نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

4
شماره 4 ورودی ورودی صفحه 10

در ستایش امید و خطرات آن

امید داشتن گناه نیست. امیدوار بودن تنها سلاح انسان است برای گریختن از حصاری که روزها و ساعت‌ها و دقایقی از استیصال به دور ذهن ما می‌تنند و تلاشی است برای دیدن همه آن تصاویر دلپذیری که چشم بصیرت آدمی به روی آنها نابیناست؛ بینشی کور. با این وجود امید داشتن به ناممکن‌ها گشودن آغوش است به روی زخم‌های بزرگ‌تر و چشم فرو بستن به حقایق دلپذیری که در عین دشواری دست‌کم ممکن هستند.پیوست چهارم حاشیه‌ای است بر همین امید در جامه وزیری جدید برای فناوری اطلاعات و ارتباطات و کوششی است تاریخی‌تحلیلی برای حقیقی‌تر کردن خواست و انتظاراتی که از رئیس‌جمهور اعتدالی و وزیر احتمالی‌اش در فضای فاوای کشور مطرح شده‌ است. بیم از آنکه سیلاب خواسته‌های فروکوفته و ناکامی‌های دیرخفته هشت سال گذشته از سد رها شود و پل ارتباط یک بازار با مسوولان در آستانه انتخابش را ببرد، چنان جدی است که باید با تکیه بر همان وقایع تاریخی بر چند حقیقت درباره وزیر آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات فارغ از هر نام و تعلقی تاکید ورزید.نخست اینکه مانند هر انتخاب دیگری با مولفه‌های متعدد انتخاب وزیر فناوری اطلاعات از میان تمامی نام‌هایی که مطرح هستند و حتی بیرون از آن، لزوما انتخاب بهترین گزینه ممکن نیست

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 10

گام‌های آهسته

دنیای ما دنیای خدمات و سرویس‌های الکترونیکی است، همه به دنبال دریافت سرویس به صورت الکترونیکی هستیم و دوست داریم به ‌جای اینکه از خانه خارج شویم و در این گرمای ذوب‌کننده تابستان به یکی از ادارت دولتی مراجعه کنیم، زیر خنکای کولر لم دهیم و تقاضای خود را برای دریافت سرویس مطرح کنیم. اما در بیشتر مواقع این خواسته ما در این دنیای مجازی در حد یک رویا باقی می‌ماند چراکه همیشه یک جای کار لنگ می‌زند، یا اینترنت خوب کار نمی‌کند یا سرویس به صورت کامل کار نمی‌کند و یا اینکه با وجود ارائه سرویس به صورت الکترونیکی به دلیل نقص قوانین امکان ارائه سرویس به صورت کاملا الکترونیکی وجود ندارد. طی سال‌های گذشته هر گاه سرویس جدیدی ارائه شده است، به دنبال آن دستگاه مربوطه و دولت باید به فکر پیدا کردن راهکارهای قانونی برای قانونی شدن آن سرویس باشند همین امر موجب شده تا دردسر ارائه سرویس‌ها بیشتر از حالت عادی باشد.مسوولان به جای اینکه به فکر سیاستگذاری برای ارائه سرویس باشند به فکر آن هستند که قوانین ارائه آن سرویس را در قالب آیین‌نامه و بخشنامه به گونه‌ای تنظیم کنند تا آن سرویس قابلیت ارائه داشته باشد اما جای خالی قانون آن همیشه باقی می‌ماند.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 4 ورودی ورودی صفحه 11

شکست سرمایه‌گذاری متعهدانه؟

تجربه هشت‌ساله – دو دولت محمود احمدی‌نژاد- آموزه‌های زیادی هم برای شهروندان و هم برای دولتمردان و حاکمان داشته است. شاید از رهگذر همین آموزه‌ها بود که شهروندان به این صرافت افتادند که می‌بایست تغییری ایجاد کرد و دولتمردان و حاکمان نیز پذیرفتند که راه را بر تغییرات بگشایند. محمد سلیمانی و رضا تقی‌پور دو وزیری بودند که به خواست محمود احمدی‌نژاد بر صندلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تکیه زدند، اگرچه سلیمانی رفیق هم‌دانشگاهی رئیس‌جمهور شانس اتمام یک دوره چهارساله وزارت را در کارنامه خود به دست آورد اما رضا تقی‌پور در ماه‌های پایانی دولت دهم ناگزیر شد به خواست محمود احمدی‌نژاد صندلی وزارت را به محمدحسن نامی تحویل دهد.دوران وزارت این دو وزیر (با احتساب چند ماه وزارت محمدحسن نامی بخوانید دو و نیم وزیر) سه ویژگی عمده دربر داشته است که این سه ویژگی متاثر از دولتداری رئیس‌جمهور بوده است. سرمایه‌گذاران سرمایه‌گذارانی که در دوران هشت‌ساله وارد بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات شدند جملگی ریشه در حوزه‌های نظامی‌دفاعی دارند. زنگ ورود این نوع سرمایه‌گذاران عملا در اپراتور دوم تلفن همراه کشور زده شد، هر چند نطفه‌های این نوع سرمایه‌گذاری در دولت اصلاحات بسته شده بود اما نتیجه آن در دولت مهرورز احمدی‌نژاد به بار نشست. تجربه سرمایه‌گذاری

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 11

نظم روی نوک انگشتان

خواستم بنویسم پیوست منظم‌تر می‌شود، اما احتیاط کردم. مدت‌هاست سعی می‌کنم یاد بگیرم به راحتی حکم صادر نکنم. آن هم در حوزه‌هایی که ریشه‌ای در تجربه، معیار و سلیقه انسانی دارند. نظم هم یکی از آنهاست. آنقدر تعاریف گوناگون از آن وجود دارد که شاید بتوان گفت به تعداد آدم‌ها راه برای رسیدن به نظم وجود دارد! زمانی همکاری داشتم که همیشه روی میزش مملو بود از انواع و اقسام کاغذ، پوشه، جزوه، کتاب و سی‌دی و همیشه با نظافتچی شرکت بحثش می‌شد که چرا دست به میزش زده. دسکتاپ لپ‌تاپش هم چیزی بهتر از آن نبود. به نظر می‌آمد از بی‌اهمیت‌ترین فایل‌های غیرکاری گرفته تا مهم‌ترین پاورپوینت‌ها و اکسل شیت‌های کاری‌اش را بر زده بود و ریخته بود توی دسکتاپ؛ دسکتاپی که به هیچ فایلی نه نمی‌گفت. جالب اینجا بود که اگر لازم می‌دانست دست می‌کرد توی آن بازار شام روی میز و مثل آب خوردن نامه‌ای را پیدا می‌کرد و با لبخندی فاتحانه تحویلت می‌داد. روی لپ‌تاپش هم به همان سرعت می‌توانست سوزنی را در آن انبار کاه بیابد. یک دوست خیلی صمیمی هم دارم که استاد برنامه‌ریزی در مسائل کاری است. از طراحی یک استارت‌آپ یا بیزینس‌پلن یک کافی‌شاپ گرفته تا برنامه تبلیغاتی برندهای بزرگ را در

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 4 ورودی ورودی صفحه 12

از زیرساخت تا فرآیندها

در نوشتار پیشین، ضمن تبیین جایگاه نهاد قانونگذاری در نظام سیاستگذاری حاکمیتی کشور و نقش آن در نظم‌بخشی به امور، درباره چگونگی ورود این نهاد به عرصه بانکداری الکترونیکی بر ضرورت شناسایی کنشگران اصلی آن، یعنی دولت در مفهوم عام کلمه، ارائه‌دهندگان خدمات و کاربران یا مشتریان و تفکیک حقوق و تعهدات آنها از یکدیگر نکاتی بیان شد. اما برای رسیدن به این هدف، ضروری است نخست موضوع بحث و گستره آن به روشنی تبیین شود. در غیر این صورت، ممکن است هنگام برشمردن حقوق و تعهدات کنشگران این عرصه، نگاه فراگیر، منطقی و واقع‌بینانه‌ای نداشته باشیم. تبیین مفهوم و گستره بانکداری الکترونیکی به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که برخی آن را تنها دستاوردی نو در عرصه بانکداری سنتی می‌پندارند و سطح تاثیرگذاری‌اش را در حد پیدایش یک ابزار یا فناوری جدید در بطن این نظام سنتی ارزیابی می‌کنند، بی آنکه زیرساخت، چارچوب یا ارکان اصلی آن را دگرگون سازد. حال اینکه برخی دیگر، اساسا بانکداری الکترونیکی را فصل جدیدی از نظام تعاملی و تبادلی پولی و پرداخت‌های خرد و کلان می‌دانند و دوره کنونی را فصل‌ گذار از بانکداری سنتی به بانکداری نو ارزیابی می‌کنند. از لحاظ قانونگذاری و تدوین احکام قانونی، واقعیت این است که دگرگونی

شماره 4 ورودی ورودی صفحه 14

سیاستگذار کجاست

کارت‌ها گویا به یک بیماری قارچی مهلک دچار شده‌اند. کسی جلودارشان نیست و بی‌پروا به جمعیت‌شان اضافه می‌شود؛ اما هر چه هست کارت‌ها دیگر در جایی زیر پوست زندگی روزمره ما جا خوش کرده‌اند.کارت‌ها اولین کلیدی هستند که باید در قفل خدمات چرخاندشان؛ اولین مسیری که در بزرگراه خدمات باید از آن گذشت اما کسی نمی‌داند بالاخره با چند کلید، قفل‌ها باز می‌شوند. کسی نمی‌داند برای گرفتن سرویس‌های دولتی و عمومی چند کارت باید توی کیفش داشته باشد. این بلاتکلیفی از کجا آمده است؟ آیا دولتمردان ما به هراس از بی‌کارتی دچار شده‌اند یا اینکه چون نمی‌دانیم سرمایه‌های ملی را چطور باید هزینه کنیم همه را یکجا برای صدور کارت خرج می‌کنیم؟ هر از گاهی مدیری از فلان وزارتخانه، پروژه‌ای را برای صدور کارت علم می‌کند یا دلشوره کارت‌های کاغذی می‌گیردش و برای جا نماندن از قافله، سودای الکترونیکی کردن خدماتش را سر می‌دهد. یک روز سازمان نظام وظیفه تصمیم می‌گیرد کارت‌های پایان خدمت را الکترونیکی کند و فراخوان می‌زند که سربازهای گذشته حواس‌شان را جمع کنند. روز دیگر سازمان ثبت احوال می‌گوید کارت هوشمند را جایگزین کارت‌های ملی می‌کند. این رقابت در بازار بانک‌ها به مراتب سخت‌تر است و مشتری گاهی مجبور می‌شود چندین کارت بانکی مشابه هم داشته

شماره 3
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
شماره 5