نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

25
شماره 25 ورودی ورودی صفحه 14

زمستان در بهار

خردادماه همیشه ماه داغ سیاست ایران بوده است؛ از انتخابات و انتقادات مخالفان دولت وقت گرفته تا گزارشات و دفاعیات دولتمردان حاضر در سالگرد انتخاب رئیسی جدید برای قوای مجریه جمهوری اسلامی. در سال‌های اخیر، این ماه «پرحادثه» چنان رنگ و بویی از تضارب آرا به خود گرفته که گاهی در مقایسه‌ای ساده میان فضای مجازی و حقیقی، به نظر می‌رسد دولتمردان و کاربران از دو خرداد متفاوت در دو سیاره متفاوت حرف می‌زنند و دیگر اینها دو روی سکه یک ملت در ماه انتخاب‌شان نیستند. شاید همین دوپارگی است که بیش از پیش، از رسانه‌‌ها امکان بررسی آرام و بی‌طرفانه کارنامه ریاست جمهوری جدید در روایتی تخصصی مانند فناوری اطلاعات را گرفته است. سقوط نکردن به یکی از دو قطب موافق یا مخالف دولت یا در واژگانی جدید امیدوار و دلواپس در این فضای سپید و سیاه آسان نیست و هر تحلیل عمیق و نکته‌سنجی باید خطر برچسب‌هایی از این دست را بپذیرد.بی‌شک برای بررسی کارنامه یک دولت در زمینه‌‌ای همچون آی‌تی فرصت‌های دیگری نیز وجود دارد که ناگزیر هم مصادف با سالگرد ریخته شدن رای‌ها به صندوق نیست؛ هفته دولت، دهه فجر یا حتی آغاز سال نو. لیکن برای سنجیدن پایبندی یک رئیس‌جمهور به وعده‌هایش هیچ ماه و

شماره 25 ورودی ورودی صفحه 14

کیش و مات

حریف قدر بود. همیشه قدر بوده است. سال‌ها بود با او بازی می‌کردم. استایل خاص خودش را داشت. ابتدا خیلی فروتنانه دو سه تا سرباز می‌فرستاد جلو. بعد با حرکت‌های به ظاهر احمقانه اسب‌هایش، آدم را در این فکر فرو می‌برد که لابد این‌بار دیگر می‌توان او را برد. پس همیشه تن می‌دادم به بازی به ظاهر ساده و دوستانه‌اش که گاهی به نظر می‌آمد حتی علاقه‌ای به بردن آدم ندارد. اما همیشه در همان لحظه‌ای که فکرش را نمی‌کردم، فقط با دو سه حرکت نرم او آچمز می‌شدم. خیلی آسان. بدون درد و خونریزی. آرزو داشتم یک بار هم که شده از همان ابتدا آن‌قدر حرفه‌ای مهره را حرکت دهد که آدم حساب کار دستش بیاید. همیشه از سورپرایز شدن در باخت بدم می‌آمد. ترجیح می‌دادم بدانم راهی مسلخ شکست به او هستم تا اینکه ناگهان زیر پایم خالی شود و در طرفه‌العینی خود را بازنده ببینم. یک تار موی بازنده بودن از پیش را با هزارامید و انگیزه واهی عوض نمی‌کردم و نمی‌کنم. اما چه سود که این حریف قدر روش بازی‌اش همین بوده و هست. مدل رفتاری‌اش با پنبه سر بریدن بود و مدل محبوب من روش گیوتین‌وار. اما نمی‌توان از او این انتظارات را داشت. شخصی

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 25 ورودی ورودی صفحه 15

قدرتمندتر کیست؟

اگر مسافر خط راه‌آهن- تجریش باشید متوجه تغییرات ایجادشده در این خط شده‌اید. مسافران دیگر نمی‌توانند به ‌جای کرایه مسیر خود وجه نقد بپردازند و حتماً باید از کارت‌بلیت استفاده کنند. علاوه ‌بر این از دستگاه‌های کارتخوان درون اتوبوس نیز نمی‌توانند استفاده کنند و باید از دستگا‌ه‌هایی استفاده کنند که درون ایستگاه‌ها جانمایی شده‌اند. برای این ساماندهی به نظر می‌رسد شهرداری اتوبوس‌های خصوصی فعال در این خط را نیز به خط‌های دیگر منتقل کرده و فقط اتوبوس‌های مخصوص شرکت اتوبوسرانی در این خط تردد می‌کنند؛ یعنی همان اتوبوس‌های قرمز آکاردئونی. تمام این تغییرات موجب شده نظم هرروزه این خطوط به‌ هم بریزد. صف‌های طولانی ایجاد شود و مردم نیز همه سرگردان خرید کارت یا قرض گرفتن کارت دیگران. این تغییر کوچک چنان ترافیکی در خطوط ایجاد کرده که موجب می‌شود اتوبوس‌ها دیرتر حرکت کنند و در نتیجه مسافران بیشتر در ایستگاه‌ها بمانند؛ مردم نیز به تبع آن اعتراض‌شان بلند ‌شود که مگر سیستم قبلی چه ایرادی داشت که مدلش را تغییر دادند.درست مثل صف‌های ایجادشده در روزهای ابتدایی استفاده از کارت بنزین. آشنایی با هر تغییر زمان می‌برد اما مقاومت در برابر آن چیز دیگری است. گاهی کسانی که با تغییر مواجه می‌شوند، قدرتی ندارند؛ طبیعی است در چنین شرایطی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 25 ورودی ورودی صفحه 15

در خواب غفلت بوده‌ایم

حدود سه هفته پیش با شخصی کره‌ای آشنا شدم؛ کره جنوبی. به ادبیات و موسیقی ایران علاقه بسیار داشت و همین موضوع باعث شده بود به ایران بیاید و زبان فارسی بخواند. در واقع مهم‌ترین دلیل سفر او به ایران، خواندن کتاب‌های مولانا به زبان کره‌ای بود. پیش از ایران به کشورهای پاکستان و هند نیز سفر کرده بود و رشته اصلی دانشگاهی و کارش روانشناسی بود. گوشی‌اش سامسونگ بود ولی دل خوشی از این شرکت همه‌فن‌حریف چندملیتی نداشت و می‌گفت سامسونگ محصولاتش در کشورهای دیگر بسیار ارزان‌تر از کره جنوبی است. معتقد بود تهران برای زندگی بسیار ارزان‌تر از سئول است چرا که مثلاً یک ترم هزینه دانشگاه در مقطع کارشناسی در آنجا حدود ۱۵ میلیون تومان می‌شود. البته با توجه به وضعیت ارزش پول در ایران که در حدود چهار سال پیش هم به یکباره افتی لگاریتمی داشت، طبیعی است که ایران کشور ارزانی برای توریست ها محسوب شود. درست زمانی که با او آشنا شدم در حال کار کردن روی موضوع موتور جست‌وجوی بومی برای پرونده این شماره ماهنامه پیوست بودم. حین اینکه داشتم با او درباره هنر و فرهنگ ایرانی صحبت می‌کردم و اتومبیل‌های کره‌ای نگاهم را بیشتر به خود جلب می‌کرد، ناگهان به ذهنم رسید

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 24
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44
شماره 26