نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

50
شماره 50 ورودی ورودی صفحه 16

دموکراسی در انتظار قهرمان

عنوان پرچالش این شماره از ماهنامه پیوست یعنی «پایان دموکراسی» از کتاب مشهوری به قلم ژان‌ماری گنو، نویسنده و تحلیلگر معاصر فرانسوی گرفته شده است*. متفکری که درست در بحبوحه جشن اردوگاه غرب از فروپاشی شوروی آب سردی بر پیکر این آتش‌بازی شادمانه ریخت و این نظریه را مطرح کرد که دموکراسی دست‌کم در این روایت امروزینش لزوماً حد کمال برای هر جامعه انسانی نیست که همه چه غربی و چه شرقی بخواهند برای رسیدن به آن سر و دست بشکنند. تحلیل این اثر فوق‌العاده یا تایید آن در توان و ماموریت یک نشریه فناوری نیست، ولی ورای بازی با کلمات کتاب زیبای گنو تحلیلی عمیق‌ دارد که با مهندسی معکوس نظام سیاسی کشوری مانند آمریکا نشان می‌دهد سیاست در کشورهای دموکراتیک به سمت «صنفی ‌شدن منافع» پیش می‌رود و این نقطه شروع همسانی این تیتر با حال و روز بازار فناوری اطلاعات است. برای مثال گنو می‌گوید در یک نظام دموکراتیک غربی مانند آمریکا نظام نیرنگ توسط هزاران هزار لابی‌گر به پیش می‌رود و در لایه‌‌های زیرین بازار فناوری اطلاعات نمی‌شود انکار کرد چطور همین منافع صنفی‌شده توسط لابی‌هایی به دست می‌آید که یک کرسی در کمیسیونی را دست به دست می‌کنند یا دبیری را به جای رئیسی می‌نشانند.

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 16

قبیله‌های ما؛ جزیره‌های من

صحبت نکردن یکی از خصوصیات بارز زندگی روزمره است. البته این بدان معنا نیست که ما انسان‌هایی عملگرا هستیم و چندان تئوری‌پردازی نمی‌کنیم بلکه برعکس، بیشتر دوست داریم در مورد موضوعی حرف بزنیم تا آن را اجرایی کنیم. این امر در تمامی بخش‌های زندگی‌مان خودش را نشان می‌دهد، از زندگی خانوادگی گرفته تا کار و سیاست‌گذاری‌های کلان؛ مثلاً همه در مورد اینکه روابط خانوادگی باید چگونه باشد خوب سخنرانی می‌کنیم، اما بسیاری از ما هیچ‌کدام از حرف‌هایمان را اجرایی نمی‌کنیم. یا بسیار راحت در مورد همه چیز و جزئی‌ترین موضوعات و بی‌اهمیت‌ترین آنها با یکدیگر ساعت‌ها حرف می‌زنیم، اما حاضر نیستیم برای برطرف شدن یک مشکل یک کلمه با یکدیگر حرف بزنیم و به صورت مشارکتی مشکل را برطرف کنیم. یک «من» در شخصیت همه ما پنهان شده است. این رفتار فردی در روابط میان سازمان‌ها نیز نمود یافته است، چرا که روابط بین سازمان‌ها را بی‌شک مدیران آن شکل می‌دهند. بسیار اتفاق افتاده است که پای صحبت مدیری نشسته‌ام و پس از مطرح کردن مشکلات پیش روی اجرای پروژه‌اش از او پرسیده‌ام که آیا با فلان سازمان یا وزارتخانه همکاری کرده‌اید؟ جواب بسیار مشخص است: خیر. در همین مدت اخیر حداقل با چند موضوع اساسی مواجه شده‌ام که اجرایی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 50 ورودی ورودی صفحه 17

آش دهن‌سوز جدایی

پرونده شماره ۱۶ ماهنامه پیوست به موضوع سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اختصاص داشت. یادداشتم در آن شماره با عنوان «آش دهن‌سوز صنف» به نوعی هشدار بود درباره سرنوشت سازمان نصر. حرف آن نوشته این بود که اگر سازمان نتواند به مطالبات اعضا پاسخ دهد و برای خود کارکرد مشخصی تعریف کند، به سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی دچار می‌شود و هر تکه از آن به سمتی خواهد رفت. آن نوشته باعث ناراحتی برخی از بزرگان صنف شد. آنها مکدر شده بودند که چرا تنها ۹ سال پس از آغاز به کار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای سرنوشتی تا این حد ناخوشایند برای آن پیش‌بینی کرده‌ام. اکنون حدود سه سال از آن تاریخ گذشته و دوره چهارم سازمان نصر به انتهای خود نزدیک می‌شود و این سازمان تلخ‌ترین تابستان دوران حیات خود را پشت سر گذاشته است. در ماه‌های گذشته افراد و گروه‌های مختلف، با ادعاهای گوناگون، پرچم استقلال از سازمان برافراشته‌اند و هر کدام یک تشکل جدید تاسیس کرده‌اند. چرایی این روند قابل پیش‌بینی را هم می‌توان در یادداشت پیش‌گفته دنبال کرد و هم در خلال پرونده این شماره. اما بعد از فروپاشی آن اتحاد بزرگ چه اتفاقی افتاد؟ اولین رخداد شکل یافتن ۱۵ کشور بود که هر کدام سودای آزادی و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 50 ورودی ورودی صفحه 17

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

دو هزار تومانی کهنه‌اش را محکم در مشتش قایم کرده است. صف بوفه همیشه آن‌قدر شلوغ است که اگر یک لحظه غفلت کند و پول از دستش رها شود، تا خود عصر باید گرسنه بماند. سال‌بالایی‌ها که نسبت به او قامت بلندتری دارند به‌موقع می‌رسند به پیشخان و ساندویچی نصیب‌شان می‌شود، از آن ساندویچ‌های ژامبون که اگر خوب کالبدشکافی شوند داخل‌شان چند خیارشور و گوجه هم می‌توان پیدا کرد. تقلایی می‌کند و تن ریزه‌میزه خود را از میان موج گرسنگان مدرسه به پیشخان بوفه می‌رساند. به هزار زور دستش را بالا می‌آورد تا توجه بوفه‌دار پیر و بی‌حوصله مدرسه‌ را جلب کند، اما تعداد دست‌هایی که به سمت پیرمرد دراز شده آن‌قدر زیاد است که دو هزار تومانی مچاله‌شده در دستان کوچک او توجهش را جلب نمی‌کند. جراتی به خود می‌دهد و با آن صدای نحیفش داد می‌زند: «آقا یه ژامبون هم به من بده!» صدایش در میان همهمه فریادهای دورگه یک مشت نوجوان قلدر دود می‌شود می‌رود هوا. در فضای صنف فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور نیز کم نیستند کسب‌وکارهایی که صدایشان به گوش کسانی که باید نمی‌رسد. یا خودشان اظهار فضل نمی‌کنند و وارد دایره تصمیم‌گیری نمی‌شوند، یا هنوز چانه‌زنی برای خواسته‌های خود را یاد نگرفته‌اند و فقط

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 18

شمشیر گداخته آنها و دستان رهاشده ما

حذف اپلیکیشن‌های ایرانی از اپ‌استور یکی از داغ‌ترین و پرحاشیه‌ترین خبرهای ماه گذشته بود. خبری که در ابتدای انتشار آن برای دوستداران اپل نگاهی همراه با بهت و حیرت به همراه داشت. دوباره تحریمی دیگر. کاربران اپل سال‌هاست هنگام آپدیت اپلیکیشن‌هایشان با پیام «خطای ۱۰۰۹» مواجه می‌شوند. پیامی که می‌گوید شما تحریم هستید! باید وی‌پی‌ان را روشن کنید و موقعیت مکانی خود را تغییر دهید تا بتوانید برنامه‌ها را آپدیت کنید. ما اپل‌دوستان که همیشه خطاپوش دوستدار خود بوده‌ایم، در این سال‌های سخت و سرد تحریم، این بی‌مهری‌ها را از گوشه چشم گذراندیم و دم نزدیم و به آنچه بهترین می‌پنداشتیم وفادار ماندیم. اما این بار دوستدار ما شمشیر گداخته‌اش را بر دور سر گردانید و گردانید و رسید به پرکاربردترین اپلیکیشن‌های بازار آی‌تی ایران و تیغ برانش چنان بر دل‌شان نشست که سفره کاسبی آنها پر خون شد. چشم ما نیز هم. طومارنویسی آغاز شد، صدای اعتراض به بلومبرگ و نیویورک تایمز رسید و درخواست‌ها از ظریف برای یافتن مرهم زخمی که هنوز تازه است به گوش می‌رسید. اما گویی همه درها بسته بود و صدای ما تنها در خانه خودمان می‌پیچید و به سوی خودمان بازمی‌گشت. ما در حصار این خانه محصور شده بودیم و همان اندک آب

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 18

دو روی سکه تحریم

خبر داغ این روزهای صنعت موبایل در ایران حذف شماری از برنامه‌های ایرانی از گوگل‌پلی و اپ‌استور است. این برخوردها از سوی کشورها و شرکت‌های خارجی- که برای مردم ما تازگی هم ندارد- چه تاثیری در راه توسعه فناوری در ایران دارد؟ از یک سو دیدن صفحه‌ای که می‌گوید «شما به دلیل محدودیت‌هایی که برای کشورتان وجود دارد از استفاده از این سرویس محرومید» سبب ناراحتی همه ما می‌شود. بخصوص دوستداران تکنولوژی که همواره مشتاق استفاده از آخرین ابزارهای هوشمند هستند و علاقه‌مندند از آخرین پیشرفت‌های تکنولوژی در جهان بهره‌مند شوند. اما در سوی دیگر این اتفاق توسعه بیشتر صنعت داخلی و رشد و پیشرفت محتوا در کشور قرار دارد. در بخش اپلیکیشن‌های موبایل وضعیت صنعت داخلی چطور است؟ چقدر نیازمند محصولات خارجی هستیم و در کجای مسیر قرار داریم؟ کافه‌بازار خود از دل همین تحریم‌ها، مسدودسازی ارائه خدمات توسط گوگل به مردم ایران و نادیده گرفتن کاربران و توسعه‌دهندگان ایرانی کارش را آغاز کرد و اکنون توانسته است در کنار سرویس گوگل‌پلی و با رقابت داخلی و خارجی موجود به مرز ۳۴ میلیون کاربر برسد. در کنارش صنعتی شکل گرفته است که در آن بیش از ۳۰ هزار تیم درگیر توسعه محتوا، تولید بازی و برنامه هستند. صنعتی بومی

شماره 49
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51
شماره 51