نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

53
شماره 53 ورودی ورودی صفحه 16

دستور پخت یک تک‌شاخ

اگر شما هم از آن دسته دولتمردان باسلیقه‌ای هستید که علاقه دارند در پایان یک دوره وزارت یا معاونت و مدیریت یک یا چند تک‌شاخ زیبا و باطراوت روی میز آقای خانه، رئیس‌جمهور یا مهمانان از مجلس بگذارند و چشم‌های دیگران را خیره کنند تا مطمئن شوند وزارتخانه‌دار موفقی هستند، کافی است این دستورالعمل ساده را دنبال کنید تا بتوانید دست‌کم یک تک‌شاخ برشته روی میز برای پایان این چهارساله داشته باشید: در استفاده از مقررات زیاده‌روی نکنید: تقریباً همه صاحب‌نظران متفق‌القول‌اند که مهم‌ترین کار دولت این است که هیچ کاری نکند. حیطه مانور و عملیات دولت چه در لایه مقررات و چه حتی در زمینه مشوق‌ها به گونه‌ای زمخت، غیرفنی و اغلب خودمدارانه است که به راحتی با ایجاد رانت یا گمراهی منجر به از میان رفتن میکروارگانیسم‌های ظریف این بازار نمی‌شود. فراتر رفتن از لایه زیرساخت و فراهم‌ کردن فناوری‌های زیرساختی معمولاً هزینه سنگینی دارد و بوم‌زیست را به نحو غیرقابل بازگشتی متضرر می‌کند. مثال‌هایش هم پیام‌رسان ملی، سیستم‌عامل ملی و ده‌‌ها ملی بی‌میل دیگر است. تا می‌توانید روی تک‌شاخ سرمایه بمالید: نه! وام دولتی سرمایه نیست. بازار ایران پتانسیل بالایی در جذب پول غیرسیاسی بین‌المللی و استفاده از همین معدود صنعت‌گر و کارآفرین داخلی دارد. حتی با

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 16

نیاز بی‌جواب نمی‌ماند

وقتی نیازی در جامعه وجود داشته باشد همیشه افرادی هستند که این نیاز را پاسخ دهند و همواره راهی برای پوشش دادن آن پیدا می‌شود. در این مواقع بسیاری از افراد به قانونی بودن یا نبودن نیازشان چندان توجهی ندارند بلکه می‌خواهند کارشان هر چه سریع‌تر انجام شود. بهترین روش این است که این مسیر قانونی طی شود و ترجیح اکثریت مردم نیز همین است، چرا که اگر مشکلی پیش آید، فقط اگر فرایندهای طی‌شده قانونی باشد، امکان پیگیری آن از دستگاه قضایی و مراجع ذی‌ربط وجود دارد. اما اگر راه قانونی آن هم یافت نشود، بسیاری از افراد راه‌های غیرقانونی را نیز امتحان می‌کنند. نمونه بارز این گفته ممنوعیت صرافی‌ها از انجام تراکنش‌های آنلاین یا خرید و فروش آنلاین ارز است. طی سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌هایی که بر کشور اعمال شده است امکان ارائه خدمات بانکی بین‌المللی خرد برای شهروندان کشور میسر نبود یا انجام این تراکنش‌ها به سختی صورت می‌گرفت. اگر خانواده‌ای می‌خواست شهریه فرزندش را در دانشگاه‌های بین‌المللی بپردازد، کار چندان ساده‌ای نبود یا اگر می‌خواستند هتلی را رزرو کنند یا مقاله‌ای در مجلات بین‌المللی چاپ کنند، انتقال وجه به سادگی صورت نمی‌گرفت. این افراد نمی‌توانستند به بانک‌ها یا صرافی‌ها مراجعه کنند و آنها وجه مورد

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 53 ورودی ورودی صفحه 17

ما و اسطوره پیکان

۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۴ در مراسمی با شکوه آخرین «پیکان» تولیدی در کارخانه «ایران خودرو» به موزه رفت. شاید ایران تنها کشوری باشد که یک مدل خودرو را ۳۸ سال تولید کرد و اتفاقاً مدل‌های متاخر، نسبت به اسلاف خود، زشت‌تر و بی‌کیفیت‌تر بودند. «پیکان» گرچه در شکل ظاهری‌اش یک خودرو بود، اما در واقع یک مفهوم ذهنی و یک نوع تفکر بود (هست) که هیچ‌گاه از ذهن ما پاک نشد. «پیکان» یک کانسپت (Concept) است که همچنان در تفکر ما ایرانی‌ها جا خوش کرده. «پیکان» نماد هم بود؛ نماد ذهن‌های تنبل و غیرخلاقی که به خود زحمت نوآوری نمی‌دهند و با انواع و اقسام روش‌های غیراقتصادی و غیرصنعتی و غیرعلمی همه رقبا را از میدان به در می‌کنند و خود برای سال‌ها یکه‌تاز عرصه بی‌رقیب می‌شوند و به ظاهر آقایی می‌کنند. ۱۲ سال بعد از به موزه رفتن «پیکان»، در شرایطی که اقتصاد کشور درگیر ابربحران‌های متعددی شده، مسئولان به فکر راهی هستند که با استفاده از اینترنت اشتغال‌زایی کنند. این روزها عبارت «یونیکورن» را زیاد می‌شنویم. استارت‌آپ‌هایی که بیش از یک میلیون دلار ارزش دارند و می‌توانند باری از دوش اقتصاد به رکود نشسته کشور بردارند. اما در سوی دیگر ماجرا، اسطوره «پیکان» هنوز زنده است و این

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 53 ورودی ورودی صفحه 17

حراجمعه ما و بلک‌فرایدی آنها

حراجمعه امسال هم مثل دو سال پیش با افت و خیزهای فراوانی گذشت. اختلال ۱۴ساعته سایت بامیلو که امسال برای سومین سال متوالی حراجمعه یا همان بلک‌فرایدی را برگزار می‌کرد داغ‌ترین خبر آن روزها شد. اما به نظر می‌رسد بلک‌فرایدی آنها چنان که باید بر تقویم ما نمی‌نشیند. زمانی که پایان سال میلادی و «عید مردماس» و هنوز سه ماهی تا پایان سال ما مانده است. شاید این بزرگ‌ترین دلیلی باشد که باعث می‌شود این حراجمعه آن بلک‌فرایدی نباشد. حراجمعه امسال که به پایان رسید گلایه‌ها آغاز شد. گلایه از تخفیف‌های پوشالی و قیمت‌هایی که واقعی نبود. گلایه از آماده نبودن سرورها و از دسترس خارج شدن‌شان و گلایه از همه آنچه از ایران ما نه جهانی اول که جهانی در رده سوم ساخته است. شاید همین حراجمعه هم تکاپوی جامعه استارت‌آپی کشور برای نزدیک کردن ایران به سکوی جهان اول است. تلاشی که به نظر می‌رسد در ریل درستی قرار نگرفته است. شاید اگر این حراجمعه به جای همزمانی با پایان سال میلادی در ماه‌های پایانی سال شمسی و روزهای نزدیک به عید نوروز برگزار می‌شد، بعد از سه سال جایی میان مردمان خودمان باز کرده بود. اما حتی دیجی‌کالا هم که همان سه سال پیش در رقابت با

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 18

بوی خوش کاغذ

دو ساعت از صحن علنی گذشته است و من با خود کلنجار می‌روم تا به سمت اداره اخبار نروم و برنامه صحن و برنامه کمیسیون‌ها را از روی میز برندارم… از دو ماه پیش که در گزارش مجلسم از استفاده بیش از اندازه از کاغذ و بهره نبردن مجلسیان از فناوری و اطلاعات در فعالیت‌های روزمره انتقاد کردم با خود عهد کردم برنامه مجلس را از سایت چک کنم و دیگر به سراغ کاغذهای رنگارنگ نروم. اما هر بار که همکاران دیگر یا نمایندگان را می‌بینم که چند کیسه کاغذ با خود حمل می‌کنند به این فکر می‌افتم که مجلس نمونه کوچکی از جامعه است، اگر این موضوع را به جامعه بزرگ‌تر تعمیم دهیم، درمی‌یابیم که حتی در زندگی روزمره هم تا می‌توانیم مدارک، سند یا رسیدی را به صورت کاغذی دریافت و جمع‌آوری می‌کنیم. انگار هر خانواده ایرانی یک نایلون مملو از مدرک در کشو یک کمد بوده و هست و خواهد بود. نمونه از این دست نیز بسیار است. دستگاه‌های خودپرداز دیگر برای ما غریبه نیستند و همواره در شرایط سخت یاری‌کننده بوده‌اند. اما انگار پس از گذشت سال‌ها هنوز به آنها اطمینان کامل نداریم و وقتی با سوال «آیا رسید دریافت می‌کنید؟» مواجه می‌شویم، حتی اگر در

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 18

نسخه‌های بی‌اثر

اینترنت ثابت در ایران مانند یتیمی است که انگار هیچ قیمی نداشته و دولت حضانت آن را قبول کرده، حالا هم که با تمام سختی‌ها به جایی رسیده همچنان می‌خواهد سرپرستی او را بر عهده داشته باشد. از ترس اینکه هنوز نمی‌تواند روی پای خود بایستد، مانند خیلی از پدر و مادرهای نگران. یکی از بدشانسی‌های اینترنت پرسرعت این است که مانند دهه شصتی‌ها در شرایط مناسبی متولد نشده است. اگر ما در دهه‌ای متولد شدیم که کشور تازه از انقلاب فاصله گرفته بود اما در نهایت جنگی هشت‌ساله به او تحمیل شد، اینترنت پرسرعت هم در دولتی (نهم) شروع به رشد کرد که نه باوری به توسعه ‌آی‌تی به عنوان وسیله‌ای برای بهبود شرایط اقتصادی داشت و نه اینترنت را عامل اصلی برای این رشد می‌دانست. اینترنت پرسرعت در گام‌های اول خود در دوران مدیریت محمود سلیمانی، وزیر ارتباطات دولت نهم، با محدودیت دسترسی کاربران روبه‌رو شد و از سوی دیگر شرکت مخابرات ایران با انحصاری که در ارائه خدمات خود به فعالان بخش خصوصی اینترنت (برای شبکه‌سازی) ایجاد کرده بود، عملاً فضا را برای رشد این شرکت‌ها بست. این محدودیت‌ها توسط جایگزین بعدی سلیمانی در وزارت ارتباطات دولت دهم نیز ادامه داشت تا چهار سال دیگر کاربران با

شماره 52
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53
شماره 54