نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

ورودی

16
شماره 16 ورودی ورودی صفحه 14

آن سوی سرزمین‌های سوخته

روزگاری جبران خلیل جبران نوشت:«نپرسید کشورتان برای شما چه خواهد کرد، بپرسید شما برای کشورتان چه کاری می‌توانید انجام دهید.» سال‌ها بعد پرزیدنت مقتول آمریکایی، جان‌اف کندی هم از روی این کلام سحر‌انگیز خطابه تاریخی‌اش را نوشت تا اولی خط شروعی برای ترمیم میهن‌پرستی عربی و دومی خط آغازی برای ملی‌گرایی ایالات متحده جدید کشیده باشد. شاید حالا نیز صنف فناوری اطلاعات نیازمند آغاز دوباره‌ای از چنین خطی باشد؛ خطی که در آن شرکت‌ها و افراد فناوری اطلاعات ایران باور کنند و بپذیرند که بیدار شدن‌شان از کابوس این رخوت کشدار چاره‌ای جز بیداری جمعی ندارد.سازمان نظام صنفی رایانه‌ای با تمام کم داشتن‌‌ها و زیاد خواستن‌هایش، با تمام کوته‌نگری‌ها و بلند‌پروازی‌هایش، آینه تمام‌نمای بازاری است که هم در هم کوبیده شده و هم از درون پاشیده است. تضاد بازار فناوری ایران را باید در این حقیقت جست‌وجو کرد که از یک سو فعالان این بازار خواسته‌‌اند بحق ابزار‌هایی را به میهن‌شان عرضه کنند که زیرساخت و تجسم مفاهیمی متعالی همچون آزادی، ارتباط، شفافیت و انسانیت هستند ولی از سوی دیگر در عمل خود از تجسم بخشیدن به این معانی جذاب حتی در پایین‌ترین سطوح بازارشان عاجز بوده‌اند؛ واعظانی بوده‌اند که از وعظ خود گریخته‌اند و کوزه‌گرانی بوده‌اند که خود کوزه‌

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 14

بحران هویت در فاوای ایــــــــــــرانی

به همان اندازه که رضا تقی‌پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوم محمود احمدی‌نژاد با سهامداران و مدیران شرکت مخابرات به عنوان اپراتور اول کشور، پس از خصوصی‌سازی قرابت، رفاقت و نزدیکی داشت، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت حسن روحانی با این سهامداران اختلاف و فاصله دارد، اما نه آن قرابت و رفاقت تقی‌پور و نه این اختلاف و فاصله محمود واعظی با سهامداران هیچ یک باعث نشد دولت همان رفتاری را با اولین اپراتور سراسری کشور داشته باشد که با دیگر اپراتورهای سراسری دارد؛ شاهد این مدعا چالش‌ها و کش و قوس‌های فراوانی است که هنگام تعیین مدیرعامل شرکت مخابرات ایران به وجود می‌آید.پس بیراه نخواهد بود اگر ریشه و هدف آنچه را رضا تقی‌پور برای کنار گذاشتن صابر فیضی از مدیرعاملی مخابرات انجام داد، با فشاری که محمود واعظی برای کنار گذاشتن مظفر پوررنجبر از مدیرعاملی مخابرات به کار بست، یکی بدانیم.رضا تقی‌پور هنگام تغییر و تحولات مجمع مخابرات تمام توش و توان خود را به کار بست که نقش و نفوذ خود را در هیات مدیره شرکت مخابرات افزون سازد تا شاید نقش دولت را همچون گذشته در هرم تصمیم‌گیری مخابرات بیابد. از همین رو کنار گذاشتن صابر فیضی و روی کار آمدن

شماره 16 ورودی ورودی صفحه 15

قانون‌نویسی در فضای مجرد

حدود سه سال پیش درست زمانی ‌که مرکز توسعه تجارت‌ الکترونیکی توسعه مراکز میانی را در دستور کاری خود قرار داده بود و برای صدور امضا تبلیغ می‌کرد، وزارت کشور اعلام کرد بابت صدور کارت‌های هوشمند برای هر شهروند امضایی صادر خواهد کرد. در ابتدا این تصور به ‌وجود آمد که طبق روال قانونی ثبت احوال نیز یک مرکز میانی ایجاد می‌کند و زیر نظر ریشه اقدام به صدور امضا خواهد کرد اما پس از گذشت مدتی مشخص شد منظور مسوولان از این اظهار نظر ایجاد مرکز ریشه‌ای مجزا یا تولی‌گری مرکز ریشه است. آنان می‌خواستند تولی‌گری مرکز ریشه را با این استدلال که بخش هویت کشور زیر نظر وزارت کشور است و این بخش نیز باید زیر نظر وزارت کشور باشد، در اختیار گیرند. هر چند به دلیل نص قانون این امر عملی نشد اما نه‌تنها هنوز کارت‌های هوشمند و امضای آن به نتیجه نرسیده ‌است بلکه روند توسعه امضای دیجیتال نیز کند شد. با این وجود به نظر می‌رسد مدیران ما از چنین تجربه‌هایی درس نمی‌گیرند و هنوز بر سر اجرای برخی از پروژه‌ها و مدیریت و تولی‌گری آنان با یکدیگر اختلاف دارند. در این میان قانون‌نویسان ما نیز بی‌تقصیر نیستند، زمانی که هر کدام از قوانین و

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 16 ورودی ورودی صفحه 15

آش دهن‌سوز صنف

۱ . وقتی اتحاد جماهیر شوروی مقابل چشم همگان به چندین تکه تبدیل شد، برخی آن را ناشی از تفاوت‌های ساختاری جمهوری‌های آن دانستند و تحلیل کردند که این جماهیر از ابتدا هم یکی نبودند؛ اما دیرزمانی نگذشت که یوگسلاوی نیز به سرنوشتی مشابه- و حتی دردناک‌تر- دچار شد و آن‌قدر تکه‌تکه شد که اصطلاح «بالکانیزه» را برای همیشه وارد ادبیات سیاسی جهان کرد. اینجا بود که باید جوابی دقیق‌تر به این پرسش داده می‌شد که چرا چنین ازهم‌گسیختگی‌ای رخ داد؟ این موضوع را می‌توان از دو زاویه تحلیل کرد.نخست از زاویه مردم؛ واقعیت این بود که در طول سالیان، پیوندهای افقی و عمودی میان مردم این کشورها از بین رفته بود- یا شاید از ابتدا وجود نداشت- و تنها چسب قدرت آنان را در کنار یکدیگر نگه داشته بود. به مجرد آنکه این چسب از میان رفت- یا ضعیف شد- گروه‌ها و اقوام به فکر جدایی افتادند و هر کدام به راه خود رفتند.دوم از زاویه حکومت؛ مردم این کشورها ماندن در ذیل قدرت مرکزی را به خودی خود ارزش مهمی تلقی نمی‌کردند و در عین حال حکومت آنچنان ناکارآمد بود که هر طایفه احساس می‌کرد اگر خود زمام امورش را به دست گیرد، وضعیت بهتری خواهد داشت (اینکه

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 15
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
شماره 17