نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

باشگاه مدیران

11
شماره 11 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 56

گفت‌وگو با مردی که سیستم همکاری را ساخت

نظاره‌ای زیر برف

سال تولد: ۱۳۳۰محل تولد: تهرانسوابق تحصیلی: لیسانس مدیریت از دانشگاه تهران سوابق اجرایی: مدیرعامل و رئیس هیات مدیره همکاران سیستم     آنچه روی داد احتمالا ریسمان سرنوشت در دستان مطایبه‌گری است که پیوست باید درست در سالگرد تولدش در یکی از مناقشه‌برانگیز‌ترین و متورق‌ترین بخش‌هایش با محمود نظاری صحبت کند. تردیدی نیست که ماهنامه جوان ما از روز نخست در تلاش برای سخن‌ گفتن با مرد نرم‌افزاری‌های ایران بوده است و قاب «یک روز، یک‌ مدیر» از همان ابتدا برای موسس بزرگ‌ترین شرکت نرم‌افزاری ایران میخ خورده بوده است ولی جلسه معارفه مدیرعامل جدید این مجموعه بی‌نظیر نرم‌افزاری در پشت‌بام دلپذیر یکی از هتل‌های ناشناخته شمال شهر خودش شروع داستانی درون داستان بود. لنزها روی مهدی امیری تنظیم شده بودند و ضبط‌ها صدای مدیر جوان را ضبط می‌کردند ولی چشمان پیوست که از روز نخست برای واکاویدن تاریخ گشوده شده بود، فقط اولین مدیرعامل را می‌دید. رئیس اسطوره‌ای هیات‌مدیره همکاران سیستم در تمامی مراسم فقط چند باری سر تکان داد و بعد از شام چرخی در میان رسانه‌ها زد. میز پیوست آخرین میز بود و در کسری از ثانیه پذیرفت برای یکساله شدن‌مان صحبت کند. داستان تازه قهرمان خودش را پیدا کرد.   آنچه روی نداد محمود نظاری گزاره‌ای

شماره 11 باشگاه مدیران استارت‌آپ صفحه 64

چگونه یک نمایش ، بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی فرهنگ در ایران را خلق کرد

دیوار تئاتر به دور شاخ افرا

مژده شمسایی روی صحنه تاریک فریاد می‌کشد:«گفتم خانم باور کنید من با همه عشق و وجود منتظرش هستم.» مرضیه برومند قهقه استهزاآمیزی می‌زند و می‌گوید:«هاها ! در خیال!» صندلی چرخدار پسر معلولش را هل می‌دهد و از سایه‌روشن تئاتر افرا خارج می‌شود. زمستان ۸۶ وقتی بهرام بیضایی این تئاتر را با نام مفصل‌تر «روز می‌گذرد» روی صحنه تالار وحدت برد پایین روی صندلی‌های میانه سالن جمعی دانشجوی مبهوت دیالوگ‌های ظریف و ماندگار را مانند آب می‌نوشیدند. نطفه اولین و تنها شبکه اجتماعی فرهنگ و هنر ایران در همان سالن تاریک در ذهن طراحان تیوال بسته شد. اگر این روزها به سایت نگاه کنید، ۴۰۰ هزار نقد و نظر، حدود چهار هزار خبر و بیش از ۸۰۰ گزارش تصویری، بیش از ۴۰۰ آوای تیوال، بیش از پنج هزار نفر بازدید در روز و بیش از ۳۷ هزار نفر عضو، تقریبا رویکرد این وب‌سایت را در فضای کاری‌اش که فرهنگ و هنر است، نشان می‌دهد. ۱۲۰۰ محصول و رویداد فرهنگی اعم از تئاتر، کنسرت، فیلم و رویدادها و محصولات هنری دیگر در تیوال تعریف شده که دارای صفحه رسمی هستند و تا به حال ۲۶۷ نمایش یعنی بیش از ۷۲ هزار بلیت توسط این وب‌سایت به فروش رسیده است.از مشخصه‌های اصلی این

شماره 11 باشگاه مدیران شرکت‌گردی صفحه 66

چگونه قدیمی‌ترین شرکت صدور قبض ایران به بازارهای موازی نفوذ می‌کند

پویایی پویش

انتخاب شرکت داده‌پردازی برق و آب پویش برق برای شرکت‌گردی شماره سالگرد پیوست ناشی از تلاش تیم خبری برای رسیدن به یک انتخاب متمایز است. این شرکت قدیمی که تاریخچه تاسیس آن به بیش از ۴۰ سال پیش بازمی‌گردد، طی سالیانه متمادی از حد یک دایره دولتی در اداه برق تهران به تدریج تبدیل به شرکتی مستقل و سپس به نوعی خصوصی شده است که در عمل جزیی از بازار نامرئی فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران به شمار می‌رود. این بخش از شرکت‌های خدماتی و عمدتا زمینه صورتحساب‌گیری و به عبارت رایج‌تر بیلینگ اغلب در برداشت کلاسیک رسانه‌ها از بازار نرم‌افزار کشور نمی‌گنجند ولی صدور سالیانه بیش از ۴۰ میلیون صورتحساب برق و خصوصی شدن تدریجی از اوایل سال ۸۵ نشان می‌دهد باید این نگاه دستخوش تغییر شود. داده‌پردازی برق و آب پویش برق زمینه کاری: بیلینگ خدمات عمومی و شهری نیروی انسانی: ۷۰۰ نفر سال تاسیس: ۱۳۵۱ شرکت‌هایی مانند پویش برق طی سال‌های اخیر بخشی از زنجیره لاجرم تغییر در صنعت خدمت‌رسانی شهری در ایران هستند و شناخت دقیق و انحصاری آنها از بازار فناوری اطلاعات به مثابه سرویس باعث شده است نه‌تنها زمینه کاری آنها به شهرستان‌ها که حتی به برخی از کشورهای همجوار مانند افغانستان نیز

شماره 10
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44
شماره 12