نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

42
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

در انتظار دست‌های بزرگ‌تر

واژه پارک برای ما کودکان دهه ۶۰، آن معنای پرطراوات دهه‌های پیشین یا مفهوم پروسوسه دهه‌های بعدی را ندارد.اگر برای پیشینیان ما پارک فضایی بود غربی و مدرن و جایگزینی برای مفهوم باغ ایرانی، برای ما این بوستان‌‌های تکراری شهری هیچ ‌وقت آن طنین اجتماعی را نداشتند. اگر برای نوجوانان امروز پارک محلی است برای گریختن از حصار تنگ خانه و به رخ کشیدن توان عبور از هنجارهای اجتماعی، برای ما پارک بیشتر حصار امنی بود که تفریح خیابانی به شمار نمی‌آمد و مجاز شمرده می‌شد. انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و اقتصاد و فرهنگ برجای‌مانده از جنگ و انقلاب، پارک‌ها را نیز- تقریباً مانند هر جنبه دیگری از زندگی ما، تبدیل به شانسی کرده بود که باید برای رسیدن و ماندن به آن می‌جنگیدیم. در یک کلام، پارک جایی بود که باید بزرگ‌تری دست تو را می‌گرفت تا به آن برسی. همین و بس. ماجرای پارک‌های علم و فناوری هم برای ما کودکان دهه فناوری اطلاعات، خالی از همین تکرار یک طنز تلخ تاریخی نیست. فضاهای نه‌چندان سبزی، که مهم نیست در دل شهر یا در پشت کوه‌‌ها و دامان تپه‌‌ها قرار گرفته باشند، باز هم مأمنی برای آی‌تی نیستند. تعداد شرکت‌های ماندگار و تاثیرگذار حوزه فاوا که از دل

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

نقض آتش‌بس

۲۳ آذر ۹۵ شاید برای برخی رسانه‌ها و ناظران بیرونی، خبر مهمی داشت، اما برای آنها که هفت سال گذشته را از نزدیک دنبال کرده‌اند، روزی بود مانند همه روزها، روزی که داستان دنباله‌دار و تمام‌نشدنی اختلافات دولت و مالکان شرکت مخابرات ایران، باز هم ورق خورد.این بار سازمان خصوصی‌سازی اعلام کرد مجموع چک‌های برگشتی خریداران مخابرات به هزار میلیارد تومان رسیده و بدین ترتیب، قرارداد واگذاری شرکت مخابرات ایران به کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین (تام)، فسخ می‌شود. این سخنان که البته ادامه مهمی داشتند، تا همین‌جا مورد توجه رسانه‌های عمومی قرار گرفتند و صبح فردا صفحه یک روزنامه‌ها تیترهای بزرگی با این موضوع داشتند. اما اگر کسی توجه می‌کرد که سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرده است اگر «تام» پول را بدهد باز هم می‌تواند مالک باشد، شاید اندازه تیترها به این بزرگی نبود.این تهدید مسبوق به سابقه اما چقدر با عملیاتی شدن فاصله دارد؟ احتمالاً میلیون‌ها سال نوری.اولاً، مالکان مخابرات که برای به دست آوردن آن، رقبای بالقوه و بالفعل را به روش‌های گوناگون از میدان به در کردند و هفت سال تمام با دو دولت مختلف جنگیدند، آیا به همین سادگی این شرکت را دو دستی تقدیم دولت می‌کنند و کنار می‌روند؟ثانیاً، دولت در سال‌هایی که با رکود عمیق

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

من گنگ نیستم

خواندن گزارش‌های بین‌المللی سالانه یکی از عادت‌های من شده است. به عنوان یک خبرنگار، هر ساله منتظر زمان انتشار این گزارش‌ها هستم تا ببینم رتبه ایران چه میزان ارتقا یافته است و جالب اینجاست که تقریباً در هر دوره، قبل از خواندن گزارش‌ها، نسبت به صعود رتبه ایران اطمینان دارم، اما دیدن جداول گزارش‌ها درست مثل ریختن آب سرد روی سرم می‌ماند.تقریباً در دهه گذشته هیچ‌گاه نشده است که از دیدن یا خواندن گزارش‌ها خوشحال شوم. در هر گزارش شاید نمره ایران نسبت به نمره دوره گذشته افزایش داشته باشد، اما رتبه‌اش یا ثابت مانده یا حتی تنزل کرده است. همیشه این سوال برایم پیش می‌آید که پروژه‌هایی که در این دوره زمانی در کشور اجرا شده، چرا هیچ تاثیری روی جدول رده‌بندی نگذاشته است، مگر غیر از این است که تعداد زیادی از سرویس‌های الکترونیکی دولتی و غیردولتی الکترونیکی شده‌اند و وزارت‌خانه‌های مختلف در جهت الکترونیکی کردن سرویس‌های خود گام برداشته‌اند؟مگر غیر از این است که شبکه ملی اطلاعات در حال تکمیل است و تقریباً تمام ارتباطات دولت به صورت الکترونیکی انجام می‌گیرد یا حتی مگر غیر از این است که پهنای باند کشور در یک دوره زمانی کوتاه چند برابر شده، یا تعداد مشترکان استفاده از اینترنت به

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

گذار از انقلاب صنعتی

وقتی صحبت از پارک‌های علمی و فناوری به میان می‌آید، معمولاً اولین تصویری که به ذهن‌مان خطور می‌کند، جایی هیجان‌انگیز با پیشرفته‌ترین امکانات فناورانه است. با کمی اغراق شاید محیط آن شبیه فیلم‌های علمی-تخیلی باشد که غالباً عنصر ثابت آنها یک پایگاه تحقیقاتی است، با اشیایی که کنترل امور را به دست گرفته‌اند و چیزی به نام عامل انسانی، کمرنگ شده است. اگر بخواهیم دست از کلیشه‌های رایج در مورد این پارک‌ها برداریم و به واقعیت برگردیم، باید بگوییم پارک‌های فناوری محلی برای پیوند دانشگاه‌ها با بازار کسب ‌و ‌کار هستند، یا دست‌کم بهتر است بگوییم قرار بود دری برای صاحبان نوآوری باز کنند تا به نتیجه درست ‌و ‌درمانی از دود چراغ خوردن‌های خود برسند، ضمن اینکه با تزریق فناوری به جامعه، زندگی را برای همه دلچسب و آسان کنند. اما این در بر پاشنه دیگری چرخید. با وجود اینکه نمی‌توانیم منکر دستاوردهای علمی و تحقیقاتی این پارک‌ها شویم اما باید این واقعیت را هم بپذیریم که برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، خروجی پارک‌های علمی و فناوری در کشور نتوانسته از محصولات صنعتی فراتر رود، محصولاتی که سرعت بازگشت سرمایه به مولدان آنها بسیار بیشتر از حوزه خدمات است و همین موضوع باعث شده سیاست‌گذاران اغلب این پارک‌ها تمرکز اصلی

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

رویای نیمه‌شب تابستانی

تابستان‌ها‌ همه چیز قشنگ بود. آخرین امتحان را که می‌دادیم، کتاب‌های علوم و ریاضی را ریز ریز پاره می‌کردیم و مثل برف می‌پاشیدیم روی سرمان. خندان و خوشحال برمی‌گشتیم خانه و وعده‌های قبل از امتحان را پی‌ می‌گرفتیم. فصل درس و مدرسه تمام شده بود و ما اجازه داشتیم برویم دنبال بازی و آزادی. کابل‌های کامپیوتر از بالای کمد مادرمان به پایین می‌‌آمد. دوره سگا و میکرو گذشته بود، حالا یاد گرفته بودیم با کامپیوتر بازی کنیم. اکانت یاهو بسازیم و با غریبه‌ها چت کنیم. آدم‌های سیمز را بندازیم به جان هم و سر و سامان بدهیم، در paint نقاشی بکشیم. کم‌کم پای GTA هم به میان‌مان باز شد. باید پنج هزار تومان جور می‌کردیم تا سی‌دی بازی بخریم و وارد دنیای شگفت‌آوری شویم که ساعت‌ها وقت‌مان در خیابان‌ها و پشت فرمان ماشین‌هایش صرف می‌شد. یاد گرفتیم هر مشکلی برایمان پیش آمد، آن را در اینترنت جست‌وجو کنیم. وبلاگ ساختیم و قالب‌های رنگارنگ روی آن سوار کردیم، موسیقی برایش گذاشتیم و از هر غریبه و آشنا خواستیم بیاید به وبلاگ ما سر بزند.اما همین که هوا رو به اعتدال پاییزی می‌رفت، کمی که می‌گذشت، باز از پای کامپیوترمان بلند می‌کردند و می‌نشاندند پای کتاب و «گام به گام» تا درسخوان

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

ادراک اشتراکی

هیجان خاصی در صدای مرد است. «آخ آخ لیز خورد.» از ساختمان خودش و از فاصله دور محو تماشای لیز خوردن ماشین‌ها در یک صبح برفی شده است. انگار در یک حفاظ امن قرار گرفته باشد و از حادثه لذت ببرد. ماشین‌ها به هم می‌خورند و شیشه یکی خرد می‌شود، دیگری نزدیک است کسی را زیر بگیرد و طرف با خوش‌شانسی خودش را پرت می‌کند آن طرف. احتمالاً مرد بیچاره آن موقع به این فکر می‌کند که چقدر بی‌دلیل چند میلیون تومان خسارت خورده، اما مرد دیگری که از تماشای حادثه لذت می‌برد، خوشحال است که هیچ خسارتی از این ماجرا به او وارد نمی‌شود. او لذتش را از لنز دوربینش به میلیون‌ها بیینده‌ای که در شبکه‌های اجتماعی آن را تماشا کردند منتقل کرد. ما همه از لنز دوربین او، به بدبختی دیگران و فرارشان از ماشین‌های از کنترل خارج‌شده، نگاه کردیم و مثل او لذت بردیم. فیلمبردار آن صحنه به این فکر می‌کند که چه تصاویر نابی را شکار کرده است. ما هم در حریم امن خودمان پشت شومینه نشسته‌ایم و از لیز خوردن ماشین‌ها و آدم‌ها و دیدن این صحنه‌های هیجان‌انگیز کیف می‌کنیم.اگر خیلی کیفور شویم هم آن را با چند حرکت انگشت برای دوست و فامیل می‌فرستیم

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

جدال قدیم و جدید

مانند تمام حوزه‌های دیگر در اقتصاد تجاری نیز کسب و کارهای جدید ضمن ورود به ایران با سرعت بالایی توسعه پیدا کردند و جامعه تشنه نوسازی روی خوش به این فضای تازه نشان داد. و باز هم مانند تمام شئون دیگر زندگی ایرانیان فعالان قدیمی و آنها که دقیقاً نمی‌دانستند چه اتفاقی روی داده یا می‌دانستند و نمی‌توانستند خود را با شرایط تازه تطبیق دهند، واکنش نشان دادند. بدیهی است صاحبان کسب‌ و کارها و اصناف قدیمی نگران از دست رفتن بازار خود و به خطر افتادن امنیت سرمایه‌شان باشند اما چنانچه بازار کسب ‌و کارهای جدید فراتر از رقابتی معمول، برخی اصناف و مشاغل سنتی و به خصوص فروشگاه‌های غیرمجازی را از دور خارج کند، آنها نباید نقش خود را در به ‌وجود آوردن چنین وضعیتی نادیده بگیرند. همه ما اکنون داستان شکل‌گیری دیجی‌کالا، یکی از استارت‌آپ‌هایی که امروز به غولی در بازار ایران تبدیل‌شده، را می‌دانیم. اغلب ما تجربه مغبون شدن در شیوه‌های سنتی خرید را، به خصوص در بازار لوازم الکترونیکی و دیجیتال داریم. راز موفقیت دیجی‌کالا و استارت‌آپ‌هایی از این دست را نبوغ و توانایی در استفاده از فناوری برای راه‌اندازی یک کسب و کار دانسته‌اند. اما اینها شرط‌هایی بی‌اثر بودند اگر شرط لازم که همانا

شماره 41
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44
شماره 43