم بودن و نبودن گیر افتاده‌اند. بلاتکلیفند. نمی‌دانند بالاخره باید برای استفاده از آنچه در قانون جرائم رایانه‌ای ایران، تعریفی برایش وجود ندارد اما در جای دیگر جرم تلقی شده بترسند یا نه. باید قید هویت مجازی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی بزنند یا به زندگی‌شان در فیس‌بوک و توییتر ادامه دهند. این تعلیق حتی در سیستم قضایی کشور هم به روشنی پیداست؛ از جایی که فرمانده نیروی انتظامی نمی‌خواهد با قاطعیت درباره مجرم بودن یا نبودن اعضای شبکه‌های اجتماعی حرف بزند و چنین پاسخ دیپلماتیکی نسبت به موضع ناجا برای رفع فیلتر از این شبکه‌ها می‌دهد:«نه کاملا موافقیم، نه کاملا مخالف.»این روزها دایره اعضای شبکه‌های اجتماعی از مردم به سطح وزرا و معاونان رئیس‌جمهور هم رسیده؛ این در شرایطی است که کارگروه تعیین مصادیق فیلترینگ، عضویت در این شبکه‌ها را جرم تلقی می‌کند. اگرچه در نص صریح قانون جرائم رایانه‌ای هیچ اشاره مستقیم و غیرمستقیمی به این موضوع نشده اما در هر حال کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه که اساسا ماهیتش زیر تیغ انتقاد حقوقدانان قرار دارد، این کار را جرم شناخته است. با این حساب برای طیف وسیعی از جامعه باید قرار مجرمیت صادر شود؛ اعضای کابینه هم در صف اول این متهمانند. اما آیا چنین کاری

شماره 7 ورودی ورودی صفحه 13

دگردیسی یک احمق

ما آدم‌ها ضمن اینکه موجودات عجیبی هستیم، به شکل غریبی هم دچار تغییر می‌شویم. نمونه‌اش چیزی است که به تازگی برای یکی از دوستانم اتفاق افتاد. البته آنقدر سرگرم کسب و کار پررونقش هست که بعید می‌دانم چشمش به این نوشته بیفتد؛ پس با خیال راحت داستانش را تعریف می‌کنم. جدا از همه اخلاق‌های خاص خودش که همیشه سوژه گفت‌وگوهایش با من بوده و هست، از سال‌های دور یکی از عادت‌هایش که خیلی سر آن با هم بحث داشتیم این بود که هر موقع و هر جایی هر متکدی (نمی‌دانم چرا نباید راحت گفت گدا!) به سمتش می‌آمد، خیلی راحت و بدون هیچ تردیدی دست می‌کرد در جیبش و چیزی به او می‌داد. من می‌گفتم این کار را نکند چراکه اینها کسب و کارشان است و چه بسا درآمدشان از کسی مثل من بیشتر باشد. می‌گفتم چرا به راحتی گول ظاهر آن فریبکاران را می‌خورد. جالب اینجا بود که اگر این دوست ما در یک پیاده‌روی خیلی شلوغ قدم می‌زد، در بین آن همه آدم، اولین کسی که مورد مراجعه این سودجویان قرار می‌گرفت خودش بود. همیشه می‌خندید و می‌گفت حتما چهره‌اش مهربان‌تر از بقیه است و همین باعث می‌شود در صدر فهرست تکدی‌گران قرار گیرد. من هم سکوت می‌کردم.

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 7 ورودی ورودی صفحه 13

مثلث تضعیف خارجی

شرایط اجتماعی قطعا یکی از مهم‌ترین عوامل در هویت رفتاری انسان‌ها و حتی شرکت‌هاست و شرکت‌های خارجی در ایران از این قانون مستثنی نیستند. وقتی در نگاه اول لیست بیش از سه هزار شرکت خارجی و نماینده را در ایران می‌بینم، با خود به این داستان می‌اندیشم که اگر در دولت حاضر کمی روابط خارجی بهبود یابد یا به طور کامل تحریم‌ها برداشته شود، چه حجمی از شرکت‌های خارجی به ایران می‌آیند؟ از صنعت الکترونیکی و لوازم خانگی و خودرو گرفته تا خوراک و پوشاک و لوازم پزشکی و… اما متاسفانه اتفاقی که در این هشت سال برای هویت رفتاری شرکت‌های خارجی افتاد، سه گونه رفتاری را برای این شرکت‌ها دربر داشت. گونه اول: رفتن از ایران؛ برخی از شرکت‌های بزرگ و کوچک خارجی ساده‌ترین راه را در مقابل این تحریم‌ها برای خود انتخاب کردند و رفتن را بهترین راه‌حل در مقابل فشار بر شرکت‌های مادر دانستند. بماند که شاید هم بهترین بهانه برای رفتن از ایران در مقابل افت شدید تجارت جهانی در آن زمان‌ها بود! شرکت‌هایی مانند: نوکیا، نوکیا زیمنس، رنو، ZTE، شرکت نفتی BP و…گونه دوم: تقلیل نیرو؛ در پی چراغ خاموش بودن برخی دیگر که حاضر نبودند بازار انحصاری خود را از دست دهند، شروع به

شماره 7 ورودی صندوق پستی صفحه 14

ضلع چهارم مثلث

روزگاری هم بر مردم این سرزمین گذشت که ۴۰۵ سوارهایش به خاطر نقص‌ کوچکی در سیستم سوخت‌رسانی خودرو، یکی‌یکی در آتش می‌سوختند و کارخانه‌ تولید‌کننده، در حالی مسوولیت فاجعه را بر عهده نمی‌گرفت که تقریبا در همان زمان، همکار ژاپنی کارخانه‌ داخلی، به خاطر نقص کوچک‌تر و بی‌اهمیت‌تری، تا کمر مقابل خبرنگاران خم می‌شد و از مردم عذرخواهی می‌کرد. این قصه، برای مدیریت‌خوانده‌ها یک مورد کلاسیک انتخاب بین ارزش‌هاست: وقتی مشکلی پیش می‌آید، طرف کدام را می‌گیرید؟ مشتری، کارکنان یا سهامداران (همان سود)؟پای حرف که به میان می‌آید، ادعای اغلب مدیران، توجه ویژه به مشتری است؛ انگار توجه کردن به کارکنان یا سهامداران سازمان، عیبی دارد! اما واقعیت این است که گرفتن طرف هر کدام از این سه ضلع، لااقل تا زمانی که منطق مشخصی داشته باشد، ایرادی ندارد هیچ، تکلیف سازمان را هم در مواقع بحرانی مشخص می‌کند. به عبارت دیگر، اینکه سازمان بداند توالی ارزشگذاری بین این سه عامل چگونه است، برایش مهم‌تر است تا اینکه از ارزش مشتری در سازمان داد سخن سر بدهد و بعد برخلاف آن عمل کند.سازمانی که در آن مشغول به کارم (شرکت فناپ، هلدینگ فناوری اطلاعات بانک پاسارگاد) هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید در نگاه اول به نظر برسد به‌

شماره 7 ورودی صندوق پستی صفحه 14

فرصت‌سوزی در بازاریابی سازمانی اپراتورها

این نوشته حاصل ملاقات اتفاقی نگارنده با یکی از عزیزان ماهنامه پیوست است که البته هیچ ارتباطی به موضوع نوشتار ندارد و صرفا برای ورود به بحث با پیشزمینهای از رابطه علت و معلولی به آن اشاره شده است.در دنیای امروز بازاریابی علمی از تقاضا در بازار (به عنوان علت) الهام گرفته و محصولات و خدمات متناسب با آن را طراحی و عرضه می‌کند. این قاعده در بازارهای سازمانی نیز صادق است. این نوشتار کوتاه نیز در پی تحلیلی مختصر از میزان موفقیت ارائه‌دهندگان خدمات مختلف در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات است. هر چند مقوله‌ ورود به بازار سازمانی در سازمان‌های مورد بحث (اعم از اپراتورهای تلفن همراه، ارائه‌دهندگان خدمات وایمکس و تلفن ثابت) موضوع جدیدی نیست اما میزان موفقیت این سازمان‌ها در جذب بازار، از موفقیت مشابه با بازار مصرف‌کنندگان برخوردار نبوده است. این یادداشت عوامل زیر را به عنوان شاخص‌های توفیق در بازار سازمانی مورد اشاره قرار خواهد داد:۱- آمادگی ساختار برای ورود به بازار سازمانی۲- شناخت ابتدایی از نیازهای بازار سازمانی ۳- چیدمان مناسب تیم برای بازاریابی در بازار سازمانی۴- همکاری با سایر دست‌اندرکاران بخش‌های مختلف بازار سازمانی۵- ارائه‌ راه‌حل متناسب با نیاز سازمان۶- توانایی پاسخگویی متناسب با نیاز سازمان در خدمات پس از فروش. به

شماره 6
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
شماره 8