نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

21
شماره 21 ورودی ورودی صفحه 18

نخبه‌سالاری در برابر اندک‌سالاری

پیوست بهمن‌‌ماه به روایتی مدیریتی‌ترین پیوستی است که تاکنون به دست شما رسیده است؛ نامه‌ای که نه‌تنها یک ماه بلکه یک دهه خاک خورده است تا پشت پرده بزرگ‌ترین فراکسیون مدیریتی فناوری اطلاعات و ارتباطات برآمده از «صنایع دفاعی ایران» را به دست شما برساند؛ یکصد مدیر. انتخاب این برش از مدیریت شرکت معظم صاایران به هیچ وجه تصادفی نیست و تلاشی است عامدانه برای رفتن به ورای مکتبی که شاید اندکی ساده‌انگارانه سال‌های سال صاایرانی نامیده شدند ولی در حقیقت تربیت، دیدگاه و ادبیات بسیاری از آنها در تضاد با بسیاری از همکاران‌شان بوده و این تفاوت‌ها مغفول مانده است. تردیدی نیست که حتی بی‌طرفانه‌‌ترین دیدگاه‌ها هم اذعان دارند خاستگاه نظامی- امنیتی این گروه که حاصل آمیختن واحد الکترونیک سپاه پاسداران در نهادی ریشه‌دار مانند صنایع الکترونیک ایران بوده‌اند، آنها را در صدر رسته دیوان‌سالاران «خودی» قرار داده است. همین مزیت و ترجیح آنها نه‌تنها در تربیت و امکانات‌شان در انتهای دهه ۷۰ موثر بوده است بلکه در مقامات و فرصت‌هایی که طی دهه ۸۰ در دولت و فرادولت از آن خود کرده‌اند نیز تاثیری غیرقابل انکار داشته است. نیازی به پرده‌پوشی نیست که بسیاری از هم‌رزمان «جنگال» در زمان نبرد هشت‌ساله ایران، بعدها تبدیل به هم‌قطاران صاایرانی و

شماره 21 ورودی ورودی صفحه 18

مکتب‌ مدیریتی‌ نوبنیادان

زیربنای آنچه امروز در میانه دهه نود در عرصه ارتباطات شاهد آن هستیم، با همه کاستی‌ها و مزیت‌های نسبی‌اش، در ابتدای دهه هشتاد گذشته است. وقتی ایده تربیت یکصد مدیر در صا ایران کلید خورد، شاید کمتر کسی گمان می‌کرد ماحصل آن دوره آموزشی، نقشه راهی باشد برای حوزه مخابرات کشور که طی یک دهه در پی خصوصی‌سازی مخابرات و ورود اپراتورهای دیگر مخابراتی، این چنین متحول و متغییر شد. در واقع مهاجرت نوبنیادی‌ها به سیدخندان که عملا بنیادی نو در ارتباطات کشور برافراشتند، نه آنچنان ناآگاهانه بود که نتوان ریشه‌های فکری و نظری آن را جستجو کرد و نه کاملا از پ‍یش برنامه‌ریزی شده که بتوان تمامی شاخص‌های موفقیت و عدم موفقیت مدیران تربیت یافته در این مکتب فکری را مو به مو جستجو کرد؛ بلکه یک حرکت بطیی مبتنی بر خلاقیت‌های فردی بود که تداوم آن مکتبی را در عرصه مدیریت ارتباطی کشور پدید آورده که می‌توان از آن به عنوان مدیران نوبنیاد یاد کرد.صاایران با ساختار اجرایی برجای مانده از پیش از انقلاب، طی چهار دهه حیاتش پس از انقلاب اسلامی تجربه‌های بسیاری پشت سرگذاشته که هیچ یک از تجربه‌های اقتصادی‌اش، از تولید انواع وسایل الکترونیک دفاعی و های‌تک گرفته تا تولید گوشی تلفن همراه، تا این

شماره 21 ورودی ورودی صفحه 19

باید زبان مشترک بیابیم

انتشار آمار بین‌المللی هر از چند گاهی تکانی به مسئولان اجرایی بخش‌های مختلف می‌دهد. آنان متوجه می‌شوند در چه زمینه‌هایی ضعیف عمل کرده‌اند و در چه زمینه‌هایی خوب. متوجه می‌شوند کدام کشورها پیشرفت کرده‌اند و کدام کشورها درجا زده‌اند و جایگاه ما در میان کشورهای جهان و منطقه کجاست. می‌توانند متوجه شوند برنامه‌ریزی‌هایشان برای توسعه موفقیت‌آمیز بوده یا مسیری که انتخاب کرده‌اند، همسو با تحولات جهانی بوده یا به سمتی اشتباه گام برداشته‌اند. البته رسیدن به تمامی این نتایج به نوع نگرش مدیران اجرایی کشور بستگی دارد. می‌توانند از این آمار بهره‌ برند و خطاهای خود را اصلاح کنند یا می‌توانند بدون توجه به آن همان مسیری را که در گذشته پیش گرفته‌اند، ادامه دهند. این دو نگاه متفاوت طی دوره‌های مختلف در میان سیاستگذاران و مدیران اجرایی ما حاکم بوده ‌است. گاهی اوقات مدیران سعی کرده‌اند از آمار بین‌المللی بهره برند و در دوره‌ای دیگر بدون توجه به آن حرکت کرده‌اند و خود را مبرا از طبقه‌بندی‌ها دانسته‌اند. در دوره‌هایی که مدیران کشور تصور می‌کردند تمام برنامه‌ریزی‌هایشان صحیح است و هیچ نیازی به مقایسه‌های جهانی نیست و تمامی آمار جهانی را نشانه‌ای از بدگمانی به ایران تلقی می‌کردند، نتیجه‌اش فاصله بیشتر ایران از استانداردهای بین‌المللی شد.هیچ شکی نیست که

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 21 ورودی ورودی صفحه 22

شوخی ای به نام مرز

لابد با دیدن عنوان مطلب فکر کردید می‌خواهم راجع به بی‌رنگ شدن مرزهای کشورها در دنیای امروز با توجه به همه‌گیر شدن اینترنت و ارتباطات موبایلی و شبکه‌های اجتماعی و غیره حرف بزنم؛ اما خیر. مرزهای جغرافیایی موضوع یادداشت من نیست. به تازگی یکی از دوستانم دچار مشکل عاطفی شدیدی شد. او شخصی را که عاشقانه دوست داشت و می‌خواست با او ازدواج کند، به دلیل سستی در تصمیم‌گیری از دست داد و طرف، همسر دیگری برگزید. افسردگی شدید این دوست ما کارش را به مشاور و روانپزشک رساند. انگیزه انجام هیچ کاری را نداشت. دنیا برایش به پایان رسیده بود. حتی بارها به این فکر کرده بود که خودش دنیایش را در عمل به پایان برساند که خوشبختانه شجاعتش را نداشت. اما درست وقتی که فکر می‌کرد هیچ امیدی برای ادامه راه ندارد، مثبت بودن نتیجه نمونه‌برداری پدرش تعاریفش را نسبت به حال و روزش دگرگون ساخت. غم جدید آن‌قدر شدید بود که قبلی را فراموش کرد. می‌دانست دیگر حق ندارد بی‌انگیزه باشد. تازه باید به پدرش هم انگیزه می‌داد. باید انرژی می‌داشت تا بتواند در مراحل معالجه او را همراهی کند. حس و حالش از مرزی عبور کرده بود بی‌آنکه خود بداند. جالب اینجاست که همین امروز که

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 21 ورودی ورودی صفحه 19

Je Suis Régulateur

ماه گذشته ناگهان در فضای مجازی و به خصوص شبکه‌های اجتماعی، توفانی راه افتاد از نارضایتی کاربران اپراتور دوم تلفن همراه ایران، بابت گرانی ناگهانی بسته‌های اینترنت همراه. موج گسترش یافت و تا آنجا پیش رفت که برخی کاربران، یک روز را به عنوان تحریم این اپراتور مشخص کردند. اینکه موضوع تحریم تا چه اندازه مطابق خواست مطرح‌کنندگانش پیش رفت، موضوعی است که باید جداگانه بررسی شود؛ اما تا پیش از آن نیز می‌توان به این موضوع نگاهی تحلیلی داشت و آن را حداقل از دو منظر به‌هم‌پیوسته، بررسی کرد.۱ اپراتور دوم برخلاف اپراتور اول بخش بیشتری از مشترکانش، از دیتا استفاده می‌کنند. ایرانسل از آنجا که کار خود را با نسل ۷۵/۲ آغاز کرد، از همان ابتدا، مشترک دیتا داشت. از سوی دیگر، طیف مشترکان این اپراتور به گونه‌ای است که در قسمت دانشجو و دانش‌آموز پررنگ‌تر است؛ همان قشری که درآمدی ندارد و هزینه‌هایش را باید توسط خانواده پوشش دهد و طبیعی است حتی یک ریال هم برایش اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. از سوی دیگر، هنوز بخش‌های بزرگی از کشور تحت پوشش نسل‌های ۳ و ۴ تلفن همراه قرار نگرفته‌اند و گران شدن بسته‌های اینترنت همراه، به معنی افزایش هزینه برای مشترکان GPRS‌ بود. در این شرایط، افزایش ناگهانی

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 21 ورودی صندوق پستی صفحه 20

پژواک رمز

صحنه: سوپر مارکت امیران – خ نلسون ماندلا – خ یزدان – پ۱۲ساعت ۱۷ – یک روز سرد زمستانی حاضران: مشتری ۱: خانم جواهری – خانه‌دار – ۵۵ ساله – در حال بررسی قوطی‌های کنسرومشتری ۲: مینا، خواهرزاده خانم جواهری – حسابدار- ۳۰ ساله – در حال بررسی شیشه‌های مربامشتری۳: آقای سالمی- معمار- ۴۴ ساله- در صف صندوق ۲مشتری۴: خانم شاکری- بازنشسته- ۵۱ ساله- در صف صندوق ۱مشتری۵: آقای سماواتی- کارمند بانک- ۳۴ ساله- در حال خرید لوازم جشن تولدمشتری۶: سارا، دختر آقای سماواتی- چهارساله- همراهی پدر با شیطنت فراوانآقای تابان: مسئول صندوق۱خانم شاهپور: مسئول صندوق ۲ خانم جواهری به همراه مینا پس از انتخاب اقلام مورد نیاز، به سمت صندوق ۱ می‌رود و در صف، بعد از خانم شاکری می‌ایستند. در صندوق ۱: آقای تابان پس از اسکن اجناس توسط اسکنر، مبلغ قابل پرداخت را اعلام می‌کند.آقای تابان: خانم قابلی ندارد.خانم شاکری: خیلی ممنون از لطف‌تون.آقای تابان: ۵۳ هزار و ۵۰۰ تومان لطفا، نقد پرداخت می‌کنید؟خانم شاکری: خیر، کارت می‌کشم.آقای تابان کارت را به دستگاه می‌کشد و رمز مربوط به فروشگاه و مبلغ را وارد می‌کند.آقای تابان: رمزتون چنده خانم؟خانم شاکری: نمی‌دونم. یادم نمی‌مونه. صبر کنید تو گوشیم ذخیره‌ش کردم، الان می‌خونم براتون.و خانم شاکری با صدای متوسط شروع

شماره 20
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46
شماره 22