نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

51
شماره 51 ورودی ورودی صفحه 16

مظنونین همیشگی*

روال رایج درباره هر پرونده‌ای برای ناکامی شرکت‌‌های دارای پروانه «خدمات انتقال داده‌ها» این است که صورت‌مساله را جایی در میان مثلث برمودای رگولاتوری، مخابرات و وزارتخانه گم کنیم. مظنونین این سناریوی تکراری ADSL همیشگی‌اند؛ در آن سازمان و کمیسیون تنظیم مقررات توان و میدان رقابت را از دارندگان پروانه نه‌چندان خوش‌یمن PAP ربوده‌‌اند،‌ مخابرات با انحصار خود امکان بازی با کیفیت و بازار را از آنان گرفته و وزارتخانه هم با فشار بر حربه قیمت آنها را زیر پاشنه‌های آهنینش خرد کرده است. این است که همه بازیگران عرصه ADSL در این میان قربانیانی خاموش‌اند که فقط هر از گاهی از آنها ناله و نفرینی در رسانه شنیده شده و بس. اگر نخواهیم این نسخه هالیوودی برای قربانیان ابدی و مظنونین همیشگی را دربست باور کنیم، باید بر سه جریان مغفول طی یک دهه اخیر در میان دارندگان PAP صحه بگذاریم. جریانی که وقتی موج اینترنت همراه از راه رسید کم و بیش طومار ADSL و همه روایت‌‌های آن را برای همیشه در هم پیچید: کیفیت: اینترنت در ایران پدیده‌ای راضی‌کننده نه فقط به لحاظ سرعت که به لحاظ کیفی هم نیست، اما وقتی همان دلایل همیشگی در زمینه نابسامانی زیرساخت ایران به اینترنت نسل چهار و LTE می‌رسد

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 16

دعواهای حیدری نعمتی

تقریباً ۱۰ سال از راه‌اندازی مرکز ریشه می‌گذرد، اما هنوز دعواهای «حیدری نعمتی» برای مالکیت مرکز ریشه به پایان نرسیده است. هر کدام از دستگاه‌های دولتی به نوعی خواهان مالکیت مرکز ریشه هستند حال اینکه هیچ‌ کدام از آنها به کارکرد مرکز ریشه توجهی ندارند و همه فکر می‌کنند چون مرکز مهمی است بهتر است آن را از آن خود کنند و مالکیتش در اختیارشان باشد. در اصل با یک اموال عمومی مانند اموال خصوصی خود برخورد می‌کنند. علاقه به مالکیت وسایل و تجهیزات مختلف در زندگی روزمره هر کدام از ما شایع است. هر کدام دوست داریم ماشین شخصی خود را داشته باشیم، از همین روست که گاهی یک خانواده چهارنفره چهار خودرو خریداری می‌کند و هر کدام از افراد خانواده برای خود وسیله مجزایی دارند. از این دست مثال‌ها بسیار است، اما متاسفانه این رفتار فردی در رفتارهای سازمانی‌ ما نیز رخنه کرده است. در اصل بدون توجه به اینکه منابع عمومی را باید به صورت بهینه استفاده کنیم همه سعی می‌کنیم در دوره‌ای که بر سر کار هستیم یا چند صباحی که روی صندلی مدیریت نشسته‌ایم به گونه‌ای برخورد کنیم که بیشترین دارایی را برای زیرمجموعه خود فراهم کنیم. به نظر می‌رسد برخورد بخش‌های مختلف کشور بر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 51 ورودی ورودی صفحه 17

گریز از سرنوشت ارج

تا ۲۰ سال پیش کمتر ایرانی‌ای نام «ارج» و «آزمایش» را نشنیده بود. این دو کارخانه بزرگ که در دهه ۵۰ مهم‌ترین تولیدکنندگان لوازم خانگی در ایران بودند پس از انقلاب از حالت خصوصی درآمدند و دولتی شدند. همین تغییر وضعیت بود که سبب شد نام‌های ارج و‌ آزمایش کم‌کم از خاطر ایرانی‌ها پاک شوند و تنها زمانی دوباره به صدر اخبار بازگشتند که موضوع تعطیلی آنها به میان آمد. سرنوشت این دو کارخانه را می‌توان نماد مدیریتی دانست که تنها به حال توجه دارد و آینده را نمی‌بیند. با تغییرات روز حرکت نمی‌کند و می‌داند هر وقت ورشکست شد، همه چیز را تعطیل می‌کند و می‌رود سراغ یک بنگاه سودده دیگر. نمونه این اتفاق تاحدودی برای شرکت مخابرات ایران نیز رخ داد. با این تفاوت که اختلافات سیاسی باعث شد جلوی این روند گرفته شود. درست زمانی که روند فناوری ارتباطات ثابت در دنیا تغییر می‌کرد شرکت مخابرات ایران به بخش غیردولتی واگذار شد. از روند اجرایی واگذاری و قیمت‌گذاری که بگذریم، مخابرات در زمان نامناسبی واگذار شد. این زمان نامناسب را در مقایسه با اپراتور تلفن همراه می‌توان بهتر متوجه شد. در سال‌های اولیه عرضه تلفن همراه در ایران، ابتدا تعرفه خدمات آن آزادسازی شد. اپراتور تلفن همراه

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 51 ورودی ورودی صفحه 17

در انتظار همدلی از دست ‌رفته

مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در نتیجه مطالعه امکان‌سنجی تجارت الکترونیکی (پروژه متا)، که در سال ۸۱ اجرا شد و جزو پروژه‌های پیش‌بینی‌شده در طرح تکفا بود، شکل گرفت. مرکزی که می‌توانست تاثیر بسیاری بر اقتصاد کشور داشته باشد و مسیر توسعه در کشور را دستخوش تحولات جدی کند. اما این مسیر آن‌گونه که پیش‌بینی شده بود طی نشد. روسای پیشین مرکز توسعه بر این باورند که وزرا آنچنان که باید با مرکز همدل نبودند و به همین دلیل نیز این مرکز تقویت نشد. اما ریشه همدل نبودن وزرا را می‌توان در شرایط متلاطم اقتصادی جست‌وجو کرد که چند سالی کشور را درگیر خود کرده بود و امواج این دریای توفانی در آن سال‌ها هر روز خروشان‌تر از روز گذشته به ساحل اقتصاد کشور می‌کوبید و در نهایت پس از این توفان سهمگین هم آرامشی در پی نبود. ویرانه‌ای به جا مانده بود و وزرای بازرگانی و پس از آن صنعت، معدن و تجارت باید به ساختن این ویرانه می‌پرداختند و تجارت الکترونیکی در این میان غریبه‌ای بود که آنها نگاه نه‌چندان مطمئن خود را به او دوخته بودند و باور نمی‌کردند که شاید راه نجات از این ویرانه همان غریبه‌ای باشد که گوشه‌ای ایستاده و چشم در چشم اقتصاد تخریب‌شده

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 18

پشت دیوارها شهری است

امسال سال جابه‌جایی زمان برگزاری نمایشگاه‌های حوزه آی‌سی‌تی بود. نمایشگاه الکامپ برای اولین‌ بار از قشلاق به ییلاق کوچ کرد و رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای از برگزاری همزمان الکامپ و تلکام در سال ۹۷ خبر داد. هرچند اجزای صنعت ICT در هم تنیده هستند و خدمات بسیاری از شرکت‌ها در هر دو نمایشگاه کارایی دارند، اما باید دید برگزاری همزمان و ادغام این دو نمایشگاه، که هر دوی آنها از ماهیت B2B خود خارج شده و به B2C در حال تغییر هستند، چه مزایایی می‌تواند داشته باشد. یکی از مورخان درباره اتحاد آلمان شرقی و غربی در اواخر دهه ۸۰ میلادی می‌گوید این شانس دومی بود که نصیب آلمان شد. وضعیت اقتصادی ایالت‌هایی که در شرق دیوار برلین بودند چیزی فراتر از اسف‌بار بود و این اتحاد کورسوی امیدی را برای بهبود اوضاع زنده کرده بود. هرچند انستیتوی تحقیقات اقتصادی آلمان بر اساس نتایج تحقیقات خود اعلام کرده اتحاد دو آلمان دستاورد بزرگی در نزدیک کردن شرایط اقتصادی و زندگی شهروندان شرق و غرب آلمان بوده است، اما نتایج بررسی‌های انستیتوی نظرخواهی آنسباخ تابلوی دیگری را به نمایش می‌گذارد. این انستیتو، که از سال ۱۹۹۳ به طور سالانه درباره رضایت شهروندان ایالت‌های شرقی آلمان از اتحاد دو آلمان نظرسنجی

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 18

رقیبان علیه رقیب

درست زمانی که هیچ ‌کس انتظارش را نداشت یک اتفاق کافی بود تا اعتمادی که تاکسی‌یاب‌های آنلاین بعد از سال‌ها بی‌اعتمادی در مسافرت شهری به وجود آورده بودند نیز زیر سوال برود. تجاوز، دزدی و به قتل رساندن مسافران توسط رانندگان حادثه جدیدی در کشور به حساب نمی‌آید و در سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از حوادث روزنامه‌ها به این اتفاق اختصاص داشته است. اما چرا تجاوز یکی از رانندگان اسنپ به مسافران این سرویس تا این حد در جامعه مورد توجه قرار گرفت؟ پیش از این حادثه اسنپ نوعی اعتماد در امنیت مسافرت شهری ایجاد کرده بود که تاکسیرانی و آژانس‌های کشور موفق به انجام آن نشده بودند، اما با اتفاق اخیر مشخص شد توجه به نکات ایمنی و امنیتی در داخل این شرکت به درستی به اجرا گذاشته نشده تا در نهایت استخدام بدون نظارت و ضابطه در این سرویس بعد از ۱۰۰ میلیون سفر موفق موجب یک حادثه ناگوار شد. همین موضوع نیز سبب اهمیت دادن به این حادثه بیش از وقایع مشابه‌ توسط برخی رانندگان مسافرکش شهری شد. اما فارغ از همه انتقاداتی که به نحوه نظارت استخدام رانندگان این شرکت یا نحوه اطلاع‌رسانی غیرشفاف این سرویس به جامعه وارد است، بخشی از اخبار منتشرشده علیه

شماره 50
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51
شماره 52