نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

52
شماره 52 ورودی ورودی صفحه 16

صادراتی که ما در آن خوبیم

صادرات فناوری در ایران، بافته در میان همه رویاها و سراب‌هایش، بخشی از یک افسانه بسیار بزرگ‌تر است که امروزه به نام «جهانی‌‌سازی» نقد و حتی چه بسا رو به افول تلقی می‌شود. جهانی‌سازی را معمولاً فرایند تعامل و ادغام اقتصاد و مردم دنیا قلمداد می‌کنند که از طریق تجارت بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی و با کمک فناوری اطلاعات انجام می‌شود، اما جهانی‌سازی در دهه اخیر ماهیتی بسیار سیاسی‌تر پیدا کرده که طی آن اقدامات دولت‌ها منجر به دگرگونی جهان می‌شود یا در یک کلام: جهانی‌سازی دولتمدار. در این شکل از جهانی‌سازی دولت‌ها نقشی کلیدی‌ در پیش بردن شرکت‌ها ایفا می‌کنند که این تشویق‌ها و تشکل‌ها و آمارهای دولتی و شبه‌دولتی صادراتی برای بازاری مانند نرم‌افزار در کشور ما نمونه‌هایی باسمه‌ای از این دست هستند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته و در صدر آنها در ایالات متحده این روند کم و بیش برعکس است؛ یعنی در حقیقت این کمپانی‌های بزرگ فراملیتی هستند که دولت‌ها را کنترل و نوعی سیاست‌ورزی اقتصادی را به آنها تحمیل می‌کنند. همین شرکت‌های فراملیتی هستند که «زنجیره‌های ارزش جهانی» را خلق می‌کنند و خودشان هم به عنوان «بنگاه رهبر» در آن میان نقشی کلیدی و البته سودی کلیدی دارند. مثال‌های این بحث نظری در فضای فناوری

شماره 52 ورودی ورودی صفحه 16

قراردادی که فراموش می‌شود

وقتی کسب و کارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات قدرت می‌گیرند یا تمام بخش‌های کشور بر قدرت گرفتن آنها تاکید می‌کنند و قرار است بخشی از مشکل اشتغال کشور از سوی این کسب و کارهای جدید رفع شود طبیعی است که دیگر نمی‌توان فقط به چشم سرگرمی به آن نگاه کرد. بستری که برای آن فراهم می‌شود باید به اندازه‌ای مطمئن باشد که بروز مشکل در آن را به حداقل برساند و سازمان‌های فراهم‌آورنده این بستر نیز باید مسئولیت خود در این بخش را به رسمیت بشناسند و بروز هر گونه مشکلی را اطلاع‌رسانی کنند. مشکلی که برای نماد اعتماد الکترونیکی نیز پیش آمد از همین دست است. زمانی که استارت‌آپ‌ها با مشکل تعلیق نمادشان برخورد کردند در مرحله اول با سکوت مرکز توسعه تجارت الکترونیکی مواجه شدند. زمانی که این سکوت ادامه یافت به تدریج قراردادهایشان با شبکه بانکی لغو شد و درگاه بانکی‌شان به تعلیق درآمد. شاید میزان درآمد شرکت‌های استارت‌آپی به نظر شرکت‌های دولتی چندان قابل توجه نباشد، اما قابل اتکا بودن سرویسی که این شرکت‌های نوپا به مشتریان‌شان ارائه می‌دهند برایشان حائز اهمیت است، چرا که بروز هرگونه مشکلی در ارائه سرویس به مشتریان‌شان با توجه به تنوع زیادی که در بازار وجود دارد ممکن

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 52 ورودی ورودی صفحه 17

فرش قرمز بیاورید

خصولتی‌ها که هر روز سهم بیشتر اقتصاد ایران را از آن خود می‌کنند همواره تاکید دارند که شرکت‌های کوچک (بخوانید بخش خصوصی) و دولت توان سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف را ندارند و به همین دلیل توسعه کشور عقب افتاده است. هرچند در پس این گفته سهم‌خواهی بیشتر از اقتصاد و تلاش برای کسب انحصار است، اما سخن درستی است. در این سال‌ها خزانه خالی و حجم گسترده سوءمدیریت‌ها و انبوه فسادهای مالی، دولت را در سرمایه‌گذاری ناتوان کرده است. نوع خاص روابط بین‌الملل کشور نیز امکان سرمایه‌گذاری خارجی را از میان برده و در نهایت بخش خصوصی نیز ناتوان‌تر از همیشه آه در بساط ندارند. به عنوان نمونه به وضعیت اینترنت بنگرید. اگر نبودند اپراتورهای تلفن همراهی که هر کدام به نهادهای خاص وابسته هستند، احتمالاً ما هنوز هم با پهنای باندهای ۳۲ تا ۶۴ کیلوبیت بر ثانیه دست به گریبان بودیم. در این حوزه خاص، با واگذاری شرکت مخابرات ایران، دولت عملاً دستی در توسعه ندارد. مخابرات سرگرم داستان‌های دیگر است و شرکت‌های خصوصی هم در تلاش برای امرار معاش. پس توسعه چه می‌شود؟ خداحافظی با ADSL و دردسرهایش نیاز به سرمایه‌گذاری عظیمی دارد که از عهده هر شرکتی برنمی‌آید. در حالی که رگولاتور اتحادیه اروپا اپراتورها را ملزم

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 52 ورودی ورودی صفحه 17

پرده نمایش سیاه

«به یک همکار شاداب، خلاق و باانرژی نیازمندیم.» این جمله‌ای است که تقریباً در اغلب آگهی‌های استخدامی استارت‌آپ‌ها دیده می‌شود، چیزی شبیه «منشی خانم با روابط عمومی بالا» که هرچند در نگاه اول به طور مستقیم به ویژگی اصلی شخص مورد نیاز اشاره می‌کند، اما می‌تواند تعابیر دیگری نیز با خود به همراه داشته باشد. بدون شک نمی‌توان تاثیر هیچ‌کدام از موارد تاکیدشده در این آگهی‌های استارت‌آپی یعنی شادابی و خلاقیت را در بالا بردن روحیه تیم و به تبع آن بهبود عملکرد هر پروژه‌ای دست‌کم گرفت، اما یک واقعیت را هم نباید فراموش کرد: موفقیت یک کسب‌وکار بیش از هر چیز به شایسته‌سالاری، میزان مهارت و دانش افراد در اجرای پروژه بستگی دارد. آنچه در رفتار و نوع تعاملات برخی تیم‌های استارت‌آپی دیده می‌شود نه انجام کار حرفه‌ای بلکه صرفاً ایجاد محیطی مفرح و بهره‌مندی از وجهه کاذب استارت‌آپ بودن است، چیزی که از یک طرف آنها را در سطح جوانان باحال دره سیلیکونی نشان دهد و از طرفی نگذارد کسی انگ بیکاری به آنها بزند. مشخصه اصلی این بخش از استارت‌آپ‌ها این است که به جای تمرکز کردن بر پروژه‌هایی که نیاز مبرم جامعه را برطرف می‌کنند یا مشاوره گرفتن از کسانی که دانش کسب‌وکار را می‌دانند، تنها

شماره 52 ورودی صندوق پستی صفحه 18

پتانسیل‌ صنعت نرم‌افزارمان را بشناسیم

برای ترسیم وضعیت صنعت نرم‌افزار کشور شاید بد نباشد به خاطره‌ای از رئیس اتحادیه نرم‌افزار ایران درباره بلغارستان اشاره کنم، کشوری که از جهتی به ایران شباهت دارد و مانند ایران با مشکل مغزافزار و منابع انسانی دست و پنجه نرم می‌کند. برای مدتی طولانی کار توسعه نرم‌افزار برای توسعه‌دهندگان این کشور اروپای شرقی صرفه اقتصادی نداشت و پس از باز شدن مرزهای اروپای شرقی بیشتر آنها با یک پیشنهاد کاری خوب به غرب مهاجرت کردند. آنها اعتماد به نفس این را نداشتند که به عنوان یک کشور اروپای شرقی بتوانند با اروپای غربی، آمریکا و به طور کلی بازار جهانی نرم‌افزار رقابت کنند. رئیس اتحادیه نرم‌افزار ایران به نکته جالبی درباره علت بازگشت اعتماد به نفس صنف نرم‌افزار و فعالان حوزه فناوری اطلاعات بلغارستان اشاره می‌کرد. به گفته او همه ماجرا از یک گیم استراتژی، شامل یک سرور و چند بازیکن در داخل خود بلغارستان، شروع شد. به مرور تعداد بازیکن‌ها بالا رفت، سرورها در سطح اروپا و دنیا گسترش پیدا کردند و این بازی تبدیل به یک بازی بسیار پول‌ساز شد که موفقیت زیادی برای تولیدکننده آن به همراه داشت. این داستان موفقیت به ایشان نشان داد که ما هم چندان از بازار جهانی عقب نیستیم و هنوز

شماره 52 ورودی صندوق پستی صفحه 18

پرسش‌هایی که نمی‌پرسیم

نمی‌دانم کجا و از قول چه کسی خواندم که ما ایرانی‌ها پرسشگری را چندان خوش نداریم، اما آماده‌ایم همه جا و در برابر هر پرسشی پاسخ‌های خود را ارائه بدهیم. اگر این قضاوت درست باشد، بی‌گمان یکی از مصادیق آن معرکه‌ای است که مدت‌هاست بر سر صادرات نرم‌افزار برپا شده است. چند سالی است یک تشکل خاص، که نام و هویتش را از همین موضوع وام گرفته است، هرساله آمارهایی از صادرات نرم‌افزار کشور (یا اعضای همان تشکل) منتشر می‌کند. آمارهایی که هرساله فضایی‌تر و اغراق‌آمیزتر به‌ نظر می‌رسد. از سوی دیگر برخی نیز به نفی و انکار این آمارها برمی‌خیزند و احیاناً در این میان به قصد و غرض نهان در این آمارسازی‌ها می‌پردازند و «همچنان جنگ است تا حشر بشر – در میان جبری و اهل قدر». آنچه هر دو فرقه به‌ صورت ضمنی پذیرفته‌اند و بی‌گفت‌وگو مبنای استدلال‌های خود قرار می‌دهند مطلوبیت ذاتی و اولویت راهبردی صادرات نرم‌افزار به منظور توسعه این صنعت است. به‌ این ترتیب صادرات نرم‌افزار چنان در دایره «مشهورات» زمانه تثبیت شده است که به متن برنامه‌های توسعه هم راه یافته و دست‌اندرکاران نگارش این برنامه‌ها، تنها با کم و زیاد کردن مقدار هدف در هر برنامه‌ای، آن را در زمره اهداف توسعه

شماره 51
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53
شماره 53