نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا

باشگاه مدیران

10
شماره 10 باشگاه مدیران یک روز، یک مدیر صفحه 42

یک روز با احمد معتمدی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت اصلاحات

فرزند امیرکبیر

وزیر ارتباطات اصلاح‌طلبان از منظری ساختار‌سازترین وزیر تاریخ پست و تلگراف و تلفن ایران به شمار می‌آید. در زمان وی نه‌تنها زیرساخت‌های ارتباطی کشور از اینترنت گرفته تا تلفن همراه در مسیر توسعه قرار گرفتند، بلکه بنیاد نهادن جریان‌های رگولاتوری، خصوصی‌سازی و اپراتوری باعث شد طی هشت سال دانشگاه‌نشین شدنش همچنان اثر انگشتش بر قامت فناوری ایران باقی بماند. شمایل وی در ردای وزیری معاصر شناخته‌شده است ولی بیرون از چهره عبوسش به عنوان مدیری تحولگرا برای بسیاری احمد معتمدی تنها غریبه‌ای آکادمیک است که برای دور دوم سید خندان دیوارهای امن دانشگاه محبوبش، امیرکبیر، را ترک کرد تا در صدر دستگاه سیاسی کشور بدرخشد و محو شود. لیکن برای آشنایان او هنوز هم همان انقلابی ناآرام، زندانی سیاسی، رزمنده فناور و استادی مهربان است. برای ما در اتاق کوچک ساختمان ابوریحان، دانشگاه پلی‌تکنیک، در میان کتاب‌ها و لوح‌های سپاس او همان پسرک ماجراجو و خندان میدان ژاله بود. بچه‌ها برای مشورت در میانه انتخاب واحد مقابل در اتاقش صف کشیده بودند و پیامگیر تلفن مدام پیام را می‌گرفت ولی خودش خندان و پرحوصله توضیح می‌داد از وقتی چاقو خورده معده‌اش کوچک‌تر شده و برای همین توفیق اجباری نصیبش شده که متناسب‌تر شود. سال تولد: ۱۳۳۲ محل تولد: تهرانسوابق تحصیلی:

شماره 10 باشگاه مدیران استارت‌آپ صفحه 50

کلپچ استارتاپی بود که فهمید موفقیت در مهارت فنی نیست

چند کلیک تا کله‌پاچه

با یک تیر دو نشان زدم: هم هجرانش را به وصال وادار کردم و شکمی از عزا درآوردم و هم شیوه‌اش را محکی، هر چند کوچک زدم. البته وادار کردن هم طریقت خودش را می‌طلبد در سرمای این روزهای تهران که نفس کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک و چو دیوار ایستد در پیش چشمانت، ترجیحا بیرون نرفتن از فضای خانه در این آلودگی زیبایی‌کُش و آدم‌کُشِ این شهر کثیف، دلپذیرتر است. قبل از این اگر می‌خواستم کله‌پاچه بخورم نه‌تنها مجبور بودم خودم را برای بیرون رفتن از خانه در این هوای بس ناجوانمردانه سرد راضی به شال و کلاه کردن کنم، بلکه باید مخ دوستان پایه‌‌ کله‌پاچه‌خورم را هم مثل نانی در آبگوشت ترید می‌کردم یا در اصطلاح امروزی‌تر، مخ‌شان را می‌زدم تا با هم به یک کله‌پزی برویم. و اساسا به قول خیام، چون می خوردن و شاد بودن آیین ماست، خوردن این غذا در بیرون از فضای خانه حضور دوستان را می‌طلبد تا دل‌انگیزتر شود. این بار اما ناز یار کشیدن طریقی دیگر داشت؛ طریقی دیگر جز به کوی یار رفتن! «لحظه دیدار نزدیک است باز می‌لرزد دلم، دستم» البته این بار نه از شوق دیدار یار، از گرسنگی! راس ساعت، سفارشی که شب قبلش

شماره 10 باشگاه مدیران شرکت‌گردی صفحه 52

یک روز در میان فناپی‌ها و هلدینگ‌شان

آرمانگرایان جوان

مجموعه فناپ دست‌کم از سه منظر یک استثناست؛ هویت، حیات و وسعت. هسته اولیه شرکت به عنوان مجموعه فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان بدوا در نقش بازوی فاوای گروه مالی پاسارگاد تشکیل شد ولی طی نزدیک به یک دهه‌ای که از حیات آن گذشته، به شکل فزاینده‌ای کوشیده است هویتی فراتر از شرکتی صرفا بانک صاحب داشته باشد.  طول عمر شرکت به عنوان نهادی که پایه‌های آن تازه در سال ۸۴ نهاده شده است نیز بازنمایی دقیقی از نفوذش در حوزه‌های مالی و اعتباری کشور نیست، ظرف سال‌های اخیر آنها به سرعت بسیاری از مجموعه‌های خدماتی با قدمتی چند ۱۰ ساله را پشت سر گزارده‌اند و درست به پشت گوش غول‌های تثبیت‌شده این بازار رسیده‌اند. وسعت فعالیت‌های مجموعه فناپ هم حکایت دیگری است از دگردیسی شرکتی که بسیاری آن را به عنوان ارائه‌کننده راه‌حل‌های بانکی می‌شناختند ولی در یک سال اخیر با جهش به سمت یک هلدینگ و مستقل کردن شاخه‌های متعددش در تلاش است به بزرگ‌ترین پیمانکار عمومی در حوزه فناوری اطلاعات ایران تبدیل شود. پس از یک روز شرکت‌گردی در این مجموعه جوان و سریع خود شما قضاوت کنید که تا چه حد آنها به این رویای خود نزدیک هستند.    فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریانزمینه

شماره 9
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
شماره 11