نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

35
شماره 35 ورودی ورودی صفحه 16

مهندسان شریف و مدیران غریب

گفتار اول: همیشه مهندسان اینچنین زمامدار سکان راهبری کشور نبوده‌اند. به تاریخ سیاسی قرن اخیر کشورمان که نگاه کنید خواهید دید در دهه ۳۴ باد موافق سیاست در بادبان سلطنه‌‌ها و دوله‌هایی می‌دمید که اغلب بر حسب مکنت و استطاعت برآمده از آریستوکراسی در فرنگ درس‌هایی از جنس علوم و ادبیات خوانده بودند و در قالب انتخابی و انتصابی در دستگاه قدرت وارد می‌شدند. اکنون که از دوربین تاریخ به آن روزگار نگاه می‌کنیم نتیجه نگاه اشراف‌مآبانه به کارمند دولت بودن، خطابه‌های پرشور در رادیو، یادداشت‌های زیبا در روزنامه‌ها و البته مجالسی است که بی‌وقفه با تکیه هوشمندانه بر ماده و بندی منحل می‌شد. ادبا و وکلا از پس شاهان برنیامدند. چه قوام و چه مصدق، چه بهار و چه میرزا همه یا در بند یا رانده شدند. ایران کشاورزی تمام‌ شده و دیگر با فئودال‌ها نمی‌ساخت.دوران متاخرتر پهلوی دوم دوران رشد سیاسی طبیبان بود. گویی ملتی که احساس می‌کرد بیمار است علاجش را در مدیرانی جراح می‌جست. دکتر‌‌ها دیگران را کنار زدند و نه‌تنها صندلی‌های مجلس که میز ادارات بالادستی را به تسخیر درآوردند و نتیجه آن شد که به سبک علوم تجربی آنها بیشتر نشانه‌های بیماری کشور را دیدند نه دلیلش را و زیر پوست احترام بزک‌شده‌ای که

شماره 35 ورودی صندوق پستی صفحه 17

دولت ‌الکترونیکی ایرانی

فکر نکنم کسی این روزها به کنسرت یا تئاتر و سینما برود و اینترنتی بلیت نخرد. دیگر کسی در صف‌های طولانی خرید بلیت منتظر نمی‌ماند، همه پشت دستگاه‌های خود می‌نشینند و سینما یا سالن تئاتر یا کنسرت مورد علاقه خود را انتخاب می‌کنند و پرداخت بهای بلیت را الکترونیکی انجام می‌دهند و بلیت خود را دریافت می‌کنند. بلیت الکترونیکی برای افراد ارسال می‌شود. هر کدام از درگاه‌های خرید بلیت راهکار متفاوتی دارد؛ یکی نسخه الکترونیکی بلیت را ایمیل می‌کند، یک درگاه به صورت مستقیم بلیت را نمایش می‌دهد و کدی برای بازیابی آن در اختیارتان می‌گذارد یا در خلاصه‌ترین روش یک کد برایتان ارسال می‌کند. تمامی این مسیرها الکترونیکی طی می‌شود اما هنگامی که می‌خواهید پای خود را به سالن سینما و تئاتر بگذارید، مشکلی پیش می‌آید؛ همه از شما نسخه کاغذی بلیت را طلب می‌کنند، ترجیح می‌دهند نسخه پرینت گرفته‌شده بلیت دست‌تان باشد و بدون دردسر آن را پاره یا سوراخ کنند. این حکایت الکترونیکی کردن سرویس‌ها در بخش خصوصی است. حالا در مراسم روز ارتباطات، وزیر و معاون وزیر از درگاه ملی خدمات دولت پرده‌برداری کردند؛ پروژه‌ای که عمر آن به بیش از هشت سال می‌رسد.حال شناسنامه خدمات روی این درگاه قرار گرفته و طبق گفته مسئولان از

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 35 ورودی صندوق پستی صفحه 17

اختلافی که آخرین نبود

اختلاف شرکت مخابرات ایران و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گویا به پایان خود رسیده است. احتمالاً زمانی که شما این یادداشت را می‌خوانید، تعرفه خدمات شرکت مخابرات ایران تغییر کرده و این شرکت می‌تواند امیدوار باشد سال ۹۵ مشکلات مالی کمتری داشته باشد؛ اما همین روزها که دو طرف ماجرا به هم لبخند می‌زنند و از تفاهم سخن می‌گویند، می‌توان انتظار داشت باز هم چنین مشکلاتی میان دولت و مخابرات ایجاد شود. این انتظار نه از سر بدبینی که با توجه به شواهد و قرائن است.بخش بزرگی از سهام شرکت مخابرات ایران تا سال ۸۸ از دولت جدا شد و فارغ از هویت خریداران سهام خرد و عمده این شرکت، اکنون دیگر مخابرات ایران دولتی محسوب نمی‌شود. با این وجود در اختیار داشتن حدود ۴۰ درصد از سهام مخابرات توسط دولت، همچنان این شرکت را به دولت پیوند داده است. از سوی دیگر حتی اگر این ۴۰ درصد نبود باز هم باید منتظر تلاش دولت برای اعمال حاکمیت بر مخابرات می‌بودیم. برای مدیران دولتی (بدون توجه به گرایش سیاسی دولت‌ها) سخت است در کار شرکتی که تا همین چند سال پیش یکی از زیرمجموعه‌هایشان بوده، دخالتی نداشته باشند. رابطه مخابرات خصوصی‌شده با دولت قبل هم چندان مناسب نبود و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 35 ورودی صندوق پستی صفحه 18

سایت رفتنی است؛ پرداخت را به خاطر بسپار

ماجرای فیلتر شدن واسط‌های پرداخت که مدت آن به سومین ماه نزدیک می‌شود صرفاً داستان یک فیلترینگ ساده که مشابه آن بارها اتفاق افتاده بود، نیست. این داستان بیکار شدن چند نفر هم نیست. اتفاقاً ماجرای بلاتکلیفی هزاران مشتری و کسب و کار هم نیست. ماجرای نابودی یک بوم‌زیست است که مدت‌هاست آجر به آجر شکل گرفته و هر کس خشتی روی خشت آن گذاشته به این امید که به بنایی باشکوه تبدیل شود و حالا آن سازه، یک‌شبه مانند رویایی نیمه‌تمام دود می‌شود و به هوا می‌رود. آمار ۵۰ هزار مشترک از یک درگاه و ۲۵ هزار مشتری از سایت دیگر را هنگامی که در ۲۴ (تعداد درگاه‌های واسط پرداخت) ضرب کنیم، مساوی فرو ریختن یک مثلث مستحکم می‌شود. حاصل این رفتار حذفی، هرچند می‌گویند حافظه تاریخی ایرانی‌ها کوتاه است، یک تاثیر کوتاه‌مدت و یک خاطره زودگذر نیست. سایه شوم این فیلترینگ فله‌ای بر تمام کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت افکنده خواهد شد. کسب و کارهای اینترنتی مانند هر فعالیت اقتصادی دیگری برای ادامه حیات خود احتیاج به امنیت و ثبات دارند و این امنیت بیش از آنکه حاصل ترفندها یا فرمول‌های پیچیده باشد، نتیجه نگاه نهاد حاکم و ناظر است. ساده‌تر بگویم امنیت یک حس درونی است

شماره 35 ورودی صندوق پستی صفحه 18

بعد از تو ای هفت سالگی…

قفل صفحه موبایلش را باز می‌کند و عکس صورت یک زن را نشانم می‌دهد که از شدت ورم و کبودی به سختی قابل تشخیص است. می‌گوید:«این عکس را دیده‌ای؟ این خبر حقیقت دارد؟» توضیحات زیر عکس درباره شکنجه و اتفاقاتی که بر سر زن و فرزندانش گذشته‌، تکان‌دهنده است. چهره‌ام در هم می‌رود:«بله انگار. از این اتفاقات زیاد می‌افتد، حالا این یکی رسانه‌ای شده. خدا را شکر که زود فهمیده‌اند و این بیچارها حداقل زنده مانده‌اند.» پایین همان خبر تلگرامی، خبر تجاوز معلم به یک دختربچه نوشته شده؛ دختر بچه ۹ ساله‌ای که مدت‌ها توسط معلم دیوانه‌اش مورد آزار قرار می‌گرفته و حالا آن‌قدر رنجور شده که حتی یک آزمایش خون ساده را هم نتوانسته‌اند از او بگیرند. اما پدرم هیچ چیز از این خبر از من نمی‌پرسد، خبر آن‌قدر تکان‌دهنده است که هر دو وانمود می‌کنیم چیزی نمی‌دانیم. از اینکه پدرم این خبرها را بخواند ناراحت می‌شوم. می‌دانم او هم هر روز چیزهایی می‌خواند که نمی‌خواهد من خوانده باشم. کودک که بودم پدرم گاهی قبل از اینکه روزنامه‌ها را به خانه بیاورد صفحه حوادث را جدا می‌کرد تا ما خبرهای قتل و تجاوز و جنایت را نخوانیم. تا مدت‌ها اصلاً نمی‌دانستم روزنامه چنین صفحه‌ای دارد؛ صفحه‌ای که عکس آدم‌ها

شماره 34
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
شماره 36