نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

48
شماره 48 ورودی ورودی صفحه 16

ترک تشریفات یک بازار

شرکت خدمات انفورماتیک نه فقط در مقام قیاسی ادبی که در عمل هم رخش سرکش بازار فناوری اطلاعات ایران است. سمند خوش‌قد و بالایی که در همان ابتدا نه تنها کم و بیش بلافاصله سوار و موسسش را بر زمین زد که طی این دو دهه و اندی توانسته تقریباً هر دولت و هر نگرش و هر رئیسی را تاب بیاورد و به یکه‌تازی در دشت فراخ فناوری‌های بانکی ایران ادامه دهد. خدمات انفورماتیک تا حالا به هیچ سواری واقعاً رکاب نداده است. وقتی در بدو تاسیسش سخن از شبکه بانکی مبتنی بر مخابرات به میان آمد، از زیر افسار ارتباطات کشور به مدد فناوری‌های ماهواره‌ای گریخت. وقتی حرف از کوچک شدن و رام کردنش به میان آمد، دست به تاسیس نیم دو جین شرکت با خانواده‌ای چند هزار نفری زد و وقتی سخن از رقابت به میان آمد، به آخور همیشه پرآب امنیت پناه برد. حالا این شرکت دیگر اسبی با نعل‌های آهنین است که یک پایش در حاکمیت و یک پایش در رقابت، یک پایش در امنیت و یک پایش در نظارت است. خودش محصول تولید می‌کند، سرویس ارائه می‌دهد، نظارت می‌کند و حکم می‌دهد. سایر واحد‌های فناوری بانک‌ها،‌ شرکت‌های پرداخت، توسعه‌‌دهندگان نرم‌افزار و حتی مدیران بیرون از

شماره 48 ورودی ورودی صفحه 16

فیلترینگ کوتاه‌‌ترین مسیر است

همسایه ما دو کودک شش و ۱۰ ساله دارد. این روزها وقتی با مادرم صحبت می‌کند تمام نگرانی‌اش خلاصه شده در ابزارهایی که دست فرزندانش است و او نمی‌داند چگونه اشتیاق فرزندانش به این ابزارهای جدید را کنترل کند. به گفته خودش، کودکانش از صبح تا شب با آن بازی می‌کنند یا با دوستان‌شان صحبت می‌کنند و زمان خود را در آن می‌گذرانند و حتی اگر مادر چیزی نمی‌داند، فرزندانش برایش در آن وسیله پیدا می‌کنند و کمکش می‌کنند. کودکانش به ‌گونه‌ای عمل می‌کنند که او بیشتر از این ابزار می‌ترسد، چرا که جواب هر سوالی را در این وسیله جست‌وجو می‌کنند و طبق گفته مادر نان و خوراک‌شان منحصر به آن شده است. در مقابل مادر هیچ‌چیز از آن نمی‌داند. نمی‌داند از وسیله‌ای که در اختیار کودکانش قرار داده چگونه استفاده کند. چگونه همچون فزرندانش با مهارت از آن استفاده کند و چگونه موضوعی را بیابد. حتی نمی‌داند چگونه مسیر فعالیت‌های کودکانش را رصد کند. تنها کاری که از دستش برمی‌آید این است که هر از چند گاهی وقتی دیگر ناتوان می‌شود و صبرش لبریز، ابزار کودکان را از دستان‌شان می‌گیرد و به صورت تنبیه چند روزی در اختیارشان قرار نمی‌دهد. در این مواقع است که کودکان نیز معذرت‌خواهی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 48 ورودی ورودی صفحه 17

شرکت خدمات، مساله یا راه‌حل

زمزمه‌های ایجاد تغییرات ساختاری در شرکت خدمات انفورماتیک مدتی است که میان مدیران ارشد بانکی کشور شنیده می‌شود. گرچه با توجه به تغییر معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی، مشخص نیست این موضوع تا چه حد پیگیری شود، اما حتی با ادامه حضور علی کرمانشاه نیز انجام تغییرات در یکی از زیرمجموعه‌های رگولاتور پولی-بانکی کشور با اما و اگرهای فراوانی روبه‌رو بود. وظایف- یا شاید بهتر باشد بگوییم اقدامات- شرکت خدمات انفورماتیک را می‌توان به دو بخش حاکمیتی و غیرحاکمیتی تقسیم کرد. در بخش وظایف حاکمیتی، شرکت خدمات سامانه‌هایی را در اختیار دارد که بر اساس قانون نمی‌توانند در اختیار بخش خصوصی باشند. گرچه شاید در برخی از کشورهای دنیا این سامانه‌ها نیز خصوصی باشند، اما در ایران نمی‌توان انتظار داشت تا سال‌ها و سال‌ها حاکمیت به صورت واقعی دست از اداره آنها بردارد. «شتاب» قطعاً مهم‌ترین و معروف‌ترین سامانه‌ای است که مدیریت آن در اختیار شرکت خدمات قرار دارد و به سختی می‌توان روزی را تصور کرد که شتاب خصوصی باشد یا نمونه‌های غیردولتی داشته باشد. سامانه‌های دیگر نیز گرچه به این اندازه شهرت ندارند، اما همگی فعلاً باید حاکمیتی بمانند. در این زمینه می‌توان به عملکرد شرکت خدمات انفورماتیک نمره قابل قبولی داد، هرچند در نبود سامانه‌های مشابه، امکان

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 48 ورودی ورودی صفحه 17

ببار ای بارون ببار *

سرم را به شیشه ماشین تکیه داده‌‌ام. بین عالم خواب و بیداری صدای خوردن قطره‌های باران به شیشه را می‌شنوم. یاد اخبار هواشناسی چند روز قبل می‌افتم که وعده کاهش دما و احتمال بارندگی در تهران را داده بود، خبری که وسط تابستان همیشه داغ تهران چندان باورکردنی به نظر نمی‌آمد. شیشه را پایین می‌دهم تا مطمئن شوم. در شرایطی که مسئولان و مردم از بحران کمبود آب گله دارند، باران تابستانی از آن دست اتفا‌ق‌های خوب است و اصلاً خود نعمت! اما اگر چنین سرمایه‌ای درست و حساب‌شده مدیریت نشود، هیچ دردی را دوا نمی‌کند. درست مانند سرمایه‌ای که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک تشنه آن هستند و هر از گاهی قطره‌ای از آن نصیب‌شان می‌شود. کسب‌وکارهای حوزه بازی هم از این قاعده مستثنی نیستند و با کمبود منابع مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هرچند بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در طول بیش از یک دهه سعی داشته نقش دایه مهربان‌تر از مادر را برای آنها بازی کند و از طریق مشارکت دست آنها را بگیرد، اما بودجه‌ خود بنیاد همیشه آن‌قدر مبهم بوده که عملاً نتوانسته برنامه‌ریزی دقیقی برای آن داشته باشد و به کمک آن از بازی‌سازان حمایت کند. به نظر می‌رسد از سال پیش بنیاد با در پیش گرفتن

شماره 48 ورودی صندوق پستی صفحه 18

اعلان آرامش

با اضطراب به ساعتم نگاه می‌کنم، ۱۰ دقیقه دیگر به دفتر می‌رسم. برای چندمین بار به صفحه تلگرام خیره می‌شوم. عبارت …Connecting همچنان بالای لیست گفت‌وگوهای تلگرام دیده می‌شود و این بیش از هر چیز دیگری مرا آزار می‌دهد. مدام با خودم فکر می‌کنم ممکن است کسی کار ضروری‌ای با من داشته باشد، اما ارتباط برقرارشدنی نیست. به دفتر که می‌رسم صدای دینگ‌دینگ تلگرام خیالم را آسوده می‌کند و از اضطرابم کاسته می‌شود. این چهار ساعت بدون اینترنت مرا یاد سریال black mirror انداخته است. قسمتی که تراشه خاطرات دختری را دزدیدند و او به دردسر بسیاری افتاد، اما وقتی کمی گذشت با بی‌تفاوتی ‌گفت: «مدتی پس از گم شدن تراشه فهمیدم کم‌کم این شرایط را دوست دارم.» فکر می‌کنم شاید من هم در زمان نبود اینترنت باید کمی آسوده به خیابان و ماشین‌ها نگاه می‌کردم و از آسمانی آبی لذت می‌بردم اما… صحبت دور بودن از فناوری برای همه خوشایند و رویایی است. در محافل مختلف همه از نبود اینترنت و بازگشت به دوران گذشته با لذت سخن می‌گویند، اما در عمل وقتی از اخبار عقب باشیم یا نتوانیم برای کسی عکس آپلود کنیم و عکس و ویدئو دوستان‌مان را تماشا کنیم، کلافه می‌شویم. انگار همه باید این حقیقت

شماره 48 ورودی صندوق پستی صفحه 18

اگر موبایل نبود…

اغراق نیست بگوییم اگر موبایل نبود، صنعت بازی‌سازی ما هم وجود نداشت. تقریباً چهار پنج سال پیش، صنعت بازی‌سازی در ایران در حال ورود به یک بحران جدی بود. بحران نشر و توزیع فیزیکی بازی در کشور و رکود شدید در این حوزه (پس از یک بازه‌ نسبتاً پررونق) باعث شد بسیاری از بازی‌سازان که برای پلتفرم رایانه‌های شخصی بازی می‌ساختند با مشکلات جدی روبه‌رو شوند. هنوز که هنوز است بسیاری از بازی‌هایی که آن زمان تولید شدند ویترین مغازه‌ها را به خود ندیده‌اند. در چنین شرایطی که بسیاری از بازی‌سازان به فکر تغییر شغل بودند، ناجی جدید بازی‌سازان نمایان شد و آن چیزی نبود جز موبایل. با انتشار بسیار موفق تعدادی بازی موبایلی در آن زمان، کورسوی امید جدیدی برای بازی‌سازان پیدا شد. بازی‌هایی همچون «خروس جنگی» توانستند به‌ سرعت صدها هزار کاربر را به خود جذب و درآمد قابل توجهی کسب کنند. از آنجا که چرخه یا اکوسیستم تولید و نشر در حوزه موبایل تا حد زیادی کامل است، بازی‌سازان به ‌سرعت پلتفرم رایانه را رها کردند و به سراغ موبایل آمدند. این تغییر که بسیار سریع هم اتفاق افتاد، به ‌طور کلی تحولات گسترده‌ای پدید آورد. بازی‌سازانی که پیشتر تنها بازی‌های پولی و برای نشر فیزیکی می‌ساختند،

شماره 47
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48
شماره 49